بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2527
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار در جلسات 27 و 28 تفسیر سوره اعراف فرمودید قطع دابر یک قوم به معنای بی تاریخ شدن و اضمحلال تدریجی آن است آیا می توان وضعیت فعلی گروهک منافقین را تفسیر و مصداقی روشن از این آیه دانست کسانی که بدست خود و به رغم اندیشه باطلشان با اتخاذ روش هایی نظیر ممنوعیت ازدواج سازمانی در حقیقت بدست خود ریشه نسل و آینده خود را قطع وهدم کردند . و به نظر میرسد آینده دوری نخواهد بود که به جز نام وننگی از انان در تاریخ چیزی باقی نخواهد ماند هب مانند اسلاف خود مانند اقوام هود لوط و...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نمونه‌ی خوبی را مورد توجه قرار داده اید. موفق باشید
2390
متن پرسش
سلام خدا برجان مبارک شما ایا امام معصوم که همان وجه خدا هست و قران میفرماید فقط وجه خدا باقیست امام به دوره های قبل از حضرت ادم علم دارد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی رسول خدا«صلواه‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند خداوند نور من و علی را چهل هزارسال قبل از خلقت آدم، آفرید و آفریدن نور آن‌ها به معنی حضور عالمانه‌ی آن‌ها است در قبل از حضرت آدم«علیه‌السلام»، پس معلوم است که به تمام عوالم وجود قبل از آدم آگاه‌اند. موفق باشید
1234

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد -بنده حدود بیست و هشت سال در انتخاب هدف و شیوه درست زندگی کردن سرگردان بودم و بالاخره خدا بنده را شامل لطف خود قرار داد و با اشنا شدن با کتابهای شما از بوچی و سرگردانی تا حدودی نجات بیدا کردم. در این مدتی که با کتابهای شما اشنا شدم مسیر زندگی من بسیار تغییر کرد و روشی که بیشترین تاثیر در تغییر رفتار و حالات من به وجود اورد کم خوردن غذا است .و نا دیده گرفتن این روش باعث بازگشت حالات و رفتار قبل و حتی شدید تر میشود اما چیزی که باعث آزار من شده این است که اطرافیانم مدام میگویند اشتباه میکنی -مریض میشوی و حتی بدر و مادرم هم از این کار من راضی نیستند و من میدانم خوردن چه بلایی به سر من میاورد از شما میخواهم بنده را راهنمایی بفرماییید -با تشکر -التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: دستور آیت‌الله بهجت«رضوان‌الله‌علیه» را در این مورد مد نظر قراردهید که می‌فرمایند: «به خودتان سهم بدهید و در سهم دادن هم خیلی کم سهم ندهید ولی بعد از خوردن سهمتان دیگر از سر سفره بلند شوید». موفق باشید
21489
متن پرسش
استاد سلام علیکم: داستان مشهوری از آقای قاضی نقل می کنند: روزی در حجره تدریس در خدمت مرحوم استاد قاضی بودیم و بحث توحید را بیان می‌کردند، ناگهان سقف حجره طوری تکان خورد که گویا زمین لرزه‌ای رخ داد. حاضران با عجله در صدد خروج از حجره به طور ایجاد مزاحمت با یکدیگر بر آمدند! ولی بعداً با نبودن خطر بازگشت نموده و ایشان [آیت الله قاضی رحمه الله] بعد که از جای خود تکان هم نخورده بود، فرمود: بفرمایید ای آقایان موحد و آشنای با معارف! لطفا بفرمایید چرا فرار کردن از زیر سقف هنگام زلزله مخالف توحید است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید افعالی، حکایت از آن دارد که هیچ فعلی بدون اراده‌ی الهی محقق نمی‌شود و در آن شرایط اقتضای زمان آن بوده که آقایان باید متوجه‌ی این امر می‌شدند و هول نمی‌شدند، وگرنه دفعِ خطر در جای خود لازم است. موفق باشید

19218
متن پرسش
سلام جناب استاد: سوالی داشتم از محضرتون: در دعای ماه رجب می خوانیم: «أَعْطِنِی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ جَمِیعَ خَیْرِ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ شَرِّ الدُّنْیَا وَ شَرِّ الْآخِرَةِ"» چرا در فراز دوم این دعا، لفظ جمیع برای شر آخرت تکرار نشده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم آیت اللّه ملکی تبریزی در کتاب ارزشمند «المراقبات» در علت این امر می‌فرمایند: شرّ از آن جهت که عدمی است و در آخرت این موضوع روشن می‌شود، کثرت‌بردار نیست تا گفته شود «جمیع شرّ الآخره». موفق باشید

18736
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بر روی کتاب عقل و ادب شماره ای چاپ نشده. برداشتم این بود که این کتاب را می توان بدون گذراندن مباحث سیر مطالعاتی در برنامه گذاشت و برای جمعی که با بحثهای شما خیلی هم آشنایی ندارند می توان در میان گذاشت و فایل های صوتی را همه گوش بدیم و جلسه هفتگی داشته باشیم. آیا این برداشت درست است؟ این کتاب را می توان کتاب کار همه آنانی که دغدغه ادامه انقلاب را دارند دانست؟ خداوند طول عمرتان دهد. لطفا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر کنم اگر با جدّیت مباحث صوتی آن را دنبال کنید و مباحثه فرمایید به خودی خود معارفی را در کنار بصیرت تاریخی به‌دست خواهید آورد. موفق باشید

17288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از طلبه ای شنیدم که می گفت همسرش اهل دین و دیانت نبود، موسیقی حرام گوش می داد و در فاز دیگری بود... آن طلبه می گفت: من برای او موسیقی حرام می گذاشتم، با او همراهی می کردم. به نظر حضرتعالی این شیوه تربیتی درست است؟ و کلاً با اینطور افراد چگونه باید برخورد کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم با جواب‌دادن به نفس امّاره، نفس امّاره با شدت و حدّتِ بیشتر، میلِ خود را طلب می‌کند و لذا چنین روشی که می‌فرمایید هرگز نتیجه نخواهد داد. موفق باشید

17013
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت شریف بخیر. 1. برای خواندن تمهیدالقواعد و فصوص دانستن فلسفه تا چه مقدارلازم است؟ 2. در نزول دفعی قرآن همه هفتاد بطن با نظر به تشکیکی بودن آن بر قلب سالک نازل می شود؟ 3. در انواع کشف گاهی موطن دریافت و موطن ظهور یکی است یعنی هر دو قلب است مثل کشف الهامی و گاهی موطن دریافت و موطن ظهور متفاوت است یعنی موطن دریافت قلب و موطن ظهور قوای نفس ناطقه است؟ درست متوجه شده ام؟ 4. در تفاوت حدس و فکر می توان گفت حدس مقامی است که حقیقت پیش ماست و اتحاد دانایی و دارایی (بر حقایق به اجمال) است و اما در تفکر عادی باید حرکت کنیم و حقایق را به دست آوریم و لزوما دارایی نیست؟ 5. می توان گفت حجاب ناشی از توجه به مقامات گاهی حجاب ظلمانی است اگر منجر به تحقیر و تکبر شود مثل بلعم باعور یا سامری و گاهی حجاب نورانی است؟ 6. حجاب ناشی از توجه به ثواب و بهشت برای سالک تاجر و ترس از جهنم برای سالک برده چه نوع حجابی است؟ 7. آیا امکان دارد در مکاشفات کاذب مبدا القاءات خود نفس ناطقه باشد. مثلا در کشف صوری سماعی صدای خودمان را بشنویم مثل شنیدن صدای خیالاتمان در خواب؟ 8. مانع ظهور در برخی قوا چیست؟ درونی و مربوط به قصور سالک است یا عامل دیگری در این محرومیت نقش دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فلسفه‌ی حکمت متعالیه در این مورد بسیار مفید خواهد بود 2- حقایق، کثرت‌بردار نیستند هرچند دارای شدت و ضعف باشند و لذا همواره تمام بواطن قرآن در حقیقت قرآن حاضر است هرچند که آن حقیقت به تناسب محل تجلی آن دارای شدت و ضعف باشد 3- قلب از قوای نفس ناطقه جدا نیست، پس بنابراین همواره موطن دریافت حقایق به صورت حضوری، قلب است 4- در رابطه با تفاوت حدس و فکر، تعریفی که می‌فرمایید رویهمرفته قابل قبول است 5- بد نیست 6- حجاب‌های نورانی است 7- بسیاری موارد همین‌طور است 8- بعضاً خصلت‌های انسان مانع ظهور بعضی از انوار قوا است و بعضاً مصالح مقدّرشده توسط حضرت حق. موفق باشید

16201
متن پرسش
سلام علیکم: حالتان چطور است؟ سوالی در خصوص تشکیک در ماهیات داشتم. بنده از یکی از اساتید عرفان و فلسفه شنیدم که آخوند ملاصدرا در اسفار تا حدودی می خواهد که تشکیک در ماهیات را قبول کند ولی مثل اینکه آخوند صدرالمتألهین یا به تشکیک در ماهیات تصریح نکرده اند و یا اینکه آخوند ملاصدرا تشکیک در ماهیات را به عنوان یک اعتقاد قبول ندارد. اما بعضی از عرفا و فلاسفه با اینکه تشکیک در ماهیات را بصورت صریح و واضح و شفاف اثبات نمی کنند ولی منکر این بحث هم نیستند و آن را بصورت قاطع رد نمی کنند. بنده در حال خواندن فلسفه هستم. اگر می شود سیر تاریخی این بحث را و افرادی که قائل به این نظریه هستند را معرفی کنید و یا کتب اشان را ذکر بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تشکیک در ماهیات، به معنای حدّ وجود معنا ندارد مثل آن است که بگویند ماهیت این درخت، شدت و ضعف دارد در عین درخت‌بودن. ولی تشکیک در ماهیت به معنای عین ثابته که در عرفان مورد بحث است، معنا دارد زیرا یک‌مرتبه‌ی عین ثابته برای هر موجود، مقام احدیت است و یک‌مرتبه، مقام واحدیت، و یک‌مرتبه مقام تعیّن خارجی. موفق باشید

16135
متن پرسش
با سلام: اینکه در جواب سوال ۱۶۰۷۰ فرمودید که جهنمیان آنچنان گرفتار عذاب خود هستند که وقت انجام کارهای دیگری را ندارند، آیا می توان گفت علت این درجه از مشغول بودن و وقت نداشتن در جهنم صورت سرگرم بودن افراطی به عالم ماده و این دنیا بوده؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت خوبی است این برداشتی که از موضوع کرده‌اید، زیرا آن‌هایی که مخلّد در جهنم‌اند، در دنیا هیچ ملکه‌ای از طریق شریعت الهی برای رجوع به حضرت حق با خود نبرده‌اند. موفق باشید

15016
متن پرسش
سلام علیکم: ما می دانیم که اگر کسی توبه کند خداوند مهربان نه تنها تمام خطاهای او را می بخشد بلکه آنها را تبدیل به حسنات نیز می کند و نباید از رحمت خداوند مایوس شد ولی در این بین مسئله دیگری هست فرض کنید کسی تا 40 سالگی عمرش را هدر داده به قول استاد مطهری اگر در این دوره (قبل از سی سالگی)که تعبیر می کنند به دوره شکوفایی روح، انسان از نظر علمی و معنوی محروم بماند یک زیانی است که نمی شود گفت در سنین بزرگی و در پیری جبران شدنی باشد (کتاب تعلیم و تربیت) افرادی مانند امام خمینی (ره) در سن 32 سالگی عمیق ترین کتاب عرفانی را نوشته اند. آیت الله بهجت (ره) تا این سن به مقامات عالی رسیدند درست است که ما قرار نیست آنها بشویم، ما باید خودمان باشیم و در عالم انسانی خود وسعت پیدا کنیم ولی آیا می شود بعد از چهل سالگی همه کاستی ها را جبران کرد و مسیری را که امثال امام (ره) و آیت الله بهجت (ره) رفتند را تا قبل از مرگ طی کنیم؟ در حالی که اولا معلوم نیست که فرصتش را داشته باشم، ثانیا روح انعطاف و قابلیت خودش را تا حد زیادی از دست داده و مصداق آن حکایت خارکن مولوی شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی طرف در تجربه‌ی 40 سال فرورفتن در غفلت و گناه را داشت و حال به خود آمد؛ معلوم است که زمینه‌هایی داشته که حضرت حق دست او را گرفته و به همین جهت می‌تواند رهِ صدساله را یک‌شبه طی کند! و لذا خداوند به همان معنایی که می‌فرماید: «انّ اللّه یحب المتقین» می‌فرماید: «انّ اللّه یحب التّوابین». موفق باشید

14514

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: اگر می شود جواب سوال 14476 و سوال 14503 را کمی تفصیلی جواب دهید خیلی کوتاه و اجمالی بود. هر دو سوال به یک چیز اشاره می کرد ولی جواب حضرتعالی دو جور بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرقی نمی‌کند. همین نکته باز در جواب سؤال 14507 مدّ نظر کاربران عزیز قرار گرفته است که معبود ما غیر از مظاهرِ حضرت حق است. این خطری است که ممکن است برای بعضی پیش بیاید به بهانه‌ی حضور حق در مظاهر، معبود خود را که حضرت حق است گم کنند. موفق باشید

13961
متن پرسش
با سلام: در دروس معرفت نفس علامه مساله ای مطرح شده که پیوستگی نظام هست. و آنجا شعری رو از شیخ شبستری آوردن که اگر یک ذره را بر گیری از جای خلل یابد همه عالم سراپای.. منظور ازین شعر چیه؟ یعنی مثلا ما اگر یه تکه سنگ رو خورد کنیم یا ذوب کنیم عالم خلل پیدا میکنه!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در رابطه با جایگاه وجودی مخلوقات در عالم است که مثلاً نمی‌‌شود صادره‌ی اول نباشد و صادره‌ی دوم ظهور کند. موفق باشید

13907
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته: اولاً پوزش بنده را بپذیرید که زیاد از حد مصدع اوقات شریف حضرتعالی می شوم. اما من باب عنایتی که حضرت حق به شما داشته و وجود گرانقدرتان را برای بنده حقیر و بی سوادی مثل من بعنوان پل وصل به حضرات معصومین و معارف قرآنی قرار داده به خودم جسارت می دهم که سئوالاتم را از محضرتان بپرسم. و اما بعد: در قرآن حدود محرم و نامحرم به صراحت ذکر شده و نیز در آیه «و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا» اشاره به بحث زندگی اجتماعی دارد. و عنایت به نسبت های سببی و نسبی در زندگی دنیا و... 1. اگر کسی از دنیا برود و مثلا فرزند یا برادر و یا اقوام بر سر قبرش بروند آیا او می فهمد چه کسی بر مزارش حاضر شده؟ و آیا نسبتهای دنیوی در برزخ وجود دارد؟ 2. با عنایت به کلام امیرالمومنین (ع) درخطبه های نهج البلاغه در خصوص عالم برزخ و اموات، مبنی بر همسایگی اموات ولد دوریشان از هم و....؛ و توجه به شرح حضرتعالی بر کتاب معاد، این موضوع چگونه است؟ 3. با توجه به احادیث در خصوص خیرات برای اموات؛ بنده تمام نوافل نمازهای یومیه، اذکار، دعاهای منقول در مفاتیح و صحیفه سجادیه و تلاوت قرآن و ... را به نیابت از برادر، پدر و همه اموات بجا می آورم. آیا نیت نیابت درست است یا باید هدیه کنم؟ حضرت علامه جوادی آملی (روحی فداه) می فرمایند: زرنگ باشید و این اعمال را به نیابت امام عصر (عج) به جا بیاورید و آن را هدیه کنید. از لطف و عنایت حضرتعالی برای پاسخگویی به سئوالات قبلی صمیمانه کمال تشکر را دارم و خدای سبحان را به خاطر فیض آشنایی با آثار حضرتعالی شاکرم ولولا فضل الله علیکم و رحمته ما زکی من احد منکم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ» (101/ مؤمنون) چون در صور دمیده شود نسبتی بین انسان‌ها آن‌طور که در دنیا بود دیگر برقرار نیست. از این جهت فرد متوفی حضور افراد بر سر قبرش را می‌فهمد و می‌داند هم که در دنیا چه نسبتی با او داشته‌اند، ولی در آن‌جا با روح و انگیزه‌ی آن‌ها مرتبط خواهد بود و در برزخ هم روح‌ها با همان هویتی که دارند و جسم‌شان مطابق روح‌شان شکل گرفته است کنار همدیگر هستند. در مورد هدیه‌ی نوافل به متوفی، پیشنهاد حضرت آیت اللّه جوادی پیشنهاد بسیار عالمانه‌ای است وقتی انسان در افق امام معصوم عبادت خود را انجام دهد و در آن افق به بقیه‌ی نزدیکان هدیه کنند. موفق باشید

12527

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز: می خواستم نظر شما را نسبت به تفسیر نسیم حیات بدانم ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شروع می‌تواند مفید باشد ولی مسلّما جواب‌گوی بسیاری از سوالات دقیق جوانان این نسل پرسشگر نمی‌باشد مگر این‌که مطالعه‌ی آن تفسیر مقدمه‌ای باشد برای اطلاعات کلی که در ادامه به تفسیر المیزان رجوع شود. موفق باشید

11883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوالی از مدیریت سایت داشتم: چرا در قسمت دانلود کتاب «فرزندم این چنین باید بود» هم برای جلد یک و هم برای جلد دو ؛ جلد دو بارگذاری شده است؟ با تشکر
متن پاسخ

به نام خدا

باسلام

به جواب سوالات 11803 و 11831 مراجعه فرمایید.

با تشکر. مدیریت سایت

10450
متن پرسش
با سلام و تسلیت به مناسبت این ایام. ببخشید استاد می خواستم بدانم این عبارت که می گویند آدمی از هرچه بترسد سرش می آید آیا ریشه دینی هم دارد یا نه؟ اگر اینگونه است چرا در دعای علقمه بعد از زیارت عاشورا می خوانیم که خدایا ما را کفایت کن از آنچه ازش می ترسم و یا از کید کسی که از کید او می ترسم و... یعنی بلاخره یک سری چیزها هست که انسان از آن می ترسد و خوف دارد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن نه مبنای عقلی دارد و نه مبنای روایی، بلکه ریشه در وَهم دارد و از این جهت است که اگر انسان خود را در دست اوهام خود داد، خود اوهام او را به جایی می‌کشانند که می‌خواست از آن فرار کند. با پناه‌بردن به خدا می‌توان خود را از اوهام رهانید. موفق باشید‌
10295
متن پرسش
سلام استاد: چه ایرادی دارد که ولایت امیرالمومنین (ع) را فقط ولایت معنوی بدانیم؟ یعنی رهبر و امام و راهنمای مومنان عالم پس از پیامبر (ص). نه یک حاکم و والی سیاسی. هرچند که کسی بهتر از ایشان شایسته حکومت نیست ولی خواست نهایی و تمایل مردم به ایشان نیز شرط است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر امام معصوم و یا نایب امام معصوم حاکم نباشند و تکلیف امور را روشن ننمایند این سیاست‌مداران خواهند بود که تکلیف دین را و دین‌داران را تعیین می‌کنند در حالی‌که دین باید تکلیف همه را تعیین کند و این با حاکمیت امام و یا نایب او ممکن است. موفق باشید
5711
متن پرسش
بسمه تعالی استاد عزیز تر از جان حدود پنج سال در اصفهان از جلسات شما بهره بردم و به شما عشق میورزم یکبار از شما خواهشی کردم که رد کردید و فقط تشکر کردید ولی قصد من تشکر نبود من خواستم با شما نسبتی پیدا کنم و خواهش کردم همانطور که ایمه ع خدمتکاد وغلام داشتند شما هم بنده را بعنوان نوکر خود قبول کنید البته از راه دور یعنی بگویید فلانی نوکر ما در شهر گلپایگان است همین و والسلام با همین کار خیلی دلخوش میشوم و حاجتی از یک برادر دینی برآورده کرده اید شما را بخدا اینبار دیگر قبول کنید و رد نکنید من که برای شما مشکلی ایجاد نمیکنم فقط دوست دارم پیش خودم بگویم من واقعا نوکر و خدمتکار فلانی ام بخدا فقط همین.چه شود تورا که من هم برسم به آرزویی؟ ضمنا شما علاوه بر دانش عالی که از دین دارید قلم و فن نویسندگی بسیار خوبی هم دارید به طوری که نوشته های طولانی شما متن کاملا روان و دلچسبی دارد خواستم بدانم آیا تاکنون قطعه شعری ولو کوتاه یا اشعاری سروده اید درصورت بلی اگر ممکن است استفاده کنیم
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده سروری رفقا بر خودم را طلب می‌کنم و آرزومندم خداوند بنده را به عنوان خدمتگذار این نسل بپذیرد ولی عنایت دارید که نوع کار و وظیفه‌ای که برای خود تعریف کرده‌ام اجازه نمی‌دهد هرکاری را در آن‌ جای دهم. در ضمن به ندرت شعر می‌گویم ولی یادداشت نمی‌کنم. موفق باشید
4194
متن پرسش
با سلام خدمت حضرتعالی ضمن آرزوی تاییدات ربانی در مباحث مربوط به "ذکر" فرموده اید که" قلب" همان "خود"انسان است در حالیکه "خود" طبق تعالیم قرآنی از تغییر و تبدیل مبراست و دچار دگرگونی نمی شوددر حالیکه از خصوصیات قلب انقلاب و دگرگونی است. ایا این مطلب را اشتباه فهمیده ام یا منظور شما چیز دیگری است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در عمق وجود خود همان قلب است و دائماً در معرض تجلیات از عالم بالا است، حال یا درست می‌گیرد و به عالم بالا نزدیک می‌شود و یا چون شوره‌زار آب باران را تبدیل به خس و خاشاک می‌کند. موفق باشید
922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.یکی از دوستان سابقم به من خیانت کرده.اکنون با یادآوری خاطره او و اسم او بی اختیار آتش می گیرم و لعنت بر زبانم جاری می شود.من این غضب را توجیه میکنم که غضب و لعنت بر مطلق شر و خیانت است...با این حال احساس تیرگی میکنم...آیا این در برزخ من تاثیر سویی دارد؟ چه کار کنم از شر او و خاطره اش رها شوم؟ نمی خواهم او را ببخشم... آیا راهی جز بخشش وجود دارد که من از شر خاطره او در دنیا و آخرت رها شوم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: حتماً این کینه در برزخ مزاحم شماست، مدتی دعای مکارم‌الأخلاق را که در آخر مفاتیح‌الجنان هست با تأمل در معانی آن بخوانید. موفق باشید
811

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی در تفاوت بین علت حقیقی و علت معده سوال بنده این است : درست است عین وجود ایجاد میکند و وجود محدود تنها تغییر در شکل محسوسات می دهد حتی در بحث سلول های بنیادی . ولی سوال اینجاست اگر را بطه ی عین وجود با معلولش مانند رابطه ی ذهن با تصورات است پس چرا عین وجود برای تحقق معلول از اسباب استفاده کرده است مانند این که در قرآن می فرماید : ما آسمان و زمین را در 6 روز خلق کردیم . در واقع این شبهه ایجاد می شود که وجود محدود هم با واسطه ایجاد می کند .( مانند سلول های بنیادی) متشکرم .
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم:درجواب سوال 810 می توانید جواب خود را بیابید.
613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب و احترام . لطفا به شش بخش سوال ها توجه بفرمایید و در صورت دادن رفرنس ،برای هر قسمت جواب جداگانه ای بفرمایید و ازدادن جواب کلی برای همه سوال ها دوری کنید: 1) علامه محمد تقی جعفری در صفحه 32 کتاب قرآن نماد حیات معقول ، فرمودند : " برای رسیدن به وحدت و صلح در روابط انسانی ، جز شورای قضایی و شورای فتوایی راه دیگری وجود ندارد " . چرا هر عامل دیگری از جمله تبعیت از ولی فقیه برای رسیدن به وحدت و صلح در روابط انسانی مد نظر قرار نگرفته است و رد شده است ؟ 2) با توجه به پاسخ شما در سوال 595 پس فقط فقیه دیگری حق ندارد بگوید من میخواستم امور حسبیه را که ولی فقیه در اختیار دارد ( نه همه ی اموری که تحت ولایت ولی فقیه است) در اختیار بگیرم . پس هم اکنون منسب ولایت فقیه در جامعه به جز چند وظیفه ی محدود رهبری که مربوط به امور حسبیه است ، از گردن دیگر فقها ساقط نشده است . استاد انقلاب ما میفرمودند "یکبار در مجلس شورایی کردن ولی فقیه آن هم به صورت کشفی نه انتسابی مطرح شد اما به تصویب نرسید" . آیا میتوان علت مطرح شدن آن را مورد فوق دانست ؟ چه علت دیگری دارد ؟ 3) با توجه به این که تئوری های اسلامی از جمله نظریه ولایت فقیه ، باید در مقام تئوری صد در صد صحیح باشد و هیچ امری در تصحیح نظریه ولایت فقیه اثر نگذارد حتی آزمون عملی این نظریه ، اولا چرا جایگزینی یک شخص در منسب ولی فقیه با شورایی شدن این منسب در مجلس مطرح شد ؟ ثانیا استاد رحیم پور گفتند " امام ابتدا نظارت را مطرح کرد بعد از این حیث که دیدند نظارت فقیه جواب نمیدهد و انتظار ایشان را از نظریه ولایت فقیه بر آورده نمیکند ، ولایت فقیه را مطرح کردند " . آیا این به معنی تاثیر آزمون عملی در تئوری این نظریه نمیباشد ؟ 4) در اعیان الشیعه ج 6 ص 78 ،در ضمن دستور العمل های ابن اسینا به ابی سعید ابی الخیر میخوانیم " .....و آنگاه که این حالت برای او ملکه شد ......سکینه و آرامش به او افاضه میشود ، و بر اوضاع عالم ناسوت مطلع میشود ....." این در حالی است که بزرگان دیگری هم هستند که اطلاع از اخبار و اوضاع زمین را در ضمن سلوک تایید کردند بویژه پس از فرج شخصی . چطور شما میفرمایید که اوضاع عالم ناسوت به قلب شما اشراق نمیشود ؟ آیا مطالب فوق باطل است ؟ .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- در گزارشی که فقهای مجلس خبرگان می‌دادند به این نتیجه رسیده بودند که اداره کشور به صورت شورایی تصمیم‌گیری را سخت و کُند می‌کند و در صورتی که نتوانند به فردِ صاحب صلاحیت برسند به فکر شورای رهبری می‌افتند. افلاطون نیز مدیریت شورایی را موقعی معقول می‌داند که قانونی نباشد تا رهبر جامعه با تکیه بر آن بر جامعه حکم براند، در حالی‌که در نظام سیاسی جمهوری اسلامی کسی انتخاب می‌شود که به عنوان فقیه ،کارشناس کشف حکم خدا است و لذا نیاز به رهبری جامعه به صورت شورایی نمی‌ماند،با توجه به این‌که به‌واقع اگر شورای رهبری بود و می‌خواست در موردی تصمیم بگیرد با توجه به اختلاف نظر و سلیقه که به طور طبیعی بین افراد پیش می‌آید، تصمیم‌گیری بسیار کُند و غیر قاطع می‌شد. 2- وقتی فقیه در جامعه حاکم شد، امور حکومتی منوط به حکم اوست ولی مردم در امور فردی یعنی فتوا به هر فقیهی می‌توانند رجوع کنند. فکر نمی‌کنم اساساً موضوع شورایی یا غیر شورایی در امر رهبری در حیطه‌ی مجلس باشد، احتمالاً منظور استاد شما مجلس خبرگان بوده و موضوع همان بود که عرض شد. 3- نظریه‌ی ولایت فقیه به عنوان نظریه‌ای که می‌گوید: باید در زمان غیبت فقه آل محمد تکلیف جامعه و افراد را تعیین کند از جهت دلایل عقلی و نقلی یک نظریه‌ی خدشه‌ناپذیر است و چگونگی اجرای آن – چه فردی، چه شورایی – خدشه‌ای بر اصل آن وارد نمی‌کند. عنایت داشته باشید که همیشه سخن حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» ولایت فقیه بوده و نه نظارت فقیه و بحث ولایت فقیه را در سال 1347 در درس خارج خود در نجف کلاملاً بحث و حلاجی کردند. آری حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در ابتدا فکر می‌کردند همین‌که در قم باشند و رهنمود بدهند کارها جلو می‌رود، ولی بعداً روشن شد باید حضور فعّال‌تری داشته باشند. پس باز موضوع برمی‌گردد به چگونگی اجراء نظریه‌ی ولایت فقیه و به وثقاقت آن خدشه‌ای وارد نیست. 4- بنده معتقدم هر قلبی با تدبّر در قرآن و دل‌دادن به پیام آیات وَحی، قواعد و سنن الهی را می‌یابد و با استحکام تمام در این عالم زندگی می‌کند که نمونه‌ی شاخص چنین شخصی حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بودند. موفق باشید
23394

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: معنی این ابیات مثنوی رو می خواستم این همه گفتیم لیک اندر بسیچ بی‌عنایات خدا هیچیم هیچ بی عنایات حق و خاصان حق گر ملک باشد سیاهستش ورق ای خدا ای فضل تو حاجت روا با تو یاد هیچ کس نبود روا تکیه بر لزوم عنایات خاصان حق در کنار عنایات حق و اینکه با یاد حق یاد هیچکس روا نیست. لطفا به این موضوع هم اشاره کنید که آیا کسی می تواند عنایات حق را بدون مسیر خاصان حق دریافت کند یا الزاما و همه باید از این مسیر بروند و راهی جز این وجود ندارد و هیچ انسان متعالی وجود نخواهد داشت الا اینکه عنایات خود را از حضرات معصومین (ع) و حضرت صاحب الزمان (عج) گرفته باشد و اینکه شیعه به معنای واقعی کلمه باشد. و نتیجه اینکه از عرفا هیچکدام نمی توانند اهل سنت باشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای شعر روشن است. آری! در مسیر رسیدن به حقیقت، سنتی باید در مقابل ما باشد، انگیزه‌ی رجوع به حضرت حق کافی نیست. لذا با نظر به سنت اولیاء الهی که تعیّن سیر إلی اللّه هستند، می‌توان مسیر رجوع به حق را به درستی طی کرد. موفق باشید

23258
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: در صورتی که یک بودایی یا مسیحی و یا پیروان ادیان دیگر به دین خود پایبند باشند و مسلمان نشوند (یا به دلیل نداشتن اطلاعات کافی از دین اسلام یا به دلیل به حق دانستن دین خودشان) ولی از خیلی از مسلمانان شناسنامه ای انسانیت بیشتری داشته باشند باید با توجه به فرمایشات جنابعالی پس از مرگ به ضلالت ابدی بروند و هیچ وقت از دوزخ خود خارج نشوند ولی کسی که در شناسنامه اش مسلمان است و آن طور که خودش می خواهد اسلام را در زندگی خاکی اش اجرا می کند فقط به دلیل اینکه پدر و مادرش مسلمان بوده اند، پس از مرگ بعد از گذراندن جهنم معادل گناهانش، به جرگه ما بقی مسلمانان می پیوندد. آیا این موضوع به نحوه انتخابش در زمان قبل از به دنیا آمدن دارد یعنی این شخص مسلمان شناسنامه ای قبل از به دنیا آمدن، خودش خواسته است که از ازدواج و رابطه یک زن و مرد مسلمان پا به این دنیا بگذارد و این نحوه انتخاب قبل از به دنیا آمدن به چه صورت است؟ یا اگر این طور نیست آیا اجبارا هر کس در یک خانواده پا به دنیای خاکی می گذارد؟ اگر انتخابی نباشد، با این شرایط زندگی کاملا متفاوت و این اجباری بودن چرا باید عذاب ببیند. لطفا مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ‌وجه نمی‌توان گفت آن بودائی و یا آن مسیحی در این زمانه انسانی است دوزخی! به اندازه‌ای که به دنبال حقیقت باشد، با حقیقت روبه‌رو می‌شود و تا ابد با آن زندگی می‌کند. آری! آن نوع تولد و زندگی را خودش انتخاب کرده و می‌خواهد در همان بستر با حقیقت روبه‌رو شود. موفق باشید

نمایش چاپی