باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر عقل انسان به خودی خود بخواهد نظر به حقایق اندازد حتی به صورت مفهومی، نیاز به صفای دل دارد. ولی اگر کسی آن مفاهیم را با انسان در میان بگذارد لازم نیست که صفای دل در او باشد ولی در این صورت به دانایی خود مقیّد نیست، تنها نمیداند که چنین حقایقی هست ولی تحت تأثیر آن دانایی قرار نمیگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم ظلمی که یزید به امام کرد از ظلمی که به شما شد، بیشتر بود. ولی امام متوجه بودند خداوند چگونه از طریق شهادت آن حضرت ظلم یزید را پاپیچِ جریان اُموی میکند، شما نیز به خدا اعتماد کنید زیرا بعضاً خداوند از طریق عکسالعمل ما نسبت به مسائل و مصائب، کارهای بزرگی انجام میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در جزوهی «طلبهی عصر انقلاب» و جزوهی «نحلهی نجف» و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» شده است که فکر میکنم بتوانیم متوجه شویم در این تاریخ چگونه از طریق مسائل سیاسی انقلاب اسلامی قرب خود را با مولایمان حضرت صاحبالأمر«عجلاللّهتعالیفرجه» بیشتر کنیم. 2- سیاستورزِ واقعی در امروز، رهبری انقلاب است که ژست او حساسیت نسبت به سرنوشت این ملت و این انقلاب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میتوان گفت این طلب، طلب زمینه برای سیر بهتر است و منافاتی با مقام رضا ندارد، منتها بعد از آن باید نسبت به آنچه پیش میآید راضی بود زیرا خداوند میداند که در دلِ چه دانهای چه درختی را ظهور دهد و ما باید به او اعتماد کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل همان است که شما متذکر شدید یعنی موضوع شدت وجودی برای قیامت را نمیتوانند بپذیرند و قیامت را دنیایِ دیگری میدانند با همین خصوصیات. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نفس را مجرد دانستیم و متوجه حضور و احاطهی آن نسبت به همهی آنچیزهایی بدانیم که در معرض نفس قرار میگیرد چرا نسبت ادراک و احساسی که نفس ناطقه نسبت به اشیاء دارد در شک باشیم و خود را در این موضوع متوقف کنیم و سیر خود را برای ادراک موضوعات بعدی ادامه ندهیم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان فرمایشات ایشان هستم. مقام معظم رهبرى «حفظه الله تعالى» در جلسه اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1] و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود.
[1] ( 1)- مقام معظم رهبرى« حفظه الله تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه ى دفتر اول مى گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين
باسمه تعالی: سلام علیکم: اين روايت نظر به نبوت حضرت محمّد «صلواتاللّهعلیهوآله» و امامت حضرت علي «علیهالسلام» دارد و به اعتبار نبوت حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهوآله» و امامت حضرت علي «علیهالسلام» ، هدف از خلقتِ حضرت محمّد و حضرت علي «علیهالسلام»، حضرت فاطمه”علیهاالسلام»است، به عنوان ظهور بندگي كامل خدا. يعني حال كه هدف خلقت انسانها، بندگي خداست و از طرفي هدف از خلق نبي «صلواتاللّهعلیهوآله» به اعتبار نبوتش، و هدف از خلق امام به اعتبار امامتش، همه و همه، ظهور آن بندگي است كه خداوند هدف خلقت انسانها قرار داده است، و حال كه فاطمهزهرا «علیهاالسلام» مظهر بالفعل آن بندگي است كه نبوت و امامت براي ظهور آن پديد آمدهاند، پس اگر نظر به فعليت كامل بندگي كه همان فاطمهزهرا «علیهاالسلام»است نبود، اصلاً خداوند نبوّت و امامتي را اراده نميكرد و لذا است كه ميتوان نتيجه گرفت فاطمهزهرا «علیهاالسلام» مظهر كامل بندگي است. بايد توجّه داشت كه اين روايت نميخواهد مقام عبوديت پيامبر و علي «علیهالسلام» را نفي كند، چراكه خداوند در توصيف رسولالله «صلواتاللّهعلیهوآله» صفت «عَبْدُهُ» را بر صفت «رَسُولُهُ» مقدم ميدارد و در واقع عبوديت محض رسولالله «صلواتاللّهعلیهوآله» را تأييد كرده است، ولي در پيامبرخدا «صلواتاللّهعلیهوآله» عبوديت و نبوت و در علي «علیهالسلام» عبوديت و امامت جمع است و چون خداوند در خلقت انسان نظر به عبوديت او دارد و فاطمهزهرا «علیهاالسلام» نمونة صريح و روشن اين عبوديت است. روايت ميفرمايد: مقصدخلقتِ نبوّت و امامت، خلقت فاطمهزهرا «علیهاالسلام»است و در واقع فاطمه «علیهاالسلام» مظهر همان عبوديت پيامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» است و محبت شديد پيامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» به فاطمهزهرا «علیهاالسلام» در همين راستا است كه در آينه وجود فاطمه «علیهاالسلام» عبوديت خود را مييابد و در عبوديت او مظهري از حقايق را ميبيند و لذا پيامبر «صلواتاللّهعلیهوآله» ميفرمايد: «فَاطِمَةُ حَوراءُ اِنْسِيَّةٌ، فَكُلَّما اَشْتَقْتُ اِلي رائِحَةِالْجَنَّةِ، شَمَمْتُ رائِحَةَ اِبْنَتي فاطِمَةَ»؛[1] يعني فاطمه حوريهاي بشرگونه است، هر زمان مشتاق بوي بهشت ميشوم، دخترم فاطمه را ميبويم. در حديث ديگري ميفرمايند: «فَما قَبَّلْتُها قَطُّ اِلاّ وَجَدْتُ رائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبي مِْنها»؛[2] يعني هرگز فاطمه را نميبوسم، مگر اينكه بوي درخت طوبي را از او استشمام ميكنم. پس فاطمهزهرا «علیهاالسلام»مظهر جامعيت بهشت است و حضرت پيامبر «صلواتاللّهعلیهوآله» وقتي ميخواهند به بهشت و شجرة طوبي منتقل شوند و از آن حقايق غيبي بهره گيرند، به فاطمه «علیهاالسلام» نظر ميكنند و او را ميبويند و ارادت به مقام فاطمه زهرا «علیهاالسلام»و توجّه به مقام آن حضرت، قدرت چنين انتقالي را براي ما نيزدارد، البته در حدّ خودمان. توجه به اينگونه مقاماتِ حضرتزهرا «علیهاالسلام» مقدمه براي معرفت به آن حضرت خواهد شد و زمينة درك شب قدر ميشود. موفق باشید
[1] - «بحارالانوار»، ج43، ص4.
[2] - «بحارالانوار»، ج43، ص6.
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمیکند. زیرا سجده بر آدم، بر مبنایِ تجلی اسماء الهی انجام گرفته است و از جهتی در روایت داریم که حضرت صادق «علیهالسلام» میفرمایند: «نحنُ واللّهِ الاسماءُ الحسنی» به خدا قسم مائیم اسماء حسنای پروردگار. موفق باشید
باسمه تعالی. سلام علیکم: مسلّم در آن حد که نحوهای از فخر فروشی یا خود نمایی به روش اهل دنیا باشد برای سیر روحانی انسان زحمت به وجود میآورد ولی نه آنچنان که تصور کنید از حالت عادی و فعالیتهای عرفی به اسم سلوک خود را محروم کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در جریان آنچه تحت عنوان فرقهی مریمیه گفتهاند هستم. ولی در هر حال نمیتوان از آثار فکری و قلمیِ دکتر نصر و فریتیوف شوان در ارتقای تفکری که بشر امروز نیاز دارد چشمپوشی کرد. سوابق جریان حکمت «خالده» نشان میدهد انسانهایی بودهاند که نسبت به حقیقت، حساسیت نشان دادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که بنده اطلاع دارم آقای سروش خودشان از کشور خارج شدند. ولی از آنجایی که نگاهشان به وحی الهی با طرح بحث «تجربهی نبوی» و از آن بدتر، با طرح بحث «رؤیای رسولان» سخنانی گفتند که حتی رفقای ایشان اذعان دارند با مبانی دین نمیخواند؛ طبیعی بود که نظام اسلامی زمینهی در اختیارقراردادنِ نسل جوان را در دانشگاهها در اختیار ایشان قرار ندهد. موفق باشید
بد نیست به جواب شماره 20464 رجوع شود
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مقالات خوب است که «ده نکته» و سپس «برهان صدیقین» و بعد از آن «معاد» را کار کنید. همهی آن موارد با شرح صوتی آن کار شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه وجود خدا شدیدترین وجود است و در نتیجه شدیدترین حضور را دارد، انسان ابتدا به صورت تکوینی وجود خدا را حس میکند و بعد وجود خود را. ولی عموماً مردم، علم به این علم ندارند تا آنکه عوامل غفلت را کم کنند و در دیدنِ هرچیز حتی در دیدن خود، خدا را بیابند به همان معنایی که حضرت علی«علیهالسلام» فرمودند: «ما رأیت شیئاّ الا و رأیت اللّه قبله و معه و بعده». موفق باشید
