بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3669
متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده آیا موضوع برادر بودن شیعه وسنی با وجود تفاوت های اعتقادی موجود بین دو مذهب و بحث حساس فدک آیا امری است که در زمان حال برای رودررویی با دشمن مشترک اسلام است ویا اینکه این یک اصل اصیل وپابرجاست؟ چرا؟وایا بعد از ظهور نیز بحث برادری وجود دارد یا اینکه حق بودن شیعه اثبات شده وهر عقیده ای ضد شیعه دشمن محسوب می شود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم مردم مسلمان اهل سنت چیزی جز همان اسلام ناب را نمی‌خواهند اگر تشنجات کنار رود و اسلام در فضایی سالم مطرح شود حتماً گرایش جهان اسلام به شیعه شدید می‌شود و همیشه علماء بزرگ شیعه به دنبال چنین فضایی بودند و بر موضوع تقریب مذاهب بر این مبنا تأکید دارند و این یک اصل اصیل است و بعد از ظهور حضرت حجت«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» با آن روش عالمانه‌ی حضرت حجت«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» اهل سنت به‌خوبی به مکتب اهل‌البیت«علیهم‌السلام» رجوع خواهند داشت. موفق باشید
3215
متن پرسش
شما در صفحة 62 و 63 می‌فرمایید که اگر فلسفه و عرفان و تفکر اجتماعی خود را از امام نگیریم، در تمام این عرصه‌ها به باطل می‌افتیم! ما اشکال کردیم که: یعنی باید فلسفة ملاصدرا را هم از امام بگیریم؟! شما پاسخ فرمودید: «در مبادی عملی باید به شخصیت خاص امام رجوع کرد و مواظب باشیم تقسیم‌بندی‌های مربوط به مبادی نظری ذهن ما را به خود مشغول ننماید.». من نفهمیدم؛ بالاخره در مبادی نظری باید به امام نظرکنیم یا در مبادی عملی؟ الف) منظورتان از «مبادی نظری» چیست؟ آیا منظورتان همین علوم نظری مثل فلسفه و عرفان نظری است؟ ب) منظورتان از «مبادی عملی» چیست؟ آیا منظورتان همین دستورات شریعت در امور فردی و اجتماعی است؟ ج) این که «در مبادی عملی (مثل ترک معصیت) به حضرت امام نظرکنیم» یعنی چه؟ د) اگر در مبادی عملی باید به امام نظرکنیم، پس چرا در کتاب فرموده‌اید: «باید فلسفه و عرفان‌مان را هم از امام بگیریم»؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب عرض شد حتی انگیزه‌ی استدلال ما در موضوعی مبتنی بر مبادی پذیرفته‌ی ما است و آن مبادی حضوری است و گزاره‌های حصولی در آن‌جا جا ندارند. باید سعی بفرمایید در جایی که بنا است مبادی خود را پیدا کنید با پای حصولی وارد نشوید. مبادی عملی، شخصیت ‌پذیرفته‌شده ای است که در ذیل آن شخصیت طوری می توان به فلسفه و عرفان رجوع کرد که فلسفه و عرفان از حالت حصولی صرف در ایند. موفق باشید
2958
متن پرسش
آیا استفاده از نرم افزار های قفل شکسته خرجی و ایرانی حرام است؟ زیرا خرید آن هزینه بالایی همراه دارد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: باید از مرجع تقلیدتان بپرسید ولی در هرحال حقوق تهیه‌کننده‌ی آن نرم افزار ها نباید ضایع شود. موفق باشید
2797
متن پرسش
سلام.مساله ای برای من پیش آمده که تقاضامندم جواب بفرمایید.چند وقت قبل یکی از افراد آشنا و بسیار مومن خواب خانم آشنایی را دیده بود که چندی است به رحمت خدا رفته است.این خانم گفته بودن اون روز که فلانی(من) داشت از خیابون رد می شد و دستش خورد به بازوی یه جوون و اون جوون برگشت و سلام داد و اون(من)متوجه نشد و نشناخت،اون جوون خود آقا(امام) بودن.استاد خواهش می کنم بگووید این یعنی چی...؟واقعی بوده؟یعنی میشه...؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شیطان می‌خواسته سر به سر شما بگذارد، به کارتان برسید و به آشنایان بگویید خیر ببنید برای من خواب نبینید. موفق باشید
1973
متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی در دعای بعد از زیارت عاشورا که در حق دشمنان ان نفرینهای عظیم میشود باید چه کسانی را در نظر گرفت چون دشمنان شخصی را نمیتوان مشمول این نفرینها نمود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: استکبار را و دشمنان داخلی و خارجی نظام اسلامی را باید مدّ نظر داشت. موفق باشید
849

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. 1- دعا برای سلامتی امام زمان(ع) به چه معناست؟ مگر ممکن است برای حضرت مشکلی پیش آید که در سرنوشت ظهور تاثیر گذار باشد؟ 2- آیا منتظر ظهور بودن قبل از دیدن 5 نشانه حتمی ظهور با معناست؟ یعنی قبل از دیدن سفیانی، نفس زکیه و ... آیا باز هم می توان مثلا جمعه این هفته منتظر ظهور آقا باشیم؟ 3- آیا حضرت منتظر 313 نفر یار هستند تا ظهور کنند؟ در بسیاری از منابر یا روضه ها گفته می شود در بین این همه شیعه 313 نفر آدم خیلی مومن هنوز یکجا پیدا نشده و گرنه حضرت ظهور می کردنند. این تفکر درست است؟ 4- آیا مصداق سازی شخصیت هایی مثل سید خراسانی، سید یمانی، سفیانی و ... با افرادی که الان در قید حیاتند به مصلحت است؟ بسیاری بر این باورند که گسترش این مصادیق و تطابق سازی ها ممکن است باعث بدا شود. نظر شما چیست؟ 5- اصولا بدا در حوزه آخرالزمان و ظهور ممکن است در چه مواردی رخ دهد و چه مواردی مبرا از بدا هستند؟ 6- اخیرا جریاناتی در کشور به راه افتاده است که کلیه نظام های غربی و حاکمان و پادشاهان آنها را بلا استثنا ماسون یا شیطان پرست اثبات می کنند (حتی پاپ و پادشاهان برخی از کشورهای اطراف) و می گویند آنها تحت الامر شخص ابلیس هستند. مستندی هم به نام مستند ظهور (که ساخته چند جوان مسلمان آمریکایی است) گفته آنها را تصدیق می کند. می خواستم بدانم آیا این تفکر بدبینانه است یا واقع بینانه و آیا باید به اشاعه آن به عنوان یک وظیفه کمک کرد و یا اینکه تنها خودمان اطلاعات آنها را تحلیل یا نگه داری کنیم؟ 7- آیا پیشرفت های علمی دول غربی را می توان با شیطان یا سحر مرتبط دانست؟ (مانند علوم پیشرفته فراعنه مصر) یا اینکه این مسائل فقط نتیجه زحمات خودشان است؟ و آیا اصلا شیطان یا ساحر می تواند انسان را به سمت فلان اختراع راهنمایی کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- شاید این نوع دعاها جهت سلامتی در ظهور باشد و بهتر انجام‌شدن ظهور. 2- بسیاری از نشانه‌های ظهور تأویل‌پذیر و بداءپذیرند. یعنی هم ممکن است به معنی باطنی رجوع داشته باشد و هم ممکن است شرایط تاریخی طوری تغییر کند که نیاز به آن نشانه‌ها نباشد. موضوع در کتاب «جایگاه واسطه‌ی فیض در هستی» تا اندازه‌ای روشن شده 3- اگر 313 نفر انسان تاریخ‌ساز در صحنه‌ باشند زمینه‌ی ظهور و هم‌زبانی با حضرت فراهم می‌شود 4- مصداق‌سازی به هیچ‌وجه کار درستی نیست، مگر با احتمالات می‌توان زندگی کرد؟ 5- در کتاب مذکور نکاتی در این مورد عرض شده و آقای مصطفی صادقی در کتاب «تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور» به طور مفصل و عالمانه بحث کرده‌اند 6- حقیقت آن است که حاکمیت موجود جهان در اختیار ابلیس است حال مستند مذکور نمونه‌هایی را ارائه داده ولی ریشه‌یابی موضوع را باید در مباحث غرب‌شناسی جستجو کرد. جواب قسمت هفتم سؤال شما نیز با پیگیری مباحث غرب‌شناسی داده می‌شود که مبنای این نوع اختراعات و تکنولوژی، تفکری بوده است که می‌خواسته عالم و طبیعت را هماهنگ هوس انسان‌ها کنند، در حالی‌که وظیفه‌ی انسان آن بود که هماهنگ با عالم به قرب الهی برسد. موفق باشید
831

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم باعرض پوزش که این مشکلم را به صورت واضح مطرح می کنم چون نجاتم را مهمتر از این وضوح صحبتر کردن می دانم بنده مبتلا به یک گناه عظیم شده ام و آن اینکه هر چند وقت یکبار که با اینترنت کار می کنم شیطان بر من مسلط شده و مرا به دنبال تصاویر نامربوط می کشاند و به گونه غافل می شوم که متوجه هم نمی شوم و بلافاصله بعد از آن پشیمان شده و عظم بر ترک این گناه می کنم و عهدها و نذر ها میکنم اما متاسفانه بعد از چند مدت ناگهان دوباره این خطا از من سر می زند واین مکانیسم چندین بار تکرار شده و من از خودم واقعا ناامیدم چرا که هم فوق العاده پشیمان و مضطربم که چرا اینکار را می کنم و هم وقتی که د رحال انجام خطا هستم اصلا نمی دانم چه می شود که من این خطارا انجام می دهم لطفا راهنماییم کنید حتما هم در اولین نماز شبتان اگر صلاح دانستید برایم دعا کنید مگر اینکه نور الهی کمکم کند
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: اولاً: به جواب سؤال 829 توجه بفرمایید. ثانیاً: این‌که ملائکه با الهام خود شما را متذکر ظلمانی‌بودن آن تصاویر می‌کنند لطف خدا بدانید و خوشحال باشید که خداوند دست شما را رها نکرده. ثالثاً: ارادتمندانه به جنابعالی عرض می‌کنم به نقش ذهنی این تصاویر فکر کنید و این‌که چگونه حجاب بین شما و انوار الهی می‌شوند و نه‌تنها شما را از مسیرالهی‌تان عقب می‌اندازدبلکه گرفتار وَهمیات پوچ می‌کنند که هیچ پایگاه حقیقی ندارند. شما نمی‌خواهید قلبتان با حضرت امام حسین«علیه‌السلام» مأنوس باشد؟ نمی‌خواهید حبّ علی«علیه‌السلام» در جان شما شعله بکشد؟ وقتی می‌خواهید به طرف دیدن آن تصاویر بروید یادتان بیاید که از اُنس با امامانتان محروم می‌شوید و نمی‌توانید با حضرت بقیت‌الله«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» مرتبط باشید و از دریای بیکرانه‌ی معنویت تغذیه کنید؟ هرگز از این که باز می لغزید مأیوس نشوید، اگر باز هم غفلت کردید عزم اصلی خود را در این بگذارید که برای اُنس با خدا و ائمه«علیهم‌السلام» بالاخره باید نظر خود را از این تصاویر بر گردانید. توسل به انسان‌های معصوم«علیهم‌السلام» شما را به نورعصمت آن‌ها نزدیک می‌کند و إن‌شاءالله میل شما اصلاح می‌شود. بنده دعاگو هستم. موفق باشید
24043

بدون عنوان@بازدید:

متن پرسش
استاد عزیز با سلام: آیا در جواب سوال ۲۴۰۳۴ می توان طبق نظر ابن سینا اینگونه گفت: Me Sd: برای‌ بیان‌ چگونگی‌ پیدایش‌ تجربیات، یعنی‌ گزاره‌های‌ مربوط‌ به‌ عالم‌ محسوس‌ ابتدا باید بین‌ سه‌ گونه‌ تفحص‌ جزئیات‌ محسوس‌ تمیز دهیم، زیرا در حوزة‌ تجربیات، نخست‌ با جزئیات‌ سروکار داریم‌ و علمی‌ که‌ در این‌ حوزه‌ به‌ دست‌ می‌آید به‌ هر حال‌ حاصل‌ تفحص‌ و جستجو در آنهاست. ابن‌ سینا تفحص‌ در جزئیات‌ و رسیدن‌ به‌ علم‌ از این‌ طریق‌ را به‌ پیروی‌ ارسطو، استقرأ می‌نامد. استقرأ ممکن‌ است‌ به‌ یکی‌ از سه‌ صورت‌ زیر صورت‌ بگیرد: اول، تعداد جزئیات‌ مورد بررسی‌ متناهی‌ و معدود، و بنابراین‌ بررسی‌ یکایک‌ و همة‌ آنها ممکن‌ باشد. اینگونه‌ استقرأ، که‌ استقرای‌ تام‌ نامیده‌ می‌شود، درصورتی‌ که‌ قضایای‌ جزئی‌ آن‌ یقینی‌ باشند، تولید معرفت‌ یقینی‌ می‌کند. زیرا استقرای‌ تام‌ درحقیقت‌ قیاس، یعنی‌ قیاس‌ شرطیِ‌ موسوم‌ به‌ قیاس‌ مقسٍّم، است. از این‌رو، حکم‌ این‌ استقرأ حکم‌ قسمی‌ از برهان‌ است‌ که‌ پس‌ از این‌ بررسی‌ خواهیم‌ کرد. دوم، درصورتی‌ که‌ تعداد جزئیات‌ مورد بررسی‌ متناهی‌ باشد اما به‌ اندازه‌ای‌ زیاد باشد که‌ تفحص‌ یکایک‌ آنها ممکن‌ نباشد، استقرای‌ تام‌ صورت‌ نمی‌پذیرد بلکه‌ در اینگونه‌ موارد همیشه‌ استقرأ ناقص‌ خواهد بود. در این‌ مورد تحصیل‌ علم‌ یقینی‌ ممکن‌ نخواهد بود مگر آنکه‌ تفحص‌ جزئیات‌ به‌ شیوه‌ای‌ انجام‌ بگیرد که‌ ابن‌ سینا آن‌را استقرای‌ ذاتی‌ می‌نامد. استقرای‌ ذاتی‌ برخلاف‌ تصور بعضی‌ کسان‌ استقرای‌ تام‌ نیست، بلکه‌ استقرای‌ ناقصی‌ است‌ که‌ شرایط‌ معینی‌ دارد. استقرای‌ ذاتی‌ همان‌ است‌ که‌ به‌ عقیدة‌ ابن‌ سینا گزاره‌های‌ مربوط‌ به‌ حوزة‌ علوم‌ طبیعی‌ را تولید می‌کند، و او معتقد است‌ که‌ چنین‌ استقرائی‌ چون‌ تولید معرفت‌ یقینی‌ می‌کند، غیر از استقرای‌ ناقص‌ است‌ که‌ از تولید چنان‌ معرفتی‌ عاجز است‌ و به‌ همین‌ علت‌ برای‌ تمیز بین‌ این‌ دو، اولی‌ را تجربه‌ می‌نامد و آن‌را غیر از استقرای‌ معروف، یعنی‌ استقرای‌ شمارشی‌ که‌ صورت‌ سوم‌ استقراست، معرفی‌ می‌کند. ابن‌ سینا این‌ سه‌ نوع‌ استقرأ را در یک‌ جمله‌ چنین‌ مطرح‌ می‌کند که‌ «استقرأ یا تمام‌ افراد را استیفا می‌کند، یا فقط‌ ظن‌ غالب‌ تولید می‌کند، ولی‌ تجربه‌ چنین‌ نیست.» زمینه‌ای‌ که‌ این‌ جمله‌ در آن‌ می‌آید این‌ پرسش‌ اصلی‌ را مطرح‌ می‌کند که‌ «ممکن‌ است‌ کسی‌ بگوید چرا تجربه‌ می‌تواند برای‌ انسان‌ این‌ علم‌ را که‌ سقومونیا مُسهل‌ صفراست‌ بگونه‌ای‌ تولید کند که‌ غیر از تولید استقراست؟» سپس‌ او بعد از آن‌ جمله‌ می‌نویسد که‌ «سپس‌ ممکن‌ است‌ او شک‌ کند و بگوید: چرا تجربه‌ دربارة‌ اشیأ حکم‌ یقینی‌ تولید می‌کند؟» ابن‌ سینا برای‌ حل‌ مسئله، و در پاسخ‌ به‌ پرسش‌ اخیر، نخست‌ در فصل‌ هشتم‌ مقالة‌ اول‌ برهان‌ شفا بطور مفصل‌ توضیح‌ می‌دهد که‌ علم‌ یقینی‌ دربارة‌ آنچه‌ علت‌ دارد صرفاً‌ از راه‌ دانستن‌ آن‌ علت‌ تحصیل‌ می‌شود. زیرا علم‌ به‌ ضرورت‌ حمل‌ دائم‌ محمولی‌ معین‌ بر موضوعی‌ معین‌ یا ضرورت‌ سلب‌ دائم‌ محمولی‌ معین‌ از آن‌ یا ضرورت‌ حمل‌ موقت‌ یا سلب‌ موقت‌ آن‌ از موضوع‌ فقط‌ زمانی‌ یقینی‌ است‌ که‌ شخص‌ نه‌تنها باید از نسبت‌ بین‌ آن‌ دو آگاه‌ باشد، بلکه‌ باید این‌ را نیز بداند که‌ چرا نسبت‌ بین‌ آن‌ دو غیر از آنچه‌ هست‌ نمی‌تواند باشد؛ به‌ تعبیر دیگر علم‌ یقینی‌ مستلزم‌ آگاهی‌ از سبب‌ نسبت‌ ضرورت‌ بین‌ موضوع‌ و محمول‌ مورد بحث‌ است. با توجه‌ به‌ این‌ اصل، معلوم‌ می‌شود که‌ وجه‌ تولید معرفت‌ یقینی‌ توسط‌ تجربه، این‌ است‌ که‌ در آن‌ برخلاف‌ استقرأ علت‌ موضوع‌ مورد نظر تحصیل‌ می‌شود. این‌ امر صرفاً‌ البته‌ ناشی‌ از تکرار و کثرت‌ مشاهدات‌ نیست، بلکه‌ به‌سبب‌ همراهی‌ تجربه‌ با قیاسی‌ است‌ که‌ اصطلاحاً‌ قیاس‌ خفی‌ نامیده‌ می‌شود. تحقق‌ این‌ قیاس‌ بدین‌ صورت‌ است‌ که‌ وقتی‌ بطور مثال‌ بر سبیل‌ تکرار کثیر مشاهده‌ می‌شود که‌ سقومونیا مُسهل‌ صفراست‌ معلوم‌ می‌شود که‌ این‌ امر اتفاقی‌ نیست، زیرا آنچه‌ اتفاقی‌ است‌ نمی‌تواند دائمی‌ یا اکثری‌الوقوع‌ باشد. این‌ سخن‌ ابن‌ سینا که‌ «آنچه‌ اتفاقی‌ است‌ نه‌ دائمی‌ است‌ نه‌ اکثری»، یکی‌ از اصول‌ علم‌شناسی‌ ارسطوست‌ که‌ به‌ قاعدة‌ اتفاقی‌ مشهور است. ارسطو در فصل‌ ۳۰ مقالة‌ اول‌ تحلیلات‌ ثانوی می‌نویسد: «آنچه‌ اتفاقی‌ است‌ نه‌ ضروری‌ است‌ نه‌ اکثری، بلکه‌ به‌ شیوه‌ای‌ متفاوت‌ با این‌ دو پدید می‌آید.» برحسب‌ تفسیر ابن‌ سینا از این‌ سخن‌ ارسطو، که‌ آن‌را بدون‌ هرگونه‌ شرط‌ اضافی‌ از ارسطو می‌پذیرد،علت‌ طبیعی، دائماً‌ و بطور ضروری‌ معلولِ‌ معینی‌ دارد به‌شرطی‌ که‌ مانع‌ و مزاحمتی‌ بر سر راه‌ سببیت‌ آن‌ نباشد، اما اگر مانع‌ و مزاحمی‌ راه‌ سببیت‌ آن‌را ببندد، آن‌ معلول‌ معین، نه‌ بصورت‌ دائم‌ و ضروری، بلکه‌ بصورت‌ اکثری‌ پدید خواهد آمد. بنابراین، «فرق‌ بین‌ دائم‌ و اکثری‌ این‌ است‌ که‌ دائم‌ معارض‌ ندارد ولی‌ اکثری‌ معارض‌ دارد؛ پس‌ اکثری‌ به‌ شرط‌ دفع‌ موانع‌ و رفع‌ معارض‌ واجب‌ و دائم‌ خواهد بود.»ابن‌ سینا در ادامة‌ بحث‌ می‌گوید که‌ این‌ مطلب‌ دربارة‌ علل‌ طبیعی‌ روشن‌ و آشکار است. به‌ این‌ ترتیب، امر اتفاقی‌ باید اقلی‌ باشد، به‌ این‌ معنی‌ که‌ به‌ نحو اکثری‌ یا دائمی‌ از علت‌ معین‌ پدید نیاید؛ و مقصود از علت‌ معین، علتی‌ است‌ که‌ صلاحیت‌ دارد آن‌ معلول‌ را پدید آورد. پس‌ اتفاقی، معلولی‌ است‌ که‌ از علت‌ معینی‌ بالضروره‌ پدید می‌آید، اما همین‌ رابطة‌ علی/ معلولی‌ که‌ با نظر به‌ خودش‌ و با قطع‌ نظر از چیزهای‌ دیگر اکثری‌ و بلکه‌ دائمی‌ و ضروری‌ است‌ هرگاه‌ نسبت‌ به‌ کل‌ طبیعت‌ سنجیده‌ شود اقلی‌ است. ابن‌ سینا بر آن‌ است‌ که‌ متأخرین‌ سخن‌ ارسطو را بد فهمیده‌اند و تصور کرده‌اند امر اتفاقی‌ آن‌ است‌ که‌ از علت‌ خود بطور اقلی‌ پدید آید؛ درحالی‌ که‌ سخن‌ ارسطو به‌ معنای‌ این‌ است‌ که‌ حتی‌ امر اتفاقی‌ نیز از علت‌ خود بطور اکثری‌ یا دائمی‌ و ضروری‌ پدید می‌آید. مثالی‌ که‌ ابن‌ سینا در این‌باره‌ می‌آورد به‌ اندازة‌ کافی‌ روشنگر است: ماده‌ای‌ که‌ دست‌ جنین‌ از آن‌ ساخته‌ می‌شود هرگاه‌ در اثر علت‌ معینی‌ بیش‌ از اندازة‌ لازم‌ برای‌ پیدایش‌ پنج‌ انگشت‌ باشد و در عین‌ حال‌ برای‌ پذیرفتن‌ صورتی‌ که‌ ماده‌ مستحق‌ آن‌ است‌ استعداد تام‌ داشته‌ باشد جنین‌ دارای‌ انگشت‌ زایدی‌ خواهد شد. این‌ پدیده، هرگاه‌ نسبت‌ به‌ علت‌ آن‌ نگریسته‌ شود، واقعیتی‌ است‌ اکثری‌ و دائمی‌ و ضروری، اما در کل‌ طبیعت، یعنی‌ در فرایند پیدایش‌ انسان‌ها امری‌ است‌ اقلی. پس‌ اگر علتی‌ صلاحیت‌ پدید آوردن‌ معلولی‌ را نداشته‌ باشد، همراهی‌ آن‌ دو هرچند اقلی‌ است، در معنای‌ مورد نظر در اینجا اتفاقی‌ نیست. مثلاً‌ اگر نشستن‌ کسی‌ با کسوف‌ همزمان‌ باشد، نمی‌گویند نشستن‌ او علت‌ کسوف‌ است، زیرا هرچند این‌ پدیده‌ و همراهی‌ اقلی‌ است، نشستن‌ صلاحیت‌ ندارد علت‌ کسوف‌ تلقی‌ شود؛ و «بطور کلی‌ اگر چیزی‌ این‌ شأن‌ را نداشته‌ باشد که‌ به‌ چیزی‌ منتهی‌ شود، نمی‌تواند سبب‌ اتفاقی‌ آن‌ باشد.» پس‌ سبب‌ اتفاقی‌ آن، علتی‌ است‌ که‌ معلول‌ معینی‌ بطور اقلی، یعنی‌ غیردائم‌ و غیراکثری، از او پدید آید. به‌ تعبیر دیگر، اقلی‌ آن‌ است‌ که‌ هرگاه‌ نسبت‌ به‌ سبب‌ فاعلی‌اش‌ سنجیده‌ شود اقلی‌ باشد. چنانکه‌ ملاحظه‌ می‌شود ابن‌ سینا در اینجا اتفاق‌ را برحسب‌ علت‌ فاعلی‌ تبیین‌ می‌کند، و اتفاق‌ در این‌ معنی‌ در مقابل‌ علت‌ و سبب‌ ذاتی‌ قرار دارد، یعنی‌ سببی‌ که‌ معلول‌ آن‌ دائمی‌ یا اکثری‌ است.بنابراین‌ معنایی‌ که‌ مرحوم‌ شهید سیدمحمد باقر صدر از اتفاق‌ در قاعدة‌ اتفاقی‌ به‌ دست‌ می‌دهد با معنایی‌ که‌ ابن‌ سینا از آن‌ اراده‌ می‌کند کاملاً‌ متفاوت‌ است. او اتفاق‌ را به‌ معنی‌ صدفه‌ می‌گیرد و آن‌را در مقابل‌ لزوم‌ قرار می‌دهد، و سپس‌ با تقسیم‌ لزوم‌ به‌ لزوم‌ منطقی‌ و واقعی، و با تقسیم‌ صدفه‌ به‌ صدفة‌ مطلق‌ و نسبی، صدفة‌ نسبی‌ را به‌ اقتران‌ تصادفی‌ دو پدیدة‌ دارای‌ علل‌ معین‌ تفسیر می‌کند و می‌گوید که‌ این‌ برخلاف‌ صدفة‌ مطلق، که‌ به‌معنی‌ پیدایش‌ چیزی‌ بدون‌ لزوم‌ منطقی‌ یا واقعی‌ یعنی‌ پیدایش‌ بدون‌ سبب‌ است، با اصل‌ علیت‌ تعارض‌ ندارد. نتیجه‌ای‌ که‌ ایشان‌ از این‌ بحث‌ می‌گیرند این‌ است‌ که‌ مقصود از قاعدة‌ اتفاقی‌ این‌ است‌ که‌ «صدفة‌ نسبی‌ به‌ استمرار تکرار نمی‌شود» و بنابراین‌ هر آن‌ دو چیز که‌ اقتران‌ مکرر آنها با یکدیگر از خلال‌ استقرأ معلوم‌ گردد قهراً‌ براساس‌ آن‌ قاعده‌ علت‌ و معلول‌ یکدیگرند، زیرا اگر اقترانشان‌ حاصل‌ صدفة‌ نسبی‌ بود تکرار نمی‌شد. برای‌ ابطال‌ این‌ دیدگاه‌ که‌ حاصل‌ قاعدة‌ اتفاقی‌ این‌ است‌ که‌ هرگاه‌ اقتران‌ و همراهی‌ مکرر دو چیز در فرایند استقرأ معلوم‌ گردد نشان‌ این‌ است‌ که‌ آن‌ دو علت‌ و معلول‌ یکدیگرند کافی‌ است‌ عبارتی‌ از الهیات‌ شفا را بخوانیم‌ که‌ ابن‌ سینا در آن‌ می‌گوید: و لیس‌ اذا توافی‌ شیئان، وجب‌ ان‌ یکون‌ احدهما سبباً‌ للاَّخر. و الاقناعُ‌ الذی‌ یقع‌ للنفس‌ لکثرةِ‌ ما یوردُهُ‌ الحسُ‌ و التجربةُ‌ فغیرُ‌ متأکٍّدٍ، علی‌ ما عَلِمتَ، الا‌ بمعرفة‌ أن‌ الامور التی‌ هی‌ موجودة‌ فی‌ الاکثر هی‌ طبیعیة‌ أو اختیاریة؛ و هذا فی‌ الحقیقة‌ مُستندٌ‌ الی‌ اثبات‌ العلل‌ و الاقرارِ‌ بوجودِ‌ العللِ‌ و الاسباب؛ و هذا لیس‌ بیٍّناً‌ اولیاً، بل‌ هو مشهورٌ، و قد علمت‌ الفرقَ‌ بینهما؛ و لیس‌ اذا کان‌ قریباً‌ عند العقلِ‌ مِنَ‌ البین‌ بنفسه‌ أن‌ للحادثات‌ مبدءٌ‌ ما، یجب‌ ان‌ یکون‌ بیٍّناً‌ بنفسه. ‌ ‌در این‌ عبارت‌ به‌ سه‌ نکته‌ اشاره‌ شده‌ است: از صرف‌ اقتران‌ دو چیز لازم‌ نمی‌آید یکی‌ علت‌ دیگری‌ باشد؛ و این‌ نکته‌ای‌ است‌ که‌ تفسیر مرحوم‌ سیدمحمدباقر صدر را باطل‌ می‌کند، و اقناع‌ حاصل‌ از حس‌ و تجربه‌ به‌خودی‌خود تولید معرفت‌ یقینی‌ نمی‌کند مگر اینکه‌ علل‌ و اسباب‌ امور مورد نظر تحصیل‌ شود؛ و اینکه‌ علت‌ داشتن‌ امور حادث‌ بدیهی‌ به‌نظر می‌رسد واقعاً‌ به‌معنی‌ بدیهی‌ بودنِ‌ آن‌ نیست، و میان‌ بدیهی‌ و مشهور فرق‌ است. پس‌ اصل‌ علیت‌ و به‌ پیروی‌ از آن‌ قاعدة‌ اتفاقی‌ را از نظر ابن‌ سینا نه‌تنها نمی‌توان‌ با صفت‌ مبهم‌ «قبلی» توصیف‌ کرد بلکه‌ برای‌ تحصیل‌ آنها باید استدلال‌ عقلی‌ و برهانی‌ آورد. بنابراین‌ انتقادات‌ و ایرادهای‌ مرحوم‌ سیدمحمدباقر صدر دربارة‌ این‌ قاعده‌ پذیرفتنی‌ نیست. اعمال‌ قاعدة‌ اتفاقی‌ بر داده‌های‌ استقرائی‌ به‌معنی‌ جستجوی‌ اسباب‌ ذاتی‌ است. کثرت‌ و تکرار مشاهدات‌ را فقط‌ باید از این‌ جنبه‌ در نظر گرفت، وگرنه‌ اگر وضع‌ معرفت‌شناختی‌ انسان‌ بگونه‌ای‌ بود که‌ در یک‌ مشاهده‌ می‌توانست‌ به‌ علت‌ پدیدة‌ مورد نظر دست‌ بیابد، تکرار مشاهدات‌ و کثرت‌ آنها وجهی‌ نداشت. به‌ تعبیر دیگر، علم‌ تجربی‌ و یقین‌ حاصل‌ از آن، به‌هیچ‌ وجه‌ صرفاً‌ حاصل‌ تکرار مشاهدات‌ و کثرت‌ آنها نیست‌ و «تجربه‌ تنها به‌سبب‌ کثرت‌ مشاهدات‌ تولید علم‌ نمی‌کند» تا اشکال‌ شود که‌ درواقع‌ همة‌ استدلال‌های‌ متکی‌ بر تجربه‌ مبتنی‌ بر شباهتی‌ است‌ که‌ بین‌ اشیای‌ طبیعی‌ کشف‌ می‌کنیم، شباهتی‌ که‌ براساس‌ آن‌ ترغیب‌ می‌شویم‌ انتظار آثاری‌ را داشته‌ باشیم‌ که‌ شبیه‌ آثاری‌ باشند که‌ از اینگونه‌ اشیأ دیده‌ایم... از عللی‌ که‌ مشابه‌ به‌نظر می‌رسند معلول‌های‌ مشابه‌ انتظار داریم. حاصل‌ همة‌ استنتاج‌های‌ تجربی‌ ما همین‌ است. اما بدیهی‌ است‌ که‌ اگر این‌ استنتاج‌ بر عقل‌ مبتنی‌ بود در اولین‌ بار و در یک‌ مورد [تجربه] به‌ همان‌ اندازه‌ کامل‌ می‌بود که‌ پس‌ از تجربة‌ طولانی‌ کامل‌ می‌شود. ‌بلکه‌ تجربه‌ برپایة‌ کشف‌ علت‌ بالذات‌ می‌تواند معرفت‌ را تولید کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم همه‌ی سخن در همان قیاس خفی بود که خدمتتان تحت عنوان «حکم الامثال فی ما یجوز و لا یجوز واحد» عرض شد. موفق باشید

23450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده یک سایت با محتوای مطالب مذهبی دارم که هر چند وقت سئوالاتی از جانب کاربران به سایتم ارسال می شود که بنده با توجه به اینکه کارشناس نیستم به آنها پاسخی نمی دهم. به ذهنم رسید در برخی از سئوالات از شما کمک بگیرم به این شکل که کتاب یا مقاله ای از خودتان در ارتباط با آن سئوال به بنده معرفی نمایید تا به سئوال کننده معرفی کنم. ممنونم. آخرین سئوالی که برایم ارسال شده بدین شرح است: «هرگز انسان ساخته خدا نیست و قظعا موجودات فضایی انسان امروزی را درست کرده اند شما به نواقص بی پایان انسان نگاه کنید موجودی بسیار ضعیف که با یک میکروپ و ویروس به اندازه هیچ از پای درمی آید هیچ ثابتی ندارد، بشدت محتاج و نیازمند همه چیز است و یک زندگی اجباری که هیچ اختیاری در آن ندارد. نمی تواند پدر و مادر و شهر و کشور و خویشان و تحصیل و شغل و درامد و حتی اسم و نشان و قد و وزن و لباس و رنگ و.. هیچ هیچ خود را انتخاب کند. کاملا موجودی کوکی است با یک زندگی کاملا برنامه ریزی شده. این موجود ضعیف و سراسر نقص و عیب کجا ساخته خدایی قادر و متعال با آن همه تعریف و تمجید و بزرگی و دانش بی انتهایی است که در کتابهای آسمانی قرآن انجیل و تورات و غیره آمده است و یا آن خدای کتابهای آسمانی تخیلی و ساختگی است یا انسان آفرینش خدا نیست یا خدا واقعا قدرتمند و بی نقص نیست؟ نمی شود خدایی با این همه عظمت موجودی به این ذلیلی و سراسر نقص و عیب را بیافریند بعد هم آنچنان او را بشدت تهدید کند و برایش جهمنی عجیب وعده دهد. شما قرآن را بخوانید هیچ کجایش با عدل و زندگی و ضعف های انسان جور نیست. آخر یک انسانی با این همه بدبختی و نیاز بی پایان که عمر بشدت کوتاه دارد چرا باید آن عذابهای عجیب غریب را برای یک اشتباه که آن هم از روی نیاز است در نظر بگیرید یا خدا تخیلی است یا انسان ساخته پرداخته مستقیم خدا نیست و انسان محصولات مخلوقِ مخلوقِ مخلوقِ خدا است و هیچ ربطی به خدا ندارد. مثلا در قرآن بدون هیچ شرطی می گوید مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را؟ و هزاران نمونه مشابه آن در ادیان دیگر به همین مفهموم است و همه خدا را می خوانند اما از خدا و اجابت خواست انسانها خبری نیست؟ پس اگر کمی دقت کنید و خوب جهان و انسان ضعیف را نگاه کنید و آن را با تعاریف از خدا می شود مقایسه می کنید به روشنی آفتاب مشخص است که انسان ساخته و پرداخته موجوداتی فضایی است که یا برای برده کشی یا آزمایشات علمی ساخته شده است و هیچ ربطی به خدا ندارد منتظر پاسخ هستم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه فرقی می‌کند که انسان‌ها را موجودات کرات دیگر خلق کرده باشند یا در حین فعل و انفعالات مادی درست شده باشند، آن‌طور که مارکسیست‌ها می‌گویند. در هر حال همه‌ی این‌ها موجوداتی‌اند که خودشان نمی‌توانند علت خود باشند و باید موجودی که عین وجود است و علت نمی‌خواهد، منشأ همه‌ی عالم باشد. در این مورد خوب است به کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

20760
متن پرسش
سلام علیکم استاد: چرا سوالات بنده را جواب نمی دهید؟ شماره 20708 حداقل به ایمیلم می توانید که بفرستید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفیق! مشکل ایمیل خودتان است. تا حال دوبار فرستاده‌ام. موفق باشید

17923
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز من چندین کتاب زیبای شما را خوانده ام، سوال اینکه آیا کتاب مبین با لوح محفوظ فرق می کند؟ و اینکه شما در مورد لوح محو و اثبات فرمودید که از لوح محفوظ تقدیرات به ظهور آمده و یکی پس از دیگری اثبات شده و محو شده و می روند، در روایتی خواندم که نوشته بود لوح اثبات اعمال ثبت شده است و اگر اعمال خوبی یا بدی انجام دهیم اعمال خوب و بد قبلی قابل محو یا اثبات است، یعنی در این روایت محو و اثبات را به این معنی گرفته اند. من در اینجا نفهمیدم که این لوح محو و اثبات کدام یکی می شود. خواهشا راهنمایی فرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: لوح محفوظ که مقامِ ثابتات است – مثل مقام عقل انسانی – با لوحِ محو و اثبات که محل تغییرات است – مثل ذهن انسان – فرق دارد و بحث آن تخصصی‌تر از آن است که در محدوده‌ی سؤال و جواب روشن شود. إلاّ این‌که در اسفار ملاصدرا به طور خاص و در المیزان به طور موردی آن مطلب را دنبال کنید. موفق باشید

15317
متن پرسش
با سلام: اولین تجلی مقام ذات (مقام احدیت) اسم الله است یا نور پیامبر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولین تجلی به یک اعتبار فیض مقدس نامیده می‌شود و به یک اعتبار، اسم‌ «الله» است که جامع همه‌ی اسماء الهی می‌باشد و به اعتبار تعیّن اسم «الله» انسان کامل مطرح است که قرآن در موردش فرمود «علم آدم الاسماء کلها» که این همان نور پیامبر خاتم می‌باشد. موفق باشید

13683
متن پرسش
نظر استاد درباره ی بعضی از دوستی های عاطفی که بین بعضی بچه مذهبی هاست و اصولا هم منجر به پایانی ناخوش هست چیست؟ عملا جنابعالی اینجور دوستی ها که خیلی عاطفی شده را قبول دارید یا نه؟ برای مطالعه بیشتر در این مورد چه کتب یا جزواتی را معرفی می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دوره‌ی بلوغ همچنان‌که وَجه جسمانی ما بالغ می‌شود و جنبه‌ی شهوانی‌اش رشد می‌کند، وَجه فطری ما در راستای علاقه‌مندی به کمال مطلق رشد می‌کند. و اگر درست تربیت شود آن علاقه‌مندی، به حقایق و اولیاء دین ختم می‌شود و این مشکلاتی که می‌فرمایید پیش نمی‌آید. در هر حال نباید به این نوع عواطف توجه کرد و آن را دنبال نمود. موفق باشید

13171
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز 1. آیا گناه مرد در دوران بارداری همسرش روی جنین تاثیر می گذارد؟ و یا ممکن هست که تبعات گناه پدر گریبان جنین را بگیرد؟ مثلا باعث ایجاد ایراد در سلامت جنین در دوران بارداری و یا مستعد بودن بیشتر فرزند بعد تولد برای انحراف مخصوصا در آن زمینه ای که پدر در دوران بارداری مادر به آن مبتلا بوده؟ آیا فقط اخلاق و اعمال و رفتار مادر روی جنین تاثیر می گذارد؟ 2. آیا می توان در دوران بارداری دعا کرد و نماز مستحبی خواند و در کل اعمال مستحبی انجام داد و ثوابش را هدیه کرد به فرزند و یا از خدا خواست که قسمتی از ثواب را برای فرزند ذخیره کند و یا از طرف فرزند (جنین) نماز بخوانیم و اعمال مستحبی انجام دهیم و ثوابش را از طرف فرزند (جنین) هدیه کنیم به امام زمان (عج)؟ 3. برای اینکه فرزندمان بعد از تولد متمایل شود به سمت دین و علوم دینی و در نهایت حوزه چه باید کرد؟ 4. آیا گذاشتن اسم های ایرانی مانند پارسا و سپهر برای پسر شایسته است؟ آیا شایسته است اسم ترکیبی مانند محمد پارسا و.... برای فرزند انتخاب کرد؟ چگونه اسمی برای فرزند شیعه مناسب و شایسته است؟ با سپاس فراوان التماس دعا صلوات
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تمام موارد نقش پدر و مادر زمینه است که در اصطلاح به آن «علت معدّه» می‌گویند و به تعبیر حضرت آیت اللّه حائری شیرازی در کتاب ارزشمند «تعلیم و تربیت اسلامی» همه‌ی این‌ها مافِی‌الشَّرایط است و اگر آن فرد بخواهد خوبی‌ها را انتخاب کند، مقدماتی که والدین از نظر اخلاقی و روحی فراهم می‌کنند، کمک او می‌کند. 2- شاید بتوان در اعمال مستحبی از خدا خواست ثواب آن را برای فرزند ذخیره کند 3- با رعایت دستورات دین توسط والدین، چون انسان‌ها فطرت متمایل به توحید دارند رویهم‌رفته فرزند را متمایل به دین می‌کند. 4- به نظر بنده بهترین اسامی برای فرزندان اسامی اهل‌البیت می‌باشد. موفق باشید

12701
متن پرسش
با سلام استاد بزرگوار: با توجه به حدیث مَنْ عَمِلَ بِمَا عَلِمَ وَرَّثَهُ اللَهُ عِلْمَ مَا لَمْ يَعْلَمْ. دگر چه نیازی به خواندن کتاب هست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید با خواندن کتاب و تدبّر در متون مقدس علمی پیدا کنیم که اگر مطابق آن عمل نماییم با نور علمی برتر زندگی را مدیریت می‌نماییم. موفق باشید

12162
متن پرسش
سلام بنده مطالبی که در سایت شما هست را طبق یک برنامه ریزی مشخصی دنبال می کنم و بعضی مطالب را در سایتی درس می دهم یعنی با توجه به صوت سخنرانی شما مطالبی که به ذهنم می رسه را در آن سایت شرح می دم. الان مدتی هست که دیگه خانواده اجازه نمی دهن کلاس هایی که در خانه انقلاب توسط بعضی شاگردان شما اداره می شه را شرکت کنم و کلا از فضای کلاس دور شدم و کسی کنارم نیست که مدام سوالاتم را بپرسم و مطالب مطمئنی را در سایت به عنوان درس بنویسم. شما می فرمایید چه کار کنم؟ از طرفی این درس دادن ها در روحیه و فکر خودم خیلی موثر بوده و واقعا منو به فکر وامیداره از طرفی نمی خوام مطالب مشکوک و تصحیح نشده بنویسم و راه پرسش هم بر من بسته شده دوست داشتم ارتباطم مثل قبل با اساتید آزاد بود که کوچکترین تردیدی در مطالبی که می نویسم وجود نداشته باشه. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید اگر مباحث روز دوشنبه را که شرح دعای مکارم الاخلاق است دنبال کنید و توصیه‌های حضرت سجاد«علیه‌السلام» را به جامعه برسانید، زمینه‌ی تحقق تمدن اسلامی را فراهم کرده باشید، تمدنی که رابطه‌ی انسان‌ها با همدیگر در آن باید به صورتی باشد که حضرت سجاد«علیه‌السلام» مدّ نظر قرار می‌دهند. موفق باشید

11106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نظر استاد محترم درباره فیلم تاثیر گذار شیار 143 چیست؟ مخصوصا عوامل فیلم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بنده هنوز آن فیلم را ندیده‌ام، منتظرم ویدئوی آن به بازار بیاید. موفق باشید
9682
متن پرسش
سلام استاد: مدتی که احساس می کنم دارم خودم را گول می زنم، خیلی ناامید شدم از خودم، یک زمانی توی ذهنم به این فکر می کردم که آنقدر روی خودم کار کنم که بتونم بچه هایی تربیت کنم که بشن سرباز امام زمان (عج) اما الان بی خیال از همه چیز فقط دارم زندگی می کنم و اینکه بدون بصیرت به جای برسم که در دسته یزید، نمی دونم از تمام مطالعاتم فقط خواندن تفسیر مونده نماز اول وقتم هم تبدیل شده به نمازی که گاهی قضا میشه، چرا اینجوری شدم هم نمی فهمم، شاید هم اینجوری بودم و الان فهمیدم. شرمنده وقت شما را با این مطالب گرفتم راستش خیلی ناراحتم اما نمی دونم چرا کاری نمی کنم انگار در دنیای مجازی سیر می کنم. پناه بر خدای احد و واحد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در این عالم موظف هستیم در مسیر قرب الهی قرار گیریم تا با نور الهی زندگی کنیم و در نهایت در ابدیت‌مان در زیر سایه‌ی حق در احساسی فوق‌العاده با معنا با حقایق عالم وجود مأنوس شویم و در دنیا مطابق این اهداف باید زندگی را شکل دهیم. موفق باشید
8764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حکم آویختن گردنبند عقیق و یا هر کدام از سنگهای توصیه شده توسط معصومین سلام الله علیهم بعنوان استحباب برای انگشتری چیست؟ آیا سند روایی مبنی بر استحباب بعنوان گردنبند وجود دارد؟ یا فقط استحباب برای انگشتری است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده تنها از روایت مربوط به انگشتر عقیق اطلاع دارم. موفق باشید
8604

مبنای تفکربازدید:

متن پرسش
با سلامی با توجه به تاکید قرآن به تدبر و تفکر ما باید روی چه موضوعاتی تفکر کنیم؟ بارها شده نشسته ام تفکر کنم هیچی یادمان نمی آید زیرا لازمه این تفکر مطالعات قبلی می باشد که من ندارم. تشکر التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: قرآن ابتدا موضوعاتی مثل توحید، معاد، حضور سنت‌های الهی در عالم را با ما در میان می‌گذارد و سپس ما را دعوت به تفکر در این موضوعات می‌کند. موفق باشید
7064
متن پرسش
سلام در دوران ما که افرادی با تفکرات متفاوتی هستند در همه مسائل (فرهنگی تربیتی سیاسی و...)چطور می شود راه درست را تشخیص بدهیم که به انحراف نرویم.آیا در قرآن راهی کلی را بیان کرده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن و فرهنگ اهل البیت«علیهم السلام» ملاک است. در ذیل این دو نور ثقلین تفاوت نگاه ها، تنوع را بیشتر می کند بدون آن که کار به تضاد بکشد
6717
متن پرسش
بسمه تعالی باعرض سلام .ظاهرا داستان خلقت از آنجا شروع میشود که خداوند موجودات را از عدم به وجود آورد و پس از پیمان الست به شرط " الا لیعبدون" به بودن خود ادامه دادند. از آنجایی که همه توسط خداوند تماما خیر و رحمت بوجود آمده بودند پس چه شد که عده ای از موجودات مثل ابلیس و موجودات مختار دیگر نفاق پیشه کردند و پیمان شکستند و کافر شدند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند جن و انس را برای عبودیت آفرید. عبودیت مقصد جن و انس است و نه مقصد و هدف خداوند. حال اگر جن و انس بندگی پیشه کردند مطابق هدفی که خلق شده‌اند عمل کرده‌اند وگرنه زندگی آن‌ها پوچ و بی‌ثمر خواهد بود چون به هدفی که باید می‌رسیدند، نرسیدند. عنایت داشته باشید که عبودیت هدف خداوند نیست که اگر جن و انس بندگی نکردند خداوند از هدف خود باز شده باشد. از آن‌جایی که خداوند کمال مطلق است و خودش هدف است هدف برای او معنا ندارد. موفق باشید
5693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خداقوت در جلسه قرآن این هفته درمورد اسماء و صفات خداوند فرمایشاتی داشتید. هچنین همچنین درمورد وحدت وجود هم مواردی فرمودید. سوال اینکه میان عقیده وحدت وجودی متصوفه و دراویش و فرمایش شما قرابتی هست یا خیر. اگرعقاید متفاوت هست اختلاف در کجاست؟ آیا تفکر متصوفه درمورد وحدت وجود صحیح است؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: تنها آن وحدت وجودی که در نگاه حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مطرح است مدّ نظر بنده است که بحث آن شد و فکر نمی‌کنم کسی غیر از این را قبول داشته باشد. عرض کردم هیچ الاغی نمی‌گوید این میز و صندلی خدا است. چون بعضی ها حرف عرفا را نمی‌فهمند می‌گویند لوازم وحدت وجود آن است که این میز و دیوار خدا است! موفق باشید
5623

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد اگر فردی مومن که کار فرهنگی می کند دچار خطای بزرگ شود.که باعث ریزش مومنین ظاهرگرا شود و این مومن به اشکال خود پی برده است.آن کار را هم جبران می کند ولی مومنین ظاهری او را تخریب؛تهمت و افترا می زند و او می گوید خدا با ماست.رفتار ما با او چطور باید باشد؟آن فرد کارهای فرهنگی بزرگی را انجام می دهد و گفتمان انقلاب اسلامی را مطرح کرده است و دل های مستعد را به سوی می کشاند.مشکلش مثلا یه قرض الحسنه زیاد از کسی است که آن فرد بعد زیر قول و قرارش میزند و شروع به تخریب می کند.این سوال در سایت بزنید اشکالی ندارد.نسبت ما با او چطور باشد؟نگاه شما به تخریب ها چیست؟آن مومن باید چه روشی را برای رویش ها در پیش بگیرد؟آیا دوباره کار را از نو شروع کند و یا اینکه آن مکان را ترک کند؟ لطفا پاسخ دهید.متشکرم از پاسخ گو بودنتان.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره اخلاق اقتضاء می‌کند اگر کسی از کار خلاف شرع خود پشیمان است موضوع را منتفی بدانیم و نادیده بگیریم بدون آن‌که کار خلاف شرع او را تأیید کنیم و لی در هرحال او نباید انتظار داشته باشد که مثل قبل عنان فکر جوانان را در دست بگیرد و به عنوان الگو برای آن‌ها مطرح باشد. موفق باشید
3737

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد معظم آقای طاهر زاده حفظه الله تعالی اخیرا از آقای صفارهرندی شنیدم که می گفتند آن موقعی که ما در هیئت دولت بودیم گاهی مطلبی در جلسه مطرح می شد و بعد می گفتند این را آقا فرموده اند و به همین اعتبار هم خیلی سریع تصویب می شد. اما بعدها ما دقت کردیم دیدیم که مثلا فلان مطلب را آقا کی و کجا فرموده اند؟ هرچه می گشتیم پیدا نمی کردیم. بعد که از دوستان پرسیدیم گفتند منظور از آقا، امام زمان (ع) است. یعنی این رسما در هیئت دولت مطرح می شد. میخواستم نظر مبارک حضرتعالی را در این باره بدانم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در قضاوت، حرف یک طرف را نشنید، در هرحال فعلاً آقای صفارهرندی از دست آقای احمدی‌نژاد عصبانی هستند و لذا همه‌چیز ایشان را سیاه می‌بینند. هنوز زود است در مورد دولت آقای احمدی‌نژاد قضاوت کرد. موفق باشید
نمایش چاپی