بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8776
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم بنده قریب به 8 سال است که در حوزه معرفت نفس مطالعه دارم (در قالب سی دی های معرفت نفس استاد صمدی) و در دو ماه گذشته نیز با دروس حضرتعالی آشنا شده ام. با توجه به موارد مطالعاتی سوالاتی دارم که ان شا الله با پاسخ مناسب شما افق مبهم روشن گردد. 1- بنده در مورد علم و یادگیری اینگونه فکر می کنم که همه انسانها تمام علوم بشری را در ذات خود دارند و تنها با روی آوری به علم خاصی و جد و جهدی که می کنند درهای آن حوزه از علم به روی آنها باز شده و با آن آشنایی پیدا می کنند. بعنوان تشبیه اینکه علوم مانند بیابانی است که انسان با چراغ قوه ایی که دارد بخشی از بیابان را که جلو روی اوست میبیند و اگر طوری بشود که خورشیدی بر بیابان نور بیفکند انسان به تمام علوم آشنایی پیدا می کند. در اینخصوص اگر می شود توضیح بفرمایید. 2- طی سلسله مباحث استاد صمدی و مباحث ده نکته و معاد شما که تا امروز وفق به شنیدن آنها شده ام این نکته مرا به خود مشغول داشته که پرداختن به امور روزمره (مثل تماشای تلویزیون؛ مطالعه مجله و گپ و گفت طولانی با ذوستان و ...) انسان را در قوه خیال معطل می کند و لذا چند سالی است که به جز یک خبر و در صورت وجود برنامه های مستند تقریبا سریال یا فیلم یا سرگرمی به جز مطالعه در حوزه دینی و رشته فنی خودم (الکترونیک و صنایع) ندارم. یعنی مطالعه را با چیز دیگری عوض نمی کنم و این امر در بعضی اوقات منجر به بهم ریختگی اعصاب می شود و تقریبا بیشتر اوقات در فکر فرو می روم. البته با توجه به مباحث روانشناسی انسانی درونگرا نیز هستم و این مطلب نیز مرا به سیر علمی بیشتر تشویق می کند. به نظر شما سیر مطالعاتی در تقویت قوه عاقله و کم کردن قوه خیال موثر است و یا روشی که بنده در پیش گرفته ام اصلا مناسب می باشد؟ البته لازم است عرض بکنم به قول استاد صمدی بنده اگر هم چیزکی یاد گرفته باشم قطع به یقین در اسم الاسما می باشد و به هیچ وجه در هیچ حوزه نظری و عملی نه تنها ادعایی ندارم بلکه روز به روز به بی لیاقتی خود و برازخی که گرفتار آن هستم بیشتر پی می برم. با تشکر از حسن توجه جنابعالی.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- در این مورد به صفحه‌ی 84 کتاب «معرفتِ نفس و حشر» تحت عنوان «چگونگی ادراک محسوسات» رجوع فرمایید 2- امروز اسماء حسنای حضرت حق در انقلاب اسلامی ظهور کرده و در کنار مطالعاتی که دارید باید نسبت به سخنان رهبری و دنبال‌کردن مسائل انقلاب حساس باشید وگرنه حق را در مظاهرش نشناخته‌اید. موفق باشید
7069
متن پرسش
بسمه تعلی.سلام علیکم من خیلی وقته که بحث ""رابطه طولی و عرضی" رو دنبال میکنم اما تو این زمینه خیلی سوالها و مشکلات برام پیش اومده مطالعات زیادی کردم در این مورد اما مثل اینکه با مطالعه زیاد چیزی مشخص نشد!به شما یا استادهای دیگه ای که مد نظرم هست حضوراً دسترسی ندارم.اگه میشه یکم در مورد "رابطه ی طولی " به خصوص این مطلب که"اراده ی ما در طول اراده ی خداست"توضیح بفرمایید که احساس میکنم خوندن کتب مختلف د بحث اختیار و جبر گیج شده ام با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برهان صدیقین را با شرحی که به صورت صوت عرض کردم در کتاب «از برهان تا عرفان» دنبال کنید إن شاءاللَه مسأله برایتان روشن می شود. و در مورد این که گفته شده «اراده ی ما در طول اراده ی خدا است» در شرح جزوه ی جبر و اختیار مطلب خود را به دست می آورید زیرا باید روشن شود حضرت حق اراده ی ما را اراده کرده است ولی اراده ی ما تنها مسجدرفتن و یا پارک رفتن ما نیست بلکه عین مسجد رفتن و پارک رفتن است و این ما هستیم که از درونِ اراده ی خود مسجد رفتن یا پارک رفتن را انتخاب می کنیم و لذا می گوییم خداوند اراده ی ما را به ما داده ولی مسجد رفتن یا پارک رفتن ما را به ما نداده و مسجد رفتن مربوط به خود ما می شود. بد نیست به شرح جزوه ی جبر و اختیار رجوع فرمایید. موفق باشید
6021
متن پرسش
باسلام ۱.اآیا آنوقتی که همه وارد قیامت میشوند صفت خالقیت خدانقض میشود؟ ۲.برخی از طلاب دنبال راه وروش اخلاقی هستند و مدام تحقیق میکنند توصیه شما به این آقایان چیست و چگونه شروع کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواد بودن ذاتی خداوند است و لذا همواره در تجلی است به اعتبار آیه‌ی کریمه‌ای که می‌فرماید: «کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فی‏ شَأْن‏». 2- به نظرم با کتاب «شرح جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌توانند مشکل خود را حل کنند. موفق باشید
22884

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: چند سوال دارم: ۱. احساس می کنم که استعداد ندارم قدرت تجزیه و تحلیل قابل افزایش است؟ چگونه؟ سر کلاس حواسم جمع نیست یا هرچه تلاش می کنم انگار یاد نمی گیرم، گیرایی را چطور باید بالا برد؟ شما در کتاب ادب عقل خیال قلب فرمودید که دانشجو باید شرایط خود را بشناسد و آن ابعاد اش را که می شود رشد دهد، آن ابعاد چیستند و چگونه؟ ۲. چگونه می توان جعلی بودن فلان حدیث را تشخیص داد و کتب احادیث معتبر را نام ببرید و چرا؟ ۳. راه مبارزه با تنبلی و نداشتن اعتماد بنفس چیست؟ ۴. کتب های شما حاصل تفسیرات خودتان از احادیث و قرآن است؟ اصلا کدام تفسیر قرآن کاملتر است؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در سر کلاس با یادداشت‌کردن مطالب مهم، ذهن را متمرکز کنید. ۲. انسان در ابتدا مطالب را به همان اندازه که با آن‌ها روبه‌روست دنبال می‌کند ولی پس از مدتی خودش می‌تواند با مقایسه‌ی مطالب بفهمد کامل کدام است و اکمل کدام. و نیز بفهمد صحیح کدام است و غلط کدام. به همین جهت می‌فرمایند: «تو پای به راه در نِهْ و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

21749
متن پرسش
بسم رب المهدی. سلام علیکم استاد: درونیات من. می خواهم خودم باشم. «خود واقعی» ام. خودی که دیگر نمی تواند تقابل و تضاد را بپذیرد. می خواهم آرامشی را در درونم ابدی کنم که نشان از جایگاه واقعی ام باشد. می خواهم بدانم در این جهان جایم کجاست؟ فکر نکنم توقع زیادی داشته باشم. بس است تضاد دیدن از درونم و بیرونم. انگار اعمال و رفتارم پاسخگوی آن چیزهایی نیستند که در درون به دنبال آنها هستم. حتی گاهی اوقات می خواهم خودم نباشم و تمام کنم این بازی سر دو باخت را. خسته شدم از این همه متفاوت بودن. متفاوت بودن را به معنای خاص شدن نمی گویم از این جا که دیگر خیلی از اطرافیانت آن چیزی نیستند که انگار تو به دنبال آنی. افراد انگشت شماری فقط تو را می فهمند. دردی که اکنون شاید در وجودت حس کردی را فقط با تعداد اندکی از افراد می توانی بازگو کنی. تمام زندگی ام شده مواجه شدن با دوگانه هایی که نمی دانم اکنون کدام یک بر دیگری غلبه دارد. همیشه راهی غیر از این دو راه هم برای هر شخصی تصویر می شود که باید به آن سمت گسیل داده شود. کاش زندگی ام مانند همه ی کسانی که بی خیال زندگی می کنند، تداوم داشت. البته این عبارتی است که زمانی که خیلی از همه چیز خسته می شوم به کار می برم. با اینکه می دانم این راه هم نمی تواند مرا جواب دهد. حسم این است که انسان وقتی در عالمی زندگی می کند معنا می شود با آن. وقتی تو در عالمی زندگی می کنی که با عالم غرب و پست مدرن و مذهب و اسلام و سنت و همه و همه درگیر شده است چگونه می خواهی خودت باشی؟ اصلا چگونه می خواهی یک نفر باشی؟ انگار خودم هم به دو نیم تبدیل شده ام نیمه ام غربی و نیمه دیگرم شرقی شده است. باید بتوانی افقی را فرا روی خودت متصور شوی که با آن هم نواشوی ولی افق کجاست؟! من و انقلاب می توانیم حرف مشترکی برای هم داشته باشیم؟ راستی آخر کلام این را هم بگویم که من یک "دختر"م و باتمام ویژگیهای دخترانه ام حس و حالم را بازگو می کنم. راستی خود جدیدم چه شکلی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در تاریخی که انسان می‌خواهد در عین قدسی‌بودن از ارتجاع و مدرنیته یعنی از نیهیلیسم عبور کند، ساز و کار خاص خود را می‌خواهد. معارف بلند مطرح‌شده در آثار امام مثل کتاب «آداب الصلواة» مقدمه‌ی کار است. فهم تاریخی انقلاب بر اساس آن‌چه بر روح و روان شهداء می‌گذشت، بسیار کارساز است. حضور در چنین فضایی، خود به خود راهی است که چون نوری در میان جنگلی انبوه، خود را می‌نمایاند. موفق باشید

21403
متن پرسش
مثل ِ یک قطار ِ در حال ِ حرکت ، چهره ها به سرعت و به نحوی از کنار َم عبور می کنند که هر لحظه ممکن َست در ایستگاهی توقف کند و مرا برای ِ مدتی به خود مشغول سازند. سالهاست به آلبر کامو مشغول َم . گویی هر ایستگاه سراغ َم می آید و می پرسد فرق ِ ما با هم چیست؟! و من در عملی دردناک، ناچار َم تراوشات ِ خونین ِ روح َم را کنار ِ بند بند ِ سخنان ِ او بچینم و این چنین خود را از سیل ِ اتهامات تبرئه کنم. اینکه با تمام ِ شواهدی که بر علیه ِ من سخن می گویند، چرا تلاش می کنم بگویم سوداگر ِ پوچی و بیهودگی نیستم؟! گاهی اشتراک ِ الفاظ مرا به زحمت می اندازد و من ناچار َم روح ِ زخم خورده َم را بیش از اینها حفاری کنم تا شاید بفهمم در عمق ِ پریشانی، این کدام نجوا ست که این چنین در گوش ِ روح َم فریاد می شود؟! اما به راستی من چه هستم؟! این سوالی ست که یقینا گوش َش از شنیدن ِ مطلق ِ لفظ، سرریز شده و در صدد َست آن را بیابد. این سوال با صدها کتاب و خاطره و حادثه همراه بوده است که هر یک اشاراتی به آن گمشده ی من َست. کامو در بندی از نوشتار ِ خویش پیرامون ِ خودکشی می گوید: داوری جسم کاراتر از داوری جان است و‌ جسم همواره در برابر نیستی پا پس می کشد. ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت می کنیم. و من گفتم: آنگاه که حقیقتی دیر می کند، برخی انسان ها تنها دارایی ِ شان را گروگان می گیرند، جسم ِ شان را. اما تماشاچیان همیشه به آخر ِ ماجرا می رسند. گاهی احساس می کنم من وارث ِ تمام ِ گذشتگان ِ شرق و غرب هستم و قرار َست پرتوی ِ دیگری ظهور کند که این جان کندن های ِ پی در پی بشارت ِ طلوع ِاوست. اما آنچه به طرز ِ خاصی دردناک َست آن َست که من هم کامو را چشیده َم هم آوینی را، گویی با هر دو آشنا و خویش َم اما از هر دو هم عبور کرده َم ولی چه کنم که در نظر ِ دیگری بیشتر کامو مآب جلوه می کنم. میان ِ این دو زیست ِ از سر گذشته، چنان در حال ِ فشار َم که نمی دانم آیا جسم می تواند این حجم از طلب ِ روح را برتابد و فردا صبح باز هم آفتاب رخ می دهد ؟! من دیگر نه می توانم با سیاهی ِ عصیان ِ کامو نفس های ِ باقی مانده َم را بگذرانم نه با بدهکاری ِ رنگارنگ ِ آوینی. و هیچ چیز آنقدر تلخ و دشوار نیست که امروز تمام ِ تلاش ها معطوف ِ به آن شود که تو را با آوینی قانع کنند. از نوجوانی تا جوانی تمام ِ تلاش َم را کرده َم که به معلمان ِ هنجار پرست َم بگویم مرا این چنین مطیع و خط کشی شده بار نیاورند و یک بار بگذارند در فهرست ِ منابع بگوییم: خود َم! اما در دنیایی که هنوز هم ما را دنباله رو می پرورانند انتظار ِ آنکه کسی در عالَم ِ خود به سلوک ِ حسین بن علی، رها بیندیشد می توان گفت انتظار ِ لااقل دشواری ست. این روزها پس از سالها تلاش های ِ به ظاهر ناکام فهمیده َم تنها و تنها و تنها اگر در ضمیر ِ صادقان دربدر ِ حقیقت باشم تمام ِ عالَم در خود َم یافت می شود. با این همه به من بگویید برای ِ آنکه خویش ِ آلبر کامو و آوینی ست چه راهی جز طلبکاری می شناسید؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زمانه، زمانه‌ی تصمیم است. دوره‌ی بی‌تصمیمی به امید آن‌که زمانه‌ای بیاید تا ببینیم چه کنیم، گذشته است و فشاری که روح‌‌های حساس نسبت به حقیقت را در برگرفته است، حوالتِ این تاریخ است. تاریخی که اجازه نمی‌دهد نسبت به حقیقتی که ظهور کرده، بی‌تفاوت باشیم. حقیقتی که با انقلاب اسلامی ظهور کرد. شهداء دیدند و معطل نشدند و همسران شهداء نیز آن را درک کردند و در عین شهادت همسرشان که به جان‌شان آتش زد و با سوز جگرشان آن را لمس کردند، توانستند آن را تحمل کنند و زیباترین غمِ این تاریخ را بیافرینند. راستی! اگر حضرت زینب«سلام‌اللّه‌علیها» متوجه‌ی حقیقتی که حسین«علیه‌السلام» متذکر آن بود، نشده بود و آن را نمی‌شناخت، چگونه می‌توانست آن غمِ بزرگ را تحمل کند که نه‌تنها از پایش نینداخت، بلکه بالی شد تا او پرواز کند و پوچیِ دوران را به‌کلّی زیر پا بگذارد.

چرا به آلبرکامو حق ندهم که این‌چنین در عطش رسیدن به حقیقت، سوخت وقتی در دورانِ غروبِ حقیقت به‌سر می‌برد؟! و چرا به آوینی حق ندهیم وقتی متوجه طلوع حقیقت شد و سعی کرد زبانِ لوگوسِ این دوران باشد تا حقیقتِ «وجود» را در این دوران بیان کند و عهدی را که با وجود بسته بود را بنمایاند؟!

راستی! حقیقتی که ما باید به دنبال آن باشیم چیست، و چگونه باید آن را یافت؟!

چیست امر اندیشیدنی‌ترین در این تاریخ که تا به آن نیندیشیم، هنوز اندیشه نمی‌کنیم. در فهم انقلاب اسلامی چه چیزی نااندیشیده مانده است که ما هنوز نتوانسته‌ایم به اهداف انقلاب اسلامی که در آغاز مدّ نظر بوده است، دست یابیم؟ جز این است که انقلاب اسلامی حقیقی‌ترین اندیشه در این تاریخ را در افق جان ما قرار داد تا ما انسانی شویم که این اندیشه برای او آرامش‌بخش باشد؟ هرچند ممکن است در برهه‌ای از یک دوران تاریخی، افق زمان پوشیده و «وقت» گم شود و البته آن‌جا همگی از «وقت» برخوردار نیستند.

ما با درک بی‌واسطه‌ی خود می‌توانیم با حقیقت انقلاب اسلامی مرتبط باشیم، در آن صورت زبان ما، زبان انقلاب اسلامی خواهد بود. زبانی ماوراء زبان روزمرّگی. مثل آن‌که شعر، شاعران را در بر می‌گیرد و شاعر با سرودن شعر شاعر می‌شود. شاعر و متفکر به یافت‌هایی می‌رسند که در قصدشان نمی‌گنجد و آن یافت، بزرگ‌تر از تصور شاعر و متفکر است زیرا آن‌ها سخنِ تاریخ خود را می‌گویند.

تفکر، امری است تاریخی یعنی یک دوران تاریخی را بنیاد می‌نهد و آن را «راه» می‌برد و نگهداری و نگهبانی می‌کند به قسمی که این تاریخ در سایه‌ی آن تفکر دوام و بسط می‌یابد و با آن زندگی می‌کند و دوام می‌آورد. این تاریخ، امری جدا از ما نیست و حقیقت در متن تاریخ، خود را می‌نمایاند تا ما سرگردان نمانیم. موفق باشید 

19821

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
سلام: 1. کتابی هست به نام طریقه جدا نمودن روح از بدن نوشته علی رحیم بخش، این کتاب را تایید می کنید؟ 2. در این کتاب روش هایی برای برون فکنی روح هست آیا می توان از آن بهره برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده امثال این کتاب‌ها را می‌شناسم. به چه درد ما می‌خورد؟! ما باید روح و جان خود را به مراتب عالی‌تر سیر دهیم. موفق باشید

18755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1. آقای طاهرزاده ببخشید بنده هفته پیش سوالی پرسیده بودم اما جواب حضرتعالی را به خاطر خراب بودن ایمیلم دریافت نکردم اگه میشه خیلی ببخشید یه بار دیگه جواب بدین. پارسال فهمیدم ام اس دارم یعنی حداکثر ۲۰ سال دیگه زندم به نظر حضرتعالی فرصت باقی مانده ام را چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً هم عرض شد که به شما چه ربطی دارد که چه موقع می‌میرید! شما جمله حضرت علی «علیه‌السلام» را مدّ نظر داشته باشید که حضرت فرمودند: «و اعمل لدنياك كأنّك تعيش أبدا و اعمل لآخرتك كأنّك تموت غدا» برای دنیایت طوری عمل کن که گویا همیشه زنده‌ای و برای آخرتت طوری عمل کن که گویا فردا می‌میری. موفق باشید

18515
متن پرسش
سلام استاد: عالم ماده، بعضی چیزا رو ما صورت میدیم و بعضی چیزا رو خدا به همون صورت خلق کرده مثل درخت، و میز که از درخت ساخته میشه هر دوی اینها اعتباریاته؟ عالم ماده منظور کل دنیاس یا یه مفهوم که همه دنیا مصداقشه؟ اگه بله یکمی در موردش توضیح بدین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتباری‌بودن دنیا از آن جهت است که دنیا به خودی خود حقیقت نیست و تنها وسیله و ابزار زندگی است. موفق باشید

16911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یه سوال در مورد مباحث شما داشتم: مباحث معرفت نفس شما مثل کتاب «خویشتن پنهان» تا چه حد فلسفیه؟ یعنی خوندن و فهمیدن فلسفه به فهمیدن کتاب شما کمک میکنه؟ در «خویشتن پنهان» دچار مشکل شدم به این فکر افتادم که فلسفه رو شروع کنم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر سیر از «ده نکته» و سپس «برهان صدیقین» و سپس «خویشتن پنهان» و در نهایت مباحث «معاد» را همراه با صوت آن دنبال بفرمایید، ابهاماتتان در این مورد برطرف می‌شود. موفق باشید

16704
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت جناب استاد: آیا روح انسانهای معمولی هم مانند روح امامان معصوم، قبل از اینکه در ابن کره خاکی بیایند، قبلا خلق شده بودند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پيامبر گرامى اسلام صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏وسلم مى‏ فرمايند: «خَلَقَ اللَّهُ الْأَرْوَاحَ قَبْلَ الْأَجْسَادِ بِأَلْفَيْ عَامٍ» خداوند ارواح را دو هزار سال پيش از بدنها آفريد. و در همین رابطه است که بحث تعهد عهدِ الست و اقرار به ربوبیت حضرت حق مطرح است. موفق باشید

16385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: در باب آسیب های تکنولوژی بر نفس کدام کتاب را بخوانم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی توحیدی» شروع بفرمایید، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

15141

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشد ایشالا. اون رفیق طلبه ما گفت از شما بپرسم: ۱. چند روز طول بکشه خوندن کتاب مقالات با صوتهاش؟ یک سال؟ دو سال؟ .... خودمم سوال داشتم استاد: ۲. این مکارم الاخلاق رو من چند روزه کار کنم استاد؟ چند جلسه اس؟ چجوری بخونم؟ بنویسم یا نه؟ ۳. شیوه ای که شما برای خوندن کتابای خودتون مناسب میدونید چیه؟ مخصوصا اونایی که صوت دارن. ۴. من زیاد از زندگی رهبر خبر ندارم. کدوم کتاب معتبره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هفته‌ای یک جلسه در شرح مقالات با نظر به متن کتاب خوب است 2- هفته‌ای یک جلسه با نظر به متن دعای مکارم همراه با یادداشت مطالب مهم مفید خواهد بود، به‌خصوص اگر بتوانید متن دعا را نیز در حافظه نگه دارید تا از حفظ شوید 3- تنها نکات اصلی در یک دفتر یادداشت کنید 4- کتاب «شرح اسم» نکات خوبی در رابطه با زندگی رهبری دارد. موفق باشید

14403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده حب به کتاب دارم. نه هرکتابی. مثلا کتابهای شما و آیت الله جوادی و امام را مثلا با دنیا عوض نمی کنم. این حب من دنیایی است؟ بعدا گریبانم را نگیرد این حب؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صفای این حبّ، خدا را شاکر باشید. موفق باشید

13966
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: برای رسیدن به معرفت نفس و معرفت قلبی خداوند من باید چه اعمالی انجام بدهم و این که آیا باید دنبال استادی باشم یا نه و اگر استاد می خواهد از کجا پیدا کنم؟ خواهشمندم در صورت امکان بطور کامل مرا راهنمایی کنید... سپاسگذارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». از طریق معرفت نفس شروع کنید ان شاءاللّه مراحل بعدی برایتان آشکار می‌شود. موفق باشید

13613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: چکار کنیم که در امر مطالعه جدی باشیم و مطالعه از امور جاری و واجب زندگی مان باشد؟ در طول روز چقدر مطالعه داشته باشیم؟ با توجه به اینکه هم در حال تعلیم مباحث شما از جمله مصباح و.. و بحثهای خانم در طول محرم و صفر به صورت زنده هستیم و هم مباحث شما را تدریس می کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» تحت عنوان «ضرورت مطالعه و نحوه‌ی آن» در این مورد کمک کند. موفق باشید

13511
متن پرسش
مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با سپاهیان فرمودند: «همان‌طور که در مباهله همه‌ی ایمان در مقابل کفر قرار گرفت، امروز، همه‌ی ایمان در نظام جمهوری اسلامی در مقابل کفر قرار گرفته است؛ و همان‌طور که معنویّت و صفا و اقتدار معنوی پیغمبر اکرم و خانواده‌اش توانست دشمن را از میدان خارج کند، به فضل الهی و به حول ‌و قوّه‌ی الهی ملّت ایران با اقتدار خود و با معنویّت خود دشمن را از میدان خارج خواهد کرد.» معنای این جمله چیست که ایشان جمهوری اسلامی با این همه نقطه ضعف را تمام اسلام قلمداد نموده و آن را در مقابل تمام کفر قرار می دهند؟ آیا جمهوری اسلامی همه ایمان و اسلام است؟ مسلم است که اینگونه نیست چه اینکه ایشان بارها بارها از نقاط ضعف نظام هم صحبت کرده اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که کلیّت نظام اسلامی از آن جهت که در مقابله با استکبار جهانی ایستاده است، همان مقابله‌ی تمام ایمان با تمام کفر است هرچند که در درون نظام اجرایی مشکلاتی هست، ولی همین‌ها نیز به جهت حضور فرهنگ ظلمانی استکبار است. موفق باشید

12862
متن پرسش
سلام: زندگی یک طلبه مبلغ در یک شهرستان دور افتاده که روحانی ندارد را چگونه می بینید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار با ارزشی است به شرطی که از طریق فضای مجازی با دروس حوزوی مرتبط باشد. موفق باشید

12267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید واقعا خواستم خدمتتون بپرسم که کسی رو میتونید به من معرفی کنید که نسبت به توافق نامه اطلاعات داشته باشه که بنده مشورتی باهاشون داشته باشم و سوالایی دارم و بپرسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد همه‌ی عزیزان موافق و مخالف هرکدام از جهتی بر موضوع دقت دارند و صاحب‌نظرند. ما باید با دقت کامل نظرات طرفین را خوب بررسی کنیم و بدون یک نتیجه‌گیری نهایی بر روی موضوع فکر کنیم. هنوز وقت این‌که ما یک نتیجه‌گیری نهایی داشته باشیم نرسیده است. موفق باشید

10588
متن پرسش
سلام: خدا قوت. سوال بنده از محضر شما این است که با وجود تجرد ذاتی ملک چرا در لسان روایات (قرآن را اطلاع درستی ندارم) تعابیری مثلا داشتن دو بال و... برای فرشتگان به کار برده شده است که شهید بزرگوار مطهری در کتاب نبوتشان چنین تصوری در میان مردم را تصور عامیانه تلقی می کنند. همچنین کتاب هایی که برای کودکان در بازار کتاب وچود دارد پر است از تصاویر فرشتگانی که در حال پرواز با دو بال هستند و چهره زنانه دارند آیا در دسترس قرار دادن این کتب در معرض دید کودک باعث نمی شود که این تصاویر همچون نقش بر حجر در ذهن او حک شود در سنین بعدی نتواند حقیقت تجرد ملک را دریابد؟ بسیار سپاسگزارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قرآن در سوره‌ی فاطر در وصف فرشتگان می‌فرماید: «أَجْنِحَةٍ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ» که فرشتگان را رسولانى قرار داد داراى بالهاى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه‏ و حقیقتاً صورت مثالی آن‌ها به صورت بال است و حکایت از اسمائی دارد که مظهر آن اسماء، آن بال‌ها است. موفق باشید
9770

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. اگر درست متوجه شده باشم گروه المیزان درصدد آن است که 75 جلسه شرح معرفت نفس و الحشر شما را که کیفیت پایینی دارد بطور مکتوب در آورده و در هر بازه ی زمانی چند جلسه ی آن را بر روی سایت جهت استفاده افراد قرار دهد. آیا گمان ام درست بود؟ اگر حدس و گمان بنده درست بود از همه از شما بابت این زحماتتان تشکر می کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه هنوز شرایط این کار فراهم نشده و اولویت‌های دیگری پیش آمده. موفق باشید
7693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در مورد سوال7668 ایا کسانی که در روایات شهید خوانده شده اند مثل کسی که در طلب روزی باشد و... هم عند ربهم یرزقون هستند یا این توفیق فقط برای شهدای معرکه جنگ است و اگر این افراد عند ربهم یرزقون نیستند پس عنوان شهید و یا اجر شهید در مورد انها چه معنایی دارد با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید از آن جهت که کار این افراد هم یک نوع از خودگذشتگی است کارشان مثل شهداء است. موفق باشید
6732

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز زندگی من در سال های اخیر دستخوش سختی هایی بوده است. قکر می کنم این مسئله باعث شده بود که من در مناجات ها بم لذت بیشتری ببرم. و حالا به کونه ای شده ام که احساس می کنم بلا را از کشایش بیشتر می پسندم و می دانم که این اقراط است ولی دست خودم نیست. انگار نمی توانم در نعمت خوشحال باشم. لطفا مرا راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم این حالت خوب است. شاید روح شما متوجه خطراتی است که در رفاه برایش پیش می‌اید. موفق باشید
6266
متن پرسش
سلام علیکم این که میبینیم درآزمایشگاهها حیوان شبیه سازی میشود یا انسان تولید میشود بااین که می گوییم انسان ذاتا ابزار ساز است منافات ندارد>؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس در هرجا زمینه‌ی ظهور دید در آن‌جا تجلی می‌کند و آن زمینه‌ی فیزیولوژیک را به عنوان بدن خود انتخاب می‌کند و چشم و گوش و دست خود را به کمک آن زمینه می‌سازد. البته آیا می‌توانند زمینه‌ای آنچنان ظریف و همه‌جانبه فراهم کنند که روح انسان در آن زمینه تجلی کند؟ معلوم نیست چون بسیار فرق می‌کند زمینه‌ای که روح حیوان در آن زمینه‌ تجلی کند تا آن‌که روح انسان در آن زمینه تجلی نماید. موفق باشید
4830
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی در کتاب آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین گفته اید:روح همواره بر بدن فرمان می راند و عامل تحرک بدن است و در اصل مسلط بر بدن است حال سوال بنده حقیر از جنابعالی این است که گاهی می شود که روح انسان متمرکز بر بعد حیوانی و جسمانی و مادی وجود انسان می گردد مثلا در فکر لذت بردن هر چه بیشتر از غذا ها می شود به عبارتی دیگر انسان در حالت_بنا به گفته خودتان_روح نامحدود را به اندازه حقارت بدن ،حقیر و کوچک میکند. آیا در این گونه موارد بدن بر روح مسلط میشود که روح را به خود معطوف میدارد؟ این تناقض این سوال را برای بنده ایجاد کرده که بالاخره اگر روح مسلط بر بدن است حالت ذکر شده را می توان به حالت تسلط بدن بر روح تعبیر و تفسیر کرد یا نه؟ خواهشا این مسئله را تبیین کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست در مواردی که انسان گرفتار تمایلات بدن می‌شود بدن بر روح مسلط شود بلکه در این موارد روح تمایلات بدن را انتخاب کرده و چون روح انسان مختار است می‌تواند نظر به تمایلات فطرت خود داشته باشد و نیز می‌تواند نظر به تمایلات بدن خود بکند. موفق باشید
نمایش چاپی