باسمه تعالی: سلام علیکم: حرز امام رضا«علیهالسلام» که در حاشیهی مفاتیح هستع به همان روشی که دستور دادهاند إنشاءاللّه کمک میکند. در ضمن رجوع به روانپزشک بد نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود این عطش و این حساسیت هر دو خوب است. به امید آنکه بتوانید به آن، جهتی دهید به سوی عرفانِ حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» که در مقابل ما گشودهاند، از جمله تفسیر سورهی حمد. البته به شرطی که از دروس رسمی حوزه کم نگذارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بَه بَه! به این نگاه. بحمداللّه به نکتهی خوبی رسیدهاید و از این مهمتر متوجهی راههای انحرافی در مسیر لقاء الهی شدهاید. لذا اولاً: با چنین افرادی که به قول شما قلبشان مثل یک تکه سنگ شده است؛ باید مدارا کنید. ثانیاً: مسیر طلبگی خود به خود مسیر پر برکتی است و با رسیدن به درس خارج، آرامآرام فرصت رجوعِ دقیق و عمیق به اسفار و فصوص برایتان فراهم میشود و به عقلِ حکمت متعالیه که منوّر به قلب است، میرسید. یعنی همان «قلوبٌ یعقلونَ بها». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مراء؛ روحیهی استعلاء و برتریجویی مطرح است، ولی به این صورت که شما میفرمایید چنین روحیهای مطرح نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت آیت اللّه حائری شیرازی در کتاب «تربیت اسلامی»شان نکاتی در مورد نقش شرایط دارند مبنی بر اینکه شرایط یا معدّات، تنها در آن حدّ مؤثرند که انسانها بخواهند از آن استفاده کنند. در موضوع رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» باید بین ولایت آن حضرت و مقام قربی که دارند، با مقام نبوت آن حضرت که مربوط به نیاز زمان خاصی است که حضرت در آن زمان متولد شدهاند، تفکیک کرد 2- چه مشکلی پیش میآید که شخصی در عین آنکه فرزند امام است نتواند از شرایط خود استفاده کند؟ شاید حکمتی هم در این موضوع باشد که صرف محیط و شرایط، تعالی و کمال محقق نمیشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثهای اخلاقی بهخصوص با استناد به آیات قرآن خوب است و در کنار آن مباحث معرفتالنفسی میتواند مطرح شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر به ماهیت ما باید متوجه باشیم که آنچه در صحنه است «وجود» است در ظهورات مختلف. و ماهیات همانطور که فیلسوفان معتقد به اصالت وجود میفرمایند، حدّ وجود است و این حدّ در نگاه عرفانی همان اعیان ثابتهی مخلوقات یا مقام امکانی آنها است که از جهتی به جهت ذات ممکنالوجودشان، هیچ وجود استقلالی ندارند. ولی از جهت امکان ذاتی، خداوند در حدّ امکان آن مخلوقات، آن مخلوقات را خلق میکند و به آنها میفرماید «بشوند» و «میشوند». و لذا باید متوجه بود که اعتباری بودن ماهیت در مقابل اصالتدادن به وجود است نه آنکه متوجهی محدودیت آنها و تشخص آنها نگردیم و گمان کنیم فیلسوفان و عارفان منکر وجود خارجی پدیدهها هستند. آنها با تربیت نگاه عقلانی و یا نگاه شهودی خود، مواظباند اصالت را به ماهیات ندهند و از مظهریت آنها که محل تجلی اسماء الهی است، غفلت کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاح گردید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عزم کلی خود چنین نیّت کنید که میخواهند قواعد موجود در عالم را بیابید که یک نحوه ظهور توحید خداوند در عالم است. موفق باشید
