بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7014
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی. می خواستم ببینم نظر اهل سنت در مورد امام زمان چیست؟و چه اعتقادی دارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. بعضی از اهل سنت معتقدند هنوز حضرت متولد نشده اند و بعضی معتقدند متولد شده و فرزند حضرت عسگری«علیه السلام» است. اکثراً معتقد به نظر اول اند. به عنوان شاهد بر این‏که همیشه جهان داراى انسان کامل یا امام‏ زمان‏ است. این روایت که راویان اهل‏ سنّت‏ نیز بالاتفاق در جوامع روائى خود ذکر کرده ‏اند، قابل توجه است و تکرار آن در این بحث اولًا: موجب مى‏شود از افقى که این روایات به ما نشان مى‏دهد غافل نمانیم، ثانیاً: دائماً با رویکردى دقیق‏تر به آن توجه شود.حضرت رسول (ص) فرمودند:«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ امامَ زَمانِهِ ماتَ مِیْتَةً جاهِلِیَّةً»«مسند»، احمد حنبل، ج 4، ص 96- «مجمع‏الزوائد»، ج 5، ص 224 و 235- «صحیح مسلم»، ج 6، ص 22 (نقل از ترجمه الغدیر ج 20 ص 242).؛یعنى، اگر کسى بمیرد و امام زمان خودش را درک نکند به مرگ جاهلیت مرده است. پیام این حدیث این است که تنها با قرآن نمى‏توان مسلمان بود و به‏عنوان مسلمان از این دنیا رفت، بلکه باید امام زمان خود را بشناسید، وگرنه به مرگ جاهلیت- که همان بت‏پرستى باشد- مرده‏اید و مسلّم است شناخت امام زمان (ع) که در این روایت مدّ نظر دارد، شناختى است که بهره‏هاى معرفتى و اخلاقى براى ما دارد و نیز امام زمان (عج) باید مقامى باشد که شناخت آن، شناخت حقیقتى بزرگ به حساب آید، که بحث آن با تفصیل در جاى خودش شده است. در این‏جا فقط به‏عنوان شاهدى بر این‏که همواره یک انسان کاملى در هستى، هست مطرح کردیم. روایت روشن مى‏کند که در صورت نشناختن امام زمان، قرآن و سنّت پیامبر (ص) به تنهایى به دردتان نخورده است. در زمان وجود مقدس پیامبر (ص) امام زمان، خود پیغمبرند، زیرا پیامبر خدا (ص) علاوه بر مقام نبوت، مقام امامت را نیز داشته‏اند، چون آن حضرت فرزند ابراهیم (ع) هستند و در قرآن مى‏فرماید: پس از آن‏که ابراهیم (ع) را به مقام امامت رساندیم آن حضرت به خداوند عرضه داشت، آیا به ذریّه و فرزندان من این امامت مى‏رسد؟! خداوند فرمود: «... لَایَنَالُ عَهْدِی الظّالِمِینَ» امامت عهد من است و به فرزندانى از تو مى‏رسد که هیچ‏گونه ظلمى نداشته باشند، یعنى معصوم باشند. حال که طبق آیه قرآن، پیامبر اسلام (ص) معصوم است و از طرفى ذریه و فرزند حضرت ابراهیم (ع) مى‏باشد، پس در زمان خودشان علاوه بر مقام نبوت، داراى مقام امامت نیز بودند و امام زمان محسوب مى‏شدند. حالا در این روایت آمده است که هرکس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. پس پیامبر (ص) علاوه بر جنبه نبوت، جنبه دیگرى دارند که شناخت آن جنبه نیز ضرورى است، همان جنبه‏اى که در سایر ائمه هست، بدون آن‏که آن‏ها پیامبر باشند. از طرفى باز فکر کنید که مقام امام زمان و شناخت آن مقام چقدر مهم است که نشناختن آن مقام مساوى با مرگ جاهلیت است، چون اگر مقام او را در هستى نشناسیم، خیلى از چیزها را نشناخته‏ایم، چیزهایى که ما را از روحیه بت‏پرستى نجات مى‏دهد. موفق باشید
6252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام وخسته نباشیدبه دست اندرکاران گروه فرهنگی المیزان ودرراس انان استادطاهرزاده دربحث سیرمطالعاتی پس از مطالعه چندکتاب مربوط به معرفت نفس مباحث قرانی ونهج البلاغه مطر ح شده که باجستجودرسایت نتیجه ای حاصل نشدلطفا راهنمایی بفرماییدتفسیرسوره هاوخطبه های مطرح شده را از چه طریق تهیه نماییم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تماس با گروه فرهنگی المیزان دی‌وی‌دی‌ها را برایتان می‌فرستند. موفق باشید
5999
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی برای اینکه یاد معاد و اهمیت معاد در جامعه زیاد شود چه کار فرهنگی میتوان انجام داد . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید معاد را خوب تبیین کرد و معرفت نفس در این مسیر شروع خوبی است. موفق باشید
5898

معنای ظلمبازدید:

متن پرسش
با سلام و خداقوت میخواستم در بحثهای مدیریتی 3 سوال رو بپرسم: 1- چگونه تصمیم گیری ما ظلم است 2-چگونه تصمیم گیری ما اساس ظلم است 3- چگونه تصمیم گیری ما پایه گزاری اساس ظلم است. باتشکر و التماس دعا از استاد بزرگوار
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: ظلم عبارت است از عدم رعایت حق ذی‌حق. معلوم است اگر تصمیم ما منجر به نادیده‌گرفتن حقی شود ظلم است و اگر پایه‌گذار یک سنت غلط شویم که در دل آن سنت، حقوق افراد یا حقوق اللّه نادیده گرفته شود، تصمیم‌گیری ما اساس آن ظلم‌ها است. قسمت سوم سؤال، همان قسمت دوم است. موفق باشید
4337
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز-استاد بنده بعد از پایان دوره لیسانس در رشته ریاضی محض به لطف خدا وارد حوزه علمیه شدم و اکنون پایه دو هستم و متولد 1366 میباشم-تصمیم گرفته ام که در زمینه معرفت و شناخت اهل بیت مطالعاتی را شروع کنم ولی نمیدانم از کجا و با چه کتابهایی باید شروع کنم-خواستم از شما کمک بگیرم که لطفا یک سیر مطالعاتی در این زمینه (از سطح مبتدی تا پیشرفته) معرفی بفرمایید-خدا خیرتان دهد-التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حینی که باید با جدیّت کامل فعلاً دروس پایه‌ی حوزه را دنبال کنید، در سیر مطالعاتی موجود در سایت بعد از برهان صدیقین می‌توانید از کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» و بعد «مبانی معرفتی مهدویت» شروع کنید تا به مباحث حقیقت نوری اهل البیت‌علیهم‌السلام» و «امام و تعلیم ملائکه» و «امام در تکوین و تشریع» برسد در آن حال قوه‌ی تجزیه و تحلیل خوبی نسبت به موضوع امامت پیدا کرده‌اید. موفق باشید
3226
متن پرسش
با عرض سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار همانطور که در قرآن آمده هدف از خلقت ما بندگی و عبودیت است. حال من یک سوال داشتم اینکه یک نفر چگونه می تواند بفهمد که از چه راهی بهتر می تواند بندگی خدا را به جا آورد؟ ممکن است انسانی به طرق مختلفی بتواند کار کند ولی چگونه می تواند بفهمد که بهتر ین راه کدام است.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شریعت الهی مطابق فطرت همه‌ی انسان‌ها نازل شده، با عقیده‌ سالم قرآنی و رعایت حرام و حلال الهی می‌توان بندگی کرد و خداوند در این راه آن‌چه شما را به سعادت نزدیک می‌کند در قلب شما القاء می‌فرماید. موفق باشید
3157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ورحمة الله جوانی 17 ساله هستم بسیار شهوت بالای دارم ونمی توانم جلوی خودم را بگیرم ومر تکب گناه می شوم(فیلم های شهوت انگیز نگاه میکنم) لطفا من را در این برطرف کردن این مشکل راهنمایی کنید.وچون به مسائل دینی هم اعتقاد دارم این مشکل بسیار عذابم می دهد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هیچ راهی جز نگاه‌نکردن به این فیلم‌ها ندارید، مثل این است که انسان برای پرت‌نشدن از کوه خود را به پرتگاه‌های خطرناک وارد کند. موفق باشید
2719
متن پرسش
با سلام به خدمت استاد عزیز سوالی داشتم فردی هستم که قصد ادامه تحصیل در معارف اسلامی داشتم می خواستم ببینم که به نظر شما دانشگاه بهتر است یا حوزه
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در یکی از سی‌دی‌ها بحثی داشته‌ام تحت عنوان «حوزه یا دانشگاه»، شاید به کارتان بیاید. موفق باشید
2411
متن پرسش
سلام . استاد پرسشی از حضورتان داشتم.شما در کتبتان اشاره کرده اید به گفته های ملاصدرا در خصوص وقت مردن، که مثال ساختن در را میزدند که در که ساخته شد نجار تیشه را دور می اندازد و یا اینکه تیشه می شکند ومجبور می شود بیاندازدش و ... استاد سوال من این است که وقتی که تیشه می شکند یعنی مثلا یک نفر در اثر تصادف بدنش دیگر از کار بیفتد و روح ، بدن را ترک کند سیر تکامل این روح چه می شود؟ این روح که کامل نشده است.سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب «خویشتن پنهان» به این بحث پرداخته شده به آن‌جا رجوع فرماییدو به موضوع تقدیری که خداوند برای هرکس تعیین فرموده توجه کنید. موفق باشید
1675
متن پرسش
بسمه تعالی،سلام علیکم. . .استاد گرامی با مطالعه کتاب "معاد بازگشت به جدیترین زندگی" چند سوال برایم پیش آمد که مطرح میکنم. . .1- آیا در صورتی که در برزخ پاک شدیم دیگر در قیامت بابت ریز گناهانی که کرده ایم مجازات میشویم،یا اسیر هول و هراس قیامت خواهیم شد؟با توجه به اینکه برزخ توانایی رسیدگی به ریزکاری این دنیا وجود ندارد. 2- منابع مطالعاتی که مرتبط با این کتاب شماست که در تفکر قیامتی بیشتر به ما کمک برساند در صورت امکان معرفی کنید. . . با تشکر فراوان و عذرخواهی برای گرفتن وقت جناب عالی. . .موفق باشید.خدانگهدار.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- اگر جهت‌گیری ما به سوی توحید باشد و در نبوت نبی اکرم و امامت ائمه«علیهم‌السلام» مشکل اساسی نداشته باشیم با ماندن در برزخ، عادات و افکار غلط از جان ما زدوده می‌شود و ماندن در برزخ موجب پاک‌شدن جان ما می‌شود. 2- کتاب آیت‌الله محمد شجاعی تحت عنوان «معاد یا بازگشت به خدا» و کتاب «معاد از دیدگاه امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» و «معادشناسی» از آیت‌الله تهرانی خوب است. موفق باشید
815

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام نظر شما درباره آثار آیت الله مصباح چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: توصیفی که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در چند سال پیش نسبت به حضرت آیت‌الله مصباح داشتند دل ما شاد شد که حق این عالم مجاهد مورد غفلت قرار نگرفت.ایشان فرمودند«یک نفر مثل آقای مصباح یزدی مورد هجوم تبلیغاتی قرار می گیرد.حرف رسا و منطق قوی و مستحکم هرجایی باشد انجا را دشمن زود تشخیص می دهد.با مرحوم شهید مطهری هم همین جور برخورد کردند... بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقای مصباح را می شناسم و به ایشان به عنوان یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحب نظر در مسائل سیاسی اسلام ارادت قلبی دارم. اگر خداوند متعال به نسل کنونی ما این توفیق را نداد که از شخصیت هایی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری استفاده کند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیم القدر خلأ آن عزیزان را در زمان ما پر می کند. ...من خدا را شکر و حمد می کنم که نسل جوان ما در سراسر کشور به ایشان(استادمصباح یزدی) شدیدا علاقمند و قدردان هستند.» حقیقتا حضرت آیت الله مصباح را نمونه‌ی کامل از عالمایی هستندکه زمانه را می‌شناسند و نسبت به زمان خود از یک طرف برنامه‌ریزی می‌کنند و از طرف دیگر فتنه‌ها را رفع و دفع می‌کنند و سیره‌ی ایشان به رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» نزدیک‌تر از عالمانی است که فقط مشغول علوم حوزوی شده‌اند. موفق باشید
799

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر هیشه برایم سوال بوده که چرا اگر من در جایی که موسیقی مطرب پخش میشود از روی اضطرار و در حالی که مایل به شنیدنش نیستم و برایم زجر اور نیز هست قرار بگیرم هر چند گناهی برایم محسوب نشود ولی اثراث منفی روحی ان را باید متحمل شوم و یا در مورد لقمه حرامی که از حرام بودن ان مطلع نیستم در حالیکه اختیاری در این مورد نداشتم اثرات منفی و بعضی محرومیتها را باید متحمل شوم که در مورد دوم نیز باعث امتناع از گرفتن خوردنی از دست بعضی افراد و نخوردن غذا در خانه بعضی از اقوام شده لطف کنید مرا راهنمایی کنید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: فرمودند استماع موسیقیِ مطرب حرام است. یعنی اگر شما به آن گوش فرا دهید ، نه این‌که به گوش شما بخورد، و لذا اگر در جایی هستید که اضطراراً آن نوع موسیقی به گوش شما می‌خورد هیچ آثار منفی برای شما نیست. همین طور در مورد لقمه‌ی حرام، اگر شما کسب لقمه‌ی حرام را اراده کنید آثار منفی دارد . ما حق نداریم اگر مسلمانی غذایی را به ما تعارف کرد و هدیه نمود و یا ما را به میهمانی دعوت کرد، آن را ردّ کنیم و او را متهم به فسق نماییم. موفق باشید
17165
متن پرسش
با سلام: ببخشید استاد. استاد مناسب حال من ناچیز این است که: سالها طی شد مرا در بحث جبر و اختیار / زین میان جز حیرت از آثار یارم نیست کار. آقای طاهرزاده یک سوال خیلی ذهن مرا درگیر گرده و آن اینکه در بحث «لا جبر و لا تفویض» از منظر عرفان، عرفا می گویند که درست است که خداوند پیش از خلقت، به آینده موجودات و سرنوشت آن ها علم دارد، اما این علم موجب اجبار انسان ها در سرنوشتشان نیست. زیرا علم خدا تابع اقتضائات عین ثابت انسان است. نه اینکه عین ثابت تابع و محکوم علم خدا باشد به طوری که هرچه خدا می داند همان اجبارا برای انسان در آینده رخ می دهد. پس صحیح این مطلب، نظریه اول است. مثلا خداوند به عین ثابت من نگاه می کند (پیش از خلقت) و می بیند که اقتضاء عین ثابت من، کافر شدن است. و در سرنوشت من کافر شدن قرار دارد و خدا می داند، آنوقت که من کافر می شوم. حال سوال من اینست که این اقتضائات عین ثابت من از کجا نشأت می گیرد؟ یعنی اینکه کافر بودن که در عین ثابت من قرار دارد، بر چه اساسی است؟ خدا خواسته؟ یا نه بلکه از ذاتیات عین ثابت من، کافر بودن است. اگر از ذاتیات عین ثابت من است، خوب یک نوع جبر است. چرا از ذاتیات فلانی نیست؟ خب اینطوری یک نوع جبر به حساب میاد. هرچند ما اختیار داریم که کافر شویم یا نشویم. ولی اگر اقتضاء عین ثابت ما کافر شدن و عصیان باشد خب قطعا بر اختیار ما تاثیر می گذارد. لطفا به صورتی توضیح بفرمایید که بنده که در معارف عرفانی در سطح بالایی نیستم متوجه شوم. (بیشتر خواهش می کنم در این مورد توضیح دهید که اقتضائات عین ثابت من از کجا نشأت می گیرد؟ خواست خداست؟ یا تصادفی قرعه کافر بودن به نام یکی می افتد و عین ثابت او استعداد کافر شدن را بیشتر از دیگران دارد؟) ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در مورد اعیان ثابته در جواب سؤال‌ها به کاربران شده است که با استفاده از جستجوی سایت می‌توانید به آن جواب‌ها دست بیابید. عنایت داشته باشید که انسان در ذات خود مختار است و هر نوع شخصیتی را می‌تواند برای خود انتخاب کند و یا پس از مدتی انتخاب دیگری نماید. و از این جهت حضرت حق مطابق انتخاب ما با ما همیشه برخورد می‌کند. حال اگر ما از انتخاب اولیه صرف‌نظر کردیم حضرت حق نیز مطابق انتخاب جدید با ما برخورد می‌نماید. موفق باشید

16465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد فرزانه و عزیزمان: جناب استاد همه مي دانيم كه ريشه مشكلات فرهنگی و اقتصادی این مملکت بر می گردد به دولت سازندگی و اقتصاد لیبرالی آن و براستی باید عدول از ارزشهای انقلاب بی توجهی به فرهنگ و فقر و فساد و تبعیض موجود و شکاف عمیق طبقاتی و قربانی شدن عدالت و له شدن محرومین زیر چرخ توسعه را در آن دوران و سیاستهای دولت سازندگی و حزب کارگزاران جستجو کرد. به عنوان مثال مگر نه این است که آنچه امروز تحت عنوان فیش های چند ده ملیونی افشا می شود ریشه در، سیاست رسیدگی به مدیران آن دوران دارد که حتی «ماهنامه صبح» آن روز فیشهایی را در همان زمان چاپ کرد. خود جنابعالی و بسیاری از صاحب نظران همواره به آن انحراف عمیق اشاره کرده اید تا جایی که استاد فرامرز رفيع پور در کتاب توسعه و تضاد به خوبی مسئله را تبیین نموده اند و حقیقتا تغییر آنچه در آن دوران نهادینه شد کار بسیار دشورای بود چنانچه دیدم وقتی احمدی نژاد خواست با آن مبارزه کند چگونه به زمین خورد و خود گرفتار شد گرچه اشتباهات و بی تدبیری های هر دولت در جای خود قابل بررسی است. حال با این مقدمه چرا رهبر معظم انقلاب مشكلات را متوجه سياستهاي دولت فعلي و دولت سابق و دولت اسبق مي داند و حداقل نفرمودند دولتهای اسبق تا اشاره به ریشه انحراف هم شده باشد انحرافی که در دولت هاشمی نهادینه شد، به قول دکتر حسن عباسی یکی از جرایم هاشمی نهادینه کردن اقتصاد لیبراستی است آن وقت چطور رهبر انقلاب به لایه های روین اشاره می کند و از ریشه و باطن ایجاد کننده و زمینه ساز مشکلات سخن نمی گوید؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید حضرت آقا بخواهند متذکر همین مشکل بشوند که از دولت سازندگی شروع شد و متأسفانه دولت‌های بعدی نیز، همان مسیر را ادامه دادند و حتی دولت آقای احمدی‌نژاد با مشغول‌شدن به حاشیه‌ها، مسیر جدیدی را باز نکردند هرچند که به گفته‌ی خود حضرت آقا؛ دولت ایشان شعارهای اصیل انقلاب را در ابتدای امر، بازخوانی نمود. موفق باشید

16262
متن پرسش
با سلام: من کتابهای زیبا و عمیق شما را مطالعه کرده ام. در مورد تعداد آسمانها که هفت است و بزرگان آن را با هفت مرتبه درونی انسانها تطابق داده اند، برایم سوال پیش آمده که در برشمردن تجلی خداوند مرتبه عقل و خیال و حس را گفته اند که می شود سه تا، آیا این سه مرتبه جزو هفت آسمان حساب نمی شود؟ لطفا کمی توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم هفت آسمان، به عنوان هفت‌مرتبه‌ی واقعی از مراتب وجود، مدّ نظر دین است. که البته می‌توان در سیر اَنفسی، آن را با هفت‌مرتبه از روح تطبیق داد که جناب کاشانی در مقدمه‌ی بسیار عالمانه‌ی خود بر «منازل‌السائرین» خواجه عبداللّه آن هفت‌مرتبه‌ی انفسی را متذکر شده‌اند. به این صورت که وَجه نفسِ یل‌البدن را یک‌مرتبه گرفته‌اند و وَجه نفسِ یل‌القلب را مرتبه‌ی دیگر، که با احتساب نفس، می‌شود سه‌مرتبه. و در مورد قلب نیز، وجه یل‌الروح را در نظر گرفته‌اند که با احتساب خود قلب، که دومرتبه حساب می‌شود و همین دو مرتبه برای روح هست با در نظرگرفتن وجهِ یل‌السرّی آن. و با احتساب خودِ سرّ، جمعاً می‌شود هفت مرتبه. موفق باشید

13901

دروس فلسفهبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل آیا درس بدایه و نهایه را با استاد بخوانیم بهتر است یا با سی دی؟ کسی که مشکل دارد می تواند با سی دی بخواند؟ بعد از خواندن بدایه و نهایه می شود سراغ اسفار رفت؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم است که دروس فلسفه و عرفان را با استاد مستقیماً مرتبط باشید بهتر است. ولی کارکردن از طریق سی‌دی به معنای آن نیست که با استاد ارتباط نداشته باشید 2- به نظرم می توانید بعد از بدایه و نهایه به سراغ اسفار بروید، البته همراه با شرح استادِ حاذق. موفق باشید

13583
متن پرسش
ما تجلیات و پرتوهای وجود امام و ظهورات اوییم که او در هر مظهری به شکلی خود را می نمایاند امام خود برتر ماست یعنی حقیقت امام است که در آینه های مختلف صور مختلف به خود گرفته و همه اوست و نمایش اوست مانند نفس انسان و حالات او و صفات او که هر صفتی خود انسان است و حقیقت او نفس ناطقه است... این مبنا در مورد رابطه همه ائمه با ما صادق است چون در مقام تجرد محض همه آنها یک حقیقت واحد اند .... صوت شما رو هم در مورد اعیان تدریس مصباح امام شنیدم بسیار نافع بود اما رابطه عین ثابت پیامبر (ص) و ائمه (ع) چطوره چه نسبتی هست؟ من این مبنا رو از کتابی ک در مورد زیارت عاشورا داشتین برداشت کردم آیا درست فهمیدم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت غیبی و نوری ائمه و پیامبر یک حقیقت است و لذا عین ثابته‌ی آن‌ها، همه محل تجلی اسم اللّه اعظم است. نور تشیع مظهر حقیقت نور ائمه‌ی معصوم است. به اندازه‌ای که هرکس توانسته باشد آن نور را بگیرد، ولی از نظر تکوین وجود همه‌ی مخلوقات پرتو وجودی واسطه‌ی فیض است. لذا لازم است بین جایگاه تکوینی و تشریعی آن عزیزان خلط نشود. موفق باشید   

12627
متن پرسش
سلام علیکم: در فصل حرکت جوهری، موضوع هدف حرکت عنوان شد که: مجردات موجودات ثابتی هستند یعنی دیگر حرکت در وجودشان نیست. یعنی فعلیت محض هستند. سوال: مثلا روح انسان فعلیت محض است یعنی نقص ندارد، پس چرا می گویند که خواندن قرآن یا نماز موجب تعالی روح انسان می شود آیا این نرسیدن به تعالی خودش نوعی قوه نیست که می خواهد یه فعلیت برسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان تا در این دنیا است و تحت تأثیر بدن است در مقام نفس می‌باشد و لذا تغییر بدن بر نفس نیز سرایت می‌کند و قوه‌های او را به سوی فعلیت جلو می‌برد. موفق باشید

12224
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: آیا داشتن روزی بیش از کفاف فضل خداوند است یا خیر؟ البته فضل به معنی برتری و ارزش منظور نیست با توجه به آنکه صاحب آن مال می تواند اگر اهل ایمان باشد و درست عمل کند باعث رستگاریش هم بشود تا جایی که حتی رسول خدا فرمود (یکی از گذشتگان شما را به حساب کشیدند و هیچ خیری در توشه اش نیافتند جز آن که مردی بود توانگر و با مردم داد و ستد می کرد و به غلامان خود می گفت از بدهی در ماندگان در گذرید خدا به فرشتگان فرمود ما سزاوارتریم که در گذریم از او در گذرید. نهج الفصاحه حدیث 2089 ترجمه ابراهیم احمدیان) حال آیا خواستن چنین مالی از خدا با ذکر و اسئل الله من فضله صحیح است؟ با تشکر از استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دعاها بیشتر به ما یاد داده‌اند کفاف را از خداوند تقاضا کنیم ولی اگر بیش از کفاف دادند و ما مسئولیت مدیریت درست آن را به عهده گرفتیم، برکات و ثواب مخصوص آن را هم خواهیم داشت، إن‌شاءاللّه. موفق باشید

10244
متن پرسش
سلام علیکم: آیا اکنون که نفس حیوانی بالفعل هستیم نفوس پایین تر یعنی نفس نباتی بالفعل را هم دارا هم هستیم یا خیر؟ بالاخره غضب و شهوت ظهورات نفس حیوانی هست و می توانیم بر روی آن کار کنیم ولی سوال این جاست که ظهورات نفس نباتی چگونه است؟ آیا برای تهذیب بر روی نفس نباتی هم باید کار کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در سلسله‌ی وجود مرتبه‌ی بالاتر همه‌ی مراتب پایین را به صورت کامل در خود دارد و همین‌که ما دستورات خودسازی شرعی را عمل کنیم در ابعاد نباتی و حیوانی خود نیز مهذّب می‌گردیم. موفق باشید
9695
متن پرسش
سلام علیکم: استاد معرفت نفس و الحشر خیلی جاهاش تخصصی است و عبارات ثقیل دارد. در مقدمه اش هم فرموده بودید که این کتاب را مباحثه کنید. به نظرم کتاب خیلی عالی بود. فقط خیلی از عبارات و بندهاش رو متوجه نمی شدم. شرح ج 8 و 9 اسفار آیت الله جوادی را کمی گوش دادم اون باز خیلی خیلی سخت بود. استاد برای فهم کتابتون چه چیزی پیشنهاد می کنید؟ چکار کنم که بتونیم مباحثه ی خوبی داشته باشیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه با طی مقدمات، کتاب قابل فهم می‌شود و شما با معارف بی‌نظیری روبه‌‌رو می‌شوید. اگر بتوانید کسی را پیدا کنید که یک‌بار از همین متن فارسی‌اش آن را در ویرایش جدید تدریس کند، به جمع‌بندی خوبی می‌رسید. چند جزوه در شرح ابتدای کتاب هست مطالعه‌ی آن‌ها کمک می‌کند. موفق باشید
9670

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
نظر شما درباره استاد مرتضی رضوی و آثار ایشان و نگاه نو ایشان به عالم از دریچه سخنان اهل بیت و انتقادات ایشان به تصوف و عرفان یا به قول خودشان بوداییات و یونانیات چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعی در این مورد ندارم. موفق باشید
8995
متن پرسش
با سلام: در مواجه شدن با خطرات ترسی ندارم شرایطش فراهم باشد شجاعت هم به خرج میدهم، بارها خودم را آزموده ام و در خطرات هم انداخته ام، در تاریکی و تنهایی قرار داده ام خیلی وقت است ولی باز تا در تاریکی صدایی می آید دلم میریزد چه کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه توحید انسان قوت و شدت یابد انسان به همان اندازه نقشی برای غیر خدا قائل نمی‌شود و واهمه ضعیف می‌گردد. با رعایت دستورات شرعی و ذکر «لا إله إلاّ اللّه» نور توحید را در خود رشد دهید. موفق باشید
8761
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: اول: قبلا خواب کم میدیدم در نیمه دوم ماه رجب زیاد شده اینها نشانه چیست؟ دوم: سجده هایم با ذکر یونسه شکر خدا نیم ساعت طول میکشه ولی بسختی میتوانم در ذکر حاضر باشم و بعد باهایم خشک میشود نمیتوانم ادامه دهم برای رفعش چه کنم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- در این مورد نمی‌توان یک نظر خاص داد، بعضاً حالت مبشرات دارد که این‌ها خوب است 2- باید با بدن‌تان مدارا کنید ولی خوب است ذکر را داشته باشید مشروط بر آن‌که خود را همچون حضرت یونس«علیه‌السلام» در ظلمات دنیا و امیال نفس امّاره احساس کنید و در محضر حق آمده‌اید که حکم او را بر حکم نفس غالب کنید. موفق باشید
7402
متن پرسش
سلام علیکم. علامه طباطبایی در جایی میگویند مسبحات را توصیه میکنند که در آن سوره اعلی دارد ولی جمعه ندارد ولی در جای دیگر توصیه میکند که در ان اعلی نیست ولی جمعه نیست. بالاخره مسبحات کدام یک است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبائی فرموده اند: « ...سوره های مسبحات که با یسبّح و سبّح شروع می شود پنج عدد است: سورهای حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن. و سوره اعلی که با «سبّح» به فعل امر شروع می شود، جزء مسبحات نیست، گرچه در روایتی وارد شده است ولیکن در روایت معتبره، مسبحات را همان پنج سوره تعیین کرده است. موفق باشید
نمایش چاپی