بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6387
متن پرسش
با سلام. به نظر شما مؤلفه های اصلی سبک زندگی مهدوی چیست؟ لطفا درباره ی هر یک از این مؤلفه ها توضیح کوتاهی عرض کنید تا بتوانیم ادامه اش را خودمان پی گیری کنیم. ملتمس دعای خیر شما نیز هستیم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم ابتدا باید جزوه‌ی «. سبک زندگی در تمدن نوین اسلامی .» را مطالعه بفرمایید. موفق باشید
4925

مشکلات سایتبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. بنده چندین بار از طریق سایت، اشکالاتی در رابطه با بخش "پرسش و پاسخ" سایت را حضور محترم مسئولین عرض کردم و چون التفاتی نشد حضوری به جناب آقای قدوسی منتقل کردم و چون باز التفاتی نشد از طریق سایت خدمت حضرتعالی عرض کردم اما نمی دانم چرا در هیچ کدام از این مراتب توجهی نشد و هر کدام با دادن پاسخی از کنار آن گذشتند به طوری که دیگه بنده بی خیالش شدم. اما چون در تازه ترین پرسش ها (سوال 4887) یکی از کاربران محترم اصل همان خواسته را تکرار کرد و مد نظر شما نیز قرار گرفت لذا یکبار دیگر مواردی را در این باره عرض می کنم باشد که مفید واقع شود: 1- بخواهید یا نخواهید بخش پرسش و پاسخ سایت مهمترین بخش مورد مراجعه کاربران می باشد. 2- به خاطر ارجاعات موجود در پاسخ ها به ماقبل، و سیر منطقی که در این راستا وجود دارد لازم است که ترتیب آنها حتما رعایت شود و به بهانه موضوعی کردن آنها ترتیب تاریخی و عددی آنها از بین نرود. البته وجود تقسیم بندی موضوعی پرسش و پاسخ ها به صورت مستقل و در کنار بخش ترتیب عددی، لازم است. 3- مطالعه مطالب در مانیتور علاوه بر آسیب رساندن به چشم اجازه تمرکز مناسب را نیز نمی دهد خصوصا اگر پاسخ طولانی و عمیق باشد که با یکبار خواندن حق مطلب ادا نشود. لذا معمولا کاربران مطالب را پرینت و سپس مطالعه می کنند. 4- با توجه به بند قبل لازم است یک فایل ضمیمه (به صورت word یا pdf) ایجاد شود جهت دانلود کل پرسش و پاسخ ها یا دانلود محدوده ای مشخص از سوالات (مثلا انتخاب سوال شماره فلان تا فلان برای دانلود) 5- نمایش پرسش و پاسخ ها در سایت به شکل سایت های خبری است. یعنی همیشه تازه ترین آنها بالاتر قرار می گیرد. در سایت اشکالی ندارد چون همین روش عرف است اما در موقع پرینت این نظام کاملا مشکل ساز است. چرا که در مطالعه پرینت نیز باید از پایین به بالا مطالعه کنید. لذا واجب است فایل ضمیمه بر عکس شیوه نمایش، طراحی شود یعنی ترتیب سوالات از بالا به پایین باشد.(این کار ممکنه، چون خروجی ها از database تغذیه می شوند که sort آنها توسط برنامه نویسی و به فراخور حال قابل تغییره). 6- علاوه بر ارائه موضوعی پرسش و پاسخ ها بهتره ارتباطات را نیز رعایت کرد. مثلا اگر در پاسخ سوال 55، به سوال 30 ارجاع داده شده است این دو سوال با حفظ عدد اصلی آنها اما به دنبال هم آورده شود. و حتی در نمایش موضوعی نیز سوالات نزدیک به هم با حفظ عدد اصلی خود اما پشت سر هم آورده شود. 7- امکان جستجوی سوال بر اساس (موضوع) یا (کلمه) یا (عدد سوال) وجود داشته باشد. 8- آنچه گفته شد زحماتی برای دست اندرکاران عزیز ایجاد می کند که حاصل آن به نفع کاربران خواهد بود در جهت دسترسی و استفاده از حضور مغتنم استاد طاهرزاده در فضای اینترنت. ما متوجه ارزش وجود استاد و زحمات شما عزیزان هستیم و ان شاء الله قدردان خواهیم بود. والسلام – 28 خرداد 92
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت: آیا می‌توان یک نفر را کمک گرفت تا پیشنهاد این عزیزان عملیاتی شود؟ موفق باشید--------------باسلام خدمت کاربران گرامی.همانطور که خدمت استاد گرامی وبعضی ازعزیزان دیگرنیز عرض کرده ایم،باپیگیری هایی که بامسول فنی وبرنامه نویس قسمت پرسش و پاسخ داشته ایم ظاهرا این برنامه توانایی رفع این نواقص را نداردوباتوجه به مشکلات فنی اخیر که برای سایت پیش آمده ثصمیم برطراحی مجدد سایت گرفته شده که انشاالله فاقد مشکلاتی که عزیزان آنرا بیان کرده اند باشد.
3270
متن پرسش
با سلام استاد بزرگوار، 1) من از روی سوال و صرفا برای تحقیق ، فقط یک ساعت از جلسه ی دو و نیم ساعتی استاد طاهری رو با لبتاب دیدم و بدون تبعیت از توصیه های ایشون، دو حالت در من ایجاد شد ، ابتدا شناخت یک بیماری روحی در خودم(ظهور یک حالت ترس شدید روحی که قبلا هم تجربه کرده بودم)که دقیقا یکی از مصادیقی بود که استاد طاهری گفت و به گفته ی ایشون یک توهم احساسی است و سپس احساس آرامشی رو تجربه کردم ، اما چون مطمئن نبودم به این مباحث ، چون این حالات ، مربوط به "روح" انسان است و روح را باید فقط به اولیاءالله سپرد ، سریعا گوش دادن بحث رو تمام کردم. استاد ، چه ملاکی وجود داره که بفهمم این شناخت شیطانی است یا الهی ؟ نظر شما چیه ؟ 2)استاد برای کاهش ترس ناشی از توهم چه باید کرد ؟ مثلا مطالعه کتب دینی یا ذکر یا ورزش یا .... ؟؟؟ 3) نقش موسیقی بدون کلام در کاهش یا افزایش توهم چیست ؟ 4) ظاهرا مقام معظم رهبری سه تار میزدند ، ایشون با چه انگیزه ای این کار رو می کردند؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- عنایت داشته باشید که حقیقت ما بندگی است و تنها جریانی که ما را از طریق فقه آل محمد به بندگی خدا راهنمایی می‌کند جریانی الهی است 2- کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» می‌تواند جواب شما را بدهد 3- بنده این را نمی‌دانم ولی نقش شعرهای عرفانی را در نجات از وَهم قبول دارم 4- ظاهراً این شایعه است و کتاب‌های دقیقی که جزئیات زندگی ایشان را طرح کرده ابداً به این موضوع اشاره‌ای ندارد. موفق باشید
3194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
مقاله جدید صادق زیبا کلام را چگونه توجیه می کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نمی‌دانم کدام مقاله را می‌گویید. موفق باشید
3091

درمان حسدبازدید:

متن پرسش
با سلام حسد داره نابودم میکنه. می دونم پاگذاشتن تو خط قرمز خداست. میدونم طمع ورزی به دنیاست. می دونم قبول نکردن عدل و حکمت خداست. می دونم اعتراض به صلاح و مصلحت الهیه فقط نمی دونم راه چارش چیه. کاملا متوجه ام جای خدارو توقلبم گرفته چکار باید کرد؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: راه چاره یک کلمه بیشتر نیست و آن این‌که به قلب خود بفهمانید خدایی که کوچک‌ترین نیاز مرا فروگذار نکرده اگر آن‌چه را که من به جهت آن حسادت می‌ورزم که چرا پیش دیگران است و پیش من نیست، نیاز من بود به من می‌داد. این حالت را همچنان به قلب خود القاء کنید و کمی پایداری نمایید مسئله حل می‌شود. موفق باشید
1440

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی مدتی است که به لطف خدا شروع کردم به خواندن نماز با توجه و گاهی هم نماز نافله اما از وقتی این برنامه رو دارم نسبت به نماز این حس رو پیدا کردم که وقتی وقت نماز می رسه به سختی نمازم رو می خونم و می گم که وای باز هم باید نماز بخونم یک جوری برام تمرکز داشتن سخته و این باعث می شه این حس رو پیدا بکنم یا در وقت سحر موقع نماز خواندن فکرهایی مثل این که هر لحظه ممکنه جن یا شیطان در پشت سرم ظاهر بشه باعث ترس در من و عدم تمرکز در نماز می شه و می ترسم که این مسائل مانع ادامه ی برنامه ام بشه ممنون می شم راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بدون آن‌که به خود فشار بیاورید آنچه تکلیف است را انجام دهید بقیه را به عهده‌ی خدا بگذارید. آن حالت وَهمی هم که در مورد نماز شب‌تان پیش می‌آید اگر نماز را ادامه دهید إن‌شاءالله رفع می‌شود ولی دلواپس نباشید که چرا آن حالت وهمی موجب عدم تمرکز می‌شود. همان عزم اولیه‌ای که در اقامه‌ی نماز شب دارید و بر اساس آن شروع می‌کنید، کارساز است. موفق باشید
1359

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم آیا فلسفه هم مثل علم اصاول است که می گویند بعضی مباحث آن زاید است یا در فلسفه همه مباحث آن برای مباحث الهیات بالمعنی الاخص مفید است؟ البته منظورم مباحثی که به نحوی مقدمه می تواند باشد نیست چون با چند واسطه بالاخره مفید واقع می شود منظورم ارتباط مستقیم با مباحث الهیات است ویا با مباحث معرفتی دیگر آیا در همه مباحث معرفت دینی همه مباحث فلسفه مفید است؟ بسیار تشکر می کنم که اینجور از وقت خود برای سوالات ما می گذارید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم اگر موضوعات موجود در فلسفه‌ی اسلامی بازخوانی شود، موضوعاتی هست که لااقل در ابتدا به آن‌ها نیاز نیست و برای تفکر فلسفی لازم نیست آن موضوعات دانسته شود، ولی از آن‌جایی که متون فلسفی ما با اصطلاحاتی ارائه شده که فهم آن‌ها منوط به دانستن آن اصطلاحات است به راحتی نمی‌توان موضوعات اضافی را حذف کرد. موفق باشید
696

نیاز بدنبازدید:

متن پرسش
سلام. از کجا بدانیم بدنمان چقدر غذا نیاز دارد؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: خداوند نیاز به غذا را با گرسنگی ایجاد کرده و در تجربه متوجه می‌شوید که اگر از این اندازه بیشتر بخورید، نشاط شما ضعیف می‌شود و لذا فرموده‌اند چند لقمه قبل از آن‌که سیر شوید دست از غذا بکشید و این را با تجربه و تمرکز بر احوالات خود باید به‌دست بیاورید. آیت‌الله بهجت«رحمة‌الله‌علیه» فرموده بودند به خودتان «سهم» بدهید. موفق باشید
20812
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: چند سالی است که با مباحثی پیرامون ولایت فقیه درگیرم و ذهنم را به خود مشغول کرده است. از نوع رابطه ی ولی فقیه با مردم و مردم با ولی فقیه. از نوع رابطه ی مسئولین با ولی فقیه و بالعکس. در این زمینه کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» و قسمتی از کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» را خوانده ام و از منابع دیگر نیز چیزهایی خوانده ام، ولی گویا چیزهایی که برداشت کرده بودم اشتباه بوده است، با توجه به فایل صوتی که اخیرا از شما پخش شده است. در رابطه ی فایل صوتی که از شما پخش شد، شما فرموده اید: «می گویند که آقا همه نظریاتش درست نیست در صورتی که خدا وقتی کسی را زعیم می کند، قلبش را در اختیار می گیرد. بالاخره ما چه گناهی کرده ایم که آقا را قبول داریم. آیا می شود خدا ایشان را کمک نکند، آن وقت به ما ظلم کرده است و خدا این کار را نمی کند.» آیا در اختیار گرفتن قلب دلیلی می شود که تمام نظریات درست باشد؟ پس شما این سخن رهبری را چگونه توجیه می کنید که می فرمایند: «یکی از خطاهایی که خود ما کردیم (بنده خودم هم در این خطا سهیم هستم) این مسئله ی تحدید نسل، باید از اواسط دهه 70 متوقف می شد. خود بنده در این اشتباه سهیم هستم. خدا باید از ما ببخشد.» در اینجا خود حضرت آقا می گویند که اشتباه کرده اند، شما چگونه این صحبت را تحلیل می کنید؟ علاوه بر آن اینکه آیا بر فرض صحت صحبت شما مبنی بر عدم خطا در تصمیماتِ حضرت آقا، فضای نقد و نظر هم راجع به نظرات آقا باید بسته شود؟ شما فرموده اید در یک جلسه ی خصوصی معتقد بوده اند که فلان نظر حضرت آقا اشتباه است این کار (نقد کردن) کجایش خلاف است؟ ما صحبت هایی از حضرت آقا داریم مبنی بر اینکه اصرار می کنند بر نقد کردن خودشان. شهید بهشتی: «ما هنوز رابطه ی طلبگی را با امام حفظ کرده ایم. اما در پایان وقتی ایشان تصمیمی گرفتند، دیگر با ایمان اجرا می کنیم؛ ولو آن تصمیم برخلاف آن انتقادهایی باشد که در همان جلسه کردیم». خوشحال می شوم پاسخ دهید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 20800 عرض شد؛ بحث در عصمت ولیّ فقیه نیست، بحث در رهنمودهای کلّی اوست برای سعادت جامعه. در این رابطه است اگر مسئولی بخواهد خود را در عرض عقل ولیّ فقیه مطرح کند، از حکمت لازم خارج می‌شود. وگرنه اگر در عین انتقاد به رهبر، باز در کلیّت، جهتی که رهبری در جمع‌بندی پیشنهاد می‌کنند را عمل کنند مشکلی پیش نمی‌آید به‌خصوص که رهبری انقلاب مبتنی بر آموزه‌های دینی و قرآن و روایات نظرات کلّی خود را مطرح می‌کنند و این نزدیک‌ترین روش برای امن‌بودنِ از خطاست. موفق باشید

19015
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: استاد چند سوال داشتم: ۱. برای تقویت اراده و دوری از تنبلی و کسالت چه کنم واقعا معضلی شده برایم. به بسیاری از کارها و مطالعات و اموراتم نمی رسم و هی عقب می اندازم به بهانه های واهی. ۲. استاد درست است که بخواهم شب تا صبح را به مطالعه ببردازم و سحر داشته باشم و بعد استراحت رو بعد از بین الطلوعین داشته باشم؟ ۳. استاد طلبه هستم و بخاطر همون مشکل سوال اول در دروس حوزه کاری نکردم از لحاظ علمی و خیلی عقب هستم الان هم مشغول بایه ی ۹ هستم و نمی دانم چکار کنم که چطور برگردم یا امکان مطالعه ی دوباره هست یا نه یا .... و حال که از لحاظ علمی کاری نکرده ام نمی دانم الان چه کنم؟ وقتم رو روی دروس حوزه بگذارم و دوباره کار کنم یا از لحاظی دیگر مطالعات داشته باشم { مطالعات جنبی } یا ... . ۴. استاد گاهی هم که بخواهم مطالعه کنم به شدت در مطالعه وسواس دارم طوری که گاهی یک کتاب کوچک را مدت ها طول می کشد که بخوانم حال یا بخاطر مثلا خلاصه کردن دقیق یا تایب نکات یا چکیده نویسی یا ... که گاهی از یه کتاب کلی خلاصه می نویسم و بعد هم از مطالعه خسته می شوم یا معمولا کتاب ها رو نیمه کاره رها می کنم. ۵. استاد جواب های سوال هارو به ایمیل شخصی هم میفرستین یا فقط در سایت قرار می دهید؟ ۶. استاد نظرتون در رابطه با جبهه ی جمنا و آقای رییسی چیست؟‌ چند تا سوال دیگه هم داشتم فراموش کردم خدا خواست وقت شما رو کمتر بگیرم. ان شاالله هر وقت یادم اومد می فرستم براتون. تشکر و ممنون استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سعی کنید به خودتان برنامه‌ی هفتگی بدهید و مطابق آن عمل کنید  2- خیر! در خواب شب آرامشی را خداوند گذاشته است که در خوابِ روز نیست، مگر موارد استثنایی. فرمود: وَ هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً وَ النَّوْمَ سُباتاً وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً . 3-  اول اولویت را به بازخوانیِ دروس حوزوی بدهید که در آن دروس محکم گردید 4- در مطالعه سعی کنید نکات کلی را یادداشت نمایید و روحیه‌ی اجتهادی در مطالعه را تقویت کنید، نه حالت تقلیدی را 5- اگر موضوعات، شخصی نباشد آن سؤال را در معرض دید عموم کاربران قرار می‌دهیم  6- به جمنا اعتماد دارم. موفق باشید

18098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یکی از همکاران بنده به گونه ای به حقانیت آمریکا و غرب اعتقاد و یقین دارد و به گونه ای از لیبرال دفاع می کند که انگار نعوذبالله وحی الهی می باشد، که اگر با این سماجت و پشتکار و یقین در راه دین و اسلام قدم بر می داشت یکی از مومنین حقیقی بود، و به گونه ای با نظام و روحانیت دشمن است که اگر توان و موقعیت داشت از ضربه زدن به نظام و روحانیت از هیچ تلاشی چشم پوشی نمی کرد گویی این نظام دشمن قسم خورده ایشان هست و از نظام و روحانیت نفرت عجیبی دارد، سن ایشان 40 می باشد و ملاک خبر ایشان رسانه های غربی و جبهه استکبار است و تنها روحانیی که قبول دارد خاتمی رئیس جمهور چند دوره پیش است، حال سوال بنده این است: چرا شخصی که در جامعه اسلامی رشد کرده در خانواده مسلمان به دنیا آمده و اسلام ناب و تشیع به او رسیده اینگونه تمایل به لیبرال و غرب پیدا کرده که حتی حاضر است ضد اسلام حرف بزند و شاید عمل هم بکند؟ چه پرسه ای این فرد و امثال ایشان طی می کنند که اینگونه منحرف می شوند و اینقدر بر حق بودن غرب و تفکر لیبرال اسرار دارند گویی نعوذبالله وحی منزل است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر برادر امام رضا«علیه‌السلام» در آن محیط مقدس آن‌قدر بدی نکرد که حضرت نام او را «زید نار» گذاشتند. هرکس بر اساس انتخاب‌های خود زندگی خوب و بد خود را رقم می‌زند. موفق باشید

17771

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت شریف بخیر. حاج آقا عالی داستان پیر زنی را چندی پیش تعریف کردند که حضرت زهرا (س) را در بیداری دیده بودند و مرجع تقلید زمان میرزا حبیب الله کاشانی در خواب. و بعد فرمودند زن اگر زن باشد مرد به گرد پایش نمی رسد. آیا تجلی نور بانو (س) بر عقل میرزا بالاتر از تجلی بر خیال آن خانم نیست؟ آیا توفیقی بالاتر از فهم سخن معصوم وجود دارد؟ لطفا توضیح بفرمایید. سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به فرمایش آیت اللّه میانجی، چوپانان آن گوسفندهایی که از گله عقب می‌افتند را بغل می‌کنند تا گرفتار گرگ نشوند، ولی به آن قوچ قدرتمند نهیب می‌زنند که عقب نیفتد. موفق باشید

17665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام علیکم و رحمه الله: بنده فردی را می شناختم که روش کشف حقایق او شهود و وحی بود. با همین روش به علمی گران رسیده بود و طرحی متقن اما کلی در باب تمدن سازی نوشته بود. طرح را به عالمی نشان داد و ایشان فرمودند برای کلیت خوب است لکن اگر به جزئیات ورود کنید توان اثبات ندارید چون فقه نمی دانید. بنظر حضرتعالی راه اثبات حقایق از کدام طریق است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن آن عالم می‌تواند قابل تأمل و قابل قبول باشد که در عرصه‌ی عملیاتی‌کردن هر فکر از آن جایی که به عمل مردم مربوط می‌شود، به فقه نیاز است. موفق باشید

17290
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. در نماز باید خیال ما از حوادث و کارها و بحث و... خالی باشد درست. ولی استاد عزیز مگر می شود خیال خالی بماند؟ سوال من این است کسانی که نمازشان با حضور قلب است در خیالشان چه می گذرد؟ آیا خیالشان خالی از صورت است؟ 2. برای مبتدی ها چگونه باید باشد؟ جایگاه خیال در نماز کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در شرح کتاب «آداب‌الصلواة» حضرت امام در این مورد شده است، خوب است تمام آن کتاب را با شرح صوتی آن دنبال فرمایید. آری! وقتی در بیرونِ نماز از هر مظهری به حضرت حق منتقل شدیم، و همه‌چیز را آینه‌ی حق یافتیم، در نماز که خلوتگاهِ بین عبد و ربّ است؛ این ارتباط شدیدتر می‌شود و با خدایی که در همه‌چیز با او آشنا شدیم مأنوس می‌گردیم و مظاهری را مدّ نظر قرار می‌دهیم که به تمامه آینه‌ی نمایش حق‌اند و در همین رابطه حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند در نمازتان یکی از ائمه«علیهم‌السلام» را مدّ نظر قرار دهید. در این رابطه در کتاب «چگونگی فعلیت‌‌یافتن باورها» عرایضی شده است. موفق باشید

 

14479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده عذر خواهی می کنم از خدمتتان. از این پس حتما در سوالها چرخی می زنم اگر جوابی نیافتم سوالم را خواهم پرسید از محضرتان. 1. اقای حمید رضا طالبیان که از انتشارات شما دو کتاب نوشته اند کیستند؟ کتاب معرفت نفسشان چگونه است؟ 2. کتاب عرفان که نوشته اند چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای طالبیان از طلبه‌های قدیم و از دوستانی‌اند که در مباحث معرفت النفسی و عرفان زحمت کشیده‌اند و آثارشان مفید خواهد بود. موفق باشید

14399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد یکی از دوستان ما مستند ساز است. یک ایده دارد می گوید که ما مستندی از استاد بسازیم تا جامعه بیشتر با استاد و تفکرات ایشان آشنا شود. بنده گفتم از استاد می پرسم به شما خبر می دهم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر این کار را نکنید زیرا شهرت بنده موجب می‌شود افراد سطحی مزاحم شوند، همین حالا هم در زحمت هستم. موفق باشید

14380

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: خداوند به شما طول عمر دهد. استاد گرامی بنده سالهاست در خدمت شما هستم و از راه دور تلمذ می کنم. مدتهاست که احساس می کنم قلبم دچار کدورت شده. حال عبادت ندارم. نمازم را درست نمی خوانم قبلا به هیچ وجه دروغ نمی گفتم، از غیبت بیزار بودم. الان بشدت قبل مراقب نیستم. میل و مهمتر از آن حال و حوصله عبادت کردن ندارم؛ استاد این چه دردی است؟ احساس می کنم بین من و خدا تا دوردستها فاصله افتاده. علت چیست؟ استاد مدتهاست به علت بی برنامگی که در اداره مان داریم و سیاستهای وزیر و دولت فعلی هیچ کار خاصی به اداره ما ابلغ نمی شود و ما مجبوریم در ساعات روز بشینیم بدون اینکه کاری داشته باشیم. استاد از طرفی این وضعیت را دوست ندارم و از سویی به درآمدم احتیاج دارم. آیا این باعث آن همه بی حالی است؟ درآمدم حرام یا شبهه ناک است. به ما گفته اند منتظر بمانید تا سال آینده ببینیم برنامه چیست؟ استاد عاجزانه از شما می خواهم به طور خاصه من پریشان دل را دعا کنید. سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که شما خود را در زمانی مثلاً 8 ساعت در اختیار اداره‌ی خود قرار می‌دهید و کاری به شما ارجاع می‌شود، سرباز نمی‌زنید؛ حقِ اخذ حقوق را دارید. موضوع قبض خود را در این سنت الهی جستجو کنید که خداوند می‌خواهد با نور دیگری وارد اُنس با او شوید. پیشنهاد می‌شود مقالات آیت اللّه شجاعی را دنبال کنید. بنده نیز به صورت صوت شرحی بر آن‌ها داشته‌ام. موفق باشید

13089
متن پرسش

با سپاسگزاری قبلی / عباس معظم - یک دوستار فلسفه http://www.cgie.org.ir/fa/news/71316 http://www.cgie.org.ir/fa/news/71346 فرازهایی از سخنان دکتر عبدالکریمی 1) روح اصلی این تفكر پاسخ به مهم‌ترین بحران تفكر در غرب، یعنی بحران نیهیلیسم است 2) توجه داشته باشید نقطه عزیمت تفکر هایدگر الهیات بود. او در نوجوانی و عنفوان جوانی طلبه مدارس دینی بودکه برای پاسخگویی به پرسشهای تئولوژیك و الهیاتی پا به قلمرو فلسفه گذارده بود. لیکن، به تدریج از الهیات فاصله گرفت و به پدیدارشناسی، و سپس از پدیدارشناسی به آن چه خودش «تفكر» می نامد، نزدیك شد. 3) به اعتقاد من اگر دغدغه دینی و معنوی ــ و صد البته نه دغدغه تئولوژیک ــ و دغدغه کی یرکه گوری اندیشه ها‌ی هایدگر را از تفكر وی بگیریم، چیزی جز یک جسد مرده و بی روح از آن باقی نمی‌ماند. 4) اساساً گرایش غیرتئولوژیک هایدگر را در سیاق تمایز میان «متافیزیک» و «ایمانِ» کی یرکه گوری و نه در سیاق گرایش ضد سنت عقل روشنگرانه عصر روشنگری باید فهم و تفسیر کرد. 5) «وجود» در تفكر هایدگر چیست؟ آیا وجود همان ماده یا امر فیزیکی است؟ یا آیا وجود همان طبیعتی است كه رومانتیست‌ها یا ناتورا‌لیست‌ها از آن سخن می‌گویند؟ این وجودی كه هایدگر نحوه هستی انسان یا دازاین را در نسبت با آن فهم و تفسیر می کند، چیست؟ این وجودی كه هایدگر تفکر را در نسبت با آن معنی می‌كند و معقتد است تفکر چیزی جز مأوا گزیدن در تقدیر وجود نیست، چیست؟ و او چرا بر رابطه میان «تفکر» و «شُكر کردن» تأکید می ورزد؟ موضوع و متعلَّق این شکرگزاری چیست؟ 6) ادلّه تاریخی، متن شناسانه (فیلولوژیک) و تفسیری بسیاری در آثار هایدگر وجود دارند كه تفسیر معنوی از هایدگرــ و صد البته نه تفسیر تئولوژیك ــ را امكان‌پذیر می‌كنند. به اعتقاد اینجانب، هایدگر سكولار به هیچ وجه هایدگر واقعی و هایدگر آكادمیك نیست. 7) سارتر در نوشته خودش، «اگزیستانسیالیسم همان اومانیسم است»، می¬ گوید فیلسوفان اگزیستانسیالیست دو دسته هستند: فیلسوفان خداگرا، مثل كی یرکه گور و گابریل مارسل و اگزیستانسیالیست‌های بی‌خدا و ملحد: مثل خودم، یعنی خود سارتر و آقای مارتین هایدگر. اما در کتاب نامه در باب اومانیسم، هایدگر، بی آن که نامی از ژان پل سارتر آورد، به وی پاسخ داده، اظهار می دارد کسانی كه فلسفه او را نسبت به مسأله خدا بی‌اعتنا می‌دانند، در واقع هیچ درکی از فلسفه او نداشته اند. 8) نكته قابل توجه دیگر در ارتباط با سؤال شما از ارزش و اعتبار تفسیر فردید از هایدگر در افق حکمت ایرانی- اسلامی این است که اساساً عكس‌العملی كه نسبت به فردید و نحوه تفسیر او از هایدگر وجود دارد ــ تا آنجا که برخی این تفسیر را بسیار خشن، تحمیلی و حتی گزافی و من عندی تلقی کرده اند ــ از این جهت است که این گروه از منتقدان با زبان و ادبیات فردید مخالف بوده، لیکن این نقد و مخالفت را به حوزه تفسیر او از هایدگر نیز كشانده‌اند. به بیان ساده تر، زبان فردید تا حدودی وجه تئولوژیك پیدا كرده، به همین جهت نیز عده ای نحوه تفسیر او را زیر سؤال برده اند اما روشنفکران و اهل نظر حق ندارند همچون عوام صرفاً در سطح الفاظ و واژگان بمانند و به روح کلمات رسوخ نکنند. 9) جان مك‌كواری و خیلی از الهی‌دان‌های غربی مثل تیلیش و بولتمان می کوشند از تفکر هایدگر و از مفاهیم اساسی انتولوژیک و اگزیستانسیل وجود و زمان برای الهیات و کلام مسیحی و نیز در تفسیر متن مقدس مدد گیرند. اینها همه شواهدی است که كاملاً نشان می‌دهد هر گونه تفسیر غیرمعنوی از هایدگر، عدم درك صحیح از تفکر این متفکر بزرگ دوران ماست که به اعتقاد بسیاری طرح اصلی و سترگ وی ایجاد یک رنسانس دینی در جهان بالذات سکولار کنونی است. 10) متأسفانه نزاع بر سر تفسیر هایدگر در جامعه ما بیشتر به دلایل سیاسی و ایدئولوژیك است. 11) نزاع میان هایدگر آكادمیك و هایدگر فردیدی، یا هایدگر سکولار و هایدگر معنوی، در ایران از اساس بحثی سیاسی و ایدئولوژیک بوده، فاقد ارزش و اصالتی فلسفی و حقیقت جویانه است، هر چند که نقابی فلسفی و آکادمیک بر چهره خود زده است. به اعتقاد من هایدگر سکولار و غیرمعنوی، بسیار بیشتر از هایدگر به اصطلاح دینی، عرفانی و تئولوژیک فردید، از هایدگر حقیقی و آكادمیك فاصله دارد. 12) نكته حائز اهمیت دیگر در این بحث این است که مخالفان تفسیر دینی و معنوی از هایدگر همواره بر مخالفت این متفکر آلمانی با «تئولوژی» و طرح «تخریب تئولوژی» وی، که دیوار به دیوار طرح ساختارشکنی و نقد رادیکال متافیزیک در اندیشه اوست، دست می گذارند. اما این گروه به هیچ وجه توجه ندارند که مخالفت هایدگر با تئولوژی و سیستم های نظری تئولوژیک ــ که در هر دو وجه، یعنی هم در «مخالفت با تئولوژی و هم در «مخالفت با سیستم سازیهای نظری»، متأثر از کی یرکه گور است ـ به هیچ وجه به معنای مخالفت با تفسیری دینی و معنوی از جهان نیست، همان گونه که آنتی تئولوژیک و آنتیسیستم بودن کی یرکه گور به معنای مخالفت با فهم دینی و معنوی از جهان نبود. 13) به هیچ وجه نیز ضرورت ندارد که مخالفت فرد با نظام ها، اندیشه ها و رویکردهای تئولوژیک، به معنای مخالفت او با هر گونه تفسیر دینی و معنوی از جهان باشد. 14) فهم فردید از مهدویت شیعی به هیچ وجه محدود به باورهای تئولوژیک رایج نبوده، بلکه آن را باید در سیاق تفکر کربن و پیوندی که این متفکر فرانسوی میان هرمنوتیک حضور (تفکر حضوری)، اعتقاد به عالَم مثال و اعتقاد شیعی مهدویت به وجود می آورد فهم کرد. در تلقی فردید از مفهوم مهدویت، ما نباید از تلقی کربن و تأکید وی بر تصوری که سهروردی نسبت به معنی خلافت الهی، به عنوان امری متحقق در اکوان مختلف، دارد، خالی از ذهن باشیم. باید توجه داشت این کربن است که به تبعیت از تفکر معنوی در ایران باستان و استمرار آن در اندیشه های سهروردی، بر آمریت روحانی امام مخفی در تفکر ایرانی توجه می دهد. 15) کربن با هایدگر در همین جا تمایزی اساسی می یابد. چرا كه هایدگر بحث «گذر از متافیزیك» و این اواخر «گسست از متافیزیك»، یعنی رسیدن به نحوه ای از تفكر، غیر از شیوه تفكر متافیزیكی را مطرح می‌كند، این در حالی است که کربن خواهان حفظ متافیزیک و روح بخشیدن بدان است. کربن خواهان نیل به متافیزیكی است كه معنوی نیز باشد. به این اعتبار، فردید به هایدگر وفادارتر است. 16) این او {منظور مرحوم فردید است} و فقط او بود که زودتر از هر کس دیگری، حدود هفتاد سال پیش، توانست بصیرت های بنیادین هایدگر و کربن را، که تا روزگار کنونی نیز از سطح فرهنگ و تفکر رایج ما بسیار فاصله دارند، دریافته و آن را برای ما ایرانیان بومی و قابل فهم سازد. 17) به نظر من تفکر ابن عربی در فردید حضوری جدی دارد، به خصوص آن دسته از بصیرت‌های بنیادین ابن‌ عربی كه با تفکر هایدگر نیزــ یعنی مشخصاً با تفكر تاریخی هایدگر ــ سازگاری دارد. در واقع، زبان ابن عربی و زبان هایدگر دو نظام زبانی مختلف است، ولی بصیرت‌های بنیادینی كه در پسِ واژگان این دو نظام زبانی وجود دارند، مشترك است. هایدگر تاریخ را تاریخ وجود و تجلّی حوالت‌های گوناگون وجود می داند و ابن عربی تاریخ را تاریخ ظهور اسماء گوناگون الهی تلقی می کند. در واقع تعابیر آن دو متفاوت است، اما روح مطلب یكی است یعنی در هر دو متفکر، نوعی نگرش تاریخی وجود دارد و هر دو متفکر تاریخ را اومانیستی و بشرمحورانه تفسیر نمی کنند اما مشکل اینجاست که در جامعه ما غالب کسانی که وارد بحث های فلسفی می شوند همواره در سطح واژگان و اصطلاحات باقی مانده، کمتر می توانند به روح حقیقی کلمات رسوخ کنند. 18) هایدگر چه نوری می تواند بر آینده ما ایرانی‌ها بیفکند و ما در پرتو این نور چه آینده دیگری را می توانیم متصور شویم؟ برای پاسخ به این پرسش که تفکر هایدگر به چه کار ما می‌آید و در آینده ما چه نقشی می تواند ایفا کند، لازم است به چند نکته توجه داشته باشیم. اولاً، به همان دلایلی که ما ایرانیان به هایدگر رجوع کرده‌ایم، اندیشه های وی برای آینده ما نیز مهم است. به گمانم مسأله خیلی واضح است: جهان تغییر کرده و با شدت و حدت بیشتری باز هم در حال تغییر است و جهان سنتی ما فروریخته است. حال، مسأله این است که ما در جهان کنونی چه فهمی از خود داریم و با خود، با تاریخ و سنت خود و با این جهان آشفته چه کار می‌خواهیم بکنیم؟ گروهی نسبت به جهان کنونی خرسندند؛ یعنی جهان مدرن و فرهنگ و تمدن حاصل از آن را با همه لوازم و پیامدهایش می پذیرند. این گروه، یعنی همان مدرنیست‌ها، البته در بیانی بسیار کلی، نسبت به جهان کنونی خرسند بوده، جهان حاضر را بهترین جهان ممکن تلقی می کنند و معتقدند که این وضعیت اوج پیشرفت و تکامل تاریخ بشری است. از نظر آنان بشر دوره جدید به آزادی، رهایی، علم، تکنولوژی و رفاه رسیده است. از نظر آنان تنها دیوانگان یا احمق ها هستند که درنمی یابند که دوره جدید از هر جهت از جهان گذشتگان بهتر است. در مقابل، گروهی دیگر هستند که نسبت به این جهان ناخرسندند و معتقدند درست است که بشر در وجوه علمی و تکنولوژیک پیشرفت کرده، اما در وجوه دیگری با شکست های عظیمی مواجه شده است و بشر در دوره جدید از حقیقت اصلی خودش دور شده، به آزادی و رهایی‌ایی که عصر روشنگری وعده داده بود، نرسیده است. اگر کسی نسبت به جهان کنونی خرسند باشد، گذرش به تفکر هایدگر نمی‌افتد. همان گونه که بارها اشاره کرده ام، دلیل این که بسیاری، از جمله برخی از ما ایرانیان، مسیر تفکر هایدگر را دنبال می کنند این مسأله بوده است: در جهان مدرن کنونی، که عصر سیطره عقلانیت جدید علمی و تکنولوژیک و جهانی نیهیلیستیک و بی معناست، آیا می‌توانیم تفکر معنوی و پاره‌ای از ارزش‌های سنتی، باورها، و نحوه زندگی معنادارانه مان در عالم سنت را حفظ کنیم؟ این مسأله امری مربوط به گذشته نیست، مسأله کنونی و آینده ما نیز هست. هنوز هم این مسأله برای ما وجود دارد که چه فهمی از خودمان در جهان کنونی داریم و کدام شیوه زندگانی را می‌خواهیم یا می توانیم انتخاب کنیم؟ ثانیاً، در چند دهه اخیر تاریخ‌های قومی، بومی و محلی با سرعت و شدّت بسیار در حال اضمحلال اند. البته امر بومی و محلی هیچ گاه به نحو مطلق از بین نخواهد رفت، اما دیگر نمی توان آن را مستقل از روند و تاریخ جهانی مورد تأمل قرار داد. لذا وقتی از آینده ما ایرانیان سخن می گوییم باید توجه داشت که این آینده به هیچ وجه مستقل از آینده فرهنگ و تفکر جهانی نیست. لذا پاسخ این پرسش که «آینده ما با هایدگر چه نسبتی دارد؟» در گرو تأمل بر این پرسش است که «آینده تفکر جهانی با تفکر هایدگر چه نسبتی دارد؟». پاره‌ای از متفکران مثل دلوز و فوکو اعلام کرده‌اند که ما باید موضع و نسبت خود را با هایدگر تعیین کنیم. تفکر آینده بر اساس تعیین وضعیت و تعیین نسبت با تفکر هایدگر شکل می گیرد. ما باید یا با تفکر هایدگر همسو شویم یا از آن گذر کنیم، اما نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم. مسیر آینده تفکر ما چگونه خواهد بود؟ ما یا باید به تاریخ غرب و مسیر تفکری که در این تاریخ طی شده است بپیوندیم آن چنان که به نظر می‌آید داریم می‌پیوندیم و علیرغم عوامل منفی و بازدارنده ای که وجود دارد، به سرعت در عین نوعی بی‌تاریخی، در حال پیوستن به تاریخ غرب هستیم. مسیر دیگر، مقاومت در برابر سکولاریسم و نیهیلیسمی است که غرب را فرا گرفته است. برخی همچون بنیادگراها از موضعی ماقبل مدرن به جهان مدرن حمله می کنند. اما نقدهای هایدگر به مدرنیته نقدی مابعدمدرن است. لذا تعیین موضع نسبت به نقدهای ماقبل مدرن و بنیادگرایانه یا نقدهای مابعدمدرن و پدیدارشناسانه نسبت به غرب و مدرنیته اثری ژرف و سرنوشت ساز در تاریخ تفکر و آینده ما خواهد داشت. همچنین، در میان نقادی های گوناگون نسبت به مدرنیته و تمدن جدید غرب، برخی نقدها همچون نقدهای نیچه، مارکس، فروید و هایدگر نقدهایی رادیکال و بنیادین و برخی از نقادی ها همچون نقدهای فرانکفورتیان و مشخصاً هابرماس نقدهایی غیررادیکال هستند. شاید بشود گفت نقد هایدگر به مدرنیته و غرب، رادیکال‌ترین نقدی است که تاریخ غرب به خود دیده است. لذا، بی تردید، تعیین موضع نسبت به نقادی های رادیکال یا غیررادیکال نسبت به غرب، مدرنیته و پروژه روشنگری تأثیری قاطع و سرنوشت ساز در آینده تفکر و حیات اجتماعی ما خواهد داشت. به بیان ساده تر، آینده تفکر ما منوط به موضع گیری نسبت به نقدهای رادیکال متفکرانی چون هایدگر و نیچه به غرب و مدرنیته است. یعنی یا ما مسیر تفکر نهفته در این انتقادات رادیکال به غرب را می پذیریم یا آن که به نحوی حافظ نظم و فرهنگ حاکم بر جهان کنونی خواهیم بود. اما اگر ما نقادی‌های رادیکال هایدگر به غرب را بپذیریم، راه برون‌شد ما برای خروج از سیطره غرب کجاست؟ یا باید به گذشته بازگردیم؛ چنان که جریانهای مختلف سلفی گری و بنیادگرایی چون طالبانیسم یا بن لادنیسم ما را بدان دعوت میکنند؛ یا باید همچون هایدگر بپذیریم که مسیر حرکت زمان یک‌طرفه است و فقط به سوی آینده حرکت می‌کند و بازگشت به گذشته از اساس امکان‌پذیر نیست اما اگر نه از زمان اکنون خرسندیم و نمی‌توانیم با وضعیت کنونی کنار بیاییم و نه می‌توانیم به گذشته برگردیم، پس فقط می توانیم چشم انتظار ظهور افق و امکانات تازه ای از تفکر در آینده باشیم. اما آینده تفکر و تفکر آینده چگونه خواهد بود؟ آینده بی تردید در ارتباط با امکانات کنونی و گذشته ماست. اما ما چگونه باید به گذشته و اکنون خویش نظر کنیم؟ می توان نسبت به اکنون خشنود و خرسند بود اما تفکر نیچه و هایدگر چشم خودآگاهی ما را به نیهیلیسم عمیق و بنیادین تمدنی کنونی می گشایند اما به گذشته چگونه نظر کنیم؟ آیا می توانیم بر اساس ارزش ها و جهان بینی عصر روشنگری، گذشته را سراسر آکنده از جهل، نادانی و اندیشه های توهمی و اسطوره ای و جهانی یکسره سیاه و ظلمانی برشماریم؟ تفکر هایدگر مقولاتی را عرضه می کند که به ما کمک می کنند تا به فهم عمیقی هم از جهان بینی و ارزش های خودبنیادانه و نیهیلیستی عصر روشنگری نایل آییم و هم بصیرت ها و امکانات اصیلی را که در سنت های تاریخی ماقبل مدرن وجود دارند بهتر دریابیم، بی آنکه این تفکر ما را به بنیادگرایی و اسارت در گذشته دعوت کند. لذا تفکر هایدگر می تواند ما را هم در فهم سنت تاریخی و غیرمتافیزیکی خویش و هم در فهم نیهیلیسم و بی بنیادی جهان کنونی یاری دهد و هم امید و چشم انتظاری به امکانات تازه ای از هستی و حوالت تقدیر را در دل ما زنده نگاه دارد. او می کوشد تا به ما نشان دهد که در عصر حاکمیت عقلانیت علمی و تکنولوژیک، چگونه می‌توان از جهان و هستی تفسیری معنوی داشت؟ این سؤال، سؤال سهمگین و بسیار نفس‌گیری است. گرایشات سیاسی، تئولوژیک و ایدئولوژیک این پرسش و پاسخ بدان را بسیار ساده می‌کنند. اما تفکر هایدگر ما را از همه این گرایشات ساده اندیشانه رها کرده، به ساحت تفکری اصیل و حقیقی دعوت می کند. غالباً گفته می‌شود هایدگر واقعاً راه نشان نمی‌دهد و ما را در یک عدم تعین و در نوعی عدم شفافیت رها می‌کند البته هایدگر نشانه ها، افق و سمت و سویی را برای یافتن مسیری اصیل به ما نشان می دهد اما با این همه مسیر برون رفت از وضعیت کنونی و تفکر آینده کاملاً آشکار نیست. نباید چنین اندیشید که مسیر برون رفت از وضعیت کنونی و تفکر آینده برای هایدگر روشن نیست اما برای دیگران آشکار است. مسیر آینده برای هیچ کس آشکار نیست اما هایدگر، برخلاف بسیاری از مدعیان دروغین، نسبت به این ناآشکاری وقوف و خودآگاهی دارد. این درست مثل این می ماند که بکوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که «تاریخ به کدامین سو می رود؟» یا «در آینده، تاریخ آبستن چه امکانات و چه حوادثی است؟». تنها احمقها و نادان ها هستند که می توانند به این پرسش ها با قطعیت و یقین پاسخ گویند. اما تمام تلاش هایدگر در این جهت است که نشان دهد بشر، بنیاد جهان نیست و تفکر، علم، زبان، منطق، هنر، تکنولوژی و نیز تاریخ اموری سوبژه محور نبوده و نیستند. تفکر هایدگر هرمنوتیک واقع بودگی و هرمنوتیک تناهی و محدودیت بشری است، لذا وی خواهان است تا نشان دهد این بشر نیست که امکانات آینده را تعیین می کند، هر چند که امکانات تاریخی از مسیر تفکر و حیات بشر تحقق می پذیرند. تاریخ را نمی توان به طور قطع پیش بینی کرد و همه فلسفه های خام قرن هجده و نوزده که خواهان سیطره بر تاریخ و پیش بینی آن بودند با شکست مواجه شدند. به هر تقدیر، هایدگر متفکری بزرگ و اصیل است لذا از وی نمی توان انتظار داشت همچون ابله ها و نادانان، خیلی صریح و قاطع و بسیار روشن و شفاف(!) مسیر آینده بشری را برای ما تعیین کند. پاسخ گفتن به پرسش از سرشت تفکر آینده و مسیر آینده تاریخ امری خطیر و سترگ است اما از آنجا که ما پرسش های عظیم و سترگ را بسیار ساده و سطحی می کنیم هیچ گاه به راه حل درست نیز نمی رسیم و همواره در پاسخ های غلط در جا می زنیم. هایدگر می کوشد ما را نسبت به محدودیت و تناهی بشر خودآگاه سازد. این خودآگاهی حاصل بصیرتی بسیار اصیل و بنیادین در خصوص نسبت انسان با جهان است و عظمت و اهمیت هایدگر در این است که وی به پرسش های عظیم پاسخ هایی قاطع، روشن و شفاف،یعنی پاسخ هایی ساده‌اندیشانه، کاهلانه و خرسندکننده ارائه نمی‌دهد و این همان چیزی است که بسیاری از افراد جامعه ما از جمله روشنفکران مان آن را نمی فهمند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هر دو قسمت مصاحبه را از روی متن اصلی که آدرس داده بودید  مطالعه کردم. تا حدّ زیادی آقای دکتر عبدالکریمی انصاف را نسبت به دکتر فردید رعایت کرده بودند و حتی به نظر بنده نگاه‌شان در این مصاحبه بهتر از نگاهی بود که در کتاب‌شان نسبت به فردید داشتند. عمده یک مشکل است که ایشان حدس می‌زنند دکتر فردید تحت تأثیر کربن و از چشم‌اندازِ کربن به هایدگر می‌نگرند. و تنها دلیل‌شان این است که چون فردید با متون فرانسوی آشنا بوده است و کربن هم با زبان فرانسه، هایدگر را شرح داده، پس باید از چشم‌اندازِ هایدگر به فردید نگاه کرده باشد. کربنی که در کنار نگاه هایدگریش گرایش به حکمت خسروانی‌یونانی دارد. و چون مبنایی برای این حدس خود نمی‌شناسند در مقابل نقد فردید به کربن، متوسل به یک امر روانشناسه شده‌اند که ابداً در شأن یک انسان حکیم این‌طور سخن‌گفتن نیست. نکته‌ی دوم؛ آقای عبدالکریمی به جهت ضعف اطلاعات‌شان از عمق عرفان شیعی و روح ولایی‌مهدویِ آن‌که سید حید آملی به صحنه آورده است، نگاهِ فردید به مهدویت شیعه را حاصل نگاه کربن می‌دانند. بنده هم معتقدم تفاوت بین نگاه کربن و هایدگر است ولی نمی‌دانم چرا آقای عبدالکریمی عنایت ندارند که فردید نکاتی از هایدگر را به ما گزارش می‌کنند که در نگاه کربن نسبت به هایدگر نیست. عجیب است که می‌فرمایند نمی‌توان در نگاه فردید یک بصیرت بنیادی جدا از آن‌که کربن از هایدگر گزارش کرده، پیدا کرد. و این باز به همان جهت است که آقای عبدالکریمی در مقایسه با فهم شرح الأسمایی که فردید از روحِ عرفان  اسلامی یافته است، به‌شدت بیگانه‌اند. در نهایت بنده رویهم‌رفته در این مصاحبه سلامت‌هایی دیدم که در بعضی از نوشته‌ها و سخنان آقای عبدالکریمی به این خوبی به چشم نمی‌خورد و این را طبیعی می‌دانم که تحصیل‌کردگان دانشگاهیِ ما که مثل فردید و یا مثل دکتر داوری به طور جدّی با آموزه‌های حوزوی و فرهنگی که در آن وادی جاری است، بیگانه‌اند، بیشتر از این نتوانند از مایه‌های سنت ما آگاه نباشند. چقدر پسندیده بود سخن دکتر عبدالکریمی آن‌جایی که می‌گوید: «با همه‌ی متفکران از جمله با فردید باید اندکی مهرورزانه برخورد کرد و باید با ادبیات آنان مأنوس شد». و نمی‌دانم چرا نتوانسته است آن‌طور که باید و شاید جایگاه امثال مرحوم عباس معارف و مرحوم مددپور و شهید آوینی را در نسبت بین فردید و هایدگر و انقلاب اسلامی درک کند. گویا اگر کسی بخواهد این نسبت را برقرار کند از نظر امثال آقای عبدالکریمی از حیطه‌ی تفکر و توجه بیرون است و این یک بیماری مزمن تاریخی روشنفکریِ پنهان ما است و مقصر آقای عبدالکریمی نیست! موفق باشید

12810
متن پرسش
با سلام: در سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) با توجه به رجوع امام خمینی (ره) به عرفان آیا می شود رجوع به عرفايي همچون غزالی، عراقی، شیخ روزبهان، هجویری، ملای جامي، ... داشت و آ یا لازم است افرادی رجوع به این اشخاص کنند تا بتوانند شخصیت عرفانی امام خمینی (ره) را بهتر بشناسند و برای پیشبرد اهداف بلند انقلاب اسلامی کاری کنند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفان یک علم است و مثل هر علم دیگری شخصیت‌های مختلف  هرکدام وَجه یا وجوهی از آن را تبیین کرده‌اند و چقدر به‌جا است که ما از همه‌ی آن‌ها استفاده کنیم. موفق باشید

11901
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز بنده با مطالعه کتاب ادب خیال و عقل و قلب به این نتیجه رسیدم که باید برای خیال و عقل و قلب برنامه داشت تا بتوان به سرمنزل مقصود رسید، لطفا به بنده کتبی را برای ادب کردن خیال و کتبی را برای ادب کردن عقل و کتبی را برای ادب کردن قلب معرفی کنید، چون به شدت نفسم احساس نیاز به ادب شدن دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از آن‌که فهمیدیم باید خیال و عقل و قلب را تربیت کرد باید متوجه باشیم این قرآن و روایت است که در این امور به ما کمک می‌کند و لذا با رجوع به قرآن جهت یافتن حقایق عالم و سنن جاری در عالم و با رجوع به روایات جهت رعایت اصول اخلاقی و رعایت حقوق خلق و نفس و حق می‌توانیم راه خود را به نتیجه برسانیم. موفق باشید

10982

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: من چون هر شب را باید یک فکری بکنم تا بخوابم، برای اینکه به روزمرگی ها فکر نکنم یا فکر بدی نکنم، مدتی است که به آقا (رهبری) فکر می کنم که مثلا دارم به ایشون خدمت می کنم یا در راه خدمت بهشون کشته یا جانباز میشم یا فکر می کنم ایشون دارن منو تأیید می کنن و خوشحالن از من و ... و این طوری خوابم می بره. خواستم بدونم بعد از گذر مدتی مثلا یک ماه اگر شبها با این فکر بخوابم چه اثری توی روح و نفسم می ذاره؟ به نظر شما اگر نخواهیم و به صلاحمان نباشد که با ذکر بخوابیم، به چی فکر کنیم تا خوابمان ببرد؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان با افکار خوب و واقعی به‌سر ببرد خوب است ولی خواندن آیه‌ی آخر سوره‌ی کهف و ذکر استغفار و آیت‌الکرسی، روح را جهت ورود به عالمِ خواب نورانی نگه می‌دارد. موفق باشید
10910

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم اینجانب دانشجوی دکتری دانشگاه علوم پزشکی تهران به مدت بیش از سه سال است که با جناب استاد و تفکرات ایشان آشنا شده ام. قبلا به مدت نزدیک به 15 سال اعتقادات اسلامی را به صورت تخصصی کار کرده ام. الحمدالله در فرمایشات استاد راهکارهای عملی سلوک مشهود است. بنده بحمدالله مباحث معرفه النفس، برهان صدیقین، حرکت جوهری، معاد، فعلیت باورهای دینی و در نهایت در حال گوش دادن به سخنرانی مکارم الاخلاق جناب استاد هستم. در ارتباط با اثبات scientific نفس یا روح تحقیقات فراوانی کرده ام علاوه بر منابع موجود فارسی از منابع انگلیسی زبان نیز تحت عنوان soul یا consciousness استفاده نموده ام. اما حقیقتا پای عقل سخت چوبین بود! و قلب بایستی وارد میدان شود. بنده هنوز به مرحله یقین به وجود روح نرسیده ام و این موضوع مانع از سلوک بنده میشود. شما فرمودید مرتاضین در نهایت سیر زمانی یا مکانی دارند ولی عرفا علاوه بر سیر زمانی و مکانی سیر در عوالم وجودی قیامتی هم دارند. اینجانب اگر به خواست خدارند حداقل یک سیر زمانی (مثلا خواب صادقه برای آینده) داشته باشم حجت برای بنده تمام میشود و یا حتی اگر از اهلی شاهد کوچکترین سیر مکانی باشم باز نیز حجت بر بنده تمام میشود و وجود روح بر بنده اثبات تام و تمام میشود. جناب استاد چگونه میتوانم به یکی از این دو هدف دست پیدا کنم. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که شما خود را احساس می‌کنید دلیل بر وجود روح است. بالاخره خودتان که همان روح‌تان است برایتان آشکار است و همواره خودتان، خودتان هستید، چه با بدن و چه بی بدن. چیز دیگری نیاز نیست. موفق باشید
7397
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم می خواستم بدانم وقتی معصوم علیه السلام در تعقیبات نماز می فرماید اللهم اهدنی من عندک..... و یا انی اسئلک من کل خیر...... ما بهتر است همین طور بخوانیم و یا انکه با صیغه جمع بخوانیم و اگر قسمت دوم بهتر است چرا معصوم علیه السلام خود مفرد بکار برده اند با کمال تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گاهی انسان در شرایطی است که می‌خواهد نسبت خود را با خدا تصحیح کند تا در مرحله‌ی بعد خود را در جمع مؤمنین احساس نماید و به صورت جمع دعا کند و لذا به تأسی به امامان معصوم ما هم در آن مرحله همان‌طور دعا می‌کنیم و باز به تأسی به آن عزیزان وقتی آن‌ها به صورت جمعی دعا می‌کنند ما نیز به صورت جمعی دعا می‌نماییم. موفق باشید
6987
متن پرسش
باعرض سلام استادباتوجه به تاکیدهای همیشگی رهبردرباره بصیرت چندسوال داشتم. اخیرا فرمودند:نداشتن بصیرت مثل نداشتن چشم هست بخش اول: 1.اگرمی شود توضیحی ویا ارجاعی بدهید درباره بصیرت وراه های کسب آن؟ 2.بصیرت داشتن چطوربدست می آید با اطلاعات باچه نحوه ی رجوعی؟!(متاسفانه هنوزتوی روزنامه ومردم درباره بسیاری مسائل اختلاف دیدگاه های بسیارشدیدی است) 3.برای اینکه جایگاه هرچیزی را درزندگی بدانیم باید چه کارکنیم؟واین که با چه عالم باید به این مسائل نظرکنیم تاجایگاه آن را بفهمیم؟ بخش دوم 4.شخصی=دائما می گویند جنگ است جنگ نرم است آقا فرمودند:چه کارکنم اگر کسی نمی بینه استاد بنده چه کارکنم که اصلا توی این عالم نیستم فقط ادعا هایی وحرف هایی هست تقلید هایی هست اما اگرجنگ است پس چرا من خوابم؟ چه کارکنم؟از کجا شروع کنم؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر جایگاه تاریخی جریان‌ها و حادثه‌ها را دنبال کنیم و در مطالعات و تحقیقات خود نظر به مقصد توحیدی عالم داشته باشیم، خداوند بصیرت لازم را به ما می‌دهد. عمده آن است که مواظب باشیم برای خودمان یک هویت محدودی مثل هویت حزبی تعریف نکنیم تا ناخودآگاه موضوعات را از آن زاویه بنگریم. این‌جا است که آزاداندیشی به کمک ما می‌آید 4- جنگ نرم به این معنا است که شرایط تبلیغاتی دشمن سعی دارد افق توحیدی تاریخ ما را برای ما تیره و تار کند، و با نظر به انقلاب اسلامی و امیدواری به نور مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌توانیم در این جنگ نیز موفق بیرون آییم. موفق باشید
6843
متن پرسش
با سلام استاد در بحث عین ثابته فرموده اید:((نتها اشتباه از این جا پیش می‌آید که آن وقوعِ اولیه که در آن‌ مرحله هیچ نقص وکمالی برای صاحبانش نیست مگر امکانِ کمال یا نقص، آن را به کمال یا نقص انتهایی افراد نسبت می‌دهیم. در ابتدا امکانِ صدام شدنِ صدام به عنوان یک انسان خون‌خوار در عین ثابته‌ی او هست، منتها در عینِ اختیار و شعور فطری که دارد. درست است هرگز صدام نمی‌تواند امام خمینی شود ولی به جهت اختیاری که دارد می‌تواند شهید خرازی شود.)) می خواستم این را کمی شرح دهید، خلاصه صدام در این دنیا می توانست شهید خرازی شود و نشد یا اینکه چون در عین ثابته اش اینگونه انتخاب کرد که صدام شود صدام شد؟ 2.عین ثابته باجبر چگونه جمع می شود؟ 3.آیا اینکه بگوییم برای مثال همه طلاب می توانند مجتهد شوند با عین ثابته جمع می شود چون شاید کسی انتخابش آنجا این نبوده باشد؟وعلاوه براین همه استعدادها آیا توان مجتهد شدن با تلاش را دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عین ثابته‌ی انسان همواره با انتخاب او همراه است پس نه جبری پیش می‌آید و نه این‌که یک انتخاب اولیه باشد و دیگر هیچ. همواره با انتخاب‌اش همراه است و می‌تواند انتخاب جدیدی بکند. موفق باشید
نمایش چاپی