باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بین قدم ذاتی و قدم زمانی فرق گذاشت. ملائکه دارای قدم زمانی هستند یعنی از نظر زمانی در همهی زمانها بودهاند هرچند که در ذات خود معلول هستند و علت وجودی آنها خداوند است. در مورد حادث زمانی و حادث ذاتی هم به همین معنا است که میشود چیزی حادث ذاتی باشد در عینِ قدم زمانی، مثل ملائکه و چیزی حادثِ ذاتی و حادث زمانی باشد، مثل همهی مخلوقات مادی که هم از نظر ذاتی مخلوق خداونداند و هم از نظر زمانی در زمانی خاص بهوجود آمدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شدت وجود ربطی به بزرگی و کوچکی پدیدهها ندارد. تمام عالم ماده که شامل خورشید و همهی کهکشانها میشود، از نظر وجودی در پایینترین از درجهی وجود قرار دارند. شدت وجود، به جامعیتِ موجود است از نظر کمالاتی که دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت داریم که از نمک دریا استفاده شود. بنده نیز چندین سال است از آن استفاده میکنم. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر: الحمدلله بر ما این توفیق حاصل شده است که از محضر شما پیرامون اربعین همچون سایر مسائل بهره مند شویم و نگاهی متفاوت به عالم اربعین پیدا کنیم. شکر که توفیق زیارت اربعین نصیبمان گشته و ان شاء الله دعاگویتان هستیم. اما سوالی که ذهن ما را درگیر کرده این است که حال که هنگامه حضور ما در میدان اربعین فرا رسیده، با توجه به فهم و نگاه تاریخی که اجمالا حاصل گشته باید به دنبال چه گمشده ای در اربعین باشیم؟ در زیارت اربعین به دنبال جست و جوی چه باشیم؟ نقش ما در اربعین چیست؟ چگونه می توان در خدمت حرکت عالم اربعین بود؟ و سوالاتی ار این دست. از استاد عزیز تقاضا داریم اگر امکان آن وجود دارد ما را در فهم این مسائل یاری نمایید. پیشاپیش از حسن توجهتان تشکر می کنیم و ان شاءالله هر چه زودتر توفیق درک حضوری از محضرتان را هم پیدا کنیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم .حضوردر پیادهروی سالهای اخیر به معنای «امکان حضور در تاريخي ديگر» است تا معناي «حضور تاريخي» تبيين شود و زائر متوجه باشد با چه احساسي بايد حضور تاريخي خود را در رخدادي که ظهور کرده است دريابد که البته اين مشکلترين موضوع این تاریخ است از آن جهت که بايد ماوراي عقل مدرن به موضوعي نظر کند که فعلاً در حال تولد است و خود را در طي يک فرايند مينماياند و از درون جان آدميان سر برميآورد و در قول و فعلشان سريان مييابد.
بدون درک زمانه، هيچ قدمي به سوي آيندهي خود نميتوان برداشت و رخداد اربعين در اين تاريخ، زماني است که ميتوانيم با قرارگرفتن در آن، سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنيم و تاريخ پايانيافتگي غرب را نشان دهيم که این همان تاريخِ سستشدن عهد انسان با سکولاريته و اقامهي رابطهي انسان با خداست.
با این اربعين تعرّض انسان به اومانيسم و تقليل گوهر آدمي، شروع شده است و چيزي در انسانِ اين تاريخ رخ داده و بر هستي او حاکم گرديده که ديگر نميتواند در تاريخي زندگي کند که قوام آن را اومانيسم شکل داده است.
ما همانطور که در سنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده ميشود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که اربعين به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آيندهي تاريخ ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غربزده قدم نخواهيم زد. عرایضی در این رابطه در کتاب اربعین حسینی و حضور در تاریخی دیگر شده است. موفق باشید
باسمه تعالی:سلام علیکم: روح اگر حرص به عالم ماده را در خود کم نکند آن حرص به صورت خوردن می خواهد خود را ارضاء نماید. به همین جهت در روایت داریم منافق با هفت شکم غذا می خورد زیرا از طریق نور شریعت ارضاء نشده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه میدانیم که دین پیامبر خدا بطنها دارد و مسلّم با رجوعِ وجودی و قلبی به دین خدا، راهِ قدمزدن در بواطنِ آن دین آغاز میشود زیرا از محدودهی ماهیات و مفاهیم، به گلستان وجود و حقایق، راه گشوده میگردد. البته: «تا خون نكنى ديده و دل پنجه سال / از قال تو را ره ننمايند به حال» در این رابطه پیشنهادِ غور در کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را فراموش نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم به طور پراکنده مقالههای ایشان را در مجلهی «سوره اندیشه» خواندم و همینطور که میفرمایید فهم دقیقی دارند، ولی کار اساسی همان کاری است که جناب استاد یزدانپناه پایهریزی کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو نظر در جای خود درست است. در بعضی موارد، شهودِ انسان طلبِ تصدیق عقلی را به همراه دارد و لذا عقل، جهت آن امر به میدان میآید و برهانی در راستای اثبات حقانیت آن شهود، ارائه میدهد. ولی در بعضی موارد شهود، در مقامی است که قلب کاملاً آن را احساس میکند و متوجهی حقانیت آن میشود و بال و پرِ عقل، اساساً در آنجا میسوزد و آتش میگیرد. چون جایِ «چشیدن» است و نه «فهمیدن». مرحوم آیت اللّه شجاعی در جلد اول کتاب «مقالات» در رابطه با انواع کشفها، نکات ارزندهای دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آنها در جایگاه خود مورد قبول شریعت هستند، ولی همان طور که قرآن میفرماید: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض» که بعضی از پیامبران نسبت به بعضی دیگر برتری دارند، و این تفاوت به تعبیر علامه طباطبایی به جهت عمق متفاوت آنها نسبت به «توحید» است. در مورد فقها نیز میتوان این را مورد توجه قرار داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی دستورات دین بستگی به آمادگی روحِ ما از یک طرف و مصلحتی که خداوند برای ما مقدّر کرده است از طرف دیگر دارد. به همین جهت قرآن بعد از دستوراتی که به ما میدهد میفرماید: «لعلکم» یعنی امید است که آن نتایج حاصل شود. و لذا اگر در این دنیا هم مصلحت نباشد که آن نتایج حاصل شود، جانِ ما در قیامت با آن نتایج روبهرو خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سالها باید برنامهریزی کرد تا آرامارام از این رذایل آزاد شویم. ابتدا باید بدانیم ما با منیت و نفاق خود، حجابِ تجلی حق میشویم. لذا سعی بر آن باشد که کمتر خود را مطرح کنیم، به هر معنایی که ممکن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه فلسفه غرب در قسمت شک دکارت این طور نوشته ام شاید به کارتان آید:
شك دكارتى
آنچه عامل معرفت است يكى حواس است و ديگرى تعقل. اما دكارت خواست به آنچه در اثر به كار بردن «حواس» و «عقل» در نفس انسان حاصل مى شود شك كند. مى گويد: كيست كه به من اطمينان بدهد حواس ما هميشه ما را فريب نمى دهد؟ و يا كيست به من اطمينان دهد كه وقتى من خيال مى كنم درست استدلال كرده ام، به حقيقت دست يافته ام و در اشتباه نمى باشم؟ بدين سان از نظر دكارت؛ نه حواس و نه عقل و خرد، براى اثبات يك قضاوت كافى نيست، و در همين جاست كه او نخستين مطلب خود را به نظر خود كشف مى كند كه «من مى انديشم پس هستم». مى گويد: حواس و عقل تنها منبع كسب معرفت انسانى نيستند منبع ديگرى هم هست كه از آن بسيار غفلت شده است و آن تجربه درونى است كه هر وجدانى نسبت به خود دارد. مى گويد: «من مى انديشم» حقيقتى است كه نه حواس و نه خرد آن را به من تعليم نداده اند. و من اين حقيقت را در نتيجه يك عمل وجدانىِ بى واسطه مى شناسم و فقط به وسيله اين عمل است كه حس مى كنم مى انديشم. حال من در نتيجه تجربه درونى به وجود خاص خودم پى بردم. پس من به حقيقت مسلّمى دست يافته ام و آن وجود انديشه من است كه براى من يقينى و فوق هر گمانى است و اين نخستين يقينى است كه من مى توانم داشته باشم و انديشه من ممكن نيست رؤيا باشد و حقيقت آن از همان لحظه اى كه شروع به كار مى كند و به كاركردن خود وجدان دارد، مسلم است.
مى گويد: ممكن است فكر كنم راه مى روم، بى آنكه راه بروم. اما نمى توان فكر كرد كه فكر مى كنم، بى آنكه فكر كنم. و لذا اين حال كه «فكر مى كنم، پس هستم» حالت ممتازى است غير اينكه بگويم راه مى روم پس هستم، و لذا اين قضيه از تمام سفسطه هاى شكاكان مصون است.
فقط چيزى كه او در فلسفه اى كه مطرح مى كند، متوجه است اينكه تعيين حقيقت تخمينى است، چون در واقع روح ما با تعقل مى تواند چيزى بسازد، حال چه اعتمادى داريم كه اين تعقل ما را فريب نمى دهد. دكارت مى گويد: اگر ممكن باشد كه وجودِ يك خداى فوق العاده خوب و فوق العاده قادر را ثابت كنم خيال ما به كلى آسوده خواهد شد.
مى گويد: خدا فوق العاده خوب است، زيرا نخواسته است ما را فريب بدهد، و فوق العاده قادر است پس او مى تواند از همان لحظه اى كه بخواهد ما را فريب ندهد، فريب ندهد پس ما مى توانيم به او و در نتيجه به عقل خود اعتماد داشته باشيم . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حتماً نپرداختن وجوه شرعی موجب بیبرکتی رزق خواهد شد 2- تکلیف فرزندان در این مورد ساقط است و هرگز به جهت سهلانگاریِ پدر خانواده، آنها گرفتار قهری نخواهند شد 3- تا حدّی خوب است که گذشتهی خود را نسبت به خطاها، بازخوانی کنیم ولی ریشهی بلایا بعضاً امتحان است و تشخیص آنکه بلاها به جهت خطاهای ما است یا امتحان الهی است؛ کار مشکلی است. لذا در عین توبه نسبت به خطاهای گذشته زیباترین کار صبر بر بلایا و راضیبودن به قضای الهی است که موجب رشد واقعی میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن رفیق، عاشق خوب کسی شده است. إنشاءاللّه شرح بنده، «آنچنان را آنچنانتر» میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فرصت دیدن این نوع برنامهها را ندارم ولی اینطور که شما میگویید ما در روایات داریم خندهی زیاد، روح را میمیراند. بنده جزوهای تحت عنوان «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» تنظیم کردهام که ظاهراً باید در روی سایت باشد. موفق باشید
