سلام استاد سوالی داشتم اونم اینکه از وقتی با سیر مطالعاتی شما آشنا شدم دیدم تغییر کرده من هرسال به اعتکاف می رفتم ولی وقتی کتاب ادب خیال و عقل وقلب شما رو خوندم به این نتیجه رسیدم که منی که هنوز دچار کثرت ها هستم اعتکاف رفتنم یک جورایی وقت تلف کردنه وامسال در این مراسم شرکت نکردم آیا نتیجه گیریم درسته ؟ آیا شما اعتکاف را برای امثالی چون من توصیه می کنید؟باتشکر
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آدم حسابی در اعتکاف شرکت میکردید تا به نور الهی از کثرتها عبور کنید و نور وحدت بر قلب شما تجلی کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود عین اختیار است و اگر هم در عالم ذر چیزی را انتخاب کرده، هرگز در آن انتخاب، متوقف نیست هرلحظه میتواند هرطور خواست ادامهی زندگی خود را انتخاب کند و در ولایت امام معصوم قرار گیرد و در آن فضا زندگی را ادامه دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید تقسیمبندیهای عرفانی همیشه منطبق با تقسیمبندیهای دینی نیست. روایات ما، روح را اعظم مخلوقات معرفی میکند و در این رابطه میتوان به زبان عرفانی گفت روح در مقام جامع احدی اسماء قرار دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید که علم خدا به عمل بنده بر اساس اختیار بندهاش میباشد. یعنی خداوند میداند این بندهاش در آینده با اختیار خود چه میکند و از این لحاظ است که جبر پیش نمیآید، زیرا عمل بنده به جهت علم خدا نیست، بلکه علم خدا به جهت عمل بنده است زیرا علم خدا، علم به واقعیت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرایضی شده است. آنچه باید در مورد صور ذهنی مدّ نظر قرار گیرد آن است که صور ذهنی برعکس مفاهیم عقلی اگر بدانها توجه نشود پس از مدتی نهتنها از قدرت تأثیر میافتند، بلکه به عنوان یک خیال عادی بیرنگ و بیمعنا میشوند. وای به حال کسی که تمام زندگیاش مشغول چنین صورتهایی باشد وقتی در برزخ قرار میگیرد و میبیند با صورتهایی زندگی کرده که سخت بیهویت و بیرنگ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس مختصر مطالعهای از کتابهای جناب محیالدین داشته باشد میبیند که با چه دقتی متوجه علم کلام و فلسفهی زمان خودش بوده است در حدّی که حتی در متن فصوصالحکم بهخوبی از اصطلاحات فلسفه و کلام در راستای اهداف خودش استفاده کرده است. آری محیالدین بنا ندارد که با نگاه کلامی و فلسفی مسائل را طرح کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدیهیات جزء مبنای وجودی انسان است از آن جهت که دارای حیات و علم است و لذا چیزی عارض بر انسان نیست که لازم باشد از جایی بیاید. موفق باشید
