باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در فنای ذاتی، انسان از خود فانی و به حق باقی است و چنین احساسی حتماً با بقای عین ثابتهی سالک همراه است، ولی او خود را که همان عین ثابتهاش میباشد، ابداً مدّ نظر ندارد ولی عین ثابتهی او به حقّ باقی است و او به نور حق میبیند و میشنود بدون آنکه آن حالت را به خود نسبت دهد. اگر اختلافی هست، اختلاف در تعبیر است 2- با توجه به آنکه در آیهی 260 سورهی بقره، حضرت ابراهیم مأمورند تا به ارادهی الهی آن 4 پرندهی ذبحشده و مخلوطشده را بخوانند و آنها به صورت زنده به سوی حضرت برگردند تا حضرت ابراهیم به مقام احساسی بشود که حضرت حق مردگان را زنده میکند؛ حضرت در مقام فنای ذاتی قرار دارند 3- ما در سورهی واقعه در توصیف مقام مقربین که در مقام بیواسطه با حضرت حق هستند در توصیف امتهای گذشته داریم: «ثلة من الاولین و قلیل من الاخرین» که مقربینِ در امت آخر، یعنی حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» اولیاء معصوم هستند. و سوره در توصیف امیرالمؤمنین«علیهالسلام» است. از این جهت باید متوجه بود که مقربین در امتهای گذشته، کم نبودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علوم عقلی اعم از ریاضیات و هیئت، ذهن را برای فهم دقایق عالم منظم و آماده میکند و علم طبّ به آن صورتی که حضرت آیت اللّه حسنزاده دنبال فرمودهاند، موجب میشود که بتوانند به بهترین شکل از بدن خود استفاده کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: غیر از نگاه تفکیکی ایشان که موجب حیرانی خوانندگان کتابهایشان میشود، سایر کتب ایشان بسیار مفید و با برکت خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان از خود بگذرد، حضرت حق را که فطرت الهی انسان را بر اساس توحید شکل داده است، بهتر مییابد. به همان معنایی که جناب حافظ فرمود: «تو خودْ حجاب خودی حافظ از میان برخیز / که در میان تو و او، بهجز تو حائل نیست». به قول وحدت کرمانشاهی:
هرکه از خود بگذرد جانش دهند
هرکه جان در باخت جانانش دهند
هرکه در سجن ریاضت سرکند
یوسف آسا مصر عرفانش دهند
هرکه گردد مبتلای درد هجر
از وصال دوست درمانش دهند
هرکه نفس بت صفت را بشکند
در دل آتش، گلستانش دهند
هرکه برسنگ آمدش مینای صبر
کی نجات از بند هجرانش دهند؟
هرکه گردد نوح عشقش ناخدا
ایمنی از موج طوفانش دهند
هرکه از ظلمات تن، خود بگذرد
خضر آسا آب حیوانش دهند
هرکه بی سامان شود در راه عشق
در دیار دوست، سامانش دهند
موفق باشید
