بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13315

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. من از شما شنیده ام که فرمودید خانم هایی که استخر می روند وارد وادی عفت نمی شوند (البته عین سخن شما نیست بلکه مضمون اش را گفتم دقیقش در ذهنم نیست) آیا برای آقایان هم همین گونه است؟ و اگر پاسخ شما منفی است آیا آقایان با چه پوششی وارد استخر شوند که عفت رعایت شود؟ آیا با پوششی مثل بقیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد خانم‌ها شاید نتوان به راحتی این حرف را زد، مگر در فضایی که بدن‌نمایی بر شناکردن غلبه داشته باشد. باید فضای استخر، فضای بدن‌نمایی نباشد که فکر می‌کنم برای مردها عموماً فضای استخر این مشکل را ندارد. موفق باشید

13284
متن پرسش
سلام استاد: با مطالعه کتاب «آشتی با خدا» و همچنین کتب دیگر، سوالی برایم پیش آمده که فرق بین فکر کردن به خدا و حضور قلب و دل دادن چیست؟ به نظرم حضور قلب یک مقدار مبهم است. ما از کجا بفهمیم که به حضور قلب رسیدیم یا مشغول فکر کردن به خدا هستیم؟ ایا صرف توجه به هست مطلق یعنی حضور؟
متن پاسخ

بباسمه تعالی: سلام علیکم: حضور قلب در محضر حق مثل حرف‌زدن با دوستان است و فکر کردن مثل مطالعه‌کردنِ کتاب است. إن‌شاءاللّه با رعایت دستورات دینی به جایی می‌رسید که حجاب‌های بین شما و خدا رقیق و رقیق‌تر می‌شود و با خدا سخن می‌گویید. موفق باشید

13064

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و سپاس فراوان: آیا این درست است که اگر انسان توفیق شاگردی خدمت استادی عارف را داشته باشد باید دستورات ذکری و... را با ایمان قلبی به استادش انجام دهد؟ یعنی اگر همین اذکار را مشغول باشد اما استادش را قبول نداشته باشد، باز هم بهره از آن ها می برد؟ به بیانی دیگر شاگرد با استاد «اتصال» باید داشته باشد تا بتواند طی طریق کند؟ و استاد باید به شاگردش «توجه» داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک شما نظر به روایتی باشد که از طرف معصوم آمده است و چه بهتر است که آن روایت از زبان انسانی شنیده شود که خودْ متخلق به آن روایت باشد ولی لازم نیست که بین استاد و شاگرد اتصال روحی برقرار باشد. موفق باشید

10595

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: استاد حدود دو سال پیش زمانی که عقد کردم اشتیاقم برای حفظ قرآن زیاد شد چرا که بسیاری از دغدغه های فکری من از بین رفت ولی از آنجا که مسئولیتهایم بیشتر شد خیلی تلاش کردم تا حفظم را ادامه بدهم و وقتی ازدواج کردم چنان این شرایط به من فشار آورد که متاسفانه حفظم را رها کردم و همچنان این که نتوانستم ادامه بدهم فکرش مرا خیلی آزار می دهد. از شما سوالی دارم که که چه باید بکنم که هم آرامشی که از قرآن می گرفتم به من بازگردد و هم آرام بشوم که واقعا وظیفه اصلی زندگی من چیست؟ خدا خیرتان بدهد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید با تدبّر در قرآن بیشتر به قرآن نزدیک شوید. توصیه‌های امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به فرزندشان خیلی کمک می‌کند. بنده در کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» سخنان حضرت را در حدّ توان خود شرح کرده‌ام. موفق باشید
7939
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار بنده متأسفانه روحیات و عواطف بسیار حساسی دارم. متأسفانه آنقدر حقیرم که تحمل بی اعتنایی خانواده نسبت به خود را ندارم. از دوران طفولیت متوجه شدم برادرم مورد توجه بیشتر خانواده است و این مسأله خصوصا انکار والدین، تا به امروز آزارم داده. حالا بعد از این همه سال این مسأله منجر به کینه و انزجار شدیدی نسبت به خانواده‌ام شده است. خیلی سعی می کنم با یاد خدا و اینکه رسالت ما در دنیا ارزش والاتری نسبت به تفکر پیرامون اینگونه مطالب دارد، خود را قانع کنم ولی متأسفانه دل کوچکی دارم و بارها به دلیل یکسری واکنش‌های خود در برابر خانواده به پشیمانی و حسرت فراوانی دست یافته‌ام. اما از طرف دیگر توان بخشش ندارم. می‌ترسم جزء افرادی باشم که مسیری را شروع می‌کنند (مسیر سلوک که جانم با آن گره خورده) اما نهایتا در آخر عمر به سبب ضعف نفس چیزی جز آه و حسرت برایشان نمی‌ماند. آیا برای امثال من که نفس ذلیل و حقیری دارند و مالامال از حسد و کینه هستند (خصوصا اینکه در کتاب فرزندم اینچنین باید بود فرموده بودید اکثر افراد در حسد متوقف می‌شوند) امیدی هست؟ چگونه می‌توان دلی بزرگ و سینه‌ای گشاده داشت؟ چگونه می‌توان "خود" و عشق به "خود" را از بین برد؟ متأسفانه به دلیل این دغدغه فکری چند سالیست که حتی رغبت عبادت هم ندارم...
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر مسیر سلوکی خود را ادامه دهید آرام‌آرام به نورانیتی می‌رسید که متوجه عذر والدین خود می‌شوید تا آن‌جا که مثل حضرت یوسف«علیه‌السلام» می‌گویند: شیطان برادرانم را به لغزش انداخت، و تا این اندازه برای لغزش مؤمنین عذرتراشی می‌کنید و مفتخر به سینه‌ای می‌شوید که هیچ کدورتی از مؤمنین در آن نمی‌ماند. موفق باشید
7214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام می دانیم که خداوند درهنگام خلق هرموجودی،به سرنوشت پایانی او آگاه است،حتی به اینکه کسی خودش قسمتی از سرنوشتش را تغییر دهد، به واسطه دعا کردن، تغییر مسیر زندگی و....خدا به همه اینها آگاه است و می داند که آخر کار هر کس به بهشت ختم می شود یا به جهنم! که اگر منکر این شویم به اینکه خداوند علمش کامل نیست شک برده ایم از طرفی ، خدایی که به همه اینها آگاه است و چندصباحی موجودی می آفریند و به بهشت می برد یا به جهنم و خودش از اول همه را می داند، پس چرا اصلا خلق کرد؟ چه هدفی از آفرینش ما داشته؟ او که نیازی به ما و عبادت ما و ... ندارد.چه نیازی به خلقت انسان؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «آشتی با خدا» یکی از جلسات، جواب به همین سؤال اختصاص یافته تحت عنوان «چرا خداوند ما را خلق کرد؟» خوب است به آن رجوع فرمایید. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
7207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. تفاوت چیستی با هستی چیست؟ اینکه یک موجود هست و یک موجود چیستی دارد مرز و تفاوت آن ها در چیست؟ من از کجا بفهمم یک چیز چیستی هست و یک چیز دارای هستی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها بحث‌های فلسفی است، باید مقدمات مربوطه را دنبال بفرمایید. بعد از ده نکته در معرفت نفس و برهان صدیقین إن‌شاءاللّه برایتان روشن می‌شود. موفق باشید
6162
متن پرسش
سلام استاد. در پاسخ سوالی فرموده بودید : انسان‌ها قبل از آن‌که به دنیا بیایند در علم خدا شرایط زمانی و مکانی خود را انتخاب می‌کنند و خداوند بر اساس انتخاب آن‌ها، آن‌ها را خلق می‌کند". استاد مبنای علمی این فرمایش چیست؟پس چرا انسان یادش نمانده؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان مطلب آیاتی مطرح شد. برای مطالعه‌بیشتر باید به مباحث عین ثابته‌ای که در عرفان مطرح است رجوع فرمایید. در اینترنت هم اگر موضوع را دنبال کنید مقالات خوبی پیدا می‌کنید.چون آن حضور به علم حضوری بوده در حافظه نمی ماند. موفق باشید
2445

تربیت قلببازدید:

متن پرسش
با سلام. برای محبت ورزیدن در عالم ماده چه نیازی به درگیر شدن قلب گوشتی در امر محبت ورزیدن است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: برای تصحیح‌ جایگاه محبت پیشنهاد می‌کنم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید. موفق باشید
2426
متن پرسش
قبض وبسط قلب چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی قلب سالک متوجه حقایق شد و آماده‌ی تجلی انوار اسماء الهی گشت، در بعضی مواقع به‌راحتی آن انوار را می‌پذیرد و به نشاط می‌آید که به آن «بسط» می‌گویند و بعضی مواقع آمادگی لازم جهت تجلی انوار الهی را ندارد که به آن «قبض» می‌گویند. هر دو حال برای سالک لازم است تا در بسط شکر کند و در قبض صبر نماید. موفق باشید
1334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد گرامی. از خداوند متعال میخواهم روز به روز بر توفیقات شما بیفزاید. دعا میکنم این گامهایی را که درجهت پاسخگویی به مشکلات و سوالات مردم برمیدارید ذخیره قبر و قیامت شما قرار دهد. استاد گرامی بعضی افرد معتقدندخدا "کسی" نیست بلکه " چیزی" است. این کلام یعنی چه؟ خدا کسی است یا چیزی. لطفا توضیح جامع دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در توحید نباید گرفتار الفاظ شد؛‌به ما فرموده‌اند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» هر کس خودش را شناخت مسلّم پروردگار خود را می‌شناسد. شما در خود شناسی متوجه می‌شوید که یک «من» دارید و یک «تن» و حقیقت شما همان «من» شما است و من شما یک حقیقت معنوی و غیر مادی است که در سراسر بدن شما حاضر است. خداوند این‌گونه در عالم حضور دارد. موفق باشید
790

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام من یه مدتی بود که درباره ی عرفان هند مطالعه و تفکر می کردم بعد از مدتی به نتیجه ای رسیدم که مایلم هم دلیلش رو بدونم و هم این مسیر رو برای کسانی که مثل خودم دچار کنجکاوی بی قید و شرط هستن روشن کرده باشم. بعد از مدتی مطالعه و تفکر در این باب متوجه شدم که قدرت کنترل کوچکترین احساساتم رو ندارم ! حالت عجیب و البته وحشتناکی بود مثل این بود که دیگه رو هیچ چیز خودم کنترل نداشته باشم و کاملا تسلیم خیالاتم بشم تا جایی که خیالات به من حکومت کرده و کاملا در رفتار من خودشون رو نشون می دادن. روز عید غدیر بود ، از شدت اضطرار و از هم گسیختگی به حضرت امام حسین (ع) توسل کردم و ایشان رو به حضرت علی اصغر قسم دادم که من رو از این اسارت عجیب نجات بدن ، باور نکردنی بود چون به سرعت میل به خضوع و خشوع در برابر خداوند پیدا کردم و به درگاهش خاشعانه گریستم و اون حالت اسارت و ازهم گسیختگی وحشتناک روحی از من رفع شد. و آرامش و اتحاد عظیمی توی وجودم حاکم شد . میخواستم شما دلیل عمیق این مساله رو برام بیان کنین و اگه کتاب یا سخنرانی در این باب دارین معرفی کنین تا شناخت بیش تری از این مشکلم پیداکنم. ممنون،التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» نمونه‌ی کامل توحیدند و در زیارت جامعه به خداوند اظهار می‌دارید خداوند راضی شده آن‌ها «ارکاناً لتوحیده» ارکان توحید او باشند و راه توحیدی‌شدن را که منجر به نفی منیّت‌ها و حاکمیت خدا می‌شود در ما ایجاد کنند، شمّه‌ای از آن را به شما نشان دادند که بدانید جای دیگر خبری نیست و بیشتر در غیر فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» قدرت نفس است و نه قدرت توحید الهی. کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» در این رابطه إن‌شاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم بر استاد عزیز با توجه به این که علوم جدید نتوانسته انسان را به سعادت برساند من که در رشته ی فیریک درس می خوانم آیا این تحصیلات را ادامه دهم ؟ و با چه رویکردی این کار را انجام دهم ؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی ما چاره‌ای نداریم که برای رسیدن به تمدن اسلامی اولا: باید قدرت‌مند شویم. ثانیاً: برای عبور از نگاه غربی به عالم و طبیعت ،باید بر علم غربی مسلط شد. پس اگر رویکرد خود را تصحیح بفرمایید می‌توان این علوم را مقدمه‌ی عبور از غرب قرار داد. در سؤالات قبلی از جهاتی دیگر این سؤال جواب داده شده، به آن‌ها نیز رجوع فرمایید. موفق باشید
20998
متن پرسش
سلام استاد گرامی: از آیت الله سیستانی نقل است که گفته اند: امثال آیت الله بهاءالدینی را خیلی بزرگ کردند و غلو در موردشون شده. استاد واقعا روی آیت الله بهاءالدینی و عرفانشون غلو شده؟ نظر شما راجع به آیت الله بهاءالدینی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بحمداللّه مدتی در خدمت آیت اللّه بهاءالدینی بوده‌ام و خدا را از این بابت شکر می‌کنم. خود ایشان هیچ ادعایی نداشتند، ولی الطافی از طرف خدا به ایشان شده بود، بنده خودم هم مواردی را تجربه کردم. مسلّم آیت اللّه سیستانی چنین سخنی را نفرموده‌اند. زیرا اساساً شخصیت ایشان آن طور نیست که خودشان را در این موارد وارد کنند. موفق باشید

18619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: لطفاً تفاوت ها و تمایزات دریچه نگاه و برداشت و اجتهاد های متکلّمین، فلاسفه و عرفاء را نسبت به عقاید و معارف توضیح داده و مهمترین و کلیدی ترین حدیث و روایت از احادیث و روایات ذوات مقدسه اهل بیت علیهم السلام را در خصوص اینگونه نگاه ها و روش ها و اجتهادهای متکلمین، فلاسفه و عرفاء را در مباحث عقاید و معارف را بگویید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با حوصله‌ی زیاد و پشت‌کار کامل کتاب‌های «مبانی نظری نبوت و امامت» و «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید با جواب سؤال‌هایتان روبه‌رو خواهید شد. موفق باشید

17990

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز لطف می کنید در مورد کشف تفصیلی خدا در عین اجمال علم او یک توضیح کوچک دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توضیح این مطلب مفصل است و علامه در «بدایة الحکمه» جهت تبیین این موضوع، زحمت زیادی کشیده‌اند. موفق باشید

16073
متن پرسش
سلام علیکم استاد طاهرزاده: بنده در کوچه و خیابان در حد ممکن سر به زیر راه می روم اما گاهی که سرم را بلند می کنم چشمم به نامحرم می افتد، ولی فورا سرم را به زیر می اندازم. می دانم که شاید از نظر فقهی گناهی بر بنده مترتب نباشد اما آیا به نظر شما همان یک نگاه اثر وضعی خود را بر نفس نخواهد گذاشت؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. اتفاقاً ثواب دنبال‌نکردنِ نگاه به نامحرم نصیب شما می‌شود. موفق باشید

15844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در بحث توسل شما با عنوان کردن این مطلب که آن بزرگواران چون هیچ گناهانی ندارند آزادند و دارای قدرت تصرف و انگار مسئله را از مقام تکوین و اول ما خلق الله و حقیقه محمدیه به مقام تشریع و نفس آن بزرگواران ارجاع داده اید در حالی که طبق صحبتهای خود شما مقام واسطه فیض مربوط به حقیقت نوریست لطفا تبیین فرمایید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو مقام در توسل می‌تواند مورد نظر باشد. با نظر به مقام تشریعی آن ذوات مقدس نیز توسل ممکن است به‌خصوص اگر سؤال‌کننده از اهل تسنن باشد یا تحت تأثیر افکار آن‌ها سؤال کند، ما بیشتر بر جنبه‌ی تشریعی مقام آن بزرگواران تأکید می‌کنیم. موفق باشید

15387
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: ضرورت اینکه امام خمینی این اسلام شناس واقعی خانم دباغ را به همراه آیت الله جوادی می فرستند نزد گورباچف برای رساندن آن نامه ی جهانی و یا اینکه خانم دباغ وقتی امام تبعید بودند در نوفل لوشاتو همراه امام بودند در حالی که خانواده و فرززندان متعدد داشته اند؟ پیام تاریخی امام در این خصوص (زن در اسلام) چه بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حاجیه‌خانم مرضیه‌ی دبّاغ«حفظه االلّه» نمادِ یک زن اسلامی در این تاریخ است که باید در کنار وظایف خانوادگی در دفاع از دین، سر از پا نشناسد. همان‌طور که باید پول خود را خرج سلامتی خود کرد، باید جان خود را و سلامتی خود را خرج دین نمود. در این مسیر است که باید به دنیا گفته شود؛ زنانی‌که اسلامْ مدّ نظر دارد، چنین سالکانِ سلحشوری هستند که در مسیر عشق به دیانت تا کجاها قدم جلو می‌گذارند. آیا در صحنه‌ای که باید پیام اسلام ارائه شود، نمادِ زن اسلامی نباید در آن صحنه باشد؟ آفرین بر هوشیاریِ حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» که حقیقتاً ملائکة اللّه را نیز انگشت به دهان کرده است آن‌چنان که خداوند مغرورانه به ملائکه فرمود: «أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ» (33) / بقره) نگفتم در مورد آدم و خلیفه‌قراردادنِ او، دانایِ به غیبِ سموات و ارض عالم هستم و می‌دانم آن‌چه را شما آشکار می‌کنید و آن‌چه را که شما پنهان می‌کنید؟! موفق باشید    

14134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: کتابهای «آشتی با خدا» ، «ده نکته در معرفت نفس» ، «برهان صدیقین و حرکت جوهری» «معاد» «زن آنگونه که باید باشد» ، «هدف حیات زمینی آدم» ، «چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی» و چند کتاب دیگه را مطالعه کردم. برای ادامه علاقه مندم آثار امام را بخوانم تحت یک سیر منظم. از شما استاد بزرگوار خواهشمندم یک سیر مطالعاتی از آثار امام بفرمایید. دعاگویتان هستم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده دنبال‌کردن شرح تفسیر حمد حضرت امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» می‌باشد. موفق باشید

14009

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: 1. این جمله از آیت الله حسن زاده آملی را برایم شرح می دهید؟ در چهارده سالگی به فضل پروردگارم بارقه ی مشرقیه الهیه و شهاب قبسی به من رسید که به اقتضای عین ثابته ام مطلوب من بود. پس سر من به آنچه زبان وحی به آن ناطق است مترنم شد. 2. استاد من عاشق علامه هستم. می خواستم بدونم برای سیر و سلوک اگر بخوام کتابا و نظرات ایشون رو کار کنم به نتیجه می رسم؟ 3. برای اینکه بفهمم علامه منظورشون چیه کتب شما کمکم میکنه؟ 4. تو شاگرداشون کدومشون نظرات علامه رو خوب بیان کردند؟ عمق مطلب را؟ یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ لازمه‌ی شرح این جمله، مطالعه‌ی یک دوره عرفان نظری است و مخاطب حضرت استاد در این جمله، افرادی هستند که عرفان نظری را می‌شناسند. 2ـ اگر بتوانید با مباحث استاد حجت‌الاسلام و المسلمین آقای یزدان پناه جلو بروید که از شاگردان خاصّ ایشان هستند ان‌شاءالله نتایج لازم را می‌گیرید. موفق باشید

13895

وحدت وجودبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرانقدر خدا قوت: سوال من در مورد وحدت وجود است. چرا بسیاری از علما با وحدت وجود مخالفند و حتی آن را شرک اعظم می دانند؟ آیا حدیثی از معصومین علیهم السلام در مورد وحدت وجود داریم که این موضوع را تایید کند؟ ممنون میشوم اگر در این زمینه راهنمایی نمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظرم چون تصور کرده‌اند لازمه‌ی وحدت وجود آن است که همه‌چیز را خدا بدانیم، با آن مخالفند در حالی‌که اگر درست، منظور اعتقاد به وحدت وجود فهمیده شود، هرگز این تصور لازم نمی‌آید 2- نگاه توحیدی که هرگز ذات و صفات در آن از هم جدا نیستند، یعنی تعیین وحدت وجود. زیرا مگر می‌شود جایی در عالم باشد که خداوند تماماً آن‌جا نباشد؟ موفق باشید

13644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد: درباره ظرفیت وجودی می خواستم بدونم. اینکه هر کس به مقدار ظرفیت وجودی بهرمند می شود یعنی چه؟ بالاخره خدا عین وجود است و از او جز وجود ساطع نمی شود و ممکنات هم که نبودند تا بگوییم خدا به هر ممکنی به اندازه ظرفیت وجودیش وجود می دهد این مسئله چگونه قابل حل است چون وقتی از اختلافات و ظلم ها پرسیده می شود اشاره به ظرفیت هر ممکن می شود خب مگه ظرفیت ها هم خدا خلق نکرده پس چرا محدودیت ها را به هر موجود نسبت می دهیم؟ مثلا چگونه می شود شخصی می شود امام حسین علیه السلام و شخصی یزید لعنت الله علیه؟ این ظرفیت هر کس چگونه تعیین می شود ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث امکان ذاتی موجودات و عین ثابته‌ی آن‌ها داریم که خداوند بر اساس امکان ذاتی مخلوقات با آن‌ها برخورد می‌کند و «امکان» ذاتیِ خود ممکن الوجود است که بحث آن هم در کتاب «عدل الهی» شهید مطهری آمده است و هم در قسمت آرشیو سؤالات این سایت تحت عنوان عین ثابته مباحثی مطرح شده. موفق باشید

13075
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به فرمایشات شما در تفسیر آیه 64 سوره آل عمران به نظر می رسد که جنابعالی به تازگی رویکردی ثبوتی را نسبت به دنیای غرب آغاز کرده اید که قبلا اینگونه نبود و گویی مباحث جدید شما مکمل رویکرد سلبی باشد که قبلا در کتابهای غرب شناسی شما غلبه داشت و کمتر از این جنبه غرب را مورد تحلیل قرار می دادید. اگر این برداشت بنده صحیح باشد آیا می توان از شما تقاضا کرد که مقداری این رویکرد را تفصیل دهید تا ابهامات آن برطرف شود و در ادامه سیر غرب شناسی به صورت کتاب در اختیار علاقمندان قرار گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مراحل حضور در تاریخی که در آن به‌سر می‌بریم چند مرحله است: یکی تذکرات آیات 51 تا 54 سوره‌ی مائده که متذکر عدم محبت به یهود و نصاری می‌شود. و یکی آیات 64 به بعد سوره‌ی آل‌عمران که متذکر روش گفتگو با اهل کتاب می‌باشد. و این غیر از آن است که از عدم محبت به آن‌ها غفلت شود. و دیگر آیات مثل آیه‌ی 69 و آیه‌ی 72 سوره‌ی آل‌عمران است که ما را متذکر جریان‌هایی در درون اهل کتاب می‌گردد که کارشان توطئه و تخریب است. ما در بحث آیات 64 به بعد خواستیم که عزیزان فراموش نکنند بین کلیّت گفتگو با اهل کتاب با توطئه‌گرانِ اهل کتاب باید تفکیک کرد. موفق باشید قرآن

13051

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: ظاهرا نظر جنابعالی راجع به علم و محدوده آن با شهید مطهری تفاوت دارد (گفتار فریضه علم در کتاب ده گفتار) می شود تبیین بفرمایید که آیا فضل بودن یا علم بودن تفاوت در اصطلاح است یا تفاوت ذاتی دارند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو اصطلاح، هرکدام به جای همدیگر به‌کار می‌رود. باید به موضوعِ مورد بحث نظر کرد. بنده مرحوم شهید مطهری را در موضوعات معرفتی مجتهدِ مسلّم می‌دانم. موفق باشید

نمایش چاپی