بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19520
متن پرسش
سلام علیکم: در بحث دعا و توسل یک مطلبی بر سر زبان ها هست که اگه فلانی را که مرتکب ظلمی شده به حضرت عباس بسپاری خیلی زود جزاشو می بینه. داستان های زیادی هم در این زمینه وجود داره که قطعا همه آنها ساختگی نیست. توجیهی هم که پشت این ادعا هست اینه که صبر خدا زیاده لذا ظالم حالا حالا ها مجازات نمیشه اما حضرت عباس علیه السلام صبر خدایی نداره و خیلی سریع ظالم را مجازات می کنه. خوب حالا این یه تناقضی ایجاد می شه و آن اینکه بالاخره ما چه کنیم؟ کارها را به خدا بسپاریم یا حضرت عباس؟ به عبارت دیگه اگه کارها را به حضرت عباس بسپاریم این شائبه هست که کارها با حکمت الهی پیش نمیره و هر چند ظالم زود به سزایش میرسه و دلمون تا حدودی خنک میشه اما نتیجه حکیمانه ای (در حد حکمت الهی) از این توسل گیرمان نمی آید. تو را به حضرت عباس یه جواب روشنی به ما بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فرهنگ دینی خداوند می‌فرماید: «وللّه الاسماء الحسنی فادعوه بها» خدای را اسماء حسنایی هست، پس او را با آن اسماء حسنا بخوانید. لذا همان‌طور که اگر خدای حکیم را با اسم «یا سریع الإجابه» بخوانید، اگر حکمت او اقتضاء کند با همان اسم به صحنه می‌آید و تقاضای ما را سریعاً جواب می‌دهد؛ می‌توان گفت جناب عباس«علیه‌السلام» به یک معنا مظهر اسم سریع‌الإجابه‌ی حضرت حق‌اند و اگر حکمت الهی اقتضاء کند، ایشان به نور آن اسم به صحنه می‌آیند. موفق باشید  

19042
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: خواستم با شما مشورتی داشته باشم در مورد موضوعی. من سال پیش وارد رشته سینما شدم هم بخاطر علاقه ای که داشتم و هم بخاطر اینکه سینما و رسانه رو بستر بسیار مناسبی برای خدمت در راه خدا میدونستم و متاسفانه سینمای امروز ما راهی کاملا اشتباه رو پیش گرفته و خواستم ان شاءا... قدمی الهی بردارم وقتی به تهران رفتم بعد از مدتی مقصد اصلی تبدیل به فرع شد و ضربه ای عجیب از این خوردم و دچار پوچی و اضطراب شدیدی شدم که اون به لطف خدا باعث شد تا مقصد اصلی انسان به من یاداوری بشه و وجودم را آرام کنم. من قبل از ورود به دانشگاه می خواستم حوزه و دانشگاه رو با هم بخونم تا ان شاءا... همیشه در محور اصلی خود بمانم اما فکر کردم که نمی شود هر دو را با هم خواند و اینجور شد که نرفتم و پشیمونم اما چند روزی است دوباره به حوزه فکر می کنم چون برای سینما محتوا بسیار حیاتیست فکر کردم محتوای دقیق و درست را از طریق حوزه به دست بیارم و چون فضای سینما فضای مطلوبی نیست خواستم در بستر مناسبی باشم تا خدایی نکرده این فضای بد تاثیری روی من نگذارد. سینما اصلا به خودی خود برایم مهم نیست دین من محور اصلی است. نظر شما در مورد رفتن به حوزه و دانشگاه همزمان چیست چون من دوستانی در دیگر رشته ها دارم که هر دو را با هم دارند؟ در مورد محتوایی که احتیاج است فقط حوزه می تواند کمکم کند؟ تصمیم گرفتم که به جای تهران دانشگاه رو در اصفهان ادامه بدم چون اونجا رو تجربه کردم و لزومی به ادامه دانشگاه در تهران با آن خرج و مخارج و مشکلات رو ندیدم. استاد تنها چیزی که بین این تصمیم گیری ها ارومم میکنه اینکه توکلم تنها به خداست. ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید صِرفاً در حوزه وارد شوید نتیجه‌ی بیشتری می‌گیرید، وگرنه در دانشگاه هم قسمت حوزه‌ی دانشجویی نحوه‌ای از نزدیکی به حوزه را فراهم می‌آورد. موفق باشید

17919
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز شما در مورد تقدیر انسان فرمودید که تقدیر انسان ثابت است و به میزانی که انسان تلاش و عمل صالح و ایمان داشته باشد از این تقدیر برخوردار می شود. دیدم روحانی که از قول علامه طباطبایی می فرمود: این که خداوند می فرماید اگر هر مضطری مرا بخواند او را اجابت می کنم به این معنی است که مضطر باید واقعی باشد و مضطر واقعی کسی است که جز خدا را نخواهد آنگاه خداوند او را اجابت می کند. حال خود می گویم که در مقامی که انسان جز خدا را نخواهد که دیگر به دنیا نگاهی ندارد، پس آیا این آیات که می فرماید بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را یا اینکه اگر مضطری مرا بخواند اجابت می کنم او را، و اینکه اگر دعا کننده ای بخواند مرا او را جواب گویم، پس آیا همه مخصوص به توحید واقعی رسیده ها است؟ و ربطی به جزییات زندگی ندارد؟ یا نه؟ لطفا راهنمایی کنید. پس در اینجا معنی این آیه که می فرمایند اگر دعای بنده نبود برای خداوند ارزشی کمتر داشت، چگونه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مضطرّ واقعی کسی است که جز خدا را به طور مستقل، کاره‌ای در عالم نمی‌داند. و لذا امورات خود را از خدا می‌خواهد و خداوند هم وعده کرده است که جواب چنین مضطرّی را بدهد. موفق باشید

15381

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: چند وقتی است سوال مهمی ذهنم را مشغول کرده و با توجه به اینکه زیاد با هم سن و سالهای خودم ارتباط دارم، احساس می کنم که این سؤالِ خیلی از جوانان است: اکثرا به دین اسلام، از نظر اخروی پرداخته می شود و اکثر جوانها فکر می کنند که دیندار بودن اصلا به درد این دنیا نمی خورد و فقط در آخرت به داد انسان می رسد. سوال این است که کاربرد دین و زیبایی و ارزش دین در همین دنیا چیست؟ یعنی در همین دنیا، فرد مسلمان و دیندار، این دینداری اش چه چیزی به او می دهد که فرد غیر دیندار، آن را دارا نیست؟ به عبارت دیگر، کارایی های دینداری، در این دنیا چیست؟ یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سه جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» نکاتی در این رابطه دارد. موفق باشید

15340
متن پرسش
سوال شما: سلام و درود، استاد فاضل و ارجمند فرموده ایددر مسایل سیاسی نحوه برخورد شهید منتظری با شهید بهشتی با مخالفین تفاوت داشت. آیا موافقید طرز برخورد سلمان با ابوذر در مسایل سیاسی متفاوت بوده است؟ آیا موافقید طرز برخورد ابوذر با مخالفین همانند شهید منتظری بوده است و نحوه برخورد سلمان با مخالفین همانند شهید بهشتی (قدس سره) بوده است؟ پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌‌رسد مقایسه‌ی خوبی است. موفق باشید. سلام و ارادت؛ استاد گرانقدر با توجه به پاسخ شما به سوال فوق؛ آیا موافقید در مسائل سیاسی و طرز برخورد با مخالفین، در هر زمان علاوه بر سلمان ها، به ابوذرها هم نیاز داریم؟ البته سلمان ها بهتر از ابوذرها هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این همه، حتما ملاحظه کرده‌اید که در روایات ما در مقایسه‌ی بین جناب سلمان و جناب ابوذر ارزش‌ بیشتر را به جناب سلمان می‌دهند در حدّی که می‌فرمایند اگر ایمان را ده قسم کنیم، هر ده قسم از ایمان را سلمان دارد و یا می‌فرمایند اگر اباذر می‌دانست چه بر قلب سلمان می‌گذرد می‌گفت «خدا رحمت کند کسی را که سلمان را به قتل برساند». از این جهت در دوران‌های فتنه، حکمت سلمانی از شور اباذری بیشتر کار ساز است. موفق باشید

14938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و گرامی: خداوند ان شاء الله شما را برای ما حفظ کند. ما را ببخشید که اذیتتان می کنیم. سوالم در مورد این کتب بود: جایگاهشان چیست و کی باید خوانده شوند: ۱. شوارق الالهام. لاهیجی ۲. نهایت الدرایه. کمپانی ۳. رساله وجود رابط آقا علی حکیم ۴. کشف المراد ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با بودن کتاب‌هایی مثل «بدایة الحکمه» و «نهایة الحکمه» و کتاب «شرح مبسوط منظومه» شهید مطهری، نیاز نیست به طور مستقیم به آن کتاب‌ها رجوع شود مگر برای یک تحقیق خاصّ. موفق باشید

14554

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کتابهایی از شخصی به نام استاد عبدالله مستحسن چاپ شده است که در مباحث تفسیری نگاه خاص دارد به طور کلی نظر شما در مورد کتب و روش ایشان در برداشت از قران چه می باشد؟ آبا توجه به اینکه عرفان و حکمت خوانده ام و درس خارج می خوانم و مباحث تفسیری کار می کنم لطفا سوال را دقیق پاسخ دهید و اگر ممکنه برایم ایمیل بفرمایید. با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهم‌رفته کتاب‌های جناب آقای مستحسن را مطالعه کرده‌ام و مطالب خوبی را در آن دیدم، إلاّ این‌که باید در معارف اسلامی و حقایق ولایی حضور تاریخی امروز ما مدّ نظر قرار بگیرد. موفق باشید

14263
متن پرسش
سلام و احترام: استاد فاضل و فرزانه همانطور که مستحضرید، انسان بخشی دارد به نام فوق عقل آیا غذای این بخش فقط ارتباط با خدا و اهل بیت است؟ آیا تحمل آزار دیگران و کمک به دیگران به نیت رضایت خدا غذای فوق عقل محسوب می شود؟ این که می گویند اگر هر روز فوق عقل غذا نخورد انسان دچار استرس می شود، صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابعاد قلبی و روحی انسان با ادب خاصی تغذیه می‌شود و آن، توحید در عقیده و عمل در اخلاق است منتها با رویکرد رعایت قلب و روح. موفق باشید

13753
متن پرسش
به نام خدای محمد، با عرض سلام خدمت استاد محترم: با عنایت به دستگاه فکری و مطالعاتی حضرتعالی که ما را به حقیقت خود متذکر می شود و از طرفی هم نیل به این مهم لوازم و الزاماتی دارد که بالفرض در گفتار چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی به کم گویی و کم گوش دادن و.... اشاره شده است که ذیلا به سوالات اینجانب جواب دهید: 1. چگونه ممکن است کسی سیر و سلوک الی الله را در دستور کار قرار دهد و در کنار آن در عرصه سیاست حضوری فعال داشته و مسولیت های خطیر هم داشته باشد؟ 2. آیا یک سیاست ورز بایستی با یک ژست خاصی در آن وارد گردد؟ در انتها خواهش دارم از شما استاد عزیز که اگر امکان دارد کتابی با عنوان عالم سیاست و سیر و سلوک الله که پاسخ تمام کسانی که می خواهند سیر الی الله کنند و هم وارد عرصه سیاست شوند مرقوم نماید. با سپاس ویژه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در جزوه‌ی «طلبه‌ی عصر انقلاب» و جزوه‌ی «نحله‌ی نجف» و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شده است که فکر می‌کنم بتوانیم متوجه شویم در این تاریخ چگونه از طریق مسائل سیاسی انقلاب اسلامی قرب خود را با مولایمان حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» بیشتر کنیم. 2- سیاست‌ورزِ واقعی در امروز، رهبری انقلاب است که ژست او حساسیت نسبت به سرنوشت این ملت و این انقلاب است. موفق باشید

12959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد عزیز آیا عهد الست در علم الهی صورت گرفته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. موفق باشید

12070
متن پرسش
با سلام و عرض خدا قوت: در کتاب معرفت نفس داریم که نفس برای ادارک اشیا خارجی صورتهای مانوس به خود ایجاد می کند. خوب آیا وقتی نفس مثلا شکل یا بوی چیزی را ادارک می کنند این ادرک را با آنچه در بیرون هست می توانیم بگویم حتما ارتباط مستقیم دارد ولی آیا می توانیم بگویم همان طورکه به وجود خود یقین داریم بیابیم که این ادراک ما درست همان شئ است که در خارج هست؟ بله آقا ما وجود درد را حس می کنیم و منکر آن یا خود شئ نیستیم بلکه ادارک تام و تمام شیئ را مورد سوال داریم. آیا شئ خارجی با ادارک ما تطابق تام دارد یا خیر؟ همیشه دعاگوی شما هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نفس را مجرد دانستیم و متوجه حضور و احاطه‌ی آن نسبت به همه‌‌ی آن‌چیزهایی بدانیم که در معرض نفس قرار می‌گیرد چرا نسبت ادراک و احساسی که نفس ناطقه نسبت به اشیاء دارد در شک باشیم و خود را در این موضوع متوقف کنیم و سیر خود را برای ادراک موضوعات بعدی ادامه ندهیم؟ موفق باشید

10812
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: ما تو کانون مسجد یه گروه مطالعاتی تشکیل دادیم و می خواهیم تاریخ 14 معصوم رو همراه با تحلیل هاش رو اجرا کنیم شما چه کتاب هایی رو برای ما پیشنهاد می کنید؟ 2- چه توصیه هایی برای بهتر برگزار شدنش دارید؟ متوسط سنی ما هم 20 و 21 است. لطفا ایمیل کنید ممنون از لطفتون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کار خوبی است شاید در ابتدای امر، کتاب‌های جناب آقای پیشوایی و مرحوم اشتهاردی خوب باشد و از همه مهم‌تر کتاب «انسان 250 ساله» است که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» سخنرانی کرده‌اند 2- سعی کنید مطالب را در کم‌ترین زمان ارائه دهید – مثلاً نیم‌ساعت یا کم‌تر - و در دل آن از تذکر نسبت به مقام امامت غافل نباشید. بحثی در رابطه با آیه‌ی مباهله در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده تذکر خوبی است. موفق باشید
10384
متن پرسش
سلام حضرت استاد: خسته نباشید. چرا خود دیدن حضرت سلیمان باعث کج شدن تاجشان می شود ولی ما نه؟ همه جای قرآن حق فریاد می زنند که جواب ظلم داده می شود عجب ما هم قطعا حجاب ما می شود و مانع دریافت فیض به شرط توبه نکردن البته، به این خاطر نیست که تاج برای بدن مثل روح است برای جسم تاج به اذن حق کج می شود تا انحراف البته در سطح انسان کامل را نشان دهد و چون ایشان به منزله روح برای جهان هستند خود دیدن ایشان هم باعث کج شدن کلاه می شود چون تدبیر عالم بانیابت از حق دست ایشان است همان گونه که وقتی روح ما بیمار می شود جسم ما هم بیمار می شود و بیماری جسم علامت بیماری روح است. خودبینی ما باعث تاثیر قابل رویت در اطرافمان نمی شود چون ما واسطه فیض به عالم ماده نیستیم. درست است استاد؟ 2- اگر ظالم از ظلمش توبه کند ولی عذرخواهی از مظلوم نکند و مظلوم هم بگوید خدایا اگر توبه هم کند من نمی بخشم مگر در صورت عذرخواهی، آیا خدا ندیده ظلم ظالم را می گیرد خواست مظلوم را به صرف توبه ظالم؟ که به نظر با عدل سازگار نیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حرف خوبی است. آری چون آن اولیاء الهی همه‌ی تصرفاتشان در راستای رجوع به انوار الهی صورت می‌گیرد اگر کوچک‌ترین خللی در رجوع آن‌ها ایجاد شود به همان اندازه در تصرفاتشان خلل ایجاد می‌شود. البته: «کار نیکان را قیاس از خود مگیر» آن بزرگان رابطه‌ی خاصی با خدا دارند که مربوط به خودشان است 2- یکی از لوازم توبه، عذرخواهی از مظلوم است و جبران حق النّاس. موفق باشید
5764
متن پرسش
بسمه تعالی.سلام علیکم.نظر شما درباره ی کتاب ها و تفاسیر قران آقای عبدالله مستحسن چیست؟باتشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده تعدادی از آن کتاب‌های ایشان را خواندم نکات ظریفی را مطرح می‌کنند که ارزشمند است. موفق باشید
5551

اصالت وجودبازدید:

متن پرسش
سلام بر شما عزیز دل و نور چشم.لطفا پیرامون اصالت وجود و اصالت ماهیت توضیحاتی بدهید و دلمان را آرام کنید.اصالت وجود و اصالت ماهیت در اندیشه فلسفی امام را بیان فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: 1- سلام علیکم: آدم حسابی! بنده این‌همه زحمت کشیدم و کتاب «از برهان تا عرفان» را نوشتم و بعد 17 جلسه برهان صدیقین را از همان کتاب شرح دادم تا معنای اصالت وجود و عدم اصالت ماهیت را روشن کنم حالا همه‌ی آن زحمات را رها کرده‌اید و می‌خواهید طی یک سؤال و جواب همه‌ی آنچه انجام شده است را تکرار کنم؟ 2- حضرت امام در موضوع اصالت‌دادن به وجود نظر ملاصدرا را قبول دارند. شما تصمیم بگیرید قسمت برهان صدیقین از کتاب «از برهان تا عرفان» را همراه با سی‌دی شرح آن مطالعه بفرمایید تا إن‌شاءاللّه دل‌تان آرام شود. موفق باشید
5073

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی_سلام علیکم اگر ممکن است در مورد فلسفه حدیث شریف کساء از منظر عرفانی و جمع شدن این انوار مقدسه علیهم السلام زیر کساء شرح مختصری هدیه فرمایید این گدا را .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض مختصری داشتم خارج از آن فکر نکرده‌ام. موفق باشید
3579
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی میخواستم منابعی در زمینه اسماء و صفات الهی و کیفیت تجلی این اسماء در قلب عارف و این که چگونه عارف مظهر اسماء الهی می شود به حقیر معرفی کنید. با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شاید کتاب «اسماء الهی، دریچه‌ی انس با خدا» که روی سایت هست کمک کند. موفق باشید
1691
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی (لطفا به طور خصوصی پاسخ دهید) در مورد کارهای فرهنگی سوالی داشتم که اگر ما می خواهیم کار فرهنگی کنیم باید بدانیم کار فرهنگی یعنی گسترش معنویت؛ گسترش گزاره های دینی، تبدیل گزاره های دینی به رفتار دینی که این امر در مسجد اتفاق می افتد و با مدرنیته در تناقض اند اما جوانان ما عمدتا از اوقات فراغت استفاده درستی نمی کنند و زندگی روزمره آنها با مدرنیته گره خورده و عمدتا اوقات فراغت آنهابه بطالت گذرانده می شود؛ چگونه می توان آنها را به سمت مسجد ترغیب کرد؟ آیا استفاده از ابزار مدرن ،جشن ها،اردوها و فیلم و ... برای جذب قابل استفاده اند؟ روشی که شما برای جذب ،سامان دهی و ماندگار کردن جوانان و نوجوانان پیشنهاد میکنید چیست؟ آیا باید از همان ابتدا از سیر های معرفتی استفاده کرد یا باید این سیر ها به صورت تدریج وارد کار شوند؟ با کسانی که علاقهایبه سیر ها ندارند چکار کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اگر جهت‌گیری به سوی عبور از غرب باشد و نظر به معاد و حاکمیت اسلام باشد و نه حاکمیت ارزش‌های غربی، استفاده از ابزارهای مدرن خوب است. ولی قصه‌ی آن آقایی نشود که رفت آب بیاورده، آب بردش. روش بنده معرفت نفس است با رویکرد به معاد، مثل کاری که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» انجام شده. موفق باشید
1484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. جناب استاد، یکی از آزمایشاتی در که علم فیزیک مشهور شده و البته خیلی سوال برانگیز است آزمایش فیلادلفیا است که طبق ادعاهای موجود، بر اساس آخرین نظریه انیشتین انجام شده و باعث انتقال اشیاء و حتی انسان های مورد آزمایش به مکان و زمان دیگری شده است. (http://ma-gemini.blogfa.com/post-84.aspx)میخواستم بدانم که از نظر فلسفه اسلامی حرکت در زمان امکان پذیر هست و آیا توجیهی در این موضوع وجود دارد یا نه؟ .... با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مسلّم می‌توان در ماوراء عالم ماده و حاکم بر عالم ماده قرار گرفت و بدون طی مکان و بدون گذر زمان، در محلی دیگر واقع شد ولی باید مواظب بود استناد ما به چیزهایی نباشد که مبهم اند. موفق باشید
1236

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام با عرض خسته نباشید، سوال من راجع به حرکت جوهری این است که ارتباط بین حرکت جوهری و حرکت مکانی یا وضعی چیست که گفته شده ریشه این حرکت ها هم حرکت جوهری است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در بحث حرکت جوهری روشن می‌شود هر تغییری عرضی ریشه در جوهری دارد که عین حرکت است، حتی حرکت مکانی به جهت ذات متحرک عالم ماده است به همین جهت حرکت و مکان در عالم مجردات معنی ندارد. موفق باشید
988

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید.استاد "رزق" شامل تحصیلات و ازدواج و شغل هم می شود و یا فقط به خوراک و ... اطلاق می شود؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی احتمالاً شامل علم و همسر و خانه و منبع درآمد هم می‌شود، عمده آن است که این امور را به خدا واگذار کنیم و در حدّ معقول فعالیتِ لازم را بنماییم و آنچه را خداوند در علم و همسر و خانه و منبع درآمد نصیب ما فرمود با طیب خاطر بپذیریم که مسیر کمال ما همانی است که خداوند مرحمت فرموده است. موفق باشید
31782
متن پرسش
با سلام به استاد عزیز: حتماً در جریان هستید که در هفته‌های اخیر اعلام شد دانشگاه آزاد آقای دکتر بیژن عبدالکریمی را اخراج کردند و البته بعداً آن حکم را به یک معنا لغو نمودند ولی عده‌ای از اساتید دانشگاه به آن اخراج اعتراض کردند. با توجه به این‌که بنده از سالها قبل در جریان مخالفت شما با نظرات آقای عبدالکریمی بودم، خواستم بدانم نظرتان در مورد اخراج ایشان از دانشگاه آزاد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید عرض کنم بنده نیز با اخراج ایشان از دانشگاه مخالف هستم و معتقدم به جای اخراج، باید سخنان ایشان نقد و بررسی شود زیرا نه نفیِ مطلق چاره‌ساز است و نه ارادت مطلق. و در همین رابطه از برنامه زاویه شبکه چهار تلویزیون گله‌مند هستم که چرا در بررسی موضوع اخراج آقای دکتر عبدالکریمی تنها دو نفر از مخالفان اخراج را دعوت کردند یعنی آقای دکتر سید جواد میری و آقای دکتر احمد راهدار. در حالی‌که انصاف آن بود از کسانی که تصمیم به اخراج ایشان گرفته‌اند نیز دعوت شود تا آن‌ها نیز دلایل اخراج را مطرح کنند که البته با سوابق فکری که بنده از آقای عبدالکریمی دارم، اخراج‌کنندگان نیز دلایل و سخنانی داشتند و این موجب می‌شد تا نقد دعوت شده ها به اخراج آقای عبدالکریمی در خلأ انجام نشود.

در این‌که آقای دکتر عبدالکریمی فردی دغدغه‌مند و عاطفی هستند، بحثی نیست. حتی ایشان در رحلت فرزند بنده تلاش کردند با بنده تماس بگیرند و تسلیت بگویند و از این جهت لطف کردند. پس انتقاد بنده از ایشان یک امر شخصی نیست، بلکه تفاوت در نگاه به تاریخی است که ما در آن قرار داریم، بدون هرگونه کینه‌ورزی و یا این‌که معتقد باشم نظام باید در نفی امثال ایشان عمل کند. حتماً می‌دانید که ایشان از سال‌های قبل، اصلِ انقلاب اسلامی را بسط مدرنیته و نیهیلیسم می‌دانند و در ابتدای سال 98 می‌فرمایند: «انقلابیون باید مؤلفه‌های بنیادهای جهان کنونی را به رسمیت بشناسند و صرف تکیه بر ارزش‌های معنوی کافی نیست چنانچه در مسئله حجاب و نابودی اسرائیل شکست خوردیم.» - فعلاً بحث در نقد این سخن نیست، بحث در آن است که گویا از نظر ایشان به رسمیت نشناختن اسرائیل، به رسمیت نشناختنِ بنیادهای جهان کنونی است-

ایشان معتقدند: حکومت دینی امری است پارادوکسیکال و خودْ متضاد، زیرا حکومت مربوط به مناسبات اجتماعی است و دین، رابطه‌اش با افراد است. - آیا از نظر آقای دکتر عبدالکریمی این‌همه دلایل قرآنی که حضرت امام در رابطه با اجتماعی‌بودن دین مطرح می‌کنند و می‌فرمایند: «والله، همه اسلام سیاست است» بی‌معنا است؟-

آقای دکتر عبدالکریمی معتقدند تعبیر انقلاب اسلامی ایران، یک برساختِ تاریخی است و تفسیر جریان حاکم است که به جنبش مردم ایران عنوان «انقلاب اسلامی» دادند. - آیا از نظر آقای دکتر عبدالکریمی شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که از اولین‌ شعارهای انقلابیون بود، برساخته جریان حاکم است؟-

آقای دکتر عبدالکریمی در توصیه به جریان‌های برانداز می‌فرمایند دیدید که در بهمن 57 هم کاری نشد. بنابراین اگر باز بخواهید انقلابی صورت دهید هیچ نتیجه‌ای نخواهید گرفت - آیا آقای دکتر عبدالکریمی برای چنین توصیه‌ای به جریان‌های برانداز حقیقتاً معتقدند در انقلاب اسلامی هیچ کاری نشد؟ و آن تعبیری را به کار بردند که البته بنده به خود اجازه نمی‌دهم از آن واژه استفاده کنم-

تعجب بنده از فرمایشات جناب آقای سید جواد میری در برنامه «زاویه» است، ایشان طوری صحبت کردند که گویا همه انتقادهای‌شان به آقای دکتر عبدالکریمی را از یاد برده بودند. در حالی‌که خود ایشان در جلسه رونمایی از کتاب «پرسش از امکان امر دینی» می‌فرمایند:

«در روایت عبدالکریمی اشکالات بنیادینی به چشم می‌آید که یکی از آن‌ها مترادف‌پنداشتنِ امر عرفی و امر سکولار است و دیگری عدم تمایز بین سنت عبری- یهودی و اسلامی- شیعی، و سر آخر التفات نکردن به میدان معنایی قرآن با عطف به مفاهیمی چون غیب و شهادت و در عوض، تأکیدکردن بر مفاهیمی همچون قدسی و سکولار که از مفهوم‌های محوری در سنت مسیحی هستند تا مبتنی بر بینش قرآنی».

و یا جناب آقای دکتر قاسم پورحسن با این‌که مخالف اخراج آقای دکتر عبدالکریمی هستند، در نقد نظریات ایشان می‌فرمایند:

«این‌که فقه یا شریعت را به سبب تکلیفی و اجتماعی بودن و این‌که انسان‌ها با آن نسبت عملی دارند، سکولار بنامیم و تمام دین را تجربه درونی فرد، بدون پیوند با بنیان‌های حقیقی دین ترسیم کنیم؛ حکایت از آن دارد که نه می‌دانیم شریعت چیست و نه التفاتی به گوهر دین داریم. این کژتابی‌ها در «فهم» سبب شد تا در نیابیم امر دینی چیست. بدون فهم صحیح از دین مدعی می‌شوند در دوره سلطه خرد جدید چیزی به نام دین وجود ندارد و در جوامع امروز انسانی با امر دینی مواجهه نیستیم... ریشه این تحلیل آن است که در درون مطالعات مغرب‌زمین در باب دین به‌سر می‌بریم.»

جناب آقای دکتر پور فرج در جلسه بررسی سه کتاب مربوط به «تأملاتی بر ساحت قدس، وجود و تاریخ» در رابطه با اندیشه آقای عبدالکریمی می‌فرمایند: آقای عبدالکریمی یک متفکر ناراضی و نگران است و با بحران مخاطب روبه‌رو می‌باشد، زیرا جامعه هدفش معلوم نیست. با خواندن این مطالب - منظور سه کتاب فوق- نه کسی به «دین» می‌پیوندد و نه کسی از آن بُریده می‌شود. مؤمنین برای به دین پیوستن نیاز به چنین نظریاتی ندارند، برای ایمان‌ورزیدن دانستنِ این نظریات نقشی ندارد. آنچه آقای عبدالکریمی گفته‌اند قدرت آن را ندارد که از یک نظریه فلسفی فراتر رود و به امر قدسی نظر کند. این نظریه امکان آن را ندارد تا از امکانات جان‌دارِ سنت استفاده کند.

و البته به نظر این حقیر که سال‌های متمادی نگاه آقای دکتر عبدالکریمی را دنبال می‌کردم، نظرات آقای پورفرج نظرات صائبی است و این بدان معنا نیست که فلسفی ‌بودن آقای عبدالکریمی نفی شود.

آقای دکتر عبدالکریمی در بحثی که اخیراً و بعد از مطرح شدن اخراج ایشان با پژوهشگاه «شهید صدر» « https://t.me/bijanabdolkarimi/5753» تحت عنوان «تفکر دینی در تمدن آینده» داشتند، در گفتگویی که با آقای بیگدلی انجام دادند معتقدند ((با انقلاب اسلامی چیز تازه‌ای اتفاق نیفتاده است و جریان‌های انقلابی آخرین پتانسیل‌های سنت تاریخی خود را به صحنه آورده‌اند، نه این‌که انقلاب اسلامی آغاز تاریخ جدیدی باشد.)) تقاضامندم باز به این جمله ایشان دقت بفرمایید که می‌گویند: ((با انقلاب اسلامی چیز تازه‌ای اتفاق نیفتاده است و جریان‌های انقلابی آخرین پتانسیل‌های سنت تاریخی خود را به صحنه آورده‌اند نه این‌که انقلاب اسلامی آغاز تاریخ جدیدی باشد.)) و در مورد رخداد سال‌های اخیر در رابطه با آن را نیز آخرین پتانسیل‌های سنت تاریخی جریان مذهبی می‌دانند که به صحنه آورده‌اند.

 می‌گویند جامعه من به جهت گفتمان انقلاب به شدت به دامن غرب پناه برده است.

بنده در مجموعه مناظرات و گفتگوهای ایشان با مخاطبان‌شان، هرگز آنچه که در یک گفتگوی متقابل باید صورت گیرد و طرفین گفتگو هر کدام آینه فهم دیگری باشند؛ ندیدم. ظاهراً برداشت های ایشان از نظرات هایدگر آنچنان بر ذهن و روان‌شان سیطره دارد که حالت کلیشه‌ای پیدا کرده و هر چند بعضاً مطالب خوبی از هایدگر را مطرح می‌کنند، ولی طوری آن‌ها را فهمیده‌اند که از ادغام افق‌های فکر که گادامر از هایدگر آموخته است در سخنان شان خبری نیست. به نظر می آید هیچ برداشتی جز برداشت خودشان از موضوعات را، فکر به حساب نمی‌آورند. و به همین جهت یا در نقد آقای دکتر پورحسن می‌فرمایند آنچه دکتر پورحسن می‌گوید مربوط به دوره تاریخی دیگری است و یا در نقد آقای بیگدلی می‌فرمایند این حرف‌ها داستان آرزومندی است. و این جمله را در مقابل بسیاری از منتقدان‌شان تکرار می‌کنند و یا اگر بگویید ملت ایران با انقلاب اسلامی رسالت تذکر به تاریخ سکولاریته را دارد تا در تاریخ مدرن بازگشت به عهد قدسی پیش آید؛ می‌فرمایند این یک نوع یهودی‌گری است که خود را ملت برگزیده می دانستند.

در سال 1396 که در دانشگاه تبریز بنا بود انقلاب اکتبر روسیه را نقد و بررسی کنند،[1] ملاحظه می‌کنید ملاک حقیقت یک انقلاب صحیح را انقلاب فرانسه گرفتند[2] و هر حُسنی که انقلاب بلشیویکی داشت را تحت تأثیر انقلاب فرانسه دانستند و هر عیبی که در آن انقلاب بود؛ آن را با انقلاب اسلامی مقایسه می‌کردند و می‌فرمودند مانند انقلاب ما. معتقدند انقلاب اکتبر روسیه بیشتر مبتنی بر ایدئولوژی است و انقلاب اسلامی ابتدا کنش کرده و سپس می‌خواهد ایدئولوژی‌اش را تدوین کند و به گفته ایشان ابتدا منار را دزدیده و به دنبال چاه می‌گردند. می‌فرمایند انقلابیون ایرانی می‌خواهندبه نوعی اراده‌گرایی در روزگاری بپردازند که زمانه با آن‌ها یار نیست و می‌فرمایند علت اصلی شکست اصول‌گرایی در انتخابات اخیر – منظور سال 96- تأکید بر اندیشه‌ها و ایده‌هایی است که تاریخ از آن‌ها حمایت نمی‌کند.

آقای دکتر عبدالکریمی طوری انقلاب اکتبر را با انقلاب اسلامی مقایسه می‌کنند که انقلاب اسلامی در نظر ایشان سراسر خطا و انحراف است و اگر بسیجیان و پاسداران و طلاب جوان را دوست دارند، نه به اعتبار تعلّق آن‌ها به انقلاب، بلکه به جهت آن‌که از نظر آقای دکتر عبدالکریمی آن‌ها فرزندان ایران‌اند.

حال مقایسه بفرمایید نظر آقای دکتر عبدالکریمی را در رابطه با انقلاب اسلامی و اسلامی‌بودن آن و نظر آقای دکتر رضا داوری را که آقای دکتر عبدالکریمی خود را شاگرد ایشان می‌دانند.

در نشستی که آقای دکتر رضا داوری در تاریخ پنجشنبه ۲۶ مرداد سال 1396در خانه مشروطه اصفهان داشتند، از ایشان ‌پرسیدند: «آیا انقلاب اسلامی راهی را برای ما باز کرده است؟ و آیا امکانات تازه‌ای به روی ایران گشوده است؟» ایشان در جواب می‌فرمایند: «چرا در بدیهیات شک می‌کنید؟ مگر می‌توان گفت که حرکت امام خمینی یک گشایش در تاریخ ما نبوده؟ انقلابی رخ داده و عهدِ دینی تجدید شده است، مهم آن است که ما چطور می‌خواهیم رونده‌ این راه باشیم. اکنون باید گشایش را فهمید و البته به آن دل‌خوش نشد، باید به امکانات و چگونگی این راه دقت کرد. ما قدم به قدم باید آن را بگشاییم.»

آقای دکتر داوری در آخرین کتاب خود یعنی کتاب «اخلاق در زندگی کنونی»[3] در صفحه 339 می‌فرمایند: «در این‌که دین اسلام و رهبری دینی - و نه هیچ نیروی دیگری- می‌توانست چنین نهضتی را به‌وجود آورد و راه ببرد، به دشواری می‌توان تردید کرد. پس در این‌که انقلاب صفت اسلامی داشت و دارد تردید نباید کرد.» و در صفحه 340 همان کتاب می‌فرمایند: «کار بزرگ، یعنی سرنگون کردن نظام سلطنتی، صورت گرفته بود. کار بزرگ دیگر هم، اسلامی کردن کشور بود که با توجه به مسلمان بودن مردم و حرمتی که روحانیت داشت، مشکل نمی‌نمود.»

آقای دکتر رضا داوری در مورد انقلاب اسلامی می‌گویند: «انقلاب را دنباله تاریخ توسعه‌نیافتگی نمی‌دانستم. انقلاب حادثه‌ای پیش‌بینی نشده بود... احساسم این بود که دری در تاریخ در حال گشودن است ... اکنون به این نتیجه رسیده‌ام که انقلاب ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.»[4] در ادامه می‌گویند: «انقلاب اسلامی حادثه بزرگی است و من همواره در سایه تفکر متفکران بزرگ به این حادثه و تجربه عظیم تاریخی اندیشیده‌ام»[5] و می‌گویند: «البته معتقدم که انقلاب باید بتواند در اساس جهان کنونی رخنه کند و اساس دیگری بگذارد.»[6] و در همین رابطه می‌فرمایند: «در هر صورت با نادیده‌گرفتن تجدد هیچ انقلابی صورت نمی‌گیرد. انقلاب بازگشت به گذشته و تجدید رسوم آن نیست. در انقلاب باید از غرب و از میان آن (و نه از کنارش) گذشت. غرب نمی‌گذارد هیچ قدرتی آسوده از کنارش بگذرد. من همچنان به انقلاب وفادارم به شرط این‌که آن را محدود به رعایت بعضی رسوم و ترک بعضی دیگر نکنیم و سودای حل همه‌ مسائل را از طریق إعمال قدرت سیاسی نداشته باشیم.»[7] و با توجه به این امر می‌فرمایند: «بنده اکنون هم از انقلاب دفاع می‌کنم و همچنان به غرب و تجدد با نظر انتقادی می‌نگرم.»[8] با توجه به سخنان چنین متفکری می‌توان به معنای «جهان بین دو جهان» فکر کرد، به‌خصوص آن‌جا که می‌فرماید: «انقلاب اسلامی ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.» امری که بنده عنوان آن را حضور بشر آخرالزمانی گذاشته‌ام.

به هر حال بحث در این جا نقد افکار آقای دکتر عبدالکریمی نیست که بنده بخواهم بدان ورود کنم. بحث در جایگاه ایشان در دانشگاه است که به نظر بنده ایشان به عنوان شخصیتی نقّاد باید در دانشگاه دارای کرسی نقد و نظریه باشند و در جمع اهل نظر، نظرات خود را مطرح نمایند تا نقد و بررسی شود و از این جهت وجود ایشان در کشور و در دانشگاه نیاز است از آن جهت که تضارب آراء موجب رشد فکری جامعه می‌شود. ولی آیا می‌توان روح و روان دانشجویان را در کلاس‌های دانشگاه در اختیار ایشان گذاشت تا انقلاب اسلامی را که یک ملت برای آن فداکاری کرده‌اند و خون داده‌اند؛ این‌چنین زیر سؤال ببرند و دانشجویانی را که باید افسران جنگ نرم در مقابل دشمنان این انقلاب باشند، به افرادی خنثی و بی‌تفاوت تبدیل کنند؟ چیزی که بنده ناظر بوده‌ام که چگونه بعضی از طلاب و دانشجویان در مواجهه با نظرات ایشان گرفتار نوعی پوچی و سرگردانی شده‌اند و از همان جا بود که بنده نسبت به افکار ایشان حساس شدم و مطالب ایشان را دنبال کردم. به نظر می‌آید هیچ نظامی چنین اجازه‌ای را نخواهد داد. زیرا با محوریت انقلاب اسلامی بر عامل بقاء و انسجام ملت تأکید کرده‌ایم. بنده منکر مسلمانی و دلسوزی ایشان نیستم، ولی همچنان که خودشان می‌فرمایند دین را امری فردی می‌دانند و این‌جا است که موضوع حق و باطل بودن جریان‌ها در گفتار ایشان به‌کلّی مورد غفلت است.

در سخنرانی اخیرشان تحت عنوان «تفکر دینی در تمدن آینده» از آقای مصطفی تاج‌زاده تجلیل می‌کنند که البته عیبی بر این کار نیست. ولی آیا ایشان از جایگاه استاد فلسفه در کنار آقای مصطفی تاج‌زاده هستند و یا از جایگاه یک کنش‌گر سیاسی با عقاید خاصی که آقای تاج‌زاده دارند؟ آیا نقد ما به آقای دکتر عبدالکریمی در نسبت ایشان با آقای تاج‌زاده، نقد به یک استاد دانشگاه است و یا یک کنش‌گر سیاسی؟ بالاخره آقای دکتر عبدالکریمی را یک روشنفکر بدانیم و یا یک استاد فلسفه؟ از آن جهت که خودشان به خوبی می‌دانند جایگاه هر کدام متفاوت است و نگاه پدیدارشناسانه به موضوعات با نگاه روشنفکران، زمین تا آسمان فرق دارد.

 با این همه همچنان معتقدم ایشان و امثال ایشان باید در مراکز علمی، کرسی آزاد اندیشی جهت ارائه اندیشه‌های خود داشته باشند و آن اندیشه‌ها در معرض نقد و بررسی قرار گیرد ولی به عنوان استاد با چنین اعتقادی ظلم به دانشجویان می باشد به دلایلی که عرض شد. موفق باشید.

 


[1] - می‌فرمایند: انقلاب فرانسه یک امر تاریخی است و فلسفه بیش از ایدئولوژی در آن نقش دارد و همسو با فرآیندهای تاریخی است و در بستر یک تقدیر تاریخی به إعمال اراده انسان می‌پردازد. همراه با اعمال اراده‌ای که متفکران می‌خواستند به معنای تغییر نظام فئودالی به بورژوازی داشته باشند.

[2] - https://t.me/bijanabdolkarimi/1468

[3] - انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی- 1399

[4] - کتاب «آفاق فلسفه در سپهر فرهنگ» مصاحبه «آقای زارع با آقای دکتر داوری». صفحات 72 و 73

[5] - همان- ص 109

[6] - همان- ص 141

[7] - همان- ص 142

[8] - همان- ص 145

22519
متن پرسش
سلام استاد جان: استاد منظور مرحوم علی صفائی از این متن چیست؟ یکی از شکلهای التقاط، این است که بخواهی با فلسفه و عرفان و علم، به مذهب کمک کنی؛ در حالی که مذهب آمده تا کسری‌های اینها را تامین کند و به مغز و قلب و تجربه انسان، فضا و زاویه ای بدهد، که بتواند هستی را آنگونه که هست، دریابد. (نامه های بلوغ. صفحه ۳۵) خدا خیرتون بده التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور است که آن مرحوم می‌فرماید. هیچ‌وقت فلسفه و عرفان و علم توان آن را ندارد که به دین کمک کند ولی بحث عرفا و فلاسفه این نیست، بلکه با دقتِ در دین، نگاه‌های فلسفی و عرفانی به‌دست می‌آید یعنی دین هم سخنان فلسفی و عرفانی دارد. موفق باشید

19781
متن پرسش
با سلام: با توجه به پرسش و پاسخ های قبلی و مطالعه کتاب مربوط به شناخت جن و شیطان بنده به این نتیجه رسیدم که حتی اگر کسی برای ما سحری بنویسد مانند آن شخصی است که پشت سرما غیبت کرده یا تهمت زده. همانطور که اگر ما همچون شهید بهشتی خدایی فکر کنیم می توانیم به راحتی از آن تهمت ها عبور کنیم و خم به ابرو نیاوریم می توانیم با توکل به خدا و همراه داشتن آیت الکرسی و چهار قل و بعضی حرزهای خاصی که از سوی اهل بیت روایت شده اند و به خصوص انجام واجبات و ترک محرمات در سایه اطاعت از ولایت فقیه از بلاهای نازل شده به واسطه سحرهای نوشته شده نجات پیدا کنیم. این نتیجه بنده صحیح است؟ لذا ما نباید خیلی در مقابل هر مشکلی به دعانویس ها و اینگونه افراد رجوع کنیم و باید خداگونه با تکیه به همان اعمال و اوامر صادره از سوی خدا پیش برویم تا دچار وسواس نشویم. اما کسانی که با رجوع به برخی دعانویس ها پای آنها و دعاهایشان را به زندگی خویش باز می کنند یا با برخی کارها پای اجنه را به زندگیشان باز می کنند حسابشان جداست و لازم است به وسیله همان دعانویس ها آن اثرات را از زندگیشان خارج سازند تا وقتی که بتوانند به صورت معمولی و نرمال خدایی زندگی کنند. نظر شما استاد گرامی در این مورد چیست؟ معذرت می خواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر این برداشت، برداشتی بسیار درست و حسابی است. موفق باشید

17975

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا بحث تشکیک وجود باعث محدودیت در وجود می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا در تشکیک در وجود، عملاً پذیرفته‌ایم وجود مطلق در همه جا حاضر نیست. موفق باشید

نمایش چاپی