بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18462
متن پرسش
سلام خسته نباشید: بنده این کونه متوجه شدم که حرکت جوهر در عراض آن ظهور می کند پس جوهر داری حرکت است حرکت جوهر در خودش هست، یعنی جوهر که عین الحرکه است در حرکت حرکت می کند و سیر حرکت اش از عدم به وجود است، پس جوهر در مکان خودش که همان حرکت هست، حرکت می کند پس دارای حرکت مکانی است و چون دارای تقدم و تاخر هست دارای زمان نیز هست و چون از امکان موجود شدن به وجود حرکت می کند پس دارای حرکت کیفی هم هست اگر اینگونه نیست پس نوع حرکت جوهر چیست؟ ببخشید بنده به خاطر نداشتن استاد می ترسم دچار اشتباه فهم شوم به خاطر این مزاحم شدم با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است ولی عنایت داشته باشید مکان برای جوهرِ عالم ماده، همان حرکتِ ذاتی آن است. یعنی مکان‌مندی، اقتضایِ همان ذاتِ متحرک است، نه آن‌که جوهر در مکان یا در زمان باشد. خودِ جوهر عین زمان است زیرا زمان، مقدارِ حرکت است و جوهر که عین حرکت است، عین زمان می‌باشد و ذهن، آن زمان را از حرکت انتزاع می‌کند. موفق باشید

17751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام فراوان: ملحدترین فیلسوف یا نظریه پرداز غربی کیست؟ بهترین فیلسوف یا نظریه پرداز غربی کیست؟ خیلی ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. مگر معنا می‌دهد این‌طور با اهل فکر برخوردکردن؟!!! موفق باشید

16927

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حاج آقا بنده هفته پیش یه پیام فرستادم و قرار شد حضوری خدمتتان برسم. آقای طاهرزاده لطفا بفرمایید که چه موقع و کچا مزاحم حضرتعالی شوم. آیا شما نماز ظهر و مغرب و عشا را به غیر از روزهایی که جلسه دارید در مسجد می خوانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از دست شما چه کار کنم که سؤال می‌کنید و بنده هم جواب می‌دهم ولی ایمیل خود را یا نمی‌بینید، یا طوری است که جواب‌های ما به ایمیل شما وارد نمی‌شود؟!! بنده این‌طور جواب دادم: ((باسمه تعالی: سلام علیکم: ده دقیقه که سهل است؛ بگو یک روز تمام، بنده در خدمت هستم. این هفته جلساتی در گلپایگان دارم. برای جلسه‌ی چهارشنبه إن‌شاءاللّه برمی‌گردم. از صبح 5 شنبه بعد از نماز صبح، هر روز که خواستید به‌جز صبح یکشنبه؛ می‌توانم در خدمت باشم. موفق باشید)). هنوز ما بر سرِ قول خود هستیم. موفق باشید

16660
متن پرسش
سلام استاد: دو سوال دارم: 1. در روایات زیادی داریم که اگر در مسیر رشد، انسان به عجب دچار شود باعث سقوطش می‌شود حال چگونه وقتی خدا به ما لطف کرده و مقامی به ما داده از خودمان خوشمان نیاید و خود را از کسانی که این لطف به آن ها نشده بالاتر ندانیم؟ راه عملی برطرف کردن این آفت چیست؟ 2. معصوم فرموده اند وقتی که خود را اقلّ اقلّین احساس کردیم می‌فهمیم به امامت رسیده ایم (قریب به مضمون) و همین طور حضرت موسی اگر خود را از سگی بالاتر می دانستند از نبوت خلع می شدند درحالی که حقیقتا امام از عالین هستند و حضرت موسی هم مقام بالایی دارند و خود هم از مقامشان باخبر بوده اند. در اینکه باید ذلیل ترین مقابل خدا باشند شکی نیست ولی چرا خود را از مخلوقات پایین تر می بینند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- «عجب» یعنی کمالات را به خودمان نسبت دهیم ولی اگر متوجه باشیم «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حق شمر، نه کرده‌ی خویش». همین توفیق را خداوند می‌تواند به همان کسی که فعلاً گرفتار گناه است بدهد. لذا باید با بدیِ افراد خلاف‌کار بد بود و نه با خودشان 2- عمده آن حالتی است که انسان (خود را) مقابل خداوند هیچ بداند، نه آن‌که با مقایسه با آن حیوان خود را خوار شمارد. موفق باشید  

16383
متن پرسش
سلام استاد عزیز: با توجه به کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) و کتاب عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی 1. با توجه به سلوکی که در این تاریخ به جهت اشراقی که به قلب حضرت روح الله شده بود و ادامه آن سلوک توسط مقام معظم رهبری می باشد قبل از انقلاب حضرت روح الله این سلوک ذیل شخصیت چه کسی بود؟ به چه معنا؟ 2. آیا می توان گفت در زمان غیبت و در هر تاریخ و زمانه ای خدا با اشراق در قلب یکی از اولیا خاص خود زمینه سلوک در ذیل آن شخصیت و رسیدن به لقا الله را فراهم می کند؟ 3. سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) با وجود امام زمان (عج) حاضر و ناظر و سبب متصل عرض و سماء به چه معنایی می باشد و چه رابطه ای بین آنهاست؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که در کتاب «سلوک ذیل شخصیت ....» ملاحظه فرمودید در هر قرنی، عدولی از امت محمد«صلوات‌اللّه علیه‌وآله» به صحنه می‌آید. بنابرای لازم نیست که از این جهت حضرت امام به این معنا، سلوکی ذیل شخصیتی داشته باشند 2- همین‌طور است که می‌فرمایید 3- مظهر ارتباط ما در این تاریخ، حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و سلوکی است که ایشان در مقابل ما گشودند. مثل آن‌که شما در حال حاضر نور سخنان مولایمان حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را در کلمات نایب الامام حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه‌تعالی» می‌یابید. موفق باشید

16184
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی حقیر سوالی درباره ی حضرت یونس (ع) دارم و آن این است که چرا حضرت یونس (ع) بعداز مدتی از دعوت قوم خود از هدایت آنها خسته شده و آنها را ترک می کند حال سوال اینجاست که مگر پیامبران خدا از عصمت برخوردار نیستند پس چرا 1. حضرت بدون فرمان خدا قومش را ترک کرد؟ 2. اگر این کار حضرت از روی نافرمانی خدا نبوده می توان آن را به ترک اولی نسبت داد و اگر ترک اولی بوده با عصمت پیامبر در تناقض نیست؟ 3. آیا حضرت با ترک قومش از جانب خدا مجازات شد و توسط نهنگ خورده شد؟ 4. چرا حضرت تعبیر «انی کنت من الظالمین» را بکار می برد آیا این عبارت به معنای خطای حضرت و عدم عصمت ایشان نبوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: : واژه‏ ى ظلم به معنى «تعدى و تجاوز از حد» است كه همیشه مرادف با گناه نيست، و اين چنين نبود كه خداوند به حضرت يونس (ع) دستورى داده باشند و حضرت خلاف آن را عمل نموده باشند. بلكه خداوند مى‏ فرمايد: «چرا بدون آن‏كه دستور رفتن بگيرى، رفتى» و خداوند همين مسأله را در مورد پيامبرِ خود سخت مى‏ گيرد و حضرت يونس (ع) هم به جهت آن روح لطيفى كه داشتند، در شكم ماهى متوجه اين نكته شدند و عرض كردند: «سُبْحانَكَ انّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمين» و خداوند مى‏فرمايد: «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيناهُ مِن الغَم» يعنى همين‏كه متوجه شد، آثار اين كار را از او رفع نموديم. پس غفلت نكنيم كه تخلفى صورت نگرفته، بلكه چون بدون دستور خدا قوم خود را ترك كرد خداوند به آن حضرت سخت گرفت. و این موجبِ نفی عصمت نمی‌شود. نفی عصمت با ترک دستور الهی محقق می‌گردد. موفق باشید

14521

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کتاب انسان از دیدگاه اسلام چاپ نشده؟ چگونه تهیه کنیم؟ هرچه قدر می گردیم نیست. چند روز پیش در تهران در انتشارات کیهان (که کتب شما را می آورد) و با آقای نظری در ارتباط است پرسیدم. آنها گفتند اصلا چنین کتابی نداریم! التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ی «انسان از دیدگاه اسلام» با ویرایش کامل و اضافه‌شدن نکات لازم به صورت کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» در آمده. موفق باشید

13803
متن پرسش
سلام: چرا دشمنان اسلام در دشمنی و رسیدن به اهداف خود مصمم و جدی هستند ولی ما در رسیدن به اهدافمان مصمم و جدی نیستیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دشمنان اسلام همیشه تحت تأثیر نفس امّاره‌ی خود عمل می‌کنند که برای نزدیکی به نفس امّاره هیچ تلاش و سلوکی نیاز نیست. ولی مسلمانان باید به نور نفس مطمئنه نزدیک شوند تا ذیل آن عمل کنند و این نیاز به تلاش دارد و از این جهت دشمن در تبعیت از نفس امّاره جدّی است زیرا بدون تلاش در اختیار آن قرار دارد. موفق باشید

9568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: استاد گاهی در نماز ناخودآگاه به یاد امام حسین علیه السلام می افتم و مصائب کربلا و گریه ام می گیرد آیا این اشکال دارد یا خوب است؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی هم خوب است، به نور سیدالشهداء«علیهالسلام» خود را در محضر حضرت حق ببرید و در این فضا نماز بخوانید. موفق باشید
9481
متن پرسش
سلام علیکم: می فرمایید نور از نوع وجود هست و می توانیم بگویم نور شدید تر اما به میز و صندلی نمیتوان این را گفت چون ساخته ذهن ماست. خواستم بپرسم در عالم ماده چه چیزهای وجودی هستند؟ مثلا زمین را ما در ذهنمان که نساخته ایم و بوده است، می توان زمین را از نوع وجود حساب کنیم که شدت و ضعف دارد؟ (یا مثلا آب، هوا، و... را) چون اینها ساخته ذهن انسان نیستند بلکه در عالم وجود دارند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عالم ماده به اعتبار ماهیت پدیده‌ها هیچ‌چیز وجودی نیست زیرا عالم ماده خودش یکی از مراتب عالم وجود است. نور را هم که مثال می‌زنیم معتقدیم نفس ما متوجه وجودی می‌شود که نور می‌نامیم و در این دیدگاه نور را یک پدیده‌ی مادی آن طور که علم فیزیک می‌گوید نمی‌دانیم و بنده در کتاب «حقیقت نوری» این نکته را عرض کرده‌ام. موفق باشید
8103
متن پرسش
سلام علیکم ؛شخصی میگفت: "آیا نمیشد یک مرد برای سخنگوی وزارت خارجه انتخاب می شد تا به نحوی تشابه به غرب نباشد.مثل سخنگوی وزارت خارجه امریکا و ..." آیا این حرف نکته و دید خوبی است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در این موارد نباید خیلی سخت‌گیری کرد. امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» هم در پیام به گورباچف یک خانم را نیز همراه آن گروه به روسیه فرستادند. موفق باشید
5347
متن پرسش
سلام استاد عزیز. ضمن آرزوی قبولی طاعاتتان چند سوال داشتم 1. استاد اینکه در قرآن آمده «عنده ملکوت کل شیء»، معنای کلمه «ملکوت» چیست؟2. مگر کلمه «موجود» به معنای چیزی که بوجود آمده، نیست؟پس چرا در یکی از فرازهای ذعای جوشن کبیر خدا را با کلمه »موجود» مورد خطاب قرار داده؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حقیقت وجودی هر مخلوقی جنبه‌ی ملکوتی آن مخلوق است، مثل نفس ناطقه‌ی شما که حقیقت وجودی شما است 2- باید از سیاق دعا متوجه شد که نظر به حضرت حق دارد از آن جهت که موجودی است که همه‌ی موجودات از اوست و به این معنا یعنی وجود مطلق است. موفق باشید
3217
متن پرسش
آیا کسی که غیرصواب از او صادرنمی‌شود، معصوم نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به اندازه‌ای که غیرصواب از او صادر نمی‌شود در آن جهت معصوم است ولی مقام عصمت ائمه«علیهم‌السلام» مقامی است که در فهم و عمل تماماً در عصمت هستند. موفق باشید
1537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد با توجه به واسطه ی فیض بودن ائمه و این که همه ی موجودات از وجود اون ها در وجود هستند در طول وجود خداوند پس باید ابدی و ازلی باشند ...چرا ائمه فرموده اند اول ما خلق الله انوارنا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اوّلی که در روایت هست، اوّلیت بالشّرافه است و نه اوّلیت زمانی. موفق باشید
1513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا باسلام خدمت استاد عزیز من پس از کمی تفکر راجع به صفت جبار بودن خداوند که به معنای جبران کننده ی نقص ها و عیب ها و کم کاری هاست برداشت های زیر را داشته ام حال از استاد عزیز می خواهم که راجع به درستی ونادرستی هر یک از اینها اظهار نظر کنند ودر صورت نادرستی فرم درست آنهارا تبیین کنند: 1)کسیکه اکثر عمر یا نصف آنرا دور از بندگی خدا بوده است یا کم و بطور ناشایست بندگی کرده است مثلا از 80 سال عمر خود 20 سال را از دست داده است ولی در ادامه بیدار شده و به قول معروف سفت وسخت بندگی کند خداوندتاثیرمنفی آن20سال کم کاری را جبران می کند و مانند این می شود که آن 20سال را هم بطور کامل بندگی کرده است .(هم چنین باتوجه به مطالب گفته شده سوالی در ذهن متجلی می شد : مطابق با احادیث و آیات قرآن کسی که از گناه خویش توبه واقعی کند گناه او بطور کامل بخشیده شده و حتی تبدیل به ثواب میشود حال سوال اییجاست که این چگونه ممکن است پس از توبه ی ازگناه نکبت وبدی آن کاملا از بین رفته و شخص مانند کسی شود که گناهی انجام نداده است بلاخره یک نوع کم کاری و تفاوت باید بین فرد خطا کاری که توبه کرده با فردی که اصلا گناهی نکرده باشد آیاکمی تناقض با قواعد عقلانی و سنن الهی دیده نمیشود؟لطفا توجیه کنید) 2)صفت جبار بودن الهی شامل اعمال غیر عبادی مثل درس وتحصیل و کار و کسب روزی هم می شود مثلا: کسی برای قبولی در دانشگاه از اوایل تابستان با نیت الهی شروع به درس خواندن میکند اما نا صحیح (از لحاظ کنکوری) حال 5 ماه مانده به کنکور بیدار شده و نهایت سعی وتلاشش را می کند و چون خداوند جبار است آن 3یا 6 ماه از دست رفته را به نحوی برای وی جبران می کند و او در دانشگاه با رتبه ی تک رقمی قبول می شود .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- برداشت شما در مورد جبّاربودن و جابربودن خداوند درست است. آری چون انسان با توجه به خداوند،جهت‌گیری‌اش عوض می‌شود و دیگر آن شخص قبلی نیست معنا نمی‌دهد که گناهان گذشته‌ی او به دنبالش باشد 2- همین‌طور است که می‌فرمایید، اگر زمینه‌ی تجلی نور اسم جبّار فراهم شود، ما طوری عمل می‌کنیم که ضعف‌های گذشته جبران می‌گردد. موفق باشید
1401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم چرا معصومین علیهم السلام سایه ندارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در آن حدّ اطلاع دارم که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» سایه نداشته‌اند و این یکی از معجزات حضرت بوده تا معلوم شود رسالت ایشان ماوراء نظام عالم ماده، ریشه در عالم قدس دارد و جنبه‌ی قدسی شخصیت آن حضرت بر جنبه‌ی مادی ایشان غلبه دارد. والله اعلم. موفق باشید
1098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و عرض ادب در روایت امام فرموده که هرکس بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده و مردم معذور نیستند که امام خود را نشناسند از طرفی استاد میفرمایند فهم مقام امام سر گونه است و همه توانایی فهم آن را ندارند رنباید همه جا در بین مردم عادی این مسایل را مطرح کرد جمع این دومسأله چگونه ممکن است؟ با توجه به مباحث کتاب مبانی معرفتی حضر حجت علیه السلام ، بحث صدقه دادن برای سلامتی امام و دعا برای سلامتی اش را نمی فهمم؟چون امام جسمش برای او دردسر ساز نیست و روی دستش نمانده باتشکر التماس دعای ویژه
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی از خود ائمه«علیهم‌السلام» داریم که اسرار ما را برای نامحرمان فاش نکنید، و باز تأکید دارند از مقاماتی از ائمه که منجر به انکار افراد می‌شود سخن نگوییم، ولی شناخت امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» را تأکید دارند به این معنی که بدانند خداوند امامی را جهت هدایت آن‌ها قرار داده و از او تبعیت کنند هرچند همه نمی‌توانند متوجه مقامات نوری امام بشوند. سلامتی جایگاه نبوت و نفوذ اراده‌ی حضرت نیاز جامعه است و ممکن است دادن صدقه برای جریان‌دادن لطف خداوند باشد جهت این امر. از طرفی نباید نظر به مقام واسطه‌ی فیض‌بودن امام و توانایی که از آن جهت دارند، موجب انکار زندگی شخصی امام شود. موفق باشید
24456
متن پرسش
سلام استاد: چند وقت پیش زیارت امام رضا علیه السلام نصیبم شد از حضرت خواستم که از طریق شما هدیه ای چیزی عنایت بفرمایند، سه چهار بار هم ازتون سوال کردم ولی پاسخی دریافت نکردم، با خودم گفتم شاید حضرت علیه السلام دست خالی من رو باز گردونده باشه. دیدم نه نمیشه آقا خیلی کریم تر از این حرفاست که کسی پبشش بره و ازش هم درخواست بکنه او دست خالی برش گردونه، استاد لطفا یه توجهی بفرمایید. ببینید آقا امام رضا علیه السلام چیزی داده اند که داده اند ان شاءالله لطفا بببنید چیزی به نظرتون میاد خواهشا، متاسفانه جواب ایمیل ها رو نمی تونم دریافت کنم اگه مقدورتون هست جواب رو روی سایت بزارید، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این برخورد که چیزی از این طریق پای امام عزیزِ رئوف‌مان بگذاریم درست نیست. همین‌که از برکات زیارت آن امام همام بهره‌مند شده‌اید، کافی نیست؟ چه چیزی بالاتر از آن که او ما را لایقِ زیارت خود کرده است. آری! زیارت امام معصوم. موفق باشید

23234
متن پرسش
بسم رب المهدی با سلام خدمت استاد عزیز: شما در مقاله ی پاسداشت آزادی بیان کردید، بشر کنونی خواستار آزادای است حتی اگر بروز های آن در جامعه در سطح آزادی قدسی نباشد و به همین جهت، دشمن از این خواستگاه آزادی سوءاستفاده کرد و ضد آزادی را به عنوان آزادی نمایش داد. از طرفی جامعه روز به روز دین گریز تر شده و به عبارتی زبان دین متناسب با جامعه ی کنونی نیست؛ هنوز هم همان تعبیر ها و همان روش های 30-40 سال پیش برای بیان دین از سوی تعریف کنندگان دین به گوش می رسد. حال چگونه می شود که دین را با آزادی بیان کرد؟ چگونه یا حداقل تحت چه موضوعی می توان طلب آزادی همراه با دین را در مردم زنده کرد؟ چه موضوعی حول مفهوم درست آزادی و زبان دین(زبانی که بیانگر حال امروز جامعه باشد، زبانی که جامعه پذیرای آن باشد که از نظر بنده چیزی جز آزادی نیست اما چگونه در جامعه ای که آزادی واقعی برایش تعریف نشده، دین و آزادی را با هم بیان کنیم؟) اشتراک زبان دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد در این تاریخ مصداق آزادی همان آزاداندیشی است که حضرت امام و رهبری بر آن تأکید دارند تا جایگاه سایر اندیشه‌ها و سلائق دیده شود. در همین جلسه‌ی اخیر روز چهارشنبه عرایضی در معنای درک آزادی در تاریخ پیش آمد. عنوان جلسه «باتلاق آرمان‌های کوتاه و غفلت از جریان تاریخی انقلاب اسلامی» هست. موفق باشید

23042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار پیرو پرسش 22225 مصدع اوقات شریف شدیم. سوال اول: ما پس از مطالعه و مباحثه ی کتب جوان و انتخاب بزرگ، ده نکته از معرفت النفس، خویشتن پنهان و آشتی با خدا قصد کردیم کتاب معرفت نفس و حشر را شروع کنیم ولی متاسفانه کتاب سنگینی هست و گویا روح ما آمادگی دریافت مطالب آن را ندارد. به نظر بزرگوار بعد از مطالعه و مباحثه ی کتاب معاد این آمادگی حاصل می شود؟ یا باید کتاب شرح برهان صدیقین را مطالعه کنیم؟ سوال دوم: برای آشنایی با تمدن غرب و فلسفه ی آن در مقابل تمدن اسلامی چه کتابی را پیشنهادمی کنید؟ پیشاپیش از پاسخگویی تان متشکرم!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم با اُنس با مباحث «برهان صدیقین» و پس از آن، کتاب «معاد» و شرح آن بسیاری از مطالب کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را بیابید ۲. خوب است در این مورد سری به کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و کتاب «مدرنیته و توهم» و سپس به جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» بزنید. موفق باشید

21827
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز لطفاً بفرمائید سئوال اول: با توجه به آیه 180 سوره اعراف منظور از انحراف از نام های خدا چیست؟ وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا ۖ وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ ۚ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» و خدا را نیکوترین نامهاست، بدانها خدا را بخوانید، و آنان را که در نامهای او به انحراف می‌گرایند به خود واگذارید، که به زودی کردار بدشان را مجازات خواهند دید.» سئوال دوم: آیا بالا بردن کوه طور بر بالای سر بنی اسرائیل نوعی اکراه در دین نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همچنان‌که در بحث سوره‌ی اعراف در رابطه با آیه‌ی مذکور تا حدی به صورت مفصل عرض شد، انحراف در آیه‌ی مذکور به معنایِ انحراف از نظر به حق است که به صورت نظر به اسماء الهی او نباشد. حال یا با نظر به کثرات این انحراف محقق می‌شود و یا نظر به حضرت حق بدون نظر به اسماء حسنایِ او. مثل این‌که بخواهیم صرفاً خدا را با عقلِ انتزاعی داشته باشیم، در آن صورت رجوع به خدا به معنایِ «فادعوه بها» صورت نمی‌گیرد 2- شاید در مرحله‌ی اول یک نوع تهدید و ادب‌کردن برای آن قوم که در آن حدّ منحرف شده بودند، لازم بوده است تا در مرحله‌ی بعدی، خودشان دینداری را با اختیار ادامه دهند. موفق باشید

20671
متن پرسش
سلام علیکم: خواهش می کنم نظرتان را راجع به شخصیت و طرز تفکر حجت الاسلام پناهیان بفرمایید. و همچنین نظرتان در مورد نگاه ایشان به احادیث و روایات چیست؟ با تشکر. اگر مقدور نیست که جواب را به صورت عمومی در سایت بگذارید آن را به ایمیلم ارسال بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان را یکی از فرزندان صادق و پاک انقلاب می‌دانم که با تعهد و بصیرت و به روزبودن، در صدد زنده‌نگه‌داشتنِ روح انقلاب اسلامی هستند. موفق باشید

19961
متن پرسش
با سلام خدمت استاد معظم جناب طاهرزاده: آقای طاهرزاده. یک شبهه و سوالی برام پیش اومده که داره ریشه و بنیان عقایدم رو از بین میبره. و اون اینست که از طرفی می بینم ائمه گفتند که دنیا سرای عبورکردن است و نه سرای ماندن. و یا اینکه حضرت علی در نهج البلاغه فرمودند که اگر کسی بنا بود نردبانی برای رسیدن به جاودانگی پیدا می کرد یا راهی برای دفع کردن موت از خودش، بی شک او سلیمان فرزند داوود بود چون او کسی بود که خداوند سلطنت بر جن و انس و.... را تحت تسخیرش قرار داده بود و احادیثِ دیگری در این مساله که صراحتا میگن کسی در این دنیا جاودان باقی نمی ماند و به قول قرآن کل نفس ذائقه الموت. اما آقای طاهرزاده خب قطعا در زمان ائمه علوم خیلی پیشرفت نکرده بود. اما الان علم خیلی پیشرفت کرده و همین طور هم داره پیشرفت میکنه و تحقیق کردم تو اینترنت و مقالاتی خوندم تو این زمینه، متوجه شدم که دانشمندان به این نتیجه رسیدند که جاودان ماندن و دفع مرگ از انسان غیر ممکن نیست و اگر فعالیت های علمی شان درست پیش بره انتظار دارند که حدود سی چهل سال اینده بتونن به این تکنولوژی برسند که جلوی مرگ رو بگیرن و انسان را جاودانه کنن. البته دانشمندان می گویند که در حال حاضر هم نوعی مرجان دریایی است که به دلیل فعالیت و مکانیسم پیچیده ای که دارد پس از طی کردن مراحل زندگی اش با فرایند های پیچیده ای خودش را به مرحله اول تولدش می برد و دوباره همینطور زندگی می کند و این موجود قابلیت این را دارد که تا بینهایت بار این کار را کند و تا ابد زنده بماند اما به دلیل عواملی مثل شکار شدن توسط شکارچی ها یا بیماری و... می میرد و نمی تواند جاودانه بماند. حالا آقای طاهرزاده این شبهه برام پیش اومده که اگه اینطور که این دانشمندان میگن بشه پس یعنی کلام معصومین و کلا ضروریات دین استغفرالله کشک میشه. و به صورت واضح علم بر دین غلبه پیدا می کند. ممکنه بگید خب ممکنه بتونن در انسان قابلیت جاودانه زندگی کردن را ایجاد کنند ولی خب آدم در اون صورت به وسیله بلاهای طبیعی و حوادث و.... می میرد. اما آقای طاهرزاده این شبهه برام پیش اومده که دانشمندانِ جونِوَر که تونستن انسان رو به قابلیت جاودانگی برسونن شاید بتونن راهکارهایی پیدا کنن که انسان رو از عواملی که باعث مرگ میشه، مثل حوادث و... حفظ کنند. استاد خواهش می کنم راهنمایی ام کنید که داره عقایدم سست میشه و می ترسم نعوذ بالله اعتقاداتم فاسد شه و فکر کنم علم انسان رو به همه جا میرسونه و دین در برابر علم مغلوب است. خواهشا کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شناخت نفس انسان، غیر از شناخت جسم انسان و عکس‌العمل‌هایی است که جسم از خود نشان می‌دهد. علوم تجربی در حوزه‌ی جسم انسان می‌تواند صاحب‌نظر باشد و نفس انسان یک موضوعِ مجرد است و در تفکر فلسفی مورد بحث قرار می‌گیرد به همان معنایی که جنابعالی می‌توانید در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی مربوط به آن که بر روی سایت هست، آن را دنبال کنید. در آن‌جا روشن می‌شود که نفس انسان پس از آن‌که از بدن خود به عنوان ابزار رسیدن به کمالات استفاده کرد، آن را رها می‌کند. مثل نجاری که پس از آن‌که صندلی مورد نظرش را ساخت، ارّه و چکش خود را رها می‌نماید. موفق باشید

19733
متن پرسش
سلام استاد: چرا جوابم را نمیدی؟ و ؟ خسته شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤالات را شخصی جواب می‌دهیم، باید در قسمت «اسپام»ِ ایمیل خود یا در «آل‌مایل»ِ خود دنبال جواب بگردید. موفق باشید سؤال قبلی این‌طور جواب داده شده بود: باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین رعایت سعه‌ی صدر و حوصله و رفاقت، به وقتش به او تذکر بدهید که رعایت حقوق بقیه‌ی افراد از جمله همسرشان، راهِ نظر حق به قلب‌شان را می‌گشاید. موفق باشید

17225
متن پرسش
سلام: در کتاب المیزان در تفسیر آیه ۱۷۶ سوره آل عمران علامه می فرماید: «پس معنای آیه این است که رفتار کسانی که به سوی کفر سرعت می گیرند و سرعتشان را روز به روز بیشتر می کنند تو را غمگین نسازد چون اندوه تو جز برای این نیست که می پنداری این کفار دارند با کفر خود به خدا ضرر می رسانند و حال آنکه اینطور نیست آنها به خدای تعالی هیچ ضرری نمی رسانند....» سوال من این است که آیا پیامبر نمی دانسته که کفار نمی توانند به خدا ضرر برسانند؟!! که خداوند به پیامبر می گوید ناراحت نباش؟ یا علامه نمی دانسته که پیامبر می دانسته؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور موجب تسلّی جان پیامبر می‌شود. زیرا بسیار تفاوت می‌کند که انسان بر اساس ایمان خود موضوعی را بداند، و یا این‌که حضرت حق مستقیماً خطاب به انسان مطلبی را متذکر شود. موفق باشید

نمایش چاپی