بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13726

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشكر از استاد بزرگوار: مدتي پيش دو عنوان از كتاب​هاي شما (كربلا مبارزه با پوچي​ها و راز شادي امام حسين(ع) در قتلگاه) را به تعداد جند نسخه تهيه كردم و در مسجد بين خانم هاي مسجد كه اغلب خانه دار هستند توزيع كردم كه بخوانند. اما نگران هستم شايد اين كتاب ها بالاتر از سطح فكري آنها باشد و نتوانند چندان بهره​مند شوند. شما كدام يك از آثارتان را براي سير مطالعاتي و يا مسابقات در مسجد توصيه مي كنيد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم کتاب‌هایی که معرفی کرده‌اید برای افراد عادی مشکل باشد. با این‌همه کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» و «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

13264
متن پرسش
سلام: می خواستم بدانم که شخصی که عالما و عامدا گناه می کند علتش چیست؟ درمان آن را نیز بفرمایید؟ حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی نیز فرموده اند که: ما در دستگاه بيروني‌مان يك سلسله مجاري ادراكي داريم چشم، گوش كه اينها مي‌فهمند چشم مي‌بيند، گوش مي‌شنود. يك سلسله مجاري تحريكي داريم دست، پا اينها چيز نمي‌فهمند ولي كار مي‌كنند. لامسه غير از دست است. لامسه غير از پاست. نيروي لامسه در تمام جِرم بدن مفروش است. دست و پا سرد و گرم و مانند آن را درك مي‌كنند اما حركت براي نيروي لامسه نيست. اين پا بايد بدوَد اين كار است. خب پس ما يك سلسله نيروهايي داريم كه متولّيان ادراك‌اند يك سلسله نيروهايي داريم كه متولّيان تحريك‌اند اين اصل اول. اصل دوم آن است كه افراد از نظر سلامت و معیوب بودن اين نيروها چهار گروه‌اند: گروه اول كساني‌اند كه هم نيروهاي ادراكي اينها سالم است هم نيروهاي تحريكي اينها، اگر يك مار و عقربي هست اينها كاملاً مي‌بينند و كاملاً هم فرار مي‌كنند فرار كردن براي پاست ديدن براي چشم است اينها هم از نظر ادراك سالم‌اند هم از نظر تحريك. گروه دوم كساني‌اند كه ادراك اينها قوي است ولي تحريك اينها ضعيف است يعني چشمشان سالم است مار را مي‌بينند، عقرب را مي‌بينند، خطر را مي‌بينند اما پايشان فلج است. خب اين چطور فرار بكند پايش بسته است. حالا چه كسي بست مطلب ديگر است. اين كسي كه چشمش باز است و پايِ او بسته، اين مي‌فهمد هيچ ترديدي ندارد كه اين مار است و دارد مي‌آيد و مسموم مي‌كند و مي‌كُشد اما نمي‌تواند فرار كند. گروه سوم كساني‌اند كه مجاري ادراكي اينها ضعيف است و مجاري تحريكي اينها قوي مثل نابيناهايي كه دست و پاي آنها سالم است مي‌توانند بدوَند اما مار را نمي‌بينند عقرب را نمي‌بينند، اتومبيلي كه دارد مي‌آيد را نمي‌بينند. اينها از نظر ادراك محروم‌اند و از نظر تحريك سالم‌اند. گروه چهارم كساني‌اند كه از هر دو جهت آسيب مي‌بينند هم معلولانِ اعضا و جوارحِ ادراكي‌اند هم معلولان اعضا و جوارح تحريكي، هم نابينا و ناشنواست هم دست و پاي او فلج است. اينها چهار گروه‌اند. كاملاً بين نيروي ادراكي و نيروي تحريكي فرق است. در درون ما هم اين چنين است. اگر امکان دارد راه درمان گروه دوم، سوم و چهارم را نیز استاد طاهر زاده بفرمایند. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه انسان خود را مشغول عالَم کثرات کند و آرزوهای بلند دنیایی را در خود رشد دهد، چنان‌چه از نظر عقلی متوجه اعمال خوب باشد، اراده‌ی انجام آن اعمال را ندارد و بسیاری از دستورات اخلاقی برای آن است که زمینه‌ی عمل به عقاید را در ما شکل دهد. آری! اگر فطرت با هوس‌ها آسیب نبیند، قدرت ادراک حقیقت در ما رشد می‌کند. و اگر انسان مشغول کثرات دنیایی نشود، قدرت تحریک و انجام اعمال صالح در او شکل می‌گیرد. موفق باشید

12462
متن پرسش
سلام علیکم: در ماه ضیافت الهی وصول به گوهر و قلب میزبان این ماه را برای شما و همگان آرزومندم. ما را هم از دعاهای خیرتان فراموش نفرمایید. خیلی خوشحالم که مطالب جدید شما استاد بزرگوار نظریه و بلکه حقیقت سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) و بلکه بالاتر سلوک ذیل گوهر و قلب امام خمینی (ره) را بر ما ملموس تر می فرماید. در یادداشت «غروبی جانگذاز و طلوعی امید بخش» به خوبی نمایش داده شده بود که تنها راه عبور از بحران امروز ایران و جهان توجه تام در فکر و عمل به روح زمانه و اراده الهی در عصر کنونی یعنی امام خمینی رحمه الله علیه و انقلاب اوست که این دو از هم تفکیک ناپذیرند. اگر امام را بخواهیم خوب بشناسیم باید خوب انقلاب و هدف آن را بشناسیم و اگر انقلاب را بخواهیم خوب درک کنیم بجز از دروازه دید روح الله نمی توانیم چیزی فهم کنیم. این کلید واژه توبه تاریخی بشریت خیلی امید زاست شاید راز این همه امید آقا به مردم و جوانان و برتر پنداشتن جوانان امروز نسبت به اول انقلاب زیر سر همین نکته باشد یعنی باید به زودی منتظر توبه ای فراگیر باشیم که انقلابی در درون انقلابمان ایجاد می کند. و نکات دیگری که خیلی مشعوف شدم. اما یک سوال از قسمت اخر بحث یعنی این نکته که برای تحلیل وقایع باید به واقعیت توجه کرد اما به گوهر واقعیت که اراده و مشیت الهی در هر عصر و زمانی است. این واقعیت در وجه کلانش که دارای پشتوانه مشیت الهی است در زمان ها و اعصار مختلف در جنبه ظاهریش بسیار متغیر است که این ظاهر حتی گاهی به نفع جبه باطل و شیطان است مثل زمان دوران شاه و قبل از آن که به نوعی روح زمانه را هر چند کوتاه به سمت خود معطوف می کنند حال در این مواقع چگونه باید مشیت الهی را دریافت کنیم و بر طبق آن عمل و سلوک کنیم؟ آیا صرف توجه به کلیات مساله که خداوند دارد تاریخ را رشد می دهد و مردم به صورت تاریخی در حال رشدی بیشتر از قبل هستند کفایت می کند یا باید دقت بیشتری کرد. مثال دیگر عرض کنم شاید سوال واضح تر شود. با اینکه روح انقلاب در حال گسترش است اما در دولتهای مختلف این گوهر انقلاب گاهی به حجاب می رود (مثل دوران اصلاحات و شاید هم الان) حال در این گونه مواقع مشیت الهی را چگونه باید پیدا کرد، مشیتی که به فرموده درست شما در دل مردم نهفته شده و رهبران بزرگ مثل امام و آقا آن را می یابند و بر طبق آن عمل می کنند. یعنی در جنبه ظاهری که جامعه دارد به سمت فساد و بی دینی میل می کند دست اراده الهی که دارد هدایت می کند را از کجا باید پیدا کنیم و دنباله رو آن باشیم. و اصلا اگر دست الهی در هدایت است (که قطعا اینگونه هست) چرا وجه ظاهری حتی تا سالها به سمت سقوط و هبوط پیش می رود؟ با تشکر از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز همین حالتی که در حق این بنده از حضرت حق تقاضا کردید را از خداوند برای جنابعالی تقاضا دارم. در مورد اراده‌ی کلیه‌ی الهی همیشه قرار آن است که حضرت حق آن اراده را در راستای هدایت مردم اعمال می‌دارد و مظاهر و حجاب‌های آن اراده را در دوران‌های مختلف می‌توان یافت و در این دورانی که ما به‌سر می‌بریم، وقتی می‌یابیم که استکبار جهانی هر قدمی که در مقابل انقلاب اسلامی برمی‌دارد به اهداف خود نمی‌رسد و در متن چالش‌هایی که ایجاد می‌نماید، انقلاب اسلامی صورت‌هایی از خود را ظهور می‌دهد، می‌فهمیم صورتِ هدایتِ امروزین الهی، انقلاب اسلامی است و البته در هر زمانی این قاعده برقرار است. عمده آن است که هرکس در زمان و تاریخ خود با این حساسیت به جریان امورات نظر کند. سعی شده است تا آن‌جا که ممکن است در کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» این مسئله تبیین گردد، و البته در حالِ تدوین مطالب دیگری برای هرچه بیشتر کاربردی‌شدن این موضوع هستم. موفق باشید

6975
متن پرسش
باعرض سلام طبق ایه شریفه تطهیر اهل بیت علیهم السلام طهارت تکوینی خدا درمورد ایشان اراده کرده است بااین حال اشکال که به نظر میرسد بحث اختیار ایشان مطرح می شود که شما جواب اشکال را فرمودید حضرات اختیار در حفظ این عصمت و طهارت دارند بااین حال باتوجه به اینکه اراده تکوینی خدا اصلا امکان تخلف ندارد ودر تحقق اختیار شرط امکان انجام دوطرف باید لحاظ شود به نظر می رسد هنوز اشکال اختیار حضرات مطرح است علاوه براینکه در ایه تطهیر می فرماید یرید که استمرار خواستن خدا حتی در حفظ این طها رت رابه خدا نسبت داده است باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که عصمت پیامبران و طهارت تکوینی ائمه«علیهم‌السلام» موهبتی است، طهارت تکوینی ائمه به این معنا است که لطفی است از طرف خداوند، و با اختیار آن ذوات مقدس به‌دست نیامده. مثل آن‌که جنابعالی بعد از ماه رمضان به شعوری می‌رسید که به‌راحتی زشتی گناه را می‌فهمید و راحت می‌توانید بر گناه مسلط شوید، و در عین حال اختیار شما از حوزه‌ی شخصیت شما خارج نمی‌شود زیرا آن عصمت با برهان ربّ همراه است و نه با سلب اختیار و در همین رابطه خداوند نور عصمت حضرت یوسف«علیه‌السلام» و مخلَص‌بودن آن حضرت را تبیین کرد آن‌جا که فرمود: « لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ» -اگر برهان پروردگار را نمى‏دید- قصد وى مى‏نمود! اینچنین کردیم تا بدى و فحشا را از او دور سازیم؛ چرا که او از بندگان مخلص ما بود!. موفق باشید
1610

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز آیا مزاج ویا تربیت خانوادگی در صفات اخلاقی انسان تاثیر دارد یعنی ممکن است یک صفتی را که هرچه سعی می کنیم آن را ترک کنیم نمی توانیم ترک کنیم ودقیقا عین همان حالت را در پدر ومادر خود میبینیم دلیلش این باشد که از آنها این صفات به ما منتقل شده باشد وما هم در مقابل این حالت در محضر خدا معذور باشیم ویا اینکه نخفیف در کارمان حاصل شود؟ بسیار ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: منش و روحیه از والدین به انسان منتقل می‌شود، ولی بدی و خوبی نه. همه‌ی انسان‌ها هلوع و جزوء و ضعیف خلق می‌شوند. یعنی طبیعت انسان در ابتدای امر حریص است و در مقابل مشکلات جزء می‌کند و از نظر روحیه ضعیف است و باید از طریق شریعت الهی خود را بسازد. اگر پدر و مادرتان در اصلاح خود تلاش نکرده‌اند دلیلی نمی‌شود که شما در اصلاح خود کوتاهی کنید. موفق باشید
1339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا سلام وخدا قوت خدمت استاد گرامی چندسال قبل گناهان زیادی از جمله نگاه به محرم وگوش دادن موسیقی های غیرمجاز و... واز یک خانواده معمولی هستم. وچندسالی هست که به لطف خداوند توبه کرده وسعی در جبران داشتم. بنده پس از مشورت وتحقیق وتفکر وعلاقه وکمی استعداد و تکلیف ونیاز کشور وبرای تولید علم دینی قصد دارم به حوزه بروم اما فکر میکنم لیاقت آنرا از این جهت نداشته باشم وشاید هم شیطان مانع این امر میشود؟( چون قبلا گناهان انجام دادم ) واز طرفی شاید کمی با حساسیت خانواده واطرافیان مواجهه شوم؟ شاید باخودشان یگن طرف تا چندسال پیش اینجور بود حالا رفته... خودم خیلی اعتقاد به حرف بقیه ندارم ولی چون میخوام برم حوزه، میترسم شان حوزه در نگاه اطرافیان پایین بیاد؟ حالا هم سال آخر کارشناسی مهندسی هستم نمیدانم چکار کنم؟ اگر هم حوزه نرم با علاقه ای که هست وشاید همیشه باخودم بگم باید میرفتی و... آیا شما استخاره را در این شرایط صحیح میدانید؟ لطفا راهنمایی کنید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: گفت: «چون تقاضا می‌کند دریا تو را .... پس چه استادی و واماندی هلا؟» این حرف‌ها چیست، خداوند همه‌ی آن حرف‌ها را خنثی می‌کند. اگر توان علمی و علاقه‌ی قلبی دارید که وارد کسوت روحانیت شوید: «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست». موفق باشید
1233

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الل الرحمن الرحیم سلام علیکم/ ضمن عرض ادب و احترام از منظر جناب استاد اگر فردی بخواهد تحصیلات نسبتا" جامعی در حیطه معارف ناب اسلامی داشته باشد ، به گونه ای که انشاءا... مورد پذیرش حضرت حق واقع شود ، جایگاه تحصیل فلسفه اسلامی و در واقع حکمت متعالیه ، در بین این معارف به چه صورتی است؟ اگر در میان معارف اسلام ناب، بحث و سؤال محدود به فقه اسلام وحکمت متعالیه(فلسفه اسلامی)باشد، تحصیل کدامیک اولویت دارد؟فقه؟ فلسفه؟ ویا هر دو در کنار هم و به همراه یکدیگر؟ باتشکر فراوان/ ملتمس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فقه در حدی که بخواهیم تکلیف خود را بدانیم با رجوع به مراجع حل می‌شود ولی اگر بخواهیم تکلیف مکلفین را تبیین کنیم باید برویم فقه بخوانیم ولی در حکمت متعالیه زمینه‌ی فهم بهتر قرآن و روایات فراهم می‌شود. اگر بخواهید در کسوت روحانیت قراربگیرید بهتر است هر دوی آن‌ها را دنبال کنید. موفق باشید
1199

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام می خواستم بدانم که تفسیر های صوتی موجود در سایت چه نوع تفسیری است منظورم این است که شرح مبسوط المیزان است که مارا از مراجعه به این کتاب بی نیاز می کند یا تفسیرالمیزان به همراه تفسیر های دیگر مانند نمونه ،نور و...است یا اصلا" تفسیر برداشتی خودتان است ؛توضیح دهید لطفا"
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: رویهمرفته نگاه المیزان بر ذهن بنده حاکم است. موفق باشید
1055

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام-استاد عزیز در جواب سوالم(کد884)گفتید امام را الگو قرار دهم ولی من هنوز نمی دانم. اگه ممکنه شفاف تر بگید؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی پیشنهاد می‌کنم کتاب‌هایی که در رابطه با انقلاب اسلامی و امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» خدمت عزیزان نوشته‌ام مطالعه فرمایید. موفق باشید
23494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب. استاد اولا اگر در اصفهان بجز جلساتتون گروه هم اندیشی دارید؟ لطفابه بنده معرفی کنید بخصوص درخواستم اینه یه جلسه هم اندیشی مخصوص بانوان داشته باشید. با شخص خودتون از شاگرداتون می شناسم ولی اولا به نظرم خودتون باشید مسئله بالاتر میشه در ثانی گروه خانمه باشن راستش بنده به عنوان یه خانم اینطور که رو خودم دقت کردم اولا جلو آقایون دوما وقتی چشمم به نامحرم می افتد با اینکه قصد ندارم فکر می کنم یه انرژی از من میره تو طرفهای مقابل و در ثانی قدرت تمرکزم کم و فکر کردنم ضعیف و در نتیجه قوه عقلیم رو نمیتونم به کار بگیرم اون طور که باید. گاه تصمیم به روبنده می گیرم ولی با مسئله لباس شهرت و.. روبرو میشم در صورتی که چند سال پیش که آیت الله بهجت زنده بودن از دفترشون پرسدم گفتن بزنید. راستش استاد به حمدالله از نظر معرفتی بد نیستم ولی علاقه زیاد به گروههای هم اندیشی پیرامون مسایل انقلاب دارم یکی دو بار هم تو گروه دعوت به اندیشه خانه بیاری اومدم ولی فضا که مردونه بود قدرت تمرکزم کم می شد وقتی می خواستم حرف بزنم احساس خودنمایی داشتم و تهش دوست داشتم وقتی حرف می زنم چشمام بسته باشه تا نظر به درون خودم داشته باشم و حرف بزنم این رو بنده از زن بودن خودم فهمیدم ولی دیگه شما یه وقت میگید تو اجتماع حضور داشته باشید و اینا میام، خواستم این مطلب رو بگم شاید این مطالب رو از زبان یه زن بشنوید قضیه طور دیگه بشه. ۲. مسئله دیگه اینکه گاه فکر می کنم بعد انقلاب و چند یه سیستم خیلی بزرگ و عالی که داشتیم به هم خورده و این یه جورایی خوب و یه جورایی بد بوده و اینکه اکثرا فراد حتی خیلی انقلابی ها و حتی اونها که یه زمان برای اینکه شهرشون دست دشمن تو خرمشهر و اهواز و... می جنگیدن همه به شهرها و بخصوص تهران هجوم آوردن از یه طرف شاید بگیم علت کشش وجود امام و ساختارهای دینی بود که مکان حضور آنها داشته و الان هم رهبری ادامه دهنده اش هستن ولی طرف دیگش مدرنیته شدن شدید هست که هنوز ادامه داره از یه طرف احساس می کنی باید بری مناطق محروم از یه طرف اخه من مال اوجا نیستم بتونم مناسب خودشون فرهنگ بسازم از یه طرف دیگه نیاز هست و از طرفی گاه فکر می کنم همه فرهنگ کشور رفته تهران و اگر بخواهی عادلانه کار فرهنگی کنی باید از اونجا کنی. یادم نمیره چند ماه پیش سری به بنیاد شهید زدم مسوول اوجا می گفتم چند وقت پیش یه دختر شهید از تهران اومده بود کلی کلاس و فن و مهارت بلد بود اون وقت مسوول پرسیده بود این کلاسها را چطور رفتی بارکلا چه زرنگ بعد گفته بود همش رو تهران بودجه بنیاد رفتم و رایگان اونوقت ما اینجا اصفهان «راه دور مناطق محروم بماند» فرزند شهید هنوز تو خیلی خرجهایش مونده این رو گفتم راهنمایی ام کنید چه کنم دایم دغدغه این چیزها اذارم میده حرفم اینه به نظر شما این نوع بودجه بندی ما را به کجا میبره اینه که همه کوچ میکنن تهران بعدشم اروپا و. حتی دانشگاهها هم همینطور هست اول تاپ ترین رشته ها و کارامدترین و درامدزاترینش میره تهران و دانشگاههای تهران. آیا این ساختار باعث نمیشه همین فرهنگ سنتی هم از بین بره معذرت میخوام ولی گاه فکر می کنم سنت را از بین نبرم اسلام حاک کردنم پیشکش. استاد اصلا گفتم شاید یه عده باید باشن مدتی برن تهران گردی و اون ساختارهایی که ذیل شخصیت امام و رهبری بوده و هست را برن تو استان و محله و... خودشون اجرا کنن. استاد ممنون به حرفهام گوش کردید. بگید ما با این دوره گذار به قول شما چه کنیم؟ البته بنده اصل این مشکلات را هم یه موضوع میدونم و اون اینکه عدم احترام به بزرگتر بخصوص پدر و مادرها باعث میشه این هجرت ها اتفاق بیافته که البته یه عامل هست و اینکه با عدم رعایت این موضوع فرهنگ نسل قدیم به آینده منتقل نمیشه یه عامل دیگرش هم اینه که اقایون متاسفانه به رفت و آمد با خانواده همسر تمایل ندارن که ناشی از کمکاری در بحث زن هست که مردان توقع دارن همسرشون با مادر و خواهر و... اونها بسازه ولی خودشون حاضر نیستند با براد رزن و شوهر خوار همسر بسازن که اینم شاید عدم رعایت اینه که همسر شهید مطهری اوایل ازدواج در خاطراتشون میگن اومدم غیبت کنم شهید فرموده بودن خانم غیبت نکن نمیدونم گرفتید قضیه را متشکرم استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این نکته‌ی آخری که فرمودید سخن بسیار دقیقی است. آری! ادب رعایت والدین ریشه‌ی بسیاری از سرگردانی‌های این نسل است و همین‌طور که می‌گویید بعضی از مردها غفلت می‌کنند که پدر و مادر همسرشان در حکم پدر و مادر خودشان هستند. ۲. جلسه‌ی هم‌اندیشی که تنها با خواهران باشد، ندارم. جلسات بنده تنها همان جلسات عمومی است که همه در جریان‌اند. در مورد رفقا هم در جریان نیستم که چنین جلساتی دارند یا نه. خوب است خود خواهران که هم‌افق هستند و امکان گفتگو در بین آن‌ها هست، این‌کار را ترتیب دهند. ۳. در مورد حضور در شهرهای بزرگ و مثلاً در تهران برای رشد بیشتر، به این جمله‌ی مقام معظم رهبری فکر کنید که فرمودند جبهه‌های فکری و فرهنگی، چراغ خاموش و در سایه حرکت کنند. به نظرم اگر همین افراد بی‌نام و نشان در گوشه‌گوشه‌ی این کشور نبودند، کارهای بزرگِ چشم‌پُرکن چندان نتیجه نمی‌داد. موفق باشید

23470
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز اگر امکانش هست یک گزارش مفصل و تحلیلی از جلسه تان با رهبری را بیان بفرمایید؟ محور سخنانتان چه بود و رهبری چه فرمودند؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» با توجه به بصیرتی که دارند، بنا را بر این گذاشته‌اند در شب‌های طولانی زمستان با عده‌ای از نخبگان فکری و فرهنگی بعضاً جلسه‌ای داشته باشند تا از یک طرف، بررسی کنند در موضوعات مختلف چه بر اندیشه‌ی آن‌ها می‌گذرد و از طرف دیگر، نخبگان نیز در آن موضوعات، سخنان رهبری را بی‌پرده‌تر بشنوند.

جلسه‌ی اخیر در رابطه با کسانی بود که در موضوع «تمدن اسلامی» قلم زده بودند و هر کدام 5 دقیقه فرصت داشتند تا خلاصه‌ی نگاه خود را در آن موضوع ارائه دهند. پس از حدود دو ساعت، ایشان نکاتی بدین مضمون فرمودند:

اولاً: فرمودند که بعد از این جلسه سجده‌ی شکری به‌جا می‌آورم به جهت دقت و فعالیت آقایان. ثانیاً: پیشنهاد کردند مواظب باشید در مباحث نظری، غرق نشوید. باید این مباحث، ناظر به عمل باشد و تشکلی به‌جود آورید تا با همفکری و نقد و بررسی، بحث‌ها همسان گردد و همدیگر را تکمیل کند.

سپس نکته‌ی بسیار مهمی را در رابطه با به‌کاربردنِ واژه‌ی «تمدن اسلامی» به میان آوردند مبنی بر آن‌که وقتی بحث تمدن اسلامی به میان می‌اید، بدین‌معناست که انقلاب اسلامی از سطح یک امرِ سیاسی بالاتر است و بناست پس از دولت اسلامی و جامعه‌ی اسلامی، تمدنی بشری و جهانی مدّ نظرها قرار بگیرد و بدین لحاظ، انقلاب اسلامی با طرح تمدن اسلامی بنا دارد از آرمان‌های خود عقب‌نشینی نکند. و نمونه‌هایی آوردند از کشورهایی که انقلاب سیاسی انجام دادند ولی چون بیش از اهداف سیاسی را دنبال نکردند، عملاً بهره‌ای از انقلاب خود نبردند.

فرمودند: جامعه‌ی اسلامی چنان‌چه محقق شود؛ نقطه‌ی شروع تمدن اسلامی است و به طور طبیعی آن تمدن منتشر می‌شود و این‌طور نیست که ما بخواهیم غرب را نابود کنیم، بلکه کافی است جامعه‌ی اسلامی را با همّتِ هرچه‌بیشتر محقق نماییم. مثال جمله‌ی سید قطب را زدند که فرموده بود به ما برای تبلیغ اسلام، یک ده را بدهند تا آن را اسلامی بسازیم و در آن صورت، اسلام خودْ فراگیر می‌شود.

در آخر تأکید فرمودند بر این‌که باید تمدن اسلامی را به دنیای اسلام و مردم، قابل فهم کنیم، تمدنی که بنای آن «توحید» و «عبودیت» و «کرامت انسانی» و «سبک زندگی» است و در این مورد باید کارهای نظری به صورت قوی و فاخر صورت گیرد تا جوامع نخبگانی تحت تأثیر آن قرار گیرند در عین عمل، که این نکته‌ی اخیر، نیاز به دولتی دارد که اجزای آن به اسلام ایمان داشته باشند و انگیزه‌ی تحقق دولت اسلامی در آن‌ها موجود باشد. اشاره فرمودند به آیه‌ی 97 سوره نحل که می‌فرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مَن ذَکَر أَوْ أُنثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یعْمَلُونَ»؛ هر کس، از مرد یا زن، کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه ای، حیات می بخشیم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می دادند، پاداش خواهیم داد. خواستند بگویند وقتی حیات طیبه را در مقابل مردم قرار دهیم، حتماً ذهن مردم را از رُعبِ به غرب و گرایش به آن تخلیه کرده‌ایم. فرمودند: ما هنوز ذهن مردم خود را از رعب به غرب به معنای مهم‌دانستنِ آن خالی نکرده‌ایم. این بود آن‌چه بنده در محضر رهبر انقلاب در رابطه با نگاه تمدنی به انقلاب، یافتم. موفق باشید

21705

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام حال شما خوبه ان شاءلله: ما اگر بخواهیم بین هنر و فلسفه تفاهمی ایجاد کنیم و در عرضه این نسبت در زیر سایه عقل قدسی و ذوق فلسفی هنری آثاری را به جامعه هدیه کنیم چگونه ممکن است؟ شاید نام هنرمند خارجی ونسان ونگوگ که هایدگر هم با این هنرمند آشنا بوده است برای شما هم آشنا باشد. استاد چگونه می توانیم هنرمندی توانا در زیر سایه عقل قدسی و در بستر روح زمانه باشیم؟ همین جا جواب بدید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «سر آغاز اثر هنری» از هایدگر به خوبی در این مورد راهگشا است. بنده چیزی بهتر از آن کتاب سراغ ندارم. موفق باشید

21473
متن پرسش
سلام استاد: بین جسم و نفس و روح یک سه گانگی هست. اینو تونستم درک کنم که هست جسم رو میدونم. ولی فرق روح و نفس چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث فلسفی تفاوتی بین روح و نفس گذاشته نمی‌شود و بُعدِ مجرد انسان را به‌عنوان روح یا نفس مطرح می‌کنند. ولی در نگاه عرفانی که نظر به مراتب نفس ناطقه دارد پایین‌ترین مرتبه‌ی نفس ناطقه را تحت عنوان «نفس» مطرح می‌کنند و باطنِ آن را «قلب» می‌گویند و باطنِ قلب «روح» و باطنِ روح «سرّ» می‌باشد. موفق باشید

20903

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. من این حدیث برام سنگینه که فرموده اگر انسان به پدر و مادرش نگاه غضب آلود بکنه تا چهل روز نمازش قبول نمیشه. آخه پدر دوستم خیلی بد اخلاقند خرجی نمی دهند. اونو از خونه بیرون کردن. اونوقت بهشون نگاه غضب آلود بکنه نمازش قبول نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید انتظارات خود را از والدین کم کنیم. به جهت این‌که منشأ وجود ما در این عالم هستند، به ما فرموده‌اند به آن‌ها احترام بگذارید. موفق باشید

19034
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار نیت کردم که ان شاءالله ماه رجب و شعبان را کامل روزه بگیرم و به ماه رمضان وصل کنم. اما متاسفانه بعضی مواقع احساس ضعف می کنم و گاها از انجام مطالعه ی درسی و بعضی از کارهای روزانه عقب می افتم و احساس خستگی و بیهوده بودن روزه می کنم. از طرفی می ترسم با انجام این نیت ماه مبارک رمضان را آن طور که باید با شوق و ذوق درک نکنم (البته نعوذ الله). از طرف دیگر نیت کردم ماه رجب و شعبان امسال را از دست ندهم و این دو ماه را (مراحل سیر و سلوک و تقویت خود راستین) مقدمه ای برای پرواز روح در ماه رمضان تعالی بدهم. استاد بزرگوار در این ماه عزیز خیلی دعایمان کنید، ان شاءالله حضرت حق شهادت را اجر دست گیری از ما جوانان برای تان رقم بزند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ان‌شاءاللّه دعایتان در حق این بنده‌ی حقیر مستجاب شود 2- کمی مقاومت کنید، إن‌شاءاللّه نفسِ شما روزه را خواهد شناخت و تسلیم شما خواهد شد. موفق باشید

17197
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز و گرامی: دیشب با یکی از دوستان صحبت از کتاب «تمدن زایی شیعه» شما به میان آمد. ایشان سوالی را مطرح کردند که از جواب دادن به آن درماندم. گفتند استاد طاهرزاده یکی از نقدهایی که به فرهنگ غرب دارند بحث سرعت موجود در تکنولوژی است و اینکه این سرعت انسان را از آرامشی که باید داشته باشد محروم کرده و ریشه بسیاری از اضطرابهای انسانهای امروز بخاطر دور شدن از این آرامش و تأنی است. بعد گفتند اگر سرعت بد است پس چرا (به مثال شما ارجاع دادند) وقتی آن افریت جن قرار شد تخت بلقیس را برای حضرت سلیمان بیاورند که گفتند قبل از اینکه بنشینی آن را برایت حاضر خواهم کرد، قبول نکردند و از عاصف بن برخیا که گفت قبل از اینکه چشم بر هم بزنی آن را برایت حاضر خواهم کرد قبول کردند (یعنی قبول سرعت بیشتر). پس معلوم می شود سرعت هم موضوعیت دارد و نمی شود آن را رد کرد و مخالف آموزه های دینی و سلوکی دانست!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که تفاوت سرعت عفریت جنی با آوردن تخت حضرت بلقیس توسط عاصف بن برخیا طبق آیات قرآن کاملا متفاوت است. آری! سرعت زیاد مربوط به عفریت جنی است و سرعت تکنیکی امروز نیز که شتاب و عجله است از همان جنس است. ولی جناب عاصف بن برخیا با سرعت زیاد آن تخت را نیاورد بلکه "قبل ان یرتد الیک طرفک" آورد یعنی در بی زمان و فوق معادلات مادی آن کار انجام شد و اتفاقا از همین قضیه می توان نتیجه گرفت که چرا در روایت داریم "العجله من الشیطان". موفق باشید

17145
متن پرسش
با سلام: پاسخ این سوال را از منظر المیزان می خواستم بدانم وگرنه مزاحم وقت شریف استاد نمی شدم. ما چند نوع کفر داریم. مثلا کفر فقهی یا کفر اعتقادی و ... و اینها چه تعاریفی دارند. اینکه در قرآن آمده است که سقف خانه های کافران را نقره می کردیم «و لو لا ان يكون الناس امه واحده لجعلنا لمن يكفر بالرّحمن لبيوتهم سقفا من فضه و معارج عليها يظهرون» (33) این مراد کدام نوع کفر است. و آیا ما الان می توانیم جهان غرب را مصداق این آیه بدانیم؟ چرا؟ آیا باید بین مردم و سران غرب فرق قایل شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کفر به معنای پوشاندن حق است در هر شرایطی که هستیم و با هر حقی که روبه‌رو می‌شویم. و از این جهت می‌توانید کفر را نسبت به حقی که پوشیده می‌شود معنا کنید. و در آیه‌ی مذکور، کفر به حضرت رحمان را به میان می‌آورد که اگر ایمان مؤمنان سست نمی‌شد به کافران ثروت فراوانی از طرف خداوند داده می‌شد. این کفر، کفرِ به «رحمةٌ للعالمینی» حضرت حق است همان‌طور که کفر به ربوبیت حضرت حق یا کفر به قهاریت حضرت حق هست که همه به معنای کفر به حق و حقیقت است. کفر فقهی کفری است که در فقه، کفر خوانده می‌شود همچنان‌که کفر اعتقادی یعنی انسان در اعتقادات خود حقیقتی را پوشیده بدارد مثل آن‌که گمان کند خداوند علم به آینده ندارد. موفق باشید

16480
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز چند کتاب شما را مطالعه کرده ام. شخصی از من پرسید که آیا در برزخ و قیامت هم زمان هست یا نه؟ و من در جوابش گفتم: زمان که مقدار حرکت است فقط مخصوص این دنیاست، حال برای خودم سوال پیش آمده که دهر که می گویند باطن زمان است و سرمد که باطن دهر است را تعریف اولیه اش را می دانم اما لطف کنید کمی توضیح بفرمایید که در دهر هم هیچ نوع حرکتی نیست؟ و دقیقا دهر و سرمد چه حالتی است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر مبنای حرکت جوهری، زمان مقدار حرکت است و جایی که حرکت نیست،‌ زمان نیست ولی درک نسبت‌ها در آن‌جا معنا می‌دهد مثل درک نسبت علّت در مقابل معلول که امثال مرحوم میرداماد آن را زمان دهری قلمداد می‌کنند که البته ملاصدرا چنین چیزی را نمی‌پذیرد. موفق باشید

13209
متن پرسش
سلام جناب استاد: اگر استناد ما به مجردی روح رویای صادقه باشد می توان گفت که رویای صادقه را خداوند در خیال انسان ایجاد می کند. در واقع استناد به رویای صادقه احساس می کنم یک خورده ناجور است یا آدم در خود به خوبی نمی یابد چنان که در آنجایی که در خواب پراکنده هم خود من می بینم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رؤیای صادقه در مورد تجرد نفس یک شاهد است. اصل مطلب در آن‌جا ظهور می‌کند که هرکس خود را بدون بدن می‌یابد و لذا می‌فهمد که او غیر از بدنش است. به همین جهت این موضوع در طول تاریخ و برای همه‌ی ملل یک موضوع پذیرفته شده است. آری! در رؤیای صادقه و غیر صادقه نکته‌ی اصلی نیز همین است که انسان بدون بدن خود را احساس می‌کند و می‌فهمد آن کسی که خود را احساس می‌کند، خودِ او است. موفق باشید

11892
متن پرسش
سلام: با چه کتبی می توان سلوک کرد. عملی و قلبی. لطفا سیر مطالعاتی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی روی سایت خوب است. موفق باشید

9981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت بهتون بدهد که خیلی سریع جواب سوالمان را می دهید. ببخشید می خواستم بدونم شما در حال حاضر جایی هست که درس بدهید و من بتونم شرکت کنم؟ من کتاب شما رو مقداریشو مطالعه کردم و چون زیاد متوجه بعضی مفاهیمش نمیشم از یک آقایی که در موسسه صولاله به نام آقای اسماعیلی بود مشورت کردم ایشون گفتن بهتره تو کلاساتون شرکت کنم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شنبه شب‌ها در مسجد انبیاء نزدیک سه راه سیمین بعد از نماز مغرب و عشاء بحث قرآنی داریم. فایل صوتی مباحث بر روی سایت هست. موفق باشید
8432
متن پرسش
سلام. منظور از اینکه وقتی امام زمان می آید برای همه آشناست چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون انسان کامل صورت نهایی و شخصیت آرمانی هرکسی است که به دنبال کمال انسانی‌اش می‌باشد. موفق باشید
8360

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام می خواستم ببینم می شود روشی برای کم حرف زدن ارایه فرمایید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» خوب است. موفق باشید
7919
متن پرسش
با سلام منظور از این بیت حافظ چیست؟پدر روضه رضوان بدو گندم بفروخت/ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عارف سالک به جز به حضرت حق، به چیز دیگری – حتی بهشت – نظر ندارد. تنها به حق نظر دارد و به هرچه هم بنگرد به جنبه‌ی حقانی آن نظر دارد. موفق باشید
7012
متن پرسش
سلام آیا استاد طاهرزاده اجازه استفاده رایگان از نسخه‌های الکترونیکی کتاب‌های خود را به کاربران داده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی. موفق باشید
نمایش چاپی