بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13611
متن پرسش
سرور گرامي با اهداي سلام و دعاي خير: بنده با آثار شما استاد گرامي زندگي مي كنم. يك عرضي داشتم. يك بار كه توفيق داشتم خدمتتان رسيدم در خصوص رفتن به سوريه و دفاع از حرم حضرت زينب (س) و استفاده از اين روزنه براي خوب مردن ولي فرموديد ما هنوز وظيفه ايي ندارم. استاد عزيز بنده خيلي به شهيد آويني حسادت مي كنم كه خوب فهميدن بايد چيكار كنند تا خوب بميرند دنبال چنين حركتي مي گردم مثل آويني. استاد عزيز! من نمي خواهم نفله شوم نمي خواهم در كشاكش زندگي هاي روزه مره كه بايد رفت كار كرد بعد حقوقي از شركت بگيري و بياي بخوري مي ترسم اين روزمره گي به دل مردگي منجر شود. دنبال يك راهي ام دنبال يك روزنه ايي كه بشود خوب مرد. متنفرم از مردن در بستر. از يك طرف تعهد به خانواده و مسئوليت زندگي از يك طرف آرزوي شهادت داشتن با سر و سامان زندگي كردن جور در نمي آيد. البته مي دانم تلاش براي روزي خانواده جهاد در راه خداست بله صد البته، اما آن كجا و اين كجا؟ لطفا راهنمايي بفرماييد. استاد عزيز! بنده دنبال اثر گذار بودن خودم در تاريخي كه در آن هستم مي گردم. من نمي دانم چه مسوليتي بر دوشم هست. همين كه بروم پول در بياورم و خانواده ام در آسايش باشد. بنده زندگي شما را حفظ حفظ ام شما در مقطعي از زندگي اين حس را داشتيد و دنبالش را گرفتيد و الان در اينجا هستيد شخصيتي هستيد اثر گذار چرا كه به آن دغدغه تان پاسخ داديد من دنبال چنين چيزي هستم. يك كلام نمي خواهم نفله بشوم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در هر تاریخی بر اساس اقتضائات زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، به وظیفه‌ی خود عمل نماییم و بقیه را به خدا واگذاریم که هرچه می‌خواهد پیش بیاورد. با توجه به این امر اگر تشخیص می‌دهید می‌توانید رسالت تاریخی خود را با حضور در سوریه به انجام برسانید، اشکال ندارد در آن فضا قدم بگذارید. موفق باشید

11235

در موضوع شکبازدید:

متن پرسش
با سلام طبق نظر جناب ملاصدرا: آگاهی انسان از مفهوم «علم»، وجدانی و حضوری است که هر موجود زنده ای از همان ابتدا، بدون هیچ گونه ابهام و اشتباهی آن را درمی یابد و اعتقاد به عالم خارج از ذهن هم که بدیهی و غیر قابل انکار هست، پس چگونه است که برخی به عالم خارج از ذهن شک می کنند و خیال می پندارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در امور طبیعی مثل غذاخوردن و یا خواب، مزاج بعضی دچار مشکل می‌شود، نظام فکری بعضی‌ها - البته افراد بسیار قلیل- دچار مشکل می‌شود و همان‌طور که با پرهیز، مزاج به تعادل می‌آید، با بی‌توجهی به آن نوع شک که در جواب سؤال شماره‌ی 11232 عرض کردم، روح انسان به تعادلِ خود برمی‌گردد. موفق باشید
9131
متن پرسش
سلام: شما در کتاب 10 نکته از معرفت نفس فرمودید: «انسان در ابتدا، خود را همین مرتبه نازله ی روح میپندارد...» مرتبه نازله ی روح همین بدن مادی میباشد؟ چون بنده تصور کردم مرتبه نازله روح هم یک نوع تجرد دارد ولی مثل اینکه نازل ترین مرتبه روح بدن مادی میباشد. چطور ممکن است نازل ترین درجه روح بدن مادی باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن ابزار روح است و ربطی به مرتبه‌ی نازله‌ی روح ندارد. مرتبه‌ی نازله‌ی روح همان احساسی است که ما نسبت به خودمان به عنوان این‌که موجودی غیر از بدنمان هستیم، در ابتدای امر داریم. موفق باشید
8051
متن پرسش
لام علیکم استاد . استاد شما در مراجع تقلید حاضر کدامیک را از لحاظ فقهی اعلم تر میدانید . من به مسائل سیاسی شان و موضع گیری های سیاسی اشان کاری ندارم و فقط وجه فقهی اشان برایم موضوعیت دارد . من این سوال را از تعدادی از اساتید و خبرگان در معارف دینی پرسیده ام و حال میخواهم نظر جنابعالی را هم بدانم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده از همه جهات حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» را اعلم می‌دانم. خوب است در این مورد صحبت‌های آیت‌اللّه خزعلی در رابطه با جلسات فقهی که فقهای شورای نگهبان در ابتدای رهبری ایشان در خدمت‌شان بوده‌اند و از جمله آیت‌اللّه صافی گلپایگانی ،دنبال کنید. موفق باشید
7382

زمانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم اینکه خداوند متعال در پاسخ به سوال سایل در مورد زمان وقوع قیامت ؛ عدد خاصی ذکر نفرموده آیا میتوان برداشت کرد که قیامت وقتی اتفاق میافتد که دیگر زمان رنگ باخته وچنین سوالی اصولا اشتباه است. ؟ و سوال دوم آیا درمورد زمان ظهور حضرت حجت هم همین مورد صادق است یعنی ظهور وقتی اتفاق میافتد که زمین به یمن وجود انسانهای بسیار متعالی به بلوغ خود دست یافته و زمان بی معنی میشود و در چنین شرایطی نمیتوان سوال از زمان ظهور کرد. ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی تمام نظام عالم از جمله زمان – که حاصل حرکت زمین است – از بین برود دیگر زمان معنا نمی‌دهد 2- زمان ظهور مولایمان به آن جهت پنهان است که هرلحظه امکان ظهور آن حضرت هست. باید ما زمینه را آماده کنیم. موفق باشید
4523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: دو سئوال از محضر شریفتان می پرسم انشالله راهنمایی کنید. در کتاب جوان و انتخاب بزرگ خواندم ورزش کردن اگر به نیت کنترل روح بر بدن و بحث خودسازی نباشد و برای کلاس گذاشتن باشد فایده ای ندارد و قبول دارم اما چه طور سعی کنیم این روحیه تکبر و کلاس گذاشتن رو کنار بذاریم. در بحث غذا قبلا سئوالی فرمودم و فرموده بودید که توفیق نماز شب باید با کنترل غذایم این کار را انجام بدهم. مگر خداوند نفرموده اند از هرچه حلال کرده ام بخورید و هرچه حلال نکرده ام نخورید: پس کنترل غذا به چه معنی است، مثلا آیا گوشت خوردن مشکل دارد و یا مثلا من کله پاچه بخورم این بر روح من تاثیر می گذارد. ببخشید از اینکه وقتتان را تلف کرده ام. یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بالاخره باید رویکرد ما در ورزش رشد حاکمیت اراده‌مان بر بدن‌مان باشد تا بدن و میل‌های آن بر روح ما حاکم نباشد 2- منظور از کنترل غذا در رابطه با پرخوری است، نه این‌که از آنچه حلال است خود را محروم کنیم. موفق باشید
4300
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.با سلام.این که یکی از تعاریف اسم الله حقیقت محمدیه (ص)است درست است که در نماز هم هرجا کلمه ی الله بود آن را به همین معنی بگوییم؟ باتشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه نور جامع حقیقت محمدیه«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» شوید و با چنین توجهی کلمه‌ی مبارکه‌ی «الله» را بر زبان جاری کنید «طوبی لکم» مبارک باشد چنین رویکردی برای شما. کار بسیار ارزشمندی است. موفق باشید
3464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد میشه بفرمایید الان وظیفه ما دانشجو ها برای بحث انتخابات چیه؟و آیا این بحث زوده یا نه ؟و اگر زوده چرا اقا در بیانات اخیرشون به یک نوعی مطالبی را به مخاطبین خود در این باب رساندند. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ما وظیفه داریم با تأکید بر روی سخنان مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» سعی کنیم مردم ملاک‌های خوبی در انتخاب اصلح داشته باشند. سخنان رهبری در مورد سبک زندگی ملاک‌های خوبی به ما می‌دهد بنده در مصاحبه‌ای نکاتی را عرض کرده‌ام و آن در جزوه‌ای تحت عنوان «سبک زندگی در تمدن نوین اسلامی» بر روی سایت هست. موفق باشید
2927

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد آیا کتابهایی مثل معاد وفعالیتهای فرهنگی و سلوک در ذیل اندیشه امام حتما باید با نوار دنبال شود یا اینکه با مطالعه خود کتاب هم می توان مقصود شما را دریافت؟ چون برنامه گوش دادنم دائم به هم می ریزد ولی مطالعه کردنم منظم تر می شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: دو کتاب اول نوشته شده تا مبنایی باشد برای شرح مطالب و لذا لازم است با سی‌دی دنبال شود ولی در مورد کتاب «سلوک ذیل شخصیت.....» لازم نیست صوت آن گوش داده شود. موفق باشید
2846
متن پرسش
1.آیا کتاب ده نکته از معرفت نفس را با صوت گوش بدهیم یا با کتاب خویشتن پنهان ÷یگیری کنیم؟ 2.آیا جلساتی که مبنای فکری درستی دارند شرکت در ان جلسات را اجازه می فرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ابتدا ده نکته را با صوت گوش بدهید، سپس برهان صدیقین را با صوت کار کنید و بعد کتاب معاد را با شرح آن دنبال بفرمایید و بعد کتاب «خویشتن پنهان» را دنبال کنید 2- ما موظف نیستیم گوش و قلب خود را به هرکس و به هر جلسه ای بدهیم ما باید در جلساتی شرکت کنیم که موجب یاد خدا و یاد معاد شوند و یا متذکر وظایف دینی ما نسبت به اجتماعمان باشند. موفق باشید
1483

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام. برادری داریم که تقوای کلام ندارد و ما را خیلی ناراحت می کند و به سکوت کشانده. تکلیف انقلابی ما در قبال این بی اخلاقی چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: - وظیفه‌ی شما است که به او تذکر دهید و اگر رعایت نکرد – بدون آن‌که با او قهر کنید – رابطه‌تان را کم کنید و به او بفهمانید چرا رابطه را کم کرده‌اید. موفق باشید
21022
متن پرسش
با سلام خدمت استاد : در دوران و عصر ما بعضی از اشخاص یا فرقه هایی پیدا شده اند که دارای ادعاهایی هستند و برای اثبات ادعای خود به خواب متوسل می شوند. یعنی به شخصی که در حال جذب او هستند می گویند فلان کارها را انجام بده و بعد در خواب چنین اتفاقی برای تو می افتد. حال می خواستم نظر اسلام رو در مورد خواب و حجیت خواب بدونم؟ در اسلام خواب اصلا حجت هست؟ اگر نیست چگونه رد می شود؟ اگر حجت هست برای چه کسانی حجت هست؟ آیا علما اگر خوابی دیدند برای آنها حجت هست و ما می توانیم به خوابشان استناد کنیم در حالی که دیگران را از توجه به چنین خواب هایی نهی می کنیم؟ با تشکر. اگر مقدور است مفصلا جواب بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده  نکته از معرفت نفس» نکاتی در این مورد عرض شده که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

 در قرآن از خواب هايى نام برده است كه از رابطه اى بين آنچه شخص در خواب با آن روبه رو مى شود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليه السلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/ صافات)، و يا رؤياى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى دو رفيق هم زندانى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى پادشاه مصر، و يا رؤياى رسول خدا «صلواة الله عليه وآله» در رابطه با فتح مكه (27/ فتح)؛ كه تمامى اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطه اى با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.

با اين همه رؤيا؛ امرى است ادراكى كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالت هاى شديد مى كند. همچنان كه صفات روحى شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص و طمع در خيالاتش تأثير مى گذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفسانى است. تخيلات نفسانى نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعى يا اخلاقى است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت مى كند و حقيقت ديگرى ندارد. بنابراين هر رؤيايى، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايى تعبيرى داردكه تعبير آن، عوامل طبيعى و يا عوامل اخلاقى هستند. ولى رؤياهايى هم هست كه با حوادث خارجى و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.

رؤياها، يا خواب هاى حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبى حادثه اى كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق مى شود. نفس به علت تجردش با وجود برزخى يا عقلى يك حادثه در خواب ارتباط پيدا مى كند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث مى شود. البته نفس پاره اى از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت مى كند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر مى بيند، ولى اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالى و در صورت هاى جزيى كه با آنها مأنوس است مى يابد. مثل اين كه وقتى با معنى «عظمت» در آن عالم، روبه رو مى شود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد مى شود، و يا معنى «مكر» در خيالش صورت «روباه» به خود مى گيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه مى شناسد. يا معنى «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» مى بيند. و يا مثلًا چون رابطه اى بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معنى «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براى خود مى سازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفى مخصوص به خود دارد به طورى كه گاهى از يك معنى كه در خواب مى يابد صورت عكس آن را در خود مى سازد. مثل اين كه در بيدارى گاهى با شنيدن لغت ثروت به معنى فقر فقرا منتقل مى شود.

پس گاهى خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايى است كه نفس با آن روبه رو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزى است مناسب آن معنى يا ضد آن معنى» و گاهى آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلًا نمى توان فهميد از كدام يك از مبانى مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.

در رؤياهايى كه نفس با اصل موضوع روبه رو مى شود و به صورت مناسب آن منتقل مى شود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، به طورى كه اگر ملاحظه كرد در حال جمع كردن كثافت است، در واقع صورت به دست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان مى دهند، در عين آگاهى دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتى روبه رو مى شود بر اين كه بدنش ورم كرده است، با صورت به دست آوردن مال زياد روبه رو مى شود در عين آگاهى دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگى است. همچنان كه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرت يابى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنان كه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشى و خوش گذرانى دنيايى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه آن گناه است و گرفتارى و زنجير.

در هر صورت با اين احوال نمى توان به رؤيا اعتماد كرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آن قدر جولان دارد كه با ميل خود صورت ها را تغيير مى دهد و از جايگاه خود خارج مى كند.

صاحب كتاب «تحف العقول» از قول پيامبر «صلواة الله عليه وآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسى برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتى كسى راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته مى شود.

اين كه دستور داده اند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خواب هاى بى خود و باطل مى گردد.

مرحوم محدث نورى در جلد 4 كتاب دارالسلام مى فرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمان ها را مي يابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري مي شود.

قال رسول الله «صلواة الله عليه وآله»: «الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اهاويلُ الشَّيطان لِيحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ فى يقْظَتِهِ فَيراهُ فى مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ ارْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعنى خواب سه گونه است: يكى القائاتى كه شيطان مى كند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكى اين كه آنچه را در بيدارى مورد توجه قرار داده در خوابش آن را مى بيند (با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكى هم خواب هايى است كه جزيى است از چهل و شش جزء نبوت.

امام صادق «عليه السلام» مى فرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير به كار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايده اى نبود.

در فرمايش امام محمدباقر «عليه السلام» داريم كه: «رؤياى مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آن كه خودش آن را براى خود تعبير كند، يا ديگرى براى او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين مى آيد و قطعى مى شود» (كافي ج 8 ص 336).

اين بود مختصري از بحث رؤيا كه شرح بيشتر آن را در بحث آيه 42 سوره زمر عرض كرده ايم و چون عموماً در حين بحث در مورد رؤياى صادقه سؤال مى شد، آن را در اين قسمت خدمت عزيزان عرضه كرديم.

 

20994
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: خسته نباشید. استاد بنده شنیدم که شما فرمودید ابتدای انقلاب آقای سروش درس مثنوی در صدا و سیما برگزار می کردند و بعد از چندی این درس تعطیل شد و علت تعطیلی این بوده است که امام گویا اینگونه فرموده بودند که ایشان تفسیرشان از مولوی عمیق نیست و فهمشان از مثنوی سطحی است آیا این صحت دارد و اگر اینگونه هست مدرک، دلیل و منبع این خبر کجاست؟ گرچه اگر امام هم نمی فرمودند ما می توانستیم به راحتی پی ببریم به این مطلب از آنجاییی که فهم مثنوی قلبی می خواهد که مثنوی را یافته باشد و اساسا آقای سروش را کاری با اشراقات و یافته ها نیست. ثانیا استاد شما باز در جایی در نوشته ها فرمودید آنچه را جناب آقای فردید در ابتدا از سروش فهمیدند که ایشان سواد فلسفی ندارند ما بعدها فهمیدیم می خواستم بدانم ادعای شما بر بی اطلاعی و بی سوادی این فرد چیست؟ زیرا شما فرمودید ایشان واقعا یک کلمه از فلسفه اسلامی نمی دانند. حتی از فلسفه ی غرب خوب این مدعای شما نیازمند دلیلی هم هست، دلیلتان بر این مطلب چیست و نظرتان راجع به حرکت جوهری ایشان چیست؟ چون کسانی که از مباحث ایشان استفاده می کنند صرف ادعا را پذیرا نیستند و دلیل و شاهد برای این مدعا می خواهند و شاید استناد دقیق بتواند گشایشی در روشن سازی شخصیت پیچیده ی این آقا باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خود بنده این موضوع را در سایت مرکز اسناد انقلاب دیدم که امام فرموده بودند این برنامه‌ی آقای دکتر سروش تعطیل شود. بد نیست در آن سایت، مطلب را دنبال کنید 2- دكتر فرديد در همان سال‏هاى اول انقلاب در همين رابطه مى‏ گويد: ... من پيام كوچكى به امام خمينى دارم، اين انقلاب را عبدالكريم سروش خراب مى‏ كند ...[1] ربط بين سخنان سروش و سوبژكتيويته و تقابل با حقيقت، در ابتداى انقلاب كار مشكلى بود، ممكن بود انسان در فضاى سوبژكتيويته از انقلاب اسلامى طرفدارى كند ولى با همان هدفى كه به كليسا رجوع مى‏ كند، اين نوع رجوع، رجوع پايدارى نيست چون مقصد و مقصود رجوع‏ كنندگان، رجوع به مجاز است و نه به حقيقت. به قول هايدگر: «هر جا سوبژكتيويته و ابژكتيويته باشد سخن از خدا نيست»[2] کافی است در این مورد نقدی که آیت اللّه صادق لاریجانی و آقای دکتر غفاری به ایشان داشته‌اند را مطالعه فرمایید و نقد آقای دکتر عبدالکریمی نسبت به رؤیای رسولان ایشان، هم خوب است نگاه شود  3- در شبی که بنده در منزل آقای میرزایی – معاون سیاسی استانداری اسبق همدان – دعوت داشتم و آقای سروش هم از سفر انگلستان برگشته بودند و در آن جلسه دعوت داشتند، آقای میرزایی فرمودند دکتر سروش گفت: سروش حرکت جوهری مُرد. در حالی‌که بنده در ابتدای انقلاب با بعضی از رفقا 7 روز به مدت 8 ساعت در روز با ایشان در رابطه با حرکت جوهری کار می‌کردیم و بعداً در جمع‌بندی متوجه شدم که ایشان طوری تحت تأثیر کانت می‌باشند که عملاً کارشان به سوبژکتیویته کشیده شد. بنده در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این رابطه عرایضی داشته‌ام. موفق باشید


[1] ( 1)- محمد مددپور، ديدار فرهى و فتوحات آخرالزمان، ص 168.

[2] ( 2)- سيد موسى ديباج، آراء و عقايد فرديد، ص 46. جمله‏ى فوق را دكتر فرديد از قول هايدگر نقل كرده است.

19937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: در مورد زمان ازدواج جوانان سئوال پرسیدم و حضرتعالی اشاره داشتید به روش حضرت امام خمینی (ره). بنده طی تحقیقات و مطالعاتی که داشتم، متوجه شدم که همسر مکرمه امام طی مصاحبه ای نقل کردند که امام فرموده من تا این سن یعنی حدود 27 سال کسی را نپسندیدم و بنا نداشته ام که از خمین زن بگیرم. استاد عزیز اما چند سئوال: 1. حضرتعالی نظر مبارک تان این است که امام عزیز به دلیل اینکه به مطالعات فکری و معرفتی شان آسیب نرساند، دیر ازدواج نمودند، اما با عنایت به خاطره مذکور آیا با فرمایش شما منافات ندارد؟ 2. استاد عزیز آیا شما فکر می کنید که ازدواج بهِ مطالعات فکری و معرفتی و مهم تر این که به سلوک عملی فرد آسیب می رساند؟ 3. استاد جان! با توجه به روایاتی از جمله این روایت که ازدواج نصف دین فرد را کامل می کند، آیا از این روایت نمی توان برداشت کرد، که ازدواج سبب می شود که حجاب های سالک برای روءیت حق تعالی گسسته می شود و سالک سریع تر به قرب الهی نائل می گردد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده مثال امام را زدم چون مرحوم علامه‌ی حلّی در کتاب «منیة المرید» که جهت طلاب تنظیم کرده است متذکر آن امر می‌شود که طلبه نباید زود ازدواج کند به جهت مشغله‌هایی که برایش پیش می‌آید، مگر آن‌که پیش نیاید و موضوع نصف دین‌بودنِ ازدواج در هر حال در جای خود ثابت است. موفق باشید

18381
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. چگونه می توان دردمند شد و در این درد مستقر ماند؟ درد محرومین، درد گرسنگان، درد مشکلات و مسائل فرهنگی، درد نجات بشریت و... مثلا در مورد گورخواب ها آیا باید هم ذات پنداری کرد و خود را در چنین موقعیتی گذاشت؟ پس سوال اول اینکه می خواهم انسان دردمندی باشم و نه آنکه درد را نقاشی و فقط به آن آگاه باشم بلکه به معنای واقعی می خواهم صاحب درد باشم. چطور؟ ۲. سوال دومم در مورد کرامت نفس است. چه راهکارهایی در جهت تقویت عزت و کرامت نفس وجود دارد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- دردمند واقعی کسی است که همچون پیامبران در این موارد متوجه باشد مشکلات بشر ریشه در ضعف ایمان و نقص توکل و عدم قناعت دارد. لذا است که اگر به گرسنه‌ای نان می‌دهد که باید بدهد، سعی می‌کند به او کشاورزی یاد دهد که چگونه گندم بکارد. و این با ایجاد روحیه‌ی ایمان و قناعت ممکن است و دردمندی آن است که سعی کنیم این نقیصه‌ها را برطرف کنیم تا طرف خود را از شهر و روستا آواره‌ی تهران و شهرهای بزرگ نکند 2- کسی که قیمت خود را دانست در مقابل دنیا به‌راحتی خود را خوار نمی‌کند. اميرمؤمنان على عليه السلام فرمودند: «انّه ليس لاَنفُسكم ثَمنٌ الاّ الجّنة فلاتَبيعوها الاّ بها» (نهج البلاغه، حکمت 456)
بدانيد كه جان شما هيچ بهايى جز بهشت ندارد پس آن را به كمتر از بهشت نفروشيد. و نیز می‌فرمایند: «و لبئس المتجر اَن تَرَى الدّنيا لنفسك ثمناً» (خطبه 32)  و چه تجارت زشتى است كه انسان دنيا را بهاى خويشتن بنگرد. موفق باشید  

18154

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: اگر امکان داره بفرمایید که جامعه که از نظر علامه حقیقت داره، چه نوع حقیقتی رو داره؟ حقیقت جامعه که مثل حقیقت انسان و درخت و گل و اینها نیست درسته؟ در کتاب جامعه در قرآن از آیة الله جوادی آملی، فرمودند که جامعه حقیقتی اعتباری داره. اگر نظر شما هم این هست امکان داره یه مقدار در این باره توضیح بدید. اگر از آثارتون جزوه یا کتابی در این مورد هست لطفا معرفی کنید. با تشکر از زحمات شما و با آرزوی سلامتی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی ذیل آیه‌ی 200 سوره‌ی آل‌عمران مفصلاً در این مورد بحث کرده‌اند و بنده نیز در جزوه‌ی «راز سقوط تمدن‌ها» عرایضی داشته‌ام. موفق باشید

17705
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: استاد عزیزم کار به جایی رسیده که گناه کبیره در منزل مان است، خناسان در کنارمان، اصوات شیاطین ناخواسته در گوشمان، درآمدها اجبارا حرام و غفلت هست و غفلت و غفلت. حال چطور همسری انتخاب کنیم؟ خانمی که نداند این فضا تا چه حد خطرناک و وحشتناک است و بی عقلانه تنها در پی ارضای شهوات نفس اش باشد در این فضا حتما موجب سقوط مرد می شود و بالعکس. گاهی فکر می کنم اگر صبح، ظهر و شب در هر روز در روضه شرکت کنم باز دنیا مغلوبم می کند. نظر حضرتعالی چیست؟ ۱. چطور از این ورطه بگریزیم چون هر قدر تلاش برای مراقبت هم می شود باز یکدفعه اسیر فریب شیطان می شویم. ۲. اینکه چطور همسری برگزینیم که در این شرایط ما را آلوده به دنیا نکند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی آگاهی لازم نسبت به روزگار خود داشته باشیم به همان معنایی که در جواب سؤال 17702 عرض شد با آن آگاهی، انتخاب خود را انجام می‌دهیم 2- با نظر به خودآگاهی که نسبت به زمانه‌ی خود داریم، اگر از یک طرف غربْ همه‌جا را گرفته، در عین آن‌که در غروب خود قرار دارند، از طرفِ دیگر روحیه‌ی گرایش به معنویت در حال طلوع بیشتر است. می‌توانیم با همین نگاه، سراغ کسی برویم که بنا است با او ازدواج کنیم. موفق باشید

17212
متن پرسش
سلام استاد: همانطور که فرمودید منظور اساتید از خواندن علم ابدان مدیریت بهتر آن بوده است برای بندگی. با این تعریف ما هم می توانیم در ماه پنج ساعت به این موضوع اختصاص بدهیم، یعنی پنج ساعت بنده در یک ماه خالی است و به امور طلبگی ام رسیده ام. راه ارتباطی با آقای دکتر روازاده و شاگردانشان پیدا کرده ام که کلاسهای آموزشی مفیدی دارند، به نظرتان با آن رویکرد و این استادی که عرض کردم، مفید است یا موکول به آینده شود؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است و به‌خصوص آقای دکتر روازاده پیشنهادهای مهمی دارند. منتها فراموش نکنید که شرایط جدید بعضا در گذشته نبوده است تا بخواهیم تنها با طب سنتی همه‌ی مشکلات ایجادشده برای سلامتی را رفع کنیم. به صرف وجود سرعت بیش از حدّ در این دوران، بیماری‌های جسمی و روانی خاصی پیش آمده که باید با عقلی که این نوع بحران‌ها را می‌شناسد، درمان کرد. موفق باشید

16564
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: 1. با توجه به ظرفیت و استعداد نفوس سیر و سلوک خراباتی و مناجاتی چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ و کدام یک تجلی جمال و کدام تجلی جلال است؟ کدام بالاتر است به چه معنا؟ 2. به نظر می رسد حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری خراباتی اند. آیا درست است؟ چرا؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً در روحِ خراباتی، غلبه با احساسات قلبی است و بیشتر اسمِ «جمال» در صحنه است و روحِ مناجاتی بیشتر با اسم «جلال» مأنوس است. در عین حال به گفته‌ی شیخ شبستری: «تجلی، گه جمال و گه جلال است /  رخ و زلف، آن معانی را مثال است». موفق باشید

16192
متن پرسش
با سلام: استاد بفرمایید با توجه به سه نوع تفسیر از یک بیت در زیر به این نتیجه می رسیم که مولانا در عرفان درجاتش عالی تر است یا برداشت دیگری دارید؟ ‌ ✨سه نگاه به یک واقعه ⚡️موسی خطاب به خداوند در کوه طور عرضه داشت: اَرَنی ( خود را به من نشان بده) خداوند فرمود: لن ترانی (هرگز مرا نخواهی دید) ✅سعدی: چو رسی به کوه سینا اَرَنی مگو و بگذر که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی" ✅حافظ: چو رسی به طور سینا اَرَنی بگو و بگذر تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لن ترانی" ✅مولانا: اَرَنی کسی بگوید که ترا ندیده باشد تو که با منی همیشه، چه "تری" چه " لن ترانی"
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر سه بزرگوار با نظر به ذوق روحانی که داشتند بهره‌ی خود را از آیه‌ی مذکور گزارش می‌دهند. با این حال اشکال ندارد که بگوییم مولانا از جهتی در مقام رؤیت حق است و در شعر خود آن رؤیت را گزارش می‌دهد. ولی حافظ هم در این شعر خود حرف‌ها دارد در آن حدّ که به رؤیت هم قانع نیست، می‌گوید طلب رؤیت بکن ولی تا فنایی باید جلو رفت که از دوگانگی بین شاهد و مشهود حتی اگر مشهود، حضرت حق باشد باید گذشت و لذا با شنیدن صدای دوست، راه را ادامه بده. موفق باشید  

14622
متن پرسش
با سلام: در آنجا که حضرت موسی (ع) در صحرای طور آتشی را دیدند و نزدیک رفتند و ندا آمد آیا از آتش صدا آمد؟ چرا آتش در اینجا مطرح می شود؟ و اینکه می گویند درختی بود که آتش داشت در قرآن صحبت از درخت نشده. و در جریان درخواست حضرت موسی (ع) برای رویت (قلبی) خدا بعد از لن ترانی ولکن آمده، این ولکن به چه معناست؟ و اینکه من یک دانشجو هستم و از نوجوانی نسبت به هم سن و سالهایم یه کم گرایشهای بیشتری به دین و مذهب داشتم ولی زیاد متوجه و پیگیر نبودم ولی بطور محیرالعقولی و شاید هم بیشتر از پارسال که برای اولین بار برنامه ی معرفت دکتر دینانی را دیدم به الهیات و عرفان و فلسفه و.... علاقه پیدا کردم و این در اوایل کمتر برام قابل درک بود الان که خودم رو با پارسال مقایسه می کنم با توجه به مطالعاتم یک تغییر بسیار زیادی کردم و اصلا نحوه فکر کردنم تفاوت کرده و در تک تک موقعیت های زندگی این تفاوت را احساس می کنم خواهش می کنم این تفاوت و حالات را برایم روشن کنید که چه ربطی با مضمون آیه شب قدر و اینکه اگر خدا بخواهد ما می خواهیم دارد؟ من در ادامه راه باید چکار کنم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صوت الهی برای کلیم اللّه در مظهریت آتش در جان آن حضرت ایجاد شد و در جواب رؤیت حق، چون حضرت در مقام شنیدن کلام الهی بودند و نه در مقام رؤیت حق، برای رؤیت حق جواب «لن ترانی» شنیدند. با این شرح که به جبل بنگرند که اگر حق در او جلوه کند و حضرت موسی«علیه‌السلام» بخواهد آن را بنگرند، کوهی در هویت خود باقی نمی‌ماند و در این رابطه حضرت موسی«علیه‌السلام» مدهوش شدند و چون به هوش آمدند عرضه داشتند: پروردگارا از این تقاضای خود توبه کردم. 2- این نوع رجوع احوالات عموماً برای افراد پیش می‌آید. آن‌هایی موفق‌اند که از آن نگهبانی کنند. إن‌شاءاللّه سیر مطالعاتی روی سایت جواب طلبِ شما را خواهد داد. موفق باشید

13365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به اختلاف نظری که در خصوص وجود حضرت رقیه بنت الحسین علیه السلام هست می خواستم نظر حضرتعالی را در خصوص این موضوع بدانم. شما در بررسیهاتون به چه نتیجه ای رسیدید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد قبلاً در جواب سؤال10764 شده. موفق باشید

13082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: استاد عزیز آیا آیات و روایتی در مورد این موضوع که موجوداتی در کرات دیگر در حال زندگی هستند و یا انسان های دیگری در این دنیا هستند وجود دارد؟ و نظر خودتون هم لطفا در مورد این موجودات بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاهدی که حکایت از موجوداتی مثل موجودات زمینی در کرات دیگر باشد، نه از نظر علمی و نه از نظر روایی به‌چشم نمی‌خورد. منتها بحث عوالم دیگر به معنای عوالم معنوی و حضور فرشتگان در آن عوالم مثل حضور فرشتگان در آسمان اول، بحث دیگری است که در تبیین سوره‌ی «ق» عرایضی شده است. موفق باشید

11999
متن پرسش
سلام: استاد حکومت اسلامی، موظف است رویکرد امت محور داشته باشد یا ملت محور؟ آیا می تواند از درآمدهای یک کشور اسلامی، برای فقرای دیگر کشورهای اسلامی هزینه کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم رویکرد حکومت اسلامی امّت‌محور است به آن معنا که مردمی در صحنه هستند که برای خود امامی را انتخاب کرده‌اند و در ذیل نور هدایت آن امام عمل می‌کنند که به اصطلاح امروز می‌توان آن را تحت عنوان نظام «مردم‌سالاری دینی» نام برد 2- ولیّ فقیه از انفال که مخصوص امام است می‌تواند هرجا که مصلحت اسلام بود خرج کند، این علاوه بر آن است که مردم می‌توانند اموال خود را برای فقیر هر کشور که بخواهند مصرف کنند. موفق باشید

9357
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام خدمت استاد طاهرزاده: ضمن تشکر از پاسخ سوالات قبلی یکی از عوامل وقوع انقلاب صنعتی و ظهور سازمان عقلایی در غرب و در نتیجه نظریات مدیریتی، پذیرفتن داروینیسم اجتماعی بود. طبق نظریه داروینیسم اجتماعی گفته می‌شود که ‌جوامع انسانی مانند ارگانیسم‌های زیستی با یکدیگر برای بقا منازعه می‌کنند. جوامع امروزی غرب در این منازعه برتر از دیگران بوده‌اند و بنابراین عالی‌ترین مرحله پیشرفت اجتماعی را که تا کنون به دست آمده است، نشان می‌دهند. داروینیسم اجتماعی مفاهیمی را که داروین برای تشریح تکامل ارگانیزم به کار برده بود، برای تفسیر ماهیت و کارکرد جامعه به کار می برد. در واقع جامعه همانند ارگانیزمی فرض می شود که بر آن اصل تنازع بقا حاکم است. سازگارترین فرد، سازمان یا جامعه در موقعیت رقابتی پیروز خواهد شد و باقی خواهد ماند. طبق داروینیسم اجتماعی در فراز و نشیب فرایند تنازع بقا انواع متعدد و متنوعی از سازمانها ظهور می کنند و برای دستیابی به موقعیت بهتر در یک محیط رقابتی، به تکاپو می پردازند و در بین آنها سازمانهایی که بهتر بتوانند خود را با محیط سازگار کنند باقی می مانند و بقیه از بین می روند. در جامعه رقابتی که انسانها برای زنده ماندن و بقا با هم در تنازع اند و معیار موفقیت پول است تحت داروینیسم اجتماعی، تلاش برای بدست آوردن منافع شخصی شدت می گیرد و ایدئولوژی مناسبی برای کارآفرینان و بازرگانان فراهم می شود. در این بین کسانی که قوی ترند باقی می مانند و به طبقات بالا صعود می کنند و آنهایی که نمی توانند خود را به طور مناسب با محیط رقابتی، سازگار کنند به طبقات پایین تر سقوط کرده، در نهایت حذف می شوند. در واقع هر گونه غفلت و اشتباه از طرف یک سازمان به بلعیده شدن توسط سازمانهای دیگر منجر می شود. لذا خواهشمندم نظرتان را در خصوص این عامل در مدیریت غربی بیان فرمایید و آنرا از دیدگاه مدیریت اسلامی تحلیل فرمایید. همچنین عامل جایگزین در مدیریت اسلامی برای داروینیزم اجتماعی را بیان فرمایید.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید مدیریت غربی در فضای تنازع بقاء شکل گرفته است زیرا از رحمت واسعه‌ی خدای کریم غافل است و این‌که خداوند عالمی را خلق کرده است که همه‌ی بشریت در متن آن می‌تواند نسبت به حوائج منطقی خود بهره‌مند گردد و این چیزی است که مدیریت اسلامی مدّ نظر باید قرار بدهد تا رقابت‌ها رقابت‌های حذف همدیگر نباشند بلکه سبقت‌ها برای تعالی هرچه بیشتر فضای مدیریت باشد. موفق باشید‌
نمایش چاپی