بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1616

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد، دوستان که حتی افراد مسن و دنیادیده در میانشان هستند بنده را تشویق می کنند به دنبال موسیقی و یا آوازبروم و معتقدند انسان کم کم در زندگی دچار تنهایی هایی می شود که جز با ساز نمی تواند پرکند.می گویند نه پدر و مادر و نه همسر هیچکدام نمی تواند تنهایی آدم را پر کند و فقط ساز و یا آواز می تواند این کار را بکند. استاد آیا واقعا اینگونه است. من با این که صدای خوبی دارم اما دلم میخواهد بروم دنبال صوت قرآن. حال به نظر شما آیا واقعا من در آینده اگر دنبال ساز نروم دچار خلأ تنهایی می شوم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: از این دوستانتان باید پرسید مگر آن وقتی که با موسیقی تنهایی خود را پُر می‌کنید حقیقتاً تنهای و اوقات فراغت را به ثمر رسانده‌اید؟ یا از سؤالی که روح شما از شما دارد که چرا مرا به ملکوت متصل نمی‌کنی، فرار می‌کنید؟ مطمئن باشید تا با قرآن و روایت و شریعت ، جان خود را به معارف عالیه متصل نکنید و راه اُنس با خدا را پیشه ننمائید، بی‌راهه می‌روید. شاید صوت خوب شما وسیله‌ای شود که با قرآن اُنس بیشتری بگیرید و با تدبّر در قرآن راهی به سوی حقیقت در مقابل جان‌تان بگشایید. موفق باشید
1588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم؛ سؤالم در ارتباط با لعن و جایگاه آن در اعتقادات شیعه است. گاهی اوقات که زیارت عاشورا را با صد لعن و سلام می خوانم احساس می کنم لعنهای آن، چیزی به آدم اضافه نمی کند. برخلاف سلامها که انگار آدم را نورانی تر و به امام و اصحاب نزدیکتر می کند. تبیین موضوع از این جهت که در فرهنگ برخی به اصطلاح ولایتی های مذهبی لعن خلفا و دشمنان اهل بیت و در مقابل آن دوستی اهل بیت در حد طرفداری از تیم های استقلال و پیروزی و بسیار دم دستی و سطحی مطرح می شود اهمیت دارد. آدم وقتی یاد لعن می افتد یاد عید عمر و ... می افتد. اگر جائی در مباحث کتابهایتان به صورت مبسوط به آن پرداخته اید ممنون می شوم راهنمائی بفرمائید. لعن فقط خالی کردن عقده هاست؟ چرا خداوند و ملائکه در قران عده ای را لعن کرده اند؟ آیا لعن اولی و دومی و .... با تکیه بر همان مصداقهای تاریخی باید اینقدر که برخی تأکید دارند در معارف شیعی پررنگ است یا آن افراد و تکیه بر لعنشان مقتضای یک دوره تاریخی خاص بوده است؟ و الآن باید کسانی را که راه رجوع به فرهنگ اهل بیت و ولایت فقیه و انقلاب اسلامی را می بندند لعن کرد؟...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در کتاب «شرح زیارت عاشورا» در مورد لعن عرایضی داشته‌ام و آن‌جا تأکید می‌شود که اگر قلب خود را با لعن نسبت به فرهنگی که مقابل اهل‌البیت«علیهم‌السلام» ایستاد، تطهیر نکنیم آن‌طور که شایسته است رجوع به اهل‌البیت نداریم و سرنوشت ما مثل حزب مشارکت می‌شود. موفق باشید
19437
متن پرسش
سلام: در دعای طولانی که در روزهای ماه رمضان می خوانیم می رسیم به جمله ای که باید سه بار تکرار کنیم و ابتدای آن جمله اینست «استغفرالله ربی و اتوب الیه ان ربی قریب مجیب...» حال سوال بنده اینست که چرا در ماه شعبان و رجب در استغفار کلمه «ربی» حذف شده ولی در این ماه که حجاب ها کمتر هستند و حضرت حق طبق جمله «فانی قریب» بسیار نزدیک است ولی کماکان کلمه «ربی» وجود دارد؟
متن پاسخ

بسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «ماه رجب؛ ماه یگانه شدن با خدا» در این مورد شد مبنی بر این‌که وقتی نظر اجمالی به حضرت حق داریم، و با توجه به آن‌که اسم «اللّه» جامع همه‌ی کمالات است، اسم «ربّ» را اظهار نمی‌کنیم. ولی چنان‌چه بخواهیم در عین نظر به حضرت حق، با نظر تفصیلی به وَجهِ ربوبی آن نظر کنیم، اسم ربّ را پیرو اسمِ اللّه می‌آوریم. در رابطه با اسماء الهی، خوب است به کتاب «اسماء حسنا؛ دریچه‌های نظر به حق» رجوع فرمایید. موفق باشید

18554
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: آشنایان و همکاران چند سوال از من پرسیدند که من نمی توانم کاملا منطقی و با دلایل و برهان های قوی جوابشان را بدهم. چنانچه برایتان مقدور است لطفا در این زمینه بنده را راهنمایی فرمایید. اگر لازم باشد حاضرم کتب گوناگون را برای تحقیق در این مورد مطالعه کنم: 1. امر به معروف و نهی از منکر چه ضروریتی دارد؟ 2. چرا ما باید آیین اعراب را قبول کنیم در صورتی که خودمان زرتشت را داریم؟ 3. چرا خدا بعضی از مسایل را در قرآن کاملا صریح و مشخص بیان نکرده و راه را برای تاویل و تفسیرهای مختلف افراد باز گذاشته؟ 4. چرا خدا در قرآن مستقیما بیان کرده که زنها را کتک بزنید و این حرف دستمایه افراد مخالف شده که بگویند اسلام مخالف زن است و او را خوار کرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. اسلام به عنوان راهي كه خدا جهت هدايت بشريت قرار داده به عهده دارد تا آن‌چه موجب هلاكت افراد و جوامع انساني مي‌شود را به آن‌ها متذكر شود و از اين جهت جايگاه امر به معروف و نهي از منكر، یک جایگاه عقلانی و انسانی است 2. بحث دین زرتشت برای ایران و دین اسلام برای اعراب در میان نیست. بحث آخرین دین خدا است که بعد از تحریف سایر ادیان، خداوند برای بشریت فرستاده است. آیا دین زرتشتی که امروز ما با آن روبه‌رو هستیم می‌تواند جوابگوی نیازهای انسان‌ها در این تاریخ باشد؟ و یا در حدّ  مطالب کلی متوقف است؟ 3. اتفاقاً قرآن به عنوان کتاب مبین همه‌ی مطالب خود را به صورت بسیار روشن بیان کرده است. منتها مانند هر سخن حکیمانه‌ای باید برای فهم آن، تدبر لازم را به‌کار گرفت 4. هرگز چنین نیست که خداوند به مردان اجازه‌ی زدن زنان را داده باشد. قرآن در آیه‌ی 34 سوره‌ی نساء می‌فرماید: «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتي‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيراً» مردان به جهت استعداد خاصی که در مدیریت خانه به صورت کلی دارند و به جهت وظیفه‌ای که نسبت به اقتصاد خانواده خداوند به عهده‌شان گذاشته است، مدیریت خانواده را به عهده دارند و زنان صالح پیرو حق و حافظ اسرار انسان‌ها و خانواده به جهت رحمتی که حضرت حق در محافظت آن‌ها داشته است، در خانواده نقش‌آفرین‌اند. و برعکس اگر زنانی پیدا شدند که حریم خانواده را رعایت نمی‌کنند، ابتدا آن‌ها را با وعظ و نصیحت متوجه‌ی مسئولیت‌شان بگردانید و اگر اثر نکرد، حربه‌ی قهر را در میان آورید و چنان‌چه کار، به جاهای بدی کشید و خطر از بین‌رفتن نظام خانوادگی و نظام اجتماعی از طریق چنین زنانی پیش آمد، برای حفظ خانواده به جای آن‌که محکمه و دادگاه وارد شود خود مرد خانواده که مطلع است از آن‌چه گذشته است به حکم امر به معروف و نهی از منکر وارد شود و حدود الهی را، آن‌هم در حدّ زدن با چوب مسواک به طوری که هیچ کبودی پیش نیاید اجرا نماید. و این هیچ ربطی به حق مردم برای زدن زن را مجاز نمی‌نماید. حال اگر همین نوع خطاهایی که زن انجام می‌دهد و باید در محدوده‌ی خانواده تمام شود را، مرد انجام دهد او را به دادگاه اسلامی می‌سپارند و در این‌جا دادگاه با او روبه‌روست و دیگر بحث چوب مسواک و کبودنشدن نیست، بلکه شلاق است و حدّ و تعزیر. موفق باشید

 

17173

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
حضرت استاد سلام علیکم: جریان موسیقی انقلاب امروز بسیار بی کیفیت است و تاثیرگذاری لازم برای نفوذ فرهنگی را ندارد. بنده در صفحه شبکه اجتماعی ام به تبلیغ موسیقی خوب اعم از موسیقی های بی کلام و ... به موسیقیدانان انقلابی می پردازم که مورد توجه عموم هم قرار گرفته. آیا این مسئله مشکلی از نظر جنابعالی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برای ابتدای کار نیاز است. موفق باشید 

16645
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما: با توجه به دو حدیث «الاعمال بنیاتها» و «العمل هو نیت» و با توجه به مشاهده اتفاقات و شنیدن مطالبی در مورد تروریستهایی همچون داعش که با هدف پیوستن به پیامبر (ص) در بهشت و رواج اسلام حقیقی و اینکه تا آخرین لحظه بر این هدف خود مانده و یا خود را منفجر می کنند یا تا لحظه مرگ نبرد می کنند آیا می توان این عمل آنها را با توجه به نیتی که بیان می کنند جهاد دانست؟ چون مسلما نمی توان گفت کسی که این گونه خود را منفجر می کند به خاطر دنیا این عمل را انجام داده!!! البته خودم هم احساس می کنم یک جای کار این سوال می لنگد چون همین سوال را می توان در مورد لشگریان یزید که بعضی تا آخر جان در مقابل امام حسین (ع) ایستادتد هم پرسید!! ولی به نظر می رسد بعضی از این افراد را بشود در دسته مستضعفین فکری قرار داد!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که تعقل و تفکر در دین، شرط دینداری است و لذا در روایت از حضرت امام رضا«علیه‌السلام» داریم: «لَيْسَ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ التَّفَكُّرُ فِي أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل». عبادت، زیادیِ نماز و روزه نیست. عبادت، تفکرِ در امر الهی است. در این رابطه عین سؤال و جواب یکی از کاربران را به شماره‌ی 16146 خدمتتان ارسال می‌دارم.‏ سلام علیکم استاد: بنده مدتی است دچار این توهم شده ام که همه ی انسان ها بهشتی اند. آنهایی هم که به ظاهر اهل مراعات شرعی نیستند جاهل قاصر هستند زیرا هنوز توفیق الهی شامل حالشان نشده تا به مسیر بیایند، حتی داعشی های آدمکش را نیز جوری می بینم که برای رضای خدا خود را منفجر می کند. بخودم می گویم اگر از بچگی این جور از لحاظ روانی روی من هم کار کرده بودند من هم الان مانند انان بودم. به خودم می گویم این بندگان خدا و انسان های به ظاهر غیرمذهبی و یا کسانی که در غرب غرق گناه هستند، هنوز طعم و لذت انس با خدا را نچشیده اند پس حرجی بر آنان نیست، بدبخت منم که به اندازه ی که می دانم عمل نمی کنم. خلاصه همه رو اهل نجات می بینم چون فکر می کنم هنوز یقظه و انتباه برای آنان روی نداده. استاد لطفا کمکم کنید.

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن مى ‏فرمايد: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا»[1] خدا آن گاه كه بنى‏ آدم در پشت پدرانشان بودند از آن‏ها اقرار به ربوبيتش گرفت و آن‏ها تصديق كردند و بلى گفتند. بديهى است كه اين رويارويى و اخذ پيمان دلالت بر وجود انسان و ادراك او در نشئه ه‏اى قبل از دنيا دارد. بنابراین هرکس با فطرت خود می‌تواند متوجه باشد چه کاری حق است و چه کاری باطل است و در واقع پیامبران متذکر همان چیزی هستند که فطرت انسان‌ها بر اساس آن سرشته شده است. قرآن در تذكرى بسيار عميق و عالمانه مى‏ فرمايد: «فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ‏ اللَهِ‏ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لَا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيّمُ وَ لَكِنَّ اكْثَرَ النَاسِ لَايَعْلَمُونَ»[2] پس به‏ پا خيز و جهت خود را در جهت دينِ حنيف قرار ده كه آن همان سرشت و فطرتى است كه خداوند انسان‏ها را بر اساس آن خلق نموده، اين فطرت در بين انسان‏ها يكسان است، اين دين و راه پايدارى است ولى اكثر مردم متوجه اين موضوع نيستند. درنتيجه به زندگى خيالى و كارهاى ناپايدار خود را مشغول مى‏ كنند و با پوچى و بى ‏ثمرى زندگى روبه‏ رو مى‏ شوند. انسان بايد به‏ پا خيزد و جهتش را جهت پيامبران بزرگ قرار دهد. چون جهت آن‏ها بر اساس دين خدايى است كه سرشت آدميان را نيز بر آن اساس  سرشته‏ اند. اين‏كه مى‏ گويد سرشت انسانى به دست خدا سرشته شده يعنى‏ گرايش «جان» انسان به سوى خداست. به عبارت ديگر بنيان «جانِ» انسان‏ها الهى است. پس كسى كه به خدا رجوع كند به بنيان جان خودش رجوع كرده است و كسى كه از خدا دور شود از «جانِ» خودش دور شده است. موفق باشید 

16406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت جناب استاد بزرگوار: جناب استاد من فردی مجرد و مومن و با تقوایی هستم و در هیچ زمینه ای نیز مهارت خاصی ندارم (البته استعداد خوبی برای یادگیری حرفه ای نیز ندارم و مجبورم کارگری کنم) و سرمایه چندان مورد قبولی نیز ندارم. با توجه به اینکه شغل یک فرد، در ایمان و شخصیت آن تاثیر بسزایی دارد، بنابراین در رابطه با شغل خیلی مردد و سردرگم هستم، چون نمی خواهم ایمانم تحت تاثیر شغلم از بین برود من چند تا سوال داشتم: 1. آیا شغل های سطح پایین و پست مانند رفتگری یا نظافتچی یا سرایداری برای یک فرد مومن حلال است؟ 2. آیا در صورتی که کارفرمایم انسان جاهل و کافر باشد ترک شغل ضروری است؟ البته در تهران اکثر کارفرما ها جاهل و کافرند. 3. ایا شغل ها تاثیری در ایمان افراد ندارند و آدم باید خودش در محیط کار با ذکر و یاد خدا از تاثیر شغل و افراد بی ایمان در محیط کار در امان بماند البته سخته؟ 4. من قالیبافی نیز بلد هستم و درآمدش بسیار کم است. آیا به درآمد بسیار کمش در روستا اکتفا کنم یا اینکه به تهران رفته و در شهر غریب مشغول کارگری شوم؟ 5. توصیه جنابعالی برای انتخاب شغلم چیه؟ آیا مومن باید از شغل های پست و سطح بسیار پایین مانند رفتگری، نظافتچی و عملگی و ... دوری کند؟ یا اینکه مهم نیست؟ 6. آیا شما می شناسید افراد و شخصیت های بزرگی باشند ولی کارگری و به کارهای پست و بی ارزشی نیز مشغول شده باشند؟ 7. آیا اگر آشنایان و دوستان در رابطه با شغلم پرسیدند آیا عنوان شغلم را مخفی کنم و دروغ مرتکب شوم و یا بی ریا عنوان شغلم را بگویم مثلا بگویم آبدارچی یا نظافتچی یک شرکتم؟ 8. نظر دین مقدس اسلام در رابطه با شغل چیه (منظورم شغل های پست و کم ارزش است). 9. آیا به نظر جنابعالی یک فرد مومن یک شغل با درآمد بسیار پایین و مستقل داشته باشد ارزشمند است یا این که در شهر غریب مشغول کارگری با درآمد بالا باشد و ایمانش را به تضعیف کند؟ 10. البته معمولا عوام و افراد غافل می گویند که عنوان شغل مهم نیست شما باید صادقانه کار کنید و این کارها دزدی که نیست! بنابراین جواب سوالاتم را می خواهم از زبان عالم دینی با بصیرت و عارف بشنوم. خواهش می کنم برای رضای خدا راهنمایی ام فرمایید و در رابطه با شغل و ماهیت شغل و حضور افراد بی ایمان و غافل در محیط کار و ... بیشتر توضیح دهید. ان شاءالله خداوند شما را با امامان مان محشور فرماید ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شغل، آن‌چه مهم است طلب رزق حلال و خدمت به مردم است و بنده کسانی را می‌شناسم که مشغول همین نوع شغل‌های ساده هستند و در مسیر دینداری و تقوا، در سلامت و کمال به‌سر می‌برند. حال چه کارفرمایِ شما آدم بدی باشد یا آدم خوبی. شما طبق قراردادی که با او می‌بندید، کاری را به عهده می‌گیرید، مگر آن‌که آن کار، کار حرامی باشد. می‌ماند که اگر در شهر خود با درآمد کم زندگی‌تان می‌گذرد بهتر است که در شهر خود باشید. و انسان هرگز نباید شغل ساده‌ی خود را از بقیه پنهان کند. موفق باشید

15558

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: «حنظله آنچنان در روحانیت امام غرق بود که جنگ و رعب و تنعمات این جهان نتوانست او را از امام جدا کند و هر دو در یک کوی در زمین کربلا خوابیدند تا دعای او که خواست پیوستگی او در بهشت با امام اش بیشتر از این جهان باشد و امام برای اجابت آن‌ دعا آمین گفت، محقق شود. زیرا او راز وحدت روح را می‌شناخت و معجزه‌ی اتحاد روان‌ها را تجربه کرده بود که چگونه اگر انسان از خودبینی و خودخواهی و خودپرستی رها شود زمینه‌ی حاصلخیزیِ روح او، راه او را به سمت روح‌های بزرگی چون حسین (ع) می‌کشاند.» منظورحضرتعالی از اتحاد روحانی با امام چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» عرایضی در این مورد شده است. خوب است به طور اساسی، سری به آن کتاب زده شود. موفق باشید

14493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در این سه موضوع شما، با چه ترتیبی کار شود بهتر است؟ (شرح حدیث عنوان بصری - شرح حدیث ای اباذر - شرح حدیث یابن جندب) در حال دوره کردن هستم به همین خاطر پرسیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند، عمده آن است که با نور احادیث منوّر شویم. البته شرح حدیث «عنوان بصری» بعد از آن دو دنبال شود، إن‌شاءاللّه تأثیر خود را خواهد گذاشت. موفق باشید

14329

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: الان بنده که بیش از نیمی از آثار شما را کار کرده ام و الحمدلله همیشه مانوس با آثارتان هستم. آیا می توانم آرام آرام به کتب آیت الله العظمی جوادی آملی حفظه الله رجوعاتی داشته باشم یا فهمش سخت است؟ (منظورم چند آثار فوق تخصصی ایشان نیست). الان چهل کتاب از این بزرگوار دارم ولی بخاطر استاد صبر کردم و نخواندم و فقط آثار استاد را کار کردم تا استاد امر فرمایند چگونه بخوانم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی امید بنده آن است که فکر و ذهن مخاطبان خود را جهت فهم اندیشه‌های امثال آیت اللّه جوادی و حضرت علامه«رحمت‌اللّه‌علیه» و نهایتاً حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» کرده باشم. به آثار آن بزرگان رجوع کنید، إن‌شاءاللّه خدا کمک می‌کند. موفق باشید

14327
متن پرسش
سلام استاد: یک بار به بنده فرموده بودید مطالعه زندگی عرفا خودش بسیار خوب است. آیا زندگینامه شهدا دقیقا مانند آن است؟ یا زندگینامه عرفا و علما اولویت دارد؟ (چون بنده طلبه ام)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شهدایی بشوم که سطرسطرِ زندگی‌نامه‌ی آن‌ها در این تاریخ، نظر به سطرسطر زندگی اولیاء الهی است و موجب حضور ما ذیل نور اراده‌ی الهی در این زمانه می‌شود. موفق باشید

14308
متن پرسش
با عرض سلام: این فرمایش رهبری را که در تاریخ 94/10/8 درباره تمدن نوین اسلامی می فرمایند: «ما هم امروز از دانش جهان استفاده می کنیم برای برپا کردن تمدن نوین اسلامی منتها با روح اسلامی و با روح معنویت» آیا می توان با فرمایش شما در مورد شهید آوینی که معتقدید در سینما تصرف کرد و روح مورد نظر خود را در آن دمید معادل بدانیم و بگوییم شرط این که استفاده از ابزار دنیای مدرن فرهنگش را بر ما غلبه ندهد نیاز به این دارد که مثل شهید آوینی با آن برخورد کنیم و مقدمه ی این کار این است که آوینی ها پروریده شوند؟ و گرنه استفاده از دانش و تمدن غرب نتیجه ی عکس خواهد داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم برداشت خوبی از سخن مقام معظم رهبری است. از طرفی علم با عقل همه‌ی انسان‌ها مرتبط است و منحصر به قوم خاصی نیست. مشکل وقتی است که امیال اقوام آن را مطابق هوس خود جهت بدهند. موفق باشید

14246
متن پرسش
سوال شما: باسمه تعالی: با سلام و آرزوی توفیق روز افزون در ترویج معارف دینی، در سوال 14190 با طرح اظهارات آقای سروش در خصوص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و دیدگاه های نسبت داده شده به شیعیان در مورد این امام بزرگوار شبهات زیادی مطرح و منتشر شده است. حضرتعالی سوال کننده را به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» رضوان الله تعالی علیه ارجاع فرموده اید. اما معلوم نیست چه تعداد از کاربرانی که آماج این همه هجمه قرار گرفتند به آن کتاب مراجعه نمایند و تا چه حد به پاسخ آن شبهات دست یابند. به نظر می رسد با یک دسته بندی کلی این شبهات و ارائه پاسخ حتی کوتاه بهتر بتوان مانع از تاثیرات سوء احتمالی و ترویج بی پاسخ این سخنان واهی و سخیف شد. با عرض معذرت و تشکر از بذل عنایت. پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: در راستای روبه‌روبودن با این نوع شبهات بود که کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» تنظیم شد. موفق باشید باسمه تعالی با سلام مجدد، از دو جهت باید ما را ببخشید. اول این که نتوانستم منظور خود را به خوبی بیان کنم و دوم این که هی نق می زنم. منظور حقیر این بود که با نشر سخنان آقای سروش در قالب سوال یک کاربر محترم، کاربران زیادی در معرض این شبهات قرار گرفتند. حضرتعالی سوال کننده را به کتاب مذکور ارجاع فرمودید. حال سوال این است که آیا تمامی کاربرانی که با این شبهات مواجه شدند اهتمام و فرصت برای مطالعه آن کتاب و دریافت پاسخ آن شبهات را دارند؟ ممکن است درصدی از کاربران (حتی یک نفر) با مطالعه آن سوال آماج این شبهات قرار گرفته باشد اما نتواند به آن کتاب مراجعه نماید. لذا پیشنهادم این بود که اگر مقدور باشد آن بخش از کتاب به همراه سوال در سایت به نمایش گذاشته می شد و یا یک پاسخ کلی و کوتاه در همین بخش سوال و جواب ارائه می شد. با عرض معذرت از تصدیع اوقات شریف و تشکر از بذل عنایت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد وجود مقدس حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» و نحوه‌ی وجودآن حضرت در هستی، باید یک کار علمیِ عمیقی را دنبال کرد. به همین جهت سؤال‌کننده به کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» ارجاع داده شد و موضوع آن‌چنان نیست که بتوان در محدوده‌ی سؤال و جواب، کار را یک‌سره کرد و همین امر باعث خواهد شد که شما را متهم کنند به ساده‌اندیشی. موفق باشید

13456

راز رجعتبازدید:

متن پرسش
با سلام: چرا همانگونه که سیر ایمان و کفر برخی از افراد با رجعت تکمیل می شود و برخی دیگر در قیامت. چرا این امر برای همه انسان ها به یک باره در رجعت صورت نمی گیرد؟ مگر کسانی که در ایمان و کفر کامل بوده اند و دوباره رجعت می کنند نمی توانستند این سیر را در قیامت طی کنند تا دیگر نیازی به رجعت نباشد و یا چرا سایر افراد نمی توانند رجعت کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت، دیگر امکان عمل نیست. لذا شخصیت‌هایی که به جهت شرایط زندگی‌شان نهایت اراده‌ی خود را نتوانسته‌اند به فعلیت برسانند، امکان این کار برایشان در رجعت هست. به همین جهت می‌فرماید مؤمنین محض و کافرین محض که اراده‌های نهایی کفر و ایمان را دارند، در رجعت برمی‌گردند تا آن اراده‌ها را صورتِ فعلیت بدهند و جبهه‌ی نهایی تقابل حق و باطل نیز، ظهور کامل نماید. موفق باشید

13396
متن پرسش
بسم الله سلام و عرض ارادت: استاد در مورد اتفاق تلخ حج امسال جسارتاً دنبال یک چشم حادثه بین (در جایگاه تاریخی خودش) برای این اتفاق هستم به جای واکنش ها و چشم های عادی و احساسی و خبری! خیلی دوست داشتم نظر شما را در مورد این اتفاقات جویا بشوم! التماس دعای مخصوص یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم خداوند توفیق خادم الحرمین را که امر مقدسی است از افرادی که همواره ظلم‌شان روزافزون است، سلب خواهد کرد و این حادثه‌ها، شروعِ سلب آن توفیقی است که این خانواده‌ی بی‌کفایت، ناحق به‌دست گرفته بودند. موفق باشید

12049
متن پرسش
سلام: آیا ممکن است شبهات اعتقادی و فلسفی و حتی شک در بدیهی ترین چیزها که متاسفانه برخی در گذشته و شاید حال به آن دچار شده اند به دلیل مشکلات مغزی (مثلا بالا بودن سودا در مغز و یا تغییرات هورمونی در مغز) باشد و با رفع آن مشکل مغزی به یقین برسند و شکشان برطرف شود؟ یا نه شک در بدیهیات فقط مربوط به نفس می باشد و هیچ ربطی به مشکل مغزی و جسمی ندارد و باید با بی اعتنایی به شک در بدیهیات و یا اگر شک اعتقادی مذهبی باشد با تحقیق و استدلال به یقین رسید؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم و روح رابطه‌ی متقابل دارند لذا انسان باید سعی کند از یک طرف جسم خود را در حالت تعادل قرار دهد و از طرف دیگر روح خود را از تعرضاتی مثل خطوراتی که او را گرفتار شک در بدیهیات می‌کند، حفظ کند تا به تعادل لازم برسد. فکر می‌کنم تدبّر در کتاب‌های شهید مطهری کمک کند. موفق باشید

9780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: به جهت رفع افکار مزاحم و جهت دادن خیالات آیا این کار مطلوب است اذکاری که مرتبط هست را به وسیله حروف ابجد عدد مناسب آن را درآورد و به آن ذکر مشغول شد؟ اگر اذکار خاصی هست لطفا بفرمایید. لطفا طول مدت مداومت را هم ذکر بفرمایید. یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بزرگان این‌طور تجربه کرده‌اند و نتیجه گرفته‌اند. 2- آیات 54 تا آخر آیه‌ی 56 سوره‌ی اعراف هر روز 70 مرتبه کارساز است. موفق باشید
8279

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام می خواستم نظرتون رو در مورد ازدواج فامیلی بدونم-تفاوت و یا ویژگی خاصی در این نوع ازدواج نسبت به مابقی هست که باید مورد توجه قرار گیرد-این را پرسیدم چون حس میکنم نظریات و حساسیت هایی در مورد این نوع ازدواج فراگیر شده که واقعا اثبات و یا نفی شان سخت است...
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید علت مشکلاتی که آقایان می‌فرمایند نسبت به ازدواج علت اصلی نباشد. زیرا علاوه بر این‌که در سیره‌ی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» این نوع ازدواج فامیلی را می‌یابیم، در موارد دیگر نیز می‌بینیم که پسر عمو با دختر عمو ازدواج کرده‌اند و مشکلی پیش نیامده. پس مشکل باید چیز دیگری باشد که هنوز درست ارزیابی نشده. موفق باشید
6985
متن پرسش
سلام علیکم سوالی از خدمتتان داشتم. بنده شبیه این مطلب را تا کنون از چندین نفر شنیده ام که اگر کسی در دوران مجردی (که امروزه دوران مجردی شاید تا بیشتر از 10 سال پس از بلوغ نیز طول بکشد. و زمان واقعاً زیادی است.) پاک پاک مانده باشد؛ یا فوق العاده آدم سردی است که باید برود خود را درمان کند؛ یا فوق العاده آدم متقی و با تقوائی است. و کلاً تعداد اینگونه افراد آنقدر اندک است که به راحتی میتوان از آنها در آمارها و بررسی ها و ... صرف نظر کرد. حال شما اگر این مطلب را قبول ندارید که هیچ. اما اگر قبول دارید چند تا سوال داشتم: اول اینکه این مطلب بر اساس چه ادله ای گفته می شود؟! آیا در این زمینه آمارگیری و نظر سنجی ای انجام شده و مستند به آن آمار این حرف زده می شود یا بسته به تجربیات و مشاهدات شخصی این مطلب گفته می شود یا با استناد به حتی برخی روایات این حرف گفته می شود یا با استناد به ادله دیگری این حرف گفته می شود!؟ سوال بعد آنکه بنده خودم در بین دوستانم افرادی هستند(که تعدادشان آنقدر هم کم نیست که بگوئیم جزء افراد نادر هستند ) که البته قسم نمی خورم اما میتوانم با احتمال بالای 99% بگویم اینها مطلقاً هیچگونه گناه جنسی ندارند. حتی گناهی در حد یک نگاه لحظه به نامحرم. حال آیا همه این دوستانم از یکی از دو حال(بسیار سرد بودن یا جزء افراد بسیار متقی بودن) خارج نیستند؟؟؟!!! سوال بعد آنکه این افراد بسیار متقی چرا به این درجه رسیده اند که مطلقاً هیچگونه گناه جنسی ندارند؟! آیا یک استعداد اولیه ای داشته اند که فقط اینها دارند و بقیه ندارند؟! یا دلیل دیگری دارد!؟ همچنین آیا باقی افراد جامعه نیز اگر بخواهند میتوانند به همچین جائی برسند که مطلقاً هیچگونه گناه جنسی نداشته باشند!؟ سوال آخر هم اینکه البته نمی دانم این نتیجه گیری من از سر هوای نفس است یا واقعاً نتیجه گیری ام درست است. آنهم اینکه خوب اگر مسأله جنسی و گناهان جنسی اینقدر خطرناک است که پاک بودن در این زمینه تقریباً محال است(چون طبق این مطلب افراد مطلقاً پاک یا بسیار سرد هستند یا بسیار متقی) آیا اگر کسی در دوران مجردی آلوده شد؛ جای سرزنش دارد!؟ خب این مسأله اینقدر سخت است که افراد بسیار نادری میتوانند خود را پاک نگه دارند. پس بقیه اگر آلوده شدند یا جای سرزنش ندارند یا اگر جای سرزنش دارند؛ حداقل این است که خیلی نباید آنها را سرزنش کرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقدم خداوند یک عصمت اولیه در همه‌ی جوانان گذاشته و در دوران بلوغ همان‌طور که غریزه رشد می‌کند فطرت هم رشد می‌کند، اگر جوانان مواظب باشند غریزه بر فطرت غلبه نکند، به‌راحتی و به زیبایی می‌توانند خود را از آلودگی‌های جنسی حتی نگاه به نامحرم حفظ کنند و در آن حالت روحانیِ فطری در صفایی کاملاً آرامش‌بخش زندگی کنند. پس بستگی به خود انسان دارد که در دوران بلوغ کدام بُعد خود را تقویت کند. موفق باشید
5308
متن پرسش
سلام! 1‏- شما در کتاب آشتی با خدا گفته بودید بدن مادی انسان برای من انسان حکم ابراز برای رسیدن به کمال را دارد پس چرا ما در قیامت هم بدن داریم؟چرا خود من به عرصه ی قیامت نمی آید و نیاز به بدن دارد؟ 2- شبهات زیادی در سر دارم ولی حتی وقتی که جواب این شبهات را پیدا می کنم و ذهنم آرام می گیرد باز هم دلم آرام نمی گیرد؟باید چه کنم هم ذهن و هم دلم آرام بگیرد ؟ تشکر!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و در کتاب «معاد» روشن می‌شود که بدن قیامتی صورت اعمال و عقاید ما است و آن بدن غیر از بدنی است که ابزار نفس است 2- خدا را شکر کنید که دلی دارید که به زودی قانع نمی‌شود و به دنبال مطالب بزرگ‌تر است. کار را ادامه دهید تا با مطالب و معارف بزرگ‌تری روبه‌رو شوید. موفق باشید
4992
متن پرسش
سلام و عرض ارادت فراوان و آرزوی توفیق و برکت. استاد عزیز! در جواب سوال شماره 4947 باب مبحثی را باز فرمودید تحت عنوان سوبژکتیویته و ذهن گرایی درمورد امام زمان علیه السلام. آیا منظورتان در این زمینه شخص دکتراحمدی نژاد و مهندس مشایی هم هست؟ آیا سخنان و افعال این دو بزرگوار را هم در این حوزه ارزیابی می فرمایید؟ (خواهشا در صورت امکان صریح جواب دهید. به هر حال اگر منظورتان بر این دو بزرگوار است باید روشنگری شود) یا اینکه این معضل را در بعضی طرفداران احساسی ایشان مشاهده میکنید و آن دو را بری از اینها و در خط ولایت میدانید؟ 2- در صورت صلاحدید توضیح جامعتری در مورد بحث ذهن گرایی و شاخصه های ایجابی و سلبی آن عنایت بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن است که غفلت از حضور نسبی امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» در حرکات و گفتار زعمای دین ما را مشغول یک امام زمان ذهنی می‌کند. بنده جریان خاصی را متهم نمی‌کنم ولی یک ملاک می‌دهم که همه‌ی عزیزان متوجه باشند آن امام زمانی که ظهور می‌کنند امروز سخن خود را از زبان نایب‌شان به گوش ما می‌رسانند، اگر بر سخنان و رهنمودهای نایب امام زمان تأکید نشود ناخودآگاه نظرمان را از امام زمانی که ظهور می‌کنند به یک امام زمان ذهنی معطوف داشته‌ایم. موفق باشید
3553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام-نظرتان در مورد شخصیت علامه مصطفوی چیست واقعا گمنام هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که می‌دانید حکما و عرفا عموماً گمنام‌اند ولی بسیار مفیداند. مثل هوا که پیدا نیست ولی بدون آن انسان می‌میرد. موفق باشید
2925
متن پرسش
سلام.شما در ترجمه من عرف نفسه فقدعرف ربه در کتاب اشتی باخدا فرمودید:کسی که خودش را شناخت خدایش را می شناسد ولی در اثار ایت الله جوادی املی ایشان اینگونه ترجمه فرموده اند: کسی که خودش را شناخت قبلا خدایش را شناخته است این دو ترجمه چگونه جمع می شوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: روایت ظرفیت هر دو ترجمه را از جهت ادبیت و هم از جهت معرفت دارد. و در آثار ایت الله جوادی املی نیز هر دو نگاه موجود است موفق باشید
2879
متن پرسش
با سلام. 1- بنده به عنوان یک مهندس در حال حاضر بالاجبار می بایست در محیطهای خصوصی کار کنم که رعایت حدود محرم و نامحرم نمی شود و مثلا منشی و دیگر کارکنان شرکت با آرایشهای شدید وارد فضای کار می شود. البته خود بنده بسیار رعایت می کنم ولی می خواستم بدانم نفس حضور در این فضا چگونه است؟ 2- حال فرض کنید بنده خواستار آن باشم که برای خود شرکتی تشکیل بدهم و کارکنانی جذب کنم، آیا در هنگام جذب افراد یا شرکا باید انطباق تفکر دینی آنها را هم در تصمیم گیریهاش لحاظ کنم یا همینکه معاند دین و نظام نباشند و یا ظاهر نامناسبی نداشته باشند برای همکاری یا شراکت کافی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این سؤال را باید از مرجع تقلیدتان بپرسید. موفق باشید
969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی ببخشید استاد با توجه به بحث برهان حرکت جوهری این نظریه که اگر بتوان با سرعت نور و بیشتر حرکت کرد زمان به عقب برمیگردد آیا توجیهی دارد یا رد می کند؟ مگر میشود قوه هایی که به فعل تبدیل شدند مجددا به قوه تبدیل شوند؟ یا اینکه قوه ها به فعل تبدیل نمیشوند اما این وقایعی که ما میبینیم در تبدیل قوه به فعل نقشی ندارند که به نظر نادرست می آید . سوال دیگری داشتم آیا این جمله ی بنده درست است یا نه که قوه هایی که به فعلیت رسیدنددر زمان پیامبر باعث شد که فیض الهی منجر شود و زمینه برای وجود مبارک حضرت محمد (ص) آماده شود؟ ببخشید استاد من مدتی است دچار ناامیدی شدم (البته مطمئن نیستم ناامیدی است) احساس می کنم تحمل زندگی را ندارم یعنی فکر اینکه چندین سال دیگر زندگی کنم مرا اذیت می کند.مدتی است به خواندن کتاب های معرفتی بی رغبت شدم اصلا حوصله ی اینکه درس بخوانم یا خرید بروم را ندارم.غم عچیبی دارم واقعا آرزو دارم از این دنیا بروم.البته به خاطر بار گناهانم از مرگ میترسم اما ترجیح میدهم که نباشم و میتوانم خودم را سرگرم کنم اما به نظرم غفلت است.اصلا به نظرم مسخره هست همه چی لطفا مرا راهنمایی بفرمایید باتشکر فراوان
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی چون زمان، ذاتی عالم ماده است و ریشه در حرکت ذاتی عالم دارد، برگشت به عقب برای عالم ماده معنی ندارد و در عالم مجردات است که گذشته و آینده جمع است و می‌توان در گذشته و آینده حاضر شد. بعید است بتوان بعثت نبی‌اکرم«صلواة‌الله‌علیه» را در رابطه با فعلیت‌یافتن قوه‌های عالم ماده تفسیر کرد، زیرا هنوز ذات عالم ماده از ماده‌بودن در نیامده تا از آن جهت در عالَم دیگری قرار گیرد. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» به‌خصوص در قسمت دوم کتاب در رابطه با علت بی‌رغبتی نسبت به مطالعه عرایضی مطرح شده و از نظر مشکل روحی شاید ریشه‌ی فیزیولوژیک داشته باشد و عدم تغذیه‌ی مناسب و یا عدم ترشح هورمون‌های لازم در میان باشد، خوب است با روان‌پزشک موضوع را در میان بگذارید. موفق باشید
نمایش چاپی