باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه جامعهی ما به آنچنان بلوغی رسیده است که از دورهی «فراروایت» عبور کرده است. به این معنا که افراد، چراغ خرد خاموش کنند و بدون فکر از کسی تقلید نمایند. آری! بسترِ گشودهای است به نام اسلام و انقلاب، که خود به خود میدانِ تفکر است و تفاوتِ فهمها نسبت به اسلام و انقلاب، نشانهی سعهی ملکوتیِ اسلام و انقلاب است و ما را از انجمادِ فکری نجات میدهد. از سخنان شما چنین برداشت کردم که نمیخواهید در انجمادِ فکری، خود را متوقف و راضی کنید و همین امر موجبِ ارادت بنده به امثال شماست. حقیقتاً در این تاریخ، باید در بسیاری از برداشتها و فهمهای خود تجدید نظر کنیم و آنها را بازخوانی نماییم، هرچند که در بعضی نکات به نظر خودم عجله کردهاید. مثل آنکه گمان فرمودهاید علت مخالفت بنده با آقای احمدینژاد مربوط به سال ۹۶ و عدول ایشان از مشورتی است که با مقام معظم رهبری داشت. چنین نیست؛ ولی فعلاً هم مهم نیست. مهم آن است که شما در موضوعات فکر میکنید و حتی برای مقام معظم رهبری، جایگاهِ عصمت قائل نیستید. از آن طرف انتظار بنده آن است که اهل تفکر به سخن متفکران از جمله متفکری مثل آقای خامنهای فکر کند و در مقایسه با سخن مخالفانِ ایشان آنچه بهترین است را دنبال نماید. بنده به هیچوجه نگاهِ شخصیتهایی امثال شما را، نهتنها نگاهِ مغرضانه نمیدانم، بلکه چشماندازی میبینم برای آیندهای که سختْ بدان امیدوارم. همانطور که اشاره دارید بحث در حکمِ حکومتی رهبری است که در آنجا نه به اعتبار آنکه آن سخن و آن حکم، بیعیب است بلکه از آن جهت که باید بالاخره به گفتهی افلاطون، یک کسی حرف آخر را بر مبنایِ معارف تعریفشده بزند تا امورِ شهر و کشور جلو برود.
اجازه بدهید به تکتکِ اشکالاتی که فرمودید پرداخته نشود؛ ولی در جمعبندی معتقدم «عقل» و «حکمت» اقتضاء میکند نظام ما آنچنان بیهویت و بیاصالت نشده است که به براندازی نسبت به آن فکر کنیم؛ بلکه برعکس، شاید بگویم از بینظیر نظامهایی است که اگر دلسوزانه و بیسر و صدا در رفع مشکلات آن قدم برداریم، حتماً به نتیجه خواهیم رسید. بنده بر اساسِ تجربیات گذشتهی خود در این وادی قدم برمیدارم و سختْ امید به رحمتِ الهی دارم و سخنان مقام معظم رهبری را نه از آن جهت که «باب اللّه» است بلکه به اعتبار اینکه گویا خدا بنا دارد از طریق سخنان ایشان، هدایتی به این ملت عطا کند؛ ارج مینهم در آن حدّ که گاهی به این فکر میافتم چقدر خوب است این سخنان را مثل یک متن ارزشمند در جمع دوستان مورد بحث و بررسی قرار دهیم، به نظر بنده ارزش این کار را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. غزالی در رابطه با اینکه چرا شیوخ عرفا در جلسهی سماع عرفانی شرکت میکنند، میگوید: سماع، آنچنان را آنچنانتر میکند. یعنی افرادی که در وجوه روحانی خود استقرار داشته باشند با حضور در جلسهی سماع آن حالت شدت مییابد که به نظر بنده برای شیعیان این حالت به نحو احسن در زیارت اولیاء معصوم «علیهمالسلام» شکل میگیرد ۲. مولوی میگوید: «عشقها گر زین سرا گر زان سر است / عاقبت ما را بدان سر رهبر است» یعنی اگر عشق، عشق باشد و در راستای زیباییهای محبوب جلو رود و نه در دام شهوترانیها، در هر صورت جان را به سوی محبوب مطلق میکشاند ۳. در جواب آن سؤال اینطور عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: باید انسان احساس کند آن کتاب و یا آن جلسه، جوابِ طلب حقیقی اوست و به نحوی او میتواند از آن طریق تغذیه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب تحت عنوان «انسان از تنگنایِ بدن تا فراخنای قرب الهی» بر روی سایت هست. آدرس:
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» شده است مبنی بر آنکه امروز در تاریخی زندگی میکنیم که دیگر بسیاری از کارهایی که دیروز در خانه انجام میشد، به بیرون خانه منتقل شده است و زن، اگر کاری جدّی و معنابخش در خانه نداشته باشد، وجودش در خانه با یک نوع بیهویتی همراه میشود که نتیجهی آن مشغولشدن به امور وَهمی و یا دنبالکردنِ سریالهاست. آری! خوب است که کمک او کنید تا نشان دهد با مسئولیتهای اجتماعی میتوانند انسانهای متعهد و نمونه باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد نهتنها صاحبنظر نیستم، حتی استعدادی که به موسیقی جذب شوم نیز، در من نیست. ولی میدانم که حقیقتاً موسیقی قدرت عجیبی در میانآوردنِ ابعادی از انسان را دارد در آن حدّ که جناب فارابی با نوعی از موسیقی در یک جلسه، همه را به خندیدنِ بیقرار میکشاند و در همان جلسه با نوع دیگری از موسیقی همه را به خواب میبرد. آیا واقعاً ملت ما چنین مبنایی را برای متأثرشدن از موسیقی دارا هستند یا نه، نمیدانم؟! شاید چیزی مثل شعر جای موسیقی را تا حدّی گرفته است و شاید آرامآرام روح توحیدی انقلاب اسلامی نوعی از موسیقی را به صحنه آورد که انسان تحت تأثیر آن، رازهای نهفته در انقلاب را که زبانِ دیگری نمیتواند ظاهر کند، به میان آورد. میگویند سمفونیهای بتهون چنین تواناییهایی دارد و هگل در تقسیم هنر نسبت به ظهور بواطن عالم، کمترین ارزش را برای معماری و بالاترین ارزش را برای نقاشی و موسیقی میگذارد. واللّه اعلم. در مورد نگاه فقهی به این موضوع، مطابق آنچه اخیراً بعضی از فضلای حوزه مطرح میکنند، احتمالاً باید حوزهی موسیقی و زیباشناسی را در موضوعات حُسن و قبح عقلی و ذاتی قرار داد و نه در موضوعاتِ مربوط به فقه. و مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» شاید با توجه به این امر، نظرات خود را به میان آوردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال عنایت داشته باشید که بحث در رابطه با احساس وظیفهای است که خانمها نیز در این شرایط باید بدان نظر کنند وگرنه اگر بدون رضایت آنها در این موارد اقدام کنید، ابداً آن نتیجهای که به دنبال آن هستید، را به دست نخواهید آورد. البته خوب است که خانمها متوجه باشند که نیاز روحی آنها نیز در داشتن کودکی است که به عنوان نمک زندگی همواره در مقابل ما نشو و نمو داشته باشد. بسیاری از افسردگی خانمها به جهت غفلت از این مسئله است. در حالیکه هر کودکی رزق خود را به همراه میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیهی مذکور میفرماید: آنچه در زمین خلق شده برای شماست – نه آنکه شما برای آنها باشید - پس بعد از آن به آسمانها پرداخت – نه آنکه بعد از آن، آسمانها را خلق کرد - به آسمانها پرداخت در رابطه با مراتب آسمان و نحوهی حضوری که باید حضرت حق در آسمانها داشته باشد، معنا میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی توانایی کاری مطابق نیاز زمان را در خود ببیند، هرگز گرفتار چنین گفتارهایی نمیشود که بخواهد به خدمتگزاران این ملت که در گذشته و مطابق آن زمان، خدماتی انجام دادهاند؛ اینطور بیرحمانه حمله کند. استادان فلسفه به ما آموختهاند این نوع گفتارها، خبر از بیگانهشدن از زمانه است. باید بدانیم با این حرفها، جهانِ تازهای بنا نمیشود، بلکه تنها میتوان به مراحلی از تجدد که دیگران آن را پشتِ سر گذاشتند، رسید. اینطور حمله به گذشتگان، هیچ چشماندازی را برای آینده ظاهر نمیکند بلکه فضایی خشک و خشن و ملالآور را به همراه میآورد.برای بزرگ جلوه دادن کار های خود زحمات گذشته گان را نفی میکنند. هوشیاران تاریخ، معنایِ این گفتمانها را بیحاصلیِ کارِ گویندگان آن قلمداد میکنند و گویندگان ایننوع سخنان، محکوم به بیآیندگی در تاریخ هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احسنت! حتماً همینطور است. اینها هرکدام گلهای بوستان محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» هستند و هرکدام بویی از آن انوار الهی را به مشام جان میرسانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جنس اطلاعات و تفکر از جنس علم است و واقعیتی است مجرد، حال اگر نفسی بتواند یا به جهت هدایت الهی مثل ائمه، یا به جهت قوت نفس مثل مرتاضها یا با خبری که جنّیان به او میدهند مثل جادوگرها متوجه اطلاعات درونی نفس دیگری شود باید مشخص شود از چه پایگاهی استفاده کرده 2- خاطرات در نفس است ولی وقتی نظام عصبی انسان به هم بخورد ابزار استفاده و ارائهی آن خاطرات را ندارد و به همین جهت اگر نظام عصبی او ترمیم شود میتوان آن خاطرات را به کمک نفس خود اظهار کند. موفق باشید
