بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2368

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم و تشکر از این که وقت خود را برای پاسخگویی به این سوالات اختصاص می دهید. بنده سوالی از محضرتان داشتم که در واقع یک مشورت برای ادامه تحصیل بود. پیشا پیش از طولانی شدن سوالم عذر خواهی می کنم اما واقعا نیاز داشتم که این دغدغه ذهنی را با شما مطرح کنم. من به امید خدا در پایان تابستان امسال از دانشگاه صنعتی اصفهان فارغ التحصیل می شوم و به مدد قوه الهی در شرایطی هستم که بتوانم بدون کنکور در مقطع ارشد ادامه تحصیل بدهم. اما دغدغه اصلی من برای ادامه دادن یا ندادن ناشی از چند تا مساله است : 1- اول این که در کلاس های درسی علی رغم اینکه تلاش می کنم به پسرها نگاه نکنم اما باز هم نمی توانم از علاقه ای که در ضمیر ناخودآگاهم نسبت به بعضی شان شکل می گیردجلو گیری کنم و این موضوع سخت مرا اذیت می کند تا جایی که حتی شرکت در تشکل های دانشجویی که نیازمند ارتباط با نامحرم بود را هم ترک کردم. اما .... با توجه به وجود این مشکل تصمیم به ادامه ندادن این رشته کردم ( شاید به جای ایستادن و مبارزه کردن که حقیقتا نمی دانم وظیفه ام کدام است ؟؟ ) البته از مطرح کردن این تصمیم با خانواده و عکس العمل آن ها هم واهمه دارم. 2- از طرف دیگر بعضی ها می گویند که عدم حضور آدم های مذهبی در فضاهای دانشگاهی به نوعی خالی کردن فضاست اما من خیلی این نظر را قبول ندارم چون بهایی که از وجودم برای آن می پردازم قابل برگشت نیست هرگز... 3- با توجه به همه دلایلم برای ادامه ندادن این رشته به سراغ راه دیگری رفتم و آن خواندن درس های جامعه الزهرا به صورت غیر حضوری و بعد از آن ورود به رشته تعلیم و تربیت اسلامی در سطح 3 و سپس مقطع دکترا در دانشگاه بود. واقعا نمی توانم تصمیم بگیرم از یک طرف در برابر وجودم مسئولم از طرف دیگر پشت کردن به همه زحماتی که تا به حال خانواده برایم کشیده است بی انصافی است . مهم تر از همه این که وظیفه ام چیست؟ باز هم از طولانی شدن حرفم پوزش می طلبم و خواهشمند راهنمایی شما هستم. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: (برای خودش) گرایش به جنس مخالف غریزه‌ای است که خداوند در انسان‌ها قرار داده عمده آن است که تسلیم آن گرایش نشویم و به جای ترک فعالیت‌های علمی سعی کنید با ازدواج مسئله را حل کنید. موفق باشید
1309

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدا قوت؛ اگر منطق شیوه ی تفکر را اصلاح می کند که ما از خطا در تعریف و استدلال مصون بمانیم از کجا باید مطمئن شد که خود منطق از تفکری عاری از خطا برخاسته است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام منطق سعی می‌کند مبانی بدیهی که در یک قضیه موجب صحت آن می‌شود را طرح کند تا در قضایای پیچیده که به‌راحتی نمی‌توان مبانی بدیهی آن را پیدا کرد به آن مبانی بدیهی رجوع شود، به همین جهت می‌فرمایند همه‌ی قضایا را باید به قضیه‌ی نوع اول ارجاع داد. و چون در منطق اصل کار بر آن نوع درک بدیهی است که هرکس در خود دارد اگر کسی علم منطق هم نداشته باشد و انصاف را رعایت کند عموماً منطقی فکر می‌کند و در همین راستا عرفا خیلی جایی برای منطق قائل نیستند و می‌فرمایند آنچه را در انتها می‌خواهد اثبات کند از ابتدا فرض گرفته است. ولی با این همه عموما فلاسفه با اصطلاحات منطقی سخنان خود را گفته اند و از این جهت لازم است منطق را بیاموزیم موفق باشید
766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید استاد مگر ما معتقد نیستیم که لقب "امیرالمومنین" مختص امام علی بن ابیطالب می باشد، پس چرا در کتاب تحف العقول میبینیم که ائمه علیهم السلام خلفای عباسی را با این لقب نان می برند؟ آیا ما کاسه داغتر از آشیم و یا ایشان به دلیل ملاحظات سیاسی این کار را می کردند؟باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: خودِ ائمه«علیهم‌السلام» می‌فرمایند عنوان امیرالمؤمنین مخصوص علی«علیه‌السلام» است و به خلفای جور در راستای تقیه آن عنوان را به‌کار می‌بردند. موفق باشید
265

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام من جزوه نحوه و ضرورت مطالعه شما را مطالعه نمودم ودر مورد این مطلب که گفته اید (باید دانشجو تخصصش را در شخصیتش بیابد نه شخصیتش را در تخصصش )تقاضای شرح بیشتر و راهنمایی شما را دارم. باتشکر
متن پاسخ
بسمه تعالی .سلام علیکم در ویراستاری جدید که تحت عنوان ادب خیال و عقل چاپ شده شرح بیشتری داده شده
21271
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام: جناب استاد در باره کشتی مطلا سوالی پرسیدم جواب نشنیدم ایمیلم هم خراب است استاد حتما سخنان و مقالات را در سایتها خوانده اید حال فحشها و توهینها در گروههای تلگرامی و اینستاگرامها بماند. آنچه مسئله پیچیده تر می کند حضور آیت الله جوادی در این مراسم است از ایشان انتظار می رفت به عنوان مفسر بزرگ نه تنها به این مراسم نمی رفت بلکه بر آن می شورید. راستی کشتی مطلا در این بحران اقتصادی چه نفعی دارد جز بدبینی به قرآن، علما و فحش و توهین به نظام تا جایی که کسی بنویسد مردم از فقر و درد و گرسنگی می میرد علمای ما کشتی مطلا می سازند این کار اگر خیانت نباشد حتما حماقت است. استاد نکند این کار آیت جوادی ریشه در قرابت فکری آیت الله جوادی با هاشمی دارد؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهت حفظ حرمت آیت اللّه جوادی، به صورت خصوصی جواب داده شد و ملاحظه کردید که اولاً طلای مصرفی در کشتی مذکور 140 گرم آن‌هم جهت آب‌کاریِ طلا بر روی فلزات تشکیل‌دهنده‌ی بدنه‌ی کشتی بوده است که تمام قرآن را سازنده‌ی کشتی با خط خوش خود بر بدنه‌ی کشتی نوشته است، جهت هدیه به حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام». و تنها در آن مرکز به نمایش گذاشته شده است و تمام هزینه‌ی آن از امور شخصی سازنده‌ی آن بوده است. این موارد را می‌توان نوعی تجلیل به حساب آورد. نمی‌توان به طرف که تنها همین اندازه توان و وسع دارد تا هنر خود را تقدیم کند، بگوییم برود المیزان بخواند؟! موفق باشید

20077
متن پرسش
سلام علیکم استاد ارجمند بنده خانمی ۲۴ هستم که بتازگی متاهل شده ام. همیشه از نوجوانی در مورد تعلیم و تربیت و معلم شدن فکر کرده و هدف گزینی کرده ام که نتیجتا تصمیم گرفتم معلم فیزیک بشوم و در این لباس، سعی در تربیت صحیح و اصلاح الگوی زندگی دانش آموزان داشته باشم. اکنون ليسانس فیزیک دارم از دانشگاه سراسری در تهران. ولی با توجه به تجربیات مفصلی که در دانشگاه بدست آوردم و با دیدن جوّ موجود اساتید و دانشجویان و نیز با توجه به نزول فرهنگي نسل به نسل جامعه، بنظرم می رسد که تصمیمی که گرفته بودم الان موثر نیست و باید فکر اساسی تری بشود. در این راستا یه این فکر کردم که حضرت آقا چقدر در بحث تعلیم و تربیت دغدغه دارند و مطالب شان واقعا عمیق است. نمی شود از نظام معیوب و صهیونیستی آموزش و پرورش ما، نسلی نخبه و انقلابی و سالم از نظر روانی تحویل گرفت که مایه عزت روز افزون کشور باشند تربیت باید به فرهیختگان جامعه سپرده شود و نیز روش های جدید و منطبق بر آموزه های اسلام ناب تنها راه نجات است. نه اینکه صرفا معلمان دینی، آن هم با این کتابهای نوشته شده در عهد دقيانوس! بتوانند نوجوانی را که بشدت با نسل های قبل از خود متفاوت است - و مثلا امروز مساله ذهنی اش این است که آیا پسری که ازش باردار شده است بالاخره با او ازدواج مي کند یا نه!!! - هدایت کنند. در زمینه تحول در نظام آموزشی، صحبت های آقای پناهیان را خیلی می پسندم و ایرادات ایشان را به عینه و با تک تک سلول های بدنم در دوران تحصیل درک کرده ام با اینکه همواره خودم شاگرد منضبط و مودب و سخت کوشی بوده ام، امروز می بینم که هیچ تفاوتی بین این که کسی شاگرد خوبی در مدرسه بوده باشد یا نباشد عملا در جامعه وجود ندارد بلکه بسیاری از اوقات، کسانی که بی انضباط تر و درس نخوان هستند، در زندگی و کار و خلاقیت و نیز در جربزه داشتن برای چرخاندن زندگی موفق تر هستند و ما فقط ذهن خود را با محفوظات بدرد نخور پر کرده ایم! بگذریم. خلاصه استاد من بقدری از این نظام آموزشی گله مندم که حتی مدتی پس از اتمام تحصیلات خودم فوبياي مدرسه داشتم و حتی در نظر داشتم فرزندان خودم را از این فضای مهلک و انگیزه کش، دور نگهدارم و خودم در خانه مطالب بهتری به آنها یاد بدهم! که البته از این نظر هم به دلايلي منصرف شدم و بفکر افتادم که خودم باید کاری کنم برای تحول در نظام آموزشی کشورم. حتی اگر بی نتیجه بماند زحماتم. لااقل تلاشم را کرده باشم. اکنون نمی دانم چه راهی پیش بگیرم و چه رشته ای را ادامه بدهم برای ارشد و دکتری تا در این راستا بتوانم کمکی بکنم که سر کلاس های مدارس، محسوس باشد نه اینکه فقط نظریه بدهم و قانون و بخش نامه روی کاغذ ابلاغ کنم! می خواهم واقعا حتی اگر نمی توانم تاثیر کلان بر تمام مدارس ایران بگذارم، لااقل بچه های یک شهر یا نهایتا یک مدرسه را نجات دهم نگذارم از اول عمر، جامعه منحط و افکار ناقص و غربی و شرقي، طعم شیرین زندگی خدادادی را از آنها بگیرد. هر چه فکر می کنم می بینم با معلم شدن نمی توان به این مقصود رسید. چون اولا وقتی نظام و اصل ساختار دچار خلل های عمیق باشد، معلم هم مجبور است همان چیزی که به او دیکته شده است را پیاده کند. مادر خودم معلم بوده اند، می گویند در این سال های آخر تدریس، بقدری جوّ بچه ها عوض شده که دیگر حتی گوش شنوایی وجود ندارد تا کمی معلمی بتواند با بچه ها از مسائل مهم و کاربردی زندگی صحبت کند. من خودم هم در دانشگاه شاهد بودم که اگر استادی (ندرتا) پیدا مي شد که بخواهد کمی حرف حقیقت و معرفتی سر کلاس بزند به او اعتراض می شد که استاد لطفا وقت ما را نگیرید و فیزیک خودتان را درس بدهید و مثلا در مورد چیزی که تحصیلات و مدرک ندارید سخن نرانید! و نیز بطور کلی خیلی مورد توجه قرار نمی گرفت و ای بسا مورد تحقیر و خنده دانشجو ها هم واقع می شد. چون دانشجویان آمده بودند فقط مدرک بگیرند و واحد ها را پاس کنند بروند! و کسی به فکر این مملکت و بچه های معصوم نبود و نيست ثانیا بچه ای که در خانواده اش دچار درگیری های فاجعه آمیز مثل طلاق و دعوا و اعتیاد و فقر و... است هیچ چیز نمي خواهد جز آرامش و دیگر حتی حال شنیدن صدای معلم را ندارد. چه برسد به تحصیل و تهذیب و چه برسد به آرمان های امام بنده خدا! من اکنون که خودم لیسانس دارم هیچ ارزشی برای آن قائل نیستم و از بدو ورود به دانشگاه هم برایم دانشگاه مهم نبود و فقط بعنوان ابزار برای رسیدن به هدفم به آن نگاه می کردم و واقعا از دانشگاه لذتی نبردم کما اینکه از مدرسه نبردم چون اینها هیچ وقت هدف من نبودند حتی اگر خيييييييلي درسخوان مي بودم ولی الان می بینم برای رسیدن به هدفم و احقاق منویات آقا در مورد نظام آموزشی کشور باید اساسا کار دیگری انجام دهم ولی هنوز نقش خود را در نیافته ام. نمی دانم چه رشته ای بخوانم، چه کار می توانم بکنم؟ آیا روانشناسی تربیتی خوب است؟ یا مدیریت آموزشی؟ نمی خواهم باز گرفتار سردرگمی های موجود در دانشگاه بشوم و از اصل هدفم باز بمانم احساس می کنم تحصیلات دانشگاهی هم فقط وسیله ایست چون بدون مدرک در این مملکت نمی شود کاری کرد، متاسفانه. پس مدرک لازم است ولی آیا من خودم صلاحیت دارم که بخواهم کسی را تربیت کنم؟ من که خودم ضعف هایی قطعا دارم. نمي خواهم ناقص به سر کاری بروم من نباید در لباس تربیت کردن نسل آینده، به آنها خیانت کنم هر چند از نادانی و ضعفم باشد کاری که براحتی بعضی معلمان و اساس سیستم آموزشی کشور در مورد ما انجام دادند من حتی از اینکه بروم در مسجد و در بسیج محل و برای نوجوانان کلاس تربیتی دینی بگذارم با اینکه خیلی ازم درخواست می شد، خیلی ترس داشتم و آخر هم نرفتم. یکی از دلايلم این بود که هیچ وقت کسی با من رفتار با نوجوان و تربیت او را یاد نداده بود نمی خواستم ضررم بیش از منفعتم باشد و بقول آیت الله بهجت، وقتی کاری را نمي دانی احتیاط کن. همچنین شهید بزرگوار، چمران عزیزم که واقعا دوستش دارم، را هرگز فراموش نمی کنم وقتی نظرش اينست: «می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، این را می پذیرم امام می گویم کسی که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد بی تقواست!» لذا لازم می بینم که خودم غیر از تحصیلات تکمیلی ام در هر رشته ای، مطالعات فرهنگی و تربیتی هم داشته باشم. البته با اینکه همسرم هم طلبه اند و مشوق من برای معلم شدن، هرگز نمی خواهم در این خیانت عظیم شرکت کنم و نادانسته ژست تربیت کردن نسل را بگيرم! بلکه می خواهم نظامش را تصحیح کنم و آنگاه معلم شوم خیلی عذر می خواهم بابت اطاله کلام. لطفا مرا راهنمایی نمایید که اولا از چه راه و رشته ای می توانم به مقصودم برسم؟ ثانیا در مورد مطالعات شخصی ام چه مطالبي را توصیه می فرمائید؟ خیلی ممنونم از زحمات شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دقت و حساسیت خوبی است ولی همان‌طور که متوجه‌اید ما گرفتار نظام آموزشیِ استعماری هستیم. بنده هم مدت‌ها فکر کردم، به همین جهت از کار اجرائی فاصله گرفتم تا با کار فرهنگی قدمی برای اصلاح امور برداشته شود. ظاهراً فرمانده‌ی جبهه‌ی فرهنگی ما در همین راستا فرمان «آتش به اختیار» داده است یعنی زمانه، زمانه‌ای است که چندان نمی‌توان به نهادهای فرهنگی امید داشت، ولی راه، بسته نیست، هرکس باید در هر حوزه‌ای که خدا در مقابل او قرار داده است هر اقدامی که می‌تواند انجام دهد. خداوند، راه‌گشاست، بیشتر باید توجه کرد. موفق باشید

18332
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: میشه خواهش کنم با قلب الهی و پاک تان برای حقیر یک استخاره بگیرید و تردید مرا برای انجام کاری رفع کنید. اگر امکان دارد به شخصی بفرستید. ممنون از بزرگواری تان!!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار برایم امکان ندارد که در خانه جوابگوی تقاضای استخاره‌ی رفقا باشم. موفق باشید

18129
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد چرا خداوند متعال از کشته شدگان در جنگهایی مثل بدر از لفظ شهید استفاده نمی کنند و‌ به همان کشته اشاره دارند؟ و اساسا این لفظ در قرآن برای مجاهدان در جنگ ها که جانشان را فدا می کردند بکار برده نمی شود. ۲. لطفا کتابی جامع در شرح دعای کمیل که می تواند مورد استفاده قرار بگیرد معرفی کنید. در پناه خدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی «شهید» به معنای «المقتول فی معرکة الحرب» بعداً به‌کار رفت و به همین جهت علامه طباطبایی معتقدند شهید در قرآن به معنای شاهدبودن است 2- شرح جامعی در مورد دعای کمیل در نظر ندارم. موفق باشید

15697
متن پرسش
با سلام: ببخشید سوالی با کد 15583 را پاسخ نداده اید. مشگل از کجاست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید . با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً جواب داده شده است. باید به ایمیل خود رجوع فرمایید.

15583- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ضمن آن‌که در این موارد باید با مادر و خواهر خود مشورت داشته باشید البته اگر رعایت حجاب به طور کامل بشود، می‌توان در مورد چادر، سخت‌گیری نکرد 2- آزاداندیشی با احترام به اصول‌گرایان و درکِ متفکرانِ اصلاح‌طلب در عین ارادت به رهبری ممکن است وگرنه با تقابل با اصول‌گرایی ایشان، برایتان دردِ سرساز می‌شود. موفق باشید

15523
متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر از زحمات استاد چرا درباره ی جزئی ترین مسائل دین از قبیل آداب شانه کردن و آداب لباس پوشیدن و....، روایات بسیار متعددی داریم ولی راجع به ولایت فقیه و تشکیل حکومت اسلامی که دو مسئله ی بسیار اساسی هستند، هیچ روایتی نیست؟ در بحث ولایت فقیه که فقط استناد می کنیم به یک روایتِ فارجعوا الی رواة احادیثنا، که از این روایت هم به طور غیر مستقیم، ولایت فقیه برداشت می شود. راجع به حکومت اسلامی در زمان غیبت هم نه تنها روایت نداریم بلکه روایات متضادی داریم که دلالت بر باطل بودن قیام های قبل از ظهور دارد. برای یک طلبه، در زمینه ی ولایت فقیه و حکومت اسلامی، چه کتبی را پیشنهاد می کنید؟ در زمینه ی معرفت النفس هم یک سوال دارم. یک بار یکی از شاگردانتان که داشت شرح معرفت النفس می کرد به اینجا رسید که گفت: جنس توجه آدمی از جنس روح است و یک مثالی زد که من به این مثال یک ایراد دارم. گفت «اگر هزار نفر آدم به یک نقطه نگاه و توجه کنند، نگاه و توجه هیچ کدامشان مانع از نگاه و توجه دیگری به آن نقطه نمی شود چون جنس توجه از جنس روح است و روح هم که حجم ندارد و مکانی را اشغال می کند.» ایراد اینجاست که خب اگر هزار تا دوربین هم به یک نقطه نگاه کند، فضایی اشغال نمی شود پس جنس توجه دوربین هم از جنس روح است؟!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ولایت فقیه همان روحِ دین یعنی ولایت الهی بر انسان‌ها است و هرکس اصل دین را پذیرفته باشد، در زمان غیبت امام، ولایت الهی را از طریق کارشناسی که حکم خداوند را اظهار می‌کند می‌پذیرد و بر عهد خود نسبت به ولایت الهی پایدار می‌ماند و از این لحاظ لازم نیست روایت مخصوصی در این مورد داشته باشیم. به گفته‌ی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کتاب «ولایت فقیه» تصور موضوع، موجب تصدیق آن می‌شود. عرایضی در قسمت آخر کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان ولایت الهی شده است. کتاب بر روی سایت هست می‌توانید دانلود کنید 2- آن مثال، مثال خوبی است و آیت اللّه حسن‌زاده در کتاب «معرفت نفس» خود آن مثال را می‌زنند تا روشن کنند چگونه پدیده‌ی مجرد وسعت دارد و در همه‌ی اذهان حاضر می‌شود و موضوعِ هزار دوربین یعنی هزار چیزی که تحت تأثیر یک پدیده‌ای قرار می‌گیرد که در اثر انعکاس نور بر لنز دوربین‌ها منعکس می‌شود که باز در این‌جا بحثِ نور در میان است که چیزی است شبیه مجردات. موفق باشید

15520
متن پرسش
با سلام و نهایت تشکر: استاد بزرگوار آیا این مطلب صحیح است که ما انسانیم، انسان هم ذهن دارد، ذهن سالم هم تولید کننده انواع فکر هاست مانند قضاوت و مقایسه و گذشته و آینده و آمد و رفت فکر ها دست انسان نیست فقط عمل کردن بر طبق آن ها در دست انسان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذهن ما می‌تواند تحت تأثیر انوار الهی و نفحات ربانی باشد، چنان‌چه بر فطرت اصلی خود قرار داشته باشد و می‌تواند تحت تأثیر القائات شیطانی قرار گیرد چنان‌چه از شریعت الهی فاصله بگیریم. رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: «الا انَّ فى ايّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٌ‏ الا فَتَعَرَّضُوا لَها» در زندگى شما گاهى يك نفحه ‏هايى به قلبتان مى‏ رسد خودتان را در معرض اين نفحه‏ هاى غيبى قرار دهيد تا بشنويد. موفق باشید

15463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: آیا در کودکان نابالغ شهوت جنسی وجود دارد؟ اگر در رفتار کودکی احساس بروز شهوت کردیم چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید به روانکاوان رجوع کرد. موفق باشید

15133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز خسته نباشید. برای من پذیرفتنی نیست که رهبر انقلاب آن چنان حمایتی از احمد نژاد کردند و شد آن چه که نباید می شد و شما ایشان را ناب امام زمان بدانید. لطفا توضیح دهید چقدر ایشان حمایت کردند. و کشور را به روز سیاه نشاندند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید تفاوت نظرمان در این باشد که آیا با روش‌های آقای احمدی‌نژاد از معضلات تاریخیِ کشورمان عبور می‌کنیم؟ یا با روش‌های کارشناسان تحصیل‌کرده‌ی فرهنگِ غربی؟ اگر به این نتیجه برسیم که باید برای عبور از مشکلات اجتماعی‌سیاسی و اقتصادی راه دیگری را انتخاب کرد، جایِ آقای احمدی‌نژاد را برای عبور از چنین بحران‌هایی خالی خواهیم دید؛ البته به شرطی که ایشان، ضعف‌های شخصی خود را نداشته باشد. موفق باشید

15079
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: چگونه از موسیقی عبور کنیم؟ شما فرمودید: «حوزه‌ی موسیقی، مرتبه‌ی خیال انسان است، اگر انسان‌ها طالب حضور در مقام قلب و روح هستند باید از موسیقی عبور کنند و در این راستا اهل‌البیت«علیهم‌السلام» هیچ رجوعی به موسیقی نداشتند.» بنده اهل موسیقی نیستم، اما مدتی است احساس می کنم برخی موسیقی ها احساساتم را تغییر می دهند، اما می ترسم مرا از اصل و حقیقت باز بدارد و مشغول هوس های زود گذر کند، با وجود اینکه سعی می کنم موسیقی را وسیله ای برای قرب خدا و تذکر قلبی بدانم، البته موسیقی با محتوا و حلال. اما به هر حال در همین مدت کم نیز با احتیاط چند موسیقی محدود گوش کرده ام و می گویم اگر بنا باشد مرا به توهم بکشاند، نه توحد، حاضرم به راحتی ترکش کنم. استاد عزیزم، نظر نهایی شما برای بنده حقیر حجت است. دوستم با این نگرش زیاد موسیقی گوش می دهد، اما از شما تقاضا دارم مرا راهنمایی کنید که چه کنم، و جایگزین آن چه کنم؟ البته اشعار علامه حسن زاده حفظه الله را وقتی می خوانم، جلوی اشکهایم را گاها نمی توانم بگیرم، و احساس حضور می کنم، اما در موسیقی چنین حالی تابحال نداشته ام. با تشکر از دقت نظراتتان اجرکم عند الله تعالی التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم همین پیشنهاد را دارم. چیزهایی مثل اشعار و مطالب عرفانی را که اشاره به حقایق متعالی دارد، باید جایگزین این تمایل کرد. شاید خدا این میل را در قلب شما انداخته است که یک دوره مثنوی بخوانید. موفق باشید     

14588
متن پرسش
سلام: حالتی در خواب بنده و برخی افراد پیش می آید که معمولا مردم به آن بخدک یا (بختک) می گویند. بین خواب و بیداری که هستیم ناگاه حالتی دچار می شویم که دیگر نه می توانیم تکان بخوریم که پاشیم و نه خواب هستیم. مگر اینکه صدای چیزی بیاید یا کسی بیدارمان کند تا بتوانیم تکان بخوریم. این حالت ناشی از چیست؟ رابطه آن با روح یا نفس چطور است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع را می‌توانید در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» در پاورقی صفحه‌ی 18 دنبال فرمایید. انتظار بنده از دوستان آن است که مباحث مطرح‌شده در کتاب‌ها را دنبال کرده باشند و پس از آن سؤال کنند وگرنه وقتی ما با کثرت سؤال‌ها از یک‌طرف، و سؤال‌هایی که رفقا در کتاب‌ها می‌توانند دنبال کنند، از طرف دیگر روبه‌رو شویم ممکن است انگیزه‌ی خود را در جدّی‌گرفتنِ سؤالات از دست داده و عملاً به سؤال‌های جدّی رفقا نیز نپردازیم. موفق باشید

14274
متن پرسش
با سلام: آیا واقعا مهمه که چه دینی داشته باشیم؟ ملاک برتری دین چیه؟ کدوم دین برتره؟ چرا؟ و دیگه اینکه چجوری میشه زمام نفس رو بدست گرفت بدون اینکه بخوای امیالتو سرکوب کنی؟ تو روانشناسی داریم که سرکوب کردن امیال و غرایز باعث نفوذ اونا به ناخودآگاه و بروزشون به صورتای مختلف میشه. مثلا راه پیدا کردن افکاری که پس میزنیمشون به خواب، به راستی چطوری میشه زمام امیال و نفس رو به دست گرفت بدون اینکه بخوایم سرکوبشون کنیم؟ میشه لطفا شرح بدین!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه‌ی توحید، یعنی حقیقت واحد عالَم وجود باشیم هر دینی که ما را بهتر به توحید برساند، بهترین دین است 2- ادیان الهی هیچ‌کدام امیال انسان‌ها را سرکوب نمی‌کنند، بلکه جهت می‌دهند تا در یکی افراط و در دیگری تفریط واقع نشود 3- نظر به آن حقیقت یگانه موجب می‌شود انسان از غلبه‌ی امیال راحت شود و هر میلی را در جای خود قرار دهد و شریعت الهی در این راستا به بشر کمک می‌کند. موفق باشید

13853

عقلِ واقعی..بازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: استاد ضمن عذرخواهی، احتراما در مورد شبهاتی که پیرامون عقلانی نبودن داستانهای انبیاء (مطرح شده در قرآن) نظیر داستان حضرت یونس علیه السلام مطرح می شود به چه نحوی می توان پاسخ داد و این که اینها را دلیل بر بطلان قرآن مطرح می سازند و می گویند قرآن به مطلبی غیر واقعی اشاره می کند که امکان عقلی برای آن وجود ندارد. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر با کدام عقل حرکت انبیاء را ارزیابی کرده‌اند که می‌فرمایند کار آن بزرگان عقلانی نیست؟! عقلِ واقعی عقلی است که ماوراء معادلات کمّی، متوجه معادلات کیفی و معنوی عالم باشد و انبیاء با چنین عقلی در صحنه‌های تاریخی حاضر شدند و به موفقیت رسیدند. موفق باشید

13616
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: خواهشمندم نظرتان را درباره دعای عدیله بفرمایید (با توجه به اینکه ظاهراً مأثور نیست). با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست معارف خوبی در این دعا مطرح است. مسلّم مبانی آن دعا ریشه در معارف اسلامی ما دارد. موفق باشید

13430

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامي: اينجانب از كتب و دروس صوتي اساتيد مرحوم علامه طباطبايي -علامه حسن زاده - علامه جوادي - حضرات صمدي املي و جنابعالي موضوعات معرفت نفس - اتحاد عاقل و معقول شرح مقالات استاد شجاعي - بدايه و نهايت الحكمت - اسفار ج 8 و 9 -شرح سوره حمد و مصباح الهدايه امام خميني - ده نكته - خوشتن پنهان و اكثر كتب اساتيد و شما بهره مند شده ام. بفرماييد بعد از ج 8 و 9 اسفار سير مطالعات و نحوه تهيه آن چگونه است. سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم مقالات آیت اللّه شجاعی را اگر با شرحی که بنده عرض کرده‌ام دنبال بفرمایید، مقدمه‌ای جهت درک فصوص‌الحکم باشد. جناب حجت‌الاسلام و المسلمین استاد یزدان‌پناه، شرح خوبی از اسفار دارند. موفق باشید

13229
متن پرسش
سلام علیکم: اینکه عارف منور به نور غنی بشود یعنی از خلق بی نیاز می شود؟ چون بسیاری از روابط انسانها با یکدیگر بر اساس نباز به یکدیگر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نیاز انسان‌ها به یکدیگر از تقدیرات الهی در این عالم است، ولی سالک عارف متوجه است که همه‌ی مجاری رفع نیاز مظاهر الهی هستند زیرا قرآن می‌فرماید «انتم الفقراء الی اللّه» شما تنها به خداوند نیازمندید، پس اگر ما از جهتی به همدیگر نیازمند می‌باشیم از آن جهت است که برای همدیگر مظاهری از اسماء الهی هستیم و نباید از این موضوع غفلت کرد. موفق باشید

12860
متن پرسش
با عرض سلام: جنابعالی در مورد مسئله انتخابات 96 و حضور جناب آقای احمدی نژاد نظر منفی داشتید که مشکلی نیست ولی تناقض اینجاست که این مخالفت با مبانی اندیشه ای شما در تناقض است. شما در سخنرانی هایتان بارها گفته اید که باید دشمن را از دشمنی کردن مایوس کرد. خوب بنده کار با شخص جناب آقای احمدی نژاد ندارم ولی اگه ایشون بیایید و رای بیاورد دیگر انگیزه ای برای دروغ بافی نمی ماند چون علت این همه شایعه و دروغ بافی آلوده کردن انقلاب و حذف رقیب و اثر گذاری بر روی مردم می باشد که در صورت حضور ایشان این توطئه خاموش می شود. 2. شما بحث جریانها و نسبت آنها را با انقلاب مطرح می کنید ولی باز هم در اینجا نظر شما دارای تناقض هست چون اگر احمدی نژاد از جنس انقلاب هست پس چرا مخالفت و اگر احمدی نژاد از جنس انقلاب نیست پس چرا نسبتش با انقلاب مشخص نشود پس باز هم چرا مخالفت؟ 3. حضرت استاد آیا انقلاب اسلامی با ظلم جلو می رود؟ به نظر می رسد در مورد رئیس دولت های 9 و 10 و خود دولت های 9 و 10 ظلمهای زیادی در حال وقوع است و وظیفه ذاتی این انقلاب دفاع از مظلوم است پس اگر شرایط مناسبی برای دفع این ظلم به وجود نیاورد به نظر می رسد روند تکاملی این انقلاب با مشکل روبه رو می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هنوز هم تفکر آقای احمدی‌نژاد را از جنس انقلاب می‌دانم و معتقدم دشمنان انقلاب اسلامی به همان اندازه که با انقلاب مخالفند، با آقای احمدی‌نژاد نیز مخالفند. و نیز معتقدم به آقای احمدی‌نژاد ظلم شده است، چه در زمان ریاست جمهوری ایشان و چه در این زمان که دولت یازدهم میدان‌دارِ امور اجرایی است که عملاً ظلم مضاعفی با قلب واقعیت به ایشان شده‌ است، و این غیر از ضعف‌های شخصی ایشان است که روحیه‌ی تک‌روی بر نگاه جمعی بر ایشان غلبه دارد و این غیر از ضعفی است که جریان اصول‌گرا در عدم تعامل با ایشان از خود نشان داد و همه‌ی این‌ها حکایت از آن دارد که هنوز ما زیرساخت‌های فکری و فرهنگی عبور از جبهه‌ی غرب‌گرایِ انقلاب را در خود شکل نداده‌ایم. با این‌همه به نظرم نباید ذهن خود را مشغول چیزی بکنیم که نه به دار است و نه به بار، و خودِ آقای احمدی‌نژاد بنای کاندیداشدن ندارند، البته بنده فکر می‌کنم بهتر است آقای احمدی‌نژاد خودشان هم وارد عرصه‌ی کاندیداشدن برای رئیس جمهوری نشوند. و مطمئن باشید شرایط روز به روز برای نمایاندن هرچه بیشتر حقانیت ایشان فراهم خواهد شد، چه بهتر به احمدی‌نژادی فکر کنیم که تعالی‌یافته‌ی تاریخ گذشته‌ی ما باشد. موفق باشید

12145
متن پرسش
حضرت استاد سلام علیکم: حقیر طلبه سطح 2 در مشهد مقدس هستم. به ضرورت انس روزانه و مطالعه و تدبر در قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام رسیده ام و آن را یکی از لوازم ویژه نقش آفرینی حوزه و روحانیت در راستای اهداف انقلاب اسلامی می دانم. اما از طرفی پیشنهاد تدریس برای طلاب سال پایینی به من داده می شود و مسؤلین مدرسه اصرار دارند که باید برای آنها وقت بگذارم؛ چون آنها استاد دیگری که با رویکردهای تحولی مدرسه -که تا حدود زیادی همراستا با دغدغه های حضرت اقاست - هماهنگی قابل قبولی داشته باشند را سراغ ندارند. (البته دغدغه شان را به جا می دانم و کار با طلاب را از اهم واجبات می دانم) از طرف دیگر باید وقتی را نیز به تحصیل خودم در فقه و اصول اختصاص دهم. در این بین حضور در فعالیتهای اجتماعی را نیز فوق العاده محدود کرده ام؛ چون احساس می کنم وقت گذاشتن برای طلاب، کاری زمین مانده ولی به شدت پر بازده است. حال به نظر حضرتعالی در این تزاحم کدام یک را به نفع دیگری محدود کنم؟ اگر کار بیشتر با طلاب را برگزینم، آیا امکان جبران ساعاتی که می توانست صرف بهره برداری از معارف قرآن و روایات شود وجود دارد؟ نائب الزیاره شما در حرم مولایمان علی بن موسی علیه السلام خواهم بود و ان شاء الله زیارت رجبیه را به نیابت از شما و همه مؤمنان خواهم داشت. ملتمس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی دو دوره تدریس برای آن‌که آموخته‌ها یتان ملکه شود خوب است إن‌شاء‌اللّه فرصت تدبّر در قرآن و روایات در اسرع وقت پیش می‌آید. التماس دعا. موفق باشید

11098
متن پرسش
سلام: من تقریبا دو سال هست با کتابهای شما آشنا شدم و بعضی از اونها رو مطالعه کردم. تصمیم گرفتم از فاز یادگیری وارد داشتن و بهره بردن بشم منتها با یک اشکال مواجه شدم. خیالاتم رو نمی تونم جهت بدم و برام واقعا سخته که از بعضی خیالاتم دست بردارم چون خیلی وابسته به آنها هستم. بیشتر در فکر آقایی هستم که قرار بوده با هم ازدواج کنیم و هنوز نشده و این خیالبافی برام خیلی خوشایند هست. قبلا هم سعی کرده بودم که این افکار را کنار بگذارم اما نشده بود حالا عزم جدی دارم از شما راهنمایی می خوام. خیلی ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این را بدانید تا انسان با واقعیات عالم هستی خود را آشنا نکند و تا تصمیم جدّی برای عبور از این نوع خیالات نگیرد، حقایق گسترده‌ی عالم وجود برای او گشوده نمی‌شود. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إن‌شاءاللّه کمک می‌کند که خیال خود را در راستای نظر به حقایق ادب کنیم. موفق باشید
8178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی.باسلام.استاد شما فرمودید این مطلب که تا همه ی استعداد ها که از خدا درخواست حیاط را کردند ,اعم از نباتات و حیوانات و انسان ها،به دنیا نیایند و زندگی نکنند،قیامت برپا نمی شود و وقتی همه به دنیا آمدند قیامت می شود ،درست است.آیا میشه گفت یکی از عللی که اسلام و آقا روی فرزنداوری و کشاورزی و درخت کاری تاکید میکنن اینه که به دنیا اومدن همه ی استعداهای دارای قابلیت حیاط مارو به ظهور امام زمان(ع)نزدیک تر میکنه و به وقوع نپیوستن همین موضوع از موانع ظهوره؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نمی‌دانم می‌توان توصیه‌ی رهبری را در این راستا قلمداد کرد یا نه؟ چون جریان به فعلیت‌رسیدن استعدادها یک امر تکوینی است. موفق باشید
7448
متن پرسش
سلام علیکم . استاد بنده با یکی از دانشجویان فلسفه و کلام دانشگاه رضوی صحبت میکردم . ایشان دلایلی می آوردند مبنی بر اینکه انسان(منظور همان نفس ) ازلی بوده و ابدی خواهد بود . خیلی به حرف اش فکر کردم . ما از بچگی فکر میکردیم فقط خداوند ازلی هست . حال لازم دانستم که از حضورتان بپرسم . اگر این ادعا صادق است میتوانید برایم دلیلی را هم منطقی ذکر کنید تا قضیه کمی شفاف شود با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌جا باید چند موضوع تفکیک شود. یکی این‌که نفس ناطقه‌ی هرکس از آن جهت که دارای وجود علمی است و در علم خدا است ازلی است، ولی از جهت آن‌که یک شخص است مثل من و شما، «جسمانیة الحدوث» است و با زمینه‌ای که در رحم مادرش فراهم می‌شود شروع می‌شود. و دیگر موضوع ازلی‌بودن نفس است در عین حدوث ذاتی، برعکس خداوند که ازلی‌بودن است به قدیم ذاتی. موفق باشید
نمایش چاپی