بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21740
متن پرسش
سلام استاد، سلامت باشید ان شا‌لله تا حدی به خاطر دارم در سخنرانی تفسیر آیه ۳۵ و ۳۶ سوره نساء، به طور خلاصه فرمودید که با نظر به توانایی حل مسائل توسط اسلام، آن هم با وجه زیستنی که غرق در قیامِ شدید برای قسط و عدالت است و عدم توجیه کردن ظلم، حتی اگر به زیان خود و نزدیکان باشد. با نظر به این اسلام توانا در ایجاد و حفظ عدالت، انقلابی ها و مومنین بایست دوباره ایمان بیاورند و انقلاب کنند. مثال خوبی هم زدید که خیلی برایم قابل تامل بود، گفتید گروهی جوان به تشخیص خود (به تعبیر من آتش به اختیار) لانه جاسوسی را تسخیر کردند و امام این حرکت ارادی جوانان انجمن اسلامی‌ را انقلاب دوم نامید. نمی خواهم آیات را مصداقی و محدود کنم اما برایم سوال است که شما چگونه منش از عدالت خواهی و چگونه انقلاب دومی را در شرایط فعلی مد نظر دارید و از سنخ «قوّام به قسط» می دانید که ذیل انقلاب باشد. مثلا اعتراض طبقه کشاورز و کارگر در نماز جمعه اصفهان (شعار رو به میهن و پشت به دشمن) را در چه جایگاهی معنا می کنید؟ مگر نه اینکه این اتفاقات نمادی روشن از ظهور اراده‌های کف مردم است که در این مدت اخیر دوباره برای نجات انقلاب از عقب ماندگی در عدالت، خیزی تاریخی برداشته؟ از طرفی حرکت های احمدی نژادی را هم به هر دلیلی انتحار و غیرحکیمانه می دانید (هرچند هنوز تصور شما را از معنای انتحار؛ نه در تاریخ امام حسین (ع) بلکه در شرایط فعلی نمی فهمم). به خاطر دارم در همان سخنرانی فرمودید که به مجلس فعلی امیدی ندارم اما اراده هایی را می بینم که امید وار کننده است. با توجه به این زمینه، خواهش می کنم در خصوص موارد زیر که برایم در تاریخ حاضر بسیار گنگ است توضیح بفرمایید. ۱. «قوّام به قسط زیستن» برای یک جوان عدالت خواه ۲. انتحار مذموم در عدالت خواهی (با توجه به اینکه رهبری عدالت را نسبت به آزادی و مردم سالاری و ...شعاری بدون قید می دانند) ۳. جهت و هدف اراده های فعلی مردم که اشاره کردید. ۴. انقلاب دوم و ایمان دوباره‌ای که انتحار نباشد. ۵. آیا می توان اراده‌ای الهی و مردمی برای تحقق عدالت را در این برهه متصور شد که از کشاورز و کارگر و جنبش عدالت خواه و دانشجو و رحیم پور ازغدی ها و سعید زیباکلام ها و حتی احمدی نژادی ها را حاصل آن اراده دانست و هرکدامشان را از وجه عدالت تائید کرد؟ اکر اینچنین است آیا این اراده موقتی است؟ خواهشمند است در صورت امکان علاوه بر توضیح تفصیلی مصادیق مذکور برای روشن تر شدن نظر جنابعالی؛ قواعد تاریخی و سنت آن را به بحث های موجود در کتب ارجاع دهید. واقعا برای موضع گیری و تشخیص و انتخاب و اقدام دچار سردرگمی شدم؛ کمک حال افکار زمین‌گیرمان شوید. با سپاس؛ یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که پس از مدتی با نظر به اهداف انقلاب باید به خود آییم و از غفلت‌هایی که صورت گرفته است، خود را فاصله دهیم؛ بحثی نیست. بحث بر سر آن است که چگونه خطاهایی که پیش آمده است را جبران کنیم، با عبور از انقلاب اسلامی یا در متن انقلاب اسلامی، که مسلّم با عبور از انقلاب اسلامی در دامِ کسانی می‌افتیم که از داخل و خارج این مشکلات را برای ما پدید آورده‌اند و انتحار به معنای آن است که متوجه نشویم در چه جاده و پازلی می‌خواهیم به احیای حقوق خود و دیگران برسیم. و مسیر صحیح در این تاریخ درست عکس آن است یعنی در بستر و متنِ انقلاب اسلامی و ذیل ولایت فقیه به اهداف خود نظر کنیم چیزی که جناب آقای رحیم‌پور ازغدی اخیراً در سخنرانی خود بدان متذکر شده‌اند و سایت «رجا نیوز» آن را پخش نمود به آدرس

http://www.rajanews.com/news/285270/%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%C2%AB%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA%C2%BB-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%9F-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA

به نظر بنده روش آقای احمدی‌نژاد نه‌تنها روح عدالت‌طلبی را به جامعه‌ی ما برنمی‌گرداند، بلکه شعار عدالت‌طلبی را نیز آلوده می‌کند تا اگر کسِ دیگری نیز این شعار را داد، بگویند این‌هم به خاطر رفیقش داد و بی‌داد می‌کند که در جواب سؤال شماره‌ی 21717 متذکر این امر شدیم. می‌ماند حقوقی که مثلاً از کشاورزان اصفهانی ضایع شده است. همه باید نسبت به آن حساس باشیم و هرکس به هراندازه که به حقوق آن‌ها تجاوز کرده است حتی اگر من و جنابعالی باشیم که حقْ‌آبه‌ی آن‌ها را در اختیار گرفته‌ایم، باید به آن‌ها برگردانیم. موفق باشید 

21253
متن پرسش
سلام علیکم: چرا رهبری انقلاب و مراجع تقلید از بی عدالتی در جامعه جلوگیری نمی کنند و فقط به تذکر دادن و بیانیه اکتفا می کنند؟ از زنجان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر نظام اسلامی به عنوان زعیم یک جامعه تلاش دارد مردم را به آن نوع آگاهی برساند که خودشان دوست‌دار عدالت باشند، به جای این‌که برای هرکس پلیسی قرار دهند. باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که قرآن قیام به قسط و عدالت را در زیر دستورات الهی به عهده‌ی مردم گذاشته است. در سوره‌ی حدید آیه‌ی 25 می‏ فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ». به راستى پيامبران خود را با بیّنات روانه كرديم و با آن‌ها كتاب و میزان را فرود آورديم تا مردم به قسط برخيزند و حدید را كه در آن سختی زیاد و سودهایی برای مردم است نازل کردیم تا خدا معلوم بدارد چه كسى او و پيامبرانش را به غیب يارى مى‏ كند، آرى خدا نيرومندِ شكست ناپذير است. می ‏فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا» یعنی ارسال رسول با تدبیر الهی بوده و می‏ گوید «ما» فرستادیم تا نظر را متوجه خداوند و کارگزاران الهی کند. اینان رسولان را فرستادند تا آن‌ها به جای خدای نامحدود بتوانند عمل کنند. «بِالْبَيِّنَاتِ» با چیزی رسولان را فرستادیم که هم خودش روشن است و هم روشنی‏ بخش و روشنگر است و طرف مقابل هم از این سخنان بهره می ‏برد زیرا تنها برای خودِ رسول روشن نبوده، قدرت روشنگری هم دارد و طرف مقابل که با آن بیّنات روبه‌رو شود مطالب زیادی برایش روشن می ‏شود - حتی معجزات هم نمونه‏ هایی از بیّنات‌اند- و این شیوه عمومی کسانی است که صاحب رسالت‏ اند، چه انبیاء یا جانشینان آن‏ها و شیوه‏ هایی که این بزرگان از آن استفاده می ‏کنند امور بیّن ‏اند و از همه راه‏های بیّن استفاده می‏ کردند.   

گویی پیامبران وارد فضای تاریکی شده ‏اند که انسان‏ها در آن فضا خودشان را هم نمی ‏بینند و نمی ‏شناسند و پیامبران آمده ‏اند تا با بیّناتِ خود، تعریف جدیدی از خود بیابند تا شرایط تغییر کند و از تاریخ جاهلیت که نه در آن ابدیت برای انسان مطرح بود و نه استعداد رسیدن به قرب الهی برای انسان معنا داشت، به تاریخ دیگری وارد شوند که دستور عمل‏ های خاص خود را دارد لذا می‏ فرماید: «أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ» با پیامبران کتاب و میزان نازل کردیم تا آن‏هایی که در کنار پیامبران قرار می‏ گیرند از آن بهره ‏مند شوند. بحث «اِنزال» را به میان می ‏آورد که پایین‌آوردن است نه یاددادن به پیامبر، زیرا این دستورات، باطنی معنوی دارند و نازل شده ‏اند تا برای مردم قابل فهم باشد. «میزان»، آن قدرت تشخیصی است که چگونه از کتاب و دستورات الهی استفاده کنیم و این هم با پیامبران نازل می‏ شود و در رابطه با میزان، انسان‌ها وزن هر دستوری را تشخیص می‌دهند تا آن‌جا که اگر دو دستور معارضِ همدیگر شدند می‏ فهمند وزن و اهمیت هرکدام چه قدر است و کدام را باید بر کدام حاکم کرد. چنین تشخیصی با پیامبران نازل می‏ شود و هر آن کس که در کنار پیامبران قرار گیرد از چنین توانایی بهره ‏مند می‏ شود و گرفتار تحجر نمی ‏گردد.[1]  در ادامه می‌فرماید: «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» برای آن که مردم جهت اقامه‌ی قسط به‌پا خیزند. هدف اولِ ارسال رسولان قیام به قسط است تا مردم خودشان به‌پا خیزند نه آن‌که پیامبران به هر قیمتی اقامه‌ی قسط کنند، اگر مردم خواستند خودشان قیام کنند و درگیر موضوع شوند تا اولاً: جبهه مقابل خود را بشناسند. ثانیاً: بدانند برای اقامه قسط باید خود هزینه کنند و پیامبران شرایط چنین انتخابی را فراهم نمودند و آن‏ها را از انتخاب‏های خطا آزاد کردند و موفقیت در این امر مربوط به مردم است که اقدام بکنند یا نکنند. پس وقتی در روایت داریم: «ارتَّد الناس بعد رسول الله الا ثلاثه»[2] بعد از رسول خدا (ص) همه به نحوی منحرف شدند مگر سه نفر، باید بگوییم مردم کوتاهی کردند یا رسول خدا؟ در حالی‌که رساندن کتاب و میزان به عهده‌ی پیامبران بود و قیام به قسط به عهده‌ی مردم می‌باشد.

مردم باید تلاش کنند خود را در تاریخی که شروع شده شکل دهند و این جا است که مافوق عدالت، آزادی به میان می‏ آید و نباید با هر شیوه‏ای به اهداف خود رسید و آزادی انسان‏ها را زیر پا گذاشت و به همین جهت علی (ع) حاضر نیستند مثل معاویه با زیر پاگذاردن آزادی مردم، عمل کنند و به هر قیمتی به اهداف خود برسند.

در معنای «قسط» باید متوجه ضد آن یعنی «جُور» شد که به معنای دادن حقِ یکی به دیگری است هر چند خودش هم راضی باشد[3] پس قسط یعنی حق کسی را دادن و دین آمده تا حقوق در همه جا و در همه چیز رعایت شود. هدف در حرکت انبیاء آن است که مردم به شعوری برسند که حقوق هر چیزی و هر کسی رعایت شود و در این راستا به پا خیزند تا مقسِط شوند و قاسط مقابل این هدف قرار دارد و تلاش دارد این اتفاق نیفتد - مثل معاویه -. در ادامه می‌فرماید: «وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ» و حدید را فرو فرستادیم که در آن سختی زیادی هست و منافعی برای مردم دارد.  در چنین شرایطی که مقسطین یک طرف ایستاده‏ اند و قاسطین در طرف دیگر، دستوراتی با شدّت و حِدّتی خاص نازل شده که منجر به قتال و مبارزه می ‏شود[4] که در آن سختی شدیدی هست. بعد از آمدن بیّنات، در مقابل آدم‏هایی که حق برای‏شان روشن شده و جلو فهم خود ایستاده، برخوردهای شدید در میان می ‏آید. نمونه نزول برخورد شدید دستوری است که می‌فرماید: «جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقينَ» که به رسول خدا (ص) دستور داده با کفار و منافقین مقابله کند، این به معنای آن نبود که حضرت با منافقین جنگ کنند، بلکه به معنای همان برخورد سختی است که حضرت با آن‏ها داشتند و این شدت و حدّت نیز نازل شده و ریشه‌ی الهی دارد.

اگر آن برخوردهای سخت انجام شود، منافعی نیز برای مردم دارد و مردم در انتخاب خود گرفتار راهی نیستند که دشمنان دین در مقابل آن‏ها شکل داده ‏اند و نمی ‏گذارند مردم به آنچه فهمیدند و اعتقاد دارند عمل کنند.

هدف از ارسال رسولان را یکی قیام مردم به قسط مطرح کرد و دیگر «وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز» با توجه به واژه‌ی «عَلِمَ» که هم به معنای دانستن است و هم به معنای نشانه‏ گذاری، می‏ توان در معنای آیه گفت: رسولان را با آن لوازم فرستادیم تا خداوند نشانه بگذارد که چه کسی او و رسولان‏اش را بالغیب یاری می کند، یعنی وقتی رسول در صحنه نیست و با رحلت خود غایب شده است، اینان آن مؤمنین واقعی هستند که به شخصیت‏ها حتی به شخصیت رسول هم بند نیستند و در غیبت رسول هم او را با پیروی از سنت ‏اش یاری می‏ کنند. اینان آن‏هایی‏ اند که خداوند نشانه‏ های خاصی برایشان قائل است و تأکید بر اهمیت مؤمنین آخرالزمان نیز در این راستا می‏ تواند باشد و این که فرمود خدا را یاری کنید از جهت ضعف خداوند نیست زیرا که او قوی و عزیز است، بلکه برای آن است که بندگان زندگی را با آزادی برای خود شکل دهند.

خلفا و جانشینان واقعی رسولان همان شأنی را دارا می ‏باشند که رسولان دارا هستند و در این رابطه وقتی به حضرت صادق (ع) بنگریم می ‏بینیم که چگونه وظیفه خود می ‏دانسته ‏اند به هر شیوه ممکن و در زوایای مختلف ارائه بیّنات کنند و شما با امامی روبروئید که می‏ خواهد مردم را از تاریکی‏ ها نجات دهد و با کودتا در مقابل حاکمان این مشکل حل نمی‏ شود بلکه با تربیت شاگردان و گسیل آن‏ها به اقصا نقاط جهان اسلام این ممکن محقق می‌گردد. موفق باشید  


[1] - در این مورد به کتاب «درس‏هایی از انقلاب» از مرحوم صفایی حائری رجوع شود.

[2] - رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار، ج‏3، ص: 121

[3] - بعضی از یاران علی (ع) در ابتدای حاکمیت آن حضرت از حضرت خواستند حقوق آن‏ها را به امثال مروان حکم بدهند تا از فتنه دست بردارند و حضرت فرمود آیا نصرت و پیروزی را با جور به دست آورم؟

[4] - هر چیزی که دارای شدت و حِّدت است، حدید می‏ گویند.

 

21090
متن پرسش
سلام استاد: آقا ما داریم کتاب مقالات را میخونیم آروم آروم در طی خوندن کتاب روزه هم میگیرم و ..... ورزش و ترک گناه و... می کنم اما سوای همه اینها اوقاتی مثل بعد مطالعه کتاب و بعد افطار بسیار دچار تشویشات ذهنی و وسوسه و ... میشم این خطورات را حس می کنم، تشخیص می دهم که از جانب عاملی خارجی مثل شیطان باشه چی کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. بالاخره بنا به فرمایش آیت الله بهجت آن خطورات بدون اختیار شما می‌آید، هنر شما آن است که آن‌ها را دنبال نکنید تا إن‌شاءالله مزه‌ی عبور از آن خطورات شیطانی را  در این مرحله بچشید. موفق باشید

18724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در عرفان بین صدور و ظهور فرق هست؟ بین توکل و طلب نصرت در قرآن فرق هست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: هر صدوری که از طرف خداوند صورت گیرد، ظهوری به همراه دارد ولی ممکن است آن ظهور به عوالم پایین‌تر کشیده نشود. در توکل، انسان خدا را مدیر کارهایش قرار می‌دهد، ولی در طلب نصرت از خداوند می‌خواهد که در این امر یاری‌اش کند. موفق باشید

18489
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به آیات و روایات زیر: «إنَّ فی کِتابِ عَلیٍّ إنَّ أشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً النَّبیّونَ ثُّمَ الوَصیُّونَ ثُّمَ الأمثَلُ فَالأمثَلُ وَ إنَّما یُبتَلَی المُومِنُ عَلَی قَدر أعمالِهِ الحَسَنَةِ فَمَن صَحَّ دِینُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ أشتَدَّ بَلَاؤُهُ وَ ذَلِکَ أنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَم یَجعَل الدُّنیا ثواباً لِمُؤمِن وَ لَا عُقُوبَة لَکافِر وَ مَن سَخُفَ دینُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُهُ وَ أنَّ البَلَاءَ أسرَعُ إلَی المُومِنُ التَّقیِّ مِنَ المَطَرِ إلَی قَرَار الأرض.» درکتاب علی آمده: شدیدترین بلاها در بین آفریدگان، نخست به پیامبران و سپس به اوصیاء می رسد و آنگاه به مثل و شبیه ترین مردم به آنها. مومن به مقدار نیکی هایش آزموده می شود. هر که دینش درست و کارش نیک باشد، بلایش شدیدتر است، چرا که خدای عزوجل دنیا را مایه پاداش مومن قرار نداده و نه وسیله عذاب کافر. اما آن که دینش نادرست و کارش سست باشد، بلایش اندک است. بلا به انسان مومن پرهیزکار زودتر می رسد تا باران به سطح زمین. اصول کافی (ط-الاسلامیه) «عن رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله :إذا أحَبَّ اللّه ُ عبدا ابْتَلاهُ ، فإذا أحَبّهُ اللّه ُ الحُبَّ البالِغَ افْتَناهُ . قالوا : و ما افْتِناؤهُ؟ قالَ : لا يَتْرُكُ لهُ مالاً و ولَدا» پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هرگاه خداوند بنده اى را دوست بدارد، مبتلايش مى گرداند و چون فراوان دوستش بدارد او را به فنا مى كشاند. عرض كردند: چگونه او را به فنا مى كشاند؟ فرمود: مال و فرزندى برايش باقى نمى گذارد. بحارالانوار «الإمامُ الباقرُ عليه السلام: إنَّ اللّه َ تباركَ و تعالى إذا أحَبَّ عبدا غَتَّهُ بالبلاءِ غَتّا و ثَجَّهُ بالبلاءِ ثَجّا ، فإذا دعاهُ قالَ : لَبَّيكَ عبدي ، لَئنْ عَجّلْتُ لكَ ما سَألتَ إنّي على ذلكَ لَقادرٌ، و لكنِ ادَّخَرْتُ لكَ، فما ادَّخَرتُ لكَ خيرٌ لكَ» امام باقر عليه السلام: هرگاه خداوند تبارك و تعالى بنده اى را دوست داشته باشد، او را در غرقاب بلا فرو مى برد و باران بلا بر سر او فرو مى ريزد و چون او خدا را بخواند، مى فرمايد: لبّيك بنده من؛ اگر بخواهم خواسته ات را زود برآورده سازم مى توانم، اما آن را براى تو مى اندوزم و آنچه برايت بيندوزم، تو را بهتر است. «الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ و عندَه سديرٌ ـ : إنَّ اللّه َ إذا أحَبَّ عبدا غَتَّهُ بالبلاءِ غَتّا ، و إنّا و إيّاكُم يا سديرُ لَنُصبِحُ بهِ و نُمْسي» امام صادق عليه السلام ـ در حضور سدير ـ فرمود: خداوند هرگاه بنده اى را دوست بدارد او را در بلا غوطه ور مى سازد. اى سدير! ما و شما روز و شبمان را با بلا سپرى مى كنيم. «عنه عليه السلام: إذا أحَبَّ اللّه ُ قَوما أو أحبَّ عبدا صَبَّ علَيهِ البلاءَ صَبّا، فلا يَخرُجُ مِن غَمٍّ إلاّ وقَعَ في غَمٍّ» امام صادق عليه السلام: هرگاه خداوند مردمى يا بنده اى را دوست بدارد بر سر او بلا مى ريزد و از غمى به در نمى آيد مگر آن كه در غمى ديگر فرو مى افتد. 1. آیا'می توان نتیجه گرفت اگر بخواهیم محبوب خدا شویم باید طلب بلا از خدا بکنیم و محبوبین خدا بسیار بلا می بینند. 2. بلا فقط به معنای افتادن در رنج و سختی است یأ معنای وسیع تری همه دارد؟ 3. جایگاه عافیت خواستن از خدا کجا قرار می گیرد؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده است که انسان و یا جامعه اگر در مسیر تعالی ایمانی قرار گیرد، به طور طبیعی با موانع گوناگونی روبه‌رو می‌شود و روایات مذکور متذکر این نکته‌ی مهم است تا افراد از این موضوع غفلت نکنند. زیرا تعالی هر فرد و هر جامعه‌ای در إزاء تقابل با موانع پیش می‌اید. نمونه‌ی اجتماعی این امر را در حضور تاریخی انقلاب اسلامی ملاحظه می‌کنید که چگونه نظام استکباری و ارتجاعی دنیا در مقابل آن می‌ایستند. طلب عافیت به این معناست که انسان‌ها در چنین شرایطی از حضرت حق بخواهند به‌خوبی از این موانع عبور کنند و مثل ریزش‌های انقلاب، کم نیاورند. موفق باشید

17231
متن پرسش
با عرض سلام: استاد گرامی آیا انقلاب می تواند به سلامتی از شر فراگیر این دولت یازدهم عبور کند و سال دیگر شاهد روی کار آمدن این دولت نباشیم؟ استاد این ها همه چیزمان را به باد دادند. چه کار کنیم؟ داد دلمان را به چه کسی بگوییم؟ دق کردیم. خدا شرشان را به خودشان برگرداند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 17230 شده است. نگاهتان باید نگاه تاریخی باشد و متوجه مردمی باشید که این دولت می‌تواند آن‌ها را نسبت به خود امیدوار کند. اگر به اهداف بالاتری فکر می‌کنید، باید به تعالی تاریخی ملت فکر کرد و بستری را جهت ارتقاء فرهنگی فراهم نمود و این کار خونِ دلِ طولانی می‌خواهد نه مقابله‌ی مستقیم. عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 17236 شده است، خوب است به آن سری بزنید. موفق باشید

15990
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: با توجه به سوال 15973 که فرموید شهید علم الهدی دارای 3 ویژگی خاص یعنی روحیه سلحشوری، تعمق و تدبر در دین و زمان شناسی بودند 1. روحیه سلحشوری چگونه روحیه ای است و چطور باید به آن رسید؟ 2. با توجه به جزوه جدال عقل و قلب در انقلاب اسلامی چطور می توان زمان شناس بود. و زمان شناسی امثال شهید علم الهدی چگونه بود؟ چون بعضی از علما بزرگ هم در عین عظمت و مقام والایی که داشتن ولی زمان شناس نبودند و نتوانستند نیاز آینده تاریخ بشر را تامین کنند و بشر را به جلو سیر دهند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سلحشوری واقعی با نظر به توحید افعالی و این‌که تنها خدا، همه‌کاره‌ی عالم است؛ به‌وجود می‌آید، در آن حدّ که در مقابله با جبهه‌ی کفر، هیچ ترسی به خود راه نمی‌دهد، بلکه حتی وقتی تانک‌های دشمن آن‌ها را محاصره کرده است، می‌داند خدا است که از این شهادت‌ها، بهترین نتیجه را به میان می‌آورد. و در همین راستا است که امام شهداء حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در سخنرانی مشهورشان در رابطه با کاپیتولاسیون فرمودند: «اگر من خدای نخواسته، یک وقتی دیدم که مصلحت اسلام اقتضا می‌کند که یک حرفی بزنم، می‌زنم و دنبالش راه می‌افتم و از هیچ چیز نمی‌ترسم بحمدالله تعالی. والله، تا حالا نترسیده‌ام [ابراز احساسات حضار]. آن روز هم که می‌بردندم، آنها می‌ترسیدند؛ من آنها را تسلیت می‌دادم که نترسید. [خنده حضار].». 2- زمان‌شناسی به این معنا است که بفهمیم فعلاً با توجه به شرایطی که در آن هستیم، خدا چه اراده‌ای کرده است که امثال امام و رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» عموماً متذکر این مسئله بوده و هستند و امثال شهید علم‌الهدی توانستند آن تذکر را بگیرند. آیا این هوشیاری کمی است؟!! موفق باشید

14432
متن پرسش
آیا لعن فرستادن به خلیفه ی دوم به صورت غیر علنی و در خفا جایز است؟ اگر نیست مگر در قرآن کسانی را که موجب آزار پیامبر و اهل بیت علیهم السلام شوند را خدا لعن نفرموده؟ پس خلیفه ی دوم مستحق لعن نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم انتقاد به آن‌ها هست و باید باشد همان‌طور که ما نسبت به شخصیت‌های خودمان نباید باب انتقاد را ببندیم. ولی چون فتوای مقام معظم رهبری توهین به منسوبین پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را حرام کرده‌اند، باید در هر صورت احتیاط کرد. موفق باشید

11972
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: نظر شما در مورد مثال موج و دریا درباره وجود خداوند و ماسوی الله چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» هرچند مثال دور دستی است ولی نزدیک‌ترین مثال به موضوع است. موفق باشید

7185
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم. ببخشید استاد در ایین اسلام به چه کسانی میتوان توهین کرد و تا چه حد.......؟؟؟ مثلا آیا اگر کسی به اباما حرف رکیک بزند(مثلا فحش خانوادگی) حرام مرتکب شده است؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» حتی به صدام و کارتر (رئیس جمهور پیشین آمریکا) هم می‌فرمودند: آقای صدام و آقای کارتر. موفق باشید
7135
متن پرسش
سلام شهید آوینی معتقد بودند که عالم امروز عالم اصالت ابزار و روش هاست و تکنولوِژی مولود همین عالم است؟اصالت روش ها و ابزار ها را لطفا توضیح دهید. اشکال اصالت به روش کجاست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مدرنیته و توهّم» بحث انسان ابزارساز در همین رابطه مطرح شده. در آن‌جا بحث بر سر آن است که داستان تغییر انسانِ حکیم به انسانِ ابزارساز با این غفلت شروع شد که انسان فراموش کرد براى چه هدفى در این دنیا هست و فراموش کرد باید خود را تغییر دهد، چراکه «ما آمده‏ایم در این جهان که بیشتر خود را تغییر دهیم تا شایسته قرب الهى گردیم»؛ حرف همه حکیمان دنیا این بوده و هست. بشر در طول تاریخ با این طرز فکر زندگى کرده است، دوره جدید دقیقاً به این حرف پشت کرد. چرا بشر حکیم مى‏گوید من باید بیشتر خود را تغییر دهم؟ چون معتقد است که ساختار این عالم حکیمانه است و سراسر عالم صنعِ صانعِ حکیم است. لذا مى‏گوید: من باید این‏قدر از نظر فکرى، خیالى و شکل زندگى، خودم را تغییر دهم تا مطابق عالَمى شوم که عالَم عقلى است. به گفته حکیمان، انسان باید آنچنان اندیشه و خیال خود را ادب کند که مطابق عالم عقل شود. پس طبق این سخن، ما آمده‏ایم در این جهان که بیشتر خود را تغییر دهیم تا شایسته قرب گردیم، اگر ابعادى از جهان مطابق میل‏هاى ما نیست، این گناه ماست که هوس‏هاى سرگردان را براى خود گزینش کرده‏ایم، ولى صنعِ خالقِ حکیم براى برآوردن آن هوس‏ها خلق نشده است. اشکال روش‌های تکنیکی را باید در محدودیت آن به داده‌های حسّ دانست که هیچ نگاهی به سنن الهی و جایگاه پدیده‌ها در متن هستی ندارد. موفق باشید
6143
متن پرسش
چرا خداوند در قرآن کریم هر جا صحبت از خود می کنند کلمه ی ما را می آورند واز من ذکر نمی کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی می‌فرماید: خلقنا؛ نظر به نظامی دارد که با مدیریت الهی عمل می‌کند و وقتی می‌فرماید: خلقتُ؛ می‌خواهد نظرها را متوجه نقش اصلی خداوند در عالم بکند. موفق باشید
1291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد گرامی، استاد سوالی از محضر شما داشتم، استاد من به امام خمینی رحمت الله ارادت دارم و وقتی آثارشان را میخوان لذت میبرم. اما آنچه سوال برانگیز است این که چطور امام با آن همه بزرگی که در آثارشان دیده می شود چطور در سال 67 در زندانهای ایران اعدامهای گسترده صورت گرفت. آیا هیچ راهی برای ارشاد اعدام شدگان وجود نداشته؟اصلا این اعدامها صحت دارد یاندارد؟ بهرحال اگر این اتفاق رخ داده باشد امام هم اطلاع داشته و موافق بوده اند. چگونه انسانی که آنقدر والا و عارف بوده اند به این مسئله راضی شده اند؟ دیگر اینکه در خصوص تجاوزاتی که به زنان مخالف حکومت در زندانها می شده است؛ چه توضیحی وجود دارد؟ببینید من واقفم که لازمه یک حاکم اسلامی جاذبه و دافع در موقع لزوم است اما گاهی در نظام اسلامی این دافعه به طور شدید مشاهده می شود و بنظر میرسد میشده با رافت بیشتری هم برخورد شود اما نشده. گاهی در برخورد با مخالفان دیده می شود خشونتهای بیش از حد شکنجه ها و تجاوزات و ... آیا در دوره امام علی هم همینطور بوده و حضرت هرکه را که با ایشان مخالف بود قلع و قمع میکرد؟ گاهی احساس میکنم اگر برخوردها در برخی موارد با رافت اسلامی بیشتری بود خیلی از مخالفین جهم جذب می شدند.سوال دومم در خصوص نحوه برخورد امام ره با آم مسئله مربوط به اوشین و الگوشدن و .. است، برخورد امام ره با آن مسئله قدری عجولانه و غیرمنطقی به نظر می رسد و آدم حس میکند ایشان اولین چیزی که بذهنشان رسیده است را به عنوان حکم صادر کرده اند. استاد گرامی لطفا در صورت امکان توضیحات کاملی بفرمائید چون دلم نمیخواهد چهره امام در ذهنم مخدوش بماند. راستش الان همه اینها را میگذارم به پای اینکه لابد من اطلاعات کاملی ندارم. اما نتیجه گیری کلی در ذهنم بستگی به پاسخ شما دارد. چون من حرفهای شما را قبول دارم. موید باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- در مورد اعدام طرفداران مجاهدین خلق در زندان‌ها به طور بسیار مختصر عرض کنم که مربوط به بعد از عملیات مرصاد بود که منافقان به پشتیبانی صدام بنا بود کشور ایران را به زعم خود فتح کنند و جهت این امر به هیچ‌کس رحم نکنند. پس از آن‌که عملیات آن‌ها به لطف الهی با شکست روبه‌رو شد از اسناد به‌دست آمده معلوم شد طرفداران تشکیلاتی آن‌ها در زندان‌ها بنا بوده از عناصر اصلی جهت آن کشتار باشند و از قبل آمادگی خود را اعلام کرده‌اند. در این راستا محارب محسوب می‌شوند و حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» دستور داده بودند چنانچه هنوز بر مواضع خود نسبت به طرفداری از مجاهدین خلق پابرجا هستند حکم محارب را برای آن‌ها جاری کنند و این دستور قرآن است که به پیامبر خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرماید حتی در مبارزه با این‌گونه افراد به اسیرشدن آن هم اکتفا نکنید بلکه در آیه‌ی 4 سوره‌ی محمد«صلی‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرماید: «فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ...» چون با کافران محارب روبه‌رو شدند گردن‌های آن‌ها را بزنند تا آن‌که بسیاری از آن‌ها کشته شوند. این حکم خدا است در مورد محارب و حضرت امام به عنوان یک فقیه عالم به احکام دین حکم خدا را اجراء کردند زیرا این‌جا جای رأفت اسلامی نیست چون مجاهدین خلق با نیت براندازی نظام اسلامی دست به اقدام زدند و به حرکات سیاسی اکتفا نکردند بلکه اقدام نظامی نمودند. 2- در مورد تجاوزاتی که شایع است مطمئن باشید روح نظام اسلامی چنین نیست و اگر هم تجاوزی صورت گرفته یا مأموری سر خود انجام داده و یا نفوذی‌هایی در بین مأموران بوده‌اند که خواسته‌اند نظام اسلامی را لکه‌دار کنند زیرا سیاست کلی نظام اسلامی چنین نیست. 3- در مورد جریان اوشین و پخش نظر آن خانم توسط رادیو حکم فقهی قضیه همان بود که آقا فرمودند می‌ماند که اگر واقعاً برنامه زنده بوده آن خبرنگار عامل حساب نمی‌شود بلکه مشاور به‌حساب می‌آید که حکم خود را دارد زیرا هرکس به همان اندازه که در ایجاد زمینه جهت توهین به ذوات مقدسه‌ی خانواده‌ی عصمت و طهارت نقش داشته باشد مقصر است. به این فکر کنید که حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» چگونه جهت تاریخ ما را از نظر به حاکمیت خانواده‌ی سلطنتی به سوی حاکمیت ولیّ فقیه تغییر دادند و چگونه خداوند قلب مبارک حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌علیه» را محل انوار خود قرار داد. موفق باشید
22154
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به سوال 10943 شما در جواب سوالی که به نقل از علامه حسن زاده گفته شده ممکنه ظهور 100 هزار سال بعد اتفاق بیافته. فرمودید بالاخره ظهور اتفاق میافته. سوالم اینه که با وجود این همه روایاتی که در مورد آخرالزمان هست و تا الان همشون اتفاق افتاده آیا درسته که بگیم ظهور 100 هزار سال بعد ممکنه اتفاق بیافته؟ یعنی این همه روایاتی که برای آخرالزمان گفته شده میشه خدا بیخیال همشون بشه و 100 هزار سال بعد ظهور اتفاق بیافته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقدم هر لحظه امکان ظهور مولایمان هست و ما نمی‌توانیم برای حضرت تکلیف تعیین کنیم. می‌ماند که در این مورد هم خوب است فکر کنیم که برای حضرت در مراحل گوناگون تاریخ، ظهورهای خاص پیش آمده است مثل ظهور خاص حضرت در تاریخِ دفاع مقدس و یا ظهور ایشان در کلمات و رهنمودهای نایب‌شان. موفق باشید

20829
متن پرسش
با سلام خدمت استاد شما در فایل صوتی می فرمائید: «من یک چیزی را رک بگویم تا ایشان ذیل زعیم بود خیلی حکیم بود، آمد بیرون به یک نحوی.» و در ادامه می فرمائید: «البته الان هم نمی گوید آقا را قبول ندارم اما ذیل زعیم بودن یعنی مطابق عقل آقا فکر کردن. این بی عقلی و تقلید نیست بلکه تفکر است مثلا شما اگر قرآن نداشتید هر فکری می کنید بی خود است اتفاقا شما با قرآن و ذیل آن فکر می کنید نه اینکه شما بگویید حالا ما قرآن را بفهمیم دیگر فکر نمی کنیم، افلا یتدبرون؟ با زعیمتان می توانید فکر کنید و متفکر بشوید. ایشان جدا شد و آن جور که باید از زعیم استفاده نکرد.» و در جواب این پرسش که علت این صحبت شما چیست می فرمائید: «یکی از بچه هایی که نزدیک بود به من گفت که من از آن جا دیگر مطمئن شدم که کار خراب شده است ؛ ایشان فکر می کند آقا همه نظریه هایش درست نیست، رک بگویم. آن کسی هم که این را به من گفته است با خود بچه های آنها بود، شما هم او را می شناسید و انسان مطمئنی است و از وقتی این را شنید فاصله گرفت از آن ها و این را به من گفت. می گویند که آقا همه نظریاتش درست نیست درصورتی که خدا وقتی کسی را زعیم می کند، قلبش را در اختیار می گیرد. بالاخره ما چه گناهی کرده ایم که آقا را قبول داریم. آیا می شود خدا ایشان را کمک نکند، آن وقت به ما ظلم کرده است و خدا این کار را نمی کند.» این علتی که شما فرموده اید با جواب سوال 20812 و 20800 گویا مغایرت دارد، شما در پاسخ به پرسش 20800 فرموده اید: «پس او در كار خود موفق و محكم و مورد تأييد الهى است. البته این بدین معنا نیست که آن ولیّ امر معصوم باید باشد» و در جواب سوال 20812 فرموده اید: « اگر مسئولی بخواهد خود را در عرض عقل ولیّ فقیه مطرح کند، از حکمت لازم خارج می‌شود. وگرنه اگر در عین انتقاد به رهبر، باز در کلیّت، جهتی که رهبری در جمع‌بندی پیشنهاد می‌کنند را عمل کنند مشکلی پیش نمی‌آید». شما در آن فایل صوتی علت تاریخی فکر نکردن آقای احمدی نژاد و ذیل زعیم نبودن ایشان را گفته ی یک فرد مطمئن بیان کرده اید که گفته است آقای احمدی نژاد معتقد است تمام نظریات رهبری درست نیست. استاد، در صورت صحت گفته این فرد باز هم طبق نظر خودتان آقای احمدی نژاد اشتباهی را مرتکب نشده است. و حتما از خود حضرت آقا هم که بپرسید خود ایشان تصریح می کنند. (همچنان که بار ها تصریح کرده اند) که تمام نظرات من صحیح نیست. به نظر شما آیا ذیل زعیم بودن یعنی اطاعت بدون سوال و یا حتی انتقاد؟ البته من معتقد هستم اگر رابطه ی ما با حضرت آقا درست باشد این انتقاد ها دلیلی نمی شود برای ما که در عمل خلاف نظراتشان عمل کنیم چرا که یک عقل بالاتر ما را دعوت به این کار می کند، و همچنان که از شما یاد گرفته ایم این تقلید نیست و تفکر است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع انتقاد و تذکر به رهبری قبل از جمع‌بندیِ رهبری نسبت به هر موضوعی کار لازمی است و در متون روایی ما تحت عنوان «نصایح الملوک» مطرح است ولی به همان معنایی که خداوند به رسول خود می‌فرماید بعد از مشورت با مردم و بعد از جمع‌بندی، به هر نتیجه‌ای که رسیدی به خدا توکل نما و آن نتیجه را عمل کن. در این رابطه ما باید نسبت خود را با زعیم دوران شکل دهیم و به نظر نهایی ایشان اجر گذاریم. متأسفانه آقای احمدی‌نژاد نه در موضوع وزرات آقای مصلحی چنان کردند و خانه‌نشینی پیشه نمودند، و از آن بدتر بعد از مشورت با رهبری نسبت به حضور در انتخابات اخیر و گرفتن نظریه‌ی رهبری که به آقای احمدی‌نژاد فرمودند مصلحت نیست شما به جهت دوقطبی‌شدن انتخابات در انتخابات شرکت کنید؛ ابتدا قضیه را پنهان نمودند و صدایش را بلند نکردند و بعد هم که دفتر رهبری آن موضوع را خبری نمودند، طرفداران آقای احمدی‌نژاد شروع به تکذیب آن نمودند بدین مضمون که خود رهبری فرمودند من سخنان خود را از تریبون خود اعلام می‌کنم و با کمال تأسف با این‌که آقای احمدی‌نژاد در جریان امر بودند، کاملاً سکوت کردند و به دوستان خود هیچ تذکری در این مورد ندادند تا این‌که کار به آن‌جا رسید که مقام معظم رهبری مجبور شدند در ابتدای درس خارج، قضیه را اعلام کنند و بفرمایند این هم تریبون. و بعد از آن آقای احمدی‌نژاد اعلامیه دادند که من سرباز رهبری هستم و بعد در انتخابات شرکت کردند تا نشان دهند حقیقتاً سرباز رهبری می‌باشند. تأسف بنده از این‌جا است که بعضی از طرفداران ایشان مدعی‌اند ایشان مطلقاً تابع رهبرند! بنده معنای خارج‌شدن از ذیل زعیم رهبری را جز این نمی‌دانم.

همه‌ی عرض بنده آن است که موضوع را در دستگاه آنتولوژیک به عنوان یک پدیده‌ی تاریخی بنگریم تا عقلِ تاریخیِ ما به صحنه آید و به طراوت لازم نایل گردد، وگرنه ما را چه به آقای احمدی‌نژاد و چه به آقای مشایی!!

مسئله‌ی امروز ما حضورِ بس افتخارآمیزی است که با امثال حججی‌ها در تاریخ‌مان گشوده شد و با نفی داعش معلوم شد خداوند حضوری خاص را برای ما رقم زده است و وای اگر از درک و یافت چنین حضوری غافل باشیم!  سخن بسیار است و وظیفه‌ی من در آن حدّ است که آن‌چه تصور می‌کنم برای رفقا مفید است، در اختیارشان قرار دهم، شاید چشم‌اندازی باشد برای «گفت» و «گو».

 موفق باشید

20563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: 1.حمایت مرحوم فردید از رژیم پهلوی و حزب رستاخیر تا چه حد صحت دارد؟ 2. دسترسی به صوت یا فیلم از ایشان چگونه میسر است در اینترنت فقط یکی دو تا فیلم از ایشان بدست آوردم حضرتعالی نوار یا صوتی از ایشان دارید؟ اگر آری میسرست در اختیار قرار دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جایی که بنده اطلاع دارم ایشان با حضور در حزب رستاخیز، حرف‌های خودشان را زدند. و یکی از مشهورترین سخنان ایشان که توانست به گوش بقیه برسد، در روزنامه‌ی حزب رستاخیز بود، بیش از این را از شاگردهای ایشان باید پرسید. موفق باشید

20181
متن پرسش
در همه ی گروه های اهل سنت نفوذ دارند، بازم دارند سعی می کنند بیشتر نفوذ پیدا کنند اینقدر تبلیغ کردند که اهل سنت شافعی هم باور کرده شیعه مشرکه، با تلاش بسیار با استفاده از امکان فضای مجازی دارند حشدالناس می کنند، دارند زمینه سازی میکنن برای یک قیام گسترده اهل سنت علیه شیعه، روحانیون ما نمیدونن چه خبره، خوشبینند به این که محور مقاومت توفیقی داشته اما از کم و کیفش اطلاعی ندارند، توی سوریه این بحرانی که الآن تموم نشده، فقط فریز شده یعنی مثل سردردی که با مسکن تسکینش دادند، احرار الشام صد هزار نیرو داره، تحریر الشام صد هزار، جیش الحر هم همین حدود، در حال عضوگیری و آموزش های نظامی هستند. الآن آتش بسه دارند خودشون را آماده می کنند. بالاخره توی روایات داریم سفیانی تا کجا میاد. جوانان ما هم که هم تو ایران و هم عراق به فساد کشیده شدند صبح و روز و شب ... اما حقیقتا روی تفکرات اهل سنت خیلی کار شده خیلی این کشته های بمباران های توی سوریه را بهشون نشون دادند، اگر با هم متحد بشند و قیام کنند تا ایران پیش میاند کی میخواد جلوشونو بگیره؟ متاسفانه بعضی دوستانمون دلخوش به روسیه هستند، اگر یه مرتبه روسیه موضعش عوض بشه و پشتمون را خالی بکنه... ما هم باید مردممون را آماده کنیم، نه برای جنگ با اهل سنت، برای دفاع از خودشون در برابر ارتش تروریستا، در برابر سفیانی یمنی ها ذخیره ی ما هستند. الآن تو وضع خطرناکی قرار گرفتند. همین هفته بین علی عبدالله صالح و انصارالله اختلاف پیش اومد، دیروز هزاران نفر از طرفداران علی عبدالله صالح اومدند تو میدان صنعا، استاد سلام: این مطالب درسته؟ آخه خیلی وحشتناکه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی این سخنان که فرمودید درست است و یک طرف قضیه است که شیطان عمل می‌کند، و یک طرف قضیه آن حرکاتی است که حضرت حق به میان می‌آورد به همان معنایی که خداوند فرمود: «الَّذينَ آمَنوا يُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذينَ كَفَروا يُقاتِلونَ في سَبيلِ الطّاغوتِ فَقاتِلوا أَولِياءَ الشَّيطانِ ۖ إِنَّ كَيدَ الشَّيطانِ كانَ ضَعيفًا ﴿۷۶﴾/نساء) کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می‌کنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت. پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است. تا حال دیده‌اید که هرچه شیطان عمل کرده به جهت حضور روحیه‌ی انقلابیِ مؤمنین نتیجه‌ای که خواسته است بگیرد؟ مگر در کربلا، یزید با همه‌ی پیچیدگی‌هایش نتیجه گرفت؟ و مگر داعش با نشان‌دادنِ نحوه‌ی به شهادت رساندنِ شهید حججی نتیجه گرفت تا گمان کنیم از این به بعد شیطان دیگر ضعیف نیست و قوی شده است؟! حتی باید جریان انصاراللّه، جریان علی عبداللّه صالح را پشت سر می‌گذاشت و این کار شروع شده است.

در ضمن به این خبر که اخیرا در سایت های خبری مطرح شده می توان توجه کرد که تسنیم به نقل از شبکه تلویزیونی «المیادین» نوشته، شبکه دوم تلویزیون رژیم صهیونیستی ضمن اعتراف به شکست در سوریه اعلام کرد، اسرائیل بزرگترین بازنده در بحران سوریه است زیرا سرویس‌های اطلاعاتی در درک اوضاع جاری این کشور تاخیر کردند.» کارشناس و تحلیلگر مسائل عربی در شبکه دوم تلویزیون رژیم صهیونیستی گفته: «در مورد سوریه، باید بگویم اسرائیل شکست خورده است، ما بزرگ‌ترین بازنده در آنجا هستیم، دستگاه‌های اطلاعاتی ما در فهم اوضاع دیر عمل کردند.» به گفته این تحلیلگر صهیونیست «در جنگ داخلی سوریه افراد و طرف‌های زیادی بازنده بودند، اما اسرائیل بزرگ‌ترین بازنده بود... شاید این حرف من خیلی تلخ باشد؛ اما این نتیجه حاصل ماه‌ها و شاید بیشتر از آن فکر کردن در مورد این موضوع است.» وی با ‌اشاره به اینکه «ارتش آزاد دیگر عملا وجود ندارد»، اعتراف کرده «شورشیان (ارتش آزاد) دیگر طرف فعالی در بحران سوریه نیستند و نابودی آنها تنها به زمان نیاز دارد. موفق باشید

19385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید طلبه پایه ۴ هستم. از محرم بود که جلسات هفتگی با تعدادی از دانشجویان مسجدمان شروع کردیم با محوریت کتاب های شما. مباحث زیر را کار کردیم: ۱. چه شد کار امام حسین (علیه السلام) به قتل کشیده شد؟ ۲. جوان و انتخاب بزرگ ۳. ده نکته از معرفت نفس (خودم صوت گوش می دادم و خویشتن بنهان را مطالعه می کردم کنارش) ۴. آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین به نظر شما با توجه به اینکه ما فعالان یک مجموعه فرهنگی هستیم و می خواهیم ان شاء الله سربازان انقلاب باشیم چه مبحثی را‌ آغاز کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است بعد از کتاب‌های «چه نیاز به نبی» و «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بپردازید. موفق باشید

19079

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: این اواخر که آقای مشایی در کنار آقای احمدی نژاد در فضای مجازی و حقیقی فعال شدند، بنده کنجکاو شدم که بدانم جریان انحرافی که دوستان به سردمداری آقای مشایی عرض می کنند ماهیتا چیست و چه نوع ایدوئولوژی دارند، لذابنده برخی از سخنان آقای مشایی را گوش دادم و ایشان مثل آقای احمدی نژاد شدیدا از توحید و مهدویت دم می زنند تا حدی که وقتی اسم بهار و امام زمان (عج) میاید بغض می کند (در جواب خبرنگار که می گوید بهار و آقا مشایی از بغض قادر نیستند صحبت کنند) استاد عزیز انحراف این آقایان در چیست؟ مکتب ایرانی با مهدویت که منافات دارد!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این‌جاها نیست و اتهام انحرافی‌بودن را آقای هاشمی به این‌ها زدند. اشتباه آقای احمدی‌نژاد در آن بود که از امثال آیت اللّه مصباح و جریان اصیل نیروهای انقلاب، به عشق آقای مشائی فاصله گرفت. موفق باشید

18715

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: داستان هایی که در مورد عروسی جنیان یا ازدواج برخی افراد با جن شنیده می شود، ظاهرا با مبانی کتاب جن و جادوگر شما جور در نمی آید، آیا این داستان ها از اساس غلط است یا تفسیر خاصی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان کتاب، روشن می‌شود که این داستان‌ها چه اندازه خیالی و دروغ و پوچ و وَهمی است. موفق باشید

17546
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و احترام: چگونه می توان شفا بودن تربت سید الشدا را با عرفان نظری تبین نمود؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که نسبتی بین جسم انسان و روح او بر قرار است، نسبتی بین تربت حضرت امام حسین«علیه‌السلام» با وجود قدسی آن حضرت و محل دفن ایشان برقرار است. و در این رابطه خداوند در تربت آن حضرت شفا قرار داده است. موفق باشید

16233
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خدا قوت خدمت شما لطفا در زمینه بر طرف کردن حسادت کمکم کنید. احساس می کنم که نسبت به کسانی که با آنها در ارتباط هستم و در یک رده هستیم حسادت دارم هم در مسائل معنی و سیر و هم در درس و گاها کینه می گیرم. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود در این مورد کتاب شریف «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام را دنبال کنید. حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در آن‌جا روشن می‌کنند که وقتی حضرت حق آن‌چه نیاز حقیقیِ ما بوده است حقیقتاً از ما دریغ ننموده، پس اگر چنین امکاناتی که در دست بقیه است، نیاز ما بود حتماً خداوند به ما می‌داد. چه اندازه خداوند به ما رحم کرده و آن‌چه را که نیاز نداشته‌ایم، به ما نداده است وگرنه وبال گردن ما می‌شد. موفق باشید    

16218
متن پرسش
سلام: می خواستم بدونم عکس العمل و موضع گیری آدم نسبت به تبعیضی که والدین نسبت به فرزندان قائل می شوند، چی باید باشه؟ (آدم باید بی خیال باشه و بررسی نکنه، سکوت اختیار کنه ...) در همین راستا می خواستم عکس العمل و برخورد آدم رو در برابر رفتار ناراحت کننده ی فامیل بدونم، که باید ندید یا زمانی که لازمه حرف حق زد؟ (بابت سطحی بودن سوال معذرت می خواهم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی بسیار خوبی به ذهن‌تان رسیده است. آری! در این موارد باید در عین بی‌خیال‌بودن و به رویِ خودنیاوردن، با خوشرویی با آن‌ها برخورد کرد به طوری که گمان کنند اصلاً ما متوجه‌ی چنین اموری نیستیم. موفق باشید

15904
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر از پاسخگویی شما: استاد اینکه بعضی می گویند در هنگام احتضار و عارض شدن سکرات مرگ دیگر توبه پذیرفته نیست آیا صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌گویند. زیرا «توبه» باید در مقابل جذبه‌های نفس امّاره باشد تا با عبور از آن جذبه‌ها و رجوع به حق، «توبه» صورت بگیرد. در سکرات مرگ، دیگر نفس امّاره‌ای در میان نیست تا عبور از آن معنا دهد. موفق باشید

15179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: تشکر از استاد بخاطر کتب خوب و سخنرانی های پر محتواشون. بنده میخوام تمام اعتقادات خودم رو کاملا عقلی و با استدلالت قوی (مثل بالاتر از برهان نظم و ... ) اثبات کنم اگر می شود سیر اثبات یا کتابی خوب در این زمینه معرفی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که سعی بنده آن است که عقلِ مخاطبان را مدّ نظر قرار دهم، فکر می‌کنم سیر مطالعاتیِ روی سایت، جواب‌گوی جنابعالی باشد. موفق باشید 

نمایش چاپی