بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15497
متن پرسش
سلام و درود: استاد ملاصدرا قایل به این است که در برزخ رشد نیست بلکه رفع موانع و حجاب ها می باشد. الته رفع این حجاب ها گاهی همراه با قرن ها عذاب است و در برزخ رشد اخلاقی و پیشرفت اخلاقی نیست. لطفا این مطلب را توضیح دهید؟ فرق رشد با رفع مانع چیست؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد «رشد» به معنای کمالی دیگر با اراده‌ی جدیدی محقق می‌شود که بعد از سکرات دیگر اراده‌ی جدید به آن معنا در میان نیست. ولی رفع حجاب به معنای بهتر مأنوس‌شدن با اراده‌هایی که در دنیا داشته‌ایم، مطرح است. موفق باشید

14295
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد گرامی: استاد چرا جو طوری شده که بیشتر مردم با نظام مشکل دارند؟ همه می گویند دروغ به مردم گفته شده و به این بهانه هم روحانیت را متهم می کنند و مورد فحش قرار می دهند و هم دین را زیر سوال می برند؟ استاد بنده خیلی زجر می کشم حال اگر بعضی در لباس روحانیت خدشه هایی به دین زده اند چرا باید مابقی در این آتش بسوزند و دین را عده ای زیر پا بگذارند. استاد درد بیشتر زمانی است که از بستگان خودت به امام بد می گوید استاد خیلی سخت است در خانواده ای زندگی کنی که به مقدساتت توهین کنند تکلیف چنین شخصی چیست؟ کسی که چنان پایبندی به دین پیدا کرده که دین را گمشده خود می داند که با وجود همه سختیهایی که در خانواده تحمل می کند علی رغم اینکه دیگران نمی فهمند باز مدارا می کند باز غربت در چنین جوی را تحمل می کند و لب نمی گشاید فقط به خاطر آینده ای را که قرآن برای مومنین ترسیم کرده. کسی که وقتی پیام تسلی بخش آیت الله شجاعی را برای شما می نویسند وقتی می خواند احساس می کند این غم غم اوست احساس می کند از نزدیکترین نزدیکان خودش است. استاد این درددل کسی است که بهره مادی از این نظام ندیده. اما امام را دوست دارد دین را دوست دارد و حتی با بستگانش هم بحث می کند و پشتیبانی خود را از امام بیان می کند. این نه از طرف خانواده بلکه بیشتر مردم را اینطور می بینم با وجود اینکه بر مسندی نشسته اند و حقوق کلانی می گیرند و.... استاد بنده را راهنمایی بفرمایید و برای نجات غریبان عالم دعا کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: بعد از آن حضرت شرایطی فراهم می‌شود که مؤمنین در غربت قرار می‌گیرند و فرمودند: «طوبی للغربا». تا زمانی‌که ظلمات آخرالزمان حاکم است سخن حق در غربت است و زیبایی کار به همان پایداری در حق و مدارا با کسانی است که فریب ظلمات دوران را خورده‌اند. بشرى كه در ديدار، غربزده است هرگز نمى ‏تواند زمان باقى را بيابد تا به شوق زمان باقى، خود را از زمان فانى آزاد كند، گرفتار زمان يا گرفتار مكر ليل‏ و نهار است.[1] غرب مى‏ كوشد وقت شيطانى خود را به همه ملل سرايت دهد تا اصالت را به فکر و فرهنگ سکولار غربی بدهند. اینان مستضعفان جامعه هستند و باید هرچه فریاد داریم بر سر آمریکا بکشیم، نه بر سر این افراد. موفق باشید

 


[1] ( 2)-« مكر ليل و نهار» تعبير دكتر احمد فرديد است، گرفته شده از آيه 33 سوره سبأ.

14032
متن پرسش
سلام علیکم: استاد متنی را که برایتان ارسال می کنم در یکی از کانالهای تلگرام مطرح شده چه جوابی می توان داد؟ علی علیه‌السلام: هیچ چیز از نظر پیامبر مخفی نیست، مگر همان پنج سِر غیبی که آخر سورہ‌ی لقمان است. (الدار المنثور، ج ۵، ص ۱۶۹) حال ببینیم که این ۵ مورد چیست که از علوم الله است و هیچ کس از آن خبر ندارد؟ سورہ لقمان آیهء آخر: در حقیقت خداست که علم [به] قیامت نزد اوست و باران را فرو می فرستد و آنچه را که در رحم هاست می داند و کسی نمی داند فردا چه به دست می‌آورد و کسی نمی داند در کدامین سرزمین می میرد در حقیقت خداست که دانای آگاه است (۳۴): ۱- علم به قیامت. ۲- دانش فرستادن باران. ۳- دانش تشخیص جنسیت فرزند قبل از تولد. ۴- دانش اینکه انسان فردا چه چیزی را بدست می آورد. ۵- دانش اینکه انسان در کجا مرگش فرا می رسد. استاد تشخیص جنسیت و باران را که الان با علم و تکنولوژی می دانند ، جواب لطفا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در آیه‌ی مذکور بحث از ربوبیت و مدیریت حضرت حق در این عالم است و در این رابطه می‌فرماید در نزد خدا علم به زمانِ وقوع قیامت و علم به چگونگی ریزش باران و علم به آن‌چه در رحم‌ها است، می‌باشد. بدین معنا که خداوند است که ریزش باران را کنترل می‌کند که چه اندازه و در چه سرزمینی باران ببارد و به همین در روایت داریم: اگر در جامعه‌ای گناه فراوان شد باران آن جامعه در جایی نازل می‌شود که برایشان مفید نباشد. و یا وقتی می‌فرماید به آن‌چه در رحم‌ها هست علم دارد؛ بدین معنا است که نحوه‌ی جنسیت افراد را که چه تعداد زن و چه تعداد مرد باشد را در علم خود دارد تا تعادل لازم بین زن و مرد در جامعه حفظ شود به همان معنایی که در آیه‌ی 6 سوره‌ی آل‌عمران می‌فرماید: «هُوَ الَّذي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ» خداوند است که در رحم‌ها هرطور که مصلحت بداند شما را به صورت زن و مرد صورت‌گری می‌کند و جز او که عزیز و حکیم است و مقهور هیچ قدرتی ماوراء خود نیست، معبودی نمی‌باشد. و این‌ها چیزی نیست که علم بشری بتواند در اختیار گیرد این‌ها مربوط به ربوبیت پروردگار است. موفق باشید

13693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد نظرتان راجع به این قضیه چیست؟ روزی آیت الله بروجردی (ره) داشتند مثنوی می خواندند که ناگاه صدایی به گوششان می رسد که آن را نخوان. این مرد منحرف است. ایشان می گویند: مثنوی را بستم و مشغول دعا خواندن شد. حال سوالی پیش آمد برایم. بنده می دانم که جناب مولوی بسیار انسان متعالی هستند. احتمال می دهم یا این نقل غلط باشد و همچین چیزی از جناب بروجردی نقل نشده باشد. یا این که این نوع مکاشفات صوتی که برایشان پیش آمده تحت تاثیر فضای آن روز حوزه بوده که تقریبا فضای ضد مولوی بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که بنده می‌دانم آن صدایی که آیت اللّه بروجردی شنیدند، تنها آن بود که مثنوی را نخوانند و علّتش هم آن بود که خداوند اراده کرده بود تا ایشان را در فقه آل البیت«علیهم‌السلام» بپرورانند تا منشأ برکات زیادی در فقه شوند. موفق باشید

13444
متن پرسش
سلام علیکم: در اشعار امام خمینی با جمله هایی مثل (من از مسجد و مدرسه بیزار شدم و یا از درس و بحث مدرسه ام حاصلی نشد کی می توان رسید به دریا از این سراب) برمی خوریم مقصود اصلی امام خمینی چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح تفسیر حمد امام عرض شد که منظور ایشان از این نوع ادبیات، عبور از علم حصولی به علم حضوری، و عبور از پرستش عقلی به پرستش قلبی است. موفق باشید

13429
متن پرسش
سلام استاد گرامی: درباره نماز خواندن و سبک شمردن آن مطالب زیادی می دانم، اما متاسفانه قادر به انجام درست این فریضه نیستم و وقتی هم تصمیم می گیرم که بهتر بخوانم از قبل از تصمیم گرفتنم کیفیت بدتری پیدا می کند. خمیازه و هر چیزی که قبل از نمازم وجود ندارد دقیقا وقت نماز سر و کله اش پیدا می شود. از طرفی در سن تکلیف به خاطر سخت گیری پدرم در مورد نماز خواندن (حالا به هر کیفیتی که بود) مجبور بودم نمازم را بخوانم حالا اگر شده همه نماز ظهر و عصر دو دقیقه طول بکشد (البته می دانم ایشان از سر دلسوزی مجبورمان می کردند) و برخورد تندی انجام می دادند. این گذشته بد هم مزید بر علت شده و به شدت نماز خواندن برایم سنگین است و برایم یک کار رفع تکلیفی شده است. نمی دانم باید چه کنم؟ از لحاظ دانستن مشکلی ندارم ولی پای عملم می لنگد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از پدرتان گله‌مند نباشید، بالاخره همین عادت به نماز از خدمات ایشان به شما است. سعی کنید با نگاه عرفانی به ابعاد نماز شوق لازم را در خود ایجاد نمایید. کتاب «آداب الصلواة» از امام خمینی کمک می‌کند. موفق باشید

7054
متن پرسش
سلام علیکم استاد.تو مشهد وهابیت داره گسترش پیدا میکنه . تبلیغ در خصوص فاطمیه و وجریان سقیفه تا چه حد لازمه ؟ به نظر شما موجب اختلاف بین اهل سنت وشیعه نمیشه ؟ میخوام تو مسجد مباحثی پیرامون کتاب بصیرت حضرت فاطمه را انجام بدهم اما میترسم بین شیعه و اهل سنت اختلاف بیفته .ولی با توجه به اینکه تو مشهد داره وهابیت گسترش پیدا میکنه . دانش آموزان اول دبستان در مشهد امسال طبق آمار آموزش پرورش پنجاه درصد اهل سنت بوده اند و این وحشتناکه . از طرفی هم رهبری گفتند وحدت حفظ شود . استاد چه کنیم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در مسجد شیعه و سنی با هم هستند فعلاً باید از نقاط مشترک صحبت کرد ولی در مسجدی که مسجد شیعیان است و شیعیان تشریف دارند بدون مباحث افراطی ،بازخوانی تاریخی که در صدر اسلام گذشت آن هم بنا به اسنادی که مربوط به اهل سنت است موجب روشن شدن راه شعیان می شود. موفق باشید
6894

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز نظر جنابعالی در خصوص کتاب «هرم هستی، تحلیلی از مبادی هستی شناسی تطبیقی» آقای دکتر مهدی حائری یزدی، چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست، خیلی قوی نیست. در موضوع اصالت وجود خوب موضوع تبیین نشده. موفق باشید
6584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ﺳﻠﺎﻡ ﻋﻠﻴﻜﻢ. ﻧﻆﺮ ﺟﻨﺎﺏ ﻋﺎﻟﻲ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﺸﺮﻳﻪ ﻫﺎﺑﻴﻞ ﺟﻴﺴﺖ?
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توان در مورد نشریه‌ای که افراد مختلف مقاله و نظر در آن دارند، نظر کلی داد، هرچند جهت‌گیری کلی آن ﻧﺸﺮﻳﻪ مثبت است. موفق باشید
5554
متن پرسش
سلام.علوم انسانی سکولار بدنبال چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علومی که نظر به آیات الهی ندارد و متوجه انوار اسماء الهی در همه‌ی امور نیست، سکولار است به این معنا که نسبت به حقایق معنوی غفلت دارد. موفق باشید
1776
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام و ضمن تشکر از روش و تواضع بسیار ارزشمند استاد در وقت گذاری در جواب به سوال ها - استاد احساس ما این است بعضی از سوال ها را بسیار مفصل و صبورانه جواب می دهید ولی برخی را بسیار کوتاه و سرد آیا شما به جهت ارتباط روحی با شخص و ناامید بودن از آن شخص در عمل به راهکارتان سرد به آن جواب می دهید یا غیر از این است - ضمنا ما سوالات زیادی در شناخت ابعاد شخصیتی و ... شما در ذهنمان بوجود می آید آیا در سایت سوال بپرسیم بی احترامی و تضییع وقت جنابعالی محسوب می شود - آیا رجوع به بزرگان مثل آیت ا... جوادی (حفظ ا..) جهت نصیحت یا از جهت اینکه به حرف آنها بیشتر یقین حاص میشه در جواب سوال ها تضییع وقت آنها و بی احترامی به آنها محسوب میشه - ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- حقیقت این است که تشخیص بنده آن است که بعضی سؤالات در حدّ سؤال و جوابی نیست که بتوان در این قسمت طرح کرد و جواب داد.
873

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام.بنده درحوزه علمیه ای که مخصوص حفظ قران برای اولین بار تاسیس شده تحصیل میکنم،به دلیل سنگینی حفظ درحین تحصیل گاهی دچار سستی اراده میشوم.بنظرشما چکار باید کرد؟برای توسع وبرکت در وقت جکار کنیم؟(در حال خواندن پایه دوم هستم.)
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: وظیفه‌ی اصلی شما خوب‌درس‌خواندن دروس حوزوی است، اگر روح شما آمادگی داشت و به زحمت نمی‌افتد حفظ قرآن را ادامه دهید وگرنه به تدبّر در قرآن بپردازید. موفق باشید
714

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وادب و احترام خدمت استاد گرامی در پاسخ به سوال 702 که در ان مشکل دوست خود را مطرح کرده بودم و شما اشاره کرده بودید به مبارزه با هوای نفس و نرقصیدن به ساز دیده و دل و میل و ... بنده خدا دوستم خود این را می داند هدف من از ارائه این سوال بیان راهکاری عملی از سوی جنابعالی بود اگر من این پاسخ را به بگویم می گوید این را که خود می دانستم .او بدنبال این است چگونه این کار را بکند. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام بنده متوجه هستم که این مشکل هست، ولی حرف همان حرف است که عرض شد. دیگر وظیفه‌ی آن عزیز است که خود را تغییر دهد و بداند تنها راه همین است که دین خدا می‌گوید وگرنه به انواع مشکلات گرفتار می‌شود. موفق باشید
28912
متن پرسش
سلام و عرض ادب: در مورد مبحث فصوص الحکم: برخی که آشنایی با مباحث حضرتعالی را ندارند و فقط مباحث عرفانی فلسفی را به حد مطلوبی کار کرده اند که بتوانند وارد فصوص بشوند، آیا این افراد بهتر نیست که برای اینکه یک عرفانی گوشه گیر و به دور از اجتماع و انقلاب برای خود خدایی ناکرده بسازند، حداقل سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) هم به ایشان پیشنهاد شود، تا با حضور در این تاریخ و نوع سلوک این تاریخ هم آشنا شوند، و سپس رجوع به فصوص داشته باشند؟ آیا چنین چیزی صلاح است برای برخی افراد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر به جایی است. اتفاقاً وقتی بنده مباحث «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» را تدوین می‌نمودم، همواره در ذهن بنده این نکته بود که با دنبال‌کردن مطالب آن کتاب، رفقا بهتر می‌توانند با موضوعات مطرح‌شده در کتاب «فصوص» همراه شوند. همچنان‌که قبل از همه، حداقل باید مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح کتاب «معاد» را دنبال کرده باشند. موفق باشید   

21104
متن پرسش
با سلام: پیش از این عالم را کسی می دانستم که بدایات را تنقیح کرده باشد البته مقصودم عرفانی نیست بلکه در حوزه نظری و اندیشه است چه تفاوت عامی و عالم درین است که عالم از بدایات شروع و به نظریات ختم می کند لکن عامی این سیر را طی نمی کند و تبع لابا مثلا ایمان به یک دین می آورد بنابرین برایم پذیرفته نبود عالمی ادعای ایمان عالمانه به تشیع داشته باشد لکن مثلا نتواند عدم تحریف قرآن را اثبات کند و نیز بقیه گزاره های پایه ای دین. پیام آیت الله جوادی که به مرحوم هاشمی مقام شبه عصمتی می بخشید نگاه مرا به این جلب نمود که عالم کسی است که نهایات را تنقیح کرده باشد که در عصر ما نگاه کلان نسبت به تمدن اسلامی است بنابرین هرکس که قصد بنای دستگاه فکری برای خود دارد باید افق اعلی خود را مشخص کند در زمان غیبت مشخص است که در بین فقها افق اندیشه کسی بالاتر از امام نبود و بعد از ایشان مقام رهبری، بنابرین ما که جواب جان خویش را در این دو یافتیم چه حاجت به آثار آقای جوادی و... داریم مستحضرید که جوادی اصول فکری ای دارند که از آن اصول تمجید هاشمی بیرون می آید و اگر فرد بخواهد آثار ایشان را مطالعه کند و در نهایت به تمجید هاشمی نرسد کاریست بس دشوار. مرحوم غزالی گویا ریاضیات را منع می کنند تا فرد نسبت به فلاسفه متمایل نشود چگونه می توان در عالم آیت الله جوادی بود و حب به هاشمی نداشت مگر اینکه فرد ابتدا نهایات خویش را بر اساس امام و رهبری تنظیم کند بعد به مطالعه بقیه بپردازد لکن در کتاب ادب عقل و خیال و قلبتان به خاطر ندارم فرد را دعوت به خواندن صحیفه امام کرده باشید (با اینکه نسبت به کتابهایی که از ایشان معرفی کردید ساده تر است و عمق نگاه تمدنی ایشان در آنست) یا به مرور بیانات رهبری از ابتدا تاکنون دعوت کنید حتی کاربری که در سوال 19645 سیر مطالعاتی از رهبری می خواهد می گویید در مورد مقام معظم رهبری، سیر مطالعاتی خاصی نمی‌توان پیشنهاد کرد در حالی که مثلا کتابی دارند به نام طرح كلى انديشه اسلامى در قرآن‏ که نشان می دهد قبل از انقلاب ایشان چه دید کلی نگر و وسیعی به دین داشتند پس ابتدا فقط باید امام و رهبری خواند ولا غیر چون با مطالعه آثار جوادی و ... چنان عظمتی از ایشان ما را فرا می گیرد که دشوار می توان از زیر این شبهه برامد که اگر امر دایر باشد بین سهو من و سهو جوادی من اولی به سهوم تجربه چند ساله منست که بدون تنقیح نهایات وارد مطالعه شدم و چه خون دلها و چه زجر و محنتها از تردید ها نکشیدم تا باز به انقلاب رجوع کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که متوجه شد‌ه‌اید مسلّم عقل دوران ما،‌ عقلی است که بر مبنای انقلاب اسلامی تفکّر کند و نسبت هر کس را بر اساس هدفی که انقلاب اسلامی در نظر دارد تعیین نماید ولی آیا در بستر و سنّتی که انقلاب اسلامی تعیین می‌کند نمی‌توان همان طور که سایر متفکّران رجوع می‌کنیم و مسأله‌ی خود را در آن‌ها به نحوی خاص می‌یابیم، به عالِمی که در فلسفه و عرفان و تفسیر متبحّر است رجوع کنیم و استفاده نماییم؟ موفق باشید

20611
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: این مطلب تأمل برانگیز از کانال بسیار وزین اقتصاد سیاسی، در مورد شرایط اقتصادی و سیاسی کشور را گفتم با حضرت عالی و کاربران سایت در میان بگذارم. از زاویه نگاه حکمی تاریخی ما دلالت های جالبی دارد! چیزی به نام انقلاب یا معجزه ای که در آن زندگی می کنیم و متوجه نیستیم! [Forwarded from اقتصاد سياسى] ديگ زودپز كشور ايران تقريبا ركورد دار بيشترين نسبت زيان انتظاري در ترازنامه بانك ها به توليد ناخالص ملي است. نمونه هاي هم رده تقريبا همه با تغيير يا تنش در حاكميت مواجه بوده اند. اما هنوز حدود اين بحران از مطالبات موسسات غير مجاز بيشتر نشده!! باز دستكم در ده سال گذشته كانال هاي انتقال ارز هيچ كشوري با آن شدتي كه كانال هاي انتقال ارز ايران از زمستان ٩٥ تا كنون تخريب شده، مورد هجمه قرار نگرفته است، اما با اين وجود هنوز هم حد افزايش نرخ ارز زياد نيست!! باز در هيچ كشور نفتي اي حدود بدهي دولت تا اين حد زياد نيست. تازه دولتي كه دسترسي درست و درماني هم به پول نفت ندارد. بودجه دولت ٦٠ هزار ميليارد تومان كسري واضح دارد اما ورشكسته نيست!! چه چيزي اين همه عامل ريسك مهيب را سر جاي خود نگه داشته و مانع از انفجار شده؟ چه عاملي اين حد از عوامل بي ثبات ساز اقتصادي را كنترل كرده و مانع از نابودي همه چيز شده؟ چه بسيار دولت ها كه با يكي از اين بحران ها يا تغيير حاكميت داده اند يا تغيير جغرافيا يا ناچار از دادن امتيازهاي بسيار بزرگ شده اند. وضع ما درست مثل آب در حال غليان با دماي بالاي صد درجه است كه داخل ديگ زودپز به هم مي پيچد ولي از بيرون قوت ديگ زودپز مانع از انفجار است. دماي آب دهها درجه هم بالاتر برود شايد ديگ زودپز بتواند مانع انفجار شود. من اسم اين ديگ زودپز را state مي گذارم. چنان كه ديگراني هم پيش از من چنين كرده اند. هر چيزي كه باعث روائي ولو نسبي حكمراني رييس جمهور از پاستور بر مرز سيستان مي شود، هر چيزي كه باعث مي شود من تهراني و ترك تبريز و بلوچ زابل با تقريب خوبي خود را ايراني محسوب كنيم state است. State يعني آن سپاهي كه جانش را گذاشت تا داعش به صحن علني مجلس نرسد. State يعني آن مدير عالي رتبه بانك مركزي كه ٥ سال است مرخصي نرفته و روي سيستمي كه خودش خلق كرده قوز كرده تا نرخ ارز از دست نرود و تجربه ٩١ تكرار نشود. State يعني آن مدير وزارت نفت كه در ايام تحريم واقعا له شد تا فروش نفت از آستانه ٨٠٠ هزار تا پايين تر نيايد و حالا هيچ كس حتي اسمش را نمي داند. State يعني آن ايراني كه حاضر است در حلب بجنگد تا صحنه هجوم هزاران داعشي از جلولا به سمت مرز ايران تكرار نشود. كاتسا state را هدف گرفته. اين بار نوبت قطره هاي آب است كه از ديگ زودپز دفاع كنند. شدني است؟ شايد! لينك كانال اقتصاد سياسي https://telegram.me/eghtesadsiasi
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است که روحی و عزمی در مردم ما هست جهت حفظ اسلام، که معادلات اقتصادی و مشکلات آن هرچند آزاردهند است، ولی به این منجر نمی‌شود که دشمن به اهداف خود برسد. شاید إن‌شاءاللّه با روحی که در متن انقلاب اسلامی نهفته است، ما بتوانیم اساساً در فضای اقتصادیِ دیگری که مناسب اهداف انقلاب اسلامی است، وارد شویم. موفق باشید  

20424
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی، سلام علیکم: جناب استاد، اینکه رنه گنون می گوید ساحت شرق اشراق مطلق است و ساحت غرب حسی مطلق است را آیا ایشان شهود کرده اند و یا بر اساس شواهدی می گویند؟ اگر شهود کرده اند این را بگویم که برای بنده ای که بنا دارم مانند دکارت در همه چیز شک کنم و بنا دارم مانند جناب هایدگر (پاینده باد راه او) همه چیز را بازخوانی کنم انتظار نداشته باشید کلام رنه گنون را بی دلیل بپذیرم و اگر ایشان بر اساس شواهدی چنین نتیجه گیری از شرق و غرب کرده اند آن شواهد و دلایل چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه امثال هایدگر و رنه‌گنون نگاهِ فلسفی به معنای انتزاعی و متافیزکی آن نیست، بلکه نظر به شواهد دارد و با عقل دیگری ماورای عقلِ متافیزیکی این نوع مطالب را می‌یابند وگرنه در تاریخی که دکارت تا هگل در میان هستند، این نوع معانی در حجاب خواهد بود. موفق باشید

19292
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد بزرگوار: در پرسش و پاسخ هایی که در باب انتخابات از جناب عالی پرسیده می شود مشاهده می شود که بر قابل اعتماد بودن جمنا تاکید دارید و گویی قضاوت خود را مشروط به جمنا می کنید. حال سوال اینجاست من به عنوان یک جوان انقلابی که تا حدودی با مباحث تمدنی جنابعالی و بیانات رهبری ارتباط دارم به راحتی می توانم مشاهده کنم که افرادی که الان جمنا از آنها حمایت می کند دو روی یک سکه و آن هم سکه ی رایج این روزگار یعنی تکنوکراسی اند. حال چگونه می توان بر این افراد اعتماد کرد چرا که ریل انقلاب رو را در پوشش حزب اللهی گری تعویض می کنند و از طرفی هم نگران هستم که نکند این اعتماد منجر به شروع فرآیند نظری شود تا بتواند هم تکنوکراسی را بپذیرد و به علاوه خود جماعت حزب الله را به جرگه ی تئوری سازان تکنوکراسی البته با نگاه دینی وارد کند و طبقه ای به مراتب دینی تر و پیچیده تر از روشنفکران دینی رایج را تولید نماید. با این اوصاف این اعتماد چگونه است آیا فقط در دست و انگشتان و آن هم در روز 29 اردیبهشت خلاصه می شود و به مثابه ی استخوانی در گلو و خاری در چشم است یا اعتمادی است که از باور قلبی نشئت می گیرد؟ متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حساسیت شما، حساسیت خوبی است، ولی عنایت داشته باشید سخن از شخصیت‌های سیاسی کشور است، نه اساتید سلوکی. افرادی که در «جمنا» کنار هم جمع شده‌اند هرکدام برای خود می‌توانند یک جریان فکری باشند و این‌که حاضر شده‌اند از تفکر جزیره‌ای پا را فراتر گذارند و در تشکلی وسیع‌تر خود را تعریف کنند، یک قدم به جلو است و از این جهت بنده معتقدم افقی از تشکل سیاسی در شأن انقلاب اسلامی پیش آمده است. موفق باشید 

18636
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز خداوند شما را حفظ بفرماید: جناب استاد جمله شما که هر کس برای منافع خودش بیشتر جوش بزند تا دیگران، اصلا در رحمت خدا وارد نشده است برایمان روشن نیست چرا که با این حساب جز تعداد بسیار قلیل عارفان بزرگ بقیه مومنین و متدینین از رحمت خدا دورند لطفا برایمان این اجمال را به تفصیل در آورید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که ما یک خودِ حقیقی داریم که فطرت ما نماینده‌ی آن است و با اُنس با خدا تغذیه می‌شود و یک خودِ غیر حقیقی داریم که نفس امّاره‌ی ما نماینده‌ی آن است؟ هرکس هر اندازه سعی کند مطابق گرایش‌های فطری‌اش عمل کند، بیشتر به خودِ حقیقی‌اش نزدیک می‌شود به همان معنایی که فرمود: «در زمین دیگران خانه مکن / کارِ خود کن، کارِ بیگانه مکن. کیست بیگانه، تنِ خاکی تو / کز برای اوست غمناکی تو»». موفق باشید

16077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: لطفا تعین اول و تعین ثانی و احدیت و واحدیت و فیض اقدس و فیض مقدس را با هم تطبیق دهید که هر کدام با کدام یکی مطابق است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است مباحثی را که در شرح کتاب «مصباح الهدایه» شده است دنبال بفرمایید. صوت آن بر روی سایت هست. موفق باشید

14374
متن پرسش
سلام و احترام: استاد فرزانه آیا اهل بیت (ع) در جوانی یا ابتدای جوانی هنگام مواجه با آزار و اذیت دیگران اذیت و دچار درد چسمی و روحی می شدند؟ آیا امام حسین (ع) در کربلا اذیت شدند هنگام شهادت عزیزانشان؟ آیا رسول خدا هنگام آزار جسمی توسط دشمنان اذیت می شدند؟ آیا رسول خدا در سال آخر زندگی به چنان کمالی رسیدند که اذیت نمی شدند؟ آیا موافقید رسول خدا در جوانی اذیت می شدند ولی در سال آخر عمرشان به علت قدرت روحی بالا اذیت نمی شدند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قلب انسان‌هایی مثل اولیاء معصوم منوّر به درک حقیقت شد، جایگاه هرچیزی را می‌یابند و در عین عاطفی‌بودن آن عاطفه را ذیل درکِ حقیقت احساس می‌کنند از این جهت به یک معنا اذیت می‌شوند که عزیزی مثل جناب عباس را شهید می‌بینند ولی از جهت دیگر در مقام اُنس با حقیقت در استحکام کامل هستند. موفق باشید

14271
متن پرسش
با سلام: یه توضیح کوچولو درباره ی اسم سایت می دید. در مورد اینکه تعداد پیامبران چند تا بوده چه نظری قطعی تره و اینکه آیا پیامبران در کدام نواحی بوده اند؟ آیا فقط در منطقه خاور میانه بوده.. و اینکه تفاوت درجه های پیامبران در چه بوده؟ در سوال قبلیم در جواب از فیاضیت علی الاطلاق و قابلیت انسان گفتید ما چه کار کنیم تا قابلیت دریافت فیض بیشتری داشته باشیم؟ و سوال آخر اینکه این کهکشان ها و آسمان و ... از اول اینگونه بوده یا نه؟ لطف می کنید اگر بفرمایید چگونه بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نام سایت با نظر به تفسیر المیزان انتخاب شد. 2- روایات ما تعداد پیامبران را 124 هزار معلوم فرموده است. ولی بدین معنا نیست که همه‌ی آن‌ها در خاورمیانه ظهور کرده باشند. قرآن آن‌هایی را نام برده است که امکان تحقیق و تأیید حضور آن‌ها در آن منطقه بوده است 3- تفاوت پیامبران در درجه‌ی توحید آن‌ها است که در این مورد می‌توانید به تفسیر آیه‌ی «تلک الرّسل فضّلنا بعضهم علی بعض» به المیزان رجوع فرمایید 4- هراندازه انسان منوّر به عقاید حقه و رعایت اخلاق فاضله بگردد، زمینه‌ی دریافت فیض بیشتر را در خود فراهم می‌نماید 5- مسلّم عالَم ابتدا به صورت  دخان بوده است. قرآن می‌فرماید: «ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ» (فصلت/ 11) سپس به آفرينش آسمان پرداخت، در حالى كه بصورت دود بود. موفق باشید‏

14073
متن پرسش
آیا ما اعتراف مربوط به عالم زر نسبت به ربوبیت خدا در عالم زر را به خاطرمی آوریم؟ اگر به یاد می آوریم این چه نوع به یاد آوردنی است که در خاطر ما نیست و اگر به یاد نمی آوریم چرا خداوند گفته نمی توانیم بی خبری خود را بهانه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن اعتراف به صورت شهودی و با علم حضوری انجام شده است و با تزکیه، احساس می‌شود و نه با فکر و علم حصولی! موفق باشید

14033
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز شما در جواب سوال یکی از دوستان که درباره شک به عالم خارج پرسیده بود فرموده بودید بنا نیست ما به ادراکات خود شک کنیم. دلیل شما بر این امر چیست؟ مگر نه اینکه شما معتقدید ادراکات حسی خطا می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خطای ادرکات حسی را هم خود انسان می‌فهمد پس عملاً نفس ناطقه‌ی انسان به صورت بدیهی متوجه‌ی واقعیات هست. موفق باشید

13303
متن پرسش
سلام علیکم: آقای طاهرزاده من مباحث شما رو کار می کنم و اشتیاق زیادی به قرب اللهی دارم ولی چند وقتی هست ک دیگه نه حال عبادت دارم نه چیزی. نمازمم وقتی میخونم انگار از سر اجبار هست. انگار سست شدم در عبادت و ترک محرمات. خواهشا راهنماییم کنید. تشکر یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که قرآن مى‏فرمايد: «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ» عقيده پاك به سوى صاحب عزت مى‏رود، پس آن كسى هم كه قلبش حامل آن عقيده است به صاحب عزت نزديك مى‏گردد و در نور پايدار او، پايدار مى‏ماند. پس اولين كار براى كسى كه برنامه‏ ريخته تا از پوچى نجات پيدا كند، داشتن عقيده پاك است و همچنان‏كه عرض شد، عقيده پاك «خدادارى» است به همان معناى توحيدى‏ اش، و سپس در ادامه راهكارِ نزديكى به صاحب عزت مى‏فرمايد: «وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ» عمل صالح - كه همان اعمال شرعى باشد - آن عقيده را رفعت و ارتقاء مى‏بخشد و در سير صعودى به سوى صاحب عزت به انسان كمك مى‏كند تا هر چه بيشتر آن عقيده، شايسته نزديكى به خدا گردد و صاحب خود را نيز به خدا نزديك كند، پس بايد در انجام اعمال شرعى نهايت تلاش را كرد تا در نزديكى به صاحب عزت ضعفى به وجود نيايد. یعنی عمل به عقيده‌ی پاك، عامل سير به سوى عقيده حضورى‏. چنانچه ملاحظه فرموديد؛ آيه ذكر شده مى‏گويد: اى انسان‏ها! اگر مى‏خواهيد نتايج تلاش‏هايتان را براى خودتان حفظ كنيد، بايد عقيده‏اى صحيح و پاك و مبرا از باطل پيدا كنيد. عقيده صحيح همان عقيده توحيدى است، يعنى قلب به چنين بصيرتى برسد كه اوست كه اوست، بقيه هيچ‏ اند هيچ. چه كسى ساقى است؟ چه كسى محيى است؟ چه كسى سميع است؟ چه كسى بصير است؟ همه و همه اوست، «يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد» به قول‏ آيت‏ الله جوادى «حفظه‏ الله‏ تعالي» لااقل سالى يك بار دعاى جوشن كبير را بخوانيد تا بفهميد هيچ‏كس جز خدا كاره‏ اى نيست. دعاى جوشن كبير هزار اسم از اسماء الهيه را مطرح مى‏كند، هيچ نقشى براى غير خدا باقى نمى‏گذارد. چون عقيده توحيدى نقشى براى ديگرى نمى‏گذارد، انسان به اميد سايه‏ ها زندگى را از بين نمى‏برد و مى‏ فهمد جداشدن از او كه همه‏ كاره عالم است برابر است با ذلت مطلق، همان طور كه مقابل ترى مطلق، چيزى جز خشكى و غير ترى نيست. اين‏جاست كه مى‏گويد:

خس خسانه مى‏ رود بر روى آب‏

 

آب صافى مى‏ رود بى‏ اضطراب‏

     

 

يعنى بايد به صاحب عزت وصل شد و در اين اتصال هيچ چيز در ميان نباشد تا بدون اضطراب مسير رسيدن به حقيقت به خوبى طى شود.

عيسى روح تو با تو حاضر است‏

 

نصرت از وى خواه، كو خوش ناصر است‏

     

آنچنان بايد از نفس امّاره خود فاصله گرفت و خود را در شرايطى قرار داد كه هستِ انسان در تحت پوشش هستِ خداى صاحب عزت قرار گيرد و از خودْ ناكس و به حقْ كس شود. گفت:

من كسى در ناكسى دريافتم‏

 

پس كسى در ناكسى دريافتم‏

     

وقتى جان خود را در معرض نورِ وجود حضرت حق قرار دهى، ديگر هستى برايت نخواهد ماند. اگر عزت مى‏ خواهى، بايد صاحب عزتِ مطلق را در صحنه جان خود به صحنه بياورى، جاى ديگر عزت نيست. مى‏ خواهى به عزت نزديك شوى و از پوچ شدن نجات يابى، بايد عقيده صحيح پيدا كنى، بصيرتِ توحيدى داشته باشى. توحيد كه به صحنه جان آمد، ديگر چيزى براى كسى نمى‏ گذارد. در معنى تجلى نور توحيد گفت:

روى بنماى و وجود خودم از ياد ببر

 

خرمن سوختگان را تو بگو باد ببر

     

مى‏ خواهى نجات پيدا كنى، نجات مگر اين نيست كه آدم پوچ و نفله نشود؟ نجات از پوچى يعنى ده سال نفس كشيدنم بى‏ثمر نباشد. مى‏ گويد مى‏ خواهى به نجات برسى، يك ربِّ با عزتى هست كه عين بقاء و پايدارى و عدم فرسايش است، و عقيده توحيدى و مبرا از باطل به او نزديك مى‏شود و صاحب عقيده را به ميهمانى ساحت الهى مى‏كشاند. بايد عقيده‏ هايتان را توحيدى كنيد، خانه منيت خود را ويران نماييد تا او به صحنه بيايد و به عزت و بقاءِ او، عزت و بقاء يابيد. گفت:

سايه‏ اى بر دل ريشم فكن اى گنج مراد

 

كه من اين خانه به سوداى تو ويران كردم‏

     

حافظ خانه نظر خود را ويران كرد تا گنج مراد سايه‏ اش را بر او انداخت و لذا حالا مى‏تواند بگويد:

هر دمش با من دلسوخته لطفى دگر است‏

 

اين گدا بين كه چه شايسته انعام افتاد

     

 

مى‏گويد هر چه تلاش مى‏كنم نتيجه محقق نمى‏ شود. عقيده‏ ام توحيدى است اما رشد نمى‏كنم. مى‏ گويد: قبول دارم همه چيز دست خداست ولى اگر پول نداشته باشم غصه مى‏ خورم. قبول دارم همه كاره خداست ولى اگر پشت سرم حرف بزنند كه آبرويم را ببرند، دلم مى‏ لرزد، با اين كه مى‏ دانم عزت دست خداست ولى نگرانم اهل دنيا به عزت من لطمه بزنند. پس چرا نتوانسته‏ ام آن عقيده را در احوالات قلبى‏ ام محقق كنم؟ خداوند در جواب او مى‏ گويد تو عقيده صحيح دارى، ولى رشدش ندادى و رشد آن به عمل صالح است، به همين جهت در دنباله آيه مى‏ فرمايد «وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ»؛ آن عقيده پاك، با عمل صالح - كه همان عمل مطابق آن عقيده است - رشد مى‏كند و آن عقيده را به حقيقت آسمانى‏ اش نزديك مى‏ نمايد و عقيده هر چه بيشتر حضورى مى‏ شود. پس اگر 20 سال بر اساس عقيده توحيدى عمل كرديد و محور قلب را حكم خدا قرار داديد، و به عبارت ديگر عمل به آن عقيده را ادامه داديد، مى‏ بينيد نتايج عقايدِ توحيدى آرام‏ آرام ظاهر خواهد شد. دين توحيدى به ما دستور داده ركوع‏ تان فقط براى حق باشد، براى حق راست بگو، براى حق ببين، براى حق بشنو، براى حق بخور، بنا به فرمايش اساتيد بزرگ همه‏ جا نرو، همه چيز نخور، همه چيز نگو و همه چيز نبين، تا حق با نور عزت و بقايش بر زندگى شما تجلى كند و همان طور كه حق باقى است شما هم به بقاء حق باقى شويد. آيه مى‏گويد اگر 20 سال عمل صالح انجام دادى نتيجه‏ اش اين مى‏ شود كه تو ديگر هر روز فكرنمى‏كنى نكند كسى آبرويت را ببرد. اعتقادات تان با عمل صالح شكوفا مى‏شود و از حالت حصولى به حضورى تبديل مى‏ گردد. اساساً در راستاى چنين هدفى شما را خلق كرده‏ اند،  مى‏ فرمايد: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ»[1] خداوند آن كسى است كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك از شما بهتر عمل مى‏ كنيد، و او شكست‏ ناپذير و بخشنده است. پس مرگ و زندگى انسان‏ها براى آن است كه خود را با احسن اعمال به نمايش بگذارند و بندگى را در جان خود نهادينه كنند تا حجاب بين انسان و خداوند از ميان برخيزد و انسان باشد و خداى عزيز غفور، و از اين طريق به توحيد برسد. آيت‏الله طباطبايى «رحمةالله‏ عليه» مى‏ فرمايند كه خدمت مرحوم قاضى «رحمةالله‏ عليه» بوديم و ايشان درس توحيد افعالى مى‏ دادند - توحيد افعالى يعنى همه فعل‏ها را از حق بدانيم و معتقد شويم «لا مُؤثِّرُ فِى‏ الْوُجُود الّا الله» - در آن اتاقى كه مشغول گوش‏ دادن به سخنان مرحوم قاضى «رحمةالله‏ عليه» بوديم ناگهان گرد وخاكى به پا شد، گفتيم طاق اتاق پايين آمد، همه ما پريديم بيرون. بعد از مدتى كه گرد و خاك‏ها خوابيد، ديديم مرحوم قاضى همان گوشه اتاق با تمام آرامش نشسته‏ اند. و بعد متوجه شديم علت گرد و غبار آن بود كه لوله بخارى حجره پهلويى را كمى خراب كرده بودند تا تعمير كنند - لوله بخارى‏هاى قديمى به همديگر راه داشت - گرد و خاكش در حجره ما آمده بود.[2] بسيار خوب، در ابتداى راهِ توحيد، تمام اعمال ما تحت‏ تأثير عقيده ما نيست، ولى بدانيم هر چه بر اساس اين عقيده عمل كنيم، آن عقيده شكوفا مى‏ شود و نورش در جان ما تجلى مى‏ نمايد و هرچه بيشتر از پوچى رها مى‏ شويم. امثال مرحوم قاضى «رحمةالله‏ عليه» با پايدارى بر عقيده توحيدى و عمل به آن، خود را از پوچى‏ ها و فرسايش‏ هاى دنيا نجات دادند. مشکل را باید به این شکل حل کنید. موفق باشید    

 


[1] - سوره ملك، آيه 2.

[2] - به كتاب مهر تابان آيت الله تهرانى رجوع شود.

نمایش چاپی