بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10899
متن پرسش
با سلام و ادب. درباره سوال 10837، خیلی زشت است که ما هرکس را که مثل ما فکر نمی کند، کافر بدانیم و این از کم خردی است. چه بسا علمای دین که سر مسائل خیلی اساسی تر از اینها با هم اختلاف نظر داشتند ولی به دلیل تقوایی که داشتند هرگز به خود جرئت ندادند دیگران را زیر سوال ببرند، بعد آنوقت ببینید نسبت هایی که در این سوال به خانم هایی داده شده که در عین احترام به اصول همسرداری و احکام دین، قرائت دیگری از دین دارند که با ما متفاوت است: 1) غرب زده اند 2) دچار حقه برابری زن و مرد هستند 3) لذت زن بودن را نمی برند 4) تحت تأثیر مجله ی روز نمی دونم چی هستند 5) بی اطلاعند 6) کتاب "زن ... " را نخواندند 7) جمله شان پوچ است ... 8) تکلیف عفت جامعه و غرایز مرد را نمی دانند 9) مهم تر از همه مشکل جسمی دارند که نیاز به درمان دارند 10) به خاطر مشکل جسمی شان این نظرات را دارند 11) با همه ی احکام و افراد مشکل دارند 12) متوجه تاریخ ... نیستند چون تحت تأثیر دشمن اند 13) حرفهاشان به وفور یافت می شود 14) به خدایی که بنده شان است ایمان دارند 15) دچار انحراف اند ... 16) مثل بچه دو ساله ای که کلمات را اشتباه بگوید و نمی دونم چی ... 17) دین خودساخته دارند که تمکین و زن دوم به قرائت ما درش نیست 18) نگاه انحرافی به دین دارند 19) در سوالشان بی احترامی می کنند 20) دوستداران استاد را ناراحت می کنند آیا نسبت دادن این 20 وصف به خانم یا آقایی که نظرات متفاوتی با ما دارد، به جای طرح چند استدلال، صرف احساساتی شدن یک خانم است یا اینکه از یک نوع نگاه به مسائل دینی نشأت می گیرد؟؟؟؟ نگاهی که فکر می کند نظرات در حوزه ی مسائل دینی منحصر می شود به آنچه که ما می اندیشیم؟؟؟؟ "تکفیر" به همین معنی است که ما هنگام مواجه شدن با نظرات متفاوت، به جای تفکر و تعامل و پاسخ های درخور و منطقی، به وصله پینه کردن نسبت هایی به طرف مقابلمان رو بیاوریم. آیا انتظار نداریم کسی که خودش مذهبی است و این نسبت ها را در قبال نگاهی به انسانیت زن، به خود می شنود ما را بی سواد فرض کند که فقط دو تا کتاب خوانده ایم و با آن همه کس را کافر می بینیم؟ بویژه موارد 9 و 10 و 11 ، واقعا زشت نیست برای یک مسلمانی که داعیه ی غمخوار بودن نسبت به مسائل دینی را دارد؟ یعنی هر زنی که با طرح مسئله ی تمکین به شکلی خاص موافق نباشد مشکل جنسی و جسمی دارد؟ این منطق امامان بزرگوار است؟ یا پیامبر اسلام؟ و برای استاد بزرگوار زشت نیست که به جای تذکر به چنین برخوردهایی، به بیان مطالبی بپردازند که زیر بار این همه نسبت توخالی، دیگر شنیده نمی شود؟؟ بهتر نبود که یکی یکی استدلال ها و دیدگاه های خود را درعین احترام به طرف مقابل طرح می کردند و اگر فکر می کردند به استاد بی احترامی شده نهایتا یک تذکر دوستانه می دادند؟؟؟ باشد که همدیگر را تحمل کنیم تا ظهور حضرت حجت. یا علی.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که در این موارد سعی کنیم دغدغه‌ی طرف را پیدا کنیم و مواظب باشیم در فضای جدال و مراء موضوع اصلی گم نشود. موفق باشید
5209
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی قبولی طاعات و عبادات میخواستم نظرتون درباره مباحث دکتر بیژن عبدالکریمی بدونم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی نمی‌دانم. لطفا در این موارد ایمیل خود را بفرستید تا وفت کار بران در دیدن این نوع جواب ها کرفته نشود. موفق باشید
3629

ساکتین فتنهبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم چراازدیده حکومت جمهوری اسلامی ایران ساکتین خاءن محسوب میشوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در مقابل یک خیانت بزرگ که عبارت بود از براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی بی‌تفاوت بودند. ولی مواظب باشیم به‌راحتی به هرکسی انگ خیانت نزنیم. موفق باشید
11175
متن پرسش
سلام استاد: لطف کنید در مورد ایده الیسم و رئالیسم توضیح بدید که کدام یک حق است؟ شهید مطهری و علامه ایده الیسم را مساوی با سفسطه گری دانستند که این درست نیست همچنین برای اثبات رئالیسم دلایلی آوردند که قانع کننده نیست .چه اشکالی دارد جهان هستی که مشاهده می شود را ساخته ذهن بدانیم و به این اشکال رئالیست ها که چیزهایی هستند که در اختیار من نیستند پس ساخته ذهن نیستند این گونه پاسخ دهیم که ذهن به دو قسم خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم می شود و جهانی که مشاهده می کنیم چهارچوب های ذهنی است که ذهن ناخودآگاه ساخته و در اختیار من نبوده با این نظر اشکالی که شهید مطهری کردند که در صورت قائل شدن به ایده الیسم علم ما جهل مرکب می شود که این به نظر صحیح نیست زیرا پاسخ می دهیم که با قائل شدن به ایده الیسم قائل می شویم که تنها موطن حقیقت عوض می شود و از عالم خارج به ذهن می اید و علم هم همان علم می ماند. استاد اگر شما رئالیسم رو حق می دونید لطف کنید دلایلی قانع کننده که غیر از دلایل کتاب اصول و روش رئالیسم بیاورید. ممنونم مرا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ای که در آخر سؤال فرمودید مشکل را حل می‌کند که می‌فرمایید «در ادراکات تنها موطن حقیقت عوض می‌شود و از عالم خارج به ذهن می‌آید و علم هم همان علم است». ایده‌آلیست‌ها معتقدند ذهن ما ملاک هست‌ها و نیست‌ها است، بدون آن‌که دغدغه‌ای داشته باشند که باید با نفس الأمر و واقعیت مرتبط بود. به همین جهت کارشان تا آن‌جا جلو رفت که گفتند ما آن‌چه در ذهنمان تصور می‌کنیم را به خارج تحمیل می‌کنیم و کار به سوبژکتیویته کشید که هیچ حقیقتی را در خارج از ذهن نمی‌پذیرد. البته ایده آلیستی که علامه نقد می‌کنند به همان معنایی است که عرض کردم و این غیر از معنای ایده آلیسم هگلی و یا کسانی است که می خواهند بین دکارت و افلاطون در موضوعات معرفتی جمع کنند همچنان که غیر از ایده آلیسم افلاطونی است. موفق باشید
7507
متن پرسش
لام علیکم استاد . استاد امروزه در زمینه حکمت متعالیه تلاشها و تحقیقات و پژوهشهای عظیمی انجام میگیرد و کنفرانس ها و سیمینارهای متعددی تشکیل میشود . نمونه ی بارز آن سایت های مختلفی که امروزه در حال فعالیت هستند و بزرگانی چون آیت الله خسرو پناه - دکتر دینانی - آیت الله یزدان پناه و... در حال فعالیت هستند . اما همیشه برایم سوال بوده است که چرا یک نفر چون علامه ی طباطبائی در زمینه فلسفه اسلامی اینقدر اسم و رسم در میاورد که سرتاسر عالم ایشان را میشناختند . آیا برجستگی شخصیت فلسفی علامه به این دلیل بوده که در زمان ایشان کمتر کسی به مقوله حکمت صدرایی میپرداخته ؟ یا به دلیل روح مجرد و تهذیب و سلوک و تهجد بالای ایشان بوده است و با این روحیه مباحث فلسفی را مطرح میکردند. کدام یک بوده است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» بشوم که همه‌ی خوبی‌ها را یک‌جا داشت. آن مرد بزرگ هم چیزهای خوبی مثل حکمت متعالیه و عرفان را انتخاب کرد و از همه مهم‌تر ما را متوجه قرآن نمود، و هم خودش خیلی خوب بود و با آن شخصیت ملکوتی‌اش قرآن و حکمت و عرفان را ارائه داد که غیر قابل توصیف بود. موفق باشید
2447
متن پرسش
سلام . مگر بعد از رحلت امام خمینی (ره) ، خود امام آقای منتظری را بعنوان رهبر پیشنهاد ندادند؟ چرا ایشان رهبر نشد؟ و مگر آقای خامنه ای را امام پیشنهاد دادند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در آخر عمر، اعضای مجلس خبرگان را خواستند و دستور دادند وظیفه‌ی ما است که آقای منتظری را – با توجه به مشکلاتی که دارند – از قائم مقام رهبری‌بودن عزل کنیم و خبرگان به اتفاق آراء آقای منتظری را عزل کردند و بعد از رحلت حضرت امام مجلس خبرگان آیت‌الله خامنه‌ای را به عنوان رهبر انقلاب انتخاب کردند. نظر جنابعالی را به نامه‌ی حضرت امام به آقای منتظری جلب می‌کنم که می فرمایند: بسم الله الرّحمن الرّحیم: با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه ای برایتان می نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته اید که نظر تو را شرعا بر نظر خود مقدم می دانم ؛ خدا را در نظر می گیرم و مسائلی را گوشزد می کنم . از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین می سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام رااز دست داده اید. شما در اکثر نامه ها و صحبتها و موضعگیریهایتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می گفتیددیکته شده منافقین بود که من فایده ای برای جواب به آنها نمی دیدم . مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند ومی بینید که چه خدمت ارزنده ای به استکبار کرده اید. در مسئله مهدی هاشمی قاتل ، شمااو را از همه متدینین متدینتر می دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم . شما از این پس وکیل من نمی باشید و به طلابی که پول برای شما می آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمدالله از این پس شما مسئله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می دانید - که مسلما منافقین صلاح نمی دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می شوید که آخرتتان را خرابتر می کند - با دلی شکسته و سینه ای گداخته ازآتش بی مهریها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می کنم دیگر خود دانید: جناب آقای منتظری: 1- سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین وگروه مهدی هاشمی و لیبرالها نریزد. 2- از آنجا که ساده لوح هستید و سریعا تحریک می شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد. والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ، ولی در آن وقت شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزه های علمیه بودید و اگر اینگونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی کنم . والله قسم ، من با نخست وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می دانستم . والله قسم ، من رای به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم . 3- دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند. 4- نامه ها و سخنرانیهای منافقین که به وسیله شما از رسانه های گروهی به مردم می رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان - روحی له الفدا - و خونهای پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند. سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم : من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگزچشم پوشی نکنم . من با خدای خود پیمان بسته ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم ؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی دارم . روح الله الموسوی الخمینی یکشنبه 6/1/68 در ضمن آقای هاشمی رفسنجانی خاطرات خود را در این رابطه نوشته‌اند که خبرگزاری فارس آن را آورده، به این آدرس رجوع فرمایید: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8801080186 موفق باشید
2289
متن پرسش
باسلام ببخشید وقت گرانبهایتان را می گیرم می خواستم نظرتان را درباره دکتر نصر بدانم ؟ آیا کتب ایشان با توجه به سابقه سیاسی ایشان و عقاید صوفیانه ایشان واینکه صریحا ولایت فقیه را امری میدانند که ابداع علما است و در اسلام چنین چیزی نیست می تواند مفید باشد؟(با توجه به انکه کتب ایشان خیلی تبلیغ میشود حتی توسط دستگاه های فرهنگی و در کتب درسی)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به نظر بنده آثار دکتر نصر در رابطه با نقد غرب و ضرورت رجوع به علم مقدس می‌تواند مفید باشد ولی ما در نقد غرب به دنبال مدینه‌ی فاضله‌ای هستیم که با نظر به حضرت مهدی علیه‌السلام و فرهنگ انتظار و ولایت فقیه محقق می‌شود که فکر نمی‌کنم چنین دستگاهی مدّ نظر آقای دکتر نصر باشد و حکمت خالده‌ای که ایشان می‌فرمایند چنین شاخصه‌هایی داشته‌باشد. از طرفی بنده ندیده‌ام که ایشان در مورد ولایت فقیه گفته‌باشند «آن، ابداع علماء‌است». موفق باشید.
4467
متن پرسش
سلام علیکم! چند سوال در مورد برخی احادیث در مورد ارتباط زن و مرد داشتم: 1- حدیث داریم که: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یُسَلِّمُ عَلَى النِّسَاءِ وَ یَرْدُدْنَ‏ عَلَیْهِ السَّلَامَ وَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یُسَلِّمُ عَلَى النِّسَاءِ وَ کَانَ یَکْرَهُ أَنْ یُسَلِّمَ عَلَى الشَّابَّةِ مِنْهُنَّ وَ یَقُولُ أَتَخَوَّفُ أَنْ یُعْجِبَنِی صَوْتُهَا فَیَدْخُلَ عَلَیَّ أَکْثَرُ مِمَّا أَطْلُبُ مِنَ الْأَجْرِ.» حال آیا از این حدیث می توان نتیجه گرفت که سلام کردن مرد جوان به زن جوان عموماً مفسده دارد؟! اگر می توان این نتیجه را گرفت؛ بنده فکر نمی کنم با تعریف شما از مفسده؛ یک سلام کردن مفسده داشته باشد. سلام کردن که هیچ حتی نیم ساعت صحبت کردن نیز مفسده ندارد. اما اگر منظور حدیث چیز دیگری است؛ بفرمائید منظورش چیست؟! 2- در قرآن داریم که: «...وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِن‏...» حال مثلاً آیا چند کلام صحبت یک مرد با یک زن میانسال مثلاً 40 50 ساله و درخواست یک چیزی از او آنقدر مفسده دارد که خدا بفرماید از پشت یک حجابی از مسأله را مطرح کنید!؟ به نظر نمی رسد با تعریف شما از مفسده این مسأله مفسده ای داشته باشد. 3- روایت داریم: «عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ‏ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص... وَ نَهَى أَنْ تَتَکَلَّمَ الْمَرْأَةُ عِنْدَ غَیْرِ زَوْجِهَا وَ غَیْرِ ذِی مَحْرَمٍ مِنْهَا أَکْثَرَ مِنْ خَمْسِ‏ کَلِمَاتٍ‏ مِمَّا لَا بُدَّ لَهَا مِنْه‏» در این حدیث به احتمال قوی 5 کلمه برای بیان مثال است نه اینکه دقیقاً عدد 5 ملاک باشد. خب طبق این حدیث دو تا نامحرم اصلاً نباید با هم صحبتی بکنند و اگر ضرورتی بود به حداقلی که آن ضرورت تأمین شود اکتفا شود و مثلاً اگر آن ضرورت با 10 کلمه صحبت کردن تأمین می شود، حق نداریم 20 کلمه صحبت بکنیم. خب از این حدیث می توان این نتیجه را گرفت که صحبت با نامحرم نوعاً دارای مفسده است؛ و اگر ضرورتی ایجاب کرد که دو نامحرم با هم صحبت بکنند باید به حد ضرورت اکتفا کنند. در صورتی که با تعریف شما از مفسده به نظر نمی رسد اینگونه باشد. با تعریف شما از مفسده حتی به نظر بنده یک ساعت صحبت دو تا نامحرم نیز با هم مفسده ندارد چه رسد به چند کلمه. مخصوصاً اگر یکی از طرفین مسن باشند و باز مخصوصاً اینکه هر دو طرف مسن باشند که اگر هر دو طرف مسن باشند؛ ساعتها هم با هم گفتگو کنند به نظر نمی رسد مفسده ای داشته باشد الا در موارد بسیار استثنائی. آیا این نتیجه گیری بنده صحیح است؟! 4- باز روایت داریم که: «الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِیُّ فِی لُبِّ اللُّبَابِ، قَالَ: قَالَ دَاوُدُ ع لِابْنِهِ امْشِ‏ خَلْفَ‏ الْأَسَدِ وَ الْأُسُودِ وَ لَا تَمْشِ خَلْفَ المَرْأَة» خب آیا با تعریف شما از مفسده، چند قدم پشت سر یک زن مفسده دارد؟! مخصوصاً اگر آن زن محجبه و عفیف هم باشد. بله حالا اگر یک دختر جوان و جلفی بود که کلی آرایش کرده بود و با ناز و عشوه نیز راه می رفت و مکان خلوتی نیز بود؛ بله در همچین موقعیتی راه رفتن پشت سر همچین دختری مفسده دارد. اما مثلاً راه رفتن پشت سر یک زن عادی یا حتی کمی با وضعیت نامناسب آنهم در یک مکان شلوغ به نظر می رسد هیچ مفسده ای نداشته باشد؛ البته با تعریف شما از مفسده. اما طبق این حدیث می توان نتیجه گرفت که پشت سر یک زن راه رفتن اینقدر خطر دارد که امام(ع) از باب تمثیل فرموده اند پشت سر افعی و شیر راه برو؛ اما پشت سر زن راه مرو. این یعنی این مسأله خیلی خطرناک است. 5- یا برای مثال روایت مشهور از حضرت فاطمه(س) که فرمود: «وَ عَنْهُ ع قَالَ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی الْحَدِیثِ الَّذِی قَالَتْهُ فَاطِمَةُ ع خَیْرُ النِّسَاءِ أَنْ لَا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَ‏ الرِّجَالُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّهَا مِنِّی‏» خب آیا این حدیث بدین معنی است که دیدن مردان زنان را و زنان مردان را عموماً داری مفسده است یا حدیث منظور دیگری دارد؟! اگر حدیث منظورش بحث مفسده اس، بنده فکر نمی کنم یک دیدن معمولی مفسده داشته باشد. اما اگر منظور دیگری دارد؛ بفرمائید منظورش چیست؟! و مثالهای دیگری از روایات که به همین میزان بسنده می کنم. 6- برخی ها خودشان تجربه کرده اند؛ که حتی یک نگاه لحظه ای و گذرا و تصادفی که چشمشان به نامحرم خورده و البته سریع نیز روی خویش را برگردانده اند؛ روی آنها اثر منفی داشته است. این اثر منفی آیا همان مفسده ای است که در فقه آمده است یا خیر؟! سوال بعد آنکه آیا انسان موظف است از همین اثرات منفی نیز پرهیز کند یا خیر؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم این فرمایش شما اشاره به کجا دارد؟ ولی ابوابی که باز کرده‌اید، ابوابی است که باید در فقه مورد ارزیابی قرار گیرد و عموماً مورد بررسی قرار گرفته است. موفق باشید
5371
متن پرسش
سلام نظرتان در مورد کتاب معاد جسمانی در حکمت متعالیه از اقای محمدرضا حکیمی چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل در تفکر تفکیکی است که آقای محمدرضا حکیمی نیز متأسفانه گرفتار آن هستند که به اسم مکتب اهل‌البیت«علیهم‌السلام» هرگونه تفکر در روایات و آیات را متوقف می‌کنند. این آقایان از خودشان نمی‌پرسند به چه دلیل برداشتی که شما از معاد جسمانی کردید درست است، و آن برداشتی که ملاصدرا و حضرت علامه طباطبایی و حضرت امام خمینی کردند غلط است؟ بنده معتقدم تأکید بر ظواهر قرآن و روایت بدون تدبّر در آن‌ها ما را گرفتار شیعیانی می‌کند که جای وهابیون در اهل سنت قرار می‌گیرند. به مکتب تفکیک اشکالات زیادی وارد شده از جمله آیت اللّه جوادی در کتاب «منزلت عقل در هندسه معرفت دینی» و آقای سیدحسن اسلامی در کتاب «رؤیای خلوص» دقیقاً جواب آقایان را در رابطه با معاد و اشکالی که به ملاصدرا گرفته‌اند داده است. در ضمن مؤسسه‌ی مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی در مشهد سلسله نشست‌هایی با آقای عبدالمجید واسطی و آقای مهدی نصیری داشته که سی‌دی‌های آن منتشر شده، نکات ارزشمندی در آن جلسات مطرح شده. موفق باشید
1245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم / خدا قوت / در یکی از فقرات دعاهای مشترک ماه رمضان چنین آمده است: "اسئلک ان تکرمنی بهوان من شئت من خلقک" .معنی صحیح این دعای امام صادق علیه السلام چیست؟ (چون ظاهر عبارت که بوی خود خواهی و بی ارزش بودن خلق الله میدهد که البته با آنچه ما از اهل بیت شنیده ایم در تعارض است)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حضرت به محضر حق عرضه می‌دارند: «خدایا از تو می‌خواهم دشمنان تو و دشمنان رسولت به دست من کشته شوند و از تو تقاضا داریم آن‌هایی را که می‌خواهی خوار بگردانی – از دشمنان خدا و رسول – با کرامت‌دادن به من در راستای شکست‌دادن آن‌ها، آن کار را انجام دهی و طوری نباشد که با درگیرشدن با دوستانت من خوار شوم. موفق باشید
9753
متن پرسش
با سلام. از اونجایی که نماز ستون دین است و اقامه ی اون به بهترین شکل و با حضور قلب بیشتر خیلی به سلوک دینی و ارتباط بیشتر با عالم معنا کمک میکنه و از اونجایی که یکی از را های افزایش معرفت و بصیرت نسبت به نماز، مطالعه کتاب های بزرگان درباره نماز است، بزرگانی که با نمازشون به جایی رسیدند و این راه رو قبلا رفتند، می خواستم ازتون درخواست کنم تعدادی از این کتابها که بیشتر موثر است رو معرفی کنید. ممنون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم کتاب «آداب الصلات» از حضرت امام و کتاب «اسرار الصلات» از آیت‌اللّه ملکی و کتاب «راز نماز» از آیت‌اللّه جوادی خوب باشد. موفق باشید
2154
متن پرسش
سلام علیکم! چند سوال در مورد رزق و روزی داشتم: 1- فرض کنید کسی بتواند مهم و اهم رو کامل تشخیص دهد. حالا اگر در شرایطِ نابسامانِ اقتصادیِ خانواده‌اش، و در حالی که دارد کارِ اهم رو انجام میدهد، کارِ مهمی به او پیشنهاد بشود اما با اجرِ مادی خیلی خیلی بالاتر. حالا اگر این بنده خدا دست از کار اهم بزند و به کار مهم بپردازد تا وضعِ معیشتِ خانواده‌اش بهبود پیدا کند. آیا چنین شخصی به رزاقیتِ خداوند شک کرده است یا خیر؟! آیا این تغییر کار این شخص مطابق موازین دینی صحیح است یا خیر!؟ 2- در مورد سوال بالا حدیث قدسی داریم که «ضَمِنْتُ لِاَهْلِ الْعِلْمِ اَرْزاقَهُم»(البته این حدیث در کتاب رزق شما نیز بود اما شما منبعی برای آن ذکر نکرده بودید. بنده نیز هر چه گشتم منبع را پیدا نکردم. اگر منبع را لطف کنید ممنون می شوم.) خب دیگر اهل علم هم باشیم که دیگر نور علی نور. من از این حدیث اینطور برداشت کردم که حتا اگر کارمان، کفایت زندگی را نمی دهد، و مطمئن هستیم که داریم وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم، نباید تغییر مسیر بدهیم. بلکه ما مأموریم به وظیفه، رزق را هم توکل می‌کنیم به خدا. آیا این برداشت، صحیح است؟ 3- باز در مورد سوال اول امیرالمومنین ع می فرمایند «قَدْ تَکَفَّلَ لَکُمْ بِالرِّزْقِ وَ أُمِرْتُمْ بِالْعَمَلِ فَلَا یَکُونَنَّ الْمَضْمُونُ لَکُمْ طَلَبُهُ أَوْلَى بِکُمْ مِنَ الْمَفْرُوضِ عَلَیْکُمْ عَمَلُهُ مَعَ أَنَّهُ وَ اللَّهِ لَقَدِ اعْتَرَضَ الشَّکُّ وَ [دَخَلَ‏] دَخِلَ الْیَقِینُ حَتَّى کَأَنَّ الَّذِی ضُمِنَ لَکُمْ قَدْ فُرِضَ عَلَیْکُمْ وَ کَأَنَّ الَّذِی قَدْ فُرِضَ عَلَیْکُمْ قَدْ [وَضِعَ‏] وُضِعَ عَنْکُمْ فَبَادِرُوا الْعَمَلَ وَ خَافُوا بَغْتَةَ الْأَجَل‏»(نهج البلاغه خطبه114) در این زمینه هم سؤال‌ام این است که وقتی خداوند روزی ما را ضمانت کرده‌اند، مطمئن هم هستیم که خداوند روزی می‌دهد، خب دیگر این که آدم کار اهم را کنار بگذارد و به کار مهم بپردازد تا کفاف زندگی‌اش را بدهد و به اهل و عیال اجحاف نشود، آیا این شک به رزاق بودن خداوند نیست؟ 4- متن حدیث یادم نیست اما یادم هست چنین برداشت می‌کردم که انسان نمی‌تواند از طریق دین کسب روزی کند. لطف کنید این موضوع را بیشتر توضیح دهید. مثلاً آیا روحانیون می‌توانند برای تأمین معاش خود، یکی-دو نوبت در مدارس و مساجد نماز بخوانند تا حقوق‌شان بیشتر شود؟ آیا چنین کاری ایراد دارد؟ همچنین کسی که به خاطر تنگی معاش، منبر برود و ...؟ 5- آیا اساساً کسی که به جای این که ببیند جائی که در آن کار می کند ورودی‌اش چیست، خروجی‌اش چیست و چه جایگاهی در جامعهٔ اسلامی دارد و ... به این نگاه کند که چقدر حقوق می‌دهند، آیا چنین کسی باز هم کاری که می‌کند مصداق عبادت است؟ آیا چنین کسی مصداق حدیثی که در ادامه می‌آید هست یا خیر؟ (با این پیشفرض که چنین فردی، تنها دغدغه‌اش تأمین معاش همسر و فرزندان‌اش است، همچنین این حدیث را هم در نظر بگیرید:«الْکَمَالُ کُلُّ الْکَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَةِ.») اصولا این حدیث یعنی چه؟! 6- آیا این به این طرز تفکر بنده ایراد وارد است یا نه؟: «بنده به هر کاری راضی نمی‌شوم - مثلاً اگر پدرم بگوید باید بیایی کنار دست من در مغازه، رسم و راه کارکردن (فروشندگی) را یادبگیری، من به اون جواب می‌دهم، نه پدر من به این کارها علاقه‌ای ندارم، من باید درس بخوانم، من می‌خواهم از نتیجهٔ همان درس‌هایی که در دانشگاه می‌خوانم، کسب درآمد داشته باشم. - مثال دیگر اگر شرکتی پیدا شود که حقوق بالایی داشته باشد و من هم شرایط کار در آن شرکت را داشته باشم، اما اگر ببینم که اهداف مدیران آن شرکت فقط کسبِ منفعت و سود بیشتر است، و اگر خدمتی هم به جامعه انجام می‌دهند در همین راستا است، به هیچ وجه حاضر نمی‌شوم که در آن شرکت مشغول به کار شوم، حتا اگر از نظر مالی خود و خانواده‌ام در تنگنا قرار گیرند. - یا مثلاً اگر در برهه‌ای از زمان، از نظر مالی در تنگنا قرار بگیرم، حاضر نیستم دست به کارهایِ عملگی، مسافرکشی و ... بزنم، نه این که این کارها را در شأن یک تحصیل‌کرده ندانم، نه مسئله نیست، احساس می‌کنم رسالت من این است که در عرصهٔ فرهنگی وارد بازار کار شوم و از این رو، نگران تضییع عمرم هستم، نمی‌خواهم عمرم بیهوده تلف شود» 7- آیا در انتخاب کار باید به استعداد و علایق شخصی نیز توجه کرد یا باید دید احتیاج نظام اسلامی در چه زمینه ای است؟! 8- اگر بتوانید در مورد این حدیث نیز توضیح دهید ممنون می شوم. البته عبارت آخر حدیث مد نظرم است چون به نظر می رسد مثال نقض زیادی داشته باشد:«وَلْیَکُنْ نَفَقَتُکَ عَلَى نَفْسِکَ وَ عِیَالِکَ قَصْداً فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَقُولُ یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ وَ الْعَفْوُ الْوَسَطُ وَ قَالَ اللَّهُ وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا إِلَى آخِرِهِ. وَ قَالَ الْعَالِمُ: ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَنْ لا یَفْتَقِرَ»
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فکر می‌کنم موضوع اَهم و مهم برای یک مسلمان و با توجه به سخن حضرت علی‌«علیه‌السلام» که مطرح فرموده‌اید آن است که مهم انسان باید آبادانی قیامتش باشد ولی از تلاش اقتصادی جهت رونق امور مسلمین باز نایستد همان‌طور که حضرت نخلستان درست می‌کردند. از طرفی زندگی را برای همسر و فرزند و حتی والدین آسان‌کردن به خودی خود یک نوع آبادانی قیامت است – به شرطی که از مرز اعتدال به اسراف کشیده نشود –گاهی خداوند رزق بعضی را در کاری قرار داده تا با انجام آن کار مردم به نتیجه‌ی لازم برسند و در ضمن آن افراد نیز به رزق خود دست یابند مثل نماز و منبر برای روحانیون. آن‌چه کراهت دارد آن است که یک روحانی شرط کند اگر این مقدار پول ندهید نماز و منبر را نمی‌پذیرم و این غیر از آن است که مردم در عین دعوت روحانی وظیفه دارند حقوق او را رعایت کنند. تقدیر معیشت یعنی انضباط در خرج‌کردن به طوری که نه اسراف کند و نه تنگ بگیرد و بخل بورزد. مسلّم کار هرچه پاک‌تر باشد و در عین فضای دینی وسیله‌ی رزق حلال می‌شود بهتر است.مواظب باشید که به مسیر رزق خود پشت نکنید اگر مسیر رزق شما حضور در مغازه‌ی پدرتان است به آن پشت نکنید چون می‌شود در عین تلاش در بازار کار فرهنگی هم کرد. در جواب قسمت هفتم سؤال باید عرض کنم هر دو، ولی نیاز نظام اسلامی اولویت دارد. 8- فکر می‌کنم در کتاب رزق قسمت آخر حدیث با روایات مختلف روشن شده که حقیقتاً ظرفیت نظام عالم آن است که در میانه‌روی فقری پیش نمی‌آید. در ضمن حدیث «ضمنتُ لاهل العلم ارزاقهم» را از فرمایشات آیت‌الله بهجت«رحمة‌الله‌علیه» گرفتم ولی فکر می‌کنم اگر جستجو کنیم سند آن را پیدا کنیم. موفق باشید
3792
متن پرسش
سلام علیکم جوانی هستم 25 ساله در حال اتمام دوره ی فوق لیسانس رشته ی فنی مهندسی. دغدغه ی ذهنی اخیر بنده هم این است که تقریبأ راه را شناخته ام اما نمیدانم از کجا شروع کنم در حالی که احساس میکنم باید دینم را بطور کامل بشناسم و اینکه نسبت به آدمهایی اطرافم نمیتوانم بی تفاوت باشم و برای اینکه بتوانم به آنها در رسیدن به آرامش کمک کنم ابتدا خود باید از لحاظ معلومات پر باشم و با دلیل و استناد صحبت کنم و از طرفی با هر شخص دین شناسی که مشورت میکنم حوزه را به بنده پیشنهاد می دهند و از آنجاییکه مادرم با حوزه زیاد موافق نیستند.شما میفرمایید من چه باید بکنم؟اگر از طریق حوزه نتوانم پیش بروم از کجا و چطور می توان از لحاظ مذهبی پر باشم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سی دی‌ها بحثی تحت عنوان «حوزه یا دانشگاه» داریم در آن‌جا هر دو وجه بررسی شده، با گروه المیزان تماس بگیرید تا در اختیارتان قرار دهند. موفق باشید
13771
متن پرسش
سلام: استاد رائفی پور تو یکی از سخنرانی هاشون در خصوص فیلم های مستهجن و مضررات شدید اون میگفتن که خیلی هم جالب بود، یه دلیل روانشناسی هم که آوردن این بود که دیدن این تصاویر برای جوانی که در آینده قرار هست ازدواج کند از این جهت بسیار خطرناک است که باعث میشه او تنوع طلب بشه، متاسفانه می بینید که دشمن چقدر این موضوع را تو اینترنت گسترده کرده و پسر و دختر جوان میلیون ها از این فیلم ها رو میتونن ببینن و این در آینده برای زندگی مشترکشون مشکلی جدی بوجود میاره و همسرشون از لحاظ جنسی براشون خسته کننده میشه، چرا که بهترین ها رو تو فیلم ها دیدن و نفسشون تنوع طلب شدن حالا سوال بنده از شما این هست، فیلم که قطعا به اندازه رابطه فیزیکی اثر ندارد، بنظر شما ازدواج موقت یه جوان 18 ساله در آینده براش مشکل نمیشه؟ با این حکم شرعی میشه قبل ازدواج دائم با صد ها نفر دیگر رابطه داشت، این تنوع طلبی رو تشدید نمیکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ازدواج موقت از جهت روح و روحانیت غیر از ازدواج دائم است که دارای عهد قلبی بین زوجین می‌باشد و خداوند در وصف آن می‌فرماید: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (21/روم) بین آن دو ارادت و رحمت ایجاد کردیم. در حالی‌که نگاه حرام و یا نعوذ باللّه زنا، موجب می‌شود مسیر تجلی آن مودت و رحمت از بین برود. موفق باشید

6521
متن پرسش
سلام درکتاب"مبانی نظری نبوت و امامت" صفحه 88 گفته شده که خداوند فرزندان ابراهیم را امام قرار داده است. 1-آیا پیامبرانی که بعد از حضرت ابراهیم آمدند،هم نبی بودند و هم امام؟؟؟ 2-آیا پیامبری هم بعد از حضرت ابراهیم بوده است که از نسل ایشان نبوده باشد؟؟ 3-هدایت به امر هم در سوره انبیا آیه 73 آورده شده و هم در آیه 24 سوره سجده.آیا این دو با هم فرقی میکنند؟؟ ممنون یاعلی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌طور است؛ به همین جهت وقتی می‌فرماید: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» و ما آن‌ها را امام قرار دادیم، منظور پیامبران بنی‌اسرائیل است که فرزندان حضرت اسحاق‌اند که به حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» برمی‌گردد 2- ظاهراً نه 3- هر دو به معنای هدایت تکوینی است. به سؤال شماره‌ی 6495 رجوع فرمایید. موفق باشید
156

بدون عنوان*بازدید:

متن پرسش
سلام علیکم موضع جنابعالی در باره مطالب کتاب (مسله حجاب)اقای مطهری چیست بعضی مطرح می کنند که اقای مطهری این کتاب را نوشتند تا مینی جوب بوشان زمان شاه را مانتویی کنند و حالا رسالت جمهوری اسلامی این است که مانتویی ها را چادری کند درحقیقت اقای مطهری دفع افسد به فاسد کردند نظر شما چیست ایا مانتو گونه فاسد حجاب اسلامی است و چادر گونه اصلاح شده ان.متشکرم
متن پاسخ

علیک السلام
به نظرم همین حرف آخرتان درست باشد.

11666
متن پرسش
سلام: در دین اسلام حد و اندازه عزت نفس چقدر است؟ آیا پیامبران با این که چوپانی می کردند با عزت نفس خود مقابله نمی کردند، یا مثلا در اسلام به افرادی که ملامت کاری انجام می دهند و ظاهر خود را خراب نشان می دهند چرا مخالفت می کند؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان گوهر خلیفة اللهی دارد و تواضع در مقابل خدا که کار بسیار ارزشمندی است نباید به معنای حقیرنشان‌دادن خود در مقابل خلق باشد. چوپانی حقارت نیست تا بگوییم با این کار با عزت نفس خود مقابله می‌کردند. موفق باشید

5567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام درقسمت یادداستهایتان درمورد علوم انسانی نوشته اید (این مطلب تحت همین عنوان درقسمت جزوات بصورت مبسوط در اختیار علاقه مندان قرار دارد) اما درقسمت جزوات چیزی پیدا نکردم اگر میشود لینک آنرا قرار بدهید؟ 2.آیا جای دیگری هم درمورد تحول علوم انسانی مطلبی یا سخنرانی کزدید؟ تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جزوه‌ی « سبک زندگی در تمدن نوین اسلامی » عرایضی داشتم که آن را برایتان ایمیل می‌کنم. موفق باشید
20173
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان! بنده وقتی اوصاف و بیانات برخی از شهداء دفاع مقدس را که در سن پایین می شنوم یا آیت الله بهجت «ره» یا امام خمینی «ره» که نقل شده در سن پانزده سالگی نماز شب می خواندند!! این سئوال اساسی و مهم برایم پیش می آید، که حقیقتا این بزرگورانی که در سن پایین حرف های عارفانه می زدند یا اعمال عارفانه انجام می دادند! پس کی مبارزه با نفس کردند؟ پس کی این قوه خیال را کنترل می کردند؟ حقیقت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع سالکِ مجذوب با مجذوبِ سالک فرق می‌کند. یکی حرکت می‌کند تا نورِ الهی او را در برگیرد و یکی نور الهی او را در بر می‌گیرد و سعی می‌کند آن نور را حفظ کند. افرادی که نام برده‌اید از نوع دوم‌اند. مرحوم عبدالرزاق کاشانی در مقدمه‌ی شرح «منازل السائرین» می‌گوید:

عرفا به طور کلی متفق‌اند که نهایات تصحیح نمی‌شود مگر با تصحیح بدایات و تصحیح بدایات عبارت است از 1- امتثال امر الهی 2- مشاهده اخلاص و این‌که انسان در خود ببیند برای خدا خواسته 3- رعایت سنت 4- تعظیم نهی در عین مشاهده خوف از عقاب الهی 5- شفقت بر عالم با بذل خیرخواهی و این که بار خود را بر روی دوش مردم نیندازد 6- دوری از همنشینی که وقت را تباه می‌کند 7- دوری از هر سببی که دل را مفتون و شیفته می‌نماید.

می‌فرماید: مردم در این بیان و شأن سه دسته‌اند: آن‌که بین خوف و رجاء عمل می‌کند، با توجه به محبت و همراه با حیاء، که چنین کسی را «مرید» گویند.[1] و آن‌که از وادی تفرقه و پراکندگی به وادی جمع ربوده شده‌ که او را «مراد» نامند[2] و غیر از این دو هرکه هست مدعی و نیرنگ‌باز است.

می‌توان گفت: همه‌ی مقامات در سه مرتبه جمع می‌شوند. رتبه‌ی نخست که مساوی است با آغاز کار سالک در سیر سلوک. رتبه‌ی دوم با داخل‌شدن سالک در غربت شروع می‌شود و رتبه‌ی سوم دست‌یابی سالک به مشاهده‌ای است که او را به سوی عین توحید در طریق فنا می‌کشاند و جذب می‌کند.

در معنای رتبه‌ی نخست که آغازکردن کار سالک در سیر و سلوک بود، در روایت از رسول خدا (ص) داریم: «سیروُا سَبَقَ الْمُفْرِدون» سیر کنید که مُفْرِدون پیشی گرفتند. مردم سؤال کردند ای رسول خدا مفردون چه کسانی هستند؟ فرمودند: «المهترّون، الذين يهترّون في ذكر الله عزّ و جلّ، يضع الذّكر عنهم أثقالهم فيأتون يوم القيامة خفافا» متحیرون آن‌هایی که در یاد خدا سرگشته‌اند و یاد خدا بارهای گران را از ایشان برمی‌دارد، از این روی در قیامت سبک بال خواهند آمد. (ترمذی، کتاب‌الدعویات، باب 129)

در رابطه با مرتبه‌ی دوم که واردشدن در غربت است از رسول خدا (ص) داریم «طَلَبُ الْحَقِّ غُرَبةٌ»[3] طلب‌کردن و خواستن حق، غربت است. و در رابطه با مرتبه‌ی سوم که دست‌یابی به مشاهده است در روایت داریم که جبرائیل از رسول خدا (ص) پرسید: «مَا الإحْسان؟» احسان چیست؟ حضرت فرمودند: «اَنْ تَعْبُدَ الله کَاَنَّکَ تَراه فَاِن لَمْ تَکُن تَراه فَاِنَّه یَراک»[4] احسان آن است که خدا را به گونه‌ای عبادت کنی که گویا او را می‌بینی و اگر او را نمی‌بینی پس بدان او تو را می‌بیند. که این حدیث اشاره جامعی است به مذهب عرفا و متصوفه.

خواجه عبداللّه انصاری می‌فرماید: من درجات هر مقام را به تفصیل برایت باز می‌گویم تا درجه‌ی عامه و سالک و محقق را در هر مقام بشناسی زیرا برای هر یک نشانی است که به سوی آن برانگیخته می‌شود. موفق باشید  

 


[1] - مرید همان سالک مجذوب است که جز خدا را اراده نکرده و مراد همان مجذوب سالک است که خداوند او را اراده و جذب کرده.

[2] - حافظ در رابطه با عبور از تفرقه می‌گوید: «از فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع» که عبور از خلق به حق است و  به حق اشتغال‌یافتن.

[3] - تاریخ دمشق، ج 51، ص 832- کنز العمال، ج 1، ص 239

[4] - صحیح مسلم، کتاب‌الإیمان، ج 1، ص 37.

10129
متن پرسش
سلام: در دعای دهه اول ذی الحجه داریم «لا اله الا الله عدد الیالی و دهور...» نیست خدایی جز الله به شماره شبها و روزگاران و الی آخر دعا... بنده از متن عربی چیزی متوجه نمی شوم ترجمه هم کاملا برایم نامفهوم است. لطفا در مورد این دعا توضیح بفرمایید. متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی جملات اولیائ الهی مثل جملات عرفا حالت اشاره دارد و لذا نمی‌توانید تحت‌اللفظی آن ها را معنا کنید. شاید در این چند فراز که در دعا آمده می‌خواهد نظر توحیدی خود را در تمام نمونه‌های متکثر به خود متذکر شود. مثلاً در این قسمت یگانگی حق را در مظاهری مثل کثرت لیالی و دهور مدّ نظر داشته باشد. موفق باشید
1918
متن پرسش
سلام علیکم! در رساله های مراجع آمده اگر در هنگام صحبت و مشاهده نامحرم خوف مفسده و افتادن به گناه افتادن باشد باید اجتناب شود و گرنه اشکال ندارد. حال این مفسده دقیقا یعنی چه؟! چون که اگر مفسده و گناه را صرفا استمناء و زنا بدانیم آنوقت می توان گفت خیلی از این صحبت ها مخصوصا آن صحبت هائی که در مکان عمومی است این مفسده را ندارد. چون واقعا مثلا چند کلام صحبت با نامحرم یا در خیلی از موارد نگاه به نامحرم موجب استمناء و زنا نمی شود. اما اگر بخواهیم دامنه مفسده را آنچنان وسیع در نظر بگیریم که حتی مثلا اینکه ممکن است بعد از صحبت با نامحرم انسان تا چند دقیقه بعد از آن صحبت نیز به فکر نامحرم باشد یا مثلا حتی اینکه مقداری دل انسان در هنگام صحبت بلرزد و ... آنوقت باید گفت شاید بالای 95% مکالمات اینچنین وضعی داشته باشند و طبق این مبنا تقریبا باید گفت بطور مطلق مرد و زن نامحرم نه به هم نگاه کنند نه حتی با هم صحبت کنند. حتی طبق این مبنا مثلا اگر در خیابان زنی از ما آدرس سوال کرد نیز نباید به او جواب داد. یا مثلا زن حتی برای خرید به سر مغازه نیز نباید برود. مخصوصا مغازه ای که صاحب مغازه جوان باشد. یا طبق این مبنا زن باید کلا در خانه بنشیند. یا حتی به اخبار تلوزیون که مجریش زن است نیز نباید گوش داد. فیلم ها که دیگر جای خود دارد. فیلم خارجی که دیگر اظهر من الشمس است. طبق این مبنا حتی مثلا طلبه های مجرد در فقه کتاب النکاح را نباید بخوانند چون بالاخره ذهن جوان را بخود مشغول می کند. علاوه بر کتاب النکاح مثلا مبحث دماء ثلاثة را از کتاب الطهارة، مباحث مربوط به اماء در ابواب مختلف فقه را نیز نباید بخوانند چون ذهنشان مشغول می شود. حتی طبق این مبنا شاید بشود گفت مجرد برخی آیات قرآن را نیز نباید بخواند. آن آیاتی که از حوری و قاصرات طرف و حورات مقصورات و .... صحبت می کند چون موجب دلمشغولی می شود. یا مثلا سوره یوسف آیات مربوطه را نیز نباید بخوانند. حتی بنده یک فایل از بخشی از سخنرانی علامه حسن زاده حفظه الله را گوش می دادم در آنجا به مناسبتی یک زن تقاضای صلوات از مردم کرد. علامه حفظه الله البته مودبانه اما به شدت به زن تذکر دادند که زن نباید در حضور نامحرم اینچنین حرف بزند. در حالی که واقعا در یک همچون مجلسی آنهم تقاضای صلوات به هیچ وجه مفسده ای ندارد. در مجموع بصورت مفصل و کامل و موردی در این مورد بحث کنید که این مفسده دقیقا یعنی چه؟! و حدودش کجاست؟! و طبق تعریف شما از مفسده به نظرتان در چه مواردی صحبت با نامحرم مفسده دارد و در چه مواردی ندارد؟! البته لطفا یک جواب عمقی و بر اساس مبانی ناب اسلامی بدهید نه آن جوابهای معمولی و سطحی که در همه سایت ها و سخنرانی ها وجود دارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مسلّم منظور از مفسده در ارتباط با نامحرم، همان نوع دوم است ولی باید توجه داشت حتّی برای یک جوان در حال عادی این‌طور نیست که اگر نامحرمی از او مثلا آدرسی بپرسد دل او بلرزد مگر این‌که او از تعادل اولیّه‌ای که عموم انسان‌ها دارند به جهت غلبه‌ی خیالات (به هر دلیلی که غلبه کرده‌است) خارج شده و صورت‌های ذهنی که خودش به ایجاد آن‌ها دامن زده همواره مدّ نظرش باشد و در برخورد با نامحرم برای او تداعی شود. چنین افرادی برای درمان خیال نامعتدلشان باید از ایجاد زمینه‌های رجوع به صورت‌های نامناسب خودداری نمایند تا به مرور خیالاتشان به حاشیه رود و تعقّل به صحنه آید. در مورد ادب خیال می‌توانید به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» مراجعه نمایید. موفق باشید.
580

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد 1-می خواستم با توجه به مطلبی که چهارشنبه ی هفته ی پیش پیرامون آیات 1-5 سوره ی نازعات مطرح کردید.فرشتگان الهی و قوانین فیزیکی درتحولات این عالم هر کدام دارای چه جایگاهی هستند.مثلا در فیزیک علت کنده شدن سیب از درخت را اینگونه توجیه میکنیم که نیروی گرانش زمین یا هر نیروی دیگری بر نیروی بین ذره ای ساقه ی سیب و درخت غلبه کرده است حال نقش حضرت عزرائیل در این پدیده چیست؟ 2-آیا شما وجود اتم،الکترون،پروتون و... را به عنوان مخلوق قبول دارید؟ 3-می خواستم بدانم برای انجام فعالیت های فرهنگی در مدارس مقطع متوسطه با توجه به کوتاه بودن دوره ی زمانی و وجود سنین مختلف و گرایشات فکری متفاوت وشرایط روحی،روانی این مقطع اولاً از کجا باید این فعالیت ها را شروع کرد و چگونه ادامه داد که باعث جذب قلب دانش آموز به دین ،بازگشت از پوچی به فطرت الهی و جدا شدن از محیط فساد انگیز پیرامون او شود؟ و آیا می توان در این مقطع مطالب روشنگرانه ی سیاسی بدون خط وخط بازی را برای مقابله با جنگ نرم فکری وسیاسی ارائه داد؟ دانش آموزسال سوم ریاضی -فیزیک
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- وقتی متوجه باشیم عالم ماده تحت تدبیر عالم ملکوت است – مثل این‌که بدن ما تحت تدبیر نفس ناطقه‌ی ما است – متوجه می‌شویم هر حرکتی و فعل و انفعالی که در زمین انجام می‌گیرد بر اساس تدبیر عالم ملکوت است که اگر از زاویه‌ی حسّ و تجربه‌ی مادی با آن روبه‌رو شویم، همان دریافت‌هایی می‌شود که در علوم تجربی می‌شناسیم. مثل این‌که در یک حادثه وقتی نفس شما بترسد عکس‌العمل فیزیولوژیک آن ترشح هورمون آدرنالین در خون و در نتیجه تپش قلب است، در حالی‌که اصل قضیه ریشه در ملکوت شما یعنی نفس ناطقه‌ی شما دارد. لذا توجه به نقش ملائکه در تدبیر عالم، توجه به مبادی اصلی عالم است. 2- فراموش نفرمایید که طرح وجود اتم و الکترون و پروتون و نوترون مربوط به اتم، یک تئوری است که «دالتون» طرح کرده و این تئوری تضادهایی در درون خود دارد که باید اهلش به آن بپردازد. 3- اگر از طریق خودشناسی شروع کنیم خوب است و موضوع را به معاد بکشانیم. آری کار بسیار خوبی است اگر دانش‌آموزان را متوجه جنگ نرمی کنیم که دشمنان برای این ملت طرح‌ریزی کرده‌اند.
11200

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در جواب سوالی خواندم که شما از قول علامه طهرانی تاکید به ملبس شدن اهل علم فرمودید حال سوالی داشتم که اینکه برخی از اهل علم برای چی لباس روحانیت نمی پوشند اصلا خود شما چرا با وجود اینکه دروس حوزوی خواندید چرا ملبس نشدید ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً هم عرض کردم لازمه‌ی معمم‌شدن علاوه بر کلام و تفسیر، فقه‌خواندن است و بنده آن‌طور که لازمه‌ی معمم‌بودن است فقه نخوانده‌ام. موفق باشید
3477

بیکارید ...بازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. اینکه در احادیث آمده رزق و روزی تضمین شده به چه معناست؟ یعنی اگر شغلی با درامد معینی داریم نباید شغل دوم نیز داشته باشیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بیکارید اگر درآمد کافی دارید به دنبال شغل دوم باشید؟ کتاب «جایگاه رزق در هستی» شاید در فهم این مطلب کمک کند. موفق باشید
306

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام، در مورد مرگ آقای حکیم، سوال داشتم که مگر خوب روح امام خمینی کوچک بود که نتونستن با سرطان مبارزه کنن؟ آیا مگه روح فقط با سرطان میتونه مبارزه کنه و مگر همه آدما مبتلا به مریضی نمیشن حتا امامان معصوم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام فکر می‌کنم در جواب سؤال 304 می‌توانید جواب خود را بگیرید و فراموش نفرمایید در مورد بیماری به جهت عوامل بیرونی ، روح دیگر نقشی ندارد، حال چه شمشیر باشد که بر فرق مبارک حضرت علی«علیه‌السلام» می‌خورد و چه یک میکرب باشد که از بیرون به بدن حمله می‌کند. آری اگر روح در تعادل باشد و بدن هم آمادگی تأثیر روح را داشته باشد، روح بهتر می‌تواند با میکرب مقابله کند. موفق باشید
نمایش چاپی