باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم تطبیق، کار آسانی باشد. هرچه هست مسیر آل سعود، مسیر مقابله با تکوین عالم است و این مسیر، مسیر انحطاط آنان خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعثت، بعثتِ مقام کلیهی حضرت در مقامِ تعیّنِ خلقی یا نفس ناطقهی حضرت است و حفظ این حالت و پشتکردن به جذبههای نفس امّاره که برای آن بزرگان هم مطرح است، موجب کمال و تکامل آنها میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم نور است هرکجای آن را بگیرید همانجا ابتدا و انتهای آن است. به همین جهت همینکه شروع میکنید امیدواری در درون شما شکل میگیرد. در مورد توحید هم متوجه باشید در این مسیر آرامارام به نگاه توحیدی بیش از پیش نزدیک و نزدیکتر میشوید. گفت: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد».. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه زباناً آنها راضی شدهاند که جنابعالی وارد حوزه شوید، غنیمت است زیرا در این موارد مخالفت صریح با والدین نداشتن کافی است، چون عقلاً و شرعاً حوزهها نیاز به طلبهی فعّال دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میگویید. بشر گرفتار فرهنگ مدرنیته از خودْ نیز غافل میشود و آنچنان جدّی موضوع را دنبال نمیکند که معلوم شود تجرد نفس را نمیفهمد یا عزمِ فهمیدنش را ندارد و لذا در بدترین تصمیمات گرفتار است چون گوهر قدسی خود را فراموش کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست بر اساس مواجهه با امثال جنابعالی تنظیم شده است، بهخصوص با مباحثِ «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» نظمِ فکری خاصی جهت فهم اشارات عرفا مییابید و إنشاءاللّه با قرآن مأنوس میشوید. در مورد سیر قرآنی، همان نحوهای که بر روی سایت هست فکر میکنم مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثی در این رابطه در کتاب «دعاى ندبه، زندگى در فردايى نورانى» ص: 41
مطالبی عرض شده که عیناً خدمتتان ارسال میشود:
درباره خاندان آن حضرت فرمودى فقط خداوند اراده كرده تا شما اهل بيت را از هرگونه رجس و ناپاكى دور سازد و آن هم پاكبودنى خاص.
اين قسمت حاوى نكات مهم معرفتى است و اشاره دارد به قرآن كه مى فرمايد: «... انَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا ...»[1] اى اهل البيت! فقط و فقط خداوند خواسته تا شما را از هرگونه پليدى بزدايد و اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما پاك كند و شما را به موهبت عصمت اختصاص دهد.
با دقت در آيه تطهير نكات زير مورد توجه قرار مى گيرد.
1- «رِجْس» از نظر لغت چون با «ال» آمده، به معنى هرگونه پليدى جسمى و روحى است.
2- بيش از 70 حديث كه بيشتر از اهل سنت است اقرار دارد كه «اهل البيت» شامل، رسول خدا (ص) و حضرت على (ع) و فاطمه زهرا (س) و امام حسن و امام حسين «عليهم االسلام» مى باشد.[2]
3- امّه سلمه مى گويد: بعد از آمدن آيه تطهير، رسول خدا (ص) عباى خود را بر سر حضرت على و همسر او و حسنين «عليهماالسلام» انداختند و بعد گفتند: بارالها! اينها آل محمداند. من گوشه عبا را بالا زدم كه وارد شوم، حضرت آن را از دست من كشيدند و گفتند: تو بر خير هستى،[3] (يعنى؛ تو زن خوبى هستى ولى جايت اينجا نيست).
سؤال: چرا آيه شامل زنان پيامبر نمى باشد؟
جواب: اولًا: هیچ کس تا به حال قائل به عصمت زنان پيامبر نشده است، در حالى كه آيه خبر از عصمت «اهل البيت» مى دهد و از جريان مباهله هم روشن مى شود كه زنان پيامبر (ص) معصوم نيستند و لذا در كنار اهل البيت پيامبر (ص) جهت مباهله يك نفر از آنها هم وارد مباهله نشده است.[4]
ثانياً: همه روايات از سنى و شيعه پنج تن مذكور را به عنوان اهل البيت معرفى كرده اند.
ثالثاً: اگر آيه مربوط به زنان پيامبر بود از ضمير «عَنْكُنَّ» كه قبل از آيه به صورت جمع مؤنث بود، بايد استفاده مى شد و نه اينكه بفرمايد «عَنْكُمْ» يعنى ضمير را عوض كند.
4- بنا به روايات و همچنين با توجه به سياق آيه، جاى اصلى آيه اينجا نبوده و با وَحى جبرائيل به دستور پيامبر (ص) بعد از نزول، به اين صورت تنظيم شده است، و اين روش در كليه آيات مربوط به اهل البيت (عليهم السلام) هست كه در بحث مستقلى بايد به آن پرداخته شود.
5- از همه مهمتر چون اراده براى تطهير را در آيه منحصر به اهل البيت (عليهم السلام) كرده و گفته است «انَّما»، اولًا: اين تطهير، آن تطهير عمومى كه خداوند براى همه مسلمين اراده كرده است نمى باشد، و اگر همان تطهير بود كه براى عموم مردم اراده كرده، ديگر مقام خاصى براى اهل البيت (عليهم السلام) محسوب نمى شد. ثانياً: چون خداوند تشريعاً طهارت و تزكيه را براى همه خواسته است، پس اين طهارت، طهارت تشريعى نبوده، بلكه طهارت تكوينى مى باشد. يعنى طهارت و عصمتى است موهبتى كه در اثر آن، نيروى فوق العاده باطنى عصمت در آنها ايجاد شده است، تا آنها نمونه كامل زندگى صحيح براى بشريت باشند.
6- خداوند در قرآن فرمود: «انَّهُ لَقُرْانٌ كَريم* في كِتابٍ مَكْنُونٍ* لا يَمَسُّهُ الّا الْمُطَهَّرُون»[5] فقط مطهرون مقامشان، مقام تماس با قرآنى است كه در كتاب مكنون است كه همان مقام غيبى قرآن است. از طرفى در آيه تطهير فرمود: فقط شما اهل البيت به تمام معنى مطهريد، پس در واقع فقط اهل البيت مترجمان واقعى قرآن اند و بقيه بايد قرآن را از آنها ياد بگيرند. از طرفى فرمود: آن قرآن كريم را كه در كتاب مكنون است غير مطهرون نمى توانند «مَسّ» كنند، و متوجه هستيد كه نفرمود: غير مطهرون نمى توانند بدانند، بلكه فرمود: غير مطهرون نمى توانند با آن حقيقت غيبى قرآن تماس بگيرند. اين نشان مى دهد كه حقيقت قرآن يك امر وجودى و واقعى است و نه اعتبارى، و شرط تماس با آن حقيقت مطلق، داشتن طهارت مطلق است، و بقيه به اندازه اى كه از نظر طهارت به اهل البيت نزديك باشند از قرآن بهره دارند. البته لازم است عزيزان متوجه باشند كه فرهنگ اهل البيت، فرهنگ طهارت است و از طريق طهارت مى توان با قرآن ارتباط داشت. يعنى علمشان را با حفظ طهارت تكوينى خود پايدار نگه مى دارند و فلسفه وجود آن همه عباداتى كه ما در سيره پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) مى بينيم براى حفظ همين طهارت تكوينى است. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره احزاب، آيه 33.
[2] ( 2)- به كتاب امام شناسى، ج 3، از آيت الله سيد محمد حسين حسينى تهرانى رجوع شود.
[3] ( 1)- امام شناسى، ج 3، ص 144، نقل از غايةالمرام، ص 287.
[4] ( 2)- ابن جرير و طبرانى آورده اند كه رسول خدا فرمود: « انْزِلَتْ هذِهِ الْايةُ فى خَمْسَةٍ: فِى وَ فى عَلِى وَ الْحسن وَ الْحسين وَ فاطِمه» يعنى فرمودند: اين آيه در مورد پنج كس نازل شده (در زمان نزول) كه عبارتند از من و على و حسن و حسين و فاطمه (عليهم السلام). از طرفى در سوره تحريم خداوند دو تا از زنان پيامبر را به باد انتقاد مى گيرد و مفسرين عامه آن را عايشه و حفصه معرفى مى كنند. حال چطور مى توان چنين تطهيرى را به زنان پيامبر نسبت داد. در ضمن اصل روايت كِساء به نقل از احمد حنبل همان پنج تن را به عنوان اهل البيت معرفى كرده است.
[5] ( 1)- سوره واقعه، آيات 77 تا 79.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت صادق «علیهالسلام» متوجه بودند که صوفیان در آن زمانه بعضی چیزها در سیرهی پیامبر «صلواتاللّهعلیهواله» را بهانه کرده بودند تا جامعه را که در آن شرایط آمادهی شکلدادن به نحوهای از تمدن اسلامی بود؛ عقب نگه دارند و از این جهت حضرت آنها را نقد میکنند، نه آنکه بخواهند سادهزیستی را که در متن یک جامعهی فعال و زنده یک ارزش است، نادیده بگیرند. این مثل تأکید مقام معظم رهبری است نسبت به اقتصاد مقاومتی که هم باید تمدن داشته باشیم و هم ساده باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با عدم سعهی صدر و تنگنظری و کینهای که بعضاً نظام قضایی ما نسبت به تیم آقای احمدینژاد إعمال میکنند؛ بنده از زمان زندانیکردن آقای جوانفکر اعلام موضع کردم و عرض کردم نه سید مهدی شجاعی مستحق تعطیلشدن مجلهاش بود به جرم تشییع فحشاء و نه جوانفکر ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه بود. از همان زمان سعی بنده آن بود که جریان قضایی را در حدّ خود متوجه کنم اینطور نیست که ما حرکات آنها را بپذیریم، حتی آن زمانی که آقای صادق لاریجانی جواب نامهی آقای احمدینژاد را دادند به رفقا عرض نمودم فضای این نامه با نوعی کینهتوزی نسبت به رقیب همراه است.
عرض بنده آن است که چرا آقای احمدینژاد متوجه نشدند در چه تاریخی قرار دارند؟ و از رسالت اصلی خود با همهی تنگناها که در روبهروی خود دیدند غافل شدند؟ از آن وقتی که نوعی مرید و مرادی با آقای مشائی به میان آمد تا خانهنشینی و شرکت در انتخابات بر خلاف مصلحت رهبری، معلوم شد آقای احمدینژاد دیگر آن آقای احمدینژادی که مقام معظم رهبری تلاش داشتند او را به عنوان نمادِ عدالتخواهیِ انقلاب اسلامی معرفی کنند؛ نیست. ما چوب آن حرکات آقای احمدینژاد را خوردیم که عرض شد و سرشکستهی این بچهبازیهای ایشان هستیم، وگرنه هنوز هم بنده معتقدم نظام قضائی سختْ غیر حکیمانه عمل میکند و بچهبازیهای آقای احمدینژاد را هم آنها تکرار میکنند و وظیفهی ما است به هر نحوی شده است تذکر خود را به گوش آنها برسانیم.
برتولت برشت در نمایشنامهی گالیله متذکر میشود که در بعضی موارد جامعه نیاز به قهرمانی دارد که صورت آرمانهای او باشد و وقتی مردم در اطراف دادگاهی که بنا بود گالیله را محاکمه کنند جمع شده بودند تا گالیله ـ قهرمانی که به او نیاز داشتند ـ با مقاومت خود نشان دهد که حقیقتاً زمین میگردد. ولی وقتی گالیله از دادگاه بیرون آمد در حالی که آنچه شایستهی یک قهرمان بود، از خود نشان نداد؛ حساب کن مردم به چه حالی در افتادند؟! این جا است که برشت میگوید: وای به حال ملتی که قهرمانانشان یعنی نمادهای اهداف تاریخیشان شکست بخورند! در این گالیله نبود که شکست خورد، این مردم بودند که در شکست نمادِ مقاومت در هم پیچیدند.
ای کاش آقای احمدینژاد متوجه بود در چه تاریخی زندگی میکند؟!
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کافی است ما شیفتهی این ابزارها نشویم و تا آنجا که ممکن است به وجه تخریبی آنها نسبت به طبیعت دامن نزنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم هرکس به زیارت امام میرود به نحوی به جایگاه آن امام عارف است منتها هرچه این معرفت بیشتر شود بهتر میتواند با امام ارتباط برقرار کند 2- زیرا در فضایِ عصمتِ امام قرار میگیرد 3- خیر. نور آن زیارت در جای خودش محفوظ است 4- موضوع محل و مکان مطرح نیست. لذا اگر فرد گناهکاری به عشق امام حسین«علیهالسلام» به زیارت آن امام برود، به کمک نور آن امام، دیگر نمیتواند از گناه لذّت ببرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نامهی امیرالمؤمنین«علیهالسلام» به امام حسن«علیهالسلام» غوغا میکند و هیچچیز کم ندارد. در همین رابطه تلاش شد دو جلد کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» در معرض دید علاقهمندان به این مباحث قرار داده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فلاسفه و عرفا ابتدا روشن میکنند زیبایی کمال است و دوستداشتنِ زیبایی نیز کمال است و خدا کمال مطلق است؛ پس هم زیباست و هم خود را دوست دارد و از آنجایی که کمال خود را دوست دارد، نظر به تفصیل آن کمال در مخلوقات میکند و آنها را میآفریند تا در آینهی آنها خود را بنگرد. به همین جهت جناب حافظ میفرماید: «نظری کرد ببیند به جهان قامت خویش / خیمه در مزرعة آب و گِل آدم زد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مدرنیته و توهّم» و در جزوهی « علوم انسانی؛ عبور از مدرنیته، نظر به اسماء الهی» شده است. که هر دو بر روی سایت هست. إنشاءاللّه با مطالعهی آنها، موضوع روشن خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دیدن این نوع فیلمها گناه محسوب نشود، مسلّم لغو است و مؤمن از لغو اعراض و دوری میکند. حداقلِ ضرر آنها آن است که قوهی واهمهی انسان را تقویت میکند و از رجوع به حقایق، باز میماند. آن وقتی که نیاز به سیر به سوی حق داریم – چه در این دنیا و چه در آن دنیا - دستمان خالی خواهد بود. لذا وقتی متوجهی این امر شدیم، وقتی قوهی واهمه طلبِ چنین مطالبی را کرد، خود را به امور دیگر مشغول میکنیم تا قدرت قوهی واهمه به مرور ضعیف شود و ما نیز از دست این امیال راحت گردیم. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی رجوع به امام معصوم قلبی شد، رابطهی انسان با امام تشکیکی خواهد بود و لذا با تمام انوار امام در مرتبهی نازله مرتبط میشود و قصهی «واصل» و «تابع» به میان میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه از رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» رسیده است آن است که حضرت میفرمایند تا زمانی که غذا و لباس امت من شبیه غیر مسلمانها نشده است، نگران امتم نیستم. و از این جهت باید مواظبت کرد غذاهایی را که با فرهنگِ غیر اسلامی تهیه میشود، وارد زندگی خود ننمود، ولی نه آنطور تعصب داشت که تصور کنیم فعل حرام انجام دادهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورها» را با شرح صوتی آن لازم است به عنوان مقدمه دنبال فرمایید. موفق باشید
