بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14518
متن پرسش
سلام استاد: دو سوال داشتم اگر لطف کنید و راهنماییم کنید ممنون می شوم. 1- آیا برداشت من درست است؟ حضرت حق وجود مطلق است، شعور مطلق است که از طریق من، شما و سایر موجودات خودش را بروز داده است، به بیان دیگر ما همه یک شعور هستیم که در فرم های مختلف نمایان شدیم. یعنی خدا جایی بیرون از من نیست، بلکه همین پس زمینه ای است که همه ی موجودات (از جمله من) در آن ادراک می شوند. 2. استاد بنده متوجه شدم که خود واقعی من فقط شاهد و ناظر این عالم است، یعنی خود واقعی من فقط مدرک است و بقیه ی افعال، افکار و اتفاقات در درون این آگاهی رخ می دهد. سوال بنده این است که نقش اختیار در اینجا چیست؟ افکار با اختیار من ایجاد نمی شوند، بلکه در میدان آگاهی من ایجاد می شوند. آیا منظور عرفا از نداشتن اختیار همین موضوع نبود؟ در پس آینه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد از گفت بگو می گویم با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خدا به عنوان یک موجود در کنار سایر موجودات نیست، بلکه وجودی یگانه و برتر است که همه‌ی موجودات را در عین یگانگی در بر دارد. نمی‌دانم واژه‌ی زمینه برای حضور خدا مناسب است یا نه. 2- همین آگاهی که «من» را تشکیل می‌دهد به خودی خود طالب مرتبه‌ی برتری از خود است و این جز همان اختیار برای او نیست. آری! سالک به جایی و درجه‌ای می‌رسد که با اختیار خود، اختیار خود را محو اختیار حق می‌کند و در این حالت است که می‌گوید: «در پسِ آینه طوی‌صفتم داشته‌اند». موفق باشید  

14205
متن پرسش
سلام استاد: اخیراً دو تن از شهدای گمنام رو دانشگاه ما دفن کردند. زمزمه‌های از برخی دانشجویان به گوش می رسد که مگر دانشگاه قبرستان است که شهدا خاک شوند و ... لطف بفرمایید جایگاه شهدا در دانشگاه‌ها را تبیین کنید. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهداء نمادِ فرهنگ مقاومت در مقابل استکبار جهانی در تاریخی است که با حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شروع شد و حضور آن‌ها در مراکز علمی به آن مراکز جهت و قوت و شور می‌دهد. مثل حضور حرم مطهر حضرت معصومه«سلام‌اللّه‌علیها» در قم که موجب رونق علمی آن شهر شده. مگر کربلا که محل دفن آن شهدای بزرگوار است، قبرستان است؟! یا راهی که بشریت باید از آن طریق زندگیِ خود را به‌دست آورد؟ موفق باشید

13999
متن پرسش
سلام علیکم: 1. اگر کافر بمیرد و بعد از مرگ فرزندش مومن باشد و برای او دعا کند تکلیف کافر چیست؟ 2. اگر بشود سر دو انسان را با هم جابجا کرد و زنده بمانند تکلیف نفس چیست؟ با بدنش هست یا با سر؟ 3. در مورد مقام امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) سوال می کنند که آیا مقامشان در مقام عقل در یک حد می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ ملاک، نیت افراد است؛ اگر کافری نیتِ داشتن فرزند مومن نکرده‌است، هیچ بهره‌ای از او نخواهد برد. 2ـ نفس انسانی هر بدنی را که بدنِ خود دانست، انتخاب می‌کند و تدبیر می‌نماید ولی از آن‌جایی که بسیاری از اراده‌های نفس موجب ساختن کلیّت بدن می‌شود، بعید است در چنین حالتی نفس، بدنی را انتخاب کند؛ ‌منصرف می‌شود و به عالم خود بر می‌گردد. 3ـ فدای حضرت عباس بشوم که چنین با بصیرت فهمید در ذیل حرکت تاریخی که حضرت سید‌ الشهداء فتح می‌کند، می تواند خود و برادرانش را به عالی‌ترین شکل معنی ‌کند؛ بنابراین،‌ هرگز تصور نکن که صاحب یک مقام با تابع آن مقام در یک حد باشند. موفق باشید

12656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات: نظر شما در مورد شخص آقای حسین الهی قمشه ای (فرزند قمشه ای معروف) چیست من در صحبت های شما تمجیداتی در مورد پدرشان شنیده ام ولی در مورد فرزندشان نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پدرشان که انسان فوق‌العاده‌ای بودند. صحبت‌های فرزندشان برای مردم معمولی خوب است، ولی نه آن‌که  سیر و سلوکی را در مقابل مخاطبانشان بگشایند. موفق باشید

11802
متن پرسش
سلام استاد: بنده مشکلاتی در حرکت جوهری دارم 1- اینکه می گویید این عالم تکامل می یابد دلیلی برای این کار وجود ندارد و چون قیامت یکدفعه اتفاق می افتد نمی شود گفت تکامل. یعنی اینطور نیست که به تدریج دارد تکامل می یابد ما آن را احساس نمی کنیم. 2- اینکه می گویید قوه های عالم بالفعل می شود آن وقت شما عالم را چیزی فرض کرده ای که حرکت دارد. 3- این فیض تمام نمی شود اینکه بگویید آن فیض بقا است و این فیض دیگر بازی با الفاظ است بنظرم. بلکه فیض دائما وجود دارد و آن موقع همان قوه است یعنی ما عین نیازیم. 4- چطور در قیامت جسم وجود دارد ولی حرکت نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قوه‌های عالم به تدریج به فعلیت تبدیل می‌شوند ولی تا عالم دارای قوه است هنوز از جنس ماده می‌باشد و وقتی دیگر قوه‌ای نداشت از حالت ماده‌بودن در می‌آید و به این معنا گفته می‌شود عالم دارد قیامت می‌شود نه این‌که در حال حاضر دنیا مقداری از عالم قیامت را با خود دارد. جسم اگر از جنس ماده باشد دارای حرکت است ولی اگر از جنس ماده نباشد مثل جسمی که صورت‌های ذهنی دارند، حرکت برای آن‌ها معنا ندارد. موفق باشید

11567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خداوند پدیده اولیه را از چه چیزی خلق کرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد سعی کنید برهان صدیقین را همراه با شرح صوتی آن دنبال کنید. موفق باشید

8720
متن پرسش
استاد سلام علیکم، عرض ارادت. به نظر شما آیا برای مشکلاتی که هم اکنون پیش روی جوانان ماست باید از روش ها و نسخه های ارایه شده ی گذشته بهره برد؟ در ثانی روش های ارایه شده در حال حاضر عمدتأ برای پیشگیری اند نه درمان... به نظر حضرت عالی چه باید کرد؟ مرحمت عالی زیاد
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این نیاز به بحث مفصل دارد. تا ما افق تمدن اسلامی را با تعریفی درست مدّ نظرها قرار ندهیم، حرکتی مناسب عبور از وضع موجود ظهور نمی‌کند و عبور از فرهنگ غرب معنای خود را آشکار نمی‌نماید. موفق باشید
8613
متن پرسش
باسلام: پیروی سوال8556 ما بالاخره نفهمیدیم نحوه ارسال و ارجاع سوالات چگونه است. یک بار میفرمایید مستقیم است یک بار اینگونه شرح میدهید: " روش کار ما در جواب‌دادن به سؤال‌ها این‌طور است که ابتدا سؤالات از روی سایت کپی می‌شود و روی برگه‌ی سفید پیرینت شده به بنده می‌دهند تا جواب‌ها را بنویسم و بعداً از آن‌که جواب‌ها را تایپ کردند، بنده بازخوانی می‌کنم و روی سایت می‌فرستیم". چه شد آخر؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: برای این‌که تصور نشود سؤالات دست‌کاری یا گزینش می‌شود؛ عرض کردم بنده مستقیماً خودم وارد کار هستم و تنها همسر بنده در این امر کمک می‌کند و مراحلی که در جواب به سؤالات و ارسال به کاربران از ابتدا تا انتها طی می‌شود به همین شکل است و در همین رابطه عرض کردم مستقیماً خودم وارد می‌گردم. آری در مراحل بعدی جهت موضوع‌بندی سؤالات مسئول محترم سایت مطالب را دنبال می‌کنند. لذا بیایید حملِ بر صحت نمایید که گاهی مطالب را به صورت اجمال عرض می‌کنیم و گاهی به صورت تفصیل. موفق باشید
8525
متن پرسش
سلام میشه یه مقدار در مورد این بیت توضیح بدید و معنی ش را بگید: خُنُک آن قُماربازی که بباخت هرچه بودش بنماند هیــــــــــچش الا هوس قمار ِ دیگر مولانا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سالک در مسیر تفویض الامر الی اللّه به جایی می‌رسد که تنها و تنها می‌خواهد هرچه خدا خواسته است را عمل کند در آن حدّ که از انانیت و منیّت او هیچ نماند. در این حال آنچنان به شعف می‌آید که هوس می‌کند همچنان میل‌های نفس را در زیر سایه‌ی جلب رضای خداوند، نفی کند. موفق باشید
8376
متن پرسش
سلام شرمنده اگر جسارتی در این مطلب باشد نمیدانم درست میگویم یانه در کتاب المراقبات اولین بحث ماه رمضان این است که نام مبارک این ماه را به تنهایی به کار نبرید ومثلا بگویید" ماه " رمضان برای نام کتاب جنابعالی این مطلب مطرح شد"رمضان دریچه رویت" که آیا اشکالی ندارد که این نام اینگونه بیان شده؟ باز هم اگر جسارتی کردم عمیقا عذرخواهی می کنم با سپاس فراوان از اینکه وقت پر برکت و شریفتان را در اختیارماقرار می دهید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید؛ اتفاقاً بر روی این موضوع هم بحث شد و در جمع‌بندی به این نتیجه رسیدیم که در حالت معمولی نباید بدون احترام از ماه مبارک رمضان نام برد، ولی از آن‌جایی که تیتر و عنوان کتاب‌ها باید کوتاه باشد و این بی‌احترامی به حساب نمی‌آید، آن عنوان به صورت مختصر انتخاب شد. در هر صورت از تذکرتان تشکر می‌کنیم. موفق باشید
7720
متن پرسش
سلام استاد عزیز 1-ایا انجائی که می فرمائید ضعیف شدن روح درایجاد بیماری موثراست این ضعیف بودن روح به مومن وغیر مومن بستگی داردومنظور از ضعف روحیه دراین مورد چیست 2-ایا اینکه بیماری دراثر ضعف روحیه است یاعامل خارجی دارد قابل تشخیص است
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور است، هر اندازه که روح با اُنس با خدا قوت یابد تأثیر عوامل بیماری‌زا کمتر می شود 2- عامل خارجی مثل شمشیر یا سمّ حکم جدایی دارند و ملاحظه می‌کنید که هم شمشیر فرق مبارک امام را می‌شکافد و هم سمّ جگر مبارک امام را تکه‌تکه کرد. موفق باشید
7683
متن پرسش
باسلام با توجه به سوال 7580 در خصوص نظم مورد نظر اسلام و نظم حاصل از مدرنیته (نظم کثرت گرای ثانیه ای) اگر ممکن است توضیح بیشتری مرقوم فرمایید. با توجه به نظمی که خود حضرت امام داشتند مثلا سر ساعت بخصوصی کارهای مشخص را انجام می دادند آیا در راستای نظم موجود نیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نظم دینی نظر به عالم ملکوت دارد و مؤمنین واقعی با هماهنگی با عالَم ملکوت خود را و زندگی را مدیریت می‌کنند و لذا هیچ وقت این طور نبوده که مؤمنین به نظم اهمیت ندهند. در آغوش ملکوت به صورتی حکیمانه جای هرکاری را تعیین می‌کردند و به همین جهت هرگز آرامش خود را از دست نمی‌دادند. مشکل امروز بشر آن است که در نظمی مکانیکی گرفتار است و در آغوش وَهم خود زندگی می‌کند و لذا با نظمی که برای خود ایجاد کرده به هیچ آرامشی نمی‌رسد زیرا این نظم را برای جوابگویی به وَهمیات خود شکل داده، با رویکردی متفاوت از رویکرد نظم قدسی. در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» بحثی تحت عنوان نظم معاویه‌ای داشتیم. موفق باشید
7279

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در قرآن کریم تکلم خداوند با بشر سه قسم میشود:وحی یا از وراء حجاب یا ارسال رسل.منظور از این وحی چیست؟(در درسهایمان میخواندیم که این سه قسم،سه نوع وحی الهی است)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این آیه وحی یک نحوه نجوای درونی است ، در کنار آن نوع وحی که توسط رُسل مثل جبرائیل می‌آید و ماوراء حجاب رابطه‌ای مستقیم و ماوراء جبرائیل است. موفق باشید
6913
متن پرسش
سلام علیکم راجع به سوال 6832 که فرمودید نظام برای همیشه از فتنه 88 راحت شد؛ می خواستم بگویم اگر این طور است پس چرا خیلی از اصحاب فتنه پست های کلیدی مملکت را در اختیار دارند؟ به خصوص با روی کار آمدن دولت جدید، انگار آنها روی کار آمدند. به نظر بنده آنها با یک برنامه ریزی پیچیده از شکست خود را رهانیدند و شاید... می خواستم نظر حضرتعالی را راجع به این نظر بدانم. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر نظام اسلامی آن بود که آن‌ها را وادار کرد از فتنه تبرّی بجویند و عملاً از آن هویت که به‌کلّی در مقابل نظام اسلامی بود فاصله بگیرند. حال یا به واقع جهت‌گیری دیگری را انتخاب کرده‌اند و در صدداند وارد خانواده‌ی نظام اسلامی با سلیقه‌ی خاص خود شوند، الحمداللّه. و یا این‌که تصور می‌کنند می‌توانند منافقانه وارد شوند و نظام را از هویت ضد استکباری و تمدن‌سازی در آورند، که این منجر می‌شود تا نظام با قدم‌هایی که در آینده برمی‌دارد از این نحوه حیله‌گران نیز راحت شود و با پاکی بیشتر جلو برود. البته رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» در صدداند حالت اول محقق شود. موفق باشید
6598

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام؛قسمهای 5گانه اول سوره فجر چه ارتباطی با محتوای سوره ی دارد؟(البته با توجه به اینکه جواب قسم هم حذف شده است؟)البته تفسیر المیزان را هم خوانده ام و در این رابطه نکته ای ندیدم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تفسیر سوره‌ی فجر عرایضی داشته‌ام به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید
2364
متن پرسش
با سلام خدمت استاد استادچگونه الفاظ یا بهتر بگم حروف به وجود امده اند؟ما در بحث نهم ده نکته از معرفت النفس گفتیم الفاظ معنی دارند و این معنی ریشه اش در عالم عقل است و خب از لفظ هم فقط معنیش به درد می خورد(مثل اینکه از در خونه وارد شوم و بگم خداحافظ مادرم میفهمه که منظور من سلام بوده)و به کار میاد وما توسط معنی است که می توانیم ارتباط برقرار کنیم حالا سوال من اینکه توی هرزبانی حروف(الف ب پ و...)از کجا به وجود اومدن؟و بعد چه شد که اسم گل را گذاشتند گل ویا اسم درخت را با دال , ر ,خ ,ت ساختند؟ویا خداوند وقتی قران را به صورت لفظ به پیامبر نازل کردند این لفظ ها چگونه ساخته شد؟(صرف خود کلمه ها)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جواب‌گویی به این‌ سؤال در حدّ تخصص بنده نیست. موفق باشید
2131

جوهربازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی در خصوص جوهر بنده به این نتیجه رسیده ام که جوهر کلا غیر مادیست یعنی در عالم ماده عوارض مادی سوارند بر جوهر های غیر مادی . و همانطور که بیان میکنند جوهر فقط از طریق عقل قابل کشف است و در فیزیک نظری هم عده ای معتقدند حقیقت ماده غیر مادیست و چون منظور انها از موجودات مادی همان عوارض است پس طبق حرف انها جوهر غیر مادی میشود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آن‌چه در عالم وجود دارد، تنها «وجود» است بامراتب مختلف،‌که یکی از مراتب وجود، عالم ماده است. وجود در مرتبه‌ی مادی‌اش عین حرکت است که عقل متوجه آن می‌شود منتها آن وجود در آن مرتبه به اعتبار انتزاع ذهن جوهری است عین حرکت، نه این‌که جوهر خودش یک واقعیتی داشته‌باشد غیر مادی، بلکه جوهر انتزاع عقل است از وجودی که در پایین ترین درجه‌اش عین حرکت است. پس نمی‌توان نتیجه گرفت اگر چیزی به کمک عقل درک شد حتما آن چیز باید غیر مادی باشد بلکه ممکن است انتزاع ذهن باشد. موفق باشید
1784
متن پرسش
جناب آقای استاد طاهر زاده(دامت توفیقاته) سلام علیکم ضمن تسلیت ایام شهادت حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها احتراما تقاضا دارم حقیر را نسبت به رویکرد مطالعاتی مدنظر راهنمایی فرمایید. موضوع مطالعاتی بنده "سکولاریسم اسلامی" است. و در این زمینه مباحث مختلفی را مطالعه کرده ام که عموما از منظر مبانی مدرنتیه این بحث را بررسی کرده اند. سوال اصلی در این تحقیق این است که مواجهه انقلاب اسلامی با سکولاریسم اسلامی چگونه است؟ چارچوب نظری مورد نظر نیز مباحث مطروحه حضرتعالی است در خصوص " سقیفه و خلافت به عنوان مفهومی که رودر روی امامت قرار گرفته و در جامعه گسترش می باد" پیش فرض این است که سکولاریسم یک راهبرد است برای پیاده شدن مبانی اومانیسم در جامعه. یعنی برای اجرای اومانیسم، مدرنیته دست به دامن سکولاریسم می شود. و با توجه به نفوذ مدرنیته در جوامع اسلامی این نوع مواجهه در زندگی مسلمانان نیز نفوذ کرده است. فرضیه نیز چنین است: سکولاریسم اسلامی اگر چه به لحاظ لغوی مفهومی است که در بستر محوریت عقلانیت مدرنتیه فهم می شود ولی چنین رویکردی در تاریخ اسلامی ریشه در سقیفه و جایگزینی مفهوم خلافت به جای امامت دارد. راه حل برخورد با آن نیز رجوع به امامت است. جسارتا از حضرتعالی چند خواهش و پرسش دارم 1) اصلا بررسی موضوع سکولاریسم اسلامی در این چار چوب نظری قابل طرح است؟ و آیا منتج به راه حل می شود؟ 2) برای استفاده بیشتر از مطالب حضرتعالی پیشنهاد مطالعه کدام مباحث و سرفصلها را میفرمایید؟ 3) راه حل ارائه شده باید ناظر بر مطالب کاربردی باشد لذا خواهشمند است حقیر را راهنمایی بفرمایید که چگونه از موضوع رجوع به امامت راه حلی کاربردی که در منظومه انقلاب اسلامی و شرایط فعلی قابل تعریف و اجرا باشد مطرح نمایم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- بر موضوع بسیار ارزشمندی انگشت گذاشته‌اید و حقیقتاً همین‌طور که می‌فرمایید فقط با رجوع به امامت و عقل قدسی ناشی از آن‌ها می‌توان از سکولاریسم پنهان در مناسبات جامعه‌ی اسلامی نجات یافت. 2- بنده در نوشته‌های خود دو کتاب را پیشنهاد می‌کنم یکی «خطر مادی‌شدن دین» و دیگری «امام و امامت در تکوین و تشریع». إن‌شاءالله با پیگیری این موضوع نکات حساسی را به نظام فکری و فرهنگی جامعه گوشزد می‌کنید تا بفهمند از کجاها داریم ضربه می‌خوریم. موفق باشید
1249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی لطفا در مورد ابیات زیر توضیح فرمایید : می رسید از دور مانند هلال نیست بود و هست بر شکل خیال / نیست وش باشد خیال اندر جهان تو جهانی بر خیالی بین روان با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: این ابیات از عالی‌ترین متون توحیدی است که متذکر ظهور و خفای انوار الهی است. قرآن می‌فرماید: «هو الاول و الآخر» یعنی خدایی که اول است در همان حالی که اول است، آخر است و انسانِ موحد با نظر به او در مظاهرش او را اول می‌بیند و در همان حال با نظر به مقام وحدانتیتش او را آخر می‌بیند. مولوی موضوع «هست و نیست»بودن را پیش می‌کشد که از طرفی او در مظاهرش به اسم خاصی هویدا است و در همان حال آن اسم خاص حجاب حقیقت جامع اوست. می‌گوید: خیال این‌چنین است که از جهتی حکایت از صورتی می‌کند که در خارج است و از جهتی غیر از آن صورت است و بعد می‌گوید تمام هستی این‌چنین هستند که از جهتی ظهور حق‌اند و از جهتی حجاب حق. موفق باشید
912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ، درس اصول مدیریت ما خیلی غربی است . بچه های سر کلاس هم چه از نظر فکری چه از نظر ظاهری غربی هستن. استاد ، به نظرتون وقتی سر کلاس بچه ها نظر می دهند لزومی داره که ما هم نظر بدهیم ؟ چون به هر حال هم استاد ، هم پسرهای کلاس نامحرم هستن . استاد ، نظر دادن مهم تره تو این وقتا یا این که خودمون رو از حرف زدن حفظ کنیم با شرایطی که بهتون گفتم؟ . استاد به رئیس جمهور عزیزمون تو نظرات توهین می شه.شایدم توهین نباشه. استاد ، تخصص مهمتره یا تعهد؟ استادمون میگن "بسته به شرایط داره 90 درصد تخصص." شما نظرتون چیه و چرا ؟ ای خدااا...
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- اگر شرایط طوری است که می‌توانید نظر اسلام را خوب ارائه دهید و زمینه‌ی توجه به آن فراهم است سخن‌گفتن بهتر از سکوت است، ولی اگر بنای نپذیرفتن دارند و با موضوع به صورت علمی برخورد نمی‌کنند سکوت بهتره 2- اساس هرکاری تعهد است ولی انسان متعهد در هرکاری که به عهده می‌گیرد باید متخصص باشد و شرعاً نباید در کاری که تخصص لازم را ندارد وارد شود. موفق باشید
738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. آیا ائمه علیهم السلام قدرت تصرف در عالم و برآورده کردن حاجات را به اذن خدا دارند؟ با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اخبار موثقی که از طرف شیعه و سنی به ما رسیده حکایت از آن دارد که چنین قدرتی به اذن خدا در ائمه(علیهم‌السلام) هست.
27994
متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد: نظرتان در مورد مناظره آقای وکیلی و آقای عبدالکریمی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سعه‌ی صدر خوبی از طرف جناب آقای وکیلی به ظهور آمد و آقای عبدالکریمی بر خلاف ادعاهای‌شان بیشتر گرفتار مفهومات خود بودند که هیچ گشایشی را بر نمی‌تابیدند، لذا ملاحظه کردید در آخر مناظره، جناب آقای وکیلی را متهم کردند که متوقف در منطق ارسطوی‌اند؛ که البته این نوعی فرار از مطلب است. جناب آقای وکیلی از ایشان خواستند مبانی خود را در انتقاد به متفکران مشخص کنید، و ایشان عملاً گفته و یا ناگفته خواستند بگویند مبانی خود من هستم. اگر غیر از این است باز جنابعالی آن مناظره را استماع فرمایید. بنده از جناب آقای وکیلی که قهرمانانه وارد این میدان شدند، تشکر می‌کنم. البته بنده با توجه به صحبت‌هایی که آقای عبدالکریمی می‌کنند و بعضاً هم دلسوزانه است؛ آن‌چنان گرفتار مفاهیم و محفوظات خود هستند که هیچ چیز و هیچ‌کس را نمی‌توانند ببینند. و نمی‌دانم نیهیلیسم جز این است؟! و آیا آن‌هایی که در گردونه‌ی تفکر آقای عبدالکریمی گرفتار شدند تا از نیهیلیسم فرار کنند، به عمیق‌ترین شکلِ آن گرفتارنشدند؟ به طوری که انسان در گرداب پوچی و بی‌ثمری و بریدن از همه‌چیز فرو می‌افتد، هرچند که ممکن است آقای عبدالکریمی نادانسته پای در این راه گذاشته باشند. این را از آن جهت عرض می‌کنم که بعضاً جسته و گریخته در بعضی از صحبت‌هایشان بویی از غمِ غربت بشر می‌آید. ولی به قول مولوی:

آه زندانی این دام بسی بشنیدیم       حال مرغی که رهیده است از این دام بگو

 آقای عبدالکریمی چرا جوانان را به سوی تاریخی رهنمون نمی‌باشند که حاج قاسم‌ها پروریده است؟ امید است آن مناظره هشدارباشی باشد که با مناظره کاری حل نمی‌شود باید در بستری از تاریخ قدسیِ انقلاب اسلامی همه تلاش کنیم برای رسیدن به راهی که خداوند امروز به ما عطا فرموده است.

اهمیت نگاه هایدگر آن است که اگزیستانس طرف مقابل را خطاب قرار می‌دهد که انسان در چشم‌اندازی وجودی، حضوری را که در جهان دارد احساس کند و نوعی همسخنی ظهور کند و هر کدام آینه‌ی دیگری شوند، و این در مناظره‌ به چشم نمی‌خورد. در حالی‌که جناب آقای وکیلی چنین تلاشی داشتند.

آقای عبدالکریمی بعضاً در جاهای دیگر ورودهای خوبی داشتند، مثل انتقادی که به آقایان دکتر ملکیان و دکتر عبدالکریم سروش داشتند، و یا صحبتی که در رابطه با فلسفه‌ی اسلامی در دانشگاه اصفهان انجام دادند، ولی مسئله‌ی اصلی جوانانِ ما حضور تاریخی مهمی است که امثال دکتر فردید متوجه‌ی آن شد و انقلاب اسلامی راهی جهت آن حضور یافت تا انسان‌ها در معرض عطایای الهی قرار گیرند، و سخنان سال گذشته‌ی آقای عبدالکریمی در دانشگاه تبریز در مقایسه بین انقلاب فرانسه و روسیه و ایران به شدت از این نحوه بصیرت خالی بود.

بنده نمی‌دانم آقای دکتر عبدالکریمی بالاخره بنا دارند چه کمکی به مخاطبان خود بکنند؟ مثلاً در نظر بگیرید جلسات اخیر ایشان تحت عنوان «ایران به منزله‌ی یک پرابلماتیک» با همه‌ی مسائل رنگارنگی که تحت عنوان مسائل ما مطرح می‌کنند، آیا کوچک‌ترین راهکاری برای مخاطبان ارائه می‌دهند؟ آیا همان انتقاداتی که به روشنفکران دارند، که انتقادات به‌جایی است؛ در مورد خود ایشان صادق نیست؟ از آن جهت که هیچ راه‌کارِ بومی که با خِردِ قومی و فرهنگ دینی ما همراه باشد، در کلمات ایشان یافت نمی‌شود؟ ای کاش آن‌هایی که به سخن ایشان گوش فرا می دهند، دائم از خود بپرسند پس باید چه‌کار کرد؟ این‌جاست که بنده معتقدم اگر این‌همه انرژی صرف نمایاندن راهی بود که حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به میان آوردند و آوینی‌ها آن‌ را گزارش کردند؛ می‌شد مخاطبان ایشان از سرگردانی‌ها که گرفتارش هستند و بعضاً به قول خودشان در پوچیِ دوران می‌سوزند، نجات می‌یافتند.

 موفق باشید   

17155
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: همانطور که می دانید انسان پنج قوه دارد حس خیال، وهم، عقل و فوق عقل، هر کدام از این قوا خوراکی مخصوص به خود دارند که می بایست تغذیه شوند البته باید حدود الهی را مراعات کرد تا جنبه فوق عقلانی و انسانی مان متوقف نشود. شما فرمودید حوزه‌ی فعالیت موسیقی تحریک خیال است و سالک إلی اللّه نمی‌خواهد در محدوده‌ی خیال متوقف شود و از این جهت است که اولیاء معصوم«علیهم‌السلام» ورودی به موسیقی نداشته‌اند این گفته شما در مورد بقیه قوا هم صادق است به فرض مطالب علمی و معقولات قوه عقل را تحریک می کنند آیا چون عقل تحریک می شود و ممکن است انسان را در محدوده عقل متوقف کند نباید سراغ معقولات رفت؟ هرکدام از محسوسات برای قوه حس نیز همین حکم را دارد من احساس می کنم موسیقی کار دیگری با روح و جان انسان می کند که معصومین علیهم السلام حتی سراغ غیر حرام آن هم نمی رفتند نیاز به توضیح بیشتری دارم لطفا راهنمایی کنید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بعضی از قوای نفس ناطقه‌ی انسان به خودی خود اصالت دارند و بعضی به تبع می‌توانند مفید باشند. همان‌طور که مثلاً میل جنسی یک نیاز به تبع است که اگر بدان جواب داده نشود به حقیقت انسان لطمه‌ای وارد نمی‌شود؛ بعضی از ابعاد خیال نیز اصالت ندارند و این‌طور نیست که باید همه‌ی حوزه‌های خیال را جواب داد، به‌خصوص که اگر میدان خیال از طریق عقل و قلب کنترل نشوند به خودی خود حجاب عقل و قلب می‌شود. و در مورد عقل نیز باید مقدمه‌ای باشد برای رجوع انسان از طریق قلب به حضرت حق وگرنه خود عقل نیز یک حجاب نورانی است که باید از آن نیز به عنوان یک حجاب عبور کرد. موفق باشید

16763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بهترین ترجمه تفسیر المیزان که می شود استفاده کرد و معنی آن دقیق باشد معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین ترجمه‌ای که جامعه‌ی مدرسین انتشار آن را به عهده گرفته است؛ یعنی ترجمه‌ی مرحوم موسوی همدانی، ترجمه‌ی خوبی است. موفق باشید

16320
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با توجه به تفسیری که از آیه قرآن که می فرماید عرش خدا بر آب بود در کتاب «آنگاه که فعالیت فرهنگی پوچ می شود» فرمودید، و با توجه به آیات سوره نور که در ادامه ی «الله نور السماوات والارض»، که زیت آن را معرفی کرده که می فرماید «لا شرقیه لا غربیه است»، آیا آن روی آب بودن عرش خدا و شرقی و غربی نبودن زیت آن چراغ را می توان هر دو را به یک معنی در نظر گرفت و به معنی اینکه در عین حال که کاملا عقلانی و اصولی است ولی کاملا آزاد از هر نظر و قومیت و حدود قائل شدنی است. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جا که قرآن می‌فرماید: «عرشه علی الماء» نظر به مبنای فرمانروایی حضرت حق بر عالم دارد که آن مبنا، «علم» است که در صورت مثالی در آن عالم به صورت آب ظهور دارد. و آن‌جا که می‌فرماید نور حضرت اللّه، شرقی و غربی نیست؛ یعنی هویتش متعَیّن به تعیّن خاصی نمی‌باشد و لذا ماوراء تعیّن‌های محدود، در همه‌ی عالم حضور گسترده دارد. موفق باشید

نمایش چاپی