بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد نظر شما در مورد دروس «طهارت نفس» آقای صمدی املی را می خواستم اشتباهی نوشتم «معرفت نفس»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم‌رفته خوب است منتها باید در حدّ وسع عمل کرد که به زحمت نیفتید. مضافاً که مدرنیته بعضاً بلایی بر سر مزاج‌های ما آورده است که درمان طبیعی به تنهایی جواب نمی‌دهد. موفق باشید

13389
متن پرسش
سلام خدمت آقای طاهرزاده: من یه جوان حداقل به ظاهر هیئتی و کاملا ولایی هستم. یه سوالی در خصوص توسل به ائمه، به خصوص امام حسین (ع) بد جوری ذهن منو درگیر کرده، من تا مدت ها به این فکر می کردم که تا وقتی خدا هست و می شنوه، چه لزومی داره از ائمه بخوایم، مگه اونا از خدا مهربون ترن؟ مگه شنوا ترن؟ مگه از خدا به ما نزدیک ترن؟ بسیار درگیر این سوال بودم که به جواب های قانع کننده ای رسیدم، حداقل قانع کننده برای من. جوابی که من براش پیدا کردم اینه که خدا قبل از این که رحمان و رحیم باشه، عادل و عدل مطلق هست، مثلا اگه دعای من به انداره ای تاثیر داشته باشه که دعای مثلا آیت الله بهجت داره، خب این عدالت نیست، به این دلیله که ما به اهل بیت توسل می کنیم و در واقع طبق خواسته ی خدا تو قران ائمه رو وسیله قرار میدیم، گناهامون باعث میشه که دعاهایمان به خدا نرسه؛ این جوابی بود که پیدا کردم اولین سوالم از شما این هست که این جوابی که من برای سوالم پیدا کردم و این طرز تفکرم درست هست یا خیر؟!! اما سوالم دوم از حضرتعالی آنجا به وجود آمد که در دعاها، مثلا دعاهای ماه رمضان و بقیه ی دعاها، دیدم که ما مستقیما با خدا حرف می زنیم، من موندم! بالاخره حرفای ما به خدا میرسه یا نه؟! اگه میرسه دیگه چرا به اهل بیت (ع) توسل کنیم، خدا که از همه بخشنده و مهربون تره و برای رفاقت بهترینه. اگه گناهامون زیاده و دعاهامون اثر نداره، چرا سر سجاده و دعاهای دیگه مثل کمیل و ابوحمزه و .... مستقیما با خدا حرف بزنیم؟! برای رفاقت امام حسین رو انتخاب کنیم یا خدا؟ حقیقتشو بهتون بگم من میدونم هر کدام باید جایگاه خودشونو تو فکر و عقیده ما داشته باشن، اما در عمل جایگاه ها رو قاطی می کنم و جوابی براش ندارم، مثلا موقعی که ناراحتم یا مثلا وقتی که خدایی نکرده گناهی مرتکب میشم، با امام حسین حرف بزنم بگم آقا جان هیئت را هم دادی یا حضرت زهرا اشک بهم هدیه دادی اما من نامردی کردم ... یا اینکه با خدا حرف بزنم، خدایا این همه نعمت دادی اما من ... احساس می کنم چون جوان هستم این دغدغه ها سراغم میاد، شدیدا بدنبال حقیقت هستم خیییلی ممنون میشم منو از سردرگمی نجات بدید و برایم دعا کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «یار نزدیک‌تر از من به من است / این عجب بین که من از وی دورم». آری! خداوند که مغلوب هیچ حجابی نیست به ما نزدیک است ولی ما از نظر شخصیت خود به جهت حجاب‌هایی که داریم به او نزدیک نیستیم و در سیر نزدیکی به او، انسان‌های معصوم را مدّ نظر قرار می‌دهیم. ولی در سخن‌گفت با خداوند که در ادعیه مطرح است با نزدیکی او به خودمان روبه‌رو هستیم و این دو با یکدیگر فرق می‌کند. نکته‌ای را که یافته‌اید دنبال کنید تا نتایج خوبی بگیرید. پیشنهاد بنده آن است که سعی کنید با معارف معرفت نفسی و یا برهان صدیقین، مأنوس شوید تا خودتان بتوانید جواب این‌گونه سؤالات را داشته باشید. موفق باشید

13108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: اگر ممکن است مایلم منظور امیرالمومنین را از حکمت 238 نهج البلاغه بدانم: زن همه اش بدی و شر است و بدتر از آن این است که از داشتن وی گریزی نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» مطابق شواهد روایی عرض شد، بعضاً از جملات خود حضرت روشن می‌شود که زن به معنای مظهر شهوت است و در این رابطه می‌فرمایند شرّ است که شهوت به خودی خود اگر در کنترل شریعت قرار نگیرد، چنین تبعاتی را به همراه دارد و از آن جهت می‌فرمایند از آن گریزی نیست که انسان نباید شهوت را سرکوب نماید بلکه باید آن را کنترل کند. موفق باشید

12813
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: بنده از فرمایشات شما این‌گونه برداشت کرده‌ام: «استفاده از ادواتی که مکتب مدرنیته به سبب رسیدن به هدف خود آن‌ را ایجاد کرده است، در جهت ساخت تمدن اسلامی منتهی به ظهور، نه تنها سودی ندارد بلکه در صورت تداوم در به‌کارگیری این ادوات در امور فرهنگی، بعد از مدتی جهت آن فعالیت تماماً به سمت مدرنیته سوق پیدا خواهد کرد.» با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان که توصیه به استفاده‌ی هنری حق شناسانه با ابزاری همچون کاریکاتور، تئاتر و غیره دارند، چند سوال در ذهن بنده مطرح گردید که استدعا دارم پاسخ دهید. 1. آیا ادوات فوق الذکر اساساً از مصادیق مدرنیته محسوب می‌شود؟ 2. استفاده از این اداوات که حضرت آقا توصیه فرموده‌اند به جهت عبور از زمانه‌ی مدرنیته است یا به طور کلی استفاده از آنها در جهت انتقال معنا مفید است؟ 3. با توجه به اینکه هر معنایی از دریچه‌ی خیال به نفس آدمی وارد می‌گردد و از آنجا که خیال در ابتدا جز صورت نمی‌شناسد، آیا استفاده از ادوات مصور (کاریکاتور، کتاب تصویردار، کتاب مصور، تئاتر، فیلم، سریال) در امر تبلیغ جهت انتقال معنا و ایجاد صورت ذهنی به منظور برداشتن قدم اول سیر معنوی، میسر می‌باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از دو موضوع نباید غافل بود؛ یکی این‌که تکنولوژی فرهنگ خود را می‌آورد، دیگر این‌که ما در دورانِ گذار که نمی‌توانیم از خود شروع کنیم لااقل با خودآگاهی لازم از تکنولوژی استفاده نموده و در جهت اهداف خود در آن تصرف کنیم. از این دو نکته گذشته، بحث سومی پیش می‌آید که آیا مواردی که مطرح فرموده‌اید از جمله مواردی است که اساساً غربی است و یا مربوط به فرهنگ انسان و انسانیت است. فکر می‌کنم بتوانیم تا حدّی موارد فوق‌الذکر را از روح غربی‌اش خارج کنیم، در آن صورت دیگر موضوع عبور از مدرنیته در میان نیست، بلکه برگشت به اصالت هنرهای فوق‌الذکر خواهد بود. و در مورد مسئله‌ی خیال عنایت داشته باشید که: «آدمی را فربهی هست از خیال/ گر خیالاتش بُود صاحب‌جمال» بنابراین اگر هنرهایی که نام بردید بتواند از طریق صورت‌ها ما را متذکر معانی متعالی نماید چیز بدی نیست. موفق باشید

12591
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: سوال بنده در مورد محرمات اعتقادی است. کیفیت این محرمات چیست و چگونه می توان این محرمات را در خود بیابیم و به اصلاح آن بپردازیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محرمات اعتقادی یعنی آن‌چه که ما را از حقایق عالَم محروم می‌کند. مثل شرک که ما را از حقیقت حضرت حق غافل می‌نماید و یا مثل عدم اعتقاد به نبوت و معاد و امامت که برای درمان هرکدام در کتب اعتقادی راه‌کارهای خاص خود را مطرح فرموده‌اند. موفق باشید

12470

عالم «ذر»بازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزيزمان: سوال بنده اين بود که عالمى به اسم عالم «ذر» وجود دارد؟ و ابعاد آن چگونه است؟ بنده به ياد دارم در يکى از سخنرانى هايتان به روايتى با اين کليات اشاره کرديد که زمانى که مردم با حضرت على عليه السلام بيعت مى کردند حضرت از يکى از آنها خواست که چند بار با ايشان دوباره بيعت کند و بعد حضرت گفت آن زمانى که يارانم با من بيعت کردند چهره تو در بين آنها نبود که گفته ميشه اون شخص ابن ملجم بود و در اينجا هم منظور حضرت همان عالم ذر است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن شرایطی که انسان در حقیقت و فطرت خود با حضرت حق روبرو شده‌ است را به تعبیری عالم «ذر» گویند ولی شرایطی که بدان در رابطه با حدیث مذکور اشاره کردید را عالَم «ارواح» گویند و ربطی به عالم «ذر» ندارد. موفق باشید

12124
متن پرسش
با سلام: در آیه «و هو السمیع البصیر» آیا خداوند خودش را در صفات سمیع بودن و بصیر بودن به انسان تشبیه می کند؟ اساسا" رابطه ای بین صفات خداوند و صفات انسان وجود دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که حضرت حق سمع و بصر را به بندگان داده، او سمیع و بصیر است نه آن‌که شنوا و بینابودن انسان در عرض سمیع و بصیربودن خداوند باشد، ولی انسان از شنوا و بینابودنِ خود متوجه سمیع و بصیربودن خداوند می‌شود. موفق باشید

10889
متن پرسش
سلام: لطفا جواب این سوال رو نمیتونم بدم می تونید کمکم کنید ممنونم: مگر وقتی شیطان به آدم سجده نکرد، خدا او را از بهشت بیرون نکرد؟ پس چطور توانسته دوباره وارد بهشت بشود و آدم و حوا را گول بزند تا سیب را بخورند؟ چه سوال جالبی؟ کسی جوابی دارد؟ بر همه ی موحدان مبرهن است که شیطان رجیم است و رانده شده از بهشت. پس هنگام گول زدن در بهشت چه غلطی می کرده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث بر روی سوره‌ی مبارک اعراف بحمداللّه در این مورد بحث شد که یک مقام، مقامی است که آدم اسماء الهی را تعلیم گرفت و سپس آن را نمایاند و در این مقام خداوند به ملائکه که شیطان هم در آن مقام بود، فرمود به آدم سجده کنید که آیه‌ی 11 سوره‌ی اعراف متذکر آن است و در این‌جا جناب حوّا مطرح نیست، زیرا حقیقت آدمیت مطرح است که آیه‌ی اول سوره‌ی نساء متذکر آن است تحت عنوان «نفس واحده». یک مقام، مقامی است که آیه‌ی 12 سوره‌ی اعراف متذکر آن است که شیطان از آن مقام قدسی رانده شده ولی در بهشت برزخی که آدم همراه با همسر خود در آن جای دارند هبوط کرده، ولی نه آن هبوطی که آیه‌ی 24 سوره‌ی اعراف متذکر آن است، بلکه هبوطی که آیه‌ی 13 سوره‌ی اعراف آن را مطرح می‌کند و لذا با هبوط از مقام قدسی به بهشت برزخی با آدم و حوّا روبه‌رو است که شجره‌ی ممنوعه مدّ نظر آن‌ها قرار می‌گیرد که صورت مثالی عالَم کثرت است، و چون به آن نزدیک شدند عملاً به دنیا و عالم کثرت نزدیک شدند که حاصل آن هبوط در دنیا بود. موفق باشید
10582
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی: آنچه در مورد فصل اخیر فرموده اید را نمی توان قبول کرد چون وقتی انسان به عنوان نوع مطرح است و برای او جنس و فصل در نظر گرفته می شود و همان جنس و فصل را به شرط لا می گیرند و به عنوان ماده و صورت مطرح می کنند دیگر نمی توان آنها را جداگانه در نظر گرفت. آنچه در بدایه و شرح آقای شیروانی آمده بدن را به عنوان ماده و نفس ناطقه را به عنوان صورت مطرح کرده است برای همین آن مطلب خدمتتان عرض شد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع روشنی است که بدن و روح دو جوهر متفاوت‌اند و هرکدام جنس و فصل خود را دارند و تدبیر بدن توسط روح موجب می‌شود که بدن برزخیِ روح به کمال مربوط به خود برسد. موفق باشید
10234
متن پرسش
سلام: آقای صمدی آملی در شرح ابیات آقای حسن زاده نوشته اند: «سر قرآن که صورت عینیه انسان کامل است چنانکه نوشته آن صورت کتبیه انسان کامل است، حقائق نوریه است که فوق مقوله جوهر و عرض است، هر کس که به هر اندازه از صورت عینیه قرآن را داراست به همان اندازه صاحب ولایت است.» منظور از صورت عینیه چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: صورت عینیه‌ی قرآن به شکل کامل همان وجود مقدس اهل‌البیت«علیهم‌السلام» است و در مرتبه‌ی نازل‌تر آن اولیای الهی و علمای عامل هستند که قرآن را در حرکات و سکنات خود ظاهر می‌کنند و شخصیت آن‌ها عین عقیده شان می‌باشد نه این‌که عقیده و اخلاقشان بر نفس‌شان عارض شده باشد. موفق باشید
10119

معنای عصبیتبازدید:

متن پرسش
سلام: من به گفته یه آقایی کتاب چهل حدیث امام خمینی (ره) رو خریدم و مشغول مطالعه آن هستم. حدیث هشتم آن در مورد عصبیت است. من دو سه باری مرور کردم ولی چون یک مقدار نوشته اش قدیمی است متوجه منظور ایشون نمیشم حالا از شما استاد عزیز تقاضا دارم اگر میشه در مورد این بحث عصبیت برام توضیح بدید و بگویید عصبیت اصلا چیست؟ ممنون میشم خدا خیرتان بدهد که ما رو کمک می کنید بدون هیچ چشم داشتی من خیلی بهتون دعا خواهم کرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی به غیر از خدا به هر چیزی اصالت دهد و آن را ملاک حق و باطل بگیرد، گرفتار عصبیت است و به تعبیر حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» یک نحوه یگانگی شخصیت با عرب جاهلی دارد. موفق باشید
9142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: فرمودید در دو روز 1 وعده گوشت، سوال بنده اینست که دکتر گیاهی مان می گویند این فرمایش شما نسبت به اشخاص متفاوت است. در مورد بنده و بچه هایم ایشان می گفتند هر روز هم که استفاده کنید باز نیاز بدنتان است. نظر حضرتعالی چیست؟ 2- آیا با وجود کم بودن میزان گوشت، باز هم 2 روز 1 وعده بیشتر نشود؟ ملتمس دعای خیرتان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده عرض کردم مطابق روایت است و مربوط به افرادی است که مشکل خاصی نداشته باشند. اگر مشکل خاصی در میان باشد موضوع فرق می‌کند. موفق باشید
7818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. نظر شما درباره کتاب مبانی تربیت اسلامی و برنامه ریزی درسی بر اساس فلسفه صدرا نوشته دکتر جمیله علم الهدی چیست؟تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مطالعه نکرده‌ام ولی با توجه به عنوانی که دارد، باید ابتکار ارزشمندی باشد. موفق باشید
7505

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام اخیرا شنیده ام که در شهرداری مسابقه ای در رابطه با کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود برگزار می شود آیا این موضوع با اصل این کتاب در تناقض نیست؟شاید به نظر بنده روح این کتاب خارج از هیاهوی فهمیدن و حصولی شدن است و حیف است که...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متذکر این نکته باشند که باید آن کتاب را به عنوان تذکر به عالم معنا نگاه کرد و مسابقه را زمینه‌ی خواندن کتاب با این رویکرد بپذیرند، بد نیست، وگرنه مشکل همان است که جنابعالی متذکر شده‌اید. موفق باشید
5512
متن پرسش
با سلام.استاد تو رو به خدا این مبانی عقلی و شرعی ولایت فقیه را توضیح بدین جوری که ما هم بفهمیم.طوری که اطمینان قلبی حاصل بشه.به خدا ما آقا رو دوست داریم(حتی آماده حکم جهاد ایشون هستم).میدانم نظر ایشون چیزی جز پیاده سازی اسلام عزیز در این سرزمین نیست.ولی از این جنبه الهی دادن به ولایت فقیه سر در نمی آورم.مثلا شما در جواب یکی از دوستان در مورد ازدواج فرمودید اگر طرف مقابلتان به ولایت فقیه اعتقاد دارن جلو بروید.به خدا ماندم.مگر جزء اصول دین است.چگونه امام عزیز میفرمایند جز این حکومت طاغوت است.یعنی یک شیعه کار درست که به این شکل رهبری را قبول ندارد کافر است؟تا همین دویست سال پیش مگر این همه عالم دینی نبودند مانند ملاصدرا و..مگر شیخ بهایی با شاه عباس خوب نبودند..یعنی همه آن همه آدمهای خوب طاغوت.حتی من از کسی شنیدم شیعه ها تا همین دویست سال پیش مرجع نداشتند و به این شکل قبول نداشتند.برای نمونه کسی که اطلاعات دینی زیادی داشت بهم میگفت ما باید تابع بی چون و چرای ولی فقه باشیم.به او گفتم اگر ولی فقه بی دلیل بگوید برو و سر پدرت را ببر میروی.گفت نه دیگر عقل حکم میکند از او پیروی نکنیم چون از مسیر خارج شده.گفتم عقلی که در سطح بالا و آخرش میتواند تشخیص دهد از او دیگر تبعیت نکند مگر از اول چه مشگلی داشته که باید تابع بی چون و چرا باشد.و وقتی ما باید با عقل خود باید ایشان را بسنجیم چطور ولایت مطلق فقیه توجیه میشود؟البته بودن حاکم با ایمان و عادل و گوش کردن به حرفش برای اداره جامعه حکم عقل است برای حکومت دینی ولی نه اینکه بگوییم او حکم از خدا دارد و به آن جنبه الهی بدهیم.(و هی بر آن پا فشاری کنیم مانند کارهای صدا سیما).مانند داستان آیت الله منتظری.فکر کنید ایشاد رهبر شده بودند.آیا باید بی چون و چرا تابع ایشان میبودیم با آن شاهکارهایشان.آخر مگر این آدم ها امام علی(ع)هستند و معصوم که عاری از خطا باشند و به قول خودشان به راههای آسمان وارد تر باشند تا راههای زمین.و اینکه چرا اینقدر اصرار داریم بگوییم ولی امر مسلمین جهان!!!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این روزها کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» از زیر چاپ درآمده، از صفحه‌ی 195 کتاب تا آخر بحث مبانی حکومت دینی و ولایت فقیه شده. پیشنهاد می‌کنم بررسی بفرمایید ببینید آیا عقل شما قانع می‌شود که در حال حاضر حق خود را در ولایت فقیه نمایانده و اگر امروز نسبت به آن بی‌تفاوت باشیم عملاً راه را برای شیطان باز کرده‌ایم؟ موفق باشید
3836
متن پرسش
باسلام جایگاه داستانهای حقیقی بخصوص قرآنی درشخصیت انسان کجاست وچراانسانهاعلاقه مند به داستان هستند واگررفرنسی دراین زمینه درالمیزان هست برای تحقیق بیشتر اشره بفرمایید تادرآنجانیز پیگیری کنم باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: داستان‌های قرآنی صورت ظهور سنن الهی است تا انسان جایگاه خود را نسبت به سنن الهی پیدا کند. رفرنسی در این مورد در المیزان نمی‌شناسم. موفق باشید
2339

سحر و جادوبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت ا... مدتی پیش متوجه شدیم که به وسیله ای جادو شده ایم و این امر برای اشکال ایجاد کردن در امر ازدواج بوده است،برای برطرف و باطل کردن آن چه باید کرد؟ (پس از آن چند مورد ازدواج وجود داشته که هر یک به دلیل غیر عقلانی به هم خورده است)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: پیشنهاد می‌کنم کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» مطالعه فرمایید. موفق باشید
1879
متن پرسش
استاد گرانمایه سلام و احترام. استاد بارها این دو سوال برایم پیش آمده است، 1.چرا در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی علیه السلام و سایر ائمه، مردم چه خوب و چه بد، می توانستند امامشان را رویت کنند و ظاهرشان را ببینند، اما نوبت به ما بیچاره ها که رسید فقط موقنین و متقین و مومنین واقعی به این شرف نایل می آیند؟ 2.سوال دیگرم این است که چرا علما و بزرگانی که امام زمان را مشاهده می کنند غالبا اشاره به دیدن نوری سبز یا زرد و .. می کنند؟ استاد این نور در واقع نوری در عالم مثال است یا نور مادی است و دیگر اینکه آیا سایر ائمه همراهشان همیشه نور بوده اگر اینگونه بوده چطور مردم از ظاهر امر متوجه حقانیت ایشان نمیشده اند؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: گفت: «هرکه را روی به بهبود نبود.... دیدن روی نبی سود نبود» چشم اگر بینا باشد نور ائمه«علیهم‌السلام» را در سیره‌ و سخن حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» و مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» می‌بیند، برادر! دنبال نور محسوس نباش. مگر وقتی قرآن می‌فرماید: «اللهُ نورالسموات و الأرض» است شما به دنبال نور محسوس هستید؟ مگر نور حیات و قدرت و لطافت را در گُل‌ها نمی‌بینید؟ موفق باشید
1495

سوزه ی حمدبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد سوزه ی حمد آیات 3و4را باید با حالت توصیفی بخوانیم یا منادا یعنی طوری بخوانیم که گویا ثنا و حمد و وصف است یا منادا باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: آیه‌ی 3 به صورت توصیفی است و اعلام عقیده‌ای است تا قلب متذکر شود، ولی آیه‌ی 4 ندا است مبنی بر این‌که به خدا خطاب می‌کنید: تنها تو را عبادت می‌کنیم و در این راستا تنها از خودت کمک می‌گیریم. موفق باشید
1438

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی وقتی دعای جوشن کبیر می خونم و به اسمائی مثل یا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ، یا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ ، یا کاشِفَ الْکُرُوبِ، یا مَنْ یُنْقِذُ الْغَرْقى‏، یا مَنْ یُنْجِى الْهَلْکى‏، می رسم و می خوام ارتباط برقرار کنم این مسئله تو ذهنم پیش می آد که این هلاکت و این غم و کرب چون در این دنیاست به خاطر شرایط این دنیا و اهداف خداوند از این شرایط برای انسان پیش می آد و اگر دنیا نبود خب هلاکت و غم و... هم نبود پس این عبارات نمی تونه صفت و اسم الهی باشه چون همیشه برقرار نیست.اما می دونم که استدلالم درست نیست می شه در این مورد توضیح بدهید...ممنون...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: باید متوجه تفاوت بین صفات ذاتی خداوند و صفات فعلی او باشید، آری صفات فعلی مربوط به مخلوق است و از آن جهت که مخلوقی هست آن صفات ظهور می‌کند. مثل رزّاق‌بودن خدا، که تا مخلوقی هست و رزق می‌خواهد این صفت ظهور دارد ولی اگر مرزوقی نبود این صفت معنا ندارد. ولی «حیات» این‌طور نیست و در ذات خدا است. به همین جهت می‌فرمایند: آن صفاتی که عدم آن موجب نقص خدا است صفت ذات است و آن صفاتی که عدم آن موجب نقص خدا نمی‌شود صفت فعل است. موفق باشید
600

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سقر به چه معنی است و در قران قیامت به چه نام هایی آورده شده است
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: این نوع سؤالات را می‌توانیداز فرهنگ لغات و کتب تفسیر به دست آورید.
98
متن پرسش
ضمن عرض سلام به استاد عزیزم . بعد از مطالعه سیر غرب شناسی و تمدن زایی حضرت عالی فهمیدیم تمدن آینده اولا تمام ابعاد بشر را باید پاسخ گو باشد و در ثانی بتواند با طبیعت موانست داشته باشد . حال سوال این است علومی همچون فیزیک و مکانیک که بشترین ضربه را به طبیعت می زنند آیا قابل اصلاح هستند( با تغییر نگاه ما نسبت به عالم) ؟ آیا برای اینگونه نگاه به عالم بخصوص برای دانشجویان فیزیکی که می خواهند در تمدن اسلامی_ ایرانی آینده نقش موثری داشته باشند منابع قابل رجوع وجود دارد؟
متن پاسخ

جواب: علیک السلام:
همچنان که در جلسات آخر بحث تمدن‌زایی شیعه عرض شد؛ اشکال فیزیک و مکانیک در رویکرد آن‌ها به طبیعت است وگرنه دقت‌های علمی به خودی خود چیز خوبی است، علاوه بر آن نگاه فیزیک و مکانیک به بُعدی از ابعاد طبیعت است ونه به همه ابعاد آن، ولذا بهره‌ی لازم را نمی‌تواند از پتانسیل‌های معنوی و حکیمانه‌ی طبیعت ببرد. در تمدن اسلامی می‌توان با تغییر رویکردِ علومی مثل فیزیک و مکانیک و توجه به ابعاد حکیمانه‌ی عالم قدم‌های مؤثری برداشت. وظیفه‌ی ما تعطیلی علوم موجود نیست، بلکه توجه به نقص‌های آن و رفع آن‌هاست از طریق نگاهِ توحیدی به عالم هستی. کاری که به عنوان مثال طبّ سنتی در درمان‌ بیماری‌های بدن انجام می‌دهد. «موفق باشید»

30326
متن پرسش
سلام: نظر شما در مورد این شرح از غزل حافظ چیست؟ اهل عرفان مانند مرحوم حاج اسماعیل دولابی و آیت الله یعقوبی قائنی در شرح این بیت حافظ که «نگویمت که همه ساله می پرستی کن / سه ماه می خور و نه ماه پارسا می‌باش» می گویند: منظور رجب و شعبان و رمضان است. در نظر اولیه، این سخن حافظ در همین غزل که «منتظر رحمت می باش» با توصیفات مکرر از این سه ماه که گفته می شود مملو از رحمت و غفران الهی هستند سازگار است. اما باید شواهد بیشتری برای این تأویل عرفانی یافت. معنای اولیه این بیت این است که سه ماه می بخور و بقیه سال از می پرهیز کن و بیش از این زیاده روی نکن. اما اگر پارسایی را نزد حافظ بهتر درک کنیم باید گفت معنای کامل این است که سه ماه می بخور و بقیه سال اثرات این می پرستی را از باطن به ظاهر بیاور. منظور از پارسایی در اینجا زهد ریایی نیست که در تقابل با رندی است بلکه وقتی حافظ در پایان این غزل می گوید: «معاشر رندان پارسا می‌باش» منظورش پارسایی است که با رندی سازگار است بلکه از «عشق و می» ناشی می شود. در طریقت حافظ شریعت و مقام ظاهر دو معنا دارد یکی در تقابل با طریقت است و دیگری ادامه و وامدار طریقت است. یکی زهد است و دیگری پارسایی. پارسایی باید طوری تعریف شود که با رندی سازگار باشد و آن ظهور و بروز آن جلوه از رند است که ظاهر را نگه می دارد و از طریقت به شریعت می رسد. معمولاً شارحان مراقبات رجبیه به مقایسه این سه ماه با هم می پردازند ولی حافظ و عرفایی دیگر، علاوه بر این مقایسه، به مقایسه این سه ماه با بقیه سال توجه می کنند. اگر یک سال را به چهار سفر سه ماهه تقسیم کنیم یک سفر سه ماهه از آن «می پرستی» است و می توان اسفار اربعه را در سال تعریف کرد و نگذاشت که همه سال فقط در سفر اول صرف شود. بلکه عرفان کامل آن است که سالک فقط در مقام مستی نماند و دوباره به پارسایی برگردد. این همان مقام رندان پارساست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی است. بنده هم در عرایض خود نسبت به سه ماه مذکور همین مطلب از آن غزل را شاهد آوردم. آری! «سه ماه میّ خور و نُه ماه پارسایی کن». موفق باشید

16686
متن پرسش
سلام: آدم ها حقیقت وجودشون مگه عین هم نیست؟! اگه عین هم نیست که خب طرف اگه گناه کنه مقصر نیست، خلقتش فرق داشته؛ ولی میدونیم که همه عین هم خلق شدیم اصلا در این صورته که مجازات و پاداش موضوعیت پیدا میکنه، پس چی میشه یکی گناه میکنه یکی نه؟! مثلا تو یه دوراهی رشوه بگیرم یا نه، یکی میگیره یکی نمیگیره، چرا؟ اگر بخاطر شرایط و پدر مادر و ... اینجور شدن، خدا باید شرایط رو پاداش بده یا مجازات کنه نه ادمه رو اگر اینطور نیس پس چیه داستان؟ ممنون، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها در عین داشتن فطرت الهی، دارای اختیار هستند تا از آن طریق یا فطرت خود را از حالت بالقوه به حالت بالفعل در آورند و فطرت را جزو شخصیت خود نمایند و یا نسبت به آن بی‌تفاوت شوند. مرحوم شهید مطهری در کتاب «فطرت» در رابطه با بالقوه‌بودنِ فطرت نکات خوبی دارند. موفق باشید

15772
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد: ببخشید سوالاتم زیاد شد. ببخشید دیگه با داشتن این سوالات انگار یه چیزی رو گم کردم و تا جواب گرفتن آرام نیستم. سوالی در مورد بحث سوال قبلیم که در مورد تقدیر بود داشتم. طبق توضیح شما فرمودید که چون طبق اختیار انجام می دهیم پس جبری در کار نیست، درست،و چون او مجرد از مکان و زمان است پس آنچه را در آینده اتفاق می افتد را می داند، با جمع بندی بین این دو نمی دانم درست یا غلطه در ذهنم می آید که درون من با قرار گرفتن در شرایط و ظهور درونم، یک جورهایی شاید بتوان گفت که حالت باز خوانی می شود و الان در درونم همه چیز ثبته،و اینکه او تمام ابعاد وجودی من را می داند و می داند که من در آینده در فلان شرایط چه می کنم، پس آیا این معنای نزدیک تر از من به من بودن اوست؟ آیا اینجا مرجع ضمیر من مشخص می شود؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که حضرت حق به تمام ابعادِ وجودی ما آگاهی دارد و به همین جهت، او از ما به ما نزدیک‌تر است. ولی همان‌طور که عرض شده آگاهی او بر مبنایِ انتخاب‌هایی است که ما انجام می‌دهیم، حتی انتخاب‌هایی که در آینده بدان می‌پردازیم. موفق باشید

نمایش چاپی