باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول مولوی:
«گر به هر زخمی تو پر کینه شوی پس کجا بیصیقل آیینه شوی؟»
1- همینطور که خودتان مستحضرید، در مورد پرونده و حکم نظام قضائی برای آقای بقایی نمیتوان گفت آیا به خاطر کینههای سیاسی است و یا اینکه واقعا جرمهایی در میان بودهاست و حکم بر اساس آن جرمها داده شده و عادلانه بوده، و بنای ما در این مورد تبرئهی کلی نظام قضایی نیست. ولی بر فرض وجود ظلم واجحاف، بحث بر سر آن است که آیا این نوع حرکات و برخوردها که بیشتر به جای پوزوسیون جنبهی اپوزوسیون دارد، برای نظام اسلامی مفید خواهد بود؟ و اساساً یک نوع اصلاح را در پیش خواهد داشت، و یا با غفلت از اصالتهای تاریخیِ انقلاب اسلامی، این حرکات، بیشتر منجر به دلسردی و عبرت نیروهای انقلاب میشود؟
2- سیرهی اولیای معصوم«علیهمالسلام» چیز دیگری را به ما یادآور میشود در آن حد که با آن همه ظلمی که از جوانب مختلف به مولای ما علی«علیهالسلام» شد حضرت سخت مواظب هستند جبههای در مقابل خلافت به صورت اپوزوسیون تشکیل ندهند، درحالیکه اگر بپذیریم به آقایان احمدی نژاد و بقایی ظلم شده، نه آن نوع ظلمها که به مولایمان علی«علیهالسلام» شد به ایشان شده است، و نه نظام اسلامی ما قابل مقایسه با نظام حاکم در آن دوران است. آیا شایستهی آن نبود که این نوع تقابلها طوری نمیبود که عملاً اصالتهای انقلاب اسلامی را زیر سؤال خواهد برد، در حدّی که گویا حقیقت دوران ما در جلوهی انقلاب اسلامی، اساساً چیزی نیست که باید آن را پاس بداریم. زیرا همیشه به ما توصیه شده برای بهدستآوردن آزادی باید آزادیِ خود را نادیده گرفت و برای آبادکردن دهی نباید شهری را خراب کرد.
3- خطر آن است که در این مشاجرهها به شکلی وارد شویم که اصالتهای عمیق و اساسی انقلاب نادیده گرفته شود و گمان کنیم قصهی ما تماماً همین مسألهی قضایی است که برای آقای بقایی به میان آمده است و از بینهایت نکات مثبت و اساسی که توسط انقلاب اسلامی و انسانهای بس متعالی در میان است، غفلت شود؛ غفلت از هزاران هزار انسانهایی که بیسر و صدا و بس حکیمانه و دلسوزانه در خدمت انقلاباند و مواظباند تا آنجا که ممکن است خراشی بر چهرهی این عطای الهی وارد نشود. زیرا امروز انقلاب اسلامی آینهی ظهور حقیقت این دوران است؛ دورانی که پوچی و سرگردانی تا مغز استخوان بشر امروز نفوذ کرده است.
4- اگر از همهی آنچه توسّط بیطاقتیهای آقای احمدی نژاد و آقای مشائی بتوان اغماض کرد، از پناه بردن به سفارت انگلستان و ملکهی انگلیس چگونه میتوان گذشت، وقتی خواسته و یا ناخواسته که در سخنان آقای مشائی این پیام باشد که عملاً نظام قضایی ما در اختیار ملکهی انگلستان است؟ به یک معنا که نظام اسلامی در اختیار خود نیست و به معنای دیگر با نادیدهگرفتن انقلابی که خود را از مسیر نظام شاهشنشاهی جدا کرده و توانسته خودش سرنوشت خود را در اختیار بگیرد، هنوز تحت سیطرهی انگلستان است؛ غافل از آنکه چهل سال است حضور حماسی ما در جهان امروز تماماً کام ابرقدرتها را تلخ نموده و در دفاع مقدس و تقابل امروزین ما با استکبار چیز دیگری را نمایان میکند. آیا این بهانهای بس تلخ در دست هرکس نیست تا با تصور اینکه اگر در نظام ادرای ظلمی به وی شده است آن را به ملکهی انگلستان و نفوذ او نسبت دهد و آرزوی دیرینهی نفوذ روباهِ پیر در نظام اسلامی را عملاً تأیید کرده باشد!؟
5- چگونه اینهمه حضور صادقانهی جوانان جهادی در عرصههای علمی و صنعتی و خدمترسانی و عمرانی را با نفوذ انگلستان خبیث ربط دهیم و یا طوری سخن بگوییم که گویی همهی کشور در سیطرهی بیعدالتی قرار دارد؟! گویا مورچهای شدهایم که لانهی مان را آب گرفته و فریاد میزنیم جهان را آب گرفت.
6- ما با شعارهای خوب آقای احمدی نژاد در ابتدای ریاست جمهوریِ ایشان دلگرم به آیندهای شدیم که ملّت میتواند از طریق آن دولت به اهداف انقلاب اسلامی دست یابد، ولی با تک رویهای آقای احمدی نژاد معلوم شد این راه با امثال ایشان نهتنها به نتیجه نمیرسد بلکه سالهای سال آن شعارها از حالتِ حیاتبخش و آرمانگراییاش به حاشیه رفت و نتیجهی آن، به میدانآمدن و آبرویافتنِ اصلاحطلبانی شد که به قول خودشان آخرین میخ را به تابوت اصلاحطلبی زده بودند؛ و خلاصه سالها امیدِ به میانآمدن رئیس جمهور مردمی در ذیل نظام اسلامی به عقب افتاد. و امروزه باز خطر به حاشیه رفت «عدالت»، این شعار اصیل انقلاب اسلامی که متأسفانه سالهای اخیر از آن به شدّت عدول شده است، از طریق شعار عدالتطلبی فرقهای آقای احمدینژاد باز به همان سرنوشتی دچار شود که آرزوی حضور دولت مردمی بدان دچار شد و باز ما نسبت به شعار «عدالت طلبیِ» مناسب روح انقلاب عقب بیفتیم، در حدی که اگر از این به بعد هرکس بر عدالتِ نهفته در متن انقلاب اسلامی تأکید کند، منسوب به آن جریان گردد.
7- وقتی آقای احمدی نژاد با دفاع از رفیق خود بخواهد ضعفهای عدم عدالتِ نظام قضایی را به میان آورد، بر فرض وجود چنین ضعفهایی، حال رهبر معظّم انقلاب«حفظهاللّه» چگونه میتوانند در چنین فضایی اقدام کنند و این شبهه پیش نیاید که رهبری انقلاب تحت تأثیر یک جریان خاص هستند؟ درحالیکه اگر به روشی حکیمانه و بدون غوغا سالاری مسائل را با رهبر انقلاب در میان گذاشته بودند، درمان مشکل بسیار متفاوت میشد. تصور کنید اگر مقام معظّم رهبری بخواهند با ضعف موجود در برخی از قضات که خود ایشان نیز بدان اذعان دارند، برخورد کنند، آیا در فضایِ بهمیانآمده توسط آقای احمدی نژاد، موجب یأس نیروهای صادق و درستکار و عدالتگرای نظام قضایی ما و اصالتدادن به حرکات غیر حکیمانهی امثال آقای احمدینژاد نمیگردد؟ آیا این نوع حرکات فرصت را برای ورود رهبری در این موضوعات از بین نمیبرد؟
8- همهی ما میدانیم که جنبش عدالت طلبی دانشجویی سالها است صادقانه و حکیمانه و با تمام سوز و گداز، پرچم «عدالتطلبی» را بر دوش گرفته و هزینههای آن را نیز مظلومانه پذیرفتهاست ولی در جریانی که آقای احمدینژاد به پا کردهاند کوچکترین همراهی نمیکند و نخواهد کرد زیرا بیش از آنکه در این صحنه، عدالت طلبیِ مورد نظر انقلاب اسلامی در میان باشد، منافع سیاسی و گروهی در میان است و عدالتطلبی، بهانه شده است آن هم بهانهای که کلیّت نظام مقدس انقلاب اسلامی را با پناه بردن به سفارت انگلستان خبیث زیر سوال برده است.
9- البته این موضوع که میفرمایید، وجوه متکثری دارد. همین اندازه خواستم عرایض بنده تذکری باشد که از این زاویه هم به موضوع فکر شود و إنشاءاللّه به جای گرفتارشدن در دستهبندیهای سیاسی با چنین پدیدههایی، متفکرانه برخورد شود و از تفکر نسبت به منافع ملی غفلت نگردد و نظام اسلامی طوری دیده نشود که دیگر امید بشریت و چشم مستضعفان جهان از آن منصرف شود و از این کانون معنویت و حکمت روی بگردانند. آری! بنا به گفتهی رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» در ابتدای سال 97 در حرم رضوی «عدّهای بیانصافی میکنند؛ از آزادی موجود استفاده میکنند و به دروغ میگویند آزادی وجود ندارد؛ رادیوهای بیگانه و تبلیغات بیگانه هم سخن آنها را بازتاب می دهند.» در حالیکه بنا به فرمایش ایشان: آزادی یعنی «برخلاف قانون عملکردن» وجود ندارد؛ آزادی یعنی «برخلاف دین و شریعت عملکردن» وجود ندارد که بخواهند به اسم آزادی، متقاضیِ نفیِ شورای نگهبان باشند؛ شورای نگهبانی که حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» آن را ستون خیمهی اسلامیتِ نظام میدانستند و رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود در مورد آن میفرمایند: «و مسئلهی دین و تحقّق شریعت به برکت وجود شورای نگهبان است؛ که همهی قدرتهای مستکبر هم با شورای نگهبان مخالفاند، بهخاطر اینکه تأمینکنندهی انطباق قوانین و عملکردها با شرع مقدّس است؛»
حال بنده از جنابعالی سؤال میکنم مقام معظّم رهبری «حفظهاللّه» از چه افقی امروز و فردای انقلاب را مینگرند و از چه ساحتی نظر به اصالتهای انقلاب دارند که میفرمایند: «بنده در مقابل عرض میکنم همهی این مشکلات، به توفیق الهی و به هدایت الهی، به دست جوانهای ما قابل حل است. دشمن از بالندگی نسل جوان ما به شدّت نگران و عصبانی است.» و بر چه مبنایی و چرا با تمام جدّیت میفرمایند: «من به شما عرض بکنم جوانهای عزیز ما این کشور را خواهند ساخت، بهتر از آن چیزی که در ذهن نسل قبلی - که نسل ما است - وجود داشته است؛ انشاءاللّه بهتر خواهند ساخت و خواهند توانست پرچم استقلال و عظمت و شرافت این کشور را از آنچه تا امروز بوده است، بلندتر کنند.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک وقت با دنیا باید رقابت کنیم، که البته نباید عقب باشیم. ولی یک وقت در مسیرِ شکلدادن به تمدنی هستیم که بیرون از امیال انسانهای مدرن است. فکر میکنم در مورد فناوری نانو و حتی انرژی اتمی اگر موضوع ما، موضوعِ دوم باشد ما نیاز چندانی به آنها نداریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نظرات جنابعالی را به دوستان میرسانم. در هر حال باید موضوع از جوانب مختلف بررسی شود. واژهی بازیکردن در زمین دشمن وقتی بهکار میرود که بخواهیم اهداف دشمن را رعایت کنیم. عنایت داشته باشید دشمنان اسلام بیش از آنکه هوشیار باشند، احمقاند. لذا در عین دقت به نقشههای آنها نباید مرعوب آنها شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین اینکه انسان وقتی متوجه حضور خدا در عالم شد به تقدیر الهی راضی است، با دعا کاری میکند که خداوند بهترین تقدیرات را برای او مقرر نماید و موانع اُنس با انوار الهی را برطرف نماید و به عبارت دیگر، دعا ظرفیت انسان را برای تقدیرِ برتر فراهم میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که شما چگونه آن ذکر را تصور کنید. اگر وقتی آن ذکر را گفتید، آن را یکبار در نظر بگیرید، میگویید علاوه بر آن یکبار، نود و نه بار دیگر هم رویش. ولی اگر معنای آن ذکر را با گفتن آن ذکر در نظر بگیرید، میگویید آن معنا، صدبار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دشمن بنا دارد منطقهای را که آبستن یک جهش به سوی زندگی دینی و عبور از غرب است، به خود مشغول کند و ما باید با هوشیاری تمام آن حیله را خنثی کنیم تا نهتنها دشمن ناکام شود منطقه با سرعت بیشتر از غرب عبور نماید. وقتی فهمیدند اسلام لیبرالیته دیگر مطلوب مسلمانان نیست که در آن غرب اصالت دارد حال به ناآرامی جهان اسلام روی آوردهاند. موفق باشید
سلام استاد: خواستم نظرتون را راجع به نکته زیر بفرمایید اگر درست باشه واقعا ادم مببره تو زندگی و انگیزه ای برای زیارت نداره: اهل قبور و از جمله پیامبران و امامان (ع) نه صدای ما را میشنوند و نه دعای کسی را اجابت می کنند مرحوم استاد شیخ نعمت اله صالحی نجف آبادی به نقل مستقیم از علی نجار دبیر بازنشسته و پژوهشگر دینی درسال (۶۴یا ۶۵) بود. در ماه رمضان مرحوم آیت الله حاج شیخ نعمت الله صالحی نجف آبادی در اصفهان بود و نماز جماعت به امامت ایشان که فردی محقق و دانشمندی بزرگ بود در مسجد الحجه برگزار میشد. نماز گذاران این مسجد اغلب جوانان مخلصی بودند که بسیاری از آنها به خیل شهدا پیوستند. در آن ماه هر روز عصر در زیر زمین مسجد جلسه کلاس و پرسش و پاسخ توسط ایشان برگزار میشد. سخنان آن مرحوم بسیار عمیق و قابل تامل بود و گاهی آنقدر تازگی داشت و خلاف باورهای سنتی بود که به همه شوک وارد میکرد بطوری که با وجودی که تمام آنها مستند به آیات قرآن بود پذیرش آنها بسیار سخت و گاهی غیر ممکن بود. بعنوان مثال یکروز بحث ایشان به آنجا رسیده بود که، (اهل قبور و از جمله پیامبران و امامان (ع) نه صدای ما را میشنوند و نه دعای کسی را اجابت می کنند) و این حرفی بود که برای همگان بسیار ثقیل و هضم آن بسیار دشوار و حتی غیر قابل تحمل بود. بطوری که یکی از حضار برخاست و با صدایی که اعتراض از کلامش محسوس بود گفت: حاج آقا؛ ما وقتی به زیارت امام رضا(ع) میرویم به آن حضرت عرض می کنیم: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا، اشهد انک تشهد مقامی و تسمع کلامی و ترد سلامی و تعلم حاجتی وتقضی حوائجی و...... شهادت ميدهم كه تو جايگاه مرا ميداني، كلام مرا ميشنوي و جواب سلام مرا ميدهي و حاجت مرا میدانی و حوائج مرا برآورده می کنی و... مرحوم آیت الله صالحی با آرامش پاسخ داد و گفت: راوی این مطالب جهود بوده است و سپس ادامه داد که: ۱. هر چیزی اعم از زیارت یا حدیث و... که مغایر با قرآن باشد مطمئن باشید از معصوم نیست و باید به دیوار کوفت. ۲. این جمعیتی که اطراف ضریح امام و در رواق ها و صحن ها و... از امام رضا همزمان حاجت میطلبند و او را می خوانند، تعداشان از صدها نفر تجاوز می کند، تازه اضافه کنید مردمی که در شهرهای دور مانند اصفهان، تهران و... او را صدا میزنند. حال اگر امام رضا (ع) توانایی داشته باشد که هم زمان تک تک آنها را ببیند و صدای تک تک آنها را طور مجزا بشنود و حوایج تک تک آنها را بطور مجزا و همزمان بداند و حوایج تک تک آنها را بر آورد کند و راه دور و نزدیک هم برایش فرقی نکند، چنین کسی با چنین توانایی «اله» است. یعنی با قدرتی خارق العاده. پس قبول این فرض، «لا اله الا الله» را نقض میکند زیرا غیر از الله «اله» دیگری هم وجود دارد. بعبارت دیگر یا باید «لااله الاالله» را قبول کنیم یا اینگونه فرض هارا، زیرا هردو با هم قابل جمع نیست. و از طرفی این گونه صفات از اختصاصات خداوندی است زیرا او سمیع و بصیر و قاضی الحاجات است. ۳. وقتی حضرت علی (ع) فرقش شکافته و در بستر خوابیده بود، برای مداوای او یک پزشک یهودی آوردند. و این درحالی بود که سه امام (ع) بر بالین او بودند، امامان حسن، حسین و سجاد خردسال و چندین امامزاده از جمله حضرت ابوالفضل (ع)، واینها همگی بر بالین حضرت گریه میکردند و با وجودی که او عزیزترین کس نزد آنان بود اما کار خارق العادهای برای او نمی توانستند انجام دهند تا او شفا یابد و تازه همه آنها هم زنده بودند. حال وقتی در زمان حیاتشان و آنهم برای عزیز ترین کسشان نتوانستند کار خاصی انجام دهند، چگونه انتظار دارید که در زمان ممات برای دیگران بتوانند کاری انجام دهند. و این درحالی است که قرآن میفرماید: إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ اعراف ۱۹۴: «مسلماً آنهائي که [براي حاجات خود] به جاي خدا ميخوانيد، [اعم از فرشتگان، ارواح انبياء، اولياء و مقدّسين] بندگاني همچون خود شما هستند. پس [براي آزمايش و تجربه هم که شده] آنها را بخوانيد تا درخواست شما را [در حاجات] برآورده کنند، اگر راست ميگوئيد! أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا اعراف ۱۹۵: آيا آنها را پاهائي است که با آن قدم بردارند [و به دنبال حل مشکلات شما بروند؟] يا دستهائي که با آن [بر دشمن] يورش آورند؟ يا چشمهائي که با آن [احوال پريشان شما را] ببينند؟ يا گوشهائي که با آن [درد دلهاي شما را] بشنوند؟ ... و ده ها آیه دیگر که بر بيتأثير بودن واسطهها در برآوردن حاجات دلالت ميکند. و این اولین جرقه ها بود که زده شد و شوک هایی بود که وارد شد آنهم در آن تاریخ که خیلی سخت بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً میدانید که ایشان نسبت به تجرد نفس در غفلت بودهاند و دیدید که در کتاب «شهید جاوید» هم چه ضعفهایی از خود نشان دادند و مرحوم شهید مطهری تا حدّی که منجر به جدال نشود، جواب ایشان را دادند. اطلاعاتِ زیادداشتن، مهم نیست، ایشان اتفاقاً در فهم همان اطلاعات، ضعیفاند. به همین جهت جامعه علمیِ شیعه توجهی به حرفهای ایشان نکردند که بیشتر، از بین بردنِ عمر بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مشورت با اهل هر موضوعی، اگر انسان به نتیجه نرسید میتواند استخاره کند و اگر بعد از استخاره باز عقلاً متوجه شد باید در آن کار تجدید نظر کند باید بداند پشت به استخاره، پشت به قرآن نیست. آری! در نهایت اگر عمل به استخاره با ضرر مادی همراه بود باید امید داشته باشد مصلحتی در کار بوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد تقدیر نسبت به خدا از آن جهت که خدا مثلاً تقدیر فرموده است که ظالم را به سزایش برساند، قابل تغییر نیست. ولی این بدین معنا نیست که انسان ظالم نتواند خود را تغییر دهد. آری! وقتی انسانی انتخابی بنیادین برای شخصیت خود کرده باشد، تقدیر مناسب آن انتخاب برایش جاری میشود مگر آنکه انتخاب خود را تغییر دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حضرت آیت اللّه جوادی میفرمایند محیالدین از نظر عقاید شیعه است و عمیقاً با معارف اهلالبیت«علیهمالسلام» ارتباط داشته. منتها به جهت شرایط خود سختْ تقیّه میکرده است. کتاب «جدال با مدعی» از دکتر حسین غفاری نکات دقیقی مطابق با اسناد معتبر در این مورد آوردهاند. موفق باشید
