بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7597
متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده اصول آسیب شناسی اجتماعی را چطور استنباط کنیم و در فعالیت های فرهنگی بکار بگیریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی جایگاه و هدف انقلاب اسلامی را درست بشناسیم که آمده است تا توحیدی را در این تاریخ ظهور دهد که در نهایت ما را به حاکمیت مهدی(علسه السلام) می رساند و از طرف دیگر بنا است ما از غرب و غرب زدگی عبور کنیم نسبت به این دو موضوع می توانیم هر جریانی را معنا کنیم که ما را به اهدافمان نزدیک می کند یا دور می کند. موفق باشید
7549
متن پرسش
با سلام در عالم دنیا قبل و بعدیت(تقدم و تاخر) را زمان می نامیم.در قیامت که عالم بقاست چگونه است که زمان وجود ندارد اما در روایات و احادیث قبل و بعدیت مشخص شده است؟مثلا مستضعفینی که بر اعراف هستند و با دیدن جهنمیان از خداوند میخواهند به جهنم نروند و با دیدن بهشتیان امید به بهشت رفتن دارند،بعد از طی مراحلی به بهشت خواهند رفت.این طی مراحل و مواقف قیامت و رفع حجابها و قبل و بعد بودن در آنها را نمی توانیم زمان بدانیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این مثل توجهاتی است که به احوالات خودتان دارید، در عین آن‌که همه در پیش شما است، می‌توانید نسبت به همدیگر مقایسه کنید، در حالی‌که وقتی زمان مطرح است «بعد» هنوز نیامده و «قبل» هم دیگر در صحنه نیست، یعنی قبل و بعد در صحنه نیست. موفق باشید
6085
متن پرسش
سلام. چکار کنم که نسبت به حضرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» محبت بیشتری داشته باشم؟ من با فکر و توجه به امام سوم اشک هایم جاری می شود و روزگاری بود که از شدت علاقه روزی ده ها بار رو به قبله به قبله عالم عرض ادب می کردم.به عنوان یک پدر معنوی به من پاسخ بگویید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «بصیرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» و کتاب «مقام لیلة القدری حضرت زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» بتواند روح شما را متوجه مقام قدسی و تاریخی حضرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» بکند و از انوار ملکوتی آن حضرت بهره‌مند شوید. موفق باشید
5265
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز اینکه در ایه قران داریم :خداوملائکه صلوات بر پیامبر میفرستند به چه معناست؟ جنس ونوع صلوات خدا وملائکه به چه شکلی است؟ باتشکر از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم. بنده عرایضی در کتاب «صلوات عامل قدسی شدن روح» داشته ام. کتاب روی سایت هست،‌ می‌توانید بارگیری کنید و مطالعه نمایید. موفق باشید.
4604
متن پرسش
سلام شما در بحث هایتان بر این نکته امام تاکید فرموده اید که ایشان شاه را با لفظ جناب اقای شاه می خواندند. ولی بعد از حادثه فیضیه امام به شاه لفظ مردکه را خطاب کرد؟ صحیفه جلد1 صفحه 206 . پس خطاب کردن شاه با لفظ اقا یا جناب همایونی به خاطر افکار عمومی نبوده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: صفحه‌ای که فرموده‌اید را نگاه کردم چنین چیزی ندیدم . ولی در صفحه‌ی246، امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند: «آن مردکه آمد در مدرسه‌ی فیضیه»، که منظورِ امام؛ مولوی معاون ساواک تهران است. موفق باشید
4225
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید در پاسخ شما به سؤال شماره 4202 به نام منافقین محارب اند دو اشکال وجود دارد یکی اینکه اینها که در زندان بودند و امکان ارتباط آنها با بیرون نبوده که بتوانند نیت براندازی کنند دوم اینکه مگر قصاص قبل از جنایت در اسلام وجود دارد؟ مگر حضرت علی قصاص قبل از جنایت کرد در ارتباط با ابن ملجم با اینکه میدانست قاتل اوست. بهتر نیست در جواب به این سؤال در اصل موضوع و اینکه امام خمینی چنین دستوری را داده باشد تشکیک شود تا ساحت امام از اینگونه اتهامات مبرا شود احتمال نمی دهید دستهای پنهان این کشتار را انجام داده باشند و به امام منتسب کرده باشند؟چون صدور چنین دستوری با هیچیک از موازین عقلی و شرعی سازگار نیست
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسنادی در عقب‌نشینی منافقان در عملیات مرصاد به‌دست آمد ، حاکی از آن بود اعضاء منافقین در عین آن‌که در زندان بودند آمادگی و عضویت خود را جهت قتل عام دست جمعی ملت ایران اعلام کرده بودند و این نوع آمادگی و اراده برای کشتار ملت خودش جنایت است، مثل این‌که شما اگر کسی که می‌خواهد بمب‌گذاری کند قبل از بمب‌گذاری دستگیر کنید و به عنوان محارب با نظام اسلامی او را به قتل برسانید. در مورد ابن‌ملجم و آن صحنه‌ای که می‌فرمایید هنوز ابن‌ملجم هیچ اراده‌ای در این مورد نکرده و به همین جهت وقتی آن سخن را از علی«علیه‌السلام» می‌شنود تعجب می‌کند، آیا می‌شود در حین جنگ ،اول اجازه دهیم دشمن ما را به قتل برساند و بعد او را بکشیم و یا همین‌که آمده است تا ما را به قتل برساند بر ما واجب است او را به قتل برسانیم؟ موفق باشید
3207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا سلام من تازه با شما و نوشته هاتون آشنا شدم خیلی دنبال اینم که بصیرتی که اقا گفتند تو خودم پرورش بدم اما نمی دونم چرا بعضی وقتا در حد0کار می کنم من واقعا نیاز به یک نفر دارم که راهنماییم کنه نمی خوام از قافله مهدی جا بمونم میشه این سوالو جایی نذارین و لطف کنید راهنماییتونو برام ایمیل کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» شروع خوبی می‌تواند باشد. موفق باشید
2931

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
خدمت استاد بزرگوار سلام عرض میکنم موردی برایم پیش آمده و به شدت نیاز به کمک دارم.از اطرافیان بنده کسی نیست که بتواند راهنمایی ام کند.این است که رو به استاد آوردم چرا که ایشان لایه های وجود انسان را به خوبی میشناسند و یقین دارم به خوبی من را راهنمایی میکنند. بنده ویژگی ام اینطور بود که از ترس آتش جهنم خدا را عبادت میکردم.یک روز به خدا گفتم من تو را از روی ترس عبادت میکنم محبت خودت را به دلم بیانداز. بعد از این موضوع ناگهان یکی از همکلاسیهای خود در دانشگاه را دیدم.نمیدانم در همان نگاه اول چیزی در ذهنم ایجاد شد.بعد از مدتی آن خانم بدون آنکه چیزی در مورد من بداند به طور غیر مستقیم خودش را به من نزدیک میکرد.البته عرض میکنم که نیت آن خانوم این بود که چون فکر میکرد من درسم خوب است با من ارتباط علمی داشته باشد.ولی من نمیدانستم.این حالت از تفکر به قلبم حرکت میکرد و من کاملا این موضوع را میفهمیدم.تمرکزم را به شدت روی درسم از دست دادم.اول خواستم به او فکر نکنم ولی نشد.تصمیم گرفتم زمان بگیرم و در طول زمان موضوع را بررسی کنم.اما هرچه میگذشت این حالت به تمام وجودم سرایت میکرد.یاد آن داستان افتادم که شخصی دختر کسی را میخواست به وی گفت برو نماز شب بخوان و ... .گفتم اگر بنده خدا اینقدر محبت به دل من میاندازد خود خدا چه میکند. تصمیم گرفتم خدا را به خاطر همچنین محبتی عبادت کنم. بعدش هم گفتم که هرکسی میرود و با کسی ازدواج میکند من هم با این خانوم.این بود که نامه نوشتم و موضوع را شرح دادم.اما برخورد آن خانوم آنقدر بد بود که تعجب کردم این عشق و محبت چگونه به او تعلق دارد.حالا که با او رابطه ندارم این حالت باز در درونم هست و موقع نماز شدت میابد.از طرف دیگر وقتی به او فکر میکنم این حالت بیشتر میشود. حالا آن خانوم رفته و جهت رفع اشکال درسی با آقایی آشنا شده و من یقین دارم که هدفش ازدواج نیست بلکه فقط رابطه علمی است.او دختر پاک و ساده ای است و من از این جهت نگرانش هستم.چون احتمال بالایی میدهم آن آقا همچنین قصدی ندارد و فکر کرده که این خانوم آمده تا با او ازدواج کند و آن آقا به این رابطه ادامه میدهد. چگونه میتوانم آن خانوم را متوجه کنم؟ چجوری و چه چیز به او بگویم؟ خواهش میکنم این سوال را به استاد نشان دهید و از او بخواهید مطالبی را در مورد من و آن خانوم بگویند. خواهشا این سوال را در سایت قرار ندهید با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شما در این موارد وظیفه‌ای ندارید که هنوز ذهن خود را مشغول او کرده‌اید، سعی کنید در امورات مهم و اساسی بیندیشید تا ذهن شما مشغول این امور نباشد. موفق باشید
2463

انسان شناسیبازدید:

متن پرسش
چرا هرانسانی مسیر سلوک مخصوص به خود دارد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هرکس در ذیل شریعت الهی و نور انسان‌های کامل یعنی معصومین می‌تواند بر اساس وجود خود که تجلی نور الهی است به آن شخص راه قرب به خدا را انتخاب کند زیرا وجود هرکس مسیر آن کس است به خدا. موفق باشید
1896
متن پرسش
"بسم الله الرحمن الرحیم" با سلام خدمت استاد بزرگوار با توجه به مطالبی که امروزه به سرعت در اینترنت و رسانه هاوشبکه های اجتماعی منتشر می شود آیا صحیح است که بعضی مسائل از قبیل همین هتک حرمت ها به مقدسات و ائمه,آیا باید با نشر و گسترش این مطالب را سرکوب کرد یا اینکه باید با بی توجهی,از همگانی کردن این مطالب خودداری کرد؟لطفا کامل توضیح دهید چون امروزه برای افرادی که در فضای مجازی فعالیت میکنندبه مسئله ای غامض تبدیل شده است.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حقیقتاً نمی‌توان یک راه‌کار برای همه‌ی کسانی که به مقدسات توهین می‌کنند داشت. آن‌جایی که با برنامه‌ای حساب‌شده می‌خواهند فضای توهین به مقدسات را رسمی کنند باید با سخت‌ترین نوع با آن‌ها برخورد کرد مثل کاری که به حکم الهی حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» با سلمان رشدی انجام دادند و برای همیشه سلمان رشدی‌های آینده حساب کار خود را کردند. ولی گاهی یک احمق نادانی یک شبهه‌ای ایجاد می‌کند که ما نباید آن شبهه را شایع کنیم تا ذهن افراد ساده گرفتار آن شود و بعد تلاش کنیم آن شبهه را از ذهن آن ها در آوریم. جواب شبهه را در همان محدوده‌ای که مطرح شده است باید داد و در جای دیگر مطرح نکرد. موفق باشید
1767

ماده و صورتبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز وبا عرض خسته نباشید اولا از خداوند متعال می خواهم که به شما بیشتر از پیش شرح صدر عنایت کند تا در تحمل بی احترامیهایی که در سوال پرسیدنها به شما می شود (چه در سایت وچه در غیر آن) صبر بیشتری داشته باشید وخداوند اجر شما را در این تحملها بیشتر بفرماید قال تعالی{إِنَّا لا نُضیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً } چند سوال داشتم: 1-مباحث ماده وصورت در فلسفه چقدر برخواسته از دین وتعلیمات انبیاء است وآیا حذف آن از سیر تعلم فلسفه رواست؟ 2-آیا اگر در مباحث هیولا وماده منکر وجود ماده اولا شویم در تقریر برهان حرکت جوهری مشکلی پیش می آید چون از عبارات آیت الله مصباح حفظه الله در درس نهایه اینجور برمی آید که اساس این برهان بر این است که ما هیولا را قبول کنیم وحرکت ماده در صورت وسیلان صورت واحده را قبول کنیم یعنی بپذیریم که یک صورت واحد ممتد سیال هست واین صورت بر ماده می آید وبا آن متحد می شود واین را تقریر ملاصدرا از حرکت جوهری بیان فرمودند واما خودشان که منکر وجود هیولا در عالم هستند می فرمایند باید این برهان را با نگاه اصالت وجودی طرح کرد وآن هم اینکه بگوییم یک وجود واحد است که سیلان دارد وظاهرا معتقدند نگاه ملاصدرا به این بحث یک مقداری با اصالت ماهوی مخلوط شده است. بسیار ممنون التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اساساً تئوری ماده و صورت یک فرض ذهنی است و نه یک واقعیت خارجی. مثل مدل‌هایی که ما در علوم تجربی فرض می‌کنیم و مثلاً می‌گوییم آرایش مولکولی بنزِن حلقوی است و یا آرایش اتم‌ها در نمک طعام رومبوئدریک است. این‌ها فرض ذهنی است. حقیقت آن است که بر مبنای اصالت وجود آنچه در خارج هست وجود است در مراتب مختلف که پایین‌ترین درجه‌ی وجود، مرتبه‌ای است که در ذات خود عین حرکت است . البته جناب ملاصدرا برای برهان حرکت جوهری در بعضی مواقع بر اساس مبانی فلسفی قوم یعنی آنچه آن زمان معمول بوده سخن گفته وبه همین جهت همین‌طور که حضرت آیت‌الله‌مصباح«حفظه‌الله» فرموده‌اند بعضی از این براهین مبتنی بر اصالت وجود نیست. موفق باشید
1398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز: آیا این درست است که بگوئیم "عقل هر انسانی کامل است و نیاز به تکامل ندارد و در واقع تعقل(استفاده ی از عقل) است که در هر انسانی افزایش وتکامل می یابد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همه‌ی عقلای عالم معتقدند عقل انسان چه از نظر احاطه و چه از نظر موضوع محدود است و به کمک شریعت می‌تواند به راه بیفتد. در مورد جایگاه عقل گفته‌اند: عقل برای آن است که در قرآن و روایات تدبّر کند و وظیفه‌ی خود را از دل آن متون بیابد. موفق باشید
1308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: ما با دوستان شرکتی خصوصی تاسیس کرده و به لطف خدا با همدیگر مشغول کار هستیم. مدت 2 سال بدون تعیین حد و مرز دقیقی از نظر میزان فعالیت، ساعات حضور، وظایف و ... با تعیین حقوق یکسانی برای تمام اعضاء (با وجود تفاوت در مدرک تحصیلی، رشته، گرایش و با رضایت کامل تمام افراد) بدون مشکل کار می کردیم و همه از این شکل کار راضی بودیم و شخصی وجود نداشت که از این سیستم کاری بخواهد سوء استفاده ای بکند. اخیرا پیشنهادی داده شد مبنی بر اینکه مبنای پرداخت حقوق افراد، میزان ساعت حضور آنها باشد. ما معتقدیم به اینکه ساعت حضور نمی تواند مبنای درستی برای پرداخت حقوق افراد باشد، زیرا هم توانایی های افراد مختلف است(و میزان این تفاوت دقیقا مشخص نیست تا در نرخ ساعت کاری آنها این تفاوت اعمال شود)، هم کیفیت کاری هر شخص در طول سال(یا حتی ماه) متغیر است، جدای از آن سیستم پرداخت حقوق مبتنی بر ساعت حضور، انسان را تشویق به حضور بیشتر و بی کیفیت تر می کند تا حضور کمتر و با کیفیت بیشتر. مساله کنترل ساعات خالص حضور، و حذف ساعات بیکاری یا اشتغال به کار شخصی در محل کار هم ، فشارهایی را به اعضاء وارد می کند. سوال این است که آیا در اسلام الگوی تعریف شده و کاملی برای کارهای مشارکتی که جزییات را هم مشخص کرده باشد، و مبتنی بر ساعت حضور هم نباشد، ارائه نشده است؟ آیا الگوی بهتری برای رفع مشکلات روشهای متداول وجود ندارد؟ آنچه شعار اصلی ما در ابتدای تاسیس شرکت بوده این است که هر فرد شرکت را متعلق به خود بداند و به گونه ای کار کند که انگار به تنهایی مغازه شخصی اش را اداره می کند و مشخص است که اگر شخصی به تنهایی بخواهد مغازه ای را اداره کند، دیگر محاسبه ساعات حضور مبنای پرداخت نیست و ضرورتی هم ندارد. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اسلام اصول کلی را در امور مطرح می‌کند ولی امور جزیی بر مبنای اصول کلی به عهده‌ی افراد است که نسبت به موقعیت خود برنامه‌ریزی و تصمیم بگیرند. آری اگر افراد شرکت کاملاً به همدیگر اعتماد داشته باشند و واقعاً شرکت را از خود می‌دانند خوب است که نسبت به تفاوت توانایی‌های همدیگر گذشت کنند، همچنان که اگر افراد متعهدی هستند اشکال ندارد نسبت به ساعت حضور بیشتر امتیاز بیشتری داده شود و نسبت به ارزش تفاوت حضور افراد گذشت شود. در هر صورت دو شرط تعهد و اعتماد از یک طرف و گذشت از طریق دیگر لازم است. موفق باشید
993

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام وخداقوت.موضوع پایان نامه من حیات طیبه درقرآن میباشدلطفااگرامکان داردباتوجه به سیرمعرفتی کتابهای جنابعالی ساختاری مناسب ومنابع مربوط به آن موضوع رابه این حقیر معرفی فرمایید.باتشکر فراوان والتماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به نظرم مبنای کار خود را باید مباحث حیات طیبه‌ای قرار دهید که علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» در المیزان قرار داده‌اند و بر آن مبنا اگر به نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه در کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» رجوع کنید نکات خوبی به‌دست می‌آورید. موفق باشید
23520
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد طاهرزاده عزیز باز هم بنده مزاحمتمون میشم. در مورد حرفهای دکتر عباسی. ایشان در یک کلیپی با نام «مسیحیان امت پیامبر» که اخیرا منتشر کرده اند صحبت هایی در مورد دکتر داوری می کنند که بسیار جای تعجب بنده شد. اتهامات موجود در این کلیپ به قدری زیاد است که فقط خواهش می کنم خودتان ببنید. استاد خواهش می کنم وقت گذاشته و این کلیپ را ببنید. با توجه به اینکه عده ای از جوانان انقلابی از ایشان درس می گیرند خواهش می کنم نظر خود را در مورد حرف های ایشان بیان کنید. سوای تهمت هایی که به دکتر داوری زده شده به طور کلی ایشان قائل به نظریه ای به نام علوم تثلیثی هستند که با چماق این نظریه بر سر هر اندیشمندی که بخواهند می کوبند. اگر صلاح میدانید در مورد این نظریه هم یادداشتی مرقوم بفرمایید. لینک کلیپ میسحیان امت پیامبر مدت پخش کلیپ ۹ دقیقه و ۴۵ ثانیه https://www.aparat.com/v/spGYR
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این سخنرانی در تاریخ ۱۶ آذر سال ۹۲ بوده است. تأسف بیشتر ما به جهت روحیه‌ی تکفیری آقای عباسی است، وگرنه اگر موضوع انتقاد به افراد باشد که اشکال ندارد. هرچه ضربه خورده‌ایم از همین روحیه‌های تکفیری ضربه می‌خوریم. می‌فرمایند هرجا تثلیث هست، پای مسیحیت در کار است و به شاگردان‌شان فرموده‌اند بروید کتاب‌های کانت را پیدا کنید که چندین و چند نکته‌ی تثلیثی در آن هست. فکر می‌کنم اگر کمتر به خود زحمت داده بودند و به روایات و آیات ما رجوع می‌کردند، راحت‌تر می‌توانستند پیامبر خدا را نیز مسیحی بدانند که «اللّه اکبر» می‌گوید، ولی تثلیثی فکر می‌کند. به عنوان نمونه به این چند روایت نظر بفرمایید که: رسول الله«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة..» و یا می‌فرمایند: «اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ: قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیا وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی» همچنان که در جای دیگر فرموده‌اند: «ثلاثةٌ اَخافُهُنَّ علی امّتی من بعدی: الضَّلالةُ بَعْدَ المَعْرِفَةِ و مُضِلاّتُ الفِتَنِ و شَهْوَةُ البَطْنِ و الفَرْج». تأسف بیشتر از آن‌جا است که در جاهایی پا می‌گذارند که اساساً نمی‌توانند جای پای خود را محکم کنند. در مورد آیت اللّه جوادی می‌گویند: «به آقای جوادی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟!» و در جایی دیگر می گویند: «حضرت امام در آخر از فلسفه‌ی صدرایی عبور کرده‌اند». ای کاش فراموش نمی‌کردند امام در آخر عمر در نامه‌ای که به گورباچف نوشتند در آن‌جا از جناب ملاصدرا و ابن‌عربی برای دعوت گورباچف سخن راندند.

اگر لااقل آقای عباسی یک فصل از آخرین کتاب‌های آقای دکتر داوری مثل کتاب «خرد سیاسی در جهان توسعه‌نیافتگی» را خوانده بودند و کسی به ایشان کمک می‌کرد که جایگاه علوم انسانی در فرهنگ مدرن را در آن کتاب می‌فهمیدند، عرق شرم بر پیشانی ایشان می‌نشست که اساساً آن‌چه جناب آقای دکتر داوری، این چهره‌ی ماندگارِ این مرز و بوم در رابطه با علوم انسانیِ معروف در دنیا می‌گوید؛ زمین تا آسمان با علوم انسانیِ مورد نظر رهبری فاصله دارد و سخنان جناب آقای دکتر داوری، این اندیشمند دلسوز و فرهیخته‌ی جهانی تذکر به این امر است که مواظب باشیم علوم انسانیِ موجود یعنی اقتصاد و جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اساساً در بستر فرهنگ غربی برای رفع مشکلات آن فرهنگ است و بدین معنا ما اساساً علوم انسانی بدین معنا نداریم، زیرا مسائل ما، مسائل غربی نیست که با آن اقتصاد و آن روان‌شناسی و آن جامعه‌شناسی بخواهیم رفع کنیم. لاأقل نظری به سخنان دکتر کچوئیان جامعه‌شناسِ مشهور کشور خودمان می‌انداختند که می‌فرماید: «علوم انسانی و جامعه‌شناسی، زبان انسان مدرن است و با آن، جهانِ مدرن و انسان مدرن تفسیر می‌شود و انسانِ مدرن با جامعه‌شناسی، زبان پیدا کرد». دکتر کچوئیان می‌فرماید: «انقلاب اسلامی بزرگ‌ترین نقد ایده‌ی جامعه‌شناسی کلاسیک است». و حال آقای دکتر عباسی بدون توجه به جایگاه سخن آن‌هایی که می‌فرمایند ما علوم انسانی نداریم؛ حقیقتاً متحجرانه سخن رهبری را مقابل این سخنان قرار می‌دهد و این ضربه‌ی بزرگی است که به رهبری می‌زنند.

آری! هرچه ضربه می‌خوریم از امثال روحیه‌هایی است که آقای دکتر عباسی بدان دامن می‌زنند و بنده قبلا این سخنان را نشنیده بودم در حال حاضر از دفاعیاتی که قبلاً از ایشان کرده‌ام، پشیمانم چون فکر می کنم ایشان با این روحیه جوانان ما را از مواریثِ فکری و فرهنگی مان جدا می‌کنند. دیگر چه فرقی می‌کند داعشی‌های وهّابی داشته باشیم و یا داعشی‌های شیعه؟!! عمده آن است که بتوانیم فهمِ اندیشه‌ی اندیشمندان را به مخاطبان‌مان عطا کنیم به جای آن‌که غبار در چشم حقیقت بیفشانیم. تصور بنده آن است که آقای عباسی در این سخنرانی از اوّلیات اخلاقی نیز، سختْ سقوط کرده است، اگر اقلاً مباحث دینی آقای دکتر داوری را که بعضاً در رجوع به سخنان مولایمان امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» در بعضی از کتب ایشان به صورت پراکنده می‌دید؛ به خود چنین جرأتی نمی‌داد. موفق باشید

17813
متن پرسش
سلام: استاد عزیز خواستم نظرتون رو درباره کسی که مبتلا به دیدن فیلم های مبتذل شده بدونم راه بازگشتی براش هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با زیارت امام معصوم، قلب خود را متوجه کنید که چه اندازه با این نوع انحرافات از یافتنِ حقیقت حق که جامع همه‌ی کمالات است، عقب می‌افتید. فراموش نکنید که همچنان كه نفس در مرتبه عقل هيولائى آماده قبول صور علميه است و در روايت هست‏ «انّ القلوب تحى بالعلم كما تحى الارض بوابل السّماء»[1]

و نفس پس از تجرد كامل و نيل به درجه كمال عقلانى به حكم قاعده‏‌ی «بسيط الحقيقة كلّ الاشياء و ليس بشى‏ء منها»[2] با صورت علميه كليه اشياء متحد گردد بلكه عين جميع اشياء خواهد شد و همين نفس كه نسبت به امورى در حال حاضر بالقوه بوده و به مرحله تجرد كامل عقلانى نرسيده نسبت به آنچه كه ادراك نموده و صورت علميه آنها در ذات آن حاصل گرديده متحد است. موفق باشید


[1] ( 1)- قلبها با علم زنده ميشوند مانند زمين كه بوسيله باران حيات مييابد.

[2] ( 2)- حقيقت بسيط كه منظور ذات حق است همه اشياء است ولى نه به صورت مجموعه كثيرى از اشياء بلكه به صورت وحدت. و در ذات حق هيچيك از اين اشياء نيست و به حكم همين قاعده هر وجود بسيطى جامع هم كمالات مراتب زيرين خود هست مثل نفس كامل مجرد كه در عين وحدت داراى كمالات بسيارى است.

17040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: بنده مدتی در غرب تحصیل می کردم. از همین رو فرهنگ و جهان بینی آن ها روی من تاثیر گذاشته است. به گونه ای که احساس می کنم معارف دینی برایم سنگین یا با شک و تردید همراه می شوند. درخواست راهکاری دارم تا بتوانم آن سخنان پوچ را فراموش و قلبم را تطهیر کنم و مسلمانی با اعتقادات راسخ شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد اولیه‌ی بنده آن است که مباحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن دنبال فرمایید و سپس به مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بپردازید. همه‌ی مطالب بر روی سایت هست. موفق باشید

16678

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده طلبه پایه سوم هستم و به رشته کلام و فلسفه علاقه شدیدی دارم. من عقیده دارم که از همه علوم در حد این که بتونم حرف بزنم و مطلب یکم دستم باشه می خواهم مطالعه بکنم. و نیاز به یه سیر مطالعاتی دارم که با اون هم نفسم و هم علمم بالا برود. و هنوز موفق نشدم که کتب شهید مطهری رو مطالعه کنم. استاد از شما درخواست می کنم که راهنمایی کنید تا یه سیر سودمند داشته باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار اصلی خود را بعد از ادبیات، فعلاً بر روی فقه و اصول بگذارید، همین امر موجب قدرت فکری شما می‌شود و سپس با جدیت می‌توانید کتاب‌های استاد را دنبال کنید؛ البته با یادداشت‌برداری. موفق باشید

15624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما: من دانش آموز سال سوم تجربي هستم و به خواسته پدر و مادرم و علاقه خودم در ابتدا وارد رشته تجربي شدم اما مدتي است دچار دوگانگي شده ام البته حدود يك سالي مي شود كه علاقه خاصي نسبت به حوزه و دروس حوزوي دارم. يعني اين علاقه من به حوزه نوعي آرامش روحي هم براي بنده دارد. اما پدر و مادرم هيچ گاه قبول نمي كنند كه من وارد حوزه شم. به نظر حضرت عالي راه حل مشكل بنده چيست؟ به نظرتان حوزه دانشجويي مي تواند براي بنده مناسب باشد؟ من چگونه مي توانم خودم را در معنويت حفظ كنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی حضور در حوزه‌های علمیه، علاوه بر علاقه‌ی درونی، داشتن استعداد متوسط به بالا است 2- حوزه‌ی دانشجویی تا حدّی در این‌که شما به دنبال یک حیات معنوی هستید، کمک می‌کند. از طرفی از همین حالا می‌توانید با مباحثی که در سیر مطالعاتیِ سایت هست، کار را شروع کنید. موفق باشید

14892
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد مهربان و فرزانه همانطور که مستحضرید حضرات معصومین دارای مقام عصمت بصورت اهدایی هستند. و هنر آنها حفظ این مقام است. اگر آنها معصومند نباید انگیزه گناه در آنها باشد. پس حفظ این مقام نیاز به تلاش نیست تا آنها بخواهند آن را حفظ کنند. نظر حضرتعالی چیست؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون آن‌ها نیز انسان‌اند و مثل همه‌ی انسان‌ها خشم و شهوت دارند، کنترل این دو برای هرکس فضیلت محسوب می‌شود. موفق باشید

14381

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در احادیث و راوایات آمده است که خلوت زن و شوهر گناهان را مثل برگ درخت می ریزاند و ... اما من نمی دانم چرا گاهی احساس دوری از خداوند در این موضوع دارم. آیا شیطان حیله می کند؟ چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. این اُنس و مودّت، الهی است باید در مسیر لذتِ حلال از آن استفاده کرد. موفق باشید

13597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: نظر شما راجع به دراز کردن پا به سمت کمدی که قرآن در آن هست چیست؟ {با توجه به این که در کمد بسته باشد و به عنوان یک اتاقک محسوب شود} آیا این هم مثل دراز کردن پا به سوی قرآن بی احترامی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعی است که خودتان باید در آن فضا متوجه باشید که آیا شکل کار شکل درازکردن پا به سوی قرآن است؟ یا فضا طوری است که چنین موضوعی را پیش نمی‌آورد. موفق باشید

13563
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: با آرزوی سلامتی شما و قبولی طاعات و عبادات: استاد چند وقتیه به یاری خدا تمام تمرکز و مطالعات خودم و روی توحید قرار دادم. استاد یه مشکل بزرگ دارم، وقتی میخوام دعا کنم وقتی میخوام خدا رو صدا بزنم چیکار کنم؟ تو ذهنم که وجودی نمیتونم بسازم چون این وجود مخلوق ذهنمه، نمیتونمم وقتی خدا رو صدا میزنم یه وجود مجهول رو صدا بزنم، اسم الله رو صدا بزنم. استاد گیجم خیلی این مسئله اذیتم میکنه با اینکه خیلی در زمینه توحید کتاب خوندم اما هنوز نمیدونم باید چیکار کنم؟ خواهش می کنم کمکم کنید اگه کتاب یا مقاله ای صلاح میدونید بهم معرفی کنید. ان شاءالله خدا به شما استاد عزیز سلامتی عنایت کنه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت صادق«علیه‌السلام» جهت توجه به موضوع فوق و اين‏كه اولًا: قلب انسان كاملًا با خدا آشنا است و خداوند در نزديك‏ترين شرايط به انسان است. ثانياً: مى‏تواند با خدا روبه‏رو شود، ما را متوجه نكته‏اى مى‏كنند كه خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده است كه‏: «فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ‏ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ»،[1] و هنگامى كه بر كشتى سوار مى‏شوند خدا را با تمام خلوص مى‏خوانند و چون آن‏ها را به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، در همان حال شرك مى‏ورزند. بعد از طرح اين آيه حضرت فرمودند: آن‏وقت كه فرد در دريا اميد به هيچ‏چيز ندارد و به قدرتى لايزال متوسل مى‏شود «فَذَلِكَ الشَّيْ‏ءُ هُوَ اللَّهُ‏ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيْثُ لَا مُنْجِيَ وَ عَلَى الْإِغَاثَةِ حَيْثُ لَا مُغِيثَ»،[2] آن قدرت لايزال كه در آن حالت، آن فرد بدان متوسل مى‏شود همان خدايى است كه قادر بر نجات است، در آن موقعى كه هيچ نجات دهنده‏اى براى او نيست، و او فريادرس است، در شرايطى كه هيچ فريادرسى را در منظر خود نمى‏يابد. حديث مذكور؛ از بهترين نكته‏ها براى خدا يابى است. چون اولًا: ما را متوجه خدايى مى‏كند كه مافوق خداى مفهومى است و در آن شرايط خاص او را روبه‏روى خود مى‏يابيم، يعنى همان خدايى كه از طريق قلب بايد با آن مرتبط شد. ثانياً: اين خدا را انسان در وجود خود مى‏شناسد و احتياج نيست با كتاب و درس و مدرسه وجود او را براى خود اثبات كند. ثالثاً: و از همه مهم‏تر اين‏كه كافى است حجاب‏هايى كه خود را براى ما نجات‏دهنده و فريادرس مى‏نمايانند كنار رود، يك‏مرتبه قلب ما خود را با آن خدا روبه‏رو مى‏بيند. به همين جهت حضرت مى‏فرمايند: او خداى قادر بر نجات است آن موقعى كه هيچ نجات‏دهنده‏اى نيست، «حَيثُ لا منجى». وقتى در منظر جان انسان مشخص شود كه هيچ نجات‏دهنده‏اى نيست و همه آنچه ما به عنوان نجات‏دهنده به صورت وَهمى و دروغين به آن‏ها دل بسته بوديم، از منظر قلب كنار رفته‏اند، و وقتى روشن شود همه آنچه ما به عنوان فريادرسِ خود به آن‏ها دل بسته بوديم، از صحنه جان رخت بربسته‏اند، خداوند در عمق جان ما به عنوان فريادرس ظاهر مى‏گردد و ما با او روبه‏رو مى‏شويم. موفق باشید

 


[1] ( 1)- سوره عنكبوت، آيه 65.

[2] ( 1)- قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ( ع) يا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ دُلَّنِى عَلَى اللَّهِ مَا هُوَ فَقَدْ أَكْثَرَ عَلَى الْمُجَادِلُونَ وَ حَيرُونِى فَقَالَ لَهُ يا عَبْدَ اللَّهِ هَلْ رَكِبْتَ سَفِينَة قَطُّ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: فَهَلْ كُسِرَ بِكَ حَيثُ لَا سَفِينَة تُنْجِيكَ وَ لَا سِبَاحَة تُغْنِيكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ فَهَلْ تَعَلَّقَ قَلْبُكَ هُنَالِكَ أَنَّ شَيئاً مِنَ الْأَشْياءِ قَادِرٌ عَلَى يخَلِّصَكَ مِنْ وَرْطَتِكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: الصَّادِقُ( ع) فَذَلِكَ الشَّى‏ءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيثُ لَا مُنْجِى وَ عَلَى الْإِغَاثَة حَيثُ لَا مُغِيثَ.« معانيالأخبار»، ص 4-« توحيد صدوق»، ص 231.« بحارالانوار»، ج 3، ص 41.

11189
متن پرسش
سلام علیکم: جایگاه امر به معروف و نهی از منکر با توجه به جمله مقام معظم رهبری که فرمودند «امر به معروف و نهی از منکر تضمین کننده ی حیات طیبه در جامعه اسلامی است» در رسیدن به تمدن نوین اسلامی چیست؟ لطفا این جایگاه را تشریح کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید معروف این تاریخ را که عبور از سلطه‌ی فکری و اخلاقی استکبار است مدّ نظر داشته باشید و زمینه‌ی تذکر به سایرین را نیز فراهم کنید. موفق باشید
7910
متن پرسش
سلام علیکم به نظرشما دختر سی و یکساله ای که شرایطش برای ازدواج بد است و شاید هرگز نتواند ازدواج کند،چه کند که از این نیاز روحی بیرون بیاید و اینقدر برایش سخت نشود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به مریم عذرا نظر کند که طعام بهشتی برایش می‌آمد. اگر خداوند راهی از راه‌های دنیا را در مقابل انسان بست، راه‌های دیگری می‌گشاید. ولی اگر شرایط ازدواج پیش آمد، نباید به دست خود پس بزند. موفق باشید
نمایش چاپی