بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2691
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز تعریف شما از دین چیست؟ با توجه به این که دین وحدت حقیقی ندارد و وحدت آن اعتباری است. آیا می توان دین را به وسیله عوارض ذاتیه تعریف کرد یا باید به راه های تعریف به وسیله غایت یا تعریف به وسیله روش شناسی مراجعه کرد؟ همچنین توضیحی در رابطه تعریف به وسیله علل اربعه (فاعلی، غایی، صوری، ...) بفرمایید.که ارسطو نیز در باره ی این تعریف در کتاب ((درباره ی نفس)) نکات جالبی فرموده است. بنده در حال فراهم کردن مقدمات ازواج هستم اگر میشود برایم دعا کنید. در ضمن بنده تهران هستم برای توفیق پیدا کردن برای دیدن حضوری شما هم دعا کنید. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی متوجه هستیم هرآنچه به صورت وَحی بر قلب مبارک رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» نازل می‌شود ریشه در اُمُ الکتاب دارد و منشأ آن یک حقیقت نفس‌الأمری است نمی‌توانیم وحدت آن را اعتباری بدانیم بلکه کثرتی است که عین وحدت است در عین حال اشکال پیش نمی‌آید که از طریق عوارض ذاتیه‌ی آن متوجه حقیقت آن شویم. به تعبیر علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» دین الهی از توحید شروع می‌شود و به عقاید و اخلاق و احکام تقسیم می‌گردد و باز از طریق همان عقاید و اخلاق و احکام به توحید رجوع داده می‌شود. به همین جهت می‌توان دین را با نظر به غایتی که دارد – که همان توحید است - تعریف نمود و معلوم است در این رابطه روش دین نیز نظر به غایت خود دارد. با این توضیح می‌توانید علل اربعه‌ی آن را تبیین بفرمایید و علل فاعلی آن را ربوبیت خداوند در نظر بگیرید و علت صوری آن را احکام الهی بدانید. موفق باشید
2022
متن پرسش
با عرض سلام در روایات در باب اندیشیدن زیاد تاکید داریم همچنین عبارات قرآنی مثل (افلا یعقلون) ولی سوال من این است «قلوب یعقلون بها » یعنی چه ؟ و چگونه کسب میشود ؟ یا به تعبیری محقق میشود؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: «بها» نظر به سنتی دارد که چگونه منکران نبوت را هلاک نمود و با عبرت‌گرفتن از سرنوشت آن اقوام قلب انسان به چنین شعوری دست می‌یابد. موفق باشید
1355

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر. خواهشمند است بفرمایید: سؤال 1- ائمه‌ی بزرگوار ما ادعای بزرگی می‌کنند و ما می‌گوییم هیچ‌کس زیر این آسمان چنین ادعاهایی ندارد، بنابراین فقط ایشان هستند که معصومند و عین‌الله و اذن‌الله و... حالا چرا وقتی محی‌الدین ادعا می‌کند که ختم ولایت است و هیچ انسانی روی زمین چنین ادعایی نکرده به او اشکال می‌گیریم و یا ادعاهای دیگری که می‌کند و می‌گوید فصوص از سوی شخص پیامبر به سوی من القاء شده و ...؟ : 2- این دلیل که می‌گوییم امام زمان ظهور نمی‌کنند از ترس دشمنان و این‌که احتمال خطر می‌دهند و از جانِ خود می‌ترسند ظاهراً دلیل محکمی نیست، چون اولاً نایبان ایشان مثل امام خمینی و یا آیت‌الله خامنه‌ای ظهور کرده‌اند و از شرَ دشمنان هم در امان مانده‌اند و دشمن هم می‌داند که ایشان چه نقشی ایفا می‌کنند و ثانیاً امامی که یارانشان قدرت طی‌الأرض و این‌گونه کارها را دارند، چگونه خودشان به طریق اولی از این قدرت‌ها اعمال نکنند و خود را از شرّ دشمنان حفظ نکنند؟ (بنابراین اشکال فقط از طرفِ ماست). 3- اگر ولایتِ حق بر انسان‌ها را تشکیکی بدانیم و بگوییم از سوی حق بر رسول و سپس بر امام و سپس بر ولی فقیه زمان جاری می‌شود تا به انسان‌ها برسد، اولاً آیا ولایت دیگران مثل اساتید و دوستان و مؤمنان بر انسان در طول ولایت فقیهِ زمان است یا در عرضِ آن چگونه؟ و ثانیاً شخص چگونه ترتیب این ولایت‌ها را بر خود تشخیص دهد؟ و ثالثاً آیا به صورت طولی می‌توان ولایت‌های متفرقه را طی کرد و مستقیماً زیر ولایت ولی فقیه زمان و سپس ولایت مستقیم امام و پیامبر قرار گرفت؟ 4- با توجه به ایراداتی که اخیراً به طور جدی به فلسفه و عرفان می‌گیرند و این‌ها را جدای از دین می‌دانند، اولاً آیا وظیفه‌ی ما نیست (که مانند فرمایش رهبری خطاب به حوزه که فرمودند باید این تحولات را مدیریت کنید تا حوزه دچار انزوا نشود) به گونه‌ای این هجمه و تغییر و تحول را مدیریت کنیم که این مباحث در جامعه منزوی‌تر از این نشود؟ و ثانیاً آیا می‌شود گفت حالا دیگر ما در حوزه‌ی فلسفه و عرفان به زبانی جدیدتر و نزدیک‌تر به زبان قرآن و عترت نیاز داریم که بتوانیم جواب شبهات و سؤالات دین‌داران را بدهیم، مثل فقه که در عین حفظ استحکام جوهره‌ی سنتی‌اش باید خود را با عنصر زمان و مکان وفق دهد؟ به عبارت دیگر مثل حکومت جمهوری اسلامی که تمرین می‌کنیم تا حکومتِ معصوم را درک کنیم، فلسفه و عرفان را هم روز به روز زبانش را با زبان آیات و روایات بیشتر هماهنگ کنیم تا شایسته‌ی نشستن در محضر امام شویم و سخن ایشان را به دور از مفاهیم و اصطلاحات درک کنیم؟ (یعنی بعد از امثال ملاصدرا در حال حاضر نوبت ماست که حرکت جدیدی از خود نشان دهیم). 5- نگران‌بودنِ معصوم از این‌که آیا عاقبت به خیر می‌شوند یا نه را چگونه توجیه کنیم؟ چرا حضرت علی«علیه‌السلام» از حضرت رسول«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌پرسند آیا موقع شهادت بر دین اسلام هستم یا نه؟ این نگرانی برای ما معنی می‌دهد ولی آن بزرگواران که شیطانِ خود را رام کرده‌اند مگر نمی‌دانند که در آخر عمر سر به سلامت می‌برند؟ این که مثل دعا نیست که بگوییم للدفع است.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- برای ادعای ائمه«علیهم‌السلام» شواهد و دلایلی خارج از ادعای آن‌ها از قرآن و سخنان پیامبر«صلواه‌الله‌علیه‌وآله» داریم، از طرفی حرکات و سخنان خودِ ائمه«علیهم‌السلام» ادعایشان را اثبات می‌کند. ولی در مورد محی‌الدین بدون آن‌که سخن او را نفی کنیم مجبوریم مرز آن را مشخص کنیم چون ما به دلایل کافی معتقدیم حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه ختم ولایت » اند و لذا می‌گوییم منظور محی‌الدین از ختم ولایت‌داشتن‌اش، ولایت خاصی است مثل ولایت از جهت نظمی که در عرفان نظری داده و دارد. در ضمن اهل عرفان هیچ اشکالی به ادعای او در مورد اخذ فصوص از رسول خدا«صلواه‌الله‌علیه‌وآله» ندارد چون می‌فهمند او چه می‌گوید. 2- این‌که گفته می‌شود امام جهت در امان‌ماندن از شرّ دشمنان در غیبت‌اند مبتنی بر روایتی است که از قول حضرت نقل شده که حضرت فرمودند: پدرم به من توصیه کرده که از شرّ دشمنانت از کوهی به کوهی پناه ببر. شاید یکی از علت‌های غیبت این باشد که زمانه هنوز طوری است که دشمنان حضرت قدرت غالب را دارند ولی این‌که می‌فرمایید نایبان آن‌ها در امنیت بودند فرق دارد چون بالاخره اگر این‌ها کشته شوند کار تمام نمی‌شود و لذا دشمن عزمی برکشتن نایبان حضرت آنچنان نخواهد داشت آن طور که اگر حضرت را به قتل برسانند همه‌چیز تمام می‌شود و بنا هم نیست که امام در ایجاد نظام اسلامی از قدرت‌های غیر عادی مثل طی‌الأرض استفاده کنند. 3- چیزهایی مقول به تشکیک هستند که وجودی باشند . ولایت فقیه به اعتبار حکم امام معصوم مشروعیت دارد و از جنس ولایت تشریعی امامان است و نه ولایت تکوینی و وجودی آن‌ها. برای آن‌که در ذیل ولایت امام معصوم قرار گیریم باید قلب را به صحنه آورد و از آن طریق به ایشان رجوع کرد تا آن‌ها تصرف وِلایی بکنند. 4- به نظر من حرف درستی است و حضرت علامه و آیت‌الله جوادی از نظر تئوری سعی بر این کار دارند. 5- ارتباط با خدا وجودی و تشکیکی است و لذا امام معصوم نیز باید تلاش کنند تا این ارتباط بماند و ضعیف نشود و شدت پیدا کند و نگران‌اند که با کوچک‌ترین غفلت این ارتباط ضعیف شود و عبادات طولانی آن‌ها حکایت از همین امر دارد. موفق باشید
1329

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام استاد گرانمایه دوست داشتم دیدگاه دین را راجع به صوفیه بدانم. ایشان معتقدند حتی اتیک الیقین یعنی تا زمانی که به یقین نزرسیدی عبادت کن و ...تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: شما در زیارت پیامبر«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و امامان «علیهم‌السلام» عرضه می‌دارید: و عَبَدتَ الله مخلصا حتی أتاک الیقین، بندگی خدا را ادامه دادید تا به یقین رسیدید. یقین در این جا به معنی رحلت از این دنیاست،‌ یعنی امامان تا آخرین مرحل از زندگی از بندگی خدا دست برنداشتند و همه‌ی علما و عرفا این‌چنین بوده‌اند. آن‌هایی که از جمله‌ی آن‌ها طوری برداشت کرده‌اند که می‌توان در مدتی از عمر عبادت نکرد حرف عرفا را نفهمیده‌اند ،‌این از همان اتهاماتی است که هرگز مصداق خارجی ندارد. موفق باشید.
872

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم من نمی دونم چرا نمی تونم برای امام حسین و خصوصا سایر ائمه علیهم السلام گریه کنم به خاطر همین وقتی داخل جلسه هستم اعصابم خرد می شه و گاهی اوقات دوست ندارم برم جلسه امام حسین ؟ اصلا من اشک چشم ندارم گاهی اوقات اینقدر دلم میخواد گریه کنم (مثلا تو حرم امام رضا) ولی نمی تونم .خیلی هم از خدا خواستم اگه به خاطر گناهانم هست مرا ببخشد ولی فایده نداره تنها چیزی که به ذهنم میخوره اینه که خدا من را به خاطر گناهانم نمی بخشد! التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: شما در مسیر بندگی خدا وظایف خود را انجام دهید، سعی کنید نسبت به خلق خدا خوشبین باشید و غم مردم را بخورید تا خداوند زمینه‌ی قرب به خود را برای شما فراهم کند ،‌ حال یا با اشک و گریه همچون حضرت زکریا«علیه‌السلام» و یا با شوق و خنده همچون حضرت عیسی«علیه‌السلام». در هر حال بی‌خودی خود را نخورید. موفق باشید
18754
متن پرسش
سلام علیکم: استاد با توجه به اینکه همواره تاکید عرفای اسلامی بر این بوده است که طی طریق در مسیر عرفان و مکاشفه تنها از طریق عمل به شریعت و دین امکان پذیر است و تعبد به دین شرط لازم سیر و سلوک است، اما عرفان در ادیان دیگر به ویژه مسیحیت در طول تاریخ و در قرون وسطی و حتی در سال های اخیر رایج بوده است و انسان هایی که از آنها به عنوان قدیس یاد می شود اهل کشف بوده اند و با مراجعه به کتب عرفان مسیحی می توان نام بسیاری از مسیحیان قرون وسطی را یافت که آنها شهود عرفانی داشته اند. حال سوال بنده این است که اگر رسیدن به مقامات عرفانی و شهود غیب در عصر بعد از نبی اکرم تنها با عمل به احکام اسلام و شریعت امکان پذیر است (چرا که دین راستین و مسیر حق همان است و اگر بخواهد راهی طی شود تنها از همین طریق امکان پذیر است قاعدتا)، این اخبار رسیده از عالم مسیحیت و ادیان دیگر به ویژه ادیان هند و این کشف و شهود ها چگونه توجیه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ (113) يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ (114)/آل‌عمران). همه‌ی اهل کتاب یک‌طور نیستند بعضی‌ها انسان‌های متدینی می‌باشند که مشغول تلاوت آیات الهی در نیمه‌شبان و اهل سجده‌اند، اینان به خدا و روز قیامت ایمان دارند، اهل امر به معروف و نهی از منکرند و در رسیدن به خیر، سرعت دارند و از صالحین هستند. و در ادامه می‌فرماید: «وَ ما يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالْمُتَّقينَ (115). اینان آن‌چه به عنوان عمل خیر انجام می‌دهند از طرف حضرت حق نادیده گرفته نمی‌شود و خداوند به شخصیت‌های با تقوا ایمان دارد. آری! اگر کسی مسلمان بود مسلّم به کامل‌ترین دین دست‌یافته و اگر به معنای واقعی چنین مسلمانی سلوک کرد با ریاضت‌های راحت‌تر به نتایج عمیق‌تری می‌رسد ولی آیه‌ی مذکور می‌فرماید که حتی در همان زمان که اسلام هست، عده‌ای از اهل کتاب با خصوصیات فوق،تلاشهایشان بی‌نتیجه نمی‌ماند. موفق باشید   

17279

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: منظور دکتر شریعتی در متن زیر از ایدوئولوژی چیست؟ آیا مکتب است؟ و مذمت ایشان نسبت به فیلسوفان را چطور می بینید؟ دکتر شریعتی: اگر ایدئولوژی می‌باید از فلسفه سر می‌زد، رهبران با ایمان‌ها باید فلاسفه می‌بودند، و مجاهدین راه حقیقت، نیز فیلسوفها، در صورتی که فلاسفه چهره‌های پفیوز تاریخ اند. این توده‌ها هستند که به عنوان بهترین سربازان ایدئولوژی‌ها به مبارزه در تاریخ آغاز کرده‌اند. «جان داده‌اند و می‌دهند» بنابراین می‌بینیم که این فلاسفه نیستند که ایدئولوژی می‌سازند، مردم اند که ایدئولوژی بوجود می‌آورند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایدئولوژی در جملات مذکور، به معنای مثبت آن به‌کار رفته است به عنوان حرکتی انقلابی. و فلسفه نیز به معنای تفکر انتزاعی منظور دکتر شریعتی بوده است، نه فلسفه به معنای اگزیستانسیالیسم، که خود او به آن نظر داشت و فرزند خود را نیز جهت آموزش فلسفه به اروپا فرستاد. موفق باشید

15931

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بر چه اساس و مبنایی طلاب عزیز را سرباز امام زمان روحی له الفدا می نامند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که طلاب عزیز در مسیر تحقق اهداف مولایمان حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» گام می‌گذارند، سربازان آن حضرت به حساب می‌آیند. موفق باشید

15853

حرکت جوهریبازدید:

متن پرسش
با سلام: کتابهای معرفت نفس و از برهان تا عرفان و معرفت النفس والحشر و... را مطالعه کردم. این جمله شما که تفاوت پدیده مادی، تفاوت در ظهور حرکت است را اگر امکان دارد با یک مثال و توضیحی بیان بفرمایید تا بهتر برایم روشن شود و کلا این بحث شما را که ماده که عین حرکت است چگونه جایی به شکل کوه و جایی به شکل درخت و... در می آید در بحث جزوه حرکت جوهری و... نفهمیدم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت در بسترهای مختلف، ظهورات مختلف دارد. لذا همان‌طور که بدن انسان در مسیر حرکت خود یک روز به صورت کودک است و یک روز به صورت جوان، عالم ماده نیز بر اساس معدّات متفاوت، ظهورات مختلف به خود می‌گیرد. لذا به صورت سنگ و آب و چوب ظاهر می‌شود. موفق باشید

14527
متن پرسش
سلام: استاد همانطور که مطلعید بنده شاگرد کوچک شما هستم و درحال دنبال کردن مباحث فلسفه و عرفان هستم به طور ریشه ای و قوی و بدون عجله چون معتقدم اگر انسان انس بگیرد با متون بهتر است از اینکه حتی خوب یاد بگیرد. در حالی که بنده تجربه کرده ام در کتاب ده نکته که با آن انس گرفتم و پس از مدتی خوب هم یاد گرفتم. یعنی انس گرفتن با خودش یادگیری را همراه دارد ولی هیچگاه یادگیری صرف انس همراه ندارد. 1. این عقیده بنده درست است؟ اگر جایی اشتباه می کنم به بنده بفرمایید. 2. اگر بخواهیم در کنار موضوعات شما به آثار شاگردان علامه مراجعه کنیم باعث تشتت نمی شود؟ راهنمایی بفرمایید. 3. بنده در کتب عرفانی بجز کتب شما استاد عزیزم از یک کتاب آقای صمدی آملی و یک کتاب استاد یزدان پناه خوشم می آید. کتاب مبانی عرفان نظری استاد یزدان پناه و کتاب شرح مراتب طهارت استاد صمدی. سوال بنده از کتاب استاد یزدان پناه نیست. بلکه سوالم از کتاب شرح مراتب طهارت است. برخی می گویند این کتاب ایراد دارد. استاد نظر شما چیست؟ یعنی نمی توان از آن استفاده برد؟ بنده زود باور نیستم و تقریبا برخی از مبانی و برخی از اختلاف نظرها را هم می دانم ولی این طلبه ای که که کنار ما گفت: کتاب شرح طهارت ایراد دارد خودش اهل فلسفه و عرفان بود. (در حد معمولی). بنده با هر کتابی نمی توانم انس بگیرم. این کتاب را علاقمند هستم تا مطالعه کنم. حال اگر شما بفرمایید مشکلی ندارد می خوانم. ولی اگر بفرمایید مشکلی دارد نمی خوانم. بدون چون و چرا. چرا که بنده خودم را شاگرد شما می دانم اگر شما منت نهید و ما را به شاگردی قبول داشته باشید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کار درست همان است که انسان در هر علمی با متون اصلی مرتبط باشد 2- این‌ها همه یک راه است تشتتی ایجاد نمی‌شود 3- همه‌ی توصیه‌های کتاب برای همه لازم نیست. شاید از این جهت فرموده باشند اشکال دارد. شما مطابق روح و جسم خود از آن استفاده کنید. موفق باشید

14065
متن پرسش
سلام خدمت جناب استاد: فرزندم امسال از کلاس هشتم وارد حوزه علمیه شده اند برای تربیت معنوی ایشان برایم خیلی دغدغه دارم. اگر در این راه (و سایر موارد علمی نیز به صلاحدید تان) توصیه ای دارید بفرمایید؟ ضمنا یکی از اساتید فرمودند تفسیر المیزان را بدون بحث ها و نقاط اختلافی تدریجا بخواند. نطر حضرتعالی چیست؟ آیا چنین کتاب تفسیر موجز و مجزایی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر رسمی دروس حوزوی را فعلاً با جدّیّت تمام طی کنند و کم‌تر به حواشی بپردازند تا در همان دروس، قوت لازم را پیدا نمایند و در همان حوزه‌ زمان‌هایی که برای اخلاق در نظر گرفته شده است را جدّی بگیرند. موفق باشید

14040
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: زیارت قبول. 1. آیا حیوانات هم توفی می شوند و خواب می بینند؟ 2. خواب نوزاد با بزرگسال چه تفاوتی دارد؟ 3. خواب روز با شب آیا متفاوت است؟ 4. برای انجام سیر مطالعاتی دقیقا منظورتان چیست؟ آیا برای ورود به سوره «زمر» ، «شوری» ، «ص» و ... و خطبه های نهج البلاغه باید حتما سیر مطالعاتی تا تمام شدن معاد کار نشوند؟ حس می کنم اگر بدون معاد کار شوند افق صحیحی به دست نیاید. لطفا دقیقا امر بفرمایید سیر مطالعاتی چگونه و در کنار چه درسی در ایام هفته چگونه باشد؟ یعنی تا وقتی معاد کار نشده می توان به درس دیگری رجوع کرد؟ 5. اگر به حرف شما برای تواب بودن خدا اعتماد کنیم و بعد ببینیم در قیامت با ما طور دیگری رفتار شد چه؟ آیا حاضرید چنین کسی را شفاعت کنید؟ برای گناهان اخلاقی چگونه توبه کنیم و چه عملی انجام دهیم؟ توبه نعوذبالله زنا چیست؟ ایا اگر بخواهید به کسی قول شفاعت بدهید از او چه قولی می گیرید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حیوانات نیز نفس ناطقه دارند، توفی دارند و چون خیال دارند خواب هم می‌بینند ولی چون مثل انسان آرزو برای یک‌نوع زندگی برتر ندارند، خواب‌هایشان مانند خواب‌های انسان نیست 2-  چون کودکان تصورات کمی در ذهن دارند، خواب آن‌ها هم ساده است 3- تفاوت خواب روز و شب، ریشه در حالات بدن انسان دارد که در روز و شب متفاوت است 4- سیر مطالعاتی روی سایت خوب است ولی با این‌همه می‌توان اگر بحثی را برای خود لازم دیدید همان را دنبال کنید چون طوری بحث نمی‌شود که مخاطب نسبت به مقدمات بیگانه گردد 5- من چه کسی هستم که چنین ادعایی بکنم!؟ ما همه به قول خداوند که از طرف انسان‌های معصوم به ما رسیده است، اعتماد داریم و به شفاعت آن‌ها امیدواریم. موفق باشید

13859

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم رب الشهدا سلام خدمت استاد عزیز: نمی دانم از کجا شروع کنم ۲ سال هست که دلم هوایی این شده که به سوریه بروم. نظرات شما را هم در مورد به سوریه رفتن خوانده ام. اما استاد چند مورد هست و اینکه اگر همه بگوییم احتیاجی فعلا نیست و نرویم که آنجا واقعا بی یار خواهد ماند، و همچنین نمی توانم فریاد کمک شیعیان و مسلمانان آنجا را بشنوم و به یاری شان نروم. در آخر هم این مورد که هر بار به سوریه رفتن فکر می کنم تمام تعلقات و آنچه از زندگی مثل پدر و مادر و بقیه زیبایی ها جلوی چشمم میاد. اما اتفاقاً وقتی کتاب معاد شما و همچنین سخنان شهید آوینی را خواندم به این نکته رسیدم همین که به هر دلیلی دنبال این باشم که نروم یک مقدار فریب دادن خودم هست! مگر در معاد یاد نمی گیریم مرگ ما هر جا باشد همان جا قرار خواهد گرفت، استاد اگر مرگ من در سوریه باشد هیچ راه فراری نیست ولی اینکه بخواهم خودم را به نام وظیفه گول بزنم خیلی برایم گران است، اینجا ذره ایی مفید نیست حداقل شاید اونجا به اندازه یک سنگر شنی موثر باشم!!!! استاد البته دروغ نباشد گاهی هم خوب خوب که نگاه می کنم می بینم که تو به خاطره شهوت شهادت (منظورم اینه که تحت جو، و اینکه وقتی عکس و فیلم شهدا را نشون میدن من هم خوشم میاد اینطوری باشم) خلاصه حاجی فکر نمی کنم دیوانه ایی مثل من پیدا بشه!!!! کاش راهنماییم کنید... می خواهم ان شاءالله بعد از اربعین اگر خانم حضرت زینب سلام الله علیها قبول کنند به سوریه بروم... می دانم اینجا وظیفه هست ولی مثل اینکه از آنجا هم صدایم می کنند... خواهش می کنم برایم ویژه دعا کنید که وظیفه ام را بفهمم و درست انجام دهم و آخر عاقبت به خیر شوم... اگر صلاح دانستید خصوصی جواب دهید. تشکر یاعلی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعا می کنم خداوند توفیق بهترین انتخاب را به شما لطف کند و اگر مصلحت شما حضور در سوریه است تا در آن‌جا خود را بیابید و آن صدا را جواب دهید، توفیق کامل در این مورد نصیب شما بشود. موفق باشید

13478
متن پرسش
سلام علیکم استاد: چندی پیش دغدغه خود نسبت به آینده کشور بعد از توافق و فتنه ای که در پیش داریم را با شما در میان گذاشتم و شما گفتید که نباید نگران بود و از من خواستید که نسبت به توافق هسته ای نگاه جناحی نداشته باشم، ولی حال که می بینم آن فتنه در حال وقوع است و جریانی که در مواجهه با استکبار نسبتی با موازین قرآن و انقلاب ندارند بر سر کارند و اگر این روند ادامه داشته باشد آینده انقلاب به شدت در خطر است، نگرانی ام خیلی بیشتر شده و گاهی به حد افراط و افسردگی می رسد. به شخصه، با شرایطی که پیش آمده چه در سطح جامعه و چه در سطح مسوولین اجرایی و قانونی، و با توجه به این که مجلس آینده هم به احتمال زیاد در دست همین جریان قرار خواهد گرفت و مجلس خبرگان هم شاید، هیچ روزنه امیدی برای برون رفت از این وضع و بازگشت نظام به مسیر انقلابی خودش نمی بینم، به نظرم مقام معظم رهبری(حفظه الله) در شدیدترین مخمصه بعد از انقلاب قرار گرفته اند و فقط معجزه ای بتواند وضعیت را برگرداند، شاید ظهور حضرت حجت عج الله تعالی فرجه الشریف، آیا این تحلیل به نظر شما صحیح است و یا ناشی از یک یأس ناشیانه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از حضور انقلاب اسلامی به عنوان اراده‌ی خدا برای نفیِ استکبار غفلت نکنید. در این فضا هر جریانی، خود را می‌نمایاند و مسلّم مردم پس از آن‌که متوجه شدند با نزدیکی به غرب، انقلاب اسلامی به حاشیه می‌رود، به خود می‌آیند و عهدشان را با انقلاب تجدید می‌کنند. زیرا حقیقت این انقلاب بر قلب مردم متجلی شده است. به همین جهت حضرت امام می‌فرمایند اگر من برگردم، این مردم برنمی‌گردند. داستان جریان‌های سیاسی را که به جای عهدِ با انقلاب، با گروه و حزب خود عهد بسته‌اند، از مردم جدا بدانید. به تجربه‏ روشن شده كه امكانات ذاتى انقلاب اسلامى از نظر فرهنگى آن‏قدر عميق است كه هرگز اجازه نمى‏دهد انديشه‏ هايى را كه اهدافى جداى از اهداف انقلاب اسلامى دارند، بر آن تحميل كنند و بر اساس همين غناى فرهنگى، توانست از راه‏كارهاى سكولاريته‏ اى كه در دوران سازندگى و اصلاحات بر آن تحميل شد خود را بيرون بكشد و توجه به عدالت و معنويت را بازسازى كند و رويكرد به انتهاى با بركتى كه نظر به حاكميت حضرت مهدى (عج) دارد را دوباره به متن انقلاب باز گرداند. موفق باشید    

13360

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: لطفا فرق روح و نفس را بیان کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح در قرآن بیشتر به «روح الامین» یعنی جناب جبرائیل نظر دارد و نفس در قرآن، بیشتر نظر به نفس ناطقه است. در رابطه با «یسئلونک عن الرّوح» خوب است که به تفسیر المیزان رجوع فرمایید که ایشان در این رابطه هم نظر به «روح الأمین» دارند. موفق باشید

10931
متن پرسش
سلام علیکم: فرق خمس با مالیات در چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی شهری به صورتی که امروز در دنیا مطرح است نیاز به زیرساخت‌هایی دارد که مردم شهر با دولتی که تشکیل دادند باید آن را تأمین کنند و مالیات در این رابطه به عنوان یک موضوع جدید پیش آمد، در حالی که در گذشته، خودِ مردم بدون آن‌که دولت‌ها به این شکل مطرح باشند این امور را که خیلی ساده‌تر از شکل امروزی‌اش بود به عهده می‌گرفتند. ولی خمس از اول جهت مدیریت فرهنگی جامعه مطرح بوده و به همین جهت آن به رسول خدا و ائمه‌ی اطهار«علیهم‌السلام» اختصاص داشته و ربطی به والیان شهرها نداشته. موفق باشید
7902
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیزم زیارت شما قبول به تازگی یکی از اقوام بنده فوت شدند که اهل نماز و قرآن و مسایل دینی نبودند اما مرد خوبی بودند(خدایش بیامرزد) دریکی از سخنرانی های استاد محمد شجاعی شنیدم که ایشان می فرمودند که اگر کسی در دنیابا کاری و حسنه ای انس نداشته باشند مثل خواندن یکی از سوره های قرآن بعد ازمرگ اگر بستگان برای او این سوره را بخوانند به او نمی رسد و او نمی تواند از صورت آن استفاده کند ، و باتوجه به مبانی دینی که از مباحث معرفت نفس دریافتم هم درست است، ایشان میفرمودند که حتی چه بسا صورت این حسنه برای او عذاب هم باشد چون ظرفیت پذیرش و استفاده از آن را ندارد و لذا باید حسناتی را هدیه کرد که میت قبل از مرگ با آن انس داشته، میخواستم نظر جنابعالی را جویا شوم. استاد با توجه به مبانی معرفت نفس ونظام مندبودن عالم هرکسی در این دنیا نتواند خودش را در سیر به سوی حق قراردهد در برزخ و قبر بشدت دچار مشکل می شود و نمی تواند سیر کند و لذا بایستی مدت های طولانی در ظلمت و عذاب گرفتار باشد ، آیا این برای همگان صادق است یا نه مربوط به افرادی است که در سیر بسوی درجات بالاتری از بهشت و شناخت حق قدم بر میدارند؟در بعضی روایات دیده می شود که میفرمایند حتی محبین و شیعیان تا قبل از مرگ و حتی در سکرات پاک می شوند و در برزخ مشکلی ندارند و این بادید فوق سخت قابل جمع می باشد کسی که مدت های طولانی در اثر وابستگی شدید به صورت های دنیایی مثل همسر و فرزند یا ... زندگی کرده و توان جدایی از آنها و تنهایی را نداشته چطور می تواند در برزخ بدون مشکل باشد، مثلا کسی که آنقدر به همسرش وابسته است که حتی تاب دوری اورا برای یک روز ندارد این در برزخ برای او عذاب نمی باشد چون در آنجا همسر او دیگر در کنار او نیست ولذا در فرمایشات عرفا آمده است که : به تنهایی بکن عادت که در گور بخواهی بود تنها تا دم صور البته متوجه هستیم که این تنهایی آن عزلت منع شد ه در اسلام نیست بلکه آن مربوط به دل انسان است یعنی باهمه بودن و تنها بودن. باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف حق همان است که استاد عزیز حضرت آیت‌اللّه محمد شجاعی فرمودند. ولی از طرف دیگر رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» به ما دستور داده‌اند: «لا تَقُولُوا فِی مَوْتَاکُمْ إِلاّ خَیْراً» در رابطه با اموات خود که خود را مسلمان می‌دانستند جز به نیکویی یاد نکنید پس با این امید برایشان طلب مغفرت نمایید. موفق باشید
7062
متن پرسش
سلام علیکم بنده از زمانی که کتابهای جوان و انتخاب بزرگ و آشتی با خدا و ده نکته از معرفت نفس وخویشتن پنهان را مطالعه نموده ام در نمازهایم حالت خاصی پیدا کرده ام و از مناجات های هنگام سحر لذت بیشتری می برم در حالی که این حالات را قبلا نداشتم. حال سوال بنده این است که از کجا بدانم این لذت به خاطر لذت نفس است و نتیجه اش منیت و تکبر میشود یا واقعا از شوق مناجات با خداوند است؟ واگر به خاطر لذت نفس است راه درمان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک باید بندگی باشد. اگر احساس بندگی شما بیشتر شد و روح شما در مقابل دستورات حضرت حق تواضع بیشتری پیدا کرده و به مؤمنین علاقه ی بیشتری یافته اید، إنشاءاللَه راه درست است. ولی اگر خودخواهی و کبر شما بیشتر شده باید فکری برای خود بکنید. موفق باشید
6385
متن پرسش
باعرض سلام وادب خدمت استاد بزرگوار ببخشید من وهمسرم میخواهیم یه سیر مطالعاتی راشروع کنیم با توجه به اینکه هردو شاغل هستیم لطفا راهنمایی بفرماییدکه چه طور شروع کنیم و چه کار کنیم که در این راه سست نشویم و انشااله بتوانیم به هدفمان برسیم؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه کنید تا إن‌شاءاللّه رویکرد درستی به مطالعه پیدا بفرمایید و بعد سیر مطالعاتی که روی سایت هست را دنبال کنید، إن‌شاءاللّه نتیجه می‌گیرید. موفق باشید
6340

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید من کسی هستم که تا قبل از ماه رمضان امسال اصلا اهل نمازو... نبودم کلا ادم سستی در مسایل اعتقادی بودم اما از ماه رمضان شروع کردم به نماز خوندن با کسی اشنا شدم که کمی راه عرفان رو به من نشون داد ولی بعد از مدتی دیگه نتونسم پیداش کنم خیلی دوست دارم عرفان رو ادامه بدم ولی نمیدونم چجوری خلاصه از شما میخوام اگه میشه کمکم کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید سیر مطالعاتی روی سایت شروع خوبی باشد. موفق باشید
1244

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. این سومین بار است که دارم این بحث را مطرح میکنم و حدس می زنم که سیستم پرسش و پاسخ سایت مشکل داشته باشد. چرا که با اینکه سوالاتم را اوایل تابستان مطرح کرده بودم هنوز پاسخی دریافت نکردم. الا ای حال، مسئله این است که یکی از اساتید ما (مهندسی مکانیک) به نام پرفسور ابوالفضل درویزه، به تازگی کتابی دو جلدی و مفصل در رد نظریه داروین نوشته اند. و اذعان دارند که حاصل 15 سال مطالعه و تفکر است. از آنجایی که ایشان را فردی بسیار متدین و صاحب دل و کتابشان را عمیق یافته ام، و نیز با توجه به حساسیت شما نسبت به بحث داروینیزم و تئوری های تکاملی گمان می کنم مطالعه آن خالی از لطف نباشد. اگر ممکن است آدرسی به من بدهید تا این دو مجلد را برایتان بفرستم. و سوال دوم اینکه در یکی از پرسش و پاسخ های گذشته در جواب دانشجویی که در جمع علوم فنی و دینی متحیر بود، گویا تلفن یکی از دوستانتان را که این دو امر را جمع کرده بود، برایشان فرستادید. می خواستم تقاضا کنم که با توجه به دغدغه مشابهی که حقیر دارم اگر امکان دارد، شماره ایشان را برای حقیر نیز بفرستید. در پناه الله پاینده باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده با نظر آن استادان موافقم و در اوایل تفسیر سوره‌ی سجده عرایضی در این رابطه عرض کرده‌ام و نیاز ندیدم شما را در ارسال کتاب‌ها به زحمت بیندازم. در مورد قسمت دوم سؤال اگر تلفنی سؤال بفرمایید تلفن آن آقا را عرض خواهم کرد. موفق باشید
1107

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر از استاد محترم و آرزوی توفیق روز افزون از درگاه احدیت ، لطفا با توجه به حقیقت نوری اهل البیت بفرمایید اینکه ایام هفته هر روز متعلق به یک یا چند معصوم است چگونه قابل توضیح است .موفق باشید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اگر چه ذوات مقدس اهل البیت یک حقیقت بیشتر نیستند ولی در مظاهر مختلف ظهور می‌کنند شاید اختصاص روزهای مختلف به آن ذوات مقدس به اعتبار مظاهر آن ها باشد. موفق باشید
975

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.دیدگاه ما نسبت به قران چگونه باید باشد؟به چه دیدی باید به قران نگاه کنیم که بیشترین بهره راببریم؟(درباره این موضوع علما کم برای مردم شفاف سازی میکنند،لطفا مطالب راه گشا وکلیدی را بیان کنید)خدا نظر حضرت ولی عصرعجل الله تعالی فرجه رابرقلب شما وهمه شیعیان ومحبان امیرالمومنین علیه السلام معطوف گرداند.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی سؤال گسترده‌ای است که پیشنهاد می‌کنم علاوه بر مطالعه‌ی مقاله‌ نسبت ما با فرآن در جهان معاصر که در قسمت سؤالات ویژه‌ی سایت لب‌المیزان هست و بعد از مطالعه‌ی جزوه‌ی چگونگی کار با تفسیر المیزان، با رجوع به خودِ قرآن، قرآن ما را راهنمایی می‌کند که چطور با آن برخورد کنیم. بارها عرض شده ما بر روی قرآن به اندازه‌ی یک واحد درسی تدبّر نمی‌کنیم در حالی‌که قرآن شرط صحبت با ما را تدبّر قرار داده است. موفق باشید
957

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز.آیا جبرائیل می تواند در عالم ماده بصورت یک انسان ظاهر شود؟ یا اینکه ملائکه فقط تمثل پیدا می کنند آنهم برای افرادی که طالب ارتباط با ملائکه باشند؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بلی، چون حقایق غیبی اگر تا عالم ماده نزول یابند، صورت مادی به خود می‌گیرند مثل آن دو فرشته‌ای که بر حضرت نوح«علیه‌السلام» وارد شدند و همه‌ی مردم آن‌ها را دیدند، ولی این‌که آیا در نزول تمثل می‌یابند و در ذهن‌ها تجلی می‌کنند یا در حدّ مرتبه‌ی مادی نازل می‌شوند معلوم نیست هرچند نزول تا مرتبه‌ی عالم ماده ممکن است. موفق باشید
788

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. چگونه می توانیم همزمان خواب کافی داشته باشیم تا اسیر قوه واهمه نشویم، شب زنده داری کنیم، کلاس صبحمان را خواب نباشیم، در طول روز اگر کلاس نیستیم درس بخوانیم و اصولا به خوابیدن در روز نمیرسیم؟؟ چگونه می توان هم زمان کم (منظور فقط به هنگام گرسنگی) خورد، در حالی که بین درس خواندمان در زمان استراحت کاری جز خوردن بلد نیستیم؟؟ چگونه می توان کم حرف زد و با دوستان ارتباط صمیمانه ای داشت، در حالی که من دوستم را که خیلی کم حرف می زند و هیچ وقت سراغ من را نمیگیرد ، دوست ندارم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: آنچه می‌خواهید نیاز به برنامه‌ی اخلاقی دارد که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل پایه‌های آن را ریخته‌اند و به انسان کمک می‌کند که قدرت جمع اضداد پیدا کند و مواردی که به ظاهر قابل جمع نیستند را جمع کند. موفق باشید
نمایش چاپی