بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19320

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار! اعیاد شعبان را خدمت تان تبریک میگم. می خواستم بپرسم که چطور میشه یا چطور ممکن هست که فردی به زیارت حرم ائمه هدی (علیهم السلام) نائل بشود ولی باعث ناراحتی زائران آن آستان بشه! استاد برای من واقعا قابل درک نیست که چرا باید کسی به خودش جرات بده و به کیف و وسایل یکی دیگه تعرض کنه و پول و مدارک زائر را ببره آن هم دقیقا تو حرم پیش روی ساحت آن معصوم!؟ آیا این امتحانی برای زائران هست؟ یا برای آن افرادی؟ یا نادانی افراد است؟ یا نظر معصوم است؟ چرا باید افراد همچین جراتی به خودشون بدند؟ چرا بین زائرانی که به زیارت نائل می شوند همچین افرادی هم طلبیده میشند؟ در جوار حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) دعاگوی شما و دوستان هستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی آیت اللّه بروجردی این‌ها گرگ‌هایی هستند در لباس میش، تا میش‌ها همواره متوجه گرگ‌ها حتی در حرم امامان معصوم باشند. زیرا: «ای بسا ابلیسِ آدم‌روی است». موفق باشید

17957

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در راستای سوال ١٧٨۴٩ خواستم مطلبی عرض کنم. فردی که امتیازات و سهمیه های ناچیز فرزندان شهدا را که از کودکی با چه محرومیت هایی بزرگ شده اند را تبعیض قلمداد می کند آیا از تبعیض هایی که در همه جای کشور وجود دارد خبر دارد؟ من یک نمونه عرض می کنم خودتان قضاوت کنید. بنده وقتی وارد دانشگاه اصفهان شدم متوجه شدم چند تا از همکلاسی ها که پدرشان هیئت علمی دانشگاه هستند، با اینکه در لیست قبولی ها، دانشگاه زابل آن هم شبانه قبول شده بودند به راحتی بدون هیچ مشکلی که دانشجویان انتقالی با آن مواجه می شوند، از همان روز اول با ما سر کلاس دانشگاه نشستند و ما فقط چون شماره دانشجویی آنها متفاوت بود متوجه شدیم که انتقالی هستند. یعنی فرزندان هیئت علمی فقط کافیه اسمشان در لیست قبولی باشد، هر کجا و هر دانشگاهی باشد فرقی ندارد چون به راحتی وارد دانشگاه پدر خواهند شد. و اگر هم شبانه قبول شده باشند نصف شهریه را پرداخت می کنند و این حتی برای فرزند کارمندان دانشگاه هم هست. در حالی که این افراد غالبا در ناز و نعمت بزرگ شده اند و همان طور که گفتم برای ورود به دانشگاه و شهریه مشکلی نخواهند داشت. چند سالی هم هست که پردیس های دانشگاهی ایجاد شده اند که نورچشمی ها بدون عبور از کانال کنکور فقط با صرف هزینه می توانند وارد دانشگاه بشوند. آیا اینها تبعیض نیست؟ و حتما در بخش های دیگه هم همچین مواردی وجود دارد. این فقط یک نمونه بود. هرچند همیشه بوده و هست که مردم اینگونه با نیش و کنایه خانواده شهدا و جانبازان را تکریم می کنند، چه آن موقع که می گفتند برای یخچال و تلویزیون جان خود را کف دست می گیرند و به جبهه می روند و بعد که از خجالت خانواده هاشون درآمدند و می آیند و چه الان که شده اند سوهان روح مدافعین حرم و خانواده آنها که برای پول به استقبال داعش می روند. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در کلیات از موضوع دفاع می‌کنم تا جبران محرومیت‌های این خانواده‌ها بشود، نه آن‌که نظام کاری کند که آن خانواده‌ها، تافته‌ای جدابافته شوند. موفق باشید

17502
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار و تشکر از عنایت شما: حقیقت این است که بین جهت و سیره عملی رهبر انقلاب حفظه الله با امام خمینی سلام الله علیه هیچ تفاوتی در هیچ ساحتی مشاهده نمی شود و گویا رهبر انقلاب حفظه الله تفصیل و امتداد امام خمینی سلام الله علیه هستند. با توجه به اینکه در انطباق عملی در این سطح از گستردگی و پیچیدگی حتما انطباق فکری و معرفتی در حد عمیق لازم است و این در حالی است که ظاهرا رهبر انقلاب حفظه الله در مباحث معرفتی از امام خمینی سلام الله علیه تلمذ نکرده اند. این وحدت مبنایی که گویا از یک منبع سرچشمه دارد چگونه توضیح داده می شود؟ آیا با تبیین از ولایت فقیه به شکل مرسوم قابل تفسیر است یا نیاز به سطح بالاتری از تبیین است؟ منایع آن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «سلوک ذیل....» شواهدی آورده شده حاکی از آن‌که مقام معظم رهبری به‌خوبی حکمت متعالیه را کار کرده‌اند ولی بنا نداشته‌اند به عنوان استاد فلسفه و عرفان مشهور شوند. جناب آقاى دكتر حداد عادل‏ در رابطه با آشنائى رهبر انقلاب با فلسفه مى فرمايند: درباره‏ ى آشنايى آيت‏الله خامنه ‏اى با حوزه‏ ى فلسفه - چه فلسفه‏ ى غرب و چه فلسفه‏ ى اسلامى - من يك جمع‏ بندى اجمالى از جايگاه فلسفه در ذهن ايشان دارم. ايشان برخلاف اين‏كه از حوزه ‏ى مشهد برخاسته ‏اند، نظر رايج در حوزه‏ ى مشهد نسبت به فلسفه ‏ى رسمى را ندارند. در حوزه‏ ى مشهد - نگاهى كه به مكتب تفكيك موسوم شده - با فلسفه بر سر لطف نيستند؛ البته به درجات گوناگون. آقاى خامنه‏ اى هم به همان حوزه تعلق دارند و در آن‏جا نشو و نما كرده‏ اند اما نظر منفى نسبت به فلسفه ‏ى اسلامى پيدا نكرده‏ اند؛ بلكه نظر مثبت دارند. ايشان در فلسفه، به اعتبارى، فرزند فكرى علامه‏ ى طباطبايى هستند، نه فرزند آقاشيخ مجتبى قزوينى كه البته بسيار براى اين بزرگوار احترام قائل هستند. ايشان به من مى‏ فرمودند ما در محضر آقاشيخ مجتبى دو تا درس مى‏ خوانديم. ساعت اول ايشان فلسفه و منطق به ما درس مى‏ داد؛ خيلى دقيق، درست و فنى. ساعت بعد همان حرفها را مطابق نظريه‏ ى مكتب تفكيك رد مي كرد. بنابراين آقاى خامنه ‏اى هر دو نگاه را در حوزه ‏ى مشهد تجربه كرده است. ولى خطى كه ايشان دنبال كرده و نسبت به آن نظر دارد، خط يا مشرب فلسفى علامه‏ ى طباطبايى و آقاى مطهرى است. ايشان بار اولى كه مي خواستند در سال 1360 رئيس‏ جمهور شوند، در تلويزيون راجع به خودشان صحبت كردند. آن‏جا ايشان به نحوه ‏ى استفاده خودشان از محضر علامه‏ ى طباطبايى اشاره مى‏ كنند. اصولًا يكى از جهاتى كه ايشان با آقاى مطهرى آن‏ همه رفاقت، انس، همكارى و همفكرى داشتند، همين هم ‏افقى و ديد مشترك نسبت به فلسفه‏ ى اسلامى است. البته ايشان تا كنون اثر فلسفى‏ اى ننوشته‏ اند و درس فلسفه هم داير نكرده‏ اند اما فلسفه‏ ى اسلامى را خوب مي دانند. هنگامى كه ايشان رئيس‏ جمهور بودند، گاهى ما در حضور ايشان جلساتى داشتيم تا مشخص كنيم در كتاب‏هاى معارف اسلامى دانشگاه چه مطالبى بايد بيايد؟ و چگونه بايد اين كتاب‏ها را نوشت؟ بحثهاى كلى زياد بود. يك روز بحث به مسائل خاص، فنى و دقيق فلسفه كشيده شد. اشخاصى كه آن‏جا بودند - برخى دانشگاهى و برخى ديگر حوزوى - كسانى بودند كه بالفعل مشتغل به فلسفه بودند. آن زمان هم دوران سخت جنگ بود و مرتباً اخبار خوش و ناخوش جنگ حتى در ميانه‏ ى جلسات اينچنينى به آقا مي رسيد. گاهى در ضمن جلسات پوشه‏ اى به دست ايشان مي دادند و خبر مى ‏رسيد كه مثلًا يك هواپيما سقوط كرده يا يك حمله‏ اى عليه ما شروع شده است. ايشان اين‏گونه اشتغالات ذهنى بسيار داشتند اما به آن مباحثه‏ ى فلسفى وارد شدند و من ديدم كه كاملًا حاضرالذهن هستند و با استدلال خوب و روشن ديدگاهشان را مطرح كردند. انگار كه هيچ كار ديگرى غير از آموزش فلسفه ندارند! اين براى من خيلى تعجب‏ آور بود و نشان مى ‏داد كه ايشان فلسفه‏ ى اسلامى را خوب خوانده و فهميده‏ اند و به آن اعتقاد دارند. از نشانه‏ هاى ديگر اهميتى كه ايشان به فلسفه‏ ى اسلامى مي دهد، تشويق طلاب است نسبت به جدى گرفتن فلسفه و كلام اسلامى و نيز كمك به مؤسساتى كه فلسفه‏ ى اسلامى را آموزش مى‏ دهند و يا در اين حوزه پژوهش مي كنند كه يكى از آن‏ها «بنياد حكمت اسلامى صدرا» ست كه با حمايت ايشان تأسيس و فعال شده است. ايشان ضمن آن‏كه توجه دارند كه در مواجهه با تمدن غرب، صرفاً استناد به نقل كارساز نيست و بايد در اين ميدان چهره ‏ى عقلانى و استدلالى تمدن اسلامى به ميدان بيايد، اعتقادشان به فلسفه‏ ى اسلامى، صرفاً از باب محاجه و احتجاج و رفع شبهه نيست و نگاه ابزارى به فلسفه و ترويج آن ندارند ... (پايگاه اطلاع‏ رسانى دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت ‏الله خامنه‏اى 1/ 1/ 1388). موفق باشید

16324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت خدا بر شما: استاد من تا اكنون در مسائل شرعي مقلد آقاي مكارم بوده ام، براي تغيير مرجع و تقليد از مقام معظم رهبري بايد اعلميت ايشان نسبت به مرجع قبلي براي من اثبات شود، ممكن است بنده را راهنمايي بفرماييد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون یکی از شرایط اعلمیت، اعلم‌بودن به زمانه است، شاید بتوان گفت حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» در جمع، شرایط اعلمیت را بهتر دارا می‌باشند. البته این بدان معنا نیست که بقیه‌ی مراجع تقلید محترم مدّ نظر نباشند. موفق باشید

13870
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: راجع به حرکت جوهری سوال دارم 1. در حرکت از نقطه الف به ب شما می گویید حرکت مجموع سکون های متوالی نیس بعد با مجموع صفرها مقایسه می کنید که این ربطی ندارد همانطور که ما در فیلم برداری هم داریم حرکت روی فریم ها یا عکس های ثابت است که یک فیلم را ما می بینیم نظر شما چیست؟ 2. آیا حرکت مکانی ناشی از حرکت جوهری است؟ اگر اینطور است من وقتی در خواب راه می روم باید آنجا هم حرکت جوهری باشد. پس اگر در برزخ حرکت مکانی باشد ناشی از حرکت جوهری خواهد بود. 3. اینکه شما میگید خروج از قوه به فعل آیا قوه این عالم که عاملش خدا باشد قوه اش تمام می شود و این عالم برزخی می شود آن وقت آن عالم به چه بند است؟ خواهش می کنم با حوصله جواب دهید و با استدلال. یا مهدی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حس به تنهایی سکون‌های متوالی را می‌یابد ولی انسان حرکت را به کمک عقل درک می‌کند نه از آن جهت که حرکت، سکون‌های متوالی است، بلکه حرکت یک موضوع وجودی است که حسّ از آن تنها، سکون‌های متوالی می‌فهمد 2- حرکت مکانی نیز ریشه در حرکت جوهری دارد و ما در خواب و در برزخ معنای حرکت را در نفس خود داریم و لازم نمی‌آید که مکانی باشد و حرکتی در آن صورت بگیرد 3- سعی کنید مباحث صوتی «حرکت جوهری» را دنبال بفرمایید در آن‌جا روشن می‌شود «قوه» خلأ و نداشتن است، پس یعنی چه که عامل آن خدا باشد؟! موفق باشید

10317
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد کمتر از یکسال است که ازدواج کردم، تا قبل ازدواجم از نظر معنوی و بحث توکل به گونه ای بودم که زندگی آرام و با دغدغه کم داشته باشم ولی از زمانی که ازدواج کردم بسیار عوض شدم و متاسفانه حتی اعتقاد عمیقم بسیار سطحی شده، از طرفی اعتراف می کنم که به همسرم بسیار وابسته ام و از آنجایی که سایه پدر روی سرم نبوده نمی دانم چگونه این وابستگی را از بین ببرم. خواهش می کنم راهنماییم کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرام‌آرام به خود می‌آیید و با برنامه‌ای منظم در مسیر معارف الهی و عبادات ربانی قرار می‌گیرید و محبت به همسرتان را هدیه‌ی الهی بدانید و سعی کنید آن محبت حفظ شود و شیطان آن را خراب نکند. موفق باشید
8972
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: با اشتباه کردن بک نفر(خوردن گندم توسط جضرت آدم (ع)) همه انسان ها ازبهشت خارج شدند آیا این با عدالت خداوند سازگار است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب "هدف حیات زمینی آدم" بحمداللَه مفصلاً بحث شده است که آدمیت آن گندم را خورد و شیطان هم با آدمیت دشمنی دارد و نه با شخص آدم. به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید
8238
متن پرسش
ﺑﺎﺳﻼﻡ ﺳﻮاﻟﻲ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ ﺩاﺷﺘﻢ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﻴﻂﻪ ﺷﺨﺼﻲ اﺳﺖ ﻃﻠﺒﻪ ﺳﺎﻝ 5ﺣﻮﺯﻩ ﻋﻠﻤﻴﻪ ﺷﻴﺮاﺯ ﻫﺴﺘﻢ 4ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﻀﻮﺭﻱ ﺩﺭﺣﻮﺯﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﺤﺼﻴﻞ ﺑﻮﺩﻩ ﻭﻫﺮﭼﻨﺪاﺯ ﻧﻆﺮﺣﻮﺯﻩﻃﻠﺒﻪ ﻣﻮﻓﻘﻲ ﻫﺴﺘﻢ اﻣﺎ اﻳﻦ ﻧﻮﻉ ﻣﻂﺎﻟﻌﻪ ﻭﺩﺭﺱ ﺧﻮاﻧﺪﻥ ﺑﺮاﻳﻢ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﺑﺨﺶ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﻋﻠﺖ ﺩاﺭﺩ: ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺗﺮﻣﻲ ﺣﻮﺯﻩ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺩﺭﺳﻬﺎ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﭘﺎﻳﻴﻦ اﺳﺖ ﻭﻫﺪﻑ اﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺗﺮﻡ ﻭﺩﺭﺱ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ ﻭﺑﻌﺪ اﺯ ﻣﺪﺗﻲ ﻣﺪﺭﻛﻲ ﺩاﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﻭﺳﻴﺴﺘﻤﻲ ﻣﺜﻞ ﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ ﭼﻮﻥ ﻗﺒﻼ 3ﺳﺎﻝ ﺩﺭﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﺷﺘﻪ ﺣﺴﺎﺑﺪاﺭﻱ ﺧﻮاﻧﺪﻡ ﻭﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻋﻼﻗﻪ ﺷﺪﻳﺪ ﺑﻪ ﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺩﻳﻦ اﺯ ﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ اﻧﺼﺮاﻑ ﺩاﺩﻡ ﻭﻭاﺭﺩ ﺣﻮﺯﻩ ﺷﺪﻡ ﻭﺣﺪﻭﺩ ﻳﻚ ﺳﺎﻟﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﻪ ﺩﺭﺳﻬﺎ ﻋﻼﻗﻪ ﺩاﺭﻡ ﭼﻮﻥ ﻓﻜﺮﻭاﻧﺪﺷﻴﺪﻥ ﺻﺤﻴﺢ ﻭﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﺭا ﺩﺭ ﺩﻳﻦ ﺩﻳﺪﻡ ﻭﻧﻤﻲ ﺧﻮاﻫﻢ اﺯاﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ ﺧﺎﺭﺝ. ﺷﻮﻡ اﻣﺎ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺣﻮﺯﻩ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻧﻮﻉ ﺣﺮﻛﺘﻲ ﻛﻪ ﺩاﺭﺩ ﺧﻴﻠﻲ اﺯ ﻭﻗﺖ ﻭاﻧﺮﮊﻱ ﺭا ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ و ﻫﻢ ﭼﻨﻴﻦ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺳﻠﻴﻘﻪ ﻫﺎﻱ ﺷﺨﺼﻲ ﺑﺮاﻱ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﻤﻜﻲ ﺑﻪ ﺣﻞ ﻣﺴﺎﻳﻞ اﺧﻼﻗﻲ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻠﻜﻪ ﺩﺭﮔﻴﺮﻱ ﻫﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺗﻼﺵ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺮاﻳﻢ ﺟﺬاﺏ ﻧﺸﻮﺩ ﻭﻭاﻗﻌﺎ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ ﻣﺎﻧﻊ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺮﻭﻡ ﻭ
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با همه‌ی این ضعف‌ها که می‌فرمایید تجربه نشان داده اگر سعی کنید از زیر پوشش برنامه‌های رسمی حوزه خارج نشوید و با جدّیت تمام همان دروس را با همان روش ادامه دهید إن‌شاءاللّه پس از مدتی به حیطه‌ی علمی خوبی دست می‌یابید. بالاخره سلیقه‌های شخصی در حوزه در راستای دلسوزی برای طلاب است نباید با آن مقابل کنید. موفق باشید
7687

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. در جواب یکی از سوال کنندگان که مسبحات میخواند، فرموده بودید بندتان در اختیار هیچ اراده ای قرار ندهید. مگر این حالاتی که برای ایشان پیش میاید بد است؟ شاید سوره های قرآن باعث شده باشد نفس ایشان قوی شود. ایشان نباید این قدرت را تقویت کنند؟ در صورتی که شما میفرمایید ایشان خودشان را در آن حالات قرار ندهند تا راه شیطان باز نشود. اگر این باشد که حالات های مختلف برای افراد مختلف پیش میاد که خطرناک است و نمیشود تشخیص داد شیطانی است یا عرفانی.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در هر صورت باید طرف مواظب باشد خود را در اختیار این تصرفات قرار ندهد وگرنه شیطان ورود می‌کند. موفق باشید
4625
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی سوالی راجع به مفهوم و ترجمه آیه "ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون" داشتم و اینست که شما در تمامی موارد عبارت "لیعبدون" را "تا عبادت کنند" ترجمه کرده اید، لکن به کرات دیده ام که بسیاری از علمای اخلاق این عبارت را " تا به عبودیت برسند" ترجمه می کنند و برخی می گویند ترجمه " تا عبادت کنند" ترجمه غلطی است. زیرا هدف خلقت به مقم خلیفه اللهی رسیدن انسان است که این همان به عبودیت رسیدن است و نه عبادت کردن! هرچند مقداری از عبودیت از طریق عبادت انجام می شود ولی باز به نظرم این دو ترجمه تفاوت عمیقی دارند. لطفا توضیح بفرمایید. تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن است که خداوند در آن آیه می‌فرماید: جن و انس را خلق نکردم مگر برای آن‌که بندگی کنند. و مسلّم در راستای بندگی و عبادت روح عبودیت ظهور می‌کند و انسان تا یقین می‌رسد چون می‌فرماید: «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقین‏». موفق باشید
4076
متن پرسش
سلام به فلسفه باید با چه دیدی نگاه کرد ؟(دید موضوعی یا دید طریقی) اگر دید طریقی باید به فلسفه داشت، تا چه حد باید فلسفه خوانده شود تا غرض حاصل شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه یک نوع فکر کردن است مثل آن که ریاضی یک نوع فکر کردن می‌باشد و به همین جهت باید به عنوان طریق به آن نظر داشت و با مطالعه‌ای جدّی آن راه را در خود احساس کرد و تا اسفارملاصدرا باید جلو رفت. موفق باشید.
1697
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده 1-همان طور که مستحضرید فرانسیس بیکن از جمله کسانی بود که در تغییر رویکرد به علم ازتفسیر طبیعت به سلطه و اسیتلای بر آن موثر بوده است(the science is power) و روح علم و تکنولوژی موجود همین تسلط و استیلا برای بهره برداری بیشتر از طبیعت می باشد. با این حال مقام معظم رهبری (حفظه الله) چندین بار در سفارش به آموختن علوم جدید به روایت " العلم سلطان ..." اشاره کرده اند.به نظر می آید که منظور از علم و معنای سلطه ای که معظم له از این روایت برداشت کرده اند همان معنای موجود در دنیای غرب باشد. لطفا در رابطه با این برداشت ما از صحبت های حضرت آقا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام مبنای روایتی که مولای متقیان علی (ع): می‌فرماید: « العلم سلطان; من وجده صال و من لم یجده صیل علیه» نظر به کشف استعدادهای طبیعت است با این رویکرد که با طبیعت تعامل کنیم در حالی‌که مبنای سخن بیکن بر اساس ادعای خودش پشت‌کردن به سخن حکیمان است که گفته بودند باید طبیعت را تفسیر کرد. بیکن بر اساس میل نفس امّاره با طبیعت برخورد می‌کند و این غیر از آن سخنی است که می‌خواهد با کشف استعدادهای طبیعت توان بهترین زندگی را برای جامعه فراهم کند. بنده در کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهّم» مبنای سخن بیکن را شرح داده‌ام و شاهد قرآنی آن نگاه را که نحوه‌ای از تفکر شیطانی است بیان کرده‌ام. موفق باشید
23189
متن پرسش
سلام استاد عزیز: جسارت هست ولی دوست عزیزمون در سوال 23158 با عنوان «ما و نجات از سلطه‌ی واهمه» خوبه توجه کنند این مشکل برای ما هم غیرقابل تصور بود که حل بشه اما بصورت عجیبی با رعایت و توجه به دو تا نکته شد. یکی اینکه بقول یک روحانی بزرگواری قلاده شیطان رو نباید باز کرد یعنی شرایطی که امکان ارتکاب هست رو نباید فراهم کرد و دومی اینکه قرآن می فرماید که در این لحظات عمرا بتوانید از دست شیطان دربروید مگر اینکه به خدا پناه ببریو و خدا شما رو نجات بده. یعنی خود خدا در اون لحظه دخالت کنه و اتفاقا این جور مواقع آدم کاملا متوجه میشه که فضای دل و ذهن و... یهو عوض شد! و اصلا و ابدا این توفیق ترک گناه رو به خودش نسبت نده و با خودش نگه و تصور نکنه که «آره این گناه رو ترک کردم» بگه خدا نذاشت و خدا اون کار رو نکرد. ببخشید پرحرفی و جسارت شد. تجربه خودم بود در حالی که باور نمی کردم از شر چنین معصیتی بشه راحت شد ولی واقعا با دخالت و دادن فرمون به دست خدا شد! و میشه! ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید قلاده‌ی شیطان را باز نکرد تا میدان به دستِ وَهم و واهمه نیفتد و او آزادانه و بدون قلاده هرکاری دلش خواست با ذهن و روان ما انجام دهد! موفق باشید

20939
متن پرسش
با سلام: با توجه به سوال 20910 سوالاتی پیش می آید: 1. به نظر می رسد طب اسلامی مدنظر شما غیر از طبی است که ابن سینا و... ارائه کردند والا با توجه به اینکه کتب موجود است چرا اطبا باید از صفر شروع کنند؟ 2. اگر طب مورد نظرتان شفاهی بوده چرا اطبا نسبت به کتابتش اقدام نکردند و چرا در انتقال کوتاهی کردند؟ چون رضاشاه بساط حوزه ها را هم می خواست برچیند ولی با مقاومت علما موفق نشد یا عرفا علی رغم همه مخالفت ها باز اسرار را سینه به سینه و مکتوب انتقال دادند 3. اسناد تاریخیتان مبنی بر نابودی طب اسلامی توسط رضا شاه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب‌هایی مثل «قانون» بوعلی، تئوری‌های طبّی موجود است ولی ما از تجربه‌ی هزارساله‌ تاریخ طب‌مان محروم شدیم 2- مدت‌ها به صورت سینه به سینه، تجربه‌ی طبیبان به نسل بعدی منتقل می‌شد و ضرورتی برای ثبت آن‌ها نبود. ولی متأسفانه در زمان رضاخان غافلگیر شدند 3- این مسئله‌ای نیست که درتاریخ پنهان باشد که چگونه رضاخان به بهانه‌ی کهنه‌بودن، مانعِ ادامه‌ی طبابت اطبایِ سنتی می‌شد. هم بنده مختصری شاهد این مسئله بودم و هم حضرت امام در کتاب «کشف الأسرار» متذکر آن ‌هستند. موفق باشید

20645
متن پرسش
با سلام و تشکر: در بحث وجود شرور در عالم این طور توجیه می شود که خدا یا باید آب نیافریند یا اگر آب باشد سیل خواهد آورد؟ یعنی خدا نمی تواند آبی بیافریند که سیل بوجود نیاورد که این نقص معلول است و نفص فاعل نیست. سوال این است که آیا خدا می تواند آتشی بیافربند که سرد باشد اگر نمی تواند سرد شدن آتش بر حضرت ابراهیم چطور قابل توجیه است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همیشه آتش می‌سوزاند و همیشه هم در شرایطی که ابراهیمی در صحنه باشد و علت، منحصر به آن چیزی نباشد که در شرایط عادی آتش می‌سوزاند، در این شرایط آتش نمی‌سوزاند. مرحوم شهید مطهری این موضوع را در کتاب «عدل الهی» به خوبی روشن می‌کنند که چگونه «تقوا» نیز می‌تواند علت باشد و این شعر را شاهد می‌آورند:

موسیِ نیست که دعوی أنا الحق شنود

ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست.

 موفق باشید 

20531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: طرحی در باب تمدن اسلامی دارم که هم خیلی جامع است هم خیلی گسترده. نظریه های کلانی در این طرح وجود دارد. بنده هر نظر کلانی در طرح دادم تا جزئی ترین مرحله اش می توانم آن را نگارش کنم لکن گستردگی نظرات اجازه نمی دهد به جزئیات بپردازم. حال عاجز ماندم این طرح کلان را چگونه برای افراد توضیح دهم. چون قبلا طرح را تشریح کردم ولی متوجه اصل موضوع نشدن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم ما هنوز نتوانسته‌ایم مردم را متوجه‌ی ضرورت تمدنی غیر از تمدن غربی بکنیم. بیشتر باید مردم را به ضرورت عبور از زندگی غربی متذکر کرد تا آماده‌ی شنیدن طرح‌های تمدن اسلامی بشویم. موفق باشید

17932
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: با توجه به این صحبت مقام معظم رهبری «همچنان‌که اروپایی‌ها آن‌روز از دانش مسلمین استفاده کردند، از تجربه‌ی مسلمین استفاده کردند، از فلسفه‌ی مسلمین استفاده کردند، ما [هم] امروز از دانش جهان استفاده می کنیم، از ابزارهای موجود جهانی استفاده می کنیم برای برپا کردن تمدّن اسلامی، منتها با روح اسلامی و با روح معنویّت. این وظیفه‌ی امروز ما است.» سوال من اینجاست که آن ها چگونه از دانش و فلسفه ی مسلمین استفاده کردند و تمدن خود را این چنین فراگیر ساختند!؟ (اگر بخواهیم تاریخی و تحلیلی نگاه کنیم) آیا می شه گفت که آن ها سو استفاده هم کردند؟ به هر حال تمدن آن ها یه تجربه موفق از درست استفاده کردن از دانش و فلسفه ی سایر امت ها به نفع خود است که ما می تونیم ازش استفاده کنیم. آیا می شه گفت آن ها دانشگاه را از مدل حوزه ی علمیه استخراج کردند. حالا ما چگونه از دانش و ابزار روز استفاده کنیم تا مثلا مدل اقتصاد مقاومتی خود را استخراج کنیم؟ اگر کتابی هم در این زمینه می شناسید ممنون می شم معرفی کنید. اگر ما جمعی از دانشجویان بعد از کمی مطالعه خواهان صحبت حضوری با شما در رابطه با این موضوع برای یک سیر عمیق باشیم آیا امکان پذیر هست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه‌ی تاریخ قرون وسطی و جنگ‌های صلیبی این را روشن می‌کند که چگونه غرب متوجه شد می‌تواند با دقت‌های جهان اسلامِ آن روز، زندگی جدیدی غیر از آن‌چه در قرون وسطی می‌شناخت، شکل دهد. و در این امر با جدیّت زیاد کار را جلو برد و به روش‌های منظم در عقل تکنیکی دست یافت. و ما می‌توانیم از این جهت منتها با ایده‌ی اسلامی از آن‌ها استفاده کنیم که به طور نسبتاً مفصل در شرح صوتی کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» بدان پرداخته شده است. صبح‌ها بعد از نماز، در مسجد خدیجه‌ی کبری«سلام‌اللّه‌علیها» در خدمت رفقا هستم؛ به استثنایِ صبح روز یکشنبه. موفق باشید

17336
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام: نظر به پاسخ شما به سوال پرسیده شده کاربر 17323 بنده برایم سوالاتی پیش آمده اینکه آیا انسان مومن دارای ضعف عقیده است و اینکه هرکسی نان عقیده خود را می خورد در اینجا منظور شما چیست؟ و آیا خوشبختی فقط تعریف شده در ازدواج است؟ بنده خود مجردم و از احوالات مجرد ها با خبر. همه اینها منتظر ازدواج موفقی هستند و کمال را در ازدواج می جویند و از طرف دیگر متاهلهایی هم هستند که ناراضی از ازدواج. واقعا گاهی سر در گم می شوم. استاد گرامی گاهی خودم هم دچار سوالاتی مبنی بر این می شوم که به قول مولوی از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود. یعنی نسبت به وظایفم بودنم در تحیر و سرگردانی هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما به اندازه‌ای که زندگی را درست معنا کرده باشیم و با ایمان کامل به خداوند، اخلاق فاضله‌ای را در خود شکل دهیم، موجب ریزش رحمت الهی خواهیم شد و این یعنی سعادتمندی، حال چه مجرد باشیم و چه متأهل و چه غنی باشیم و چه فقیر. موفق باشید   

17179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: این که حضرتعالی در جزوات مختلف متذکر می شوید باید برای نظام سازی مشکلات را از ریشه یافت و با قانون یا بخش نامه کاستی ها و نقص ها، حل نمی شود و مکر را دیدم تاکید دارید بر این که نظام «آموزشی» ما باید اصلاح گردد، لطف بفرمایید که به طور مشخص و جامع چه رکنی یا ارکانی از نظام آموزشی حل شود؟ چون حقیقتا بنده در حال تحقیق و تعقیب حل این مسئله هستیم تا نظام آموزشی اصلاح شده ای را در قالب کوچک اجرایی کنیم. مضاف بر این که فرمودید نظام «قضایی» ما هم باید اصلاح شود در این موضوع هم نکات لازم و جامع را بفرمایید؟ شایان ذکر است که اگر جزوه یا نوشتاری در این موارد اشاره شده از خودتان یا دیگران هست معرفی نمایید. حلال بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به مباحث «متن خوانی» کتاب «خرد سیاسی زمان توسعه نیافتگی» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

15900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱. در تفسیر حضرت روح الله (ره) بنا بر اشراقی که بر قلب وی نازل گشت: 14 طاق کسری خسرو پرویز در هنگام ولادت پیامبر (ص) دچار شکست شد و به تعبیر خود امام این شکست طاق‌ها یعنی بعد از 14 قرن، سلطنت در ایران دچار اضمحلال خواهد شد. حال یعنی در سال 1400 باید منتظر اتفاق هایی در عالم بود؟ این وقآیع مربوط به علائم ظهور کامل امام زمان (عج) است؟ ۲) چه کنیم تا آمادگی و ظرفیت درک آن دوران وحوادثی که اتفاق می افتد را داشته باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور حضرت امام در آن جمله، قرنِ چهاردهم بعد از بعثت بود، نه سال 1400. و در قرن چهاردهم انقلاب بزرگ اسلامی رخ داد و چرخشی در تاریخ ایجاد شد تا ما با عهدی که با انقلاب و رهبری می‌بندیم، حیات خود را به تاریخ بعثت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» متصل گردانیم. موفق باشید

15412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی: بنده می خواهم بنده خوبی برای خدا باشم ولی نمی توانم چکار کنم؟! خیلی سخته!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت الهی راه خوب و آسانی است، کافی است ما زندگی را طوری تعریف کنیم که اصل و اساس آن برای ورود به ابدیت باشد و لذا امیال دنیایی را آن‌چنان جدّی نگیریم که اصلْ حساب شود. موفق باشید

14497

بدون عنوان*بازدید:

متن پرسش
سلام: نظرتان در مورد كتابهاي مرحوم محمد علي صالحي غفاري چبست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌شناسم. موفق باشید

14445
متن پرسش
با سلام حضرت استاد: 1. ما با نگاه به ظواهر اشیاء مادی با یک نحوه تعقل کمالاتی مانند علم و قدرت و زیبایی را از شئ خاصی انتزاع می کنیم مثلا از گل زیبایی و لطافت و دیگر کمالات را می فهمیم آیا این کمالاتی که به تعقل آمده همان وجه الهی اون شی هست؟ 2. آیا می شود گفت که ما با تعقل و کشف این صفات درون شئ در واقع به باطن شئ نظر کرده ایم و کمالات اسمائی حق را در آن دیده ایم؟ 3. آیا می توانیم بگوییم این شئ تجلی اون صفاتی که عرض کردم هست و در واقع همون صفاته که در این قالب متجلی شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- این‌طور که شما می‌فرمایید عقل، وجهِ الهی را می‌فهمد و این غیر از کاری است که قلب با وَجهِ الهی روبه‌رو و مأنوس می‌گردد 3- همین‌طور است. موفق باشید

13893
متن پرسش
سلام و خدا قوت: استاد ما باید فقه و اصول فقه را تا چه حد بخوانیم؟ باید لزوما اجتهاد داشته باشیم؟ یا صرف دانستن در حد سطح یک و دو کافی است. (در حد رسائل و مکاسب) آخر آنقدر علم هست که لازم است ما طلاب با آنها آشنا شویم که انسان می ترسد به آنها نرسد و وقت نکند. مثلا فلسفه و عرفان و دشمن شناسی و تاریخ و غرب شناسی و ادیان شناسی و.... اگر ما مثل علمای سلف بیشتر به فقه و اصول بپردازیم بقیه علوم می ماند. البته خداوند هم برکت می دهد به علم طلبه اگر نیتش خالص باشد؟ راهنمایی بفرمایید. ممنون التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی بخواهد به عنوان صاحب‌نظر در موضوعات اسلامی به میان آید تا بتواند به متون لازم رجوع درستی داشته باشد، حداقل بایستی چندسالی تا درس خارج جلو رود و در این حالت است که اگر در فلسفه و عرفان و دشمن شناسی وارد شود می‌تواند درست برداشت کند و موضوع را درست ارائه دهد. موفق باشید

13441

جایگاه برزخبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی، در مبحث معاد دو سوال داشتم: 1. با توجه به اینکه هر انسانی برزخی را طی می کند تا به قیامت برسد آیا می توان گفت که برزخ عالم ماده همان زمان ظهور حضرت حجت و رجعت می باشد؟ 2. چه تفاوت و یا چه تداخلی میان قیامت عالم ماده و قیامت نفس هر انسان وجود دارد؟ مثلا چطور می شود که قیامت عالم ماده برسد در حالی که نفس شخص قیامتی نشده باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برزخ برای عالم ماده معنا ندارد و انسان برای رسیدن به قیامت باید در برزخ آمادگی‌های لازم را پیدا کند، حتی وقتی که تمام دنیا، آخر می‌شود مدتی طول می‌کشد تا با نفخه‌ی دوم، قیامت کبری ظهور کند. موفق باشید

نمایش چاپی