باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. زیرا هر کمالی در عالم ظهور کند به نور حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهو آله» است. به همین جهت شما در زیارت هر امامی که میروید، با نظر به نور حضرت، ابتدا میگویید: «السلام علیک یا رسول اللّه» پس در واقع هر امامی و از جمله امام مهدی «علیهمالسلام» نورِ رسول خدا هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این نوع ادبیات در آن زمان معمول بوده که وقتی میخواستند توصیه کنند به رعایت ضعیفان، زنان و حیوانات را کنار هم میاوردند بدون آنکه قصد توهین داشته باشند 2- نظر جناب آقای ملاهادی سبزواری هیچ مبنایِ علمی و دینی ندارد. آنچه برای ما حجت است سخن قرآن است که فرمود: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (97)/نحل) که در این رابطه برای رسیدن به حیات طیبه که عالیترین درجهی یک انسان است هیچ تفاوتی قائل نیست. منتها وظایف آنها متفاوت است و این به این معنا نیست که ارزش وظایف مردانه برتر است و احتمالاً اشکال آقایان در این غفلت اخیر است. این امام خمینی است که میفرمایند: «زنان ما بايد مقابل بعضى آخوندهاى بى اطلاع از مصالح مسلمين كه نظرات خودشان را تحميل كرده اند تا زنان ما را از حقوق خودشان محروم كنند، بايستند.». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه و ذوق افراد متفاوت است. بعضیها با همین روش و اُنس طولانی با نهجالبلاغه گمشدهی خود را مییابند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که جایگاه آدم قبل از هبوط، جایگاهی است فوق مکان و زمان، و صورت برزخی دارد. به این معنا که حقیقتِ موضوع در آنجا جاری است و از این جهت آری! آدم، نمادِ اعتدال است ولی بدین معنا نیست که در آن موطن، صورتی از سجده در میان نباشد. چه اشکال دارد که آن صورتها آنجا باشد ولی ظرفیت همهی صورتهای دنیایی در آن نهفته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه انسانها در عین ثابتهی خود قبل از تولد با اختیار خود زندگی خود را انتخاب میکنند و همواره با همان انتخاب در دنیا میآیند و میتوانند آن انتخاب را ادامه دهند یا تغییر دهند، دیگر این بحثها نمیماند حتی کسی که زنازاده است، خودش رحم زنا را انتخاب میکند در حالیکه آن دو نفری که زنا کردهاند، میتوانند توبه کنند ولی او مسئول انتخاب خودش میباشد که چنین رحمی را انتخاب کرده است. در این مورد خوب است به مباحث «عین ثابته» رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در بعضی از مواردی که مثال زدید چون بستر نفس ناطقه یعنی بدن مشکل پیدا کرده است، نفس در ارتباطی که باید با بدنش برقرار کند به زحمت افتاده و عموماً افسردگیها از این قرار است که نفسْ شروعکننده بوده است و با تصورات غلط و کوتاهی در اصلاح خود عامل ترشحات هورمونی گشته که بازتاب آن مواردی است که میفرمایید. حتی آنجایی که میگویید چون طرف مبتلا به بیماریِ جنون میشود، خودکشی میکند؛ نباید مقدماتِ قبلی این کار را فراموش کرد که چگونه با آرزوهای دنیایی و توهّماتِ بیجا، خود را گرفتار چنین فشارهای عصبی کرده است. در همهی این موارد مبنای ما آن است که نفس ناطقه در ذات خود به عنوان یک پدیدهی مجرد در تعادل است و بدنی که بتواند از این تعادل بهره ببرد را در اختیارش میگذارند حتی اگر آن بدن از نظر ظاهر، نقص عضوهایی هم داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- صحبتهای دنیایی در مسجد یعنی صحبت هایی که صرفاً منافع دنیایی در آن باشد مثل خرید و فروش 2- خیر 3- خیر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در قرآن میفرماید«لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً» مناسک و عبادت هر قومی مربوط به خود آن قوم است؛ معلوم میشود که اقوام گذشته این نوع نمازهای پنجگانه را نداشتهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتهی مهمی است که اگر علمِ کسی برای خودش نافع نباشد، برای دیگران نیز نافع نیست. ولی اگر مسیر ما برایمان مشخص شده باشد که آن مسیر سیر إلیاللّه است. مولایمان علی«علیهالسلام» به ما فرمودهاند: «خُذِ الْحِكْمَةَ مِمَّنْ أَتَاكَ بِهَا وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْهُ إِلَى مَنْ قَال» فراگير حكمت را از هر كه بياورد از براى تو آنرا، و نگاه كن به آن چه گفته است نه به آن كه گفته. لذا اساس را باید در حضور تاریخی دانست که در سیر إلی اللّه در متن انقلاب اسلامی محقق میشود. پیشنهاد میگردد کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» مطالعه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است مشروط بر آنکه روح فرهنگ غرب را که انقطاع از عالم قدس و معنا است، درست بشناسید. در ضمن وَجه عبادی خود را ذیل محبت به اولیاء معصوم تقویت نمایید تا ساحت اُنسِ با زیباییهای معنوی بر نظر به تبرّجهای مادی غلبه کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تسبیح نظر به حقیقت حق است بدون هرگونه محدودیت، و هر موجودی در عین نظر به کمالات خود، متوجهی کمال بینهایت حضرت حق میگردد و لذا در عین تسبیح، تحمید کرده است. یعنی اولاً: کمالاتی را مدّ نظر دارد که از طرف حق جاری و ساری شده است، در ثانی؛ آن کمالات به صورت بینهایت مربوط به حق میشود. به همین جهت داریم «یسبح بحمده» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان خوب به طور طبیعی به دنبال دینی است که از طریق اُنس با حضرت حق به کمال لازم برسد. در ضمن ما نمیتوانیم به صِرف نژاد از کسی بدمان بیاید. ما از «بدیِ» بدان باید متنفر باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شب قدری که ابنعربی بدان نایل شده، روحِ شب قدر است که در اجسام زمانهای مختلف به ظهور میآید و عارف عموماً به نحوی آن را در زمانها و مکانهای مختلف احساس میکند. آن جوابی که عرض شد شب قدر تشکیکی است؛ نیز در این مورد میتواند کمک کند.
دیدن شب قدر، دیدن قلبی و احساس قلبی است میفرماید گاهی شب قدر در شبِ روزی است که آن روز، زوج نیست و فرد است و یا برعکس. در مورد غفلت از احیای شب قدر، روزِ قدر را با عبادات پاس بدارید، إنشاءاللّه جبران میشود. در مورد شب قدر بحث بسیار است، «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم
مضمون کلّی غزل طلب لطف و باده از ساقی است به جهت شرایط خاصی که برای جناب حافظ پیش آمده است. شرایطی که تحت عنوان «عید» جناب حافظ امید دارد وعدههای الهی به ثمر برسد. لذا در بیت بعدی به حضرت ساقی عرض میکند: در شگفتم که در این مدت که بین من و تو جدایی بود، از حریفان دل برگرفتی و آنها نیز با تو دلدادگی کردند و راههایی به سوی آنها در آن مدت گشودی.
در بیت سوم بی شک ساقی مخاطب اصلی غزل است. زیرا خواستن شادمانی برای شخص معنی دارد نه برای چیزی مثل باده. میگوید: ای ساقی بندگی ما را خدمت دختر رز برسان و بگو که بیرون آی. یعنی اخنفاء را ترک کن که دَمِ همت ما تو را از غم آزاد کرد. هرچه هست دختر زر در این بیت، حالات خوش مستانهای است، کنایه از همان شراب انگوری. ولی روشن است به شراب انگوری سلام بندگی نمیرسانند و کسی با همت خود آن را از بند آزاد نمیکند، بلکه باید مقامی از شوق و شیدایی باشد که سالک با همت خود آن را به ظهور میآورد. و در بیت بعدی سخن از آن دارد که هرچه شادی و نشاط است با آمدن آن شوق و شیدایی به مجلسیان میرسد. و در بیت بعدی شکر میکند که این حالت خوش به جهت قبضی که برای سالک پیش آمده است و به قول خودش به جهت باد خزان، این بسطِ بعدی از بین نرفته است. لذا در بیت بعدی خوشحال است آن تفرقه رفته است و به خود تذکر میدهد که این کشتی نوح یعنی این حالتِ بیکرانهی یافتنِ حقیقت را پاس دارد. زیرا هر لحظه خطر آن هست که طوفان حوادث و شرایط روزمرّه آن حالت خوش معنوی را از او برباید. با این توصیفات می توان دختر رز را شراب گرفت؟
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا آن روایت درست نباشد؟ مگر جز این است که انسان با تلاش و دست و پنجهنرمکردن با طبیعت و بدون تخریب آن، استعدادهای خودش و طبیعت شکوفا میشود؟ موفق باشید
