باسمه تعالی: سلام علیکم: مضطرّ واقعی کسی است که جز خدا را به طور مستقل، کارهای در عالم نمیداند. و لذا امورات خود را از خدا میخواهد و خداوند هم وعده کرده است که جواب چنین مضطرّی را بدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در آن مورد سالک تکلیف فقهی خود را دقیقتر متوجه میشود. البته دستور آیت اللّه قاضی، استثنائاتی هم داشته است مثل شاگردی مرحوم هاشم حدّاد 2- حکم فقهی حتماً باید بر اساس مبانی فقهی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میتوانید در هر دو موضوع به خوبی جلو بروید ولی از آنجایی که کماند افرادی که با فضای دانشگاهی علاقهمند به حضور در حوزه باشند؛ اگر بتوانید دل خود را یکدله کنید و با جدیّت به حوزه رجوع نمایید با توجه به روحیهی دانشگاهی که دارید، بیشتر مؤثر خواهید بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی این بزرگواران به کمالات لازم رسیدهاند، ولی «و ما ادریک ما الملاصدرا»؟ ملاصدرا چیز فوقالعادهای است. به تعبیر حضرت امام، او صدر الحكماء المتألهين و شيخ العرفاء الكاملين است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در محدوهی میدانی که در مقابلمان قرار دارد، وظیفههای شرعی خود را إعمال میکنیم و لذا نه از «معروف» باید غفلت کرد و نه از «منکر». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر ترک محرمات و انجام واجبات، احوالات خاصی نصیب انسان میشود که در این مرحله، تقوا عبارت است از آنکه آن احوالات معنوی را از خدا ببینیم تا گرفتار عجب و تکبر نشویم و تا آخر با یاد مواظب چنین امری بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با این همه، حتما ملاحظه کردهاید که در روایات ما در مقایسهی بین جناب سلمان و جناب ابوذر ارزش بیشتر را به جناب سلمان میدهند در حدّی که میفرمایند اگر ایمان را ده قسم کنیم، هر ده قسم از ایمان را سلمان دارد و یا میفرمایند اگر اباذر میدانست چه بر قلب سلمان میگذرد میگفت «خدا رحمت کند کسی را که سلمان را به قتل برساند». از این جهت در دورانهای فتنه، حکمت سلمانی از شور اباذری بیشتر کار ساز است. موفق باشید
باسمه تعالی. سلام علیکم. در عین این که نماز شب به خودی خود یک نوع مناجات است، خواندن قرآن و خواندن یکی از مناجاتهای خمسه عشر و مناجات شعبانیه برکتهای خاص خود را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگانی که وظیفهی خود را نظر به سنن الهی و حقایق کلی معطوف دارند در نظر به امور جزئی چندان بهرهای نمیبرند ولی آنهایی که در عین نظر به سنن الهی مأموریتی در اصلاح امور جزئی مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری به عهده دارند، حتی ریزترین اخبار را پیگیری میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بستر خوبی است برای اصلاح نفس و جلب رضایت الهی؛ به خصوص که روایات زیادی در برکات پرستاری از بیمار که پزشکی یکی از مصادیق اتمّ آن است داریم. ای کاش پزشگان ما پرستاران خوبی باشند. موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم
مضمون کلّی غزل طلب لطف و باده از ساقی است به جهت شرایط خاصی که برای جناب حافظ پیش آمده است. شرایطی که تحت عنوان «عید» جناب حافظ امید دارد وعدههای الهی به ثمر برسد. لذا در بیت بعدی به حضرت ساقی عرض میکند: در شگفتم که در این مدت که بین من و تو جدایی بود، از حریفان دل برگرفتی و آنها نیز با تو دلدادگی کردند و راههایی به سوی آنها در آن مدت گشودی.
در بیت سوم بی شک ساقی مخاطب اصلی غزل است. زیرا خواستن شادمانی برای شخص معنی دارد نه برای چیزی مثل باده. میگوید: ای ساقی بندگی ما را خدمت دختر رز برسان و بگو که بیرون آی. یعنی اخنفاء را ترک کن که دَمِ همت ما تو را از غم آزاد کرد. هرچه هست دختر زر در این بیت، حالات خوش مستانهای است، کنایه از همان شراب انگوری. ولی روشن است به شراب انگوری سلام بندگی نمیرسانند و کسی با همت خود آن را از بند آزاد نمیکند، بلکه باید مقامی از شوق و شیدایی باشد که سالک با همت خود آن را به ظهور میآورد. و در بیت بعدی سخن از آن دارد که هرچه شادی و نشاط است با آمدن آن شوق و شیدایی به مجلسیان میرسد. و در بیت بعدی شکر میکند که این حالت خوش به جهت قبضی که برای سالک پیش آمده است و به قول خودش به جهت باد خزان، این بسطِ بعدی از بین نرفته است. لذا در بیت بعدی خوشحال است آن تفرقه رفته است و به خود تذکر میدهد که این کشتی نوح یعنی این حالتِ بیکرانهی یافتنِ حقیقت را پاس دارد. زیرا هر لحظه خطر آن هست که طوفان حوادث و شرایط روزمرّه آن حالت خوش معنوی را از او برباید. با این توصیفات می توان دختر رز را شراب گرفت؟
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در نظر به انقلاب اسلامی ما به جایگاه تاریخیِ آن که عبوردادنِ انسانِ این دوران است از فرهنگ چهارصدسالهی کبر و کفرِ مدرنیته، به فرهنگی غیر از این فرهنگ. معلوم است که ما در این مسیر در بسیاری موارد آلوده به همان فرهنگ هستیم، ولی آن آلودگی را نباید به حساب انقلاب اسلامی گذاشت، همانطور که آلودگیِ اُمویان به ظاهر مسلمانشده را به حساب جاهلیت گذاشتیم و توانستیم اسلام و تشیع را پاس بداریم. از طرفی باید در موضعگیریهای رهبر انقلاب متوجهی رویکرد اصلیِ ایشان بود که وقتی دولت آقای روحانی ادعا دارد میتواند با مذاکره با آمریکا مشکلات را حل کند و ایشان اجازه نمی دادند چه میشد!! هرچند که نظر ایشان این بوده است که ادامهی کار با همان شورای امنیت ملی باشد که قبلاً بود، ولی با اصرار آقای روحانی، کار، به وزارت امور خارجه واگذار شد و فرمودند اشتباه کردند که کار را به وزارت امور خارجه واگذار نمودند. این شبیه همان عتابی است که خداوند به پیامبرش فرمود: «عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ»(توبه/43) که پیامبر اجازه دادند تا عدهای که بهانهای برای نیامدن در جنگ را داشتند، بروند و حضرت حق آیه نازل کرد که خداوند تو را عفو نماید، چرا به آنها اجازه دادی؟ زیرا خوب بود که اجازه نمیدادی تا صادق از غیرِ صادق معلوم شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نماز شب به خودی خود در قالب همان یازده رکعت، آثار تکوینی دارد و انتظار نداشته باشید نتایج آن به سرعت ملموس باشد 2- تعیین وقت ظهور که انکار شده است، شاید به معنای تعیین زمان خاص باشد ولی اینکه متذکر شرایط ظهور حضرت شود شاید از آن جهت است که احساس ظهور میکنند ولی نه به معنای ظهور تامّ که با حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» محقق میشود. کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که بر روی سایت هست، میتواند متذکر این امر باشد 3- بین آنکه حاکمیت در اختیار ائمه قرار گیرد و یا اینکه حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» ظهور کنند باید فرق گذاشت. آری! چند بار امکان آنکه امر ائمه محقق شود، فراهم شده بود ولی شیعیان درست وظیفهی خود را انجام ندادند و این غیر از آن است که امام صادق «علیهالسلام» در مورد ظهور حضرت میفرمایند دوست دارم ظهور کند و در خدمتش باشم. 4- وقتی مردم گرفتار روزمرّهگی شدند، نیاز بود کاری صورت گیرد تا برای همه کارِ خارقالعادهای محسوب شود و لذا امامت که امری است موهبی و نه اکتسابی، در امامانی با سنّ کم ظهور کرد که به طور عمومی چنین علومی را کسی نمیتوانست بهدست بیاورد به خصوص در آن سن. در این مورد خوب است به جزوات «هویت گمشدهی شیعه در تاریخ» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ حرف درستی است زیرا رابطهی وجودی در میان نیست. 2ـ میتوان این را پذیرفت. 3ـ آری. 4ـ «ثابت» یک اصطلاح است یعنی چیزی که نه موجود است و نه معدوم. 5ـ وجود علمی. 6ـ آری. 7ـ تعیّن اسماء به مخلوقاتی است که مظهر آن اسماء هستند. 8ـ هر مخلوقی از مخلوقات عالم میتواند مظهر اسماء اربعه باشد مثل یک درخت که هم مظهر اسم « اول» است به اعتبار ظاهرش و هم مظهر اسم «آخر» است به اعتبار آن که در نهایت آن به فهم میآید و هم مظهر اسم «ظاهر» است به اعتبار ظهورش و هم به اعتبار وجه علّیت آن، مظهر اسم «باطن» است. 10ـ آری فقط مظاهر اسماء قابل مشاهده است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن میفرماید: «تلک الرسل فضّلنا بعضهم علی بعض» به گفتهی علامهی طباطبایی این شدت و ضعف، در توحید است. زیرا توحید، تشکیکی است. ولی از نظر عصمت به معنای دستورات خدا، همهی آنها معصوماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فرهنگ دینی خداوند میفرماید: «وللّه الاسماء الحسنی فادعوه بها» خدای را اسماء حسنایی هست، پس او را با آن اسماء حسنا بخوانید. لذا همانطور که اگر خدای حکیم را با اسم «یا سریع الإجابه» بخوانید، اگر حکمت او اقتضاء کند با همان اسم به صحنه میآید و تقاضای ما را سریعاً جواب میدهد؛ میتوان گفت جناب عباس«علیهالسلام» به یک معنا مظهر اسم سریعالإجابهی حضرت حقاند و اگر حکمت الهی اقتضاء کند، ایشان به نور آن اسم به صحنه میآیند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بودن انسان در قیامت از جهتی به جهت بُعد مجردی که دارد در عالم بیکرانه حاضر میشود، منتها با بعد مثالیاش با صُور بهشتی مرتبط است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در یک کلمه باید رعایت حقوق افراد را تا ریزترین موضوعات مدّ نظر قرار دهیم. عرایضی در شرح دعای «مکارمالأخلاق» در این مورد شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کار خوبی را شروع کردهاید و نهتنها یک ضرورتِ دینی، بلکه یک نحوه تعقلِ تاریخی است، به همان معنایی که مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود فرمودند آنهایی که متوجهی دشمنیِ فرهنگ استکباری نیستند، گرفتار کمبود عقلی هستند. ما از همین طریقهها میتوانیم عقلانیت و تفکر را به جامعهی خود برگردانیم، در حدّی که به تعبیر امام «رضواناللّهتعالیعلیه»؛ حسین فهمیدهها و عقلِ آنچنانی، راهنمایِ جامعهی ما شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فضای روایت با این فرض است که خواستگار امکان رفع نیازهای اولیهی همسرش را داشته، حتی با جمعآوریِ هیزم. حال اگر امروز هم خواستگاران در عین داشتن ایمان و اخلاق خوب، چنین غیرتی را دارا باشند باید چنین افرادی را ردّ نکرد. موفق باشید
