بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2940
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید من می خواستم سیر مطالعاتی شما را شروع کنم شیوه ای که در سایت مطرح شده را مطالعه کردم اما هنوز در چگونگی شروع سیر مشکل دارم و نمی دانم از کدام قسمت شروع کنم و کدام قسمت می تواند نیاز مرا در شناخت خودم و اشنایی با انقلاب برطرف کند با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: دو نوع سیر مطرح است: 1- سیر مطالعاتی برای عزیزانی که از cdوdvdوآثار نوشتاری می توانند استفاده کنند.2-از آنجایی که تهیه‌ی کلیه‌ی cdوdvdها، برای همه‌ی عزیزان مقدور نیست، طرح مطالعه آثار مکتوب( جزوات و کتب‌) پیشنهاد میشود.برای اطلاع کاملتر مجددا به سیر مطالعاتی که در سایت آمده است مراجعه فرمایید.موفق باشید.
2343
متن پرسش
سلام علیکم استاد من دانشجوی رشته مهندسی ام که نزدیک به یکسال است با کتابهای شما آشنا شدم و هیج پیش زمینه فلسفه نداشتم . فکر میکنم شما با در نظر گرفتن حداقلیاتی سیر دادین .این حداقلیات را کجا مطالعه کنم که بتونم سیر شما را ادامه دهم؟ اصلا ما معیارهای درست و غلط را از کجا تعیین میکنیم؟آیا اصلا شناخت واقعیتها امکان دارد؟چگونه و باچه ابزاری؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح آن توسط سی‌دی، و کتاب «از برهان تا عرفان» با شرح با سی‌دی إن‌شاءالله جواب سؤال خود را می‌گیرید. خداوند استعدادی به نام عقل به انسان‌ها داده است تا بتوانند حقیقت را از مجاز تشخیص دهند. موفق باشید
1343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وخدا قوت .ملاک اسراف چیست؟مثلا کسی که سر زانوهای لباسش سفید شده باشد ولی از طرفی این لباس را تازه گرفته آیا اگر دیگر از این لباس استفاده نکنداسراف است؟ واینکه ملاک شان خانم های طلبه در لباس پوشیدن ومهمانی دادنها چیه ؟لطفا یک ملاکهای روشنی بیان کنید که واقعا تو بعضی موارد میمونم که آیا اسرافه یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در امور شخصی هر وسیله‌ای را که می‌توان از آن استفاده کرد نباید بی‌دلیل رها کرد، در مورد لباس در امور اجتماعی موضوع عزّت هم مطرح است. اگر لباس، عزّت مؤمن را از بین می‌برد و می‌تواند لباس بهتری تهیه کند باید لباس بهتر را تهیه کند همان‌طور که اگر لباسی تهیه کند که موجب فخر ‌شود باید شدیداً از آن اجتناب نماید. در هرحال بعضی از این موارد به عرف بستگی دارد ممکن است یک لباس برای کسی یا در شهری فخر محسوب شود و در جایی دیگر فخر به حساب نیاید. موفق باشید
930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد طاهرزاده 1-آیا کتاب یا جزوه ای از شما به انگلیسی چاپ شده است؟ 2-آیا شرایط کنونی یا عصر حاضر ظرفیت آن را دارد که ظهور امام زمان در آن واقع شود ؟ 3- نحوه برخورد با احادیث و روایات آخرالزمانی چگونه باید باشد مثلا شما با این مصداق یابیهای که برخی از گروهها یا اشخاص انجام میدهند مثلا مقام معظم رهبری را سید خراسانی میخوانند (هر چند که میگویند فقط احتمالات را بررسی میکنند)
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- خیر 2- زمان به‌حمدالهر فوق‌العاده آماده است و لذا ملاحظه می‌کنید که چگونه نور حضرت بر قلب مردم تجلی کرده 3- نباید مصداق تعیین کرد. موفق باشید
24018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: با توجه به اینکه معلمان اصلی عالم ففط اهل بیت علیهم السلام هستند، سوالی برایم ایجاد شده است که چرا شغل روزانه برخی از ائمه، تعلیم و تربیت به روش مستقیمی که غالبا در اذهان عمومی جامعه فعلی است، نبوده است؟ یعنی چرا اهل بیت بعضا بجای تاسیس مدرسه و حوزه علمیه و کلاس و درس و بحث، به کشاورزی و غیره می پرداختند؟ در واقع اینطور به نظر می آید که بیشتر وقت مستقیم خود را صرف کشاورزی می کردند و ما بقی را در حاشیه به تعلیمات مستقیمی که در چارچوب های ذهنی ماست می پرداختند. سپاسگزارم از لطفتون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حکومت در اختیار آن‌ها نبوده و خلفا مانع حضور فعّال ائمه«علیهم‌السلام» می‌شدند، آن حضرات سعی می‌کردند با عملِ خود راه را نشان دهند وگرنه در اندک‌فرصت مثل فرصتی که در دورانِ زوال بنی‌امیه برای حضرت باقر و حضرت صادق «علیهماالسلام» پیش آمد؛ ملاحظه کردید که توانستند ۴۰۰۰ شاگرد تربیت کنند. موفق باشید

23817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به خدا سوالی (سوال ۲۳۷۵۸) رو که پرسیدم علت داره. منظور بدی ندارم یا خدایی نکرده قصد تخطئه شخص بزرگی مثل علامه طهرانی را ندارم. علتش اینه که این کتاب به طور کلی از حیث اینکه یک عالمِ مجتهدِ عارف و قابل وثوق به نام علامه طهرانی نوشته از نظر عقلی قابل اعتماد هست نسبت به سایر کتابهایی که دیگران بدون سند می نویسند و اصلا قابل اعتماد نیستند. ولی وقتی بعضی از مطالبش را می خوانیم خیلی اغراق گونه بیان شده است، مثل همان مثالی که عرض کردم. من فقط می خواهم ببینم که این کتاب از نظر صدق قابل اعتماد هست یا نه؟ اصلا مطالبش قابل توجیه هست؟ حداقل آن مثال را برایم توجیه کنید؟ خواهش می کنم این بار جوابم را بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن سؤال را این‌طور جواب دادم: باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم منظور همین است که شما در آخر می‌فرمایید. باید منظور او را در آن زمان و در آن منطقه‌ی عربی متوجه باشیم که منطقه حالت خاصی داشته است. موفق باشید

در ضمن بنده کتاب مذکور را کتاب قابل اعتمادی می‌دانم. موفق باشید

22911
متن پرسش
سلام علیکم: از طرفی بیان می شود که اراده ما و خواست خداوند هم سو با هم است، از طرفی می گویند امامان به گونه ای بوده اند که طوری عمل کرده اند که باعث نهایت ظهور خداوند بشوند و در شرایط مختلف یک نور بوده است که جایی امام علی علیه السلام شده و در جایی امام حسین علیه السلام و امکان داشته که شخص دیگری امام می‌شده است مانند امکانی که در مورد سید محمد بلد علیه السلام می گویند. از طرفی می گویند تفاوت ما با معصومین و در اینجا منظور امامان این است که آنها عصمت داشته اند و آن را حفظ کرده اند و ما نداریم و باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم. ما وقتی به زیارت می رویم در اصل داریم به چه اصلی می رسیم به اینکه در حرکتی باشیم که به این گونه تفکرات ایمان داشته باشیم و در تاریخی قرار بگیریم که یقینا این تاریخ نهایت ایمان و هدف بندگیست. استاد افکارم در این موارد پریشان شده چطوری میتونم جمعش کنم و به نتیجه ای واحد برسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. انسان با اختیار خود می‌تواند اراده‌ی خود را در معرض اراده‌ی الهی قرار دهد و می‌تواند این کار را نکند

۲. با توجه به روایت جابر که از رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نقل می‌کند حضرت در معراج نام ۱۲ جانشین خود را یافته‌اند، و لذا نمی‌شود کس دیگری امام گردد. و آن‌چه در مورد جناب سید محمد می‌گویند باید به این معنا باشد که عظمت او در حدّ امام بوده، نه آن‌که بنا بوده ایشان امام باشند.

۳. در زیارت، جانِ خود را در معرض نسیم ایمانی امام قرار می‌دهیم تا خودشان با نوری که دارند بر جان ما وزیدن آغاز کنند. به همین جهت در روایت داریم که: ای بنده‌ی خدا بعد از زیارت، گناهانت بخشیده شد، زندگی را از نو شروع کن. در زیارت اولیاء معصوم به تماشای صفای نورانی انسان‌هایی می‌رویم که عین ایمان به حضرت معبود هستند. جان ما به تماشای چنین انواری می‌رود مثل آن‌که زیبایی و بوی خوش یک گل را زیارت می‌کند و به تماشا می‌نشیند. آیا از گل پرسش باید کرد، یا باید آن را تماشا نمود و آماده شد بوی خوش آن به مشام ما برسد؟ موفق باشید 

22297
متن پرسش
خدمت استاد بزرگوار سلام علیکم: در روایات معصومین علیهم السلام در رابطه با جایگاه و مقام زن به دو گونه سیاق برمی خوریم که گویی مربوط به دو تاریخ است: از طرفی حضرت رسول صلی الله علیه و اله می فرمایند: از دنیای شما سه چیز را دوست دارم: زن و بوی خوش و نور چشمم در نماز است و از طرفی امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: زن همه اش شر و بدی است و از آن بدتر اینکه چاره ای جز بودن با او نیست. از طرفی رسول گرامی می فرمایند: با خانواده ی خود بسر بردن از گوشه ی مسجد گرفتن نزد خداوند پسندیده تر است و امیرالمومنین می فرمایند: تا می توانید از زنان دوری کنید. از طرفی رسول اکرم می فرمایند: بهترین شما خوش رفتارترین شماست نسبت به عیال ... و یا: در رفتار با زنان از خدا بترسید و آنچه درباره ی آنان می توانید از نیکی دریغ نکنید. و امیرالمومنین می فرمایند: مبادا گرامی داشت زن را از حد بگذرانی و یا او را به طمع افکنی و... و یا می فرمایند: از مشورت با زنان بپرهیز که زنان سست رایند و در تصمیم گرفتن ناتوان... و یا: زن عقربی است که... ضمنا از محضر شما اساتید استفاده کرده ایم که سخن حضرت علی راجع به ناقصات العقول بودن زنان مربوط است به تاریخ جنگ جمل و عایشه و هر زنی را در بر نمی گیرد و... سوال اینجاست که آیا آنجا که حضرت علی مکررا چنان تعبیراتی را درباره ی زن در سخنانشان می آورند نظرشان به این است که در این زمانه زن از جایگاه تاریخی خود خارج شده که در این صورت مطلب فقط مربوط به جنگ جمل نمی شود بلکه این اشاره به یک رویکرد دارد که هرگاه زن از جایگاه تاریخی اش خروج کرد و قهرمان شد باید به او بطور قهری نظر کرد؟ و آیا رسول خدا صلی الله علیه و اله که همه ی تعبیراتشان راجع به زن مثبت است با مساله ی امیرالمومنین مواجه نبوده اند؟ و آیا تاریخ امروز ما شبیه به تاریخ امیرالمومنین نیست که همواره زن بر سر دوراهی ریحانه و قهرمانه بودن قرار دارد و باید او را بر اساس جایگاه و تاریخی که برای خود رقم می زند نگاه و تفسیر کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته‌ی مهمی اشاره فرموده‌اید. هرچه هست در آموزه‌های اسلامی که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» و علی مرتضی «علیه‌السلام» بدان توجه می‌دهند؛ همواره زن مورد احترام می‌باشد و در همان راستا علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند زنان ریحانه هستند. می‌ماند که گویا شرایط رفاه‌زدگی بعد از پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نوعی شهوت‌زدگی از طریق زنان را در جامعه دامن زده است، در آن حدّ که در اکثر امور حتی در جنگ و جهاد، زنان دخالت داشتند و سخنان علی «علیه‌السلام» در تقبیح زنان در این رابطه است که برای خود، مثل امروز جهان غرب، میلِ زنان، فرهنگی را شکل داده است و عملاً زن در حضیضِ خود قرار گرفته است. لذا حضرت جامعه را از این امر نهی می‌کنند. موفق باشید 

20458
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: یکی از فامیل در فضاي مجازي لعن بر خلفا گذاشته و بر این حدیث تكيه مي كند از امام صادق به ابابصير وسائل الشيعه جلد 27 صفحه 119 به خدا سوگند شما به هیچ کدام از آنچه اهل سنت بر آن معتقد هستند معتقد نیستید و آنان نیز بر هیچ کدام از آنچه شما بر آن معتقد هستید معتقد نیستند پس با آنان مخالفت کنید که آنان به هیچ کدام از حقایق عقیده ندارند، لطفا راهنمایی بفرمائید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال با این وصف چرا باید «لعن» به خلفا را به میان آورید؟ چرا مثل کاری که مرحوم علامه امینی در کتاب شریف «الغدیر» کردند باب انتقاد و گفتگو را نگشاییم تا به جای تفرقه در جهان اسلام و ایجاد سیطره‌ی دشمنان اسلام، نحوه‌ای از رفاقت و اصلاح امور پیش نیاید؟! موفق باشید

18683
متن پرسش
سلام حضرت استاد: الحمدالله بنده چند سالی هست که مباحث جنابعالی را مورد مطالعه و مداقه قرار می دهم، اما به لطف الهی چندین ماه است که مطالعه بر آثار شما و حتی شخصیت حضرتعالی جدی تر و با تامل شده. واقع امر بنده یک طرح بسیار بزرگ با ابعاد و اهداف مختلف که به ذهنم خطور کرده! بدین صورت که آن دسته از افرادی که در اقسا نقاط کشور مباحث حضرتعالی را به طور «خیلی جدی» مورد مداقه قرار می دهند را برای یک تشکیل یک حزب سیاسی یا تشکیلات شناسایی و با جلسات ماهانه برای زمینه سازی تشکیل یک دولت اسلامی در آینده به فکر و مشورت بپردازند چون استاد بنده معتقد هستم که ما برای نیل به آرمان های انقلاب نیازمند این هستیم که مبانی فکری و عملی خویش را از حضرتعالی که در مقام تفصیل شخصیت امام (ره) هستید بگیریم یا به عبارت ساده تر جمعی که بتواندبا طرح و برنامه های گوناگون دولت اسلامی را إن شاءالله در بیست سال آینده در انقلاب پیاده کند، البته همچنان که گفتم این طرح ابعاد مختلف و اهداف گوناگونی برای آن متصور است. لازم به ذکر است این افراد عمدتا باید از نسل های چهارم انقلاب باشند، نطر حضرتعالی چیست؟ ضمنا اگر جنابعالی هم موافق هستید این سئوال را در آرشیو پرسش و پاسخ قرار ندهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کنیم با عمق‌بخشیدن به معارف اسلامی و با درک درست جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی، مردم هرچه بیشتر متوجه‌ی اشارات رهبر انقلاب بشوند. در آن صورت خود به خود زمینه‌ی تحقق اهداف انقلاب اسلامی فراهم می‌شود. مثل کاری که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» انجام دادند که هرکس در هر نقطه‌ای با درک رهنمودهای ایشان یک امام خمینیِ کوچک شد. باکری‌ها و خرازی‌ها و آوینی‌ها و ... بدین‌صورت شکل گرفتند بدون آن‌که نیاز به یک تشکیلات سازمان‌یافته باشد. موفق باشید

16796

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد عزیز! می دانم وقت شما بسیار با ارزش است و شاید سوالم بی اهمیت باشد ولی برای من حیاتی است. من بنده ای گناهکار از بنده های خدا هستم که اسیر یک گناه شهوانی شده ام. هرچه تلاش می کنم نمی تونم ترک کنم. من حضرت علی (ع) را خیلی دوست دارم دلم می خواهد شیعه ایشان باشم ولی این گناهان نمی گذارد. چه کنم که اراده ام برای ترک گناه زیاد شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت باید بدانید که شهوات حرام، حقیقت بزرگی را از مقابل جان ما به حجاب می‌برد. لذا از توبه‌کردن غافل مباشید و اگر باز گرفتار گناه شدید از توبه‌کردن مأیوس نگردید. حضور در نماز جماعت و زیارت امام‌زاده‌ها و ائمه«علیهم‌السلام» کمک‌کارند. مطالعه‌ی کتاب ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست می‌تواند در تصمیم شما موثر باشد. موفق باشید

16456
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز: می خواستم بدانم برای آشنایی با حکمت متعالیه و مکتب حکمت متعالیه باید کدام کتابها مطالعه شوند؟ در واقع می خواستم بدانم با کدام کتاب ها باید شروع کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و کتاب «معاد، بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» و کتاب «خویشتن پنهان» و کتاب « معرفتِ نفس و حشر» در این رابطه خوب است. موفق باشید

16415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: استاد آیا گوش دادن به صوت قاریان وهابی از حیث اخلاقی مشکل دارد؟ آیا از جهت اخلاقی باعث کاهش نورانیت قرآن می شود؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به صوت قرآن می‌توان به آن صوت‌ها به جهت رعایت قواعد قرائت قرآن، گوش داد. موفق باشید

16161
متن پرسش
با سلام حضور استاد عزیز: استاد فرمودید با دعا آن‌چه مقدّر است به راحتی به ما می‌رسد، این سخن چگونه با آن داستان جمع می شود که حضرت عیسی به یارانش فرموده بود این جوان فردا می میرد (یعنی تقدیرش این است) ولی نمرد. و شما در پاسخ فرمودید حضرت عیسی«علیه‌السلام» در آن مقام، با نظر به لوح «محو و اثبات» هر آن‌چه در عالَم واقع می‌شود را می‌بینند و می‌یابند. منتهی وقتی آن جوان با نیّتی جدا از شخصیت قبلی خود عمل می‌کند، در واقع بَداء حاصل می‌شود و از عالَمِ «لوح محفوظ» قاعده‌ی دیگری جاری می‌گردد که آن مربوط به علم خدا است و نه علم انبیاء. یعنی دعا می تواند تقدیر را تغییر دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت تقدیر اصلی آن جوان و اجل مُسمّایش، نمردن بوده ولی به جهت کارهایی که کرده بود عمرش کوتاه شده بود - مثل آن‌که می‌گوییم قطع رحم، عمر را کوتاه می‌کند - ولی چون با دعا، دفع آن بلیه را انجام داد به همان تقدیر اصلی‌اش برگشت نمود. موفق باشید

15742
متن پرسش
سلام استاد عزیز: مدتی است احساس دل تنگی برای خدا می کنم. با خودم گاهی خلوت می کنم و می بینم خدا ندارم. این خیلی عذابم می دهد و حاضر نیستم غیر خدا با احدی مأنوس شوم. غیر از لحظات دعا و مناجات با خدا، لحظات دیگرم چیزی نیست. 1. با خودم میگم تا کی به خدا می رسم، یعنی به حضور انورش مشرف خواهم شد؟ دعا می خوانم و مشغول دروس طلبگی هم هستم استاد. اما اون ارتباط عمیق چطور دائماً حاصل می شود؟ نکنه باید حتما عرفان نظری و عملی کار کنم؟ یعنی تا اون وقت باید صبر کنم؟ ۲. مشکل دیگرم هم این هست که همان لحظات کوتاه احساس حضور، بسیار حالت سنگینی ای در وجودم حس می کنم که گرچه یک مراقبه ای حاصل می شود خود بخود، اما بخاطر توجه دیگران و ارتباط با دیگران حتی نگاه کردن به چهرهٔ آنها، حالم از بین می رود و خلاصه زیاد نمی تونم حفظ کنم. در مورد این چکار کنم؟ با تشکر استاد، خدا خیرتون بده. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خاصی لازم نیست انجام دهید. عمده صبر بر عبادات از یک‌طرف و صبر بر ترک معصیت از طرف دیگر است که کارساز خواهد بود. موفق باشید

15709

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: با آرزوی توفیق برای حضرت عالی در وادی سیر و سلوک و در راستای رسالت تاریخی آیا نیاز به مطالعه و آشنایی با کتب سوفسطایی می باشد؟ به چه علت و در چه حد؟ لطفا منابعی را معرفی کند تا سالکان بهره ببرند‌ و حضور خود را در تاریخ بیشتر حس کنند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کار لازمی است. در این مورد جناب آقای مهدی بنایی مطالب خوبی را مطرح کرده‌اند. سخنان ایشان را می‌توانید از طریق سایت «روزگار نو» دنبال فرمایید. موفق باشید

14883
متن پرسش
سلام: می گویند 22 بهمن یوم الله است. این که در 22 بهمن 57 یوم الله خلق شده است را می توانم بفهمم ولی این که 22 بهمن سال های دیگر که اتفاقی رخ نداده فقط یادبود آن روز است، آیا یک 22 بهمن دیگری است؟ آیا اعتبار این روز به حضور مردم بستگی دارد یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «فذکّر بایّام اللّه» یعنی نگذارید آن روزهایی که اراده‌ی خاص الهی در تاریخ وارد شده است فراموش شود. و از این طریق خود را در زیر سایه‌ی آن اراده‌ی خاص قرار دهید. حضور در ایّام اللّه 22 بهمن، علاوه بر آن‌که به یک معنا جهت قرارگرفتن در سایه‌ی اراده‌ی خاص الهی مربوط به 22 بهمن سال 57 بود؛ همین‌که از طریق این حضور، اعلان وفاداری خود را به نظام اسلامی اعلام می‌کنیم، مسلّم انواری و الطافی از طرف حضرت حق به حاضران در آن محل می‌رسد و همین امر موجب می‌شود که دشمنان نتوانند به کمک شیطان نقشه‌های خود را عملی سازد. موفق باشید

14828

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: همانطور که مطلعید بنده به شدت به فلسفه و عرفان معتقدم و زبان زیبای عرفان را هم بعضا می دانم و می دانم برخی جاها به کنایه سخن گفته می شود. و کلا زبان، زبان خاصی است. حال بنده در مطالعاتم معنی یک چیز را فعلا نمی دانم. گفتم از شما بپرسم. کلمه ی وَهْم و خَیال بودنِ عالَم... به چه معنی است؟ وهم به معنای هویت تعلقی؟ یا عرفای عزیز ما مساله را بیش از این وسعت داده اند؟ اگر می شود به بنده در حد خودم توضیح بفرمایید. چرا باید بیدل دهلوی این گونه شعر بگوید و ما را مبهوط بگذارد؟ : دریای خیالیم و نَمی نیست در اینجا جز وهم وجود و عدمی نیست در اینجا رمز دو جهان از ورق آینه خواندیم جز گرد تحیر رقمی نیست در اینجا و یا جناب شیخِ اکبر محی الدین بفرمایند: العالَمُ مُتوهمٌ مالَهُ وجودٌ خارجیٌ. «استاد. بنده متوجه زبان خاص عرفان هستم و خواهش دارم به بنده که تا حدی متوجه آن زبان هستم توضیح بفرمایید. فقط تا حدی که رفع سوال شود.» البته اگر صَلاح می دانید. التماس دعا. یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آرام‌آرام و پس از سال‌ها، در فصّ یوسفی مطلب را نیابید، به نظرم به هیچ وجه سخن محی‌الدین را در این رابطه نخواهید گرفت. در این موارد تنها انتظار، کارساز است تا وقتی بدان رسیدید ندا سر دهید: «چون یافتمت جانان / بشناختمت جانان». موفق باشید

14517
متن پرسش
با سلام: 1. اینکه در این دنیا اگر بدی نبود خوبی چه معنایی می توانست داشته باشد در بهشت و جهنم اینها کامل جدا از هم هستند لطفا کمی توضیح دهید. 2. مگر نفرمودند که آنان که ادعای دیدار امام زمان را دارند دروغ گویانند پس اینکه برخی از حتی بزرگان عالم اعلام می کنند چگونه توجیه پذیر است. 3. آیا در شب قدر که روح و ملایکه نزول کنند اولا نزول روح را در کتاب معرفت نفس پیدا نکردم که یعنی چه ثانیا من چگونه آن نزول را بفهمم و چکار باید بکنم؟ 4. میشه این دو جمله از لائوتسه که اولا آن که دیگری را بشناسد خردمند است و آنکه خود را بشناسد نورانی است و ثانیا آنکه بر دیگری غلبه کند قوی است و آنکه برخود غلبه کند قادر متعال است,. ایا این جملات از لائوتسه است؟> و لطف می کنید خواهشا در مورد هر کدوم کمی توضیح دهید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- روایات می‌فرمایند آن‌هایی که وقتِ ظهور را تعیین می‌کنند تکذیب کنید 2- موضوع نزول ملائکه با حالت علم حضوری برای انسان پیش می‌آید و یک احساس برتری را به دنبال دارد 3- سخنان امثال لائوتسه و حافظ، حالت اشاره نسبت به حقایق دارد و باید خود را در معرض آن‌ها قرار داد. موفق باشید

14180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: در رابطه با سوال و جواب های مربوط به خواب روزانه روایات معصومین علیهم السلام را که تاکید بر کم خوابیدن دارند چه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی است که در جواب سؤال شماره‌ی 14174 عرض شد. موفق باشید

13655
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد: سوالی در رابطه با پرسشی که درباره جریان آب دهان انداختن عمرو بن عبدود و آن فعل حضرت علی علیه السلام داشتم. من طلبه هستم و اینطور خوانده ام که احادیث اخلاقی چون با عقل هم جور در می آید لذا سند آنها خیلی مهم نیست. اما در رابطه با این داستان استادی داشتیم که دکترا از دانشگاه علوم و حدیث داشتند ایشان می فرمودند این جریان به غیر از مثنوی معنوی هیچ جای دیگر نیامده. البته ایشان در مقام نفی و یا اثبات این داستان نبودند اما سوالی که برای خود من هم مطرح بوده این است که ما معتقدیم ائمه ما آیینه تمام نمای خداوندند و اصلا خودی برای آنه مطرح نیست و آنها ذوب در خدایند. استاد با شنیدن این داستان این طور به نظر من می رسد که اینجا نعوذ بالله حضرت نفسان مد نظرشان قرار می گیرد و خودی احساس می کنند بعد به خاطر اینکه این حالت از بین برود بلند می شود و دوباره آن ملعون را به درک واصل می کند راهنمایی بفرمایید. سوال دیگری که دارم این است که شما در کتاب «زیارت عاشورا اتحاد روحانی با امام حسین علیه السلام» می فرمایید: سلام موجب ترفیع درجه برای آن بزرگواران است. مگر آن بزرگواران به نهایت کمال خود نرسیده اند و آیا درجه دیگری هم برای آنها متصور است؟ با تشکر و التماس دعای فراوان از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید باید بین حقیقت امام که در روایات تحت «نور عظمت» از آن یاد می‌شود، با نفس ناطقه‌ی امام تفکیک قائل شد. امام مثل بقیه نماز می‌خواند و مواظب‌اند گناه نکنند تا هرچه بیشتر در مقام عصمت خود پایدار بمانند. و در این رابطه است که امثال مولوی متوجه حرکت امام می‌باشند که چگونه در مقابل عمربن‌عبدود عکس‌العمل نشان می‌دهند تا عصمت خود را حفظ نمایند. اشک‌های نیمه‌شبان و عبادات طولانی آن ذوات مقدس در این رابطه معنا می‌دهد و ترفیع روح آن عزیزان نیز جهت اتحاد با «نور عظمت» آن‌ها است و این در حالی است که البته ما همواره با امامی روبه‌رو هستیم که مظهر نور عظمت الهی است. موفق باشید

12643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب طاهر زاده: من در اول سوره مومنون به یه آیه ای برخوردم, تو آیه های ابتدایی گفته شده فقط همسرانتان بر شما حالال هستند و کنیزان!!! من میگم یعنی مسلمونا میتونن حمله کنن به کافرا و راحت به زنانشون تجاوز کنند، بدون صیقه و بزور؟!! بزور؟ خب اون زن هم آدمه. چجور اجازه داده شده که مومن یه انسان رو در اختیار بگیره، خب اون زن شخصیت داره، میخاد زندگی کنه، اما میشه راحت به بردگی گرفتتش! اصلا چرا برای برقراری رابطه اجازه زن بیچاره لازم نیست. اصلا کلا اینکه قرآن برده داری رو منع نکرده برام خیلی عجیبه، برده داری ظلم نیست؟ چرا یه انسانی که پول داره میتونه از انسانی که پول نداره فضیلت داشته باشه و بهش دستور بده یا حتی هر موقع و هر جال که خواست تجاوز کنه؟ حالا یه سری ها هم میگن اون ماله اون موقع ها بوده و ... خب مگه قرآن برای تمام زمان ها نیس؟ پس نباید یه آیه اش فقط برای اون زمان صدق کنه، بدجوری برام شبهه ایجاد کرده، خیلی امیدوارم که شما برطرفش کنید. ممنون
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک بحث طولانی و بسیار مهم است و در مورد آن کتاب‌هایی تحت عنوان «برده‌داری در اسلام» نوشته شده و علامه طباطبایی نیز در المیزان نکات بسیار ارزشمندی را در راستای فهم شرایطی تاریخی مطرح می‌کنند. از جمله می‌توانید به سایت‌هایی مثل «http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa1121 » و « http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa1121 و « http://bardeeeee.blogsky.com/  و « http://www.hawzah.net/fa/Article/View/88262 و « http://www.hawzah.net/fa/Article/View/88262 » رجوع فرمایید. موفق باشید

12036
متن پرسش
سلام: جناب استاد، دعاها و ذکرهای بسیار زیادی مثلا در مورد افزایش رزق و روزی وجود دارد، حال اگر کسی بخواهد یکی از آنها را انجام دهد بر اساس چه معیاری باید انتخاب کند، آیا باید استادی بگوید چه ذکری بگو یا تصادفی انتخاب گردد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموم این نوع اذکار که اذکار عمومی است مؤثر است. مثل آن‌که حضرت علی«علیه‌السلام» می‌فرمایند با ذکر استغفار روزی خود را نازل کنید، و یا می‌فرمایند با خوش‌رویی و صله‌ی رحم رزق خود را وسعت دهید. موفق باشید

11938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1) آیا عقل منبع شناخت است یا ابزار شناخت است؟ 2) اصل بدیهی اجتماع نقیضین محال است در کدام قوه نفس قرار دارد و چگونه در نفس به وجود آمده که ما به آن یقین داریم؟ آیا قضیه ای ذهنی است و یا فوق ذهن است؟ 3) آیا می توان گفت قضایای بدیهی دارای روح حقیقی و وجودند و نوعی موجود مستقل در عالم معنی و مجردات است که این قضایا در اوست و با نفس انسان از طریق عقل مرتبط است و این بدیهیات را به انسان افاضه می کند؟ 4) آیا قضایای بدیهی را خداوند به انسان افاضه کرده و نوعی نور الهی هستند که بر عقل هر انسانی می تابند تا راه خطا از ثواب تشخیص داده شود و چون دائما در حال موجود شدن هستیم دائما این نور الهی بر نفس افاضه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست ما در احساس بدیهیِ خود مثل یک مفهوم ذهنی نظر کنیم تا گرفتار این سؤالات شویم. همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 11934 عرض شد همین‌که ما وجودی داریم که دارای حیات و علم است این نوع ادراکات را داریم و به تعبیر فلاسفه اتحادی بین ذات ما و وجود این ادراکات در ما هست زیرا به وجود ما ربط دارد همان‌طور که صفات خداوند عین وجود خداوند است. موفق باشید

11912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در یک برنامه تلویزیونی به مناسبت روز مادر جناب آقای راشد یزدی فرمودند سعادت و شقاوت یک فرد به مغز او بستگی دارد که در بطن مادر شکل می گیرد این مطلب تا چه حد می تواند درست باشد؟ یعنی تفاوت فرد سعید با فرد شقی در مغز آنهاست؟ یعنی این تفاوت مغزها سبب انتخابهای درست یا نادرست افراد می شود. با کمال تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم که « الشّقيّ شقيّ في بطن امّه و السّعيد سعيد في بطن أمّه. » و عرفا در بحث عین ثابته مفصلاً در مورد این بحث کرده‌اند که انسان قبل از خلقت خودش شخصیت خود را انتخاب می‌کند و همچنان می‌تواند آن انتخاب را ادامه دهد، ولی این ربطی به جسم او و یا مغز او ندارد. موفق باشید

نمایش چاپی