بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6404

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد عزیز لطفا تفکر مرا اگر اشتباه است اصلاح بفرمایید.تشکیل خانواده و باطبع بچه داری نیازمند امکانات و ظرفیت هایی است.از سخنرانی شنیدم که گفت از رد شدن و عبودیت نکردن در زمینه بچه داری اینه که هیچکدام از اهل بیت موافق کم بچه داشتن نبودند اگر ما یکی یا دو بچه داریم صرفا بخاطر دل خودمان بوده و گرنه تا زمانی که زن توانایی بچه دار شدن را دارد باید نسل شیعه را افزایش داد. ایا این حرف صحیح است؟ اگر کسی بگوید توانایی فرزند بیشتری را ندارم چه از نظر اقتصادی چه اجتماعی توجیه کرده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید در کنار وظیفه‌ی تولید نسل عاقلانه عمل کرد و هرکس مطابق شرایطی که خودش و همسرش دارد باید تصمیم بگیرد. موفق باشید
5502
متن پرسش
باسلام استاد عزیز خداقوت .1یک سالی هست که پرخوری افراطی گرفته ام نمی دانم فیزیکی است یا روحی.2از پدرم دل خوشی ندارم به امر خدای سبحان فقط تحملشان میکنم ایشان بددهان هستند وفحش می دهند وشخصیت مارا له نموده اند از کودکی تا به حال .ازمحبت بویی نبرده اند .3 ولی در کل پدر مادرم ازمن راضی هستند.3اینکه من عمرم را به بطالت میگذرانم تازه کارشناسی ام تمام شده ولی خودم می دانم عبد نیستم درکل میدانم اینها گناهان کوچکی نیست.خودم هم غصه میخورم ودرصدد ترک برمیایم موفق نمیشوم. در 13 سالگی ویا همان سال ها بود که خدامحبتش رابهم چشاند ..من خداخواه شدم..تااکنون که جوان هستم و توبه نموده ام از گذشته ها.در فامیل و آشنایان مرا مومن میپندارند چند وقتی است که من نسبت به وجود خداوند سبحان در حجابم انگار یعنی ایمانم را به خدا باد هوا میبینم یعنی من نعوذ بلله..به خود ذات اقدس اله قسم ،خجالت میکشم این کلمات را تایپ کنم ولی چه کنم اوضاع برایم سخت شده مینویسم،احساس میکنم دچار شک شده ام ایمان ندارم چه خاکی به سر بریزم استاد چه فکری میکردم جه شد من فکر وذکرم لقای خدابود نه حور وپری و قصر وکاخ بهشتی..این جه بلایی است به سرم آمده جه کسی جواب دل بیچاره ی مرا میدهد .در اصول کافی خودم خواندم که کسی خدمت معصوم رسیده بود و از این حالات داشت معصوم علیه السلام فرموده بودند وسوسه ی شیطان است .چرا اینگونه شده استاد ؟!خدای سبحان که میداند اورا نداشته باشم پریشانم بیچاره ام درمانده ومظطرم پس چرا مرا ازخودش در حجاب قرار داده هر آدم معمولی گناهگاری باتمام وجودش خدارا قبول دارد ولی منه مدعی مثل اون گناهکاره نیستم چرا استاد ؟!.منی که خدای سبحان ذات اقدسشون میدونند که عاشق مناجات و حرف زدن با ایشان بودم و هستم پس چرا اینطور شدم این حس چیه استاد ،من ایمانمو میخام استاد لطفا نگید منم دچار همون وسواس ها شدم ..اینا وسواس نیست حال من این حاله که گفتم .یعنی تا این درجه از پستی رسیده م که لایق ایمان به خدای تو کتاب های دانش آموز پنجم ابتدایی هم نیستم؟! یعنی تمام این سال ها که فکر میکردم در مسیر تقرب هستم داشتم خاک روی فطرتم میریختم ؟!!!!!!خدا ی سبحان از من بریده اند استاد؟!با خودم میگم اگه ایمان نداشتی گناه میکردی، درخلوت هم گناه میکردی کسی نفهمه، ولی نه !من سعی دارم گناه نکنم از گناه میترسم من عاشق مسجد وروضه وامام حسین علیه السلام و امام رضا علیه السلام وبقیه معصومین علیهم السلام هستم. من عبد نیستم یعنی هواپرستی ودنیا خواهی در من موج میزند ولی نمیدانم کجای کارم لنگ است که این بلاسرم آمده .خداوند خیرکثیر به شمابدهد ان شاالله.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم:گفتی نگویم من هم دچار این شک ها شده‌ام پس، اجازه بده از قول جناب حافظ بگویم که می‌گوید: «عقل می‌گفت که دل منزل و مأوای من است .... عشق خندید که یا جای تو یا جای من است». عزیز من فکر کردی اگر از نظر عقل مسائلت حل شد کار تمام است؟ بالاخره تا یک جایی عقل ما را می‌برد ولی بعد از مدّتی به جایی می‌رسید که می‌بینید هیچ چیز ندارید و آن ورود در وادی قلب است و از این‌جا باید چشم قلب را بینا کرد و با گوش قلب شنید و از خدا بخواهید چشم دلتان را باز کند و از مفهوم به حضور آیید. اهل سلوک مى‏فرمایند: یک هجرت «وسطى» داریم و یک هجرت «کبرى»، هجرت وسطى آن است که ما اخلاقمان را عوض کنیم و از صفات رذیله به سوى صفات فاضله‏ هجرت نماییم، و در نتیجه این هجرت انسان دیگر جهنمى نخواهد بود، چون از صفات جهنمیان فاصله مى‏گیرد، ولى در هجرت کبرى نه تنها اخلاق عوض مى‏گردد، بلکه منظرمان نیز عوض مى‏شود و لذا نه تنها جهنمى نخواهیم بود بلکه جهنم را هم مى‏بینیم. خداوند در همین رابطه مى‏فرماید: «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ. لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ» نه چنین است که خود را گرفتار کثرات کنید، اگر به علم الیقین برسید، جهنم را مى‏بینید و علم به جهنم از حالت مفهومى به حالت عینى و شهودى در مى‏آید. ما براى ارتباط با حقایق عالم، علم یقینى مى‏خواهیم، تا از طریق نور علم‏الیقین به سوى عین الیقین سیرکنیم. قرآن مى فرماید: شما باید نسبت به حقایق عالم و از جمله معاد و بهشت و جهنم علمِ یقینى داشته باشید. یعنى اولًا: علم شما علم به حقایق باشد و نه علم به موضوعات واهى و اعتبارى، ثانیاً: آن علم، علمى باشدکه موجب ارتباط با حقایق گردد و به عبارت دیگر موجب ایجاد عین الیقین باشد که آن عبارت است از اتحاد وجودى با حقایق عالم. لذا بعد از آن که فرمود: «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ. لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ»اگر علم یقین داشته باشید جهنم را مى بینید در ادامه مى فرماید: «ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ»سپس حتماً آن جهنم را به عین‏الیقین مى‏بینید، در این حالت نه تنها آتش جهنم را به عین الیقین مى‏بینید بلکه انجام هر گناهى موجب مى‏شود که خود را در آتش جهنم حس کنید، یک وقت انسان مى بینید که گناه‏کردن چقدر بد است، ولى یک وقت آتش انجام گناه را حس مى‏کند، که این حالت یک مرتبه بالاتر از «علم الیقین» است در همین رابطه مولوى مى گوید: خود هنر دان دیدن آتش عیان نى گپ «دَلّ عَلَى النّار دُخان» یعنى دود را دلیل بر آتش دانستن، هنر نیست، این یک گپ عادى است، هنر آن است که خودِ آتش را ببینى. باید چند قدم جلوتر بیایى و به جاى این که از معلول متوجه علت شوى، خود علت را ببینى، لذا گله مى‏کند که: جز به مصنوعى ندیدى صانعى بر قیاس اقترانى قانعى؟ مى‏فزاید در وسایط فلسفى از دلایل باز بر عکسش صفى‏ اگر فیلسوف با واسطه دلایل مى‏خواهد به حقایق پى برد، آن کس که دل خود را صاف کرد، با خود حقایق مرتبط مى‏شود. گر دخان او را دلیل آتش است بى‏دخان ما را در آن آتش خوش است‏ اگر عقل فلسفى از طریق دود با مفهوم آتش مرتبط مى‏شود، ما بى‏واسطه مفهوم با خود آتش مرتبط هستیم و نور و گرما مى‏گیریم. خود هنر دان دیدن آتش عیان نى گپ «دلّ على النّار دخان» «1» اگر ما برنامه‏هایمان را با حساب تنظیم کنیم و درصدد تربیت قلب برآییم و به هجرت کبرى فکر کنیم و حتى بعد از شصت‏سال هم نتیجه بگیریم، باز برنده این مسیر هستیم. هجرت کبرى همان است که در موردش فرمود: دردى که به افسانه شنیدم همه از خلق از علم به عین آمد و از گوش به آغوش‏ دیگر صِرف شنیدنِ خبرِ حقایق در میان نیست، بلکه در آغوش گرفتن آن‏ها پیش‏آمده است. یکى از رفقا براى کارهاى فرهنگى مى‏فرمود: «آقا یک برنامه آمپى‏سیلینى به ما بدهید که زود نتیجه بگیریم، این توصیه‏هاى شما ممکن است خیلى دراز مدت نتیجه بدهد». بنده به ایشان عرض کردم آیا مى‏خواهید بالأخره نتیجه بگیرید یا هرگز نتیجه نگیرید؟ چرا نگران آن نیستیم که با این برنامه‏هاى غیر اصولى هرگز نتیجه نگیریم؟ هیچ راهى نیست که بدون هجرت کبرى بتوانیم جهنم‏بین شویم. یک وقت است شما بنا دارید اخلاقتان خوب شود، این کار ارزشمندى است ولى آن چنان نیست که براى به‏دست آوردن آن لازم باشد به کلى ساحت و مرتبه خود را تغییر دهید، ولى یک وقت بناست با هجرت کبرى، وجودتان اصلًا خوبى شود و اساساً یک آدم دیگرى باشید با افق دیگر. به گفته مولوى: چون تو شیرین از شکر باشى، بُوَد کان شکر گاهى ز تو غایب شود چون شکر گردى ز بسیارى وفا پس شکر کى از شکر گردد جدا آرى؛ تا کى بخواهیم با شکر، شیرین باشیم و همواره محتاج شکر؟ باید شکر شد و همواره شیرین ماند. باید طورى شویم که در آن حالت عین رؤیت حق شویم. این همان نکته‏اى است که ملاصدرا «رحمةالله‏علیه» گفت باید از سنگى که طلا گرفته‏اند به سنگى تبدیل شویم که دیگر طلا شده است، در این حالت وارد «عین الیقین» مى‏شوید و یک نحوه اتحاد با حقایق عالم پیدا مى‏کنید. آرى؛ براى آن که سنگِ وجود شما طلا شود حوصله و صبر و استمرار نیاز است، و راه دیگرى نیست. در مراحل اولیه، نفس امّاره انسان مى‏خواهد به نامحرم نگاه کند، ولى چون آن را گناه مى‏داند، نگاه نمى‏کند ولى اگر بنا گذاشت سلوک قلبى خود را ادامه دهد به جایى مى‏رسد که اصلًا روحش از این گناه آزار مى‏بیند و سخت از این‏گونه اعمال متنفر است و روحش عین درک حقانیت دستورات دین مى‏شود.شما فکر کردی بیخودی بنده کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را نوشتم و هفتاد و چند جلسه آن را شرح دادم؟ موفق باشید.
4939
متن پرسش
در سؤال قبل از شما پرسیدم که: «آن شخصی که کروی‌بودن زمین را حدس زد، یک استدلال‌های خفی‌ای پشت حدسش بوده. آیا آن استدلال‌ها، آن حدس را از حدس‌بودن خارج نمی‌کند؟» و شما پذیرفتید که خارج نمی‌کند. آیا می‌توان این سه نتیجه را گرفت؟ اولاً حدس هم خارج از مقدمات مفهومی نیست. مقدمات مفهومی در این مثال، همین است که اولاً یا نور کج شده یا زمین باید منحنی باشد، ثانیاً نور کج نمی‌شود و ثالثاً همة سطح زمین باید یکسان باشد. ثانیاً حدس، در علم حصولی هم راه دارد. و ثالثاً این مطلب کلیت ندارد که: «آنچه بدون مقدمات و استدلال به دست می‌آید، پس باید معلوم به علم حضوری باشد.»؛ چرا که یک مثال نقضش همین حدس در علوم حصولی است که استدلال آشکاری ندارد، و (اگر اشکال بشود که: «بالاخره استدلال خفی دارد» در پاسخ می‌گوییم که:) یک مثال نقض دیگرش امور حسی است که مثلاً کسی از دیدن خورشید پی به وجود آن می‌برد ولی وجود خورشید نزدش حاضر نیست تا معلوم حضوری‌اش باشد. آیا این سه نکته صحیح است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حدس حالت اشراقی دارد و می‌تواند مقدمات علم حصولی باشد. موفق باشید
2942

صله رحمبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد سوال فوق العاده مهمی درباره ی اینکه چرا در ارتباط با اشخاصی که منظور میهمان وقتی با انها ارتباط برقرار میکنیم حس حال معنوی بطور کل میرود؟تکلیف ما چیست من بع عنوان یک فرزند در ارتباط با مهمانها
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:ما وظیفه داریم در آن حدّ که رَحم ما به میهمانی ما آمده‌اند حریم ان‌ها را نگه داریم. موفق باشید
1408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . استاد درس خوندن ما دانشجوها چطوری میتونه زمینه ساز ظهور بشه و همانطور که در کتاب جایگاه واسطه فیض فرمودید چطوری در قلب ما فرج ایجاد بشه ؟ وآیا اصلا این درس خوندن باعث جلب نظر امام میشود ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بستگی دارد با چه رویکردی درس بخوانید. اگر با این نیّت درس بخوانید که إن‌شاءالله سرباز انقلاب اسلامی باشید و بخواهید باری از این انقلاب را به دوش بکشید تا إن‌شاءالله زمینه‌ای ساخته ‌شود که چشم‌ها به موفقیت نظام اسلامی معطوف گردد ، زمینه‌ی ظهور مولای عالم هستی فراهم می شود، إن‌شاءالله. موفق باشید
1209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد گرامی، مدتی است به نماز که می ایستم دلم اقبال نمیکند و اصلا در نماز حضور ندارد. ترجیح میدهم بسیار ذکر بگویم اما خواندن نماز برایم سخت است. از این حالت ناراحتم. اگر امکان دارد کتابی که اهمیت ویژه نماز را مشخص کند معرفی نمائیدو راهکاری برای افزایش حضور قلب در نماز بدهید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: از همه جهات کتاب آداب‌الصلوات حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» خوب است. موفق باشید
722

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. استاد ما معتقدیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معصوم هستند اما چرا در قرآن آیاتی آمده که خلاف این امر را به ذهن القا میکند مثلا گفته می شود " تو دلت داشت تمایل به حرفهای کفار پیدا میکرد و اگر این کار را کرده بودی تورا عذاب میکردیم" و ...تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام خداوند رسول خود را از هرگونه انحرافی حفظ می‌کند تا ما همیشه با الگوی تضمین‌شده‌ای روبه‌رو باشیم، ولی این به این معنی نیست که رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» از پیش خود معصوم هستند، بلکه به مدد حضرت پروردگار است که حفظ می‌شوند و لذا می‌فرماید: «وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدتَّ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلاً»(سوره‌ی إسراء، آیه‌ی 74) اگر ما تورا ثابت قدم نمی‌ساختیم و تو را به خودت وامی‌گذاشتیم، مثل بقیه‌ی انسان‌ها نزدیک بود به آن‌ها گرایش پیدا کنی. پس معلوم است بدون مدد الهی هر انسانی گرفتار امیال انحرافی می‌شود و رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» نیز به مدد خاص الهی در مقام عصمت هستند. همان‌طور که در مورد حضرت یوسف«علیه‌السلام» می‌فرماید: «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ» و در حقیقت [آن زن] آهنگ وى کرد و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او مى‏کرد چنین [کردیم] تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود (سوره‌ی یوسف، آیه‌ی 24). موفق باشید
23057

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: لطفا راهکاری برای مبارزه با عادت پرخوری و ریزه خواری وتوفیق بر کم خوری بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم خوب است سری به کتاب «روزه؛ دریچه‌ای به عالم معنا» بزنید. موفق باشید

22491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد می شود در مورد ذکر قلبی توضیحاتی فرمایید، یا کتابی معرفی کنید؟ و اینکه این ذکر آیا در ارتباط با همان بحث اسما الحسنی است و آیا در ماه ذی الحجه توفیق بیشتری برای ذکر قلبی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جلد اول کتاب «مقالات» از آیت اللّه محمد شجاعی در این مورد نکات خوبی دارد. اذکار ماه ذی‌الحجه، تماماً وسیله‌ای است تا قلب را به راه بیاوریم. موفق باشید

19606
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی قبولی طاعات: استاد راجع به روایت معروفی که ساعات زندگی مومنین را به ۴ قسمت تقسیم می کند و یکی از ساعات را دیدار با برادران دینی ذکر می کند، سوال دقیقی خدمتتان داشتم. اول آنکه چه دلیلی برای تقسیم بندی ساعات به این شکل بوده است!؟ توجیه شما! دوم آنکه در این زمانه چگونگی و کیفیت دیدار با برادران را با توجه به سیره ی پیامبر و ائمه توضیح دهید!؟ چرا بخش مهمی از زندگی مومنین باید دیدار با برادران دینی خود باشد!؟ اعتدال این قسمت از ساعات چگونه است!؟ (دوری از افراط و تفریط) با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی فضای تاریخی فضای ایمان و نظر به افقی باشد که از طریق اسلام گشوده شده است، یکی از زمینه‌های تعالی انسان مجالست با اهل ایمان است و در این فضاست که بزرگان فرموده‌اند: «انسان با انسان ها، انسان می‌شود» به شرطی که در کنار همدیگر تذکر به مسئولیت‌ها و ابدیت پیش رویمان، محور ارتباط باشد. موفق باشید

17415
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی: لطفا در مورد این مطلب که در شرح غزل 19 حافظ فرمودی توضیح دهید: از آن جایی که شناختن سخن، شناختن هستی است و سخن درست، سخن جهان است، و کسی که سخن را درست بشناسد، جهان و هستی را شناخته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحثی که در آیه‌ی 7 سوره‌ی آل‌عمران شد عرض گردید وقتی انسان با حقیقت، که همان عین هستی است مرتبط شد و روح خود را به خدا سپرد ، سخن او، سخنِ هستی و سخنِ جهان می‌شود. موفق باشید

16655
متن پرسش
سلام: می خواستم بپرسم که آیا فرد می تواند حالتی در خود ایجاد کند که نسبت به انجام عبادت و ترک محرمات که لذت های روحی و معنوی هستند بیشتر از انجام کار های حرام که معمولا لذایذ جسمی و حیوانی هستند بیشتر لذت ببرد؟ و آن حالت ها چگونه ایجاد می شوند؟ (البته من فکر می کنم در افراد معمولی مانند من، لذت محرمات که حیوانی هستند بیشتر است و جاذبه ی بیشتری نیز دارند و به همین دلیل اجتناب از آنها مشکل است.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً برای انسان وقتی مسیر شریعت الهی را با یقینِ قلبی دنبال کند، این حالت پیش می‌آید که یک لحظه لذّات معنوی برایش قابل مقایسه با تمام لذّات دنیایی نخواهد بود رزقنی اللّه و ایّاکم. آری! «اگر لذّتِ ترک لذّت بدانی / دگر لذّت نفس، لذّت ندانی». عمده صبر و پایداری بر ترک معصیت و انجام عبادات است. موفق باشید

15010

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به اینکه چند سال پیش مباحث انسان شناسی شما را مطالعه عمیق می نمودم و مبانی علمی بنده ترفیع یافته بود و سخن وری و ابراز علمی بنده زیاد گرفته بود حال پس از گذشت یک دوره دوری از مطالعه بنده به شدت افت نموده و توانایی سخن وری و ابراز علمی را نیز ندارم از طرفی دوباره به مباحث معرفت نفسی رجوع نمودم ولی تاثیری ندارد و در بنده توانایی علمی به شدت ضعیف شده از شما می خواهم بنده را راهنمایی بفرمایید ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی شود افق دیدتان را بر روی دو کتاب اخیر یعنی کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» و کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» متمرکز کنید تا احساس حضور تاریخی در این دوران به شما برگردد. موفق باشید

14616

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خسته نباشید: قبل از هر چیز خواستم بگم نگران نباشید ما حواسمان به دروسهایمان هست. فایلهای شما را هم زمان استراحت گوش می دهیم که از درسهایمان چیزی ذبح نشود. سوالی داشتم، درس مکارم اخلاق جلسه ی دوم در خصوص یقین صحبت کردید. بحث کمی برای بنده نامفهوم بود اول اینکه یقین در سه مرتبه ی ( علم الیقین – عین الیقین - حق الیقین ) مطرح می شود. در ثانی اینکه ما (خودم را عرض می کنم) خیلی وقت ها مرتبه ی ظنّ و یقین را خلط می کنیم. گاهی احساس می کنیم که فلان کار انجام نمیشه یا اینکه فلان خطر ما را تهدید نمی کند یا . . . قلب امان هم گویی رضایت می دهد و سپس به آن ادراکمان هم جامه ی عمل می پوشیم و گاهی می بینیم واقعا همینطوری شد اما گاهی هم آن طوری که قلب رضایت داده بود نمی شود. اما استاد به نظر می رسد که بیشتر این حالات هایی که ما فکر می کنیم یقین است و در آن مرتبه نیز قوه ی تعقل را تعطیل می کنیم، ظنّ است. گاهی این حالات قلبی تصدیقاتی هستند که ناشی از تصورات و ادراکات اشتباه و کج و معوج ما نسبت به عالم هستی است که آن هم ریشه در ضعف علوم حصولی به ویژه مباحث عقلی دارد. گاهی این حالات ناشی از معتدل شدن مزاج و مسائل طبیعیات می باشد که به قول یکی از اساتید شاید شخص رطوبت بدنش هم بالا بزند و چیزی از عالم غیب را هم مشاهده کند و به خیال خود فکر کند به یقین رسیده است در حالی که به تجلیات نفسانی خود نظاره گر بوده است و درگیر عالم خیال و وهم بوده است و این را خود شما هم قبول دارید که کشف و شهود گاهی وقت ها شیطانی است نه رحمانی. با تمام این ها حتی به کشف و شهود هم نمی توان اعتماد کرد و باید برهان بر آن اقامه کرد حال چطور می شود که انسان به یک رضایت قلبی خویش بگوید یقین پیدا کردم. واسه همین هر چی فکر کردم که یک ملاکی باشد شبیه به دستگاه عیار سنج تا میزان یقین ما را به ما بگوید. با توجه به اینکه قلب و دل هم خیلی جاها اشتباه می کند و (آن اشتباه ریشه اش در ضعف علوم برهانی و عقلی و مباحث عرفان نظری است) باید چگونه یقین خود را بسنجیم؟ از طرفی نه می توان به قلب و دل اعتماد کرد و از طرف دیگر هم می خواهیم بدانیم یقین ما چقدر است و از طرفی هم یقین را به سه دسته تقسیم کرده اند. اگر این را کمی توضیح برایم بفرمایید متشکر می شوم. من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت خوف و رجاء؛ حالا حالاها در ما هست، منتها در نسبت خود با خدا در حالت هرچه‌بیشتر احساس بندگی‌کردن، می‌توانیم امیدوار باشیم که راهْ تا حدّی گشوده شده تا آن‌جایی که إن‌شاءاللّه نقشی برای غیر خدا قائل نباشیم و معنای توحید به مزاق‌مان برسد. موفق باشید

13888
متن پرسش
سلام استاد: از نیچه چقدر میتونیم استفاده کنیم؟ کتاب یا کتابهایی برای شناخت فلسفه اون معرفی می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از حکمت اسلامی برای فهم روح نیهیلیسیم نزدیک‌شدن به افکار نیچه خوب است ولی طرح ترتیب مطالعه‌ی کتاب‌های او را در تخصص خود نمی‌دانم. موفق باشید

13253
متن پرسش
سلام علیکم: در مورد سوال ۱۳۲۱۳ پیرامون این جریانی که دارد شکل می گیرد توضیح می دهید؟ آیا ما هم می توانیم بخشی از این جریان باشیم؟ چطور؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جریانی که در ذیل انقلاب اسلامی در حال شکل‌گیری است، جریانی است که از یک‌طرف متوجه نقص‌های زندگی غربی است و از طرف دیگر نظر به تحقق زندگی معنوی دارد و همین‌که جنابعالی خود را در اردوگاه انقلاب اسلامی و در ذیل ولایت مقام معظم رهبری قرار دهید و در این فضا عمل کنید، در این تاریخ زندگی کرده‌اید. موفق باشید

10189
متن پرسش
سلام علیکم: تصور کسانی که معرفت النفس کار نکرده اند و عوام مردم نسبت به خدا چگونه است و خداوند با این افراد چگونه رفتار می کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند همه را با فطرت الهی خلق کرده هرکس به اندازه‌ای که بر عهد فطری خود پایدار باشد به همان اندازه حق و حقیقت را می‌شناسد. موضوعاتی مثل معرفت نفس می‌تواند متذکر فطرت انسان‌ها باشد تا عهد الهی خود را زنده نگه دارند. موفق باشید
9621

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من دختری ۱۵ ساله هستم و رشته تحصیلی ام ریاضی است. تشنه دین شناسی ام و دغدغه دین دارم و کمی نسبت به دروس خودم بی میل شدم. به نظر شما با توجه به شرایط سنی و موقعیت تحصیلی ام که باید تمام تلاشم برای کنکور باشد، چه مباحث و کتبی را مطالعه کنم تا تفکر صحیحی راجع به دین و عقایدم داشته باشم؟ و به نظر شما حوزه انتخاب مناسبی برای من هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً اگر استعدادتان اجازه می‌دهد خوب درس‌تان را بخوانید و در کنار درس، مباحثی مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» را نیز دنبال کنید. ولی اگر مباحث ریاضیات برایتان مشکل است باید ادامه ندهید تا به‌کلّی استعدادتان فرسایش یابد. موفق باشید
9087
متن پرسش
استاد عزیز سلام: سوالی رو که دریاره ی آقای صادق زیباکلام فرستادم و بی جواب گذاشتید و فرمودید: اجازه بدید بنده سوالای معرفتی رو جواب بدم ... سوال من بی ارتباط با موضوع نیست از این جهت که من درباره ی غربشناسی یخورده مطالعه کرده ام حتی گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی رو هم مطالعه کرده ام و الان هم علل تزلزل غرب رو شروع کرده ام ولی صحبتهای آقای زیباکلام مثه سیل روی من آوار شد واسه همین از محضرتون درباره ی مبنای تفکری ایشون سوال پرسیدم. با تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب‌های «گزینش تکنولوژی» و یا «علل تزلزل غرب» بحث در مبانی فلسفی و معرفتی غرب است و سخنان آقای صادق زیباکلام مربوط به موضوعات سیاسی غرب می‌باشد. وقتی یک انسان موحد مبانی غرب را سوبژکتیویته بداند نسبتی با غرب نمی‌تواند در خود احساس کند. موفق باشید
7481
متن پرسش
باسلام خدمت استاد بزرگوار اگرانسان درشرایط استجابت دعا قرار بگیرد ایا دران شرایط ازخدا طلب مقام یقین کردن می تواند بهترین دعاباشد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنیئاً لک؛ گوارایت باد. زیرا تنها با نور یقین است که هیچ حجابی بین عبد و ربّ باقی نمی‌ماند و خداوند برای برآوردن این دعا چه الطافی که به ما نخواهد کرد، از رفع دغدغه‌های دنیایی بگیر تا محبت به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» که عامل تحقق یقین عینی هستند. موفق باشید
2698
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز با توجه به دانشجو بودن و کمبود وقت برای مطالعه و انبوه کتابهای موجود اعم از شهید مطهری،شهیدآوینی،شریعتی،ا ستاد جوادی، کتب حضرتعالی، کتب سیاسی و انبوه مقالات و روزنامه های سیاسی ، توصیه شما جهت اولویت بندی تقدم موارد مطالعه چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به خودتان مربوط است که با کدام موضوعات از اساتید محترم می‌توانید نیاز روحی خود را تغذیه کنید. موفق باشید
1327

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام همسری دارم که فکر و عقاید من را نمی فهمد نمی دانم شاید نمی خواهد و یا واقعا نمی فهمد من کتابهای شما را مطالعه می کنم ولی در عین حال به خاطر اجبار همسرم کارهایی را می کنم که اصلا مورد رضایت خودم و شاید خدا نیست و من زندگی بی معنی پیدا کرده ام تحمل میکنم ولی زندگی نمیکنم و همیشه غمی با خود دارم , چه کار باید بکنم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بالأخره رعایت همسرتان برای شما حسنه خواهد بود مگر آن قسمت‌هایی که صراحتا حرام باشد که انشاءالله چنین مواردی پیش نخواهد آمد، اگر به انسان‌ها محبت شود به فطرتشان نزدیک می‌شوند. موفق باشید
1254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشیدخدمت استاد گرامی ببخشید استاد طبق آیه ی 12 و 13 سوره ی احزاب اگر مردی دو فرزند دختر و همسر و مادر و پدر داشته باشه یک ششم از ارث به هر یک از پدر و مادر و دو سوم به دخترها و یک هشتم به همسر میرسه اما وقتی اینا رو جمع میکنیم بیشتر از یک میشه 1/6+1/6+2/3+1/8 که بیشتر از یکه.وقتی من این سوالو میپرسم در جواب میگن که اول باید سهم همسر را داد بعد بقیه را تقسیم کرد در صورتی که در هیچ کدوم از این دو آیه اینو نگفته که اول باید سهم همسر رو داد و این کارو برای این میکنند که نمیشه طبق قران اونجوری تقسیم کرد و مسلما جواب قانع کننده ای هم نیست.خواهش میکنم جواب قانع کننده ای برای نحوه ی تقسیم ارث در این حالت به من بدید طبق اون چیزی که در قران گفته شده نه کاری که الان میکنند.ممنون میشم اگه بفرمایید. باتشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در این امور تخصص ندارم، در تخصص علمایی است که در فقه کار کرده‌اند. موفق باشید
23088

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرمودید هزار سال پیش به خاطر شرایط زندگی ائمه می فرمودند سزاوار نیست زن از خانه بیرون بیاید. ولی حالا اگر کسی از همین قضیه استفاده کند و بگوید بله طبق همین قاعده چادر و حجاب بخاطر شرایط آن دوران بوده و حالا لازم نیست، یا بگوید این که سفارش شده بعد از نماز عشا باید خوابید مربوط به شرایط آن دوران بوده و امثال اینها. چطور باید مرز بین اینها رو مشخص کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دین به خودی خود مشخص می‌کند کدام نکات ضروری دین است و کدام نکات، بر اساسِ شرایط به آن شکل گفته می‌شود و به همین جهت به اصطلاح می‌گوییم در بعضی امور دین، رخصت داده است مثل آن‌که حجاب را واجب می‌کند و در سوره‌ی نور بر آن تأکید می‌نماید. ولی این‌که شکل آن پوشش چگونه باشد بستگی به شرایط افراد و شرایط زمانه دارد. موفق باشید

22174

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل و گرامی: اگر یک خانم که علاقمند به مباحث معرفتی از جمله کتاب نفیس خویشتن پنهان است، موافقید جهت بهتر فهمیدن مطالب این کتاب ارزشمند یک استاد مرد نامحرم باتقوا داشته باشد، نظر حضرتعالی چیست؟ حدود اخلاقی و عرفانی این ارتباط باید چطوری باشد؟ آیا در تاریخ، زنان عارف یا باتقوایی داشته‌ایم که یکی از علل موفقیت‌شان داشتن استاد مرد بوده؟ کلاس هم به صورت خصوصی بوده باشد. (فقط استاد و شاگرد تنها باشند و کسی دیگر نباشد؟) اینکه در فقه می‌گویند زن و مرد نامحرم ارتباط نزدیک نداشته باشند و یا هر دو با هم در یک اتاق نباشند را شما چگونه تحلیل می‌فرمایید؟ لطفا مستند بفرمایید تا بتوانم آن را به دیگران هم اعلام کنم. حقیر استقاده وافری از مباحث صوتی و کتبی شما داشته‌ام. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید شرایط طوری نباشد که خلوت دو نامحرم پیش آید. در مورد حاجیه‌خانم امین داریم که استادها در منزل ایشان می‌رفتند و به ایشان درس می‌دادند، ولی شرایط طوری نبوده است که حالت خلوت با نامحرم پیدا کند. موفق باشید

نمایش چاپی