بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و قبولی زیارات اربعین سیدالشهدا علیه السلام استاد عزیز؛ نظر حضرتعالی نسبت نامه آیت الله یزدی به حضرت آیت الله شبیری زنجانی چیست؟ با تشکر، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش نظردادن در این مورد کار آسانی نیست. به نظر می‌رسد خوب بود آن نامه لیّن‌تر نوشته می‌شد، به‌خصوص که گویا آیت اللّه شبیری در جریان افراد آن جلسه نبوده‌اند. از این‌که ممکن است خواسته باشند پدرانه با این افراد برخورد کنند، نیز نباید غافل بود. واللّه اعلم. موفق باشید

21714
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: شما در برنامه گره در تلویزیون فرمودید: ما باید علوم انسانی مان را بر اساس نظر به اسماء الهیه تدوین کنیم. چرا به علوم دیگر مثل فیزیک و ریاضی و رشته های فنی مثل هنر اشاره نمی فرمایید؟تکلیف علوم دیگر به غیر از علوم انسانی چه می باشد؟ شما خودتان را ادامه راه شهید آوینی می دانید آیا هنر ابزار است یا نه هدف می باشد؟ خیلی دلم می خواست شما بیشتر از اینها در مورد هنر حرف بزنید. ممنون خواهشا همین جا جواب بدید ایمیل خرابه. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علوم انسانی در فرهنگ ما معنای خاص خود را دارد و با آن‌چه غرب در علوم انسانی مد نظر دارد متفاوت است. ما از علوم انسانی انتظار افق گشایی داریم و غرب از علوم انسانی انتظار کنترل بحران‌هایی را دارد که مدرنیته ایجاد کرده‌است لذا ما نظر به اسماء الهی و تجلّیات آن را برای خود، علوم انسانی می‌دانیم و از این جهت هنر مقدس به عنوان مظهر حقایق عالم راه‌گشاست ولی موضوعاتی مثل ریاضی و فیزیک در این‌جا جایی ندارد. به نظرم اگر بحث «عقل تکنیکی» را که بر روی سایت هست دنبال بفرمایید بد نباشد. موفق باشید

20530
متن پرسش
سلام استاد عزیز: پیرو پاسختون به سوال اینجانب (20518) مساله برای من حل نشد. اگر ما انتخاب می کنیم تا شخصیتمان و فعلیت ما ظهور کند و از اونجا که خدا خیرخواه بشر هست، با تمامی اینها علم به سرنوشت نهایی انسان باعث ایجاد این پرسش میشه که اگر خدا میدونه قراره نهایت ما فعلیت و ظهور خوبی نداشته باشه با توجه به صفت خیرخواهی اش پس چرا خلق می کنه ما رو؟ خب خلق نکنه که دچار و درگیر نشیم و بقیه رو هم درگیر نکنیم! از طرفی هم علم خدا به همه چیز اگر چه در وهله اول جبر رو به ذهن متبادر نمیکنه اما وقتی من بدونم تمام انتخاب هام رو خدا از قبل میدونه اون حالت اختیاری که از قبل احساس می کردم رو دیگه احساس نمی کنم. چرا که اگر به راهی هم رفتم معنیش این میشه که اگرچه خدا نمی خواهد من این راه رو برم اما میدونست که من این راه رو میرم. از اولی که متولد شدم! و خدا با علم به این منو خلق کرد. در صورتی که میتونست خلق نکنه. اینطوری دیگه لذت عبادتی هم برده نمیشه. یعنی انگار همه چیز از قبل معلومه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا خوب است جزوه‌ی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید تا روشن شود علم خدا نقشی در اختیار و انتخاب ما ندارد. دیگر این‌که حضرت حق طلبِ ذاتی هرکس را که طلبِ به‌وجودآمدن است می‌دهد، زیرا «امکان»، ذاتیِ انسان است و خدا «امکان» را وجود می‌دهد که در این مورد خوب است به کتاب «آشتی با خدا» در قسمت «خدا چرا ما را خلق کرد» رجوع فرمایید. موفق باشید

20424
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی، سلام علیکم: جناب استاد، اینکه رنه گنون می گوید ساحت شرق اشراق مطلق است و ساحت غرب حسی مطلق است را آیا ایشان شهود کرده اند و یا بر اساس شواهدی می گویند؟ اگر شهود کرده اند این را بگویم که برای بنده ای که بنا دارم مانند دکارت در همه چیز شک کنم و بنا دارم مانند جناب هایدگر (پاینده باد راه او) همه چیز را بازخوانی کنم انتظار نداشته باشید کلام رنه گنون را بی دلیل بپذیرم و اگر ایشان بر اساس شواهدی چنین نتیجه گیری از شرق و غرب کرده اند آن شواهد و دلایل چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه امثال هایدگر و رنه‌گنون نگاهِ فلسفی به معنای انتزاعی و متافیزکی آن نیست، بلکه نظر به شواهد دارد و با عقل دیگری ماورای عقلِ متافیزیکی این نوع مطالب را می‌یابند وگرنه در تاریخی که دکارت تا هگل در میان هستند، این نوع معانی در حجاب خواهد بود. موفق باشید

20073
متن پرسش
سلام استاد عزیز: شوهر من یکی از ارادتمندان شما است و برای همین من برای حل مشکلم دست به دامن شما شدم. استاد من دو دختر 6 و 7 ساله دارم که یکی از آن ها هم بسیار شیطان و پر جنب و جوش است و فقط خدا می داند که من چقدر از روز تولد این ها تا کنون زحمت کشیده ام. حالا مشکل این است که من و شوهرم دایما بر سر این دو بچه در خانه اختلاف پیدا می کنیم. شوهرم بسیار داد و بیداد می کند، خیلی سریع عصبانی می شود، خیلی به من و بچه ها حرف های زشت می زند، دایما می گوید که تو این ها را بد تربیت کرده ای و خیلی به من نیش می زند و توهین می کند. همه چیز را به از بین رفتن اقتدار خود نسبت می دهد و به شدت عصبانی می شود. مثلا اگر بچه ها دارند بازی می کنند و آن ها را برای کاری صدا بزند و جواب ندهند با لگد زیر وسایل آنها می زند، نقاشی آن ها را پاره می کند و دعوای شدیدی در می گیرد. من هم می گویم که ما باید صبر و حوصله داشته باشیم و با زبان مهر و محبت با آن ها رفتار کنیم و به آن ها فرصت دهیم تا کمی بزرگ شوند. البته قبول هم دارم که در تربیت سهل گیرم ولی دست خودم نیست. ولی ایشان می گوید بزرگ که شدند دیگر هیچ فایده ای ندارد. خلاصه می توان گفت بیشتر اوقات در خانه ما دعوا و درگیری است و من واقعا خسته شده ام. استاد خواهش می کنم پاسخی یفرمایید. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به کودکان سخت بگیریم؟! مگر بازی کودکان به خودیِ خود نشانه‌ی نور خدا نیست؟!! به‌خصوص که دختر باشند. چرا با آن‌ها بازی نکنید؟ مگر ما در تربیت کودکان چه اندازه می‌توانیم نقش داشته باشیم که حالا همدیگر را بدهکار کنیم؟!!! آری! جنابعالی به عنوان مادر و احساس مسئولیت بیشتر، به کودکان خود به صورت جدّی آدابِ درست را تذکر دهید، ولی سرکوب‌شان نکنید. موفق باشید

20054

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: امروزه علم فیزیک کوانتوم مسائلی رو مطرح میکنه که گاها آدم احساس میکنه که رنگ مباحث دینی در برخی از این مباحث خیلی کمرنگ میشه. مسائلی چون بیگ بنگ و رفتار ذره های زیر اتمی در حالات مختلف مسائل فلسفی همچون علیت و اعیان ثابته و ملکوت و حتی مساله داروین که برخی از علمای ما هم پذیرفتند و برخی هم نپذیرفتند و اختلاف نظراتی هست مثل خلقت از خاک و تعارضش با تکامل داروین در کل احساس میشه باید برخی مباحث روشن تر و به زبان روز تر گفته بشه. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر کدام از این مباحث، بحث خود را دارد. در هر حال وقتی توحید به عنوان یک اصل عقلی پذیرفته شد هرکدام از این موضوعات باید بر مبنایِ آن اصل روشن شود، لذا دیگر تکامل یک امرِ بیرون از تدبیر الهی قلمداد نمی‌شود و قسّ علی هذا. موفق باشید

18195

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشین. توی شرح فرمودین پایین ترین مجرد ماده هست و ماهیات مثل میز وجود ندارند، میشه اینو توضیح‌ بدین. ماهیات همون ماده هستن که تغیرشون دادیم پس هستن چون همون ماده‌اند؟ ملاک بودن چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ماهیات مثل میز و ساختمان مربوط به ذهن ما است ولی همین‌ها به اعتبار ماده‌بودن، پایین‌ترین مرتبه‌ی وجودند. با ادامه‌ی مباحث، این نکات بیشتر برایتان روشن می‌شود. موفق باشید

16709

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1. سلام خدمت استاد: برای ورود به بحث رسالت الولایه علامه طباطبائی چه مقدماتی لازم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها مقدمه‌ی بحث مذکور خواهد بود. موفق باشید

16611
متن پرسش
با سلام: سوال اول: حضرت استاد در دروس حمد امام می فرمودین که کثرات از زاویه دید ماست اگر نسب ما با خودمان درست شود کثرتی نمی بینیم. آیا این فرموده شما به این معنا هست که کل ماهیات به طور اندماجی مستهلک در واحدیت یا وجود منبسط هستند؟ مثل انوار مختلف که در نور بی رنگ موجودند به جامعیت؟ یا فقط در مقام شهود می فرمایید این حالت پیش میاد و مبنای خارجی نداره؟ سوال دوم: اگر مبنای بالا رو بپذیریم میتونیم بگیم که علم ما به ماهیات علم اجمالی در عین کشف تفصیلی هست یعنی ما به اجمال و مقام اجمال نظر می کنیم و در وجود ذهنی کشف تفصیلی برای ما از ماهیات حاصل میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر مبنای وحدت وجود، همه‌ی موجودات از نظر عین ثابته، بالحق و فی‌الحق هستند. لذا هر اندازه انسان به توحید شدیدتری نایل شود، بالحق‌بودنِ ماهیات را که همان صورت اعیان ثابته به آن‌ها در علم الهی است، درست‌تر درک می‌کند. موفق باشید

16256
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: مقام معظم رهبری در بخشی از بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری به مناسبت آغاز به کار پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری در مورد اهمیت جهاد کبیر وعدم تبعیت از دشمن فرمودند: اینجا جای همان جهاد کبیری است که من چند روز قبل از این مطرح کردم؛(فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرا(52فرقان) در تفاسیر گفته‌اند مراد از این ضمیر «بِه‌»، قرآن است، با اینکه حالا کلمه‌ی قرآن در عبارت نیامده است که ضمیر به آن برگردد لکن، هم مرحوم طبرسی در «مجمع‌البیان» [گفته است‌]، هم مرحوم علّامه‌ی طباطبائی؛ مرحوم علاّمه‌ی طباطبائی میگویند سیاق کلام نشان میدهد که مراد از «بِه‌» یعنی «بالقرآن»؛ بنده هم آنجا همین را در سخنرانی گفتم؛ بعد که آمدم، به ذهنم رسید که یک وجه اوضحی در اینجا وجود دارد که «فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه‌»، یعنی «بعدم الاطاعة»؛ عدم‌الاطاعة یعنی آن مصدری که فعل از آن انشقاق پیدا [میکند] و مستتر در آن فعل است؛ فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه‌، یعنی به این عدم‌الاطاعة، جِهادًا کَبیرًا؛ پس عدم‌الاطاعة شد جهاد کبیر؛ این معنا اقرب به ذهن است؛ حالا من البتّه فحص نکردم ببینم در بین مفسّرین کسانی این احتمال را داده‌اند یا نه، لکن به‌هرحال این احتمال، احتمال مهمّی است. جهاد کبیر یعنی این؛ جهاد برای عدم تبعیّت، برای عدم دنباله‌روی از دشمن. پس مسیر و جهت‌گیری این مجلس این است؛ مسیر انقلابی، مسیر انقلابیگری، تعقیب راه انقلاب، تحکیم اسلام، تحکیم دین خدا. لطف بفرمایید کمی این برداشت ونگاه حکیمانه ودقیق رهبری از ضمیر «به»در ایه شریفه قران را شرح دهید.؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» که نظر ظریف و دقیقی است، معنای آیه این می‌شود که: از کافران اطاعت نکن و با همین اطاعت‌نکردن، جهاد بزرگی را دنبال بنما. زیرا «به» به عدمِ اطاعت زده‌اند. موفق باشید

16219
متن پرسش
سلام علیکم: با اجازتون من چند تا سوال جدا و بی ربط نسبت به هم دارم، تو طول روز بعضی وقتا که به مسائل مختلف فکر می کنم سوالاتی برام بی جواب میمونه، یه جایی می نویسم جمع که میشه خدمت شما می رسم. جدا جدا می پرسم، ممنون میشم راهنماییم کنید. یه روز تو مدرسه زنگ ادبیات یه درس تاریخی بود اگه اشتباه نکنم، بعد معلممون گفت قدیمیا اعتقاد داشتن شهاب سنگ که رد میشه، فرشته ها هستن دارن شیاطینو میزنن، ما هم نیش خند زدیم به این باور، بعد چند وقت پیش تو قرآن همین باور رو دیدم، اگه اشتباه نکنم آیه 10 سوره صافات. آیا واقعا قرآن این باور رو درست میدونه در صورتی که شهاب سنگ دلیل علمی اینا هم داره؛ یا اینکه اصلا تفسیر آیه چیز دیگس؟ و اینکه دیدم تو قرآن که خدا ستاره ها رو زینت آسمان قرار داده، آیا فلسفه وجود ستاره ها فقط همینه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با «شهاب» در سوره‌ی «قاف» داشته‌ام. شهاب ثاقب در قرآن در نفی ِ شیاطین و توسط ملائکه مدّ نظر است و هیچ ربطی به سنگ‌های آسمانی که از این آسمان به سوی زمین سقوط می‌کنند، ندارد و اساساً معنای آسمان در آن آیات، یعنی وجهِ غیبیِ عالَم است. اشکال از آن‌جا است که عده‌ای نام این سنگ‌های سرگردان در فوق ِ جوّ زمین را «شهاب» گذاشته‌اند. موفق باشید

15044

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: در جواب سوالی که فرمودید تمام گذشته و آینده در نفس فرد جمع است درست، منتها موقعی که مثلا در موقعی خاص فردی باطن بین قضاوتی در خصوص برزخ فرد می کند این مربوط به فعلیت فعلی فرد است اما تا آخر عمر دنیایی تغییرات زیادی در جسم برزخ و قیامتی رخ می دهد و این یعنی حکم زمان در برزخ و قیامت صعودی مطرح است! این چگونه قابل جمع است با بی زمانی عالم غیب؟ یا مثلا با آمدن شریعت اسلام اجنه نتوانستند به آسمان ها بروند و این یعنی تکوین عالم هم تغییر پذیر است و حکم زمان در انجا جاری است!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم عالَم ظرفیت‌های مختلفی دارد. مثل آن‌که اگر پنجاهمین قوه به فعل تبدیل شد، فیض بعدی برای تبدیل پنجاهمین است به شصتمین، و این فیض مثل فیض قبلی نیست. قسمت اول سؤال را متوجه نشدم، شاید اگر مباحث معاد را کار کنید، ابهامات برطرف شود. موفق باشید

14524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر اصغر طاهرزاده: شاید قبلا کسی گفته نمی دونم شایدم اینکارو کرده باشید تا حالا اما... پیشنهاد می کنم حتما حتما کتابچه ای از سوالات و پاسخ ها تهیه شود باور بفرمایید از بعضی کتابهایتان بهتر میشه مثلا پاسخی که اخیرا به اون بنده خدای طلبه عجول داده بودین هزار احسنت داشت هرچند اگر خلاصه تر نوشته بودین بهتر بود!! بهرحال چه شود اگر منتخبی از سوالات سایت بصورت پی دی اف در اختیار جوانان قرار گیرد و بصورت چاپی نیز یک کتاب خوشکل و مفید. این پاسخ ها حاصل عمری تدبر و یجورایی چکیده کتابهای استاد طاهرزاده و دیگر هیچ موافقید؟ سید محسنم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا تا حدّی کارهایی را شروع کرده‌اند. إن‌شاءاللّه به نتیجه خواهند رسید. موفق باشید

14006
متن پرسش
سلام: استاد بنده نمی دانم چگونه از سخنرانی های آقا استفاده کنم؟ فقط گوش کنم؟ نموداری کنم؟ همه کلماتش را تک تک بنویسم؟ خلاصه نویسی کنم و.... نمی دانم کدام راه بهتر است هم برای خودم هم برای استفاده کردن در منبر برای مردم. راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات اصلی صحبت ایشان را همراه با تاریخی که صحبت کرده‌اند یادداشت می‌کنم و نگه می‌دارم؛ شاید این کار برای سال‌های بعد مفید باشد. در ضمن، قدرت تمرکز روی سخنان ایشان را بیشتر می‌کند. موفق باشید

13734
متن پرسش
بسمه تعالی استاد طاهرزاده عزیز سلام علیکم: بنده حقیر مدتيست که بحمدالله قصد توبه نموده و ان شاءالله توبه کرده ام و به سلک شاگردی شما درآمده ام و باب جدیدی از زندگی ام باز شده است که شدیداً ملتمس دعای جنابتان هستم... سه سوال دارم از حضور شریف: 1. در طریقت حقیقی الی الله تزکیه بر تعلیم مقدم است یا تعلیم بر تزکیه؟ ۲. در هنگام تزکیه چگونه باید گوشزدهای فطرت و ملائکه الله را از امیال و اوامر نفس تفکیک نمود؟ ۳. چگونه باید فهمید که ضعف نفس کجاست و از آن ناحیه به تزکیه پرداخت؟ خدا عاقبت ما و شما را به خیر گرداند. یا علی مدد
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نظر جنابعالی را به جواب سؤال شماره‌ی 13639 جلب می‌نمایم 2- همین‌که انسان خود را در مسیر تعالیم الهی قرار دهد و فهم خود را با شریعت الهی تطبیق دهد، از نفس امّاره به سوی فطرت سیر کرده 3- وقتی انسان کار را شروع کرد، یکی‌یکی ضعف‌های او جهت رفع آن ضعف‌ها ظهور می‌کند. موفق باشید

13265
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: سوال من در مورد وسوسه والقائات شیطان است چون این القائات و وسوسه ها برای هر کس به فراخور نفس انسانی از نظر نوع متنوع و گوناگون بوده ولی می خواستم ببینم استاد دستور العملی را که برای رهایی از این موضوع مطرح شده را به صورت کلی تجویز می نمایند؟ با تشکر از سایت بسیار عالی لب المیزان و تمامی زحمت کشان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دستورالعمل اولیاء معصوم به طور همه‌جانبه کارساز است. بنده دستورالعمل حضرت صادق«علیه‌السلام» به عبداللّه بن جندب را که در تحف‌العقول به‌طور کامل آمده، توصیه می‌کنم. عرایضی در شرح آن شده، می‌توانید به صوت آن رجوع کنید. موفق باشید

12738
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم خداوند چگونه نور علم را در دلها می اندازد؟ من شنیده ام که آیت الله بهجت (ره) علمش را از امام حسین (ع) گرفته، آیا برای افراد عادی هم اینگونه است که علمشان را از دیگر واسطه های فیض خداوند بگیرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در روایات ما مطرح است ایجاد زمینه‌ای است که با صداقت و تقوا فراهم می‌شود. موفق باشید

12677
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید بنده دبیر دینی و عربی و قرآن هستم و با پیروی از حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» سعی کردم برای تدریس ابتدا خودم معرفت صحیح کسب کنم و سپس از آنچه می فهمم برای دانش آموزان عرضه کنم و به دلیل دوری مکانی از اساتید دینی از طریق یکی از دوستان که خداوند خیرش دهد با بیان علاقه ام به معرفت نفس و ارسال چند سی دی معرفت نفس و معاد از دور با شما استاد گرامی آشنا و قلبا خوشحال شدم که گم شده خودم را یافتم که می تواند بنده را در مسیر سلوک الی الله اگر لیاقت داشته باشم راهنمایی کند. کم کم با سایت المیزان آشنا شدم و با دانلود نوشتار و گفتار های حضرت عالی و مطالعه و استماع واقعا افقی جدید در افکارم ایجاد شد و هم اکنون نیز بر اساس سیر مطالعاتی که ارائه فرمودید بهره می برم. و هم اکنون بعد از مطالعه برهان صدیقین و حرکت جوهری سوالی ذهنم را به خود مشغول کرده در صورت امکان استدعا دارم پاسخ بفرمایید. آیا عالم ماده و هر آنچه که می بینینم و در این دنیا با آنها روبروییم از وجود مادی خودمان تا کل عالم طبیعت بر اساس حرکتی که دارند عدمند و وجود خارجی ندارند و سایه اند و آنچه وجود دارد عالم غیب است که در باطن عالم است و همانند خیمه شب بازی ما از عالم غیب داریم کنترل می شویم و به حرکت در آییم و آنچه در عالم ماده دیده می شود سایه یا به فرمایش معصوم همانند تصویر در آیینه است و اگر چنین است چطور عالم ماده ای که وجود خارجی ندارد با فعلیت مجرد می شود؟ با تقدیر و تشکر از شما و کلا گروه فرهنگی المیزان که نوشتار و گفتارهایی بسیار سودمند برای مشتاقان سلسله مباحث معرفتی قرار داده اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در برهان صدیقین متوجه شدید معلول، هویت استقلالی ندارد بلکه هویت آن تعلقی است و به این معنا گفته می‌شود عالَم ماده وجودِ سایه‌ای دارد و این به معنای دروغ‌بودنِ عالَم ماده نیست بلکه بدین معنا است که وَجه استقلالی برای آن قائل نباشیم و نقش اصلی را برای مراتب عالیه‌ی وجود بدانیم و موضوع خیمه‌شب‌بازی هم دیگر در میان نیست بلکه بحث ظاهر و مظهر است که یکی مظهر دیگری است و عالَم ماده به معنای مظهر عالَم برتر با حرکت جوهری خود همچنان شدت می‌یابد و به فعلیت برتری می‌رسد. موفق باشید

9712
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت امام (ره) در بیانات مختلف به جایگاه و اهمیت گریه و عزادری بر سید الشهدا (ع) اشاره کرده اند و در این باره توصیه های موکدی دارند اما در نگاه ایشان دلیل اهمیت مجالس عزا و دلیل ثواب های بسیاری که در روایات، برای اشک بر اباعبدالله (ع) آمده است بیش از آنکه مانند اغلب علما و عرفا از بعد عرفانی و توحیدی بررسی شود از بعد سیاسی و اجتماعی تحلیل شده است یعنی از نظر ایشان مهمترین اثر و فضیلت مجالس عزا اثر سیاسی آن، یعنی ایجاد هماهنگی در میان ملت و مجتمع کردن مردم و بر انگیختن آنها در برابر ابرقدرت ها است و بدین وسیله اسلام زنده مانده است. حال سوال اینجاست که آیا حضرت امام (ره) این تحلیل را با توجه به شرایط آن روز جامعه بیان فرموده اند و یا اینکه نظر نهایی ایشان هم همین است که مهمترین عامل ثواب های کثیر و مهمترین دلیل توصیه ائمه (ع) بر اشک و عزاداری بر سید الشهدا (ع) و مهمترین اثر این مجالس همین اثر سیاسی آنهاست؟ آیا این نگاه به نگاه برخی روشنفکران که با وجه ظلم ستیزی و انقلابی گری قیام امام حسین (ع) بر سر وجوه دیگر اشک و عزاداری می زنند شباهت پیدا نمی کند؟ اگرچه حضرت امام (ره) بارها این تحلیل را ارائه کرده اند اما از باب نمونه به یک مورد اشاره می‌شود: - «شما انگیزه این گریه و این اجتماع در مجالس را خیال نکنید که فقط این است که ما گریه کنیم برای سیدالشهدا (ع) . نه سیدالشهدا (ع) احتیاج به این گریه‌ها دارد و نه این گریه‌ها خودش ـ فی نفسه ـ کاری از آن می آید، لکن این مجلسها مردم را همچو مجتمع می کنند و یک وجهه می دهند، سی میلیون، سی و پنج میلیون جمعیت در دو ماه محرّم و خصوصاً دهۀ عاشورا، یک وجهه، طرف یک راه می روند. اینها را در این ماه محرّم، خطبا و علما در سرتاسر کشور می توانند بسیج کنند برای یک مسئله. این جنبۀ سیاسی این مجالس بالاتر از همۀ جنبه‌‌های دیگری که هست. بیخود بعضی از ائمۀ ما نمی فرمایند که برای من در منابر بخوانند. بیخود نمی گویند ائمۀ (ع) ما به اینکه هر کس که بگرید، بگریاند یا صورت گریه، گریه کردن به خودش بگیرد اجرش فلان فلان است. مسئله، مسئلۀ گریه نیست. مسئله، مسئلۀ تباکی نیست. مسئله، مسئلۀ سیاسی است که ائمۀ (ع) ما با همان دید الهی که داشتند، می خواستند که این ملتها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند از راه‌‌های مختلف. اینها را یکپارچه کنند تا آسیب‌پذیر نباشند.»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا عنایت داشته باشید که حضرت امام می‌فرمایند: «واللّه همه‌ی اسلام سیاست است» زیرا از نظر امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نور حضرت حق وقتی خود را درست نشان می دهد که جامعه‌ی مسلمین در میدان باشند و به صورت جمعی به حبل اللّه چنگ زده باشند. با این رویکرد همه‌ی دغدغه‌ی حضرت امام تحقق جامعه‌ی اسلامی است و نه به ‌وجودآوردن افراد مسلمان. و معتقدند روش ائمه«علیهم‌السلام» نیز همین بوده تا جامعه‌ی اسلامی محقق شود و تنها در بستر چنین جامعه‌ای نه‌تنها اسلام به عالی‌ترین شکل ظهور می‌کند بلکه مسلمانان به آن فعلیتی که باید برسند، می‌رسند. شاید جزوه‌ی «بررسی نحله‌ی عرفان نجف» در این مورد کمک کند. موفق باشید
6899

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام علیکم.برای بعضی ها که حدیث میخوانم میگن خیلی حدیث ها جعلی هستن و همه در بحارالانوار جمعن و یا در شرایط خاصی برای فردی خاص گفته شدن یا مثلا حدیث طبی رو میگن مال اون سرزمین بوده و...در جواب باید چی گفت؟آیا میشه گفت علمای ربانیه ما فارق از علم رجال همان طور که بعضی چشم باطن بین داشتند و مثلا جمعی رو حیوان می دیدند میتونن باطن احادیث رو هم ببینن و جعلی بودن اونو تشخیص بدن؟با تشکر از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که صحت سلسله سند روایات در صحیح‌بودن آن کمک می‌کند، سیاق روایت اگر با مبانی قرآنی تطبیق کرد می‌تواند قابل اعتماد باشد. از طرفی وقتی بتوانیم احادیث را درست مطرح کنیم حتماً انسان‌های منصف و حق‌طلب تصدیق می‌کنند. موفق باشید
4809
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز یک جا میفرمایید اهل بیت ع با حضرت رسول در یک مقامند وهمه ذات الهی بدون واسطه فیض میگیرند یکجا میفرمایید مقام محمدی ص خورشید است و اهل بیت ع قمر از علمای دیگر هم شنیده ایم اهل بیت ع و بقیه پیامبران در حجاب مقام حضرت رسولند کدام درست هست خدا حفظتان کند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو سخن در جای خود درست است. رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن صاحب مقام‌اند و به سوی عرش و ملکوت راه گشوده‌اند و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به نور محمد«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در آن راه قرار می‌گیرند و از نور خداوند منور می‌شوند هرچند آن راه ابتداء به نور خورشید محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» گشوده شده و از این جهت همه را نور محمدی در برگرفته و هروقت خواستید به یکی از آن ذوات مقدس نظر کنید ابتدا با نور محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» روبه‌رو می‌شوید به همین جهت در زیارت آن بزرگواران ابتدا به رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» سلام می‌دهید و می‌گویید: «السلام علیک یا رسول الله» نمی‌گویید: «السلام علی رسول الله». موفق باشید
3203
متن پرسش
سلام. بهشت آدم و حوا از دیدگاه فلسفی و عرفانی چه بوده است.و چگونه وارد آن شدند و به چه علت از آن خارج شدند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: یا کتاب «هدف حیات زمینی آدم» را مطالعه بفرمایید و یا سی‌دی‌های ابتدای شرح سوره‌ی اعراف را گوش بدهید. موفق باشید
3055
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر 1- در باب «ذات داشتن انقلاب اسلامی و غیر اعتباری بودن آن» گفتارهایی از جنابعالی را شنیدم و نوشته هایی را ملاحظه کردم و توفیق گفتگو با شما را نیز داشتم. نکات ارزنده ای را به صورت پراکنده از جنابعالی ملاحظه کردم ولی در آثارتان بحث مفصلی در این زمینه مشاهده نکردم و عمدتاً اشارات گذرایی به این موضوع داشتید. تقاضا دارم بحث مدونی در باب استدلات عقلی و نقلی و همچنین مثالهایی برای فهم و درک بهترموضوع ارائه نمائید. 2- با توجه با ثابت بودن و غیر قابل تغییر بودن «ذات»،«پیشرونده بودن ذات» که در دیدارر رهبر معظم انقلاب با فرماندهان سپاه پاسداران در سال گذشته مطرح گردیده است چگونه تفسیر می گردد؟حرکت از اجمال به تفصیل انقلاب چگونه تفسیر می یابد؟ باسپاس فروان از بذل توجه شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: روش درست برای جواب‌دادن به این سؤال را این طور می‌دانم . مباحثی که در این رابطه عرض شده است مطالعه شود و سپس مبتنی بر آن مباحث سؤال شود. بنده پیشنهاد می‌کنم ابتدا کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» همراه با جزوات «جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و جریانات سیاسی در آینده» و «علت سقوط تمدن‌ها در المیزان» مطالعه شود و سپس بر مبنای آن مباحث سؤال بفرمایید وگرنه برای جوابگویی به این سؤال همه‌ی مباحث باید مطرح شود چه در موضوع ذات‌داشتن انقلاب و چه در رابطه با حرکت از اجمال به تفصیل. موفق باشید
1087

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام، استاد طاهرزاده در برخورد با دوست نمی دانم چگونه باشم من می خواهم با او یکی شوم که حتی او و من همچون یک تن باشیم و به همدیگر کمک کنیم،آیا این بد است یا خوب؟ اگر خوب است چه کارهایی بکنم اگر بد است باز چکار کنم. ببخشید همه از جان خود می گویند و از ابدیت ولی من هنوز اندر خم یک کوچه هم نیستم... التماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی انسان نسبت به دوست خود باید وَهم خود را کنترل کند تا تمام فکر و ذکر او دوستش نباشد. مثل پایه‌های یک معبد ، نه آنچنان کنار هم باشید که نتوانید سقف آن را نگه دارید و نه آنچنان دور باشید که به کار نگه‌داری سقف نیایید. برای خود شخصیت تنهایی داشته باشید و آنچنان نباشید که تنهایی‌های خود را با ارتباط با دوست خود پر کنید. موفق باشید
21951
متن پرسش
استاد سلام: استاد میخوام در این مورد که حالا تعریف از کشورهای غیر دینی مثل آلمان و ژاپن و... توسط افراد زیادی از مثلا روشنفکرا گرفته تا عادی ها زیاد شده و آن ها را الگوی خود می دانند، آیا فلسفه ی این سبک زندگی آنها صرفا ایدئولوژی آنهاست. و مثلا مطالعه می کردم که در مدارس ژاپن یا چین از کودکی در مدارسشون تواضع و انسان دوستی را آموزش میدن. استاد آیا این کارهای آنها که قطع از آسمان و ریشه های دینی و خدایی است ارزشی هم دارد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌ها با عقلِ معاش، زندگی دنیایی خود را مدیریت می‌کنند ولی به گفته‌ی پروفسور کربن، نسبت به مرگ و معنویت سخت، شکننده‌اند و به همین جهت به‌کلی در پوچی به‌سر می‌برند. می‌ماند که ما چرا عقلِ معاش و عقلِ معاد را مطابق فرهنگ دینی خود به‌کار نمی‌گیریم! موفق باشید

نمایش چاپی