باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعا می کنم خداوند توفیق بهترین انتخاب را به شما لطف کند و اگر مصلحت شما حضور در سوریه است تا در آنجا خود را بیابید و آن صدا را جواب دهید، توفیق کامل در این مورد نصیب شما بشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن سؤال بحث بر سر فساد نظام اسلامی نبود زیرا هر نظامی مطابق اهدافی که دارد راههای شناخت فساد و برگرداندن نظام از فساد به صلاح را در خود دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نظر مقام معظم رهبری در مورد ایشان، نظرِ صائبی است. ولی آنچه از امام در مورد ایشان گفتهاند قابل اعتماد نیست. چرا بنا داشته باشیم آیت اللّه حسینی طهرانی را نسبت به سایرعلماء دین، تافتهای جدابافته بدانیم در حالیکه بنده از آثار ایشان استفاده کردهام و از آثار سایرین هم استفاده کردهام و همانطور که عرض شد ایشان را یکی از دانشمند مفید جهان اسلام میدانم و نه بیش از این. دوران این نوع عرفانبازیها و استادِ سلوکی اینچنینداشتن گذشته است. به سخن آیت اللّه بهجت فکر کنید که فرمودند: «علمِ تو استاد توست». و امروز در آینهی انقلاب اسلامی، سالکان راستین حججیها هستند که باید آموزههایی که ما را در این راه وارد میکند را دنبال کنیم، و آن خط حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» است آنهم به روشی که ایشان راه را به سوی ما و شهداء گشودند، نه آن فرقهبازیها که متأسفانه عدهای امروز گرفتار آن هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً آن احساسی که در خود دارید نحوهای از عبور تاریخی است. عبور از تاریخِ متافیزیک. ولی اینطور نیست که سیطرهی روح متافیزیکی به راحتی عقبنشینی کند، بلکه دائم میخواهد موضوعات را در حیطهی خود بشناسد و از این جهت است که شما میمانید چگونه حسّ تاریخی یا کشف تاریخی را دنبال کنید زیرا آن عقل، یعنی عقل متافیزیک باز به میان میآید و میخواهد در حیطهی خودش مطلب را جستجو کند و ما باید هوشیار باشیم که اینجا جای خطاب «واخلع نعلیک انّک بالواد المقدس طوی» است. یعنی باید نعلینِ عقل نظری و عملی را از پایِ جان بیرون کرد، زیرا حقیقتْ عریان و پیداست و در صحنهی تاریخ انقلاب اسلامی به شکوفایی و گشودگی به میان آمده است به همان معنایی که ماورای این نوع عقلهای حسابگر، شهید حججی را میفهمیم ولی در همان لحظه اگر به عقل رجوع کنیم، پیش خود میگوییم نمیفهمیم چرا نسبت به آن شهید بزرگ چنین احساسی را داریم. میگویی چگونه این «یافت» را به بقیه بگویم، روح بقیه آن را میشناسد، تنها باید متذکر شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با دقت در مواردی که به ظاهر تکراری است متوجه میشویم که حضرت حق از یک رخداد تاریخی مثل ظهور حضرت موسی«علیهالسلام» در تاریخ در هر سورهای با زاویهی خاصی که باید با ما در میان بگذارد؛ سخن میگوید. زیرا قصه نیست، رخداد تاریخی است و رخداد تاریخی زوایای مختلفی دارد 2- علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان نشان میدهند که چگونه آیات به طرز معجزهآسایی به هم ربط دارند و علامه جوادی نیز در تفسیر تسنیم همین موضوع را متذکر میشوند 3- در رابطه با موضوع تاریخ نزول آیات، خوب است به جزوهی «قرآن هرگز تحریف نشده است» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این کارها یک نوع دکانبازکردن است. عرایضی در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» در رابطه با سؤال جنابعالی شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که سالها اسلام توسط خلفاء، درست یا غلط در حال گسترش بود و بالاخره در این رابطه کنیزهایی وارد جامعهی اسلامی میشدند و این تنها مربوط به چند سال صدر اسلام نبود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ده نکته» همراه با شرح صوتی آن در این مورد کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مگر جز این است که همهی عالم را «وجود» پر کرده است؟! و همهی پدیدهها، صورتهای مختلف وجوداند. مشکل کجاست که نیاز به مثال داشته باشد؟ 2- چون خداوند عین وجود است، پس از خداوند جز وجود صادر نمیشود و هرچه جنبهی عدمی دارد، به تبعِ وجود شکل میگیرد. مثل محدودیتهای مخلوقات که بعد از بهوجودآمدنِ آنها، محدودیتهای آنها معنا پیدا میکند، ولی محدویتهای آنها خدا خلق نکرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که «وجود» در هر مرتبهای خاصیتِ خاص خود را دارد، حرکت جوهری خاصیت یکی از مراتب وجود یعنی پایینترین مرتبهی آن که ماده است میباشد. مگر مجردات و خداوند مرتبهی پایین وجودند که چنین خاصیتی را داشته باشند؟! موفق باشید
