بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17671
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: با توجه به سخنرانی اخیر آیت الله جوادی آملی راجع به نظام ربوی بانکها و افتادن سایه شوم ربا بر جامعه اسلامی ایران، تکلیف ما در قبال گرفتن وام چیست؟ از طرفی ما مقلد مقام معظم رهبری هستیم و ایشان وام گرفتن را شرعی می دانند. به خدا نمی دانیم گرفتن وام اثر بدی در زندگیمان دارد یا نه؟ لطفا راهنمایی کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع وام‌گرفتن از بانک در ذات خود از ظلمی که بانک‌ها انجام می‌دهند؛ جدا است. بانک‌ها در همین وام‌گرفتن که باید واسطه باشند بین پول مردم و آن کسی که طالب وام است، پدر مردم را در می‌آورد و چند برابر وامی که به مردم می‌دهند، تحت عنوان دیر کِرد از مردم می‌گیرند. موفق باشید

16363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی و آرزوی قبولی طاعات: با تشکر از سایت خوبتان و اینکه برای پاسخ دادن به پرسشها وقت می گذارید سوالم اینست که: آیا برای فرزندآوری باید همه جوانب را بررسی و سپس اقدام نمود؟ شرایطی مثل شرایط اقتصادی - وضعیت روحی - جسمانی و سن پدر و مادر - بیماری هایی که ممکن است پدر و مادر داشته باشند و ... یا همه چیز را به خدا بسپاریم و اقدام کنیم؟ آیا تعداد فرزند را باید محدود نگه داریم؟ بنده دارای یک فرزند هستم ولی ایمانم ضعیف است و تردید دارم با این روحیه بتوانم تربیت خوب و اسلامی برای فرزندم داشته باشم. همچنین وضعیت اقتصادی و فساد جامعه تردیدم را دو چندان می کند ولی همسرم به شدت بر این امر اصرار دارد. متاسفانه دولت نیز بر خلاف منویات مقام معظم رهبری در امر فرزندآوری از نظر اقتصادی خانواده ها را یاری نمی کند تنها کاری که کرده ممنوع کردن وازکتومی بوده است. در یک مثال سوالم را خلاصه می کنم مثلا اگر من فردی کافر در فقیرترین کشور بودم باز هم باید تولید مثل می نمودم با توجه به اینکه با اینکار فرد یا افراد کافر و فقیر دیگری به این گروه اضافه می شود؟ یا اینکه ما باید روال طبیعی را طی کنیم (هر تعداد که خواستیم فرزند بیاوریم) و خدا خودش هر که را بخواهد هدایت می کند و ربطی به ما ندارد؟ از اینکه وقت با ارزشتان را گرفتم پوزش می طلبم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت ما در هر شرایطی موظف به فرزندآوری نباشیم، ولی در شرایطی که فعلاً کشور ما گرفتار خطر پیریِ نسل‌های آینده است و روی‌همرفته فضای کشور، فضای عبور از فرهنگ مدرنیته می‌باشد، باید در فرزندآوری، نگران بقیه‌ی جوانب نبود. و همان‌طور که مکرراً روایات ما متذکر می‌شوند در مورد رزق فرزند باید به خدا توکل کرد. موفق باشید

15369
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: 1. در پاسخ به سوال قبلی که حضرت علی اصغر (ع ) و رقیه (س) کودک بودن و به سن تکلیف نرسیده بودند در حالی که آنها باب الحوایج هستند و مقاماتی دارند که ما به آنها متوسل می شویم در حالی که در این دنیا عمر طبیعی نکرده اند و مثل امامان کمالاتی کسب نکرده اند چگونه توجیح می کنید فرمودید که هر کس مطابق اعیان ثابته و اختیار قبل از خلقتش در این دنیا با همان انتخاب اولیه اش شخصیت خود را شکل می دهد و حضرت حق بر همان اساس مسیر او را برایش تعیین می کند حالا اگر ما در امکان ذاتی در علم الهی و عین ثابته خود کل شخصیت خود را انتخاب کردیم و جواب الست بربکم را هر کس در عین ثابته به نحوی داده حضرت علی اصغر (ع) هم این گونه داده که من در رکاب پدرم در شش ماهگی شهید شوم یعنی تمام اتفاقات و رفتارهای که به صورت جزئی ما در این دنیای حادث انجام می دهیم در علم الهی به صورت دفعی انجام داده و انتخاب کرده ایم پس رفتارهای ما در این دنیا به نوعی می شود گفت بروز آن شخصیتی که در عین ثابته انتخاب کرده ایم و در این جا نمی خواهم بگوییم اختیار زیر سوال می رود ولی مطلب این است که شما در بحث عصمت می فرماید ائمه کمالشان در حفظ عصمت است یعنی عمری تلاش می کنند عصمت خود را حفظ کنند و بقیه مردم تلاش می کنند به عصمت برسند این درست، اما حضرت علی اصغر (ع) که هنوز بزرگ نشده و به سن تکلیف نرسیده، و حتی اگر عصمت موهبتی را برای ایشان قبول کنیم خوب هیچگونه تلاشی در حفظ آن نکرده اند که بگوییم عمری تلاش کرده اند و عصمت موهبتی که خدا به ایشان داده بود حفظ کرده اند مثل ائمه، در حالی که ما متوسل می شویم یعنی نوعی عصمت قائلیم به آن حضرت و حاجت می گیریم؟ 2. قسمت دوم سوالم این است که آیا روایاتی داریم که اثبات کنند ائمه ما در مورد حضرت علی اصغر (ع) و رقیه (س) در مورد عصمت و مقاماتشان صحبت کرده باشند؟ معرفی فرماید. 3. قسمت سوم سوالم: آیا می شود عین ثابته را با این مثال معرفت النفسی حل کرد که مثلا نفس یک اراده بر عملی می کند همین که اراده بر عمل کرد و در مقام خودش آن عمل انجام گرفت فقط می ماند این که آن را در عالم ماده به جزئیت انجام دهد؟ 4. قسمت چهار سوالم: اصلا عین ثابته اشاره به عالم اول ما خلق الله که عقل است دارد یا همان عالم ذر یا علم الهی در ذات احدی اشاره دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید انسان در ذات خود و در بُعد امکانِ ذاتی‌اش، مختار است و در تمام طول عمر خود با انتخاب‌هایی که هرلحظه می‌تواند انجام دهد، به‌سر می‌برد. حضرت علی اصغر و جناب رقیه خاتون آن انتخاب را کردند که می‌دانید و با آن انتخاب شخصیتی شدند که برای ما بس محترم و مقدس‌اند و جواب‌گوی توسلات ما می‌باشند. و این ربطی به موضوع عصمت ندارد، بلکه عزم مقدس آن‌ها، آن‌ها را بزرگ کرده. در رابطه با عین ثابته، در جریان باشید که هر مخلوقی در علم خدا، حقیقت خود را دارد و حضرت حق مطابق ظرفیت عین ثابته‌ی مخلوق، او را خلق می‌کند. موفق باشید  

15025
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. آیا گناه کبیره پدر که بعد از تولد فرزند انجام شده در فرزند تازه متولد شده و یا در آینده آن فرزند تاثیر می گذارد؟ 2. آیا ممکن است خداوند به واسطه گناه کبیره پدر فرزند را از معنویات دور کند و یا استعداد عالم دین شدن در آینده را از فرزند به خاطر گناه کبیره پدر از آن فرزند یا نوزاد بگیرد؟ 3. والدین چه گناهانی مرتکب شوند روی فرزندشان تاثیر می گذارد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر 2- خیر 3- والدین برای فرزند نقشِ مافی‌الشرایط را دارند و نه مافی‌الانسان را. آری! اگر کسی بخواهد خوب شود و والدین او نیز شرایطِ خوب‌شدن را برای او فراهم کنند، ثواب آن را می‌برند. ولی چه بسیار فرزندانی که در شرایط خوبی  متولد شده‌اند ولی بنا نداشته‌اند که خوبی را انتخاب کنند. مفصل این بحث را آیت اللّه حائری شیرازی در کتاب «تعلیم و تربیت» خود روشن کرده‌اند. موفق باشید

14184
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در پاسخ 14130 در این سئوال چند پیش فرض در ذهن دارم که نمی توانم جواب شما را بپذیرم لطفا راهنمایی کنید.پیش فرض های من اینگونه اند: همه اتفاقات عالم به اراده ی خداوند است حتی شنیده ها پس اتفاقی نیست از بین این همه ذکر و دعا مورد های خاصی را قلب توجه می کند. انجام عمل در زمان طولانی چهل روز توفیق می خواهد و این از جانب خداست. روایت از قول معصوم یا تاکیید عالمان مورد تاکید موجب می شود من امید صد در صد به نتیجه داشته باشم حال دلیل می آورند این ذکر درست انجام نشد من در جواب فقط یک جمله می گویم چرا ابتدای بیان ذکر نگفتید؟ اگر خداوند قرار نیست در انتهای این دوره زمانی که بیان شده است نتیجه خاص را نبینیم چرا در اتمام اینگونه بیان، ذکر نمی شود اگر به مصلحت بود؟ اگر قرار است برای نمک غذا دعا کنیم اما غذا را بدون نمک بخوریم خوب چه کاریه بی دعا غذا را می خوریم اگر خداوند تقدیر کرده بود که غذا نمک داره و اگر نه غذا نمک نداره، اگر قرار اجابت نشه چرا سفارش به دعا شده؟ خداوند فوق تقدیر است پس اگر اراده کنند تغییر می کنه، پس چرا نباید باور کنم که حالا توفیق یافتم حالا باید مهیا اجابت دعا باشم؟ با این باورها من دعا کردم دل شب بیدار شدم. اما نشده و من دنبال چرا هستم. چون باورم دارم از دست می دم چون نمی خواهم باور تمام این مدت پای منبر فریب خوردم دارم مقاومت می کنم اما وقتی جوابی برای چرای من نیست شکست می خورم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان نمونه در قرآن داریم: «لعلکم تتقون» یا «لعلکم تهتدون» بدین معنا که اگر روزه‌ی ماه رمضان را درست انجام دهید «لعلکم تتقون» شاید که به تقوای برسید و یا اگر از وَحی الهی پیروی کنید «لعلکم تهتدون» شاید که هدایت شوید. این‌که می‌فرماید شاید متقی و شاید هدایت شوید، به جهت آن است که در کنار این اعمال باید زمینه‌های لازم نیز فراهم باشد تا نتیجه حاصل شود و از طرفی بنا نشد ما برای خدا تکلیف معین کنیم و او در خدمت ما باشد! بنا شد که او شرایطی را برای بندگی ما به ما لطف کند و ما در متن چنان شرایطی، بندگی خود را نشان دهیم. موفق باشید.

13751
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: چرا خداوند اصل استعدادها را در اعیان متفاوت قرار داده است؟ مگر اعیان فیض اقدس نیست؟ و فیض هم از خود او ساطع می شود پس می توان نتیجه گرفت که استعداد ها را هم خداوند تعیین کرده چون اعیان هم ظهور اسما هستند. معمولا در جواب به سوال بالا مسئله قابلیت اعیان و ذاتی بودن تفاوت ها را مطرح می کنند و همانطور که در جواب سوالات شما هم مطالعه کردم همین جواب را داده بودین ولی به نظر می رسد این جواب مشکل را حل نمی کند چون دوباره این سوال مطرح می شود که خود ذاتی بودن هم خدا تعیین می کند زیرا او خالق است و موجودات در صحنه وجود که نبودند تا قابلیتی داشته باشند و ظرفیت وجودی ممکنات هم خداوند تعیین می کند که ظرف و مظروف از اوست. تقاضای راهنمایی در این مسئله را دارم ممنون التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع امکان ذاتیِ اشیاء، بحث مفصلی است که در جلسات اولیه‌ی شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام خمینی بحث شده است مبنی بر این‌که امکان ذاتی شیئ از خودِ شیئ است و حضرت حق آن شیئ را، آن شیئ نکرده است بلکه به او «وجود» داده است و به قول ابن‌سینا: «ما جعل اللّه المشمشة، مشمشمة بل اوجدها» خداوند زردآلو را زردآلو نکرده است بلکه به آن «وجود» داده است و از این لحاظ، حجت خدا برای هر مخلوقی تمام است از آن جهت که آن مخلوق، خودش، خودش است و بدین لحاظ قرآن می‌فرماید: وقتی خداوند خواست چیزی را خلق کند به آن چیز می‌گوید «بشو» و «می‌شود» پس آن چیز در علم خدا هست و خدا در خطاب به آن می‌گوید «بشو و می‌شود» و خلقت یعنی همین. موفق باشید

13019
متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: استاد مشکلى که بنده دارم اين است که بعد از مقدارى مطالعات معرفتى و طاعات و عبادات وهمى سراغ بنده مى آيد و تصورى از بنده خوبى بودن و درست بودن به من دست مى دهد و فکر می کنم بزرگان هم همین شکل بوده اند با ریاضت و سنی بیشتر حتى برخى مواقع خودم را فردى داراى کرامت و مستجاب دعا تصور مى کنم، با اينکه مى دانم همه اش توهم است و گناهان خودم را مى دانم و تا آخر عمر هم توبه کنم آن گناهان پاک نمى شود اما نمى توانم از اين وهم و غرور رها بشم که البته می دانم وهم اینکه تو بنده خوبی هستی از فریب های شیطان است. لطفا جهت رفع اش راهنمایی بفرمایید. آیا برای رفع به جای مطالعه ی معارف به تهذیب بیشتر نفس بپردازم موثر است؟ و یا شاید وسعت بنده در حد این معارف (مانند سیر شما) نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌بینید که در موقعی که شرایط، شرایطِ رجوع به حق است - مثل نماز - کم دارید پس معلوم می‌شود راه بسیاری در پیش است. ملاک انسان در قرب و بُعد الهی‌بودن، حضور قلب است نه انبوه اطلاعات. موفق باشید

12935
متن پرسش
با سلام: چگونه نمازی با خصوصیت «در نمازم خم ابروی تو بر یاد آمد / حالتی رفت که محراب به فریاد آمد» را بخوانیم یا با چه رویکردی به اینجا خواهیم رسید؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌کنم کتاب ارزشمند «آداب الصلوات» حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را در این مورد مطالعه فرمایید. بنده نیز شرح صوتی از آن کتاب داشته‌ام. موفق باشید

12549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد ارجمند: تشبیهی برخوردکردن قوم نوح برچه اساسی بوده پرستش ملائکه یا رب دانستن خودشان؟ اینکه گفته می شود اهل کرامت به جای عبودیت ربوبیت می کنند بر چه اساسی است؟ مثلا در شفای بیمار اسم شافی به چه نحو در اهل کرامت تجلی می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظواهر آیات نشان می‌دهد که قوم حضرت نوح کمالات مخلوقات را به خود مخلوقات منتهی می‌کردند و لذا حضرت نوح بیشتر باید جنبه‌ی تنزیهی را تأکید می‌نمودند 2- اهل کرامت بیشتر نظر به قوای نفس دارند نه آن‌که بخواهند مثل اهل توحید با فنای خود و تجلی اسماء الهی کار را جلو ببرند. موفق باشید

12284
متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد گرامی و با تشکر فراوان از روشنگری های دلسوزانه ی شما. اگر کسی جهت درمان به افراد مدعی درمان از طریق اجنه رجوع کرد و درمان شد و بعد متوجه اشتباه این راه شد و توبه کند تکلیف اش چیست؟ آیا همین توبه اثرات این کار را از او برطرف می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده آن است که انسان متوجه شود که اموراتش را باید با خدا در میان بگذارد و از طریق حضرت حق رفع کند. لذا باید شما غفلت نکنید که در این نوع امتحانات به غیر از خدا و وسائل شرعی رجوع ننمایید. همین امر، توبه‌ی کار است. موفق باشید

11431
متن پرسش
با سلام: آیا موجودات، مخلوقات خداوندند که آنها را بعد از آن که نبودند ایجاد کرده است؟ یا اینکه موجودات، خود خداوندند که بصورت ایشان ظهور و تجلی نموده است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند موجودات را خلق کرده به آن معنا که به آن‌ها وجود داده، در حالی‌که به صورت علمی در علم خداوند بودند و خداوند به آن‌ها خطاب می‌کند که بشوند و می‌شود و این مغایرتی با آن ندارد که مخلوقات مظهر اسماء و انوار الهی باشند. موفق باشید

9886
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند: سوال من درباره خواهرزاده ام هست و نیازمند راهنمایی شما هستم. او از کودکی بسیار به فیلم علاقه داشت و تمام اوقات فزاغت، اوقاتی که ناراحت بود و ... را به فیلم دیدن می پرداخت. این فیلم ها اکثرا سریالها و فیلمهای ساخت کشور آمریکا بود. در کودکی بازه ای را در خارج از کشور بود خانواده اش نیز برای اینکه زبان را فراموش نکند با این فیلم دیدن زیاد مخالفت نداشتند، و حتی گاهی دوست داشتند بیشتر فیلم ببیند. چون کودک شلوغ و کنجکاو و پر دردسری بود و وقتی فیلم می دید دیگر اینطور نبود. فیلمها به هیچ وجه جنگی و اکشن نبود و بیشتر فیلمهای خانوادگی و کمدی بود. ساختار ذهن او اینطور شکل گرفت. همیشه درباره اسلام و افراد مذهبی مشکل داشت. تا اینکه در 14سالگی دوباره به ماموریت رفتند و بعد از چهار سال برگشتند. اکنون که برگشته اند می بینم که او اصلا اعتقادی به وجود خدا ندارد. ذهن فوق العاده فعالی دارد و بارها در ماموریت با معلمان دینی اش بحث می کرده، اما نتیجه برایش قبل قبول نبوده. در استدلالهایش دنبال روش منطقی اثبات خداست ولی چون هیچ یک از اطرافیان اینطور نبوده اند به نتیجه نرسیده. چیزهایی که خوانده و معتقد است خلاف این باورهاست. خود من هم هیچگاه دنبال اثبات منطقی و ریاضی وار خدا نبوده ام و حتی برهان صدیقین را برای فهم نحوه ارتباط خدا و مخلوقات خوانده ام و سوالات کوچکی که در ذهنم بوده را مانع پذیرش نمی دیدم. پاسخ به آن سوالات را همیشه به وقتی دیگر موکول می کردم. اثبات خدا برایم هیچ وقت سوال نبوده. برایش برهان علیت را بیان می کنم، می رسیم به اینکه برای قطع این سلسله علت و معلولی یک علت العلل باشد و این خداست. می گوید این تعریف خداست نه اثبات خدا، من از این سلسله فقط به نقطه ای می رسم که می گویم نمی فهمم. از کجا به این نتیجه رسیدی که این خداست، تازه اگر هم باشد از کجا معلوم که این همان خدای شماست؟ شاید خدای شما ساخته ذهن شماست. امکان دارد دوباره برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود، حتی اگر خانواده اش را راضی کنم که درست نیست (که این خودش کار بس دشوار و سختی است) خودش راضی نمی شود و اگر بخواهد بزور خواهد رفت. ضمن اینکه خیلی هم امید ندارم که با بودن در ایران به منطق و منش درست برسد از شما می خواهم مرا راهنمایی کنید که چطور می توانم به او کمک کنم؟ خود من هیچ وقت زمان اینکه مباحث را اینطور اثباتی و استدلالی دنبال کنم نداشته ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت همان برهان علیت آن اشکالاتی که به ظاهر به آن می‌گیرد را جواب می‌دهد و به مباحث معرفت نفس هم کمک می‌کند. بنا نیست شما برای او به دنبال خدا باشید، اگر خودش به دنبال خدا باشد رسیدن به خدا از نظر عقلی کار مشکلی نیست. این حرفش منطقی نیست که می‌گوید؛ «اگر هم خدا را در برهان علیّت ثابت کنیم معلوم نیست خدای ما باشد». ما در برهان علیّت ثابت می‌کنیم واجب الوجودی هست که عین وجود است و همه‌ی وجودها از اوست، حال باید با نظر به آن حقیقتی که علت اصلی همه‌ی مخلوقات است بقیه‌ی مخلوقات را مدّ نظر قرار داد و جهت نجات از توهّمات باید نسبت خود را با آن حقیقتی که عین کمال است تعریف کنیم. موفق باشید
8059
متن پرسش
سلام علیکم برای کار کردن روی تفسیر المیزان و فهم بهتر اول کتابهای استاد مطهری رو بخوانیم یا همراه با خواندن تفسیر المیزان از کتب استاد مطهری هم استفاده کنیم؟ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر می‌بینید می‌توانید تفسیر المیزان را بفهمید، المیزان را شروع کنید. آقای دکتر غفاری در کتاب «شریعت صامت» می‌گویند شهید مطهری می‌فرمود من یک نکته از المیزان می‌گیرم در چندین جلسه بر روی منبر در مورد آن بحث می‌کنم. پس می‌توان گفت اکثر سخنان مرحوم شهید مطهری ریشه در المیزان دارد هرچند آن شهید بزرگوار به زیبایی آن‌ها را تفصیل داده. موفق باشید
5923
متن پرسش
با سلام ایا فرشتگان حرکت جوهری دارند؟لطفا توضیح دهید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: خیر، زیرا همان‌طور که در بحث حرکت جوهری روشن شد حرکت جوهری تنها مربوط به ذات مادی است. موفق باشید
5599
متن پرسش
با سلام خدمت استاد معظم معنای الله اکبر چیست؟ آیا موارد زیر می تواند معنای صحیحی باشد؟ مهم تر از همه: در اذان و نماز و تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها باید به چه معنایی توجه قلبی داشت؟ 1- الله اکبر «من کل شیء»: خدا از هر چیزی بزرگتر است. البته نه بزرگی جسمانی. شاید معنایش این بشود: «رتبه و شأن خدا از رتبه و شأن هر چیزی بزرگتر است.» نتایج این معنا: فقط به فرمان خدا باید عمل کرد، فقط باید دنبال خشنودی او بود، در نماز فقط باید به او توجه کرد. در غیر این صورت دیگران از خدا در رتبه بالاتری قرار گرفته اند. (گاهی تفسیری که از معنای تکبیرة الاحرام در نماز ارائه می دهند، بر اساس این معناست) 2- الله اکبر یعنی خداوند صاحب بزرگی و کبریائی مطلق است. بزرگی مطلق از آن خداست. (براساس توضیح المیزان در مورد «و هو اهون علیه») 3- الله اکبر «من ان یوصف» : خدا از اینکه وصف شود بزرگتر است. 4- الله اکبر یعنی خدا و اسماء و صفاتش از تصورات من بزرگتر است. * اساساً کبریائی به چه معناست؟ بزرگی یعنی چی؟ آیا می توان گفت مجموعه «قدرت»، «علم»، «رحمت» و... بزرگی می آورد؟ و در این صورت معنای الله اکبر چنین باشد: قدرت خدا، علم خدا، رحمت خدا، غضب خدا و ... از قدرت و علم و رحمت و غضب دیگران بیشتر است. شاید دعای زیر شاهد این معنا باشد: «اللهم اِن عَظُمت ذنوبی فانت اعظم و اِن کَبُر تفریطی فانت اکبر ... اللهم اغفرلی عظیم ذنوبی بعظیم عفوک و کثیر تفریطی بظاهر کرمک ...»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از معانی که گفتی در ساحت خود درست است و تا در فضای نسبت‌ها هستیم قصه همین است و با این‌همه مجبوری به دنبال معنای کبریایی حق بگردی. مگر آن‌که بتوانی به «وجود» رجوع کنی آن‌هم به صورت حضوری و طوری وجود را در عالم احساس کنی که نتوانی بپرسی وجود چیست، در آن حال می‌یابی که «وجود» عین کمال است و کبریایی یکی از شئون وجود مطلق یا کمال مطلق است. آن‌وقت إن‌شاءاللّه حضرت حق در نمازت کبریایی خود را بر تو می‌نمایاند. عمده آن است که خود را آماده کنیم تا وقتی با نور اسماء الهی روبه‌رو شدیم نخواهیم آن انوار را در قالب معانی حصولی فرو کنیم. آن‌وقت می‌فهمی چرا صادق آل محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در جواب سؤال‌کننده می‌فرمایند: «اکبر مِن اَن یوصَف». موفق باشید
5374
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات حضرتعالی. استاد همیشه در تفسیرهای شیعی پیامبران و انبیاء الهی معصوم معرفی شده اند که هر گز گناه نمی کردند. استاد همانطور که خودتان مستحضرید در سوره قصص آمده که حضرت موسی قتل نفس کرد و بعد استغفار کرد و خداوند اعلام میدارد که از خطایش درگذشت. چس حضرت موسی گناه کرد و توبه کرد. بعد دوباره آن شخص حضرت را به استمداد طلبید این بار حضرت نرفت(یعنی دفعه اول هم اشتباه شد که رفت). استاد این آیات با عصمت کلیه رسل چگونه قابل جمع است؟اگر قبلا نیز به پرسش پاسخی داده اید لطف نمایید آدرس آن را دقیق بفرمایید تا استفاده کنیم. استاد من ترسم این است که ما بخواهیم از جانب خود معصومیت را به انبیا بچسبانیم؛ چرا که سیاق آیات قرآن به گونه ای نیست که بخواهد انبیاء را معصوم معرفی کند. و واقعا برداشت کسی که آیات قران را بخواند این است مگر اینکه با تفسیر بخواند. استاد عزیز لطف می کنید توضیح دهید.تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بحثی در رابطه با عصمت انبیاء هست و این اشکال هم آن‌جا مطرح شده، کتاب زیر چاپ است، اگر نمی‌خواهید تا آن‌وقت صبر کنید در جزوه‌ی کلام 2 همان بحث شده به آن جزوه رجوع فرمایید. در هر حال موضوعی است که خوب است آن را دنبال کنید تا روشن شود معنای عصمت انبیاء به چه معنا است. موفق باشید
4774
متن پرسش
با سلام به استاد گرامی اگر یک موسیقی برای اولین بارست که میشنویم نمیدانیم که این موسیقی حرام است یا نه البته با رقص همراه نبست ودر من حالت خاصی بوجود نیاورده حکم چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالات فقهی را از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. موفق باشید
4255
متن پرسش
به نام خدا و باسلام واحترام سلام خدمت استاد عزیز سوالم را با مثال شروع می کنم فرض کنیم به کارمندی بگویند شما باید کار کنید اما سر ماه 50 در صد ممکن است کار شما قبول شود و به شما حقوق دهند 50 در صد ممکن است به شما حقوق ندهند و یا به دانش اموزی گفته شود شما درس بخوان سعی کن خوب هم بخوانی اما ممکن است 50 درصد شما قبول شوی 50 در صد رد شوی ایا برای این دو انگیزه کار و درس خواندن باقی می ماند در حوزه دین در بحث خوف و رجا در مباحث ابن جندب فر مودید به همان میزان که ممکن است عمل قبول شود ممکن است رد شود و به اندازه ارزنی نباید بر دیگری بچربد حال فرض می کنیم کسی ارثی از پدر متشرعش به او رسیده و می خوا هد خا لصانه و مخفیانه حتی از زن و بچه نیمی از ان را به راه خیر بدهد ولی 50 در صد احتمال بدهد که قبول نمی شود آیا دیگر رغبتی به این کار می کند و یا نیمه شب برای عبادت بلند می شود درست است که انسان اصلا نباید روی عمل خود حساب باز کند و فقط به فضل خدا امیدوار باشد و لی چگونه می شود این همه فضل خدا و تلاش در حد توان بنده باز هم 50 در صد احتمال بدهد عملش قبول نشده است پس حدیث من نزد گمان بنده ام هستم چه می شود آیا منظور از یکسانی خوف و رجا این نیست که انسان در برآورد زندگیش و پایان کارش همیشه نگران باشد نکند کار را خراب کند و به احباط دچار شود و گرفتار عذاب خدا وند شود .وبا این خوف ودر کنار آن رجا مشغو ل اعمال خود باشد و لی امیدش به قبو لی عمل خیلی بیشتر به رد ان باشد نه بخا طر عملش بلکه به خاطر لطف و فضل بی کران خداوند .با کمال تشکر از استاد عزیزم خدا حافظ
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: امیدواری به خدا موجب می‌شود که شوق انجام کار در او زنده باشد و خوف موجب می‌شود که معجب نشود و او را عجب فرا نگیرد و انسان گمان کند خداوند در هر حال عمل او را می‌پذیرد و درصدد هرچه خالص‌کردن عمل خود بر نیاید. موفق باشید
3942
متن پرسش
با سلام وخسته نباشید .استاد طاهرزاده شما با توجه به اینکه در مسائل اعتقادی فعالیت دارید وبه نوعی یک شخصیت فرهنگی در کشور محسوب می شوید احساس می کنم که شما ضمن اینکه تلاش دارید که افراد را به سمت معارف علامه طباطبایی وآیت الله جوادی و حضرت امام (ره) ودیگر بزرگانی از دین رجوع دهید لازم است که جهت رشد نیروهای هنری در جهت پیشبرد اهداف انقلاب نیز تلاش نمایید اینکه شما بخواهید که فقط خودتان و افراد طلبه در جهت شکوفایی خود در مسیر اهداف انقلاب تلاش کنند خود نوعی حرکت خلاف انقلاب است هنرمندان جرئ این جامعه هستند وشما در خیلی از گفته هایتان آن طور که باید نسبت به این قشر احساس لطفی نشان نداده اید این کار را نکرده اید واین یعنی اینکه شما در مسائل فرهنگی آن طور که باید دقت به خرج نمی دهید پیشنهاد دارم که با گروهی از بزرگان هنر کشور جلسه داشته باشید ومسائل هنری کشور را جویا شوید و پس از آن با تحقیق در یافته های آنان با افق انقلاب اسلامی خط تئوری جدی را برای اهل هنر در کشور به اندازه وسعتان ارائه بفرمایید البته نیاز مند نگاه رهبری در موضوعات هستیم مطمئنا ولیک اگر اسلام توان شکوفایی در تمام مسایل را دارد در زمینه های هنری می بایست توان ظهور داشته باشد همانطور که شهید آوینی (ره ) می فرمایند که باید با روح اسلامی در تکنولوزی تصرف کرد وتکنولوژی را در زیر لوای اسلام به کار برد منظورم از تکنولوژی نیز هنر به تمام معانی می باشد حتما یعنی چگونه می توان روح دریافت شهدا را در هنر جلوه گر کرد واعتقادی را که در روح شهدا باعث این شد که آنها مسیر شهادت را انتخاب کنند در هنر نمایش داد یعنی چگونه می توان نمایش حق بود در ابزار هنر ؟نمی دانم که خدای بزرگ در نظر دارد جواب اینگونه سوالات را از طریق شما بیان نماید یا خیر ؟التماس دعا ؟سوال دیگری داشتم و آن اینکه چگونه می توان به این مطلب رسید که انسان مسیرش مسیری در که طبق نیاز جامعه حرکت می کند ؟یعنی فعالیتهایش در امور فردی واجتماعی در مسیر کمک به اهداف واقعی مردم است نه در جهت نفس اماره خویش ؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: امیدوارم خداوند این توفیق را به بنده بدهد که بتوانم در وادی روح هنری هنرمندان قلمی بزنم که اشاره به عالم قدس باشد. زبان بسیار لطیف و حساسی نیاز است 2- امروز هر قدمی که در راستای استحکام نظام اسلامی بتوانیم به مردم کمک کنیم زمینه‌ی رشد مردم را در بستر نظام اسلامی فراهم کرده‌ایم و از این جهت به اهداف واقعی مردم کمک شده، ولی اگر بیرون از نظر به نظام اسلامی کار کنیم معلوم نیست در جهت جواب‌گویی به نفس امّاره‌ی مردم نباشد. موفق باشید
3712

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1- آیا آنچه ما در «مشهورات زمانه» برداشت کرده‌ایم صحیح است؟ مثال مشهورات زمانه، تمامی مصادیق عقاید غیرکامله است و همة ما به همة مشهورات زمانه گرفتاریم و هر کس به اندازة ایمانش از مشهورات زمانه عبورکرده‌است؛ یعنی «عبور» تشکیکی خواهدبود. مثلاً یکی از مشهورات زمانه این است که: «اگر ماشین‌مان را دزدببرد، خیلی ضررمی‌کنیم.» و لذا خیلی ناراحت می‌شویم. در حالی که اگر قلب‌مان از این مشهورات عبورکرده‌باشد و پذیرفته‌باشد که این عالم دست خداست و خدا هم حکیم است، دزدیدن ماشین با هدیه‌گرفتنِ یک ماشین صدمیلیونی برایش فرقی نمی‌کند، و این، همان مبنای «زهد» است. پس یکی از مشهورات زمانه این است که: این عالم، دست خدا نیست. و خدای حاکم بر این عالم، حکیم و قادر مطلق نیست. و ما هم این مشهورات را قلباً پذیرفته‌ایم، چقدر پذیرفته‌ایم؟ به اندازه‌ای که ایمان‌مان ضعیف است. چه بسا که یکی از مشهورات زمانه این باشد که اصلاً خدایی وجود ندارد؛ به همین دلیل است که در پاسخ به سؤال نکیر و منکر همه مشکل دارند مگر آن کسی که قلباً از این عقاید باطله عبور کرده‌باشد. در این قسمت (فکرقلبی) مشهورات زمانه و عقاید باطله، همان مبادی غلط است. و عقاید حقه و بر خلاف مشهورات باطله، مبادی صحیح برای درست‌اندیشیدن است. پس مشهورات و مبادی در فکر قلبی، یک چیز است. لکن مشهورات، مبادی غلط است. و عکس مشهورات، مبادی صحیح. حتی شاید بتوان گفت: در فکر قلبی، مقدمات و نتایج استدلال هم یک چیز است، اختلاف در شدت و ضعف است؛ مثلاً من با این مقدمه که پذیرفته‌ام خدای قادر حکیم مسلط بر این عالم است، قلباً فکرکرده همین اعتقاد را در خودم تقویت می‌کنم. 2- آیا این نتیجه درست است؟ پس اولاً فکر قلبی و نتایج این فکر، تشکیکی است. و ثانیاً علاوه بر فکرکردنِ عادی، برخی افعال (مثل نماز و روزه) هم باعث فکر قلبی می‌شود؛ چرا که این عبادات هم باعث تصحیح عقاید باطله و عبور قلب از مشهورات زمانه می‌شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشهورات زمانه یک نحوه گرفتار اعتباریات شدن است که مسلّم ریشه در عقاید باطل دارد ولی صورت‌های آن بسیار زیاد است. موفق باشید
2748
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: چرا در سخنانی که از بزرگان فلسفه مثل علامه حسن زاده دکتر دینانی و...گفته می شود که در جواب سؤال از اینکه شما با فلسفه به جایی رسیدید می گویند نه، فقط عرفان! و دعوت به عرفان می کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فلسفه راه توجه به حقیقت است و عرفان عامل اُنس با حقیقت است و معلوم است که باید تا اُنس با حقیقت جلو رفت. موفق باشید
2543
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید شما فرمودید در کتاب هدف حیات زمینی آدم“ که آدمیت همه ما فریب خورد در مقابل شیطان نه شخص آدم ! اگر این طور است پس راجع به ائمه ما چه می فرمایید که آیا آدمیت آنها نیز همینطور است یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب "هدف حیات زمینی آدم"ملاحظه فرمودید که حضرت آیت‌الله‌ جوادی«حفظه‌الله» می‌فرمایند همین‌که ما در زمین هستیم از جهت آدمیت به شجره نزدیک شده‌ایم، موضوع مقام ائمه از آن جهت که دارای حقیقت نوری هستند جدا است چون آن‌ها از آن جهت فوق بهشت هستند ولی از جهت آدمیت و مقیم‌شدن در زمین فرقی با بقیه ندارند. موفق باشید.
1726
متن پرسش
سلام علیکم و زیارت قبول.بابت تمامی زحماتی که برای ما انجام میدهید از شما ممنونم اجرکم عندالله استاد از زمانی که وارد دانشگاه شدم حدودا 7-8 ماه گذشته .در محیط خوابگاه اکثر بچه ها فقط به دنبال این هستند که چکار کنند که امروز بیشتر بهشان خوش بگذرد با این که سعی کردم از اول تحت تاثیر محیط قرار نگیرم و اینکه از اول سال کتابهای شما را مطالعه میکردم اما احساس میکنم زندگی من هم دارد شبیه آنها میشود . نسبت به همه چیز بی تفاوت شده بودم نه از معنویات چیزی میگرفتم و نه از چیزهایی که بچه ها خودشان را سرگرم میکنند میبردم اما بعد از اردوی راهیان نور این مشکل تقریبا شد . تصمیم گرفته بودم خیلی خوب درس بخ.ونم اما حتی از ترم اول هم خوندن این درس های خشک برایم خیلی سخت بود . فقط امتحانها رو پاس کردم . هیچ میلی به خواندن خیلی از این درسها ندارم . والان حدود یک هفته است که به خوابگاه برگشتم از این که شرایط قبل تکرار شود خیلی میترسم . به نظر شما با رفتن به حوزه این مشکلات حل میشود یا اینکه همه وسوسه های شیطان است برای این که از راهم عقب بیفتم؟آیا در حوزه بهتر نمیشود سرباز امام زمان (عج) شد یا اینکه باید در دانشگاه باشم و فعالیت کنم؟استاد برامون دعا کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام تا در دانشگاه هستید با برنامه‌ای که در هفته برای خود می‌ریزید دروس دانشگاه را با دقت کامل بخوانید و از آن عقلی که در رشته‌ی شما جاری است آگاهی یابید. در هر گوشه‌ی نظام اسلامی امکان خدمت پیش آید می‌توان سرباز وجود مقدس حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» بود. موفق باشید
157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ایا فلسفه ملاصدرا جنگ(التقاط)است یا سنتز لطفا در هر مورد دلایل خودتان را بفرمایید
متن پاسخ
علیک السلام نمی دانم.
18942

ذکر یونسیهبازدید:

متن پرسش

به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: بعضی از عرفاء وقت گفتن ذکر یونسیه در سجده را بعد از نماز عشاء عنوان می کنند. می خواستم بدانم این وقت فلسفه خاصی دارد یا اگر کسی بعد از نماز صبح بگوید هم از اثرات آن بهره مند می شود؟ اجرکم عند الله و جزاکم الله خیرا. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت یونس«علیه‌السلام» با تمام وجود یک‌مرتبه در محضر حق اظهار داشتند: «سبحانک انّی کنت من الظالمین» و حضرت حق خبر دادند که: «و نجّیناه من الغم» ما او را از آن غم رهانیدیم؛ عمده چنین رجوعی است که حضرت یونس داشتند. در جزوه‌ی «اعتکاف» که بر روی سایت هست، عرایضی در رابطه با ذکر مذکور شده است. موفق باشید

نمایش چاپی