باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفهی شما در آن حدّ است که زندگی شما و اعتبار و آبروی شما حفظ شود. بنا نیست برای آبادکردن دهی، شهری را خراب کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که این یک بیماری است و نه یک تدیّن. پیشنهاد بنده آن است که در کنار مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» با توجه به اینکه روانپزشکان در این موضوع، تحقیقات خوبی انجام دادهاند، سری هم به آنها بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به مرور، غیرِ حق را به چیزی نگیریم. از آن طرف، حضرت حق، ماوراء حجابها بر قلب انسان تجلی خواهد کرد و به مرور این حضور برای انسان بیشتر میشود و این، رازِ شدتبخشیدن به حضور قلب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنجا که قرآن میفرماید: «عرشه علی الماء» نظر به مبنای فرمانروایی حضرت حق بر عالم دارد که آن مبنا، «علم» است که در صورت مثالی در آن عالم به صورت آب ظهور دارد. و آنجا که میفرماید نور حضرت اللّه، شرقی و غربی نیست؛ یعنی هویتش متعَیّن به تعیّن خاصی نمیباشد و لذا ماوراء تعیّنهای محدود، در همهی عالم حضور گسترده دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنچه مقدّر است و مصلحت ما است از قبل تعیین شده است زیرا در آیهی 172 سورهی اعراف میفرماید: همهی فرزندان را حاضر کردهاند و از آنها اقرار گرفتهاند. این میرساند که از قبل معلوم بوده است که چه مردی با چه زنی ازدواج میکند و فرزند آنها چه کسی خواهد بود. البته بعضاً اعمال خلاف منجر به آن میشود که ما در رسیدن به رزقِ مقسوممان حتی اگر همسرمان باشد، به زحمت بیفتیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. زیرا تا قبل از دکارت اساساً بحث بر سر آن بود که خداوند است که اندیشهها را عنایت میفرماید و محوریت با خدا بود و نه با انسان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نبوت و رسالت، با حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» به هر دو صورت ختم میشود. حال اینکه کدامیک از پیامبران قبلی تنها، نبیّ بودهاند و کدامیک رسول و نبیّ بودهاند، دست ما خالی است. تنها در آن حدّ که قرآن متذکر میشود که بعضی «نبیّا» و بعضی «رسولاً و نبیّا»، ما اطلاع داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه به قصد دوری از گناه در چنین صحنههایی قدم میگذارد، حضرت حق از سر رحمت خود با او برخورد میکند و گناهانش را میبخشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً مردم نمیدانند. لذا باید با آنها مدارا کرد مگر با معاندین که دانسته بدی میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خدا به عنوان یک موجود در کنار سایر موجودات نیست، بلکه وجودی یگانه و برتر است که همهی موجودات را در عین یگانگی در بر دارد. نمیدانم واژهی زمینه برای حضور خدا مناسب است یا نه. 2- همین آگاهی که «من» را تشکیل میدهد به خودی خود طالب مرتبهی برتری از خود است و این جز همان اختیار برای او نیست. آری! سالک به جایی و درجهای میرسد که با اختیار خود، اختیار خود را محو اختیار حق میکند و در این حالت است که میگوید: «در پسِ آینه طویصفتم داشتهاند». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسائل فروع دین ابتدا باید وجه عقاید و جایگاه بندگی افراد روشن شود تا جایگاه فروع دین در متن عقاید، خود را بنمایاند. آری! آنکسی که بندگی خود را درست بشناسد و متوجه باشد برای نفی خود و ظهور حق در قلب و روانش باید احکامی را بپذیرد، نگاه او به این نوع دستورات، نگاه دیگری است میفهمد که حضرت حق از طریق اطاعت ما از دستوراتش بر قلب ما جلوه میکند و لذا نگاههای کمّی و حسّی به موضوع ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید عرایض بنده در مورد عدل الهی که به صورت صوت در دیویدیهای اصول عقاید هست قواعدی را در اختیار شما بگذارد. اهل ايمان با يك جواب مختصر و در عين حال دقيق، خود را از اين اشكالها ميرهانند. آنها معتقدند چون ادلهاي قاطع وجود خداي قادر و حكيم و عليم را اثبات كرده و چون ريشة ظلم، يا جهل است و يا فقر و خدا نه جاهل است و نه فقير، پس انگيزة ظلم در خداوند نيست و آنچه هست يا ريشه در اعمال خود انسانها دارد و يا بنا به مصلحتي است كه براي ما روشن نيست؛ يعني « سِرِّ قدر » است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفهی ما با انجام به شریعت الهی همین است ولی چون بالاخره تا آخر، نفس امّاره در صحنه است باید ملاک را عمل امام معصوم قرار داد که اگر مطابق حرکت و افکار آنها است، آن ارادهی الهی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است. باید با توجه به نسبت آنها با آن شهید بزرگوار، آنها را از خود دانست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. واقعاً اسلام میتواند بستری را فراهم کند تا تمام نیازهای منطقی جامعهی بشری مرتفع گردد. شاید منظور آیت اللّه مکارم آن باشد که آنچه فعلاً تحت عنوان طبّ اسلامی مطرح است، نمیتواند طبّ اسلامی قلمداد شود. زیرا آنطور که باید و شاید مطالب ائمه «علیهمالسلام» در مورد طبّ به ما نرسیده است وگرنه حتماً اسلام بهترین راهکارها را جهت درمان بیماریها دارد به همان معنایی که رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم میفرمایند: «المِعدَة بیت کلِّ داءٍ، وَ الحَمِئَة رَاس کلِّ دَواءٍ» معده مرکز و خانه هر دردى است، و پرهیز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زیاد خوری) اساس و راس هر داروى شفابخش است.
۲. وقتی در تفکر و تفقه اسلامی ممحّض شوید بهراحتی متوجه خواهید شد چه نسبتی باید با امور مستحدثه برقرار کنید.
۳. خداوند به ما قدرت تشخیص حق از باطل را به کمک عقل و فطرت داده است کافی است ما از این دو عطیهی الهی استفاده کنیم. معلوم است که خداوند نمیخواهد ما گمراه باشیم پس اگر ما مطابق عقل بر موضوعات وارد شدیم و فطرت خود را نیز به صحنه آوردیم، دیگر جایی برای شک و تردید نمیماند که نکند گرفتار وَهم باشیم. عقل و فطرت که ما را گرفتار وَهم نمی کند.
۴. اختلاف علماء ریشه در تفاوت در تشخیص اولویتها دارد و این چیزی نیست که مشکلی ایجاد کند. نهایتش آن است که مثلاً آیت اللّه گلپایگانی نمیتوانند مثل آیت اللّه نوری همدانی با امام همراهی کنند، ولی مقابله که نخواهند کرد.
۵. باید با جدیّت تمام مطالعهی دروس خود را دنبال کنید تا ببینید کدام امر برایتان پیش میآید همان برای شما اولویت محسوب میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باز این حالتها میآید و میرود و باز میآید و میرود تا آنجایی که به لطف خدا از ظلمات این دوران و از مکر لیل و نهار که اوج آن، وَهمی است که در این دوران به اوج خود رسیده است رها شوید. بحمداللّه فراموش نکنید که:
«عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور.... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد
ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی.... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد.... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را.... ای سینه بیکینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد.... دریاش همی گوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد.... ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده.... پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی.... کالای عجب بردی کالات مبارک باد
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خوب است 2- همینطور که عرض شد عین ثابتهی هر شخص، حدّ ذاتیِ امکان آن است و از این جهت تنها وجود علمی دارد و در علم خداوند است و خداوند آن وجودِ علمی را با خطابِ «کن» یعنی باش، وجود میدهد. پیشنهاد میشود در این مورد علاوه بر مقالهی «عین ثابته»، مباحثی که در شرح سورهی حمد حضرت امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» ایشان شد را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند طبق آیهای که میفرماید: «ربّنا الذی اعطاء کلّ شیئ خلقه ثم هدی» خلقت ما را به ما داده و آنچه از او طلب کردهایم را به ما داده است، ولی این غیر از آن است که شما میفرمایید. ما در همهوقت دارای اختیار هستیم و این انتخابهای ما است که شخصیت ما را شکل میدهد تا به لشکر حسین«علیهالسلام» بپیوندیم یا نپیوندیم 2- در مورد قسمت دوم سؤال، این احساسها ربطی به عالم ذر ندارد بلکه چون نفس انسان مجرد است، میتواند آنچه هنوز برایش پیش نیامده است را تا حدّی بیابد. در این مورد میتوانید به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید تصور آنهایی که وحدت شخصی وجود را نپذیرفتند آن باشد که پذیرفتن آن نفیِ مخلوقیتِ مخلوق است. در حالیکه این با بحث ایجاد اعیان ثابته و تشکیکیبودنِ ظهور وجود حل میشود. موفق باشید
