بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7841

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد از نظر جهان بینی شما و اسلام حقیقی اگر کسی به اندازه ی ایمانش به یک حکم عمل کند ایا می شود او را مواخذه کرد که چرا به اصل حکم عمل نکردی به عنوان مثال اگر در تاکسی نشسته باشیم و راننده اهنگ مبتذل گذاشته و من نوعی هم چون ممکنه با گفتن این که اقا خاموشش کن ضایع بشم و در کل سختم باشد که بگم خاموش کن از گفتن این حرف خودداری کنم ونهی از منکر نکنم ایا به من نوعی ایرادی وارد است ؟اخه ایمان من در این حد است که خودم با اختیار خودم به اهنگ مبتذل گوش ندهم و ایمانم بیشتر از این نیست
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به طور مسلّم اگر مطمئن باشید که این آهنگ حرام است و شرایط نهی از منکر فراهم است، واجب است تذکر دهید ولی عنایت داشته‌باشید نمی‌توان هر آهنگی را حمل بر حرمت کرد و حتی اگر شک هم داشته‌باشید که حرام است یا نه، حمل بر حلیت کنید. موفق باشید
7528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم در نزدیکی ما فقط یک مسجد است ولی امام جماعت این مسجد که روحانی هم هستند احکام مسجد را رعایت نمی کنند و می گویند انجام اعمال مکروه جایز است و اشکالی ندارد و خودش هم عمل مکروه انجام می دهد. و گاهی نبود حضور قلب در نمازش را شاهد هستیم و انتقاد های ما را هم نمی پذیرد ایشان در مسجد هم شوخی های زیادی می کند . لطفا راهنمایی بفرمایید مخصوصا در رابطه با نماز به جماعت و یا فرادای خواندن ما . التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این کارها آن آقا را از عدالت ساقط نمی‌کند ولی اگر احساس می‌کنید از مقصد اصلی نماز که «یاد خدا است» با شرکت در جماعت چنین فردی محروم می‌شوید باید در موقعی که نماز جماعت برپا نیست فرادا بخوانید. موفق باشید
5444
متن پرسش
مطلب ذیل را یکی از دانشجویان ممتاز برق دانشگاه شریف مطرح و سوال کرد که ذیلا خدمتتان ارسال می گردد: گرچه انگیزه های اساسی برای تحصیلات عالی در بنده با نیت خدمت به حزب الله و ... شکل گرفته بود-اما هم اکنون فاصله بسیاری با آن گرفته است آنچه که اکنون به آن فکر می کنم-عده ای هستند که از نظر رسانه های خارجی و یک خارجی که از طریق رسانه اطلاعات می گیرد فرق چندانی با گروه هایی من جمله القائده ندارد و گرایش یک یا دو نفر به این حزب از خارج-دلیلی بر حقانیت آن نمی شود بنده فقط این سوال اساسی را مطرح نمایم که چرا حزب الله و سایر گروه های مذهبی اسلامی ضد اسراییلی فکر می کنند که فلسطین حق آنهاست؟ بدون شک در تاریخ وجود دارد که اسراییل متعلق به آنها بوده و مسلمانان آن را طی جنگ هایی تصرف کرده اند و حالا که اسراییل به برکت پیشرفت های علوم فنی جان گرفته-می خواهد آنها را باز پس بگیرد این حرکات و تهدیدات حزب الله چیزی جز جنگ افروزی و حرکات تروریستی نیست-و به نظر من اینگونه می رسد که زمان حرکات تهاجمی به نام دین به پایان رسیده است و شاید هم اکنون بتوان به نام حرکات ناسیونالیستی و زنده کردن امپراطوری ایران و شکست امپراطوری بزرگ آمریکا این کار را انجام داد-ولی حرکات مذهبی در مقابل امپراطوری آمریکا جایی ندارد کافی است نگاهی اندک به فیلم های تاریخی بیندازیم که آنها می سازند و چگونه موفقیت کنونی آنها و تسخیر جهان را جشن می گیرند و مسلمانان را قومی وحشی معرفی می کنند و خودشان را صاحب تمدن و گاهی هم اخلاق و انصاف
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤال شما مفصلاً بحث شده و فکر می‌کنم بتوانید در سایت‌های مربوطه هم از تحقیقات انجام‌شده استفاده کنید که ادعای اسرائیل یک ادعای دروغ و ساختگی است و ساخته‌ی پروتکل‌هایی است که کمتر از صدسال پیش تنظیم کرده‌اند. از طرفی انسان به وسعت ابدیت است و باید جان خود را با حق و حقیقت روشن کند تا در ابدیت بهترین نحوه‌ی حیات را داشته باشد بدین لحاظ ما نمی توانیم در زمان خودمان از حقی که ضایع شده چشم‌پوشی کنیم و مظلوم را یاری ننماییم به‌خصوص که اسرائیل با خوی تجاوز‌کارانه‌ی خود اگر بتواند فردا به سراغ ما می‌آید. پس می‌توان گفت مجاهدان فلسطین خط اول دفاع ما از خودمان است. در ضمن فراموش نفرمایید همیشه دیکتاتورها همه‌ی تلاش را برای ماندن می‌کردند ولی خداوند به مجاهدان راه حق مدد خاص می‌کند برای نابودی دیکتاتورها هرچند آن‌ها فیلم‌های آنچنانی بسازند و بخواهند خود را پیروز و خوشحال نشان دهند.
4542
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی : شما در مباحثتان از بحث کنترل روح بر بدن می گویید.و اکثر مشکلات رو همین می دونید می خواستم بپرسم جایگاه نفس اماره چیست؟ پس نقش نفس اماره در کجای کج روی ها قرار داره؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح در مباحث فلسفی که همان نفس ناطقه است ابعاد ارزشی نیز دارد مثل نفس امّاره از جهت منفی و نفس مطمئنه از جهت مثبت و ما در مباحث خود از «روح» به اعتبار وجودش بحث می‌کنیم و نه به اعتبار موضوعات ارزشی و باید و نبایدهایش. موفق باشید
3935

مقتل شهدابازدید:

متن پرسش
سلام علیکم، در بالای سایت به زیبایی نوشته اید «ملائکه تا قیام قیامت در مقتل شهدا مانده اند و بر جان زائران مقتل آن ها نسیم عبودیت و معنویت می وزانند و راه ملکوت را به آن ها نشان می دهند.» سوالی که مدتی ذهنم را مشغول کرده بود و این مناسبت باعث شد آن را مطرح کنم این است که چگونه بعضی از مکان ها از لحاظ ارتباط با ملکوت قوی تر هستند. مگر نه این است که برای ملائکه مجرد این جا و آن جا فرقی ندارد؟ پس چرا بعضی مکان ها را محل رفت و آمد ملائکه می دانیم و بعضی جا ها را نه؟ آیا این ریشه در نفس مکان دارد یا صرفا احساسی که ما نسبت به آن مکان ها داریم به ما در ارتباط با ملکوت در آن مکان ها کمک می کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن اراده‌هایی که در آن مکان‌ها ظهور کرده و آن تن‌هایی که تحت تأثیر آن اراده‌ها آن‌جا فرو افتاده، مکان را مقدس کرده است. موفق باشید
3700
متن پرسش
با سلام و ادب در محضر استاد عزیز و بزرگوار: استاد اینکه فرشتگان در هر صورت مثالی در میآیند در این صورت اگر بعد از یک تمٿل در یک صورت اگر دوباره تمثل بکنند در صورت دیگری ، آن صورت قبلی آیا معدوم می شود؟ اگر معدوم نیست پس کجا قرار دارد؟ اگر معدوم است چطور صورتی که وجود پیدا کرده بعد معدوم شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظام عالم مجردات تجلیِ بعد از تجلی است و لذا فرشتگان در جایی تجلی کنند و بعد در جای دیگر تجلی می‌نمایند نه این‌که جسم باشند و در مکان خاصی متوقف باشند. در بحث برهان صدیقین و حرکت جوهری این موضوع را می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید
3363
متن پرسش
ضمن عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد ارجمند و شریف و عزیزانی که در گروه المیزان مشغول خدمت هستند. استاد گرامی بنده زمانی که قصد ورود به حوزه علمیه را داشتم 4 نفر را به عنوان الگو و هدف ایده آل در این راه انتخاب نمودم که همگی از راه تحصیل در حوزه علمیه به این جایگاه دست یافته اند. رهبر معظم انقلاب - استاد شهید مرتضی مطهری - استاد رحیم پور ازغدی و شما اما اکنون که سال دوم طلبگی من و در آستانه ورود به نیم سال دوم از این سال هستم متوجه شده ام بسیاری از دروسی که امروز در حوزه ها تدریس می شوند و قرار است که در 8 سال باقی مانده به آنها بپردازیم نمی توانند سطح علمی لازم را چنان چه مطلوب هدفم باشند فراهم آورند. برخی روندی کاملا فرسایشی داشته و برخی دیگر اصلا متناسب با نیازهای زمان نیستند. همه اینها به یک طرف و ضعف اساتید و محدودیت وقت هم برای پرداختن به این دروس در طرف دیگر. به علاوه ی نبود الگوهای خودساخته و شیوع برخی جریان های فکری در بین طلاب و روحانیون که واقعا موجب تاسف است.در کل آنکه نتوانستم آنقدر که انتظار داشتم طی این مدت که در حوزه هستم پیشرفت کنم چه در علم و چه در اخلاق. احساس کردم تا زمان بیش از این نگذشته در این مورد از شما راهکار بخواهم و ببینم می باید در این شرایط به چه چیزهایی بپردازم و به چه چیزهایی نپردازم؟ و به طور کلی چگونه باشم و چه انتخاب هایی داشته باشم تا بتوانم به الگوهایی که برای خود انتخاب نموده ام نزدیک شوم؟ شما چه برنامه ای را سفارش میکنید و . . . و آیا طی این مدت خود را از جمع دور کنم و به خودم بپردازم یا مانعی ندارد به بقیه هم در حد توان رسیدگی و کمک نمایم؟ با تشکر قبلی از محبت شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: دروس حوزه جنبه‌ی طریقیت دارد برای اهدافی که در نظر دارید بنابراین لازم است با حوصله و امید آن‌ها را طی کنید حال در این طریق هدفتان باید امام و علامه و رهبری باشد. این بزرگان از همین طریق به چنین کمالاتی رسیدند. عمده آن است که از همین حالا هدف خود را تعیین کنید و مطابق آن خود را مجهز نمایید. در کنار دروس رسمی، خواندن تاریخ اسلام و تفسیر قرآن چیز لازمی است، آرام‌آرام هدف مورد نظر شما، گرایش شما را به شکل خاص در می‌آورد. آری بالاخره اگر شرایط فراهم بود از کمک به بقیه غافل نشوید مشروط بر این‌که اصل را بر دروس خود بگذارید. موفق باشید
3175
متن پرسش
سلام علیکم،در کتاب جایگاه جن و ... فرمودید که جنیان مختارند و خوب و بد دارند و شیطان هم از دسته ی جنیان است سوالم این است که در کتاب هدف حیات زمینی آدم فرمودید که وجود شیطان در عدم اطاعت از خدا تکوینی است همانطور که وجود ملائکه در قبول سجد ه ی آدم تکوینی و وجودشان برابر فعل شان است حال چگونه جمع می شود مختاریت شیطان در دسته ی جنیان و وجود تکوینی او در عدم اطاعت خدا.متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» مطابق فرمایش علامه«رحمة‌الله‌علیه» عرض شد فرمان الهی به آن مقام تکوینی است ولی همان فرمان در حوزه‌ی موجودی که مختار است او را از وجه‌ی اختیار خارج نمی‌کند بلکه امکان انجام آن عمل را در روح او آسان‌تر می‌کند. مثل عصمت تکوینی امامان که آن‌ها را از اختیار خارج نمی‌کند ولی عصمت تکوینی آن‌ها شرایط باقی‌ماندن در عصمت را فراهم می‌کند و آن‌ها باید تلاش کنند آن‌ را حفظ کنند. موفق باشید
1905
متن پرسش
عرض سلام و ادب دوستی پرسید که چرا در جنگ تحمیلی برخی افراد را که در خدمت سربازی بودند و رضایت نداشتند که در جنگ شرکت کنند، بالاجبار باید در جنگ شرکت می کردند و اگر شرکت نمی کردند مجرم محسوب می شدند و ....؟ این با فرار کردن از معرکه جنگ فرق می کند، چرا که اینها از همان ابتدا تمایل شرکت در جنگ را نداشته اند. بعد دوستم پرسید که آیا سنت پیامبر صل الله علیه و آله و امیر مومنان علیه السلام نیز همینگونه بود؟ البته شکی نیست که این گونه افراد کم بودند و اکثر رزمنده ها مخلص نو متعهد اما خب منکر این گونه موارد هم نمی توان شد. در جواب چه باید گفت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حضور در جبهه ها در رابطه با حفظ نظام اسلامی واجب شرعی مطرح است و اجباری نیست ولی در رابطه با حفظ ثعور کشور قانون آن است که هرکس در سن خاصی رسید باید وظیفه‌ی قانونی خود را در دفع دشمن به عهده بگیرد و خدمت سربازی از نوع دوم است. موفق باشید
1153

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد من در حال حاضر درحال مطالعه ی کتبی دینی با یک برنامه ی خاص هستم (عرفان*جهاد بانفس*ناگفته هایی از آیت بهجت *....) و درحال حاضر مطالعه ای درباره ی امام زمان بطور دقیق ندارم و می خوا هم بدانم که آیا ضروری است با تو جه به اهمیت مسئله ی مهدویت مطالعه ی سایر کتب مذکور را رها کنم و به شناخت امام زمان بپردازم یا که نه من می توانم بعد از اتمام کتب مذ کور سراغ شناخت حضرت حجت بروم........ به طور کلی اشکالی دارد اگر مطالعات دینی ام را از مطالعه ی در مورد امام زمان شروع نکنم یا که حتما بایدشروع مطالعات دینی از مطالعات در مورد امام زمان باشد.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی سعی بفرمایید در کنار مطالعه‌ی مباحثی که دارید قلب خود را با معرفت نسبت به حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی» مدیریت کنید تا در افق بهترین به مطالعات خود ادامه دهید. موفق باشید
30275
متن پرسش
با سلام و رحمت: تفصیلی بر این حکمت نهج البلاغه را از زبان استاد طاهرزاده طلب داریم. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «عُمِّرَت البُلدانُ بِحُبِّ اَلاَوْطان» « کشورها با میهن دوستی آباد شده اند» (میزان الحکمه , ج۱۴, ص ۶۸۷۰)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی وطن‌ها با توحید الهی شکل گرفته باشند و موطن شود تا انسان‌ها مطابق فطرت خود به آن وطن‌ها علاقه‌مند شوند؛ بدان‌ها دل می‌سپارند و آن وطن‌ها را مأوای خود قرار می‌دهند و به آبادانی آن با تمام وجود می‌کوشند. دیگر دل به کانادا و آمریکا نمی‌سپارند تا جیب مردم را خالی کنند و نسبت به ارزش‌های ملی بی‌تفاوت باشند و به فکر فرزندان‌شان که در آن دیار هستند این ملت را به زحمت بیندازند و در خرابی وطن بکوشند. موفق باشید

18166
متن پرسش
با سلام و احترام و وقت بخیر خدمت استاد: من تحقیقی در مورد توکل در قرآن داشتم، تک تک آیاتی که واژه توکل در آنها بود رو بررسی کردم اما هنوز به خوبی توکل رو نفهمیدم. آیا توکل با اون وجود تعلقی بودن و ربطی بودن انسان در ارتباطه؟ یعنی چون انسان ذاتا یه موجود وابسته هست و کارهاشو مستقلا نمی تونه انجام بده خداوند مسأله توکل رو مطرح کرده؟ استاد گرامی به نظرمن دستورات دین مثل یه پازلی می مونه که هر کدوم اجزاش باید جای خودش باشه و هرکدام تامین کننده بخشی از نیازهای انسان است. اگه این نظر درسته توکل جاش کجاست؟ حس می کنم ذهنم به هم ریخته هست و دستورات دینی هنوز جای خودشون را پیدا نکردند و سازمان یافته نیستند حداقل تو ذهنم. ببخشید مزاحم شدم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم انسان همه‌ی ابعاد خود و هستی را نمی‌شناسد و حضرت حق که خالق او و هستی است، همه‌ی عالم را می‌شناسد و می‌تواند در آن تصرف کند؛ عاقلانه‌ترین کار آن است که به مدیریت حضرت حق در همه‌ی امور اعتماد کنیم و او را وکیل بگیریم و این معنی توکل است از آن جهت که به هرچه او گفته است اعتماد کنیم و به نتایجی که حاصل می‌شود، راضی باشیم. عقل برای آن است که جستجو کنیم ببینیم حضرت حق چه دستوری داده است، نه آن‌که عقل را در مقابل دستورات الهی و به طور مستقل تبعیت کنیم. موفق باشید  

17500

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی: سلام علیکم: استاد اگر کسی نعوذبالله به پیامبر (ص) فحاشی کند و کسی او را بکشد حکم قاتل پیش خدای متعال چیست؟ می دانم که می خواهید بفرمایید نباید کسی دست به اقدام شخصی بزند و نظم اجتماع را بهم بزند حقیر هم اینقدر غیرت و جرئت ندارم و مال این حرفها نیستم فقط می خواهم بدانم حساب و کتاب قاتل در نزد خدای متعال چیست؟ آیا خداوند با رحمتش با قاتل رفتار می کند یا با غضبش؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم حکم سبّ رسول اللّه«صلی‌اللّه‌علیه‌واله» قتل است ولی قواعد فقهی آن باید رعایت شود که متخصص آن بنده نیستم. موفق باشید

16216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا آقای صفایی حایری هم متوجه عقل جدیدی که با حضرت روح الله شد شده است یا ایشان مکتب فکری خودشان را دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نبوده که مرحوم صفایی چنین ورودی داشته باشند، ولی به مخاطبان خود، روحیه‌ی خوبی را که مفید برای چنین مطالبی است، ارائه می‌دهند. موفق باشید

16210
متن پرسش
سلام علیکم استاد: خسته نباشید. خدا را شاکرم که توفیق استفاده از مباحث حضرتعالی را نصیب حقیر فرمود. عذرخواهی می کنم که زیاد مزاحم وقت شریفتان می شوم. طبق فرموده حضرتعالی در حال پیگیری مباحث سوره حمد امام هستم. و باز به لطف الهی تعدادی از جوانان را حتی در شمال کشور ترغیب به پیگیری مباحث شما و در ابتدا مباحث برهان صدیقین و معرفت نفس کرده ام. ایشان گاها سئوالاتی از حقیر می پرسند که بنده الان مهمترین این سوالات را به محضرتان عرضه می کنم که ان شاءالله پاسخ حضرتعالی راه گشا خواهد بود. 1. چرا خدای تبارک و تعالی عالم ممکن را ایجاد کرد؟ چه نیازی به خلق مخلوقات داشت؟ 2. رابطه وجودی ما با اهل البیت (ع) چیست؟ (توضیح اینکه: بنده عرض کردم که ما شعاع وجود این حضرات هستیم چون ایشان صاحب اسم اعظم و اولین تجلی یا صادره حضرت حقند. که البته پشیمان شدم چون خودم هنوز به اینجا نرسیدم.)
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن‌بودنِ ممکنات، ذاتیِ آن‌ها است و حضرت حق به حکم جوابگویی به هر طالب فیضی، آن‌ها را وجود می‌دهد، نه از آن جهت که نیاز به خلقت آن‌ها دارد. عرایضی در این رابطه در چند جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» شده است. 2- وجود اهل‌البیت به عنوان خلیفة اللّه و واسطه‌ی فیض الهی، عامل وجود ما و کمال ما می‌باشد که در شرح کتاب «مصباح الهدایه» مباحثی در این رابطه مطرح شده است. موفق باشید

16146
متن پرسش
سلام علیکم استاد: بنده مدتی است دچار این توهم شده ام که همه ی انسان ها بهشتی اند. آنهایی هم که به ظاهر اهل مراعات شرعی نیستند جاهل قاصر هستند زیرا هنوز توفیق الهی شامل حالشان نشده تا به مسیر بیایند، حتی داعشی های آدمکش را نیز جوری می بینم که برای رضای خدا خود را منفجر می کند. بخودم می گویم اگر از بچگی این جور از لحاظ روانی روی من هم کار کرده بودند من هم الان مانند انان بودم. به خودم می گویم این بندگان خدا و انسان های به ظاهر غیرمذهبی و یا کسانی که در غرب غرق گناه هستند، هنوز طعم و لذت انس با خدا را نچشیده اند پس حرجی بر آنان نیست، بدبخت منم که به اندازه ی که می دانم عمل نمی کنم. خلاصه همه رو اهل نجات می بینم چون فکر می کنم هنوز یقظه و انتباه برای آنان روی نداده. استاد لطفا کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن مى ‏فرمايد: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا»[1] خدا آن گاه كه بنى‏ آدم در پشت پدرانشان بودند از آن‏ها اقرار به ربوبيتش گرفت و آن‏ها تصديق كردند و بلى گفتند. بديهى است كه اين رويارويى و اخذ پيمان دلالت بر وجود انسان و ادراك او در نشئه ه‏اى قبل از دنيا دارد. بنابراین هرکس با فطرت خود می‌تواند متوجه باشد چه کاری حق است و چه کاری باطل است و در واقع پیامبران متذکر همان چیزی هستند که فطرت انسان‌ها بر اساس آن سرشته شده است. قرآن در تذكرى بسيار عميق و عالمانه مى‏ فرمايد: «فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ‏ اللَهِ‏ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لَا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيّمُ وَ لَكِنَّ اكْثَرَ النَاسِ لَايَعْلَمُونَ»[2] پس به‏ پا خيز و جهت خود را در جهت دينِ حنيف قرار ده كه آن همان سرشت و فطرتى است كه خداوند انسان‏ها را بر اساس آن خلق نموده، اين فطرت در بين انسان‏ها يكسان است، اين دين و راه پايدارى است ولى اكثر مردم متوجه اين موضوع نيستند. درنتيجه به زندگى خيالى و كارهاى ناپايدار خود را مشغول مى‏ كنند و با پوچى و بى ‏ثمرى زندگى روبه‏ رو مى‏ شوند. انسان بايد به‏ پا خيزد و جهتش را جهت پيامبران بزرگ قرار دهد. چون جهت آن‏ها بر اساس دين خدايى است كه سرشت آدميان را نيز بر آن اساس  سرشته‏ اند. اين‏كه مى‏ گويد سرشت انسانى به دست خدا سرشته شده يعنى‏ گرايش «جان» انسان به سوى خداست. به عبارت ديگر بنيان «جانِ» انسان‏ها الهى است. پس كسى كه به خدا رجوع كند به بنيان جان خودش رجوع كرده است و كسى كه از خدا دور شود از «جانِ» خودش دور شده است. موفق باشید

 


[1] ( 1)- سوره‏ ى اعراف، آيه‏ ى 172.

[2] ( 1)- سوره روم، آيه 30.

15687

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
زمان نسبی رسیدن به تکامل و فتح باب چقدر است؟ در جایی می خواندم آیت الله قاضی ۴۰ سال و محمدتقی بهاری ۹ سال و ملا حسینقلی همدانی ۲۲ سال مجاهدت کرده اند. این زمان به چه چیزهایی بستگی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید کسی نتواند مشخص کند. باید کار را به خدا واگذار کرد و امیدوار رحمت او بود. موفق باشید

14773
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد فرمودید که یک مقام واسطه ای در عالم هست که بالاتر از عقول است و عین الانسان است. سوال1. خب نفس ناطقه ائمه (ع) و پیامبر (ص) هم باید از عین الانسان انسانیت خودشون رو بگیرن چون ظاهرا از بدو تولد تمام فعلیت ها رو ندارن آیا اینطوره؟ سوال 2. با فرض قبول عین الانسان میتونیم اینطور بگیم که این حقیقت همون مثل افلاطون یا ارباب انواع شیخ اشراق باشه نه بالاتر. سوال 3. علامه طباطبایی ارباب انواع رو در نهایه الحکمه رد میکنه و میگه عقول برای پرورش انسان کافیست و چون تمام کمالات رو هم چون داره میتونه افاضه کنه و احتیاج به وجود عین الانسان به اون شکل خاص نیست. سوال 4. آیا عین الانسان که می فرمایید فقط تجلیات معرفتی میکنه یا وجود دادن و ایجاد هم از اوست؟ و اگر هر دو مورد رو انجام میده که ظاهر حرفتون اینه خب همه انسان ها تجلیات عین الانسان باید باشن هم وجودا و هم معرفتا. و تفاوت نبی با فرد امی فقط در تشکیک تجلیات معرفتی هست. آیا اینطوره؟ سوال 5. فرمودید کل عالم ماده که ما می بینیم تجلی حرکت هست یا تجلی همون جوهر که عین حرکته اما در برهان صدیقین فرمودین که عالم ماده چون پایین ترین عوالم هست نمیتونه تجلی وجودی داشته باشه این 2 چطور قابل جمعه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ائمه«علیهم‌السلام» در همان ابتدای امر با مقام عین‌الانسان متحدند و تلاش‌ها و عبادات آن‌ها برای حفظ آن اتحاد است 2- اشکال ندارد که به یک معنا بگوییم عین‌الانسان به معنای مُثُل باشد، ولی در آن‌جا مباحث، ابهامات زیادی دارد که کار را با مشکل روبه‌رو می‌کند 3- در هرحال اگر انسانیت را یک امر اعتباری قلمداد نکنیم، چون یک امر تشکیکی است ما را متوجه‌ی عین‌الانسان می‌کند 4- مسلّم عین‌الانسان واسطه‌ی فیض است ولی به اعتبار عین‌الانسان‌بودنش در انسانیت ما به ما مدد می‌نماید 5- عین حرکت در پایین‌ترین از مرتبه‌ی وجود است و پایین‌تر از آن، مرتبه‌ای نیست که تجلی معنا داشته باشد. موفق باشید

14662
متن پرسش
با سلام: 1. حضرت استاد ما قبل از عالم ماده در عوالم مثال و عقل دارای نوعی موجودیت بودیم طبق این قاعده که معطی شی نمیتونه فاقد شی باشه، پس دارای نوعی وجود در اون عوالم بودیم. از مساله تشکیک وجود هم میشه به این رسید. حالا سوال من اینه که این حضور در عوالم سابق به نحو کثرت نبوده که من باشم و شما و دیگران متکثرا خب پس به نحو وحدت بوده یعنی همه یک حقیقت بودیم اما حالا آیا یک حقیقت بودیم یعنی بنده در عالم عقل مثلا فانی و مستغرق در اون عالم بودم به این معنا که هیچ علمی نداشتم نه به خدا نه به مجردات و معدوم محض بودم به تعبیری؟ یا اینکه فانی و مندمج و مستغرق در اون عالم بودم به این معنا که عین علم و درک و شناخت بودم به قدر وسعت عالم عقل و دیگران هم عالم و مدرک بودن اما خب همه یک حقیقت بودیم و در واقع دوئیتی وجود نداشت همه به یک علم به یک درک عالم بودیم و عین عقل بودیم؟ 2. عالم عقل دارای کثرت و اجزاء نیست پس به تمامه تجلی میکنه در ماده و نفس ناطقه من از ماده حادث میشه. یعنی تمام کمالات من بطور کامل آن در عالم عقل هست و چون تباین مطرح نیست پس عالم عقل وجود برتر من هست یعنی من برتر هست، پس من همون عقل کل هستم اما به نازله. پس باید در عالم عقل هم بنده به علم و ادراک و قدرت عقل عالم و قادر و عاقل بوده باشم آیا میتونیم اینطور استدلال کنیم؟ در واقع من در موطنی عقل به اعتباری روح و به اعتباری نفس و در موطنی هم محمد و حسین هستم. 3. آیا فرقه حروفیه که حروف رو واسط خلقت میدونن جایگاهی بین اهل ذوق و عقل داره و نظر شما در موردشون چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع مفصلی است که با مقدمات خودش حلّ می‌شود 1- همین اندازه بدانید که ما در مقامِ علمی خدا، وجودِ علمی داریم به این معنا که خدا به امکانِ ما علم دارد و هیچ شخص خاصی نیستیم که کثرت در میان باشد 2- ما به عنوان شخص خاص از رحم مادر شروع می‌شویم و در نسبت با کثرات، انتخاب‌های خود را شکل می‌دهیم و از فطرتِ بالقوه در حدّ انتخاب‌های سالم، بالفعل می‌گردیم. بنابراین نمی‌توان گفت همه‌ی ما عقلِ نازله هستیم، بلکه ما هرکدام شخصی هستیم که اگر مطابق فطرت خود عمل کنیم به همان اندازه به آن مقام عقلی نزدیک می‌شویم 3- از فرقه‌ی حروفیه چیزی نمی‌دانم. موفق باشید

13972
متن پرسش
سلام: می خواستم در مورد این جمله جناب دکتر داوری توضیح بفرمایند حضرت استاد. «شعر بیان عواطف نیست بلکه صورتی از سکنی گزیدن در زمین و شرط زندگی انسانی است... فضائل دیگر آدمی اعم از علم و تدبیر و صنعت، همه فرع سکنی گزیدن شاعرانه آدمی است». التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که استاد می‌فرمایند زیرا تا انسان از گذشته و آینده آزاد نشود و در سکنی‌گزیدن موفق نگردد، حقیقت بر او تجلی نمی‌کند تا شاعر به زبان شعر از آن حقیقت گزارش دهد. در کتاب «عالم انسان دینی» نکاتی در این مورد هست می‌توانید به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید

13484
متن پرسش
با عرض سلام: در ادامه سوال 13472 آیا اگر انسانهای دوره رجعت و آخر الزمان به قدری در همین دنیا ساحت عوض کنند و برزخی شوند {مثل علامه طباطبایی} باز هم برزخ به همان معنای آدمهای معمولی را خواهند داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در رابطه با نفخه‌ی اول که همه‌ی انسان‌ها به برزخ می‌روند، می‌فرماید: «وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ» (87/نمل) روزی که در صور دمیده می‌شود و همه‌ی اهل آسمان‌ها و زمین در فزع و مدهوشی قرار می‌گیرند مگر آن‌هایی که خدا بخواهد. و در روایت داریم امامان فرمودند آن‌هایی که فزع ندارند، ماییم. لذا به عرض می‌رسانم غیر از معصوم، همه حتی مؤمنین وارسته نیز برزخ دارند. زیرا در رابطه با زندگی دنیایی و تعامل با این بدن، به این درجات رسیده‌اند و باید مرحله‌ای باشد که نسبت‌شان با این بدن از بین برود و قیامتی شوند. ولی معصوم چون از اول در عصمت‌اند و در دنیا مأمورند آن عصمت را حفظ کنند، نسبت‌شان با بدن مثل نسبت ما نیست که نیاز به برزخ داشته باشند. موفق باشید

12719

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد شما در جواب برخی سوالات دوستان که در مورد واقعیت و درک واقعیت بود فرموده بودید که بنا نیست که ما به ادراک خود شک کنیم و ما ذاتا واقعیت و عالم خارج را درک می کنیم. اما برخی مواقع خود ما شاید برایمان پیش آمده که برخی چیزها را درک کرده ایم مثل شنیدن صدا و ... که بعد متوجه شده ایم که وجود خارجی نداشته و توهم بوده، حال سوال بنده این است که اگر بنا نیست که ما به ادراکات خود شک کنیم پس این توهمات را چگونه توجیه کنیم چون در مقطعی آن را به عنوان ادراک واقعی برداشت کرده ایم که در واقع اینگونه نبوده؟ و از طرفی ذاتا نمی توان به ادراکات شک کرد و آن را غیر واقعی دانست؟ آیا این امر یک تناقض و پارادکس نیست؟ مثلا در افرادی که توهمات شنیداری و دیداری با هم دارند و آن را واقعی می پندارند با اینکه دیگران به آنها می گویند این ادراکات آنها توهم است باز هم قبول نمی کنند، که اوضاع در تشخیص و ادراکات آنها بدتر است. لطفا جوابی کامل و واضح برای رفع این پارادکس دهید و این موضوع را برای بنده حل کنید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ما به طور بدیهی می‌یابیم که خودمان و جهان خارج از خودمان واقعیت داریم هرچند متوجه می‌شویم بعضی از افکار ما نسبت به واقعیت به خطا می‌رود و این را نیز با عقل‌مان متوجه می‌شویم و همین‌که متوجه می‌شویم بعضی چیزها توهم است دلیل بر توجه ما به واقعیت جهان خارج است. موفق باشید

11042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: می خواستم یه تفسیر معتبر و قوی درباره ی این جمله امام حسین(ع) که می فرمایند «ان القتیل العبره» رو برام ارسال کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث یادداشت ویژه‌ی سایت بحثی در رابطه با جایگاه اشک برای امام هست. ان‌شاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
10895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض قبولی زیارات شما: ببخشید که وقتتون را می گیرم استاد یه عده ای از کسایی که خیلی سنگ شاگردی شما را به سینه می زنن و افتادن توی عرفان و سلوک تازگی نظرات نادری از خودشون میدن که وقتی فکر می کنم می بینم هیچ عارف و فقیهی یه همچین حرفایی را تا حالا نزده و شاید به خودش اجازه نداده اینطوری حرف بزنه. می فرمایند که این سینه زنی های نوکران در هیات ها در برزخ هیچ صورتی ندارند و باید به سنت رجوع کرد و از این حرفها. استاد آیا اینها نظرات شماست؟ من هم چند سال است که مباحث شما را دنبال می کنم و بعید می دانم که این نظر شما باشد، استاد آیا این از مضرات سلوک بدون استاد و بی بصیرتی نیست؟ استاد وقتی آمریکا برای انحراف هیات های ما این همه هزینه می کند گویای این نیست که این هیات ها بزرگترین ضربه بر استکبارند و باید در جهت این نظام تقویت شوند؟ آیا با این همه مشکلات موجود ما باید با مطرح کردن این بحث ها ناخاسته گرفتار حیله ی دشمن شویم و بین خودمان تفرقه بیندازیم؟ آیا مشکل ما در حال حاضر سینه زنی است؟ شما هم فکر می کنید که این فکر نوعی افراط است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً از حضرت صادق«علیه‌السلام» داریم که راوی می‌گوید حضرت پرسیدند شنیده‌ام برای جدّم جلسه‌ی عزا برپا می‌کنید و نوحه‌سرایی می‌کنید؟ عرض کرد همین‌طور است و حضرت تأیید فرمودند. پس حتماً این کارها صورت برزخی دارد و آن صورت برزخی راهی است به سوی بهشت. از طرفی مگر خود حضرت صادق«علیه‌السلام» دستور نمی‌دادند که مرثیه‌سراها مرثیه بخوانند و خود حضرت و خانواده‌شان اشک بریزند. خودِ بنده‌ی حقیر در این جلسات شرکت می‌کنم و از نتایج آن بهره‌مند می‌شوم. موفق باشید
10891
متن پرسش
سلام: ببخشید وقتتون را می گیرم. شما مدام می فرمایید که اگر گناه کردید توبه کنید خدا می بخشد. استاد ما هم قبول داریم خدا می بخشد اما اگه گناه ملکه ما شده باشه چی مثلا من چشم چرانی ملکه ام شده، آقای ناصری می فرمودند گناه کنید خدا می بخشد اما اگر صفتی رذیله ملکه ما شد خطرناک است. استاد چه کنیم صفت رذیله مثل چشم چرانی را ترک کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به لطف خود نوری در قلب شما می‌اندازد که دیگر تمایل به این کار ندارید و متوجه می‌شوید چه زیبایی‌هایی در عالم هستی هست که با این چشم‌چرانی‌ها در حجاب می‌روند. موفق باشید
نمایش چاپی