بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت جنابعالی با عنایت به مطالبی که در مورد سیر توحیدی حضرت ابراهیم علیه السلام فرمودید و با توجه به مطالبی که قبلا مطالعه نموده ام برداشت من اینطور است که سالک پس از انکه حجاب ذات برای او برطرف گردید سیر در اسماء حق تعالی برای او شروع می شود و این اول سیر توحید الهی است و مقامات اصلی برای عرفا از اینجا شروع می شود سوال اینست که حضرت ابراهیم تا کجا پیش رفتند ایا با عنایت به اینکه می فرماید وجهی لله سیر خود را در تمام اسماء تمام نموده اند یا اینکه نهایت سیر او در یک اسم از اسماء الهیست؟ ثانیا با توجه به اینکه عرفای بزرگوار شیعه علیهم رحمه وجه نظر قلبی انها اهل البیت علیهم السلام می باشند چگونه است بعضی از بزرگواران صاحب همت عظیمه مانند سید مرتضی کشمیری و ملافتحلی سلطان ابادی علیهم رحمه بنا به نظر مرحوم علامه وارد عالم توحید نبوده اند و ظاهرا منکر هم بوده اند ایا همین انکارشان مانع از سیر انها گردیده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: همچنان که ملاحظه فرموده‌اید حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» همه‌ی مراتب توحید را طی کرده‌اند و نظر به توحید ذات دارند که فاطر سماوات و ارض است و لذا به نورحق به آسمان‌ها و ارض می‌نگرند. بنده در مورد قسمت دوم سؤال جنابعالی جمله‌ای از علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» ندیده‌ام، اگر عین جمله باشد شاید بتوان قضاوت کرد. موفق باشید
24052
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: ۱. آیا گوش دادن به صوت تلاوت قرآن، در حین مطالعه، بی احترامی به قرآن محسوب می شود؟ ۲. احادیثی که فضائل سوره ها را متذکر می شوند و ریشه قرأ در آنها به کار رفته، صرف خواندن بدون تفکر و تدبر را هم شامل می شود؟ ۳. و آیا با گوش دادن صوت، به خودی خود قرائت حاصل می شود؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه، إن‌شاءاللّه بی‌احترامی حساب نمی‌شود. ۲. امید است که خداوند با رحمت خود چنین برای ما حساب کند. ۳. اگر گوش‌سپردن به صوت قرآن، همراه با توجه باشد می‌تواند حکم قرائت قرآن را داشته باشد. موفق باشید

17678

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد گرامی: در زیارت ائمه علیه السلام آیا می شود به نیت امام دیگری به زیارت امام دیگر برویم، مثلا به نیابت از امام زمان (عج) به زیارت امام رضا علیه السلام برویم و همچنین زیارت امامزادگان را نیابتی می شود انجام داد؟ نیابت پدر یا مادر فوت شده چطور؟ در کل زیارت نیابتی بهتر است یا شخصی؟ اجرتان با سیدالشهدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با نیابت امام زمان«علیه‌السلام» به زیارت‌رفتن، بسیار خوب بوده و برکت چندین برابر دارد 2- انجام عبادات به نیابت والدین و اموات بسیار خوب و با برکت است. موفق باشید

15763
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ادبار قلب آیا به معنای پر شدن یا نداشتن ظرفیت معنوی جهت دریافت انوار الهی انسان است؟ لطفا معنا را روشن کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خاصیت قلب، تبدیل و تحول و تقلیب است و در این رابطه گاهی در «ادبار» قرار می‌گیرد و نسبت به رجوعِ به حقیقت جلو نمی‌رود که در این حالت، انسان باید با صبرِ بر فرائض، بندگی خود را به نمایش بگذارد. و لازم نیست که تصور کنیم حتماً به جهت گناهان ما، قلبْ در ادبار قرار گرفته است. موفق باشید

15461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم: چه ویژگی مشترکی بین افرادی که در حوزه علمیه موفق بوده اند وجود دارد؟ چه ویژگی هایی نشان دهنده وجود استعداد ورود به حوزه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در مباحث حوزه و دانشگاه عرض شده، علاوه بر استعداد لازم باید طلبه نسبت به شرایط تاریخی خود احساس مسئولیت کند. موفق باشید

14288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: ببخشید اگر انسان تقریبا در هر یک ماه یک بار نماز صبحش قضا بشود نشانه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از خدا بخواهید این مشکل را حلّ کند ولی خودخوری نکنید. هروقت بیدار شدید قضای نمازتان را بخوانید. البته سعی کنید زود بخوابید تا زود بیدار شوید. موفق باشید

14247
متن پرسش
سلام استاد: این شعر مرا دیوانه کرد. مولانا: «گفتم ای عشق، من از چیز دگر می ترسم / گفت: آن چیز دگر نیست، دگر هیچ مگو» این معنی اش چیست که هم نمی دانم و هم انگار جانم با آن آشناست...؟ استاد نمی دانم چرا اشعار مولوی و حافظ و امام (ره) را وقتی می خوانم قلبم تند تند می زند. یک نوع شوقی می آید که نمی دانم چیست. خیلی عجیب است که بعضا معنی را هم نمی دانم ولی باز هم حالت دیوانگی پیدا می کنم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابیاتی این‌چنین را باید در متن غزل معنا کرد که آن‌هم کار می‌برد و به جهت کثرت سؤالات، امکان چنین کاری برای بنده نیست، هرچند بنا دارم إن‌شاءاللّه هر هفته شرح یک غزل جناب حافظ را در اختیار کاربرانِ محترم قرار دهم. موفق باشید

12871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میشه لطف کنید اندکی در مورد تجرد در برزخ و ابعاد آن توضیح دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر بعد از مطالعه‌ی کتاب «ده نکته» و شرح صوتی آن به شرح کتاب معاد رجوع فرمایید، موضوع مورد سؤال به‌خوبی برایتان حلّ می‌شود. موفق باشید

9844
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در خصوص صدور کثرت از وحدت به مثال شما بسنده کردم. یعنی همان مثال نور و منشور. یک نور بی رنگ در اوج وحدت و یگانگی وارد می شود و نورهای کثیر با محدودیت خارج می شود. اما وقتی خواستم بحث الیه راجعونی را با همین مثال منشور توضیح بدهم دیگر نتوانستم. اگر بخواهیم این هفت تا نور را دوباره به مقام جامعیت برسانیم چگونه می توان مثال را توضیح داد؟ خب عقل میگه اگر هفت تا نور را هم داخل منشور کنی که نور بی رنگ در نمیاد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مثال شما به همان معنایی که نور بی‌رنگ وقتی از منشور گذشت هفت نور می‌شود. اگر بتوانیم آن هفت نور را از منشور عبور دهیم آن طرف یک نور خواهیم داشت ولی این یک مثال است و در حدّ یک مثال ارزش دارد. بحث صدور کثرت از وحدت را باید با اعیان ثابته مخلوقات حل کنید که خداوند با اسماء خود بر آن‌ها تجلی می‌کند. که بحث آن مفصل است. عجله نکنید، در عرفان حل می‌شود. موفق باشید
9761
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: استاد می خواستم ازتون بپرسم که انسان در مجموع دارای چند بعد است؟ و اینکه قوه غضب و شهوت هم جزء ابعاد محسوب میشن یا زیرمجموعه ی ابعاد هستند؟ با تشکر از راهنماییتون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس با توجه به نگاه خاص مکتبی که پذیرفته ابعاد انسان را تقسیم کرده‌اند. تقسیم‌بندی خیلی خلاصه آن همان نفس و قلب و روح است که نفس گرایش به بدن دارد و شهوت و غضب از زیرمجموعه‌های آن می‌شود و قلب که بُعدی است که نظر به حقایق دارد و طالب حق است و روح، مقام فنای عبد است که همه‌چیز را در جنبه‌ی حقانی‌اش می‌نگرد. موفق باشید
7957

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام ...اگر بخواهیم کتاب شواهد الربوبیه ملاصدرا را بخوانیم آیا نیاز به مقدمه دارد؟کدام ترجمه بهتراست برای مطالعه ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بدایة الحکمه و نهایة الحکمه علامه که اساتید شرح داده‌اند و صوت آن موجود است مقدمه‌ی خوبی است برای این کتاب. من غیر از ترجمه‌ی آقای جواد مصلح، ترجمه‌ی دیگری نمی‌شناسم تا بتوانم نظر دهم. موفق باشید
6841

ماهیت قلببازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خداقوت لطف کنید و بفرمایید ماهیت قلب چیست و نقش آن در دریافت معارف چیست؟ با تشکر نوروزی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: لطفاً به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع فرمایید. موفق باشید
4702
متن پرسش
اگر کسی حقیقتا به ناتوانی خود واقف شده و ادامه حیات خود را ملزم به فاصله گرفتن از اسلام . انسانیت و ارزشها و بصورت خاص حق الناس بداند ایا خودکشی حرام است؟ مگر نه اینکه هیچ حکمی در اسلام مطلق نیست مثل خوردن گوشت خوک در اضطرار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال خودکشی حرام است چون امکان رجوع به حضرت حق برای هرکس در هر شرایطی فراهم است و جای یأس از رحمت خدا نیست. این فرق می‌کند با خوردن گوشت خوک، این مثل شرک و کفر است که نمی‌توان گفت تخصیص می‌خورد. خداوند در قرآن می‌فرماید: «إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُون‏» هیچ‌کس از رحمت الهی مأیوس نمی‌شود مگر آن‌هایی که کافرند. موفق باشید
3401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. بنده استادی دارم صاحب باطن، اما بعد از حدود دو سال که شاگرد ایشان هستم هنوز نتوانستم از باطن ایشان بهره ببرم، می خواستم بنده را راهنمایی بفرمایید که در معارف اسلامی برای برقراری رابطه ی باطنی با استاد چگونه باید عمل کرد و چه آداب خاصی دارد؟ این که می گویند سالک در ابتدای سلوک باید تصویر استادش را درحال عبادات خود مجسم کند به معنای تجسم خیالی استاد است؟ آیا برای برقراری رابطه با باطن استاد باید حضور قلب پیدا کرد؟ آیا استاد خودش باید تشخیص دهد که این شخص آماده ی دستگیری است یا شاگرد با اراده خود می تواند از باطن استاد بهره ببرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وظیفه‌ی ما است در ذیل شریعت الهی و انقلاب اسلامی به آن استاد سلوکی ارادت بورزیم تا قلب ما امکان ارتباط با ملکوت استاد را پیدا کند. آری باید تجسم خیالی از او داشت. موفق باشید
1029

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. استاد من دوبار از طریق این بخش سوالی را از شما رسیدم یک مرتبه ارجاع دادید به مباحث معرفت النفس و ... که مباحث را دنبال کردم اما به طور صریح جواب نگرفتم. دوباره سوال را پرسیدم از همین طریق اما شما پاسخ دادید که قبلا جواب داده اید من دوباره سوالات و پاسخهای موجود در سایت را بررسی کردم به طوری که سرم گیج رفت اما جواب واضحی نگرفتم. میخواستم خواهش کنم حتی اگر قبلا به کسی دیگر در همین سایت پاسخ این سوال را داده اید یکبار برای خدا هم هم به من پاسخ بدهید چون هرچه گشتم چیزی نیافتم. سوالم این است که آیا خدا دوست دارد مثلا ما بگوییم یا امام رضا من فلان حاجت را از شما میخواهم و یا از سایر ائمه حات بخواهیم و یا بیشتر دوست دارد که ما از خودش بخواهیم اما به مقام ائمه قسمش بدهیم. در واقع از ائمه بخواهیم برای ما دعا کنند و یا اینکه بخواهیم حوائجمان را مستقیم خودشان بدهند(با علم به اینکه قدرتشان را از خدا دارند). ممنون.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی عمده توجه ما باید به حضرت حق باشد چون اوست که منشأ همه‌ی کمالات است منتها یک وقت با نظر به امامان معصوم – که آیننه‌ی نمایش کمالات الهی هستند – به حق نظر می‌کنیم و از امام می‌خواهیم مظهر رسیدن لطف خدا به ما شوند که این همان است که می‌گویید: ای امام رئوف شما سبب شوید تا خداوند فلان حاجت مرا برآورده فرماید. اما یک‌وقت نظر به خداوند دارید و متوجه‌اید آن خدا آنچنان لطف دارد که چنین انسان‌های معصومی را پرورانده و لذا می‌گویید: ای خدا به حق لطفی که به حضرت زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» کرده مرا از برآوردن فلان حاجت محروم مگردان. هر دو شکل فوق ممکن است. شما در خودتان ملاحظه کنید از کدام مشرب می‌توانید استفاده کنید. موفق باشید
22225
متن پرسش
سلام علیکم: طاعات و عباداتتان قبول و عیدتان مبارک! استاد بزرگوار در مجموعه ی بسیج دانشجویی فعالیت داشتیم و چندان خوب کار نکردیم، در واقع اصلا خوب کار نکردیم چون نتایج آن دوران را الان داریم مشاهده می کنیم. تصمیم گرفتیم اعضای آن مجموعه را بار دیگر دور هم جمع کنیم و یک کار تشکیلاتی منسجم انجام دهیم. 1. بصیرت اعضای گروه پایین هست. 2. در شناخت رهبری و نظام و تحلیل سخنان رهبری و رفع شبهات ضعیف هستیم. 3. دایره ارتباطی ما بسیار بالاست، با همه قشر ارتباط داریم و باید جوابگوی شبهات همه اقشار در راستای هدفی که اتخاذ کردیم (تحقق آرمان های انقلاب اسلامی) باشیم. 4. متاسفانه در بین اعضای خانواده و دوستان و آشنایان ما، یٲس و نامیدی و ناکارآمدی نظام اسلامی و حکومت حاکم را عنوان می کنند و به فضای مجازی و دشمن بیرون بیشتر اعتماد می کنند. باید در جهت شبهات نزدیک ترین افراد به خودمان نیز تلاش کنیم. 5. همه ی اعضایی که برای این کار با هم متحد شدند فقط در فضای مجازی می تواند با یکدیگر ارتباط بگیرند و جلسه ای به صورت حضوری ندارند. 6. همه ی اعضا در نهایت به امید خدا وارد اجتماع خواهند شد و در بین اقشار دیگر نیز بصیرت افزایی و اطلاع رسانی خواهند کرد. استاد بزرگوار با توجه به شرایط بالا یک سیر مطالعاتی مناسب از خودتان یا دیگر اساتید به ما معرفی کنید و به نظر شما در کنار یک سیر مطالعاتی متناسب با شرایط بالا، کدام جلسات اخلاق (جامعه السعادات یا شرح جنود عقل و جهل و...) را دنبال کنیم؟ یا جلسات اخلاق کدام استاد را دنبال کنیم؟ پیشاپیش از پاسخگویی تان سپاسگزارم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید مشکل ما نداشتن معارفی است که نظر به حقایق عالم دارد؛ لذا ابتدا باید متوجه‌ی حقایق شد و این‌که ما در نسبت با آن حقایق چه جایگاهی می‌توانیم داشته‌باشیم. پیشنهاد من در این رابطه مطالعه‌ی موضوعات زیر است:‌1ـ معرفت نفس. 2ـ کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی». 3ـ برهان صدیقین. 4ـ سلوک ذیل شخصیت امام خمینی. در مورد اخلاق، خوب است که به شرح دعای مکارم الاخلاق فکر کنید.

20441
متن پرسش
در پاسخ به پرسشی با این عنوان: با شهید حججی، افقی دیگر در میان آمد. از کدام نشناختن سخن می گویی؟! حال آنکه گفتم حججی را در افق «ققنوس» ها به نظاره نشسته َم! از دروغگویان که محض دلخوشی دروغین شان از او «طوطی» ساختند در جوار تو نالیدم! دروغی که هست و نیست مان را به ریشخند گرفت و ترازوی کم و بیش مان را دستکاری کرد! من ِ «سر» دار را با بی «سر» ان سانی نیست ... اما چرا از دروغی که این چنین سر به سر مان گذاشته، چیزی نمی گویی؟! چرا چنگ نمیزنی و خرقه ی دروغ مان را پاره نمی کنی؟! چرا دست نمی اندازی و این دروغ را که این چنین در وجود ِ مان پا بر حنجره ی صدق گذاشته، به زیر نمی کشی؟! چرا نمی گذاری کنار تو ، راه ما که از دروغ زمانه مان می نالیم با راه آنان که صدق انقلاب را به یغما می بَرَند، جدا کنیم؟! چرا نمی گذاری جامه ی دروغ مان را پاره کنیم و رسوایی َش را نشان دهیم تا آنان که صدق انقلاب مان را توهمی بیش نمی دادند، نشان دهیم!؟ آنان که از آب گل آلود همین دروغ، ماهی پایان انقلاب تور می کنند! من نمی خواهم در زمین ِ عزت ِ انقلاب، از ترس ِ ترکش ِ پست ِ دروغ، قد خمیده قدم بردارم. و حالا تو مرا این چنین غریبانه به نشناختن محکوم می کنی! دیروز طور دیگری در جوارت نالیدم و گفتم: انقلابی که سر ِ حرکتم را به سمت دروغ ببرد، اسمش چیست؟ انقلاب همراه دروغین می خواهد؟ انقلاب تایید دروغین می خواهد؟! انقلابی که فطرت مرا، ساده ترین را، سر راست ترین را نبیند، انقلاب است؟ انقلابی که صدق را نفهمد انقلاب است؟ انقلابی که در آن نفسهای صادقان تنگ شود انقلاب است؟! این انقلاب راستگوهاست یا دروغگوها؟! پس چرا ما امروز با راست ترینِ انقلاب، با امام مان ارتباط نگرفتیم؟! و تو گفتی: نه! نه! هرگز انقلاب همراهِ دروغ و تأییدهای دروغین و اندیشه‌های سطحی نمی‌خواهد. این‌ها قاتل انقلاب‌اند. انقلاب اسلامی حقیقتی است که بر جانِ هوشیارانِ این تاریخ مستقر شده است و تمام آن چیزی است که فطرت ما به دنبال آن است. آنچه مرا بدان رجوع داده ای، خوانده َم اما لطفا مرا به آنجایی رجوع دِه که از قاتل ِ دروغ ، رسما زبانی به میان آورده ای، من آواره ی این زبان ِتوام. لطفا ما را امروز در این زبان ِخود پناه باش!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: من در آن جواب، خواستم متذکر امر مهمی نسبت به انقلاب اسلامی باشم تا انقلاب، تنها در آینه‌ی نگاهی که در گذشته به آن داشتیم، نگاه نشود. چرا که آینه‌ی دیگری ظهور کرده که اگر ادامه‌ی دیروزمان هست، که هست، از امروزمان خبر می‌دهد که چه در پیش داریم.

نمی‌دانم چرا در عین احساس هم‌زبانی و هم‌دلی و این‌که می‌فهمم به کجا اشاره داری، با طاهرزاده‌ای که در مرحله‌ی سوم حضورِ تاریخی انقلاب به‌سر می‌برد، همراهی نمی‌کنی؟![1]

نمی‌دانم روشن است که به کدام انقلاب دعوت می‌کنم یا نه؟! و نمی‌دانم شما هم در این غوغایِ مدعیان دروغین طرفدارِ انقلاب، مواظب هستید آن انقلاب در حجاب نرود؟! انقلابی که امثال حججی‌ها در افق تاریخ یافتند و تا مرز شهادت پای آن ایستادگی نمودند و تشییع‌کنندگان پیکر بی‌سرِ او آن حقیقت تاریخی را در بنیادین‌ترین بُعدِ خود حس کردند، در عین آن‌که روزمرّگی‌ها آن‌ها را اشغال کرده بود که این نیز عرض عریضی دارد که چگونه انسان‌هایی با این‌همه روزمرّگی‌زدگی، باز حججی را از خود می‌دانند!

چرا ما علیرغم این‌همه دروغ در این حضور تاریخی آن دورهایی که در متن انقلاب اسلامی خداوند برای ما تقدیر کرده است، نظر نمی‌افکنیم تا دروغ‌گویان را به چیزی نگیریم؟! اینان مگس‌هایی هستند که می‌خواهند فیل را نادیده بگیرند.

گفتی زبانی را به میان آورم که مستقیماً قاتل دروغ باشد؛ این تقاضا با نظر به روحیه و روحِ جوان شما تقاضای منطقی است ولی به این فکر کن که گویا سیره‌ی اولیاء الهی بیشتر در نمایاندنِ «صدق» بود ،تا «دروغ» خود به خود رسوا شود و برای تحقق یک تمدن، تمدنی که نمی‌خواهد یک حزب سیاسی باشد. به این فکر کن که چرا بعد از شهادت حضرت سیدالشهدا«علیه‌السلام» سعیِ ائمه«علیهم‌السلام» آن است که جبهه‌ی مقابله‌ای با خلفا شکل ندهند و در درون جامعه‌ی اسلامی تا آن راهِ زلالی که مأمور ظهور آن هستند، به میان آید.

 آری! در مورد کوفه عرض شد اگر کوفیان در عین تفاوتِ نگاه، آن نگاه‌ها به خصومت منجر نشده بود، علی«علیه‌السلام» توان مقابله با استکبارِ امویِ معاویه‌ای را داشت. چه کنم که نه می‌توانم این نحوه حضوری که شما متذکر آنید را نادیده بگیرم! و نه می‌توانم نسبت به روشی که برای تحقق تمدن اسلامی به آن‌ اعتقاد دارم؛ چشم‌پوشی کنم!! آن‌چه برای بنده شیرین است «سرِ پیری جوان‌بودن» است که این جمع‌الجمعی است طاقت‌فرسا. موفق باشید


[1] - در یک مرحله، سخن در این بود که این انقلاب ریشه در تاریخِ ما دارد و از «غدیر» تا این‌جاها آمده است و در مرحله‌ی دوم بحث «سلوکِ تاریخی ذیل شخصیت حضرت روح اللّه» بود و در مرحله‌ی سوم سخن از آن است که اگر به عمیق‌ترین لایه‌های وجودی خود رجوع کنیم، می‌یابیم که انقلاب اسلامی به عنوان نفحه‌ای تاریخی تمام جان ما را در بر گرفته است که البته این سخن سخنی است که در فضای مدرنیته «خلاف‌آمدِ عادت» است و نمی‌دانم گوش شنوایی برایش هست یا نه؟! عرایضی را در این رابطه در گلپایگان تحت عنوان «انقلاب اسلامی و حضور تاریخیِ ما» شروع کردم. عمری باقی باشد حرف‌هایی دارم.

19710
متن پرسش
با سلام: با این‌که سعی می‌کنم در مطالعات خود محکم و استوار باشم و از فلسفه‌ی اسلامی و بیش از آن از فلسفه‌ی غرب بهره‌هایی می‌برم، از یونان گرفته و افلاطون و از دکارت گرفته تا کانت و هگل و هایدگر، مشغول کند و کاو هستم و نسبت به انقلاب اسلامی نیز بی‌تعلق نیستم، و اندک استعدادی به اقرار دوست و دشمن در من هست؛ نمی‌دانم با این‌همه چرا در بعضی موارد می‌خواهم از غصّه بمیرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی                                                                                                             سلام علیکم: گفت: :                                                                                                 اگر که یار نداری چرا طلب نکنی / اگر به یار رسیدی چرا طرب نکنی

ما در تاریخی زندگی می‌کنیم که قصه‌ی انتحار روشنفکران قرن نوزده سخن بزرگی با ما در میان گذاشته است. بنده از کتاب «فرجام نیچه» اثر «هارتموت لانگه» این را فهمیدم که چون هوشیارانی مثل نیچه یا حساسیت‌هایی که گوته‌ی جوان در آثار خود پیش می‌‌آورد، دیگر نمی‌شود آدم‌های هوشیار را دعوت به زندگی کرد که عملاً  نفس‌کشیدن است و بس. لذا یا باید آن حساسیت نورانی را به جایی برد که آن‌جا روشنی‌گاهی است در ظلماتِ دوران. و اگر از آن مأیوس شویم از آن‌جایی که نظام مدرن چنین انسان‌هایی را از هرگونه زندگی محروم می‌کند، یا باید تصمیم به جنون گرفت چون نیچه و هولدرلین، و یا باید به آن نوع خودکشی‌ها دست زد که عده‌ای با آثار گوته دست زدند. امروز روشنی‌گاهِ ما با فلسفه‌های معمولی در مقابل ما خود را نمی‌گشاید. من هنوز حیران راهی هستم که شهدا در مقابل ما گشودند. خدا کند که این راه، معنیِ تاریخی خود را بنمایاند. آیا امثال شما می‌توانند برای آن‌که از غصه نمیرند، زبانِ راهی باشند که شهداء گشودند؟! می‌دانم که واژه‌ی «راهِ شهداء» کمی حالت متافیزیکی و مُرده پیدا کرده است ولی واقعیتِ قضیه به‌شدت زنده است، به همان معنایی که آن پیر فرزانه فرمود: «خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست و این ملت ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود.
 همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.». چه کسی است که باید نشان دهد راه و رسمِ شهادت، کورشدنی نیست؟ راستی را حکیمانه خون دل خوردن و حجاب‌های این راهِ گشوده را متذکرشدن همان، «مداد العلماء افضلُ من  دماء شهداء» نیست؟

موفق باشید

 

19340
متن پرسش
سلام: 1. با توجه به اینکه در این زمانه شرایط گناه به شدت فراهم است آیا افراد این دوره در حساب و کتاب قیامت همانند مسلمانان صدر اسلام خواهند بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جوانان آخرالزمان در بین اهل قیامت چون گوهری درخشان می‌درخشند از آن جهت که توانسته‌اند در آن شرایط ظلمانی ایمان خود را حفظ کنند. در حالی‌که نگه‌داشتن ایمان در آن شرایط از نگه‌داشتن آتش در کف دست سخت‌تر است. موفق باشید

19250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و فرزانه: جناب استاد ختمی از حضرت امیر علی علیه السلام در کتاب شمس المعارف الکبری وارد شده است که حضرت می فرماید اسرار عجیبی در آن نهفته شده است (سرا ای سر) بدین صورت که بعد از نماز صبح سوره حمد را 30 بار بعد از نماز ظهر 25 بار بعد از نماز عصر 20 بار بعد از نماز مغرب 15 بار بعد از نماز عشاء 10 بار که مجموعا می شود صد بار. حال جناب استاد در نماز های جماعت فرصت این که تعداد یاد شده را بخوانیم بین دو نماز داده نمی شود چه باید بکنیم آیا به خواندن نماز ظهر و مغرب اکتفا کنیم و بلافاصله ختم را بجا بیاوریم و بعد نماز عصر و عشاء را فرادی بخوانیم و یا نماز عصر و عشاء را قضا نیت کنیم بعد ختم را بخوانیم و بعد ادای آن را به جا بیاوریم و شق سوم این که آیا می شود برای این که جماعت را از دست ندهیم نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با هم بخوانیم و بعد تعداد ذکر شده را یکجا بخوانیم؟ با کمال تشکر و التماس دعا. در ضمن چند وقتی است به ایمیلم چیزی ارسال نمی شود لطفا پاسخ را در سایت بگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مطابق دستور عمل کنید تا نتیجه حاصل شود لذا راه‌کارِ دوم منطقی است که نماز عصر و عشاء با نیت قضا بخوانید. موفق باشید

19166

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می خواستم بدانم از نظر شما جایگاه دانشگاه (علی الخصوص دانشگاه هایی که بیشتر آموختن یک حرفه مثل پزشکی، مهندسی یا هنر را به عهده دارند) در وضعیت تاریخ کنونی با توجه به نظریاتتان در خصوص تفاوت حکمت و دانش مدرن و همچنین رسالت دانشگاه که به گفته ی شهید آوینی تربیت شهروندان مناسب دنیای مدرن و ... می باشد که از نظامات دنیای مدرن پیروی می کند و روح دنیای مدرن در تضاد با روح اسلام می باشد، چیست؟ نحوه ی برخورد صحیح ما با این آکادمی چه باید باشد؟ تسخیر یا دوری؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما فعلاً با همین نهادهای آموزشی روبه‌روئیم. لذا باید با خودآگاهی نسبت به این نقص‌ها سعی کنیم در همین بسترها بشری تربیت شود تا به مرور هدف اصلی آموزش در نظام اسلامی شکل گیرد. موفق باشید

16973
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض خالصانه ترین سلام ها به محضر منور استاد بزرگورام، حضرت استاد طاهرزاده (ادام الله ظله) حضرت استاد، از اینکه مصدع اوقات گرانبهای شما می شوم، عذرخواهم اما برای کسب تکلیف در رابطه با نقش آفرینی بهتر در عرصه اجتماع نیاز به راهنمایی حضرتعالی دارم. توضیحاً آنکه بنده طلبه ای هستم (سال چهارم) که در حدود دو سال است با دیدگاه های مترقی آن جناب، علی الخصوص درباره انقلاب اسلامی آشنا و مانوس شده ام. به آنان ایمان دارم و امیدوارم بتوانم در تحقق اهداف والای انقلاب سهم کوچکی داشته باشم. به همین خاطر عهد کرده ام در هر حضور اجتماعی، اعم از سخنرانی، مقاله و... تنها و تنها به دفاع از ولایت و تبیین مفاهیم و ارزش های مرتبط با آن بپردازم. بفضل الله و منته اکنون بحمدالله چند هفته ایست در یکی از مساجد به صحبت در خصوص انقلاب اسلامی می پردازم، و تنها منبعی که در اختیار دارم کتب مربوط به انقلاب اسلامی است که از بیان و بنان حضرتعالی تجلی نموده اند. از کتاب «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی»، آغاز نمودم و تقریباً هر جلسه ای را طی سه جلسه خدمت بزرگواران عرض می کنم. علی رغم اینکه برای ابلاغ درست و کامل آن همراه با توضیح فراوان، تمام تلاش خود را می نمایم، اما مسئولین معتقدند این مباحث برای جمع مردم سنگین است و باید سطح مطالب را پایین بیاورم. البته بنده معتقدم حتی اگر سنگین باشند، اما باید گفته شوند، چرا که بنابرآنچه از تعلیمات حضرتعالی آموخته ام، قرار بر حفظ یک سری مطالب نظری نیست، بلکه باید کم کم به شهود رسیده و ارتباط قلبی با انقلاب اسلامی برقرار نمود، معتقدم حتی اگر همه مطالب را متوجه نشوند لااقل می دانند که انقلاب اسلامی حقیقتی است قابل دفاع و مترقی. و فواید دیگری از این دست. اما برای اینکه در این مسئولیت خطیر سرافکنده خدای متعال نبوده و در شکر نعمت انقلاب اسلامی کم نگذاشته باشم، مصدع اوقات شریف آن استاد والامقام شدم و خواهشمندم راهنمایی ام بفرمایید. آیا به نظر شریف حضرتعالی به مباحث انقلاب اسلامی با ترتیب سیر مطالعاتی کتب، ادامه دهم یا آنکه از مباحث ساده تر مرتبط با انقلاب سخن بگویم؟ خداوند متعال را به خاطر وجود مبارک آن عزیز، شکر می کنم و امیدوارم حضرت روح الله رضوان الله علیه، خود دعاگویتان باشند... در طی مسیر دشوار اما شیرین انقلاب اسلامی بسیار محتاج دعای مستجابتان هستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر، مردم، خودشان با روح خود انقلاب اسلامی را می‌شناسند و تذکرات ما، عهدِ قلبی آن‌ها را نسبت به آن انقلاب زنده نگه می‌دارد و از این جهت فهم آن‌ها، آماده‌ی جدّی‌ترین سخنان نسبت به انقلاب است. در رابطه با فهم مردم نسبت به انقلاب در بحث «چیستی انقلاب» عرایضی شده است. بر این مبنا پیشنهاد می‌کنم با اطمینان تمام مردم را متوجه انقلاب اسلامی بنمایید؛ انقلابی که می‌خواهد تاریخی ماوراء تاریخ فرهنگ غرب را به صحنه آورد. در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» که بر روی سایت هست، در بحث «بازگشت خدا به تاریخ» عرایضی شده است که می‌تواند کمک‌کارِ بحث‌تان شود. موفق باشید   

16633
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: انجام گناه چگونه باعث ایجاد حجاب بین ما و خداوند می شود؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر نوع عصیانی در مقابل حضرت حق که به معنای پشت‌کردن به دستورات اوست، موجب پشت‌کردن به انوار الهی است که باید از طرف حضرت حق به قلب انسان برسد، و این همان حجاب است. موفق باشید

14937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و گرانقدر لطفا بفرمایید از بین شرح آداب الصلوه حضرتعالی و حدیث جنود عقل و جهل کدامیک را اول شروع کنم؟ آیا صحیح است هر چه زمان می گذرد چون بر تقوی و علمتان افزایش میابد لذا آثار امسالتان از آثار قدیمتان از نظر علمی قوی تر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب ارزشمند «آداب الصلواة» با مبانی معرفتی ارزشمندی روبه‌رو می‌شویم که که در پذیرش مباحث کتاب «شرح جنود عقل و جهل» به شما کمک می‌کند 2- رزق بنده و امثال بنده به پای میهمانان مباحث ما بسته است. آن‌چه خداوند برای مخاطبان اراده کرده است، به ما لطف می‌شود. روسیاهیِ بنده آن است که نمی‌توانم آزاد از منیّت‌هایم آن‌ها را ارائه دهم. موفق باشید   

14603
متن پرسش
سلام استاد: مدتی هست که با کتب شما آشنا شده ام و کتاب مبانی معرفتی مهدویت شما خیلی به دلم نشست، حقیقت به کسانی هم معرفیش کردم چون کتاب بسیار خوبیه در موضوع خودش. جایگاه و معنی واسطه فیض رو هم تا حدودی مطالعه کردم ولی نه کامل و الان هم کتاب علل تزلزل تمدن غرب رو دارم مطالعه می کنم. اصل سوال بنده این هست که من مدتی هست که مطالب و کتب مهدویت رو مطالعه می کنم و مطالعه کردم البته کامل نه. کتبی مثل امام مهدی (علیه السلام) از ولادت تا ظهور - الملاحم والفتن - مهدی منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) - غیبت نعمانی - آشتی با امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) - عصر ظهور و... البته کامل نخوندمشون. و ناگفته نماند که از این کتب برای بعضی از دوستان در دانشگاه و محیط های دیگر صحبت کرده ام. حال سوالم این هست برای اینکه در مبحث علائم و نشانه ها متخصص بشوم چه کار باید بکنم؟ البته قبل از این دنبال شناخت ائمه (علیهم السلام) و مقامشان هستم که در این هم دچار مشکل هستم که از همه چیز برای من مهمتر هست. دستور شما و راهنماییتان برای دو سوالی که عرض کرم چیست؟ بسیار شرمنده که وقتتان را گرفتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که ابتدا کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را با دقت مطالعه بفرمایید تا از نظر کلامی محکم و پا برجا باشید و سپس به کتاب «عالَم بقیة‌اللّهی» رجوع کنید. موفق باشید

نمایش چاپی