بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22489
متن پرسش
سلام: حدیثی از امام صادق (ع) دیدم که گفته بود هلاکت برکسانی که فلسفه می خوانند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن زمان فلاسفه، بیشتر به عنوان معتزلیان مطرح بوده‌اند که یک‌نوع شیفتگی نسبت به یونان در آن‌ها غالب بود. ولی امثال فارابی و ابن‌سینا و شیخ اشراق و ملاصدرا، خودشان از علمای اسلام بودند. موفق باشید

19529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خسته نباشيد: در نهج البلاغه عبارتي هست درباره زنان؛ خطبه ٨٠ بعد فراغه من حرب الجمل: معاشر الماس ان انسا نواقص الايمان نواقص الحظوظ و نواقص العقول اين جمله با عقايد قرآني روايي و حتي معرفت النفسي مخالف است حداقل ظاهرش چه توجيهي مي توان براي اين عبارت داشت؟ از طرفي مي گوييم نهج البلاغه قطعي الصدور است و از طرفي هم اين مطلب. متشكرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» در نظر نسبت به این خطبه می‌فرمودند افسوس که جناب سید رضی با تقطیع چنین خطبه‌هایی موجب اشکال شده، زیرا نه‌تنها محتوای این خطبه با آموزه‌های اسلامی نمی‌خواند، حتی در درون خطبه تناقض وجود دارد. زیرا چه ربطی بین نقص ایمان زن و این‌که مدتی از ماه را نمی‌تواند به جهت نظام طبیعی‌اش عبادت کند؛ هست؟ و تازه این چه ربطی به نقص عقل دارد؟!! موفق باشید

19335
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزمون آقای طاهرزاده: استاد قطعا شما هم تو این مدت مناظره های کاندیدای ریاست جمهوری را مثل بقیعه ایرانیان مشاهده کردید. می خواهم دردلی کنم استاد و از شما می خواهم کمکم کنید. امروز وقتی مناظره آخر این کاندیداها رو دیدم دلم شکست. حرف ها و صحبت هاییی شد که شاید فقط در این جدل ها و بحث ها مردم ما اذیت شدند و ناراحت. مردمی که 38 است پای نظام و انقلاب ایستادند و همین طور محکم در مناسبات انقلابی این را نشان دادند، در حال سپری کردن این دوران و پایان عهد غربی هستند. امروز صحبت های شنیدند که نوعی بی اعتمادی برای آن ها به وجود آورد. بی اعتمادی به افرادی که خود را به هزار ترفند می خواهند خدمت گذرا نشان دهند اما هر کدام رسوایی برای همدیگر به وجود آوردند. استاد امروز مردم هیچ بویی از اسلام و حقیقت انقلاب در این مناظره ها ندیدند، آیا برازنده نظام اسلامی است؟ استاد وقتی سیاستمدران این نظام اینطور از ناگفته های هم می گویند چطور باید در دل این مردم ایجاد اعتماد کرد؟ وقتی می بنیم که اینطور همدیگر را متهم به فساد های مختلف می کنند چطور امیدوار باشیم انقلاب به سمت همان آرمان و هدفی می رود که امام آن را ترسیم کرده بودند؟ آیا اینها باعث دوری نمی شود؟ استاد واقعا امروز انقلاب در چه شرایطی از تاریخ قرار گرفته که سیاسیون این نظام به این شکل حد بی ادبی را به کمال خودش می رسانند؟ مردم چه باید کنند؟ مردم چه طور تصمیمی بگیرند؟ چه طور اعتماد کنند؟ موضوع دوم اینکه وقتی یک سیاستمداری تقوا را رعایت می کند و اخلاق را رعایت می کند چرا در افکار عمومی او را بازنده خطاب می کنند؟ مگر این همان گفتمان انقلاب نیست؟ استاد من واقعا مانده ام که به چه صورت باید از نظام دفاع کنم وقتی سیاسیون را اینطور می بینم؟ استاد کمکم کنید واقعا ذهنم مشغول شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که پیشنهاد می‌شود جواب داده شده به سؤال شماره‌ی 19333 را دنبال بفرمایید؛ عنایت داشته باشید که در مناظره‌ی نامزدهای ریاست جمهوری باید کلیّات شخصیت افراد را در نظر گرفت که جهت‌گیری آن‌ها چگونه است، وگرنه همچنان که ملاحظه کردید با مبهم‌گویی‌های دولتمردان، اشکالاتی که طرف مقابل‌شان مطرح می‌کردند، پنهان می‌گشت. این‌که یک نامزد قاضی بوده است، خیلی فرق می‌کند با این‌که یک دولتمرد به شکل مشخص مانع محاکمه‌ی برادرش شود و یا 300 میلیاردتومان را با وام صفر درصد به افراد باند خودشان بدهند!!

ما در مناظره‌ی فوق متوجه شدیم که کارهای زمین‌مانده‌ی زیادی در پیش رو داریم. زیرا تا وقتی جریان‌های سیاسی امیدشان به جهل و هوس‌های مردم باشد، همین است که ملاحظه می‌کنید که با انواع فریب‌ها امیدِ جذبِ جریان خاکستری را دارند. وقتی مردم به تربیت و تعالیِ لازم دست یافتند و حقیقت در منظرشان روشن شد، هر سخنی را در نسبت با آن حقیقت می‌سنجند، این‌جا هست که راهِ فریب سیاستمدارانِ منحرف بسته می‌شود. موفق باشید

18028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: 1. ما الحمدلله تفسیر سوره ی انعام را داریم گوش می دهیم و سخنرانی را یادداشت می کنیم شما فکر می کنین نیاز هست که این مطالب سخنرانی را تایپ کنیم و براتون بفرستیم به عنوان کتاب در بیارین؟ مثل خویشتن پنهان که شرح ده نکته ی معرفت را به صورت کتاب در آوردین؟ 2. استاد گرامی کتاب مبین با لوح محفوظ فرق داره؟ 3. برداشتم نسبت به کتاب مبین درسته؟ کتاب مبین سرنوشتمون در آن یادداشت میشه در طول زندگی با دعا و صدقه کم و زیاد میشه و شب قدر هم در کتاب مبین مطالبی در مورد ما نوشته میشه. 4. استاد عزیز در مورد اینکه دانش آموزان را مشهد بردیم و ازتون راهنمایی خواستم شما فرمودین کتاب شهید برونسی و چه نیازی به نبی؟ فلسفه تقلید را براشون در واگن ها صحبت کنم. متاسفانه همه بچه ها با تبلت و آهنگ غیر مجاز سرگرم بودند و احساس کردم حوصله ی حرف هایم را ندارند. گذاشتم بعد از زیارت و برگشتنی ولی حجاب و نماز آنها خیلی پرت بود اصلا به نماز اهمیت نمی دادند چند بار به مدیرم گفتم وضع حجابشون خیلی بده. بچه ها فقط دوست داشتن بازار برن و روز اول نماز صبح نیم ساعت مونده به قضا به همکارم که مسئول پرورشی اونا بود به این تذکر من واکنش منفی نشون داد و ناراحت شد چقدر سخت میگیرین... و خودشون از قطار پیاده نمی شدن و ترس از اینکه گم بشن تو قطار میخوندن و به بچه ها می گفتند بعدا قضا بخونین ... یک وضعی بود ... خلاصه وضع معلم ها و دانش آموزان خیلی ناراحت کننده بود ... موقع برگشت خیلی ناراحت بودم که فایده ای برای دانش آموزانم نداشتم چون ندونستم باهاشون صحبت کنم اصلا آمادگی نداشتند و یا شاید من بلد نیستم باهاشون ارتباط برقرار کنم از این بابت از دست خودم ناراحتم که چرا نتونستم تو واگن ها براشون در مورد پیشنهاد شما کار کنم. 5. ضعف های دولت و کارهای اشتباه را دبیران مدرسه مون تو سر ما خالی میکنن و ما را مخاطب قرار میدین که دبیران دینی چکار میکنین... من معمولا حرفی نمی زنم چون اکثرا ماهواره نگاه میکنن و به نماز و حجاب اهمیت نمیدن فقط گفتم، جامعه بدتر هم میشه باید امام زمان بیاد همه چیز خوب بشه باز به این حرفم، گیر میدن بس دست به دست هم بنشینیم گفتم نه تلاش کنیم... 6. چکار کنیم به دخترامون که دوست دارند آهنگ غیر مجاز گوش کنن، نهی یا متوجه کنیم؟ ممنون به سوالاتمون جواب میدین 7. استاد عزیز، در گذشت آیت الله محمد فاضل استر آبادی ما را به شما و امام زمان تسلیت می گویم نمیدونم این عالم ربانی ما را می شناسین؟ خدا به وقتتون برکت بده. اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فعلاً نیاز نیست همین‌که با یادداشت‌کردن در موضوعات متمرکز می‌شوید برای خودتان مفید است 2- می‌توان گفت «لوح محفوظ» از آن جهت که حقایق را به صورت روشن مطرح می‌کند - چون مجرد است - همان «کتاب مبین» است 3- خوب است 4- نباید نگران باشید بالاخره شرایط نبوده، إن‌شاءاللّه از طریق دیگر خداوند راهی جهت این امر می‌گشاید 5- در این موارد باید با محبت و رفاقت با آن‌ها برخورد کرد و نباید کار به «مراء» بکشد 6- به آن‌ها سخت‌گیری نکنید، با محبتی که به آن‌ها می‌کنید؛ خود به خود علاقه‌شان به آن آهنگ‌ها کم می‌شود 7- خدا ایشان را رحمت کند. آشنایی چندانی نسبت به ایشان نداشتم. موفق باشید

16412

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: می خواستم نظرتون در مورد این متن رو بدونم. میشه گفت مهمترین ویژگی من بی نهایت طلبیش هست؟ یا اینکه ثابت بودنش هست؟ ما توی این دنیا مثل یک بنا هستیم که میخوایم ساختمون زندگی رو بسازیم. حالا اگه شانسی آجر ها رو روی همدیگه بزاریم بدون هیچ نقشه و طرحی به نظرتون این کار ما درست هست؟ از همه بدتر اینه ما در مورد زمین تحقیق نکنیم، مثلا بریم یک زمینی رو انتخاب کنیم ولی بعدها معلوم بشه روی گسل زلزله قرار داره، یا بعدها معلوم بشه زمینش مرطوبه، هم شناخت زمین مهمه، هم نقشه داشتن، زندگی های امروزی معمولا طوری شده که ما فقط آجرها رو روی همدیگه میزاریم، بدون اینکه بدونیم داریم چه ساختمونی می سازیم، اتاق هاش چه اندازه ای باید باشن، دیوارهاش چطور باشن، پنجره هاش کجا باشن، ما آجر علم، آجر رفیق، آجر همسر و فرزند، آجر شغل و هزاران هزار آجر دیگه رو روی هم میزاریم، اولین کاری که باید بکنیم چی هست؟ باید اول از همه بهترین و مناسبترین زمین رو انتخاب کنیم. بهترین نقشه ها رو روی زمین مرطوب اجرا کنیم به جایی نمیرسه، حتی اگه بهترین مصالح و بهترین بناها هم انتخاب کنیم اول باید زمین رو خوب انتخاب کنیم، این زمین چی باشه تا ما بتونیم زندگی خوبی داشته باشیم؟ اون زمین باید خودمون باشیم، اون زمین اگه حتی خدا هم باشه بازم ساختمونمون ممکنه خوب ساخته نشه، حالا این خودمون یعنی چی؟ این من که میگیم یعنی چی؟ ما توی روز هزاران بار میگیم من من من، پای من دست من عقل من درس من دوست من، این من یعنی چی؟ میشه گفت این من یعنی همین جسم ما؟ شما وقتی میخوابی جسم شما حرکتی نمیکنه ولی صبح بیدار میشی میگی من رفته بودم همدان یا تهران، اگه من یعنی جسم، چطور میگی من رفتم الان ثابت شده جسم ما هر هفت سال یک بار تمام سلولهاش میمیرن؟ یعنی ما در طول عمرمون نزدیک به 8 بار حداقل دچار مرگ جسمی میشیم و مرگ جسمی آخرمون همون مرگی هست که همه ازش میترسن درحالی که اکثر آدم ها این مرگ رو تجربه کردن، خواب هم نوعی مرگ جسمی هست و ما با اینکه جسم 20 سال پیشمون با الانمون فرق داره بازم وقتی خاطره میگیم میگیم من بودم که کلاس اول ابتدایی فلان کار رو کردم، الان هم میگیم من هستم دارم میرم مدرسه درس میدم، این من ثابته، ما اگه دو دست و دو پامون قطع باشه بازم میگیم من خیلی ناراحتم که دست و پاهام قطع شدن، یعنی من هنوز هست، پس این من جسم ما نیست، ما حتی وقتی میگیم روح من، یعنی روح مال من هست. انگار روح از من جداس، انگار من بزرگتره و روح جزو من هست. مهم نیست من چه جنسی داره، جسم هست، روح هست، آتیشه، خاکه از همه مهمتر اینه که من چه ویژگی داره، مهمترین ویژگی من که ما با اون ویژگی میشناسیمش چیه؟ مهمترین ویژگی من بی نهایت طلبی هست. ما آرامش میخوایم ولی چقدر؟ لذت میخوایم چقدر؟ محبت؟ رفاه؟ آسایش؟ از همه چیز بی نهایتشو میخوایم... این همون مهمترین ویژگی من هست. من یعنی موجودی که دنبال بی نهایت هست. مهمترین نیاز من بی نهایت هست
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا حقیقت انسان، مجرد است و تنها در ابدیت یعنی پس از مرگ به معنای واقعی برای انسان ظهور می‌کند و اگر کسی خود را از تعلقات دنیای مادی آزاد نکند، در حضور ابدیِ خود به زحمت می‌افتد. موفق باشید

15070

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: کتاب «شیعه ما» به عنوان کتابی که دستورالعمل سلوکی محسوب می شود کتاب بسیار خوبی بود. به خصوص همین سایز کوچک کتاب باعث می شه هر شخصی بتواند همیشه به آن مراجعه کند. می خواستم درخواست کنم حدیث «ای اباذر» هم که البته شرح آن توسط استاد به صورت جامع انجام شده ولی اگر همین حدیث ای اباذر به صورت خلاصه به سبک کتاب حدیث یابن جندب عرضه شود تا بتوان به صورت یک دستورالعمل سلوکی همیشه همراه داشت اقدام بسیار ارزشمندی است. توفیق روزافزون موسسه و استاد گرامی را از خداوند مسئلت می کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حدیث را به صورت کتاب کوچکی انتشارات «پیام آزادی» سال‌های قبل چاپ کرده است. در ضمن در نرم‌افزارهای «جامع احادیث» می‌توانید آن را بیابید. موفق باشید

14305
متن پرسش
سلام خدمت شما: چجوری میتونیم صفات حال رو به صفات ملکه تبدیل کنیم (در مورد درونی کردن فضایل و از بین بردن رذایل)؟ میشه اگه ممکنه شرح بدین یا اگه توضیح از حوصله ی این صفحه بیرونه کتابی رو معرفی کنین؟ تا بحال کتابی در زمینه ی توحید نخونده ام. میشه لطفا کتابی معرفی بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پایداری بر اخلاق فاضله به خودی خود موجب می‌شود تا حالِ حضور انسان به ملکه تبدیل شود 2- دنبال‌کردن مباحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و سپس «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن دو کتاب إن‌شاءاللّه در نگاه توحیدی کمک‌کار خواهد بود. موفق باشید

13948
متن پرسش
سلام جناب استاد وقت حضرتعالی بخیر: اینکه آیت الله شجاعی فرموده اند در باب کشف ابتدا در خواب بعد در بیداری و بعد از آن هم در خواب و.... عنایتی هست و شاید اینطور باشد کسی که ابتدا در خواب کشف سماعی برایش اتفاق افتاده در ادامه بیشتر در خواب می بیند و کمتر در بیداری و اگر برای همین شخص کشف الهامی ابتدا در بیداری رخ داده باشد از آن به بعد بیشتر در بیداری و کمتر در خواب برایش پیش می آید. البته در اوایل سلوک. درست متوجه شده ام؟ 2. اینکه استاد صمدی آملی فرموده اند شیطان نمی تواند در خوابی که مشغول خواندن قرآن هستید وارد شود یعنی اگر ما خواب خواندن یا شنیدن یا مس قرآن را دیدیم حتما رویای حق است؟ و در کشف هم اگر قرآن الهام شود آیا دست تصرف شیطان بسته است؟ چرا؟ اما در مورد روایات دست شیطان باز است برای همین روایات جعلی داریم و خوابهای غیر واقع مثل ورود سگ به حرم حضرت امیر (ع) در خواب شیخ انصاری (ره) - برخی الهامات ملائکه به زبان متکلم وحده به ما القاء می شوند درست است استاد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نکته‌ی خوبی است 2- عموماً همین‌طور است ولی شواهدی که حاکی از تواضع و بندگی است نیز نیاز است زیرا شیطان هرگز تواضع و بندگی را به کسی القاء نمی‌کند. موفق باشید

13518
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: چندی پیش حضرت آقا در دیداری تاکید بر سه مورد خاص داشتند که یکی از آنها تقویت روحیه انقلابی بود خصوصا در جوانان. سوال بنده از محضر حضرتعالی در این مورد خاص است که در بستر حساس تاریخی حاضر قدم گذاشتن در مسیر تقویت انقلاب چگونه باید باشد هم از نظر فردی و اجتماعی و آیا اینکه تقویت روحیه انقلابی فقط اختصاص به قشر خاصی دارد و یا شامل همه آحاد ملت است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سیر به سوی حق نفی شیطان مستکبر و تقابله با او لازم است و امروز این مسیر با تقابل با مظهر استکبار یعنی شیطان بزرگ عملی است و هرکس بخواهد در مسیر إلی اللّه قرار گیرد، راهی جز این راه ندارد. وگرنه همچون صوفی گوشه‌نشین با خیالات خود خوش است. موفق باشید

13322
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن تشکر از استاد گرامی 1. فرمودید: «اگر در راستای محبت به همسر و فرزند احکام الهی را زیر پا بگذارید، باید این نوع محبت را در خود از بین برد.» آیا منظورتان این است که ما دو نوع محبت می توانیم داشته باشیم؟ که اگر اینطور است ما در وجود خود یک نوع محبت بیشتر نمی بینیم و همین محبت صحیح و درست است که ما بعضا بخاطرش دچار گناه می شویم که اگر ما این محبت را از بین ببریم که دیگه محبتی به آنها نخواهیم داشت، یا منظورتان محبت به گناه است که ما باید محبت به گناه را از بین ببریم تا بخاطر آن احکام الهی را بخاطر محبت زن و فرزند و همسر زیر پا نگذاریم؟ ۲. فرمودید که محبت به فرزند و همسر مانع محبت خدا نمی شود ولی قسمت دیگه سوال دیگه بنده باقی ماند که ما محبت به خدا و اهل البیت (ع) را بالاترین محبت می دانیم ولی وقتی به قلب مراجعه می کنیم به فرزند یا همسر محبت بیشتر داریم. (البته محبت ایمانی) مثال دیگر وقتی امام خمینی (ره) را در نظر می گیریم انگار محبت امام خمینی (ره) برایمان بیشتر از امام حسین است (ع) در صورتی که می دانیم محبت به امام حسین (ع) بالاتر است. با تشکر از حضرتعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره محبت به خدا در ساحت خود قرار دارد و این غیر از ساحت محبتی است که نسبت به زن و فرزند داریم. با توجه به این نکته که این محبت نباید با غفلت ما جای محبت زن و فرزند را بگیرد. آری! محبت به حضرت امام نسبت به حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» ملموس‌تر است ولی تمام این محبت در إزای محبت به حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» معنا پیدا کرده است، نه جدای از آن. به همین جهت اگر فرض کنید که حضرت امام جدای از حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» است، هیچ محبتی به ایشان نخواهید داشت، و در همین راستا محبت به امام حسین«علیه‌السلام» دارید، نسبت به حضرت حق. موفق باشید

12807
متن پرسش
با سلام: در قرآن کریم آمده که: «وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» و در حکمت های نهج البلاغه آمده است که امام علی (ع) می فرمایند : خدای سبحان روزی فقراء را در مالهای توانگران قرار داده پس فقیری گرسنه نمی ماند جز آنکه توانگری از حق او خود را به نوایی رسانده پس پروردگار متعال ثروتمندان را در آخرت برای این عمل باز خواست کند. نهج البلاغه صفحه 420 حالا اگر اشخاصی که تقیدی به دین ندارند رو کنار بذاریم (که جسارتاً به نظر من بسیاری از اون ها در اثر جهل هست نه عناد و حتی عناد بسیاری از اون ها هم به خاطر کج فهمی هست نه این که عامدانه راه درست رو میدونند و عناد دارند) تکلیف نگاه و قضاوت ما با مومنینی که از لحاظ گشایش روزی در حد خوب یا بالایی هستند ولی به این موضوع مهم توجه ندارند و به نوعی مالشون رو ثمره زحمت خودشون می دونند چی هست؟ واقعیت این هست که گاهاً این موضع فارق از آسیب های اجتماعی و شکاف طبقاتی که به وجود میاره و در پی اون دین گریزی هایی از مردم سطح فقیر و زیر متوسط به خاطر این که مومنینی با شرایط مالی خوب به دنیا گرایشِ همراه با وابستگی نسبتاً شدید دارند، آدم رو نسبت به این طیف دلزده و آزرده میکنه که این موضوع هم خودش از لحاظ فردی و سلوکی قاعدتاً درست نیست و به نظرم باید شخص بتونه نسبت به افراد مختلف جامعه روحیه خیرخواهانه اش رو حفظ کنه چون خودش هم در هر سطحی هست از اشتباه مصون نیست، بیشتر دنبال رویکرد فردی درستی هستم که یه شخص که خودش درگیر مشکلات عدیده اقتصادی هست و از طرفی با این نوع آیات و روایات هم آشنایی داره براش این موضوع کدورت قلبی ایجاد نکنه و وظیفه و تکلیف خودش رو با این نوع اشخاص به شکل درست و خداپسند تنظیم کنه. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که هرکسی باید متوجه باشد امکاناتی که در اختیار اوست برای امتحان او می‌باشد، حرفی نیست و هرکس خود داند و خدای خود. چون در ظاهر ما نمی‌توانیم نحوه‌ی نیاز افراد متدین را به امکاناتی که در اختیارشان هست بشناسیم. لذا چون می‌دانیم عموم افراد متدین به شکل‌های مختلف و بیشتر به صورت پنهانی دغدغه‌ی فقرا را دارند، باید حرکات و سکنات آن‌ها را حمل بر صحت کرد. بنده کسانی را می‌شناسم که به ظاهر بسیار ثروتمندند ولی می‌دانم که استفاده‌ی خود آن‌ها از ثروت‌شان کمتر از استفاده‌ی فقرایی است که از ثروت و مدیریت آن‌ها استفاده می‌کنند. موفق باشید

11172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مورد حکم حضرت امام در مورد سلمان رشدی سوال بنده این بود که به چه دلیل امام چنین برخورد تندی را با سلمان رشدی داشتند با وجود این که از این دست توهین ها زیاد بوده است؟ حکم امام چه تاثیری در جهان گذاشت و آیا این حکم سابقه ای در تاریخ اسلام داشته است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده‌ی فقهی است و هروقت کسی در موقعیت سلمان رشدی باشد که پس از مسلمان بودن مرتد شود و آن نوع توهین‌ها را بکند، حکمش همین است. موفق باشید
10696
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن عرض سلام و خسته نباشید: در کتب تعبیر خواب از مال حلال یاد می شود. اما آنچه درباره اشاره به شیر در بهشت برزخی از شما شنیدم متفاوت بود. و حال نمی دانم دیدن شیر در خواب را به چه تعبیر کنم؟ به این صورت که مرده ای از کسی بخواهد به شما شیر تعارف کند. با تشکر از صرف وقت گرانمایه تان، استاد عالیقدر. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تعبیر خواب نمی‌دانم. ولی در روایات داریم که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» شیر در خواب را به علم تعبیر کردند. موفق باشید
10693
متن پرسش
سلام علیکم: آن گونه که بنده از فرمایشات شما متوجه شدم بدون اتصال به انسان کامل اتصال به قرآن و نماز و حج و... ممکن نیست و اگر هم بتوانبم متصل بشویم به درد نمی خورد چون هنوز به انسان کامل وصل نشده ایم و انسانیت ما زیر سوال است. ولی سوال بنده از شما این است که اولا چگونه به انسان کامل وصل شویم تا ما هم وارد وادی انسانیت شده و بتوانیم به حقایق قرآن دست یابیم، با توجه به اینکه صرف احساس حضور در اردوگاه آن حضرت به معنای اتصال به آن حضرت نیست؟ ثانیا خود آن حضرت چگونه به آن مقام (یعنی انسان کامل) رسیده است؟ مگر غیر از قرآن توسط چیز دیگری به این مقام رسیده؟ پس شما از روی چه استدلالی می گویید بدون مهدی نمی شود وارد وادی انسانیت شد پس قرآن چه کاره است؟ مگر قران برای هدایت مسلمین و مومنین و متقین و محسنین نیست؟ مگر انسان برخوردار از موهبت عقل و خرد نیست؟ با سپاس
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در راستای چگونگی اتصال به انسان کامل در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» داشته‌ام 2- در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» عرض شده که طبق آیه‌ی تطهیر طهارت و عصمت آن عزیزان تکوینی است و عبادات آن‌ها جهت حفظ آن عصمت است که بحمداللّه در شرح آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب این مسئله تا حدّی روشن شد و در شرح سوره‌ی واقعه عرض شد که قلب مطهرون با حقیقت قرآن و وجه مکنون آن متحد است. پس عملاً هرچه آن‌ها دارند از قرآن است و ما نیز اگر با نگاه آن‌ها به قرآن بپردازیم برای ما حرف دارد. موفق باشید
10363
متن پرسش
سلام استاد گرامی: صحبت‌های استاد جوادی آملی در خصوص مرحوم آیت الله مهدوی کنی رو می دیدیم و مشاهده کردم استاد، دایم روی این نکته تاکید می‌کردند که در واقع آیت الله مهدوی کنی به هرجا رسیده از این بوده که صادقانه و خالصانه قصدش خدمت به جمهوری اسلامی ایران، اعتلای جمهوری اسلامی، تقویت جمهوری اسلامی و ...بوده. استاد سوالم این است آیا واقعا خدمت به نظام جمهوری اسلامی می تواند انسان را عاقبت بخیر کند؟ با توجه به اینکه در سلوک آیت الله مهدوی کنی در قبال نظام اسلامی واقعا این رویکرد وجود داشت که ایشان منیتی برای خود در مقابل نظام قایل نبود، در واقع اگر نیاز به حضورشان بود حضور پیدا می کردند اگر نیاز احساس نمی کردند مطلقا به کارهای دانشگاه می رسیدند و اینطور نبود که بگویند نه الّا و بلّا من باید خودم وسط صحنه باشم، که واقعا این روحیه، کار می برد. نظر شما چیست؟ آیا با خدمت به نظام برای ما نیز چنین اتفاقی می افتد؟ استاد سوال دومم این است که در یکی از پاسخهایتان نوشته بودید آیت الله مهدوی کنی، عاقبت بخیر شدند، از کجا معلوم؟ آیا اینکه ولی فقیه و قاطبه علما خدمات ایشان را تأیید می کنند کافی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت‌اللّه مهدوی کنی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عالمی بود که متوجه شده بودند در این تاریخ خداوند از طریق انقلاب اسلامی خود را به صحنه آورده و اگر کسی بخواهد با خدای حقیقی و نه خدای ذهنی، مرتبط شود باید با تمام وجود خود را سرباز فداکار انقلاب اسلامی معنا کند که عاقبت به‌خیری تنها در این جاده نهفته است. موفق باشید
9831
متن پرسش
سلام استاد معظم: لطفا نظر خود را در مورد این چکیده مقاله بفرمایید به همراه تصحیحات و بیان نکات ضروری و لطفا منابعی راجع به این مقاله ذکر بفرمایید «نظام عالم، نظام انّا لله و انّا الیه راجعون بسم الله الرحمن الرحیم نظام عالم، نظام انّا لله و انّا الیه راجعون است. نظامی که در آن ملکوت عالم به ملک متصل گردد و جز پاک بازی و عشقبازی با معبود در جان ها سودایی نباشد. روشن است که این رجوع دسته جمعی بسوی الله، سنت الهی و وعده ای تخلف ناپذیر است. اما خرق حجب و تآخر و تقدم در اتصال به معدن عظمت با اذن الهی به دست این جمع است. حرکت بسوی الله نیازمند به راهبری است که خود رجوعی تامّه داشته است. پیامبران و اهل بیت (ع) در این بستر هزاران ساله هرکدام با توجه به ظرفیت خود و اقتضائات زمانه سعی در تحقق بخشی از این رجوع داشته اند. از مسلمات عقلیه و شرعیه است که این حرکت عظیم نیازمند به بستری هماهنگ و منسجم در تمام ابعاد می باشد تا در آن بستر و عالم، این رجوع تحقق یابد. ما این بستر را جامعه اسلامی و تمدن اسلامی می نامیم تمدنی که در آنجا جاده ای هموار برای سیر بسوی خدا وجود دارد. تمام جان فشانی ها و تمام سختی ها و مصیبت هایی که بر سر انبیا و به خصوص اهل بیت (ع) آمده است جهت تحقق این تمدن عظیم الهی بوده است. ما برآنیم تا در این نوشتار از یک سو روند حرکت انسانی 250 ساله را در جهت تحقق این تمدن بررسی کنیم و از سوی دیگر دشمنان قسم خورده این حرکت را در هر برهه از زمان نمایش دهیم تا روشن گردد مبارزات اهل بیت (ع) سلسله ای منسجم است که علاوه بر دوران زندگی شان در همه دوران ها ادامه دارد زیرا حرکت ما به سوی الله سنت الهی است و وجود دشمن هم سنت الهی است پس مبارزه و جهاد هم از سنت های الهی خواهد بود و شایان توجه است که به جهت ذو ابعاد بودن و هم جانبه بودن حرکت به سمت تمدن الهی مثل اقتصاد فرهنگ علم و غیره، پس رویارویی و مبارزه با دشمن در همه ابعاد قهری است. در حین بحث متذکر می شویم که رجوع فردی چه جایگاه و تاثیری در رجوع جمعی دارد.»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این متن شریف متذکر می‌شوند که همه‌ی انبیاء و اولیاء آمده‌اند نظام‌سازی کنند. ایمان فردی در کنار نظام‌سازی محقق می‌شود، می‌فرمایند: برای اهداف مقدس بستری هماهنگ نیاز داریم که این یعنی تمدن‌سازی و نظام‌سازی. موفق باشید
8556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم کسانی را که امین خود در رسیدن سوالات به خودتان قرار داده اید امانت را رعایت نکرده اند شاهد ارسال شدن سوال بودم و مطمئنم سوالم ارسال شد اگر سوال را به شما ارجاع ندهند حلال نمیکنم و به خدا شکایت میبرم از آنان ببرسید موضوع چیست و گرنه در حظورتان موضوع را عرض میکنم و آنگاه متوجه میشوید که ای وای چند بار ممکن است این کار تکرار شده باشد و چه سوالاتی که شما روحتان هم از آنان خبر ندارد. در مورد حلال نکردن جدی هستم موفق باشید!!!!!! پیامی هم به شاگردان اخصتان کمی از استادتان در تواضع وخوش رویی یاد بگیرید این قدر مقرورانه حرف نزنید ای حواریونی که آخرش استادتان را به صلیب اعمالتان میکشید تنها خوبهای دنیا شما نیستید!!!!!!. در سوالم برای ارجاع به شما خدایی نکرده هیچگونه جسارتی نبود که نخواهند به شما بدهند التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده اولین کسی هستم که سؤال را از سایت می‌گیرم و به سؤال جواب می‌دهم و به ایمیل افراد ارسال می‌کنم، و کس دیگری وارد نمی‌شود. بفرمایید سؤال‌تان چه بوده که چنین ذهنیتی را در شما ایجاد کرده؟ موفق باشید
7952
متن پرسش
باسلام چرا مصاحبه ی نحله‌ی نجف روی سایت نیامده؟متشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: إن‌شاءاللّه عزیزان اقدام خواهند کرد. موفق باشید
7282
متن پرسش
با سلام منظور از حدیثی که فرموده حضرت رسول(ص) 2 بار جبرئیل را به صورت اصلیش دیدند چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورتی بالاتر از آن‌که آن ملک مقرب نزول کند بلکه در مقام اصلی‌اش رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با آن مقام روبه‌رو شده‌اند. موفق باشید
6384

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی ، استاد چرا مدتی است جواب سوالاتم را نمیدهید؟ ممنون میشوم اگر جوابم را بفرستید ! برای اصلاح اندیشه چه کنیم؟ تغییر فکر به چه کیفیت است ؟ در جایی شنیدم روزی 20 تا 30 هزار فکر به ذهن انسان می آید چگونه میشود افکار را کنترل کرد؟ برای نفی خواطر چه کنیم؟ اجرکم عند الله-یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در همین رابطه کمک می‌کند و این بهتر از آن است که در جواب سؤالاتی این‌چنین مهم چند سطر خدمت‌تان بنویسم. موفق باشید
5403
متن پرسش
سلام علیکم با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما استاد من دو بار تا حالا سؤال پرسیدم(در رابطه با مصاحبه مسجد و آموزش و پرورش ) ولی شما جواب ندادید خوب وظیفه تان نبوده ولی من هر وقت ایمیلم را چک می کنم مشاتاقانه منتظر بودم که جواب شما را ببینم اما جوابی در کار نبود و یه جور ناراحت می شدم. حال که شما به هر علت صلاح ندیدید جواب بدهید حداقل بگید چرا سؤال من ارزش جواب دادن نداشت تا برام یه تجربه ای بشه تکرار نکنم خواهشا به این در حد دو کلمه هم هست جواب بدید. خیلی دپرس می شم وقتی می بینم جواب ندادید حداقل دو کلمه ! با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب دادم. موفق باشید
3298
متن پرسش
سلام قبل از جنگ صفین امام یکی از نمایندگان بی بصیرت خود را به سمت معاویه می فرستد که موجب اعتراض مالک میشود. وقتی نماینده شکست خورده بر میگردد مالک جلوی امام به شدت او را تحقیر میکند. ایا کار امام در فرستادن این ادم ساده درست بود. ایا کار مالک در اعتراض به نماینده ای که امام فرستاده بود درست بود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در این موارد باید تاریخ را با عمق بیشتری مطالعه کرد زیرا شخص مالک اشتر آنچنان ولایت‌مدار است که نمی‌توان این گزارش تاریخی را در مورد او صادق دانست. موفق باشید
2413
متن پرسش
به نام خدا باسلام خدمت استاد گرامی منظوراز بالابردن جسم حضرت عیسی(ع)درسوال2272یعنی چه؟یعنی جسم آن حضرت نیز روحانی شدومفقودالجسد شدند؟اگرچنین است چه فرقی میکندبین ایشان وکسانی که زمان ایشان ازدنیا رفته اندوجسمشان نیز کاملاازبین رفته است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام آن چه در جواب سؤال 2272 عرض شد برای کسی است که برهان صدیقین را خوانده و متوجه تشکیکی‌بودن وجود است. برای فهم آن جواب لازم است بحث برهان صدیقین را مطالعه فرمایید تا روشن شود تعالی جسم در عین اتحاد با روح غیر از انصراف روح از بدن است. روح حضرت عیسی«علیه‌السلام» و حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» از بدنشان منصرف نشده تا شبیه کسانی باشند که از دنیا رفته‌اند. موفق باشید
1323

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد فرزانه،در علم اصول در مورد وضع الفاظ اختلاف است عده ای می گویند ارتباط لفظ ومعنا ذاتی است و عده ای می گویند قراردادی است و به عبارت دیگر برخی واضع را خداوند می دانند و برخی مردم _اعم از یک شخص یا همه مردم_ ولیکن به نظر می رسد که آنچه شما در مورد ارتباط لفظ ومعنا در بحث ده نکته _نکته نهم_ فرمودید نظر سومی را مطرح میکند که آن نظر می گوید هر انسانی واضع می باشد و الفاظ هر انسانی ظهور معانی ذهنی او می باشد به عبارت دیگر لفظ و معنا با هم اتحاد ذاتی دارند ولی اتحادشان انضمامی می باشد مثل من و تن یعنی معانی مانند من می باشند و هنگامی که شرایط ظهور یک لفظ ایجاد شد آن معنی در آن لفظ خاص ظاهر می شود و الفاظ مختلفی که یک معنای واحد دارند و در زبان های مختلف الفاظ مختلف دارند چون شرایط ظهور فرق می کرده در هر مکانی به شکلی ظاهر شده اند به این ترتیب این که مثلا در زبان فارسی برای مایع بی رنگ و بو و مزه خارجی لفظ آب را وضع کرده اند یک امر تصادفی نیست و کلمه دیگر مثلا آتش ظرفیت اینکه معنای مایع بی رنگ و بو و مزه خارجی را نمایش بدهد ندارد فلذا فقط کلمه آب مناسب بوده که ظاهر شده است .زبان های مختلف ظهور یک حقیقت کلی هستند و از این رو است که اتحادی بین قواعد زبان های مختلف می باشد مثلا همه زبانها جملاتشان از مسند و مسند الیه تشکیل شده و ... اگر این گونه نگوییم و طبق نظر اصولیون بگوییم که واضع انسانها بوده اند این سئوال مطرح می شود که چگونه انسانهای مختتلف که در جاهای مختلف با شرایط مختلف زندگی می کرده اند طبق یک نظام واحد به درست کردن زبان پرداخته اند و چگونه زبانی که هزاران انسان آن را خلق کرده اند از این نظم حیرت آور برخوردار است؟ ولی با نظر مطرح شده این سئوالات و بسیاری سئوالات دیگر پاسخ داده می شود .می خواستم نظر شما را در این مورد بدانم و ببینم آیا الان که من پایه 5 هستم مناسب است که این بحث را به صورت مفصل دنبال کنم یا بگذارم برای درس خارج .با تشکر از شما استاد عزیز ان شاء الله خداوند به شما خیر کثیر عطا فرماید التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اصل حرف بنده از جهتی از حضرت آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» در کتاب «انسان در اسلام» است و از جهت دیگر مربوط به تفکر هایدگر است که معتقد است رابطه‌ی تنگاتنگی بین زبان و تفکر هست و هر تفکری در هر زمانی و لفظی جای نمی‌گیرد. همین‌طور که مولوی در زبانی که با آن مثنوی را می‌گوید یک نوع فکر را ظاهر می‌کند و در زبانی که با آن دیوان شمس تبریزی را می‌گوید یک نوع فکر دیگری را ظاهر می‌کند و در جمع‌بندی فکر می‌کنم زبان حقیقی زبانی است که معانی آن از طرف خدا به عقل‌ها و ذهن‌ها الهام شده باشد و انسان‌ها با شایستگی کامل تلاش کنند آن معانی را با بهترین صورت در عالی‌ترین الفاظ ظاهر نمایند. موفق باشید
874

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.عده ای به مامیگویند مسایل دینی ومعنوی راباید ازمجتهد دریافت کرد چون ایشان مسایل دین را از همه جنبه ها نگاه میکنند وما را از ادامه مباحث شما منع میکنند برخلاف نظر خودمان!.. ایا حرف این افراد درست است؟درجواب به اینها چه باید گفت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: حتماً باید در هر مسئله‌ای به کارشناس مربوطه رجوع نمود، در امور فقهی با مجتهدینی که در فقه کارشناس هستند، و در امور کلامی و عقیدتی به کارشناس کلام و عقاید، مثل آیت‌الله مصباح. در امور تفسیر به کارشناس تفسیر مثل آیت‌الله جوادی‌آملی. در عرفان به کارشناس عرفان مثل آیت‌الله حسن‌زاده. بنده سعی دارم در ذیل شخصیت حضرت امام خمینی(ره) مبیّن سخنان اساتید کلام و عقاید و تفسیر و عرفان باشم تا إن‌شاءالله عزیزان راحت‌تر بتوانند با آثار آن بزرگان آشنا شوند. موفق باشد
نمایش چاپی