بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی. سئوال 1)در کتاب ده نکته،در نکته اول که از قول قرآن بیان شده "ما به هنگام مرگ تمام شما را میگیریم"، این سئوال پیش می آید که اگر در موقع خواب،تن ما توسط نفس نباتیمان زنده است و این همان تدبیر تعبیر شده باشد،پس خداوند تمام ما را نمیگیرد!؟ سئوال 2)در نکته پنجم انواع مرگ گفته شده.در مورد مرگ طبیعی انسانی این سئوال پیش می آید که انسان های معمر که می توانند تا چند هزار سال عمر کنند،چرا نفسشان تنشان را رها نمیکنند؟ آیا به طور کلی این بحث که موجودات تا مادامی که اثر خیر داشته باشند در این دنیا هستند با این انواع مرگ تناقض ندارد؟ سئوال 3)حدیث مفصل آورده شده در ابتدای کتاب حقیقت نوری اهل بیت را آیت الله بروجردی شدیدا رد کرده اند و اینکه حضرت امیر چنین بیانی داشتند که "ما را خدا نپندارید و هر چه میخواهید در فضل ما بگویید" را جعلی دانسته اند.علت رد کردن ایشان که عالم بزرگی بودند حقیقتا چه بوده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- در نگاه فلسفی یک نفس بیشتر نیست که بدن را تدبیر می‌کند و لذا خداوند نفس را در خواب تماماً می گیرد منتها تعلق نفس به بدن طوری است که می‌تواند بدن را از عالم برزخ تدبیر کند که در شرح ده نکته عرض شد. 2- اصل بحث آن است که بدن ابزار نفس است جهت استکمال نفس، وقتی قوه‌هایش به فعلیت رسید بدن را رها می‌کند ولی تقدیر هرکس در إزاء تبدیل قوه به فعل، به خدا مربوط است و تقدیری که حضرت حق اراده فرموده. 3- بنده چیزی در این مورد نشنیده‌ام ولی شاگرد ایشان یعنی حضرت آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» مکرراً به حدیث مذکور استناد می‌کنند. از جمله در کتاب «ادب فنای مقربان» در چند مورد به حدیث مذکور استناد کرده‌اند. موفق باشید
24160
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: بسیار گفته می شود که سال ۲۰۰۶ را مهم‌ترین سال تاریخ بشریت در طی قرون متمادی دانست. چرا که در این سال فیلمی آمد که تمام جهان و گیتی را لرزاند و از بزرگ‌ترین راز جهان پرده برداری کرد: «فیلم راز» که تشریح کننده ی یک قانون متافیزیکی به نام قانون جاذبه می باشد که بنا بر گفته ی افراد حاضر در مستند یک قانون همواره برقرار در کل عالم است مثل قانون گرانش زمین (یک سنت مطلق الهی) می باشد و تا کنون در سر تا سر جهان نتایج مثبتی به همراه داشته است اگر بخواهم اهم مفاد این مستند را در یک جمله بگویم آنست که می گوید: ۱. فکر مثبت داشتن درباره ی هر چیزی که می خواهیم بدست آوریم (اعم از ثروت و علم و سلامتی و....) مستوجب ایجاد احساسات مثبت در باره ی آن شده و باعث ارسال فرکانسی به کائنات می گردد که باعث می شود ما مطلوب خود را به سمت خود جذب کنیم. ۲. غیر ممکن است که احساسات بد داشته باشیم در حالی که فکرهای خوبی داریم. نکته ی جالب برای من آنست که امسال یک سخنرانی نیز از استاد گرانقدر جناب استاد پناهیان شنیدم با عنوان احوالات انسان در قرآن که خود استاد در این سخنرانی می فرمایند که: خداوند بسیار نسبت به حال انسان ها حساس است و تقدیر آنها را بر اساس حالشان رقم می زند. (یعنی حال خوب و حس مثبت داشتن عامل ایجاد مقدرات خوب برای انسان است) خود شما هم در چند پرسش مشابهی که در این سایت در رابطه با قانون جذب مطرح شده گفته اید که: خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «أنا عند ظنّ عبدی المؤمن» من در گمان بنده‌ی مؤمن خود هستم. انسان اگر به پروردگار خود امید داشته باشد، پروردگار او مطابق همان امیدش با او برخورد می‌کند و بدین لحاظ است که نباید انسان‌ها فکر کنند خودشان در امور خود نقش اساسی دارند و علت موفقیت خود را نگاهِ مثبت خود بدانند، بلکه نگاه مثبت آن‌ها به عالَم، اگر با مشیّت الهی هماهنگ باشد منجر به تحقق آن چیزی می‌شود که آن‌ها امید دارند که آن چیز انجام گیرد. و هم چنین بنده از لحاظ اعتقادی می دانم که همه کاره عالم خداست و حال سوال من اینجاست که از نظر شما: می توانم این مطلب را همواره صحیح دانسته و آن را یک سنت مطلق و همیشه بر قرار الهی (مثال: قانون گرانش زمین که همیشه و در همه حال عمل می کند) بدانم؟ (و در آخر عارض هستم که بنده بالغ بر یک ماه است که خودم را در گیر این قانون کرده و مشغول آزمون خطا بر روی این قانونم و با کمال شگفتی دارم نتایج مثبتی در یافت می کنم عاجزانه خواهشمندم که بر سر ما شاگردان خود منت گذاشته و اگر مایلید این مستند را برای ما بررسی تخصصی (بر اساس نص مبارک قرآن بنمایید)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مستند را ندیدم ولی به آن جمله که فرمودید فکر کنیدکه «اگر با مشیّت الهی هماهنگ باشد منجر به تحقق آن چیزی می‌شود که آن‌ها امید دارند که آن چیز انجام گیرد.» همه‌ی حرف در همین جمله است که اگر با مشیّت الهی هماهنگ باشیم، عالمِ هستی در اختیار ما قرار می‌گیرد زیرا میل خود را الهی کرده‌ایم و خداوند ما را از خود می‌داند و بخل نمی‌ورزد. موفق باشید

22351
متن پرسش
سلام‌ علیکم: ابن سینا و ملاصدرا هر دو در زمان خود به وظیفشان عمل کردند. چرا با ابن سینا نمی شود این تاریخ را ادامه داد ولی با ملاصدرا می شود و چه بسا هنوز زمانش نرسیده باشد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور حضرت حق در تاریخ، به صورتِ لبسِ بعد از لبس است، نه خلع و لبس. یعنی همواره نوری شدیدتر از نور قبلی به صحنه می‌آید و حضور ملاصدرا در تاریخی که با ملاصدرا شروع شده و هنوز ادامه دارد، حکایت از نور بیشتری از انوار الهی می‌کند و درنتیجه راهِ بشر به سوی خدا و عبور از نیهیلیسمی که می‌توان گفت در دوران جدید از دکارت شروع شد به بهترین نحو محقق خواهد شد که تا اندازه‌ای در جلسات آخر کتاب «سلوک ذیل ...» در مورد آن مطالبی عرض شد. موفق باشید 

22270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: ببخشید استاد در پاسخ به سوال شماره 22246 میتونیم بگیم که معاونت و یاری به دین خدا. انقلاب و رهبری انواع مختلفی دارد و همیشه در روشنگری های بسیار خوب امثال آقایان عباسی و رائفی پور خلاصه نمی شود باید و توجه داشت که برخی افراد مثل علامه حسن زاده آنقدر در بندگی خدا رشد کرده و صاحب نورانیت شده اند که وجودشان برکت است و طبق روایات وجود این افراد باعث رفع بلا و به طور غیرمستقیم باعث هدایت مردم و پیشبرد اهداف انقلاب می شود. البته بحث در این باب مفصل است تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. این عرض بنده صحیح است؟ ممنونم. استاد عزیز می خواهم مقایسه ای در باب ولایت مطرح شده توسط امام (ره) در بحث ولایت فقیه و ولایت مطرح شده در عرفان انجام دهم لطفا اگر مقدور است راهنمایی بفرمایید. ممنونم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این حرف خوبی است 2- ولایت فقیه یک امر حکومتی است، چه در آن، ولایتِ تکوینی جاری بشود و چه نشود. به هرحال ولیّ فقیه بر اساس تواناییِ مخصوصی که دارند حکم خدا را از متون دینی استخراج می‌کند. با این‌همه نمی‌توان در چنین بستری، ولایتِ تکوینی حضرت ربّ العالمین را نادیده گرفت. موفق باشید

21862
متن پرسش
سلام علیکم استاد: با توجه به بررسی فقط و فقط وضع دستگاه‌های انتصابی؛ بسیاری از سکوت ها و رجحان ها و منصوبات و اراده‌های ثابت و لایتغیر رهبر معظم جهت اصلاح در طی دوران زعامت ایشان، ظاهرا با عقلِ دو دو تا چهار تا سازگاری ندارد و از طرفی امکان ضعف اراده‌ و ضعف مسئولیت پذیری رهبری در احقاق آرمان‌های انقلاب و مردم را تلویحا محال می دانید(آیا اینطور است؟)؛ به نظرم تنها راهی که برای ادامه‌ی پیروی مشتاقانه و خالی از رخوتِ تاریخی، از ایشان باقی می ماند برقراری نسبتی از جنس ارادت موسی (ع) به حضرت خضر با رهبری است. آیا درست فهمیدم؟ که در بالاترین نقاط حکومت ظلمِ عیان رخ دهد و رهبری به تعبیر آقای رحیم‌پور، هیچ تقصیری نداشته باشند. کسی با جوان های به غلط بالارونده از دیوار سفارت های عربستان و انگلیس، مبادا کاری داشته باشد چون جوانان انقلابیِ رهبری اند، اما جوانان دلسوزی که حتی به غلط در همزبانی با احمدی‌نژاد ده صفحه دردنامه می نویسند، بایست سکوت رهبری را نظاره کنند و مطرودِ توجه رهبری باشند؛ باید به هر طریقی اثبات کنند که هرکس به خاطر عقیده اش تحت فشار قرار گرفته دروغ می گوید چون آزادی وجود دارد، حتی اگر خودش را تحت فشار قرار داده باشند و هرکدام از هزاران علامت سوالی که پیش آمد بگوییم «همچو موسی زیر حکم خضر رو». خواستم بگویم حال این روزهایمان خوش نیست. ما هم اگر همچنان رهبری را خضر گونه دنبال کنیم و بر روند فعلی ایشان صبر کنیم، از آحاد مردم بعید به نظر می رسد. ما که با بحث‌هایتان زندگی می کردیم حالمان این است، مردم که هرچه بگویند حق دارند. به یاد دارم در دیدار دانشجویی ماه رمضان پارسال تمام تشکل ها غیر از جامعه اسلامی از شورای نگهبان انتقاد کردند که البته رهبری پاسخگو نبودند؛ این یعنی مطالبه ها و توقعات از آن همه ارگانِ تحت نظر رهبری کمتر از دولت نیست که صد البته بیشتر است، اما دریغ از کوچکترین تحول معنادار. خودتان در اعتکاف پارسال فرمودید که گاهی سوالات و شبهات لاینحلی در خصوص این مسائل می شنوم که بجز ارادت به رهبری قابل هضم نیست. لطفا توضیح دهید این چگونه نسبتی است که با رهبری برقرار می کنید که غیر از مقام خضری، برایم توجیه دیگری ندارد. باسپاس فراوان بابت توجهتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایط بسیار حساس و سختی قرار داریم. اولاً: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 21717 شده است خوب است به آن نظر فرمایید. ثانیاً: شاید بنده به جهت سابقه‌ای که در امور اجرایی داشته‌ام و با نظر به تنگناهای تاریخی که گرفتارش هستیم؛ فکر می‌کنم رهبر انقلاب به بهترین نحو در تلاشند تا این ملت را از انبوه مشکلات تاریخی عبور دهند و از این جهت بنده حکمت خاصی در ایشان می‌بینم. عرایضی در جلسه‌ی اخیر شرح کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» تحت عنوان «راه کسب معرفت و بصیرت در این تاریخ» شده است، شاید نسبت به زمانه‌ای که در آن هستیم، متذکر معرفت و بصیرت لازم بشود. موفق باشید

21632
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: ۱. ببخشید آیا خون نواصب و دشمن اهل بیت حلال است؟ کجای دین آورده که ما می توانیم به جان افراد مالک باشیم و به راحتی حکم به قتل آنها بدهیم؟ ۲. آیا حدیثی داریم که صراحتا ائمه امر به کشتن نواصب کرده باشند؟ ۳. اگر حکم الهی است پس چطور وقتی فردی نزد امام دوم شیعیان می آید به ایشان و پدر ایشان توهین می کند ولی ایشان با رفتار نیکو با آن شخص برخورد می کنند؟ پس ایشان بر اساس حکم الهی عمل نکردند؟ مگر قتلشان واجب نیست؟ وظیفه ما در قبال نواصب چیست؟ ۴. لو سلمنا که این حکم صحیح باشد. ملاک دقیق برای ناصبی بودن چیست؟ آیا نباید تفاوتی بین توهین به ائمه و استخفاف ائمه قائل شد؟ مثلا کسی به أئمه توهین نمی کند ولی مقام آنها را کوچک می شمارد و می گوید هر چه آنها گفتند دروغ است مثلا یا مثلا آنها را با اسم کوچک صدا می کند بخاطر استخفاف مقامشان، این فرد هم زیر مجموعه تعریفی که فقها از ناصبی بیان کردند حساب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که جریان نواصب یک جریان سیاسی برای مقابله با موجودیتِ اسلام بوده است. به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذي أُنْزِلَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» (72)/آل‌عمران) طایفه‌ای از اهل کتاب با نقشه ابتدای روز ادعا می‌کنند ما ایمان آوردیم و بعد در آخر روز می‌گویند بررسی کردیم دیدیم دین اسلام چیزی ندارد و به صورتی مرموزانه به نقشه‌ی خود شکل علمی می‌دهند مثل کاری که سلمان رشدی کرد که این عملاً مقابله با اسلام و موجدیت نظام اسلامی است و به عنوان یک نوع مبارزه با اسلام، این نقشه را می‌کشند و این غیر از آن است که یک کسی از سر عصبانیت یا از سر جهالت، نبوتِ نبیّ و یا حقانیت شریعت را منکر شود. این افراد حکم‌شان مسلّم حکمی نیست که برای امثال سلمان رشدی هست. آری! بوده‌اند کسانی که با توطئه سعی داشتند تشکیلات تشیع را در زمان ائمه به مشکل بیندازند و جریان وکالت را با خطر روبه‌رو کنند که امام دستور قتل آن‌ها را می‌دادند. موفق باشید

21278
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و احترام خدمت استاد! می بخشید این نظریه درسته که در مورد سیاست ما قائل به پلورالیزم بشویم و طبق این مبنا بگوییم هم هاشمی رفسنجانی درست می گوید و هم مقام معظم رهبری؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر با اهداف متعالیِ انقلاب اسلامی افراد را بسنجیم، اشخاصی مثل آقای هاشمی بیرون از گود قرار می‌گیرند. انقلاب اسلامی به آن معنایی که برای تحقق آرمان آن تا آن‌جا باید جلو رفت که حضرت امام درباره‌اش می‌فرمایند: «مگر بيش‏ از اين است كه فرزندان عزيز اسلامِ ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبه‏ هاى دار مى‏ روند؟ مگر بيش‏ از اين است كه زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته مى‏ شوند؟ بگذار دنياى پست ماديت با ما چنين كند ولى ما به وظيفه‏ ى اسلامى خود عمل كنيم.» موفق باشید

20907
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در سوال 20670 ، پرسیده شده است که «چگونه از محدود بودن یک موجود، بالعرض بودن وجودش نتیجه گرفته می شود؟ آیا ممکن نیست یک وجود مقید، همان وجود مقیدش را از خود داشته باشد؟» و در پاسخ فرموده اید که «هر وجودی که عین وجود نیست، نمی‌شود وجودش از خودش باشد چون عین وجود نیست.» در این پاسخ، به نظر می رسد ایرادی هست. یعنی الف ممکن نیست ب باشد، چون الف است. در حالی که اصل سوال این بوده که چرا الف نمی تواند ب باشد؟ در واقع ربط «بالذات و یا بالعرض بودن وجود یک موجود» و «کامل (نامحدود) و یا ناقص (محدود)» بودن یک موجود، حداقل برای بنده چندان بدیهی نیست. یعنی موجودی را تصور کنید که عین وجود نیست، و ناقص است، اما آن وجود محدود را از خودش دارد، و بضاعتش همین قدر بوده است. چرا غیر ممکن است موجودی که ذره ای عدم در او راه یافته، وجودش را از خودش داشته باشد. مثل این که بگوییم یک موجود، وجودش را از چندین موجود دیگر دارد، که یکی از این چند موجود خودش است، بنابراین قسمتی از وجودش از خودش است و قسمتی دیگر (و همچنین نقصش) از دیگری یا دیگران است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چطور موجودی که وجودش محدود است، آن وجودِ محدود را از خود دارد؛ در حالی‌که لازمه‌ی محدودیت، معلولیت است و اگر آن موجود، معلولِ موجود دیگری نبود و ذاتش به اعتبار آن‌که وجودش از خودش است عین وجود بود، دیگر جایی برای غیر وجود نمی‌ماند. در حالی‌که محدودیت به این معناست که جایی برای غیرِ آن موجود هم در صحنه باشد. موفق باشید

20366
متن پرسش
بازخوانی هویت دینی و ملی سلام علیکم: جواب جنابعالی را دریافت کردم. بنده هم با نظر شریفتان موافق هستم و بدانید مطالعات خود را سالهاست آغاز کرده ام و اکنون دریافته ام برای رسیدن به نتیجه باید رویکرد خود را عوض کنم و هویت (اسلامی، انقلابی و ملی) خود را در مطالعاتم طلب کنم. بدانید گرچه فعلا آمادگی روحی و فکری در خود برای مواجه با ساحت کبیر تفسیر المیزان را نمی بینم ولی مطالعات هویتی دارم و در خلال آنها سوالاتم را مطرح می کنم. سوال اول: گرچه ما به عدالت پروردگار خود معترفیم ولی می بینیم هر پنج پیامبر اولوالعزم الهی در منطقه خاور میانه ظهور کرده اند. آیا این موضوع با عدالت جغرافیایی پروردگار در تناقض نیست؟ هر چند خداوند در قرآن می فرمایند ما برای هر قومی پیامبری است (یونس 47) ولی چرا باید مردم بین النهرین و در واقع خاور میانه این مزیت را داشته باشند که هر پنج پیامبر صاحب شریعت در این منطقه ظهور کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد تاریخی حکایت از آن دارد که منطقه‌ی تمدنی بشر در همین منطقه‌ی خاور میانه بوده است و بدین لحاظ پیامبران اولعزم که باید طرح جهانی در راستای زندگی توحیدی داشته باشند، در این منطقه ظهور کرده‌اند. ولی این بدین معنا نیست که 124 هزار پیامبر در مناطق دیگر نبوده باشند. آری! قرآن نام پیامبرانی را می‌برد که در آن محیط و آن شرایط، قابل تحقیق بوده‌اند، وگرنه حضرت حق به حکم اسم هادی خود، همه‌ی بشریت را هدایت کرده‌ است. موفق باشید

19533
متن پرسش
به نام خدا سلام و رحمت الله. طاعات قبول و التماس دعا. ببخشید استاد من خدا رو شکر در زمینه ولایت فقیه مطالعه کرده و این مساله برایم کاملا حل شده است سوالی که اخیرا برایم پیش آمده در مورد مدل حکومتی ای است که حضرت امام (ره) ایجاد فرمودند یعنی جمهوری اسلامی آیا در حکومت امیرمؤمنان سلام الله هم اینچنین نقش مردم و انتخابات پررنگ بوده است؟ تاریخ این چنین به ما نمی گوید خود حضرت سلام الله بعد از تشکیل حکومت به نقاط مختلف والی می فرستادند آیا زمانه ایجاب کرده است که حضرت امام (ره) انتخاب را به جای انتصاب قرار دهند و سرنوشت نظام اسلامی را در گرو انتخاب مردم قرار دهند یا اصل اینچنین است که اگر اصل این است آیا در حکومت امام علی سلام الله هم همینطور بوده؟ بسیار ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان حضرت علی«علیه‌السلام» هم شرط مشروعیت حاکمیت، بیعت بود. و به همین جهت حضرت علی«علیه‌السلام» به مردم فرمودند حکومت از آن شماست، به هرکس می‌خواهید بدهید. لذا صورت امروزینِ بیعت، همان انتخابات است. موفق باشید

19478
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار اوقاتتون خوش و طاعات و عباداتتون مورد قبول پروردگار یکتا: استاد مدتی از اینکه احساس حضور و ذکر قلبی ام کم شده بود خیلی گلایه و شکایت داشتم تا اینکه خدا رو شکر در این ماه رمضون بهتر شده اما مدام این وسوسه میاد سراغم که این حالت موقتی هست و چون لطف خداوند در این ماه خاص هست و شیاطین در غل و زنجیر هستن این حال و پیدا کردی و بعد از ماه رمضون بازم میشی همون و حالت هم به حال سابق برمیگرده، این وسوسه بنده رو آزار میده و خیلی ترس دارم از اینکه این حال و از دست بدم، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. یا علی و التماس دعا استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قضیه تا آخر همین است که گاهی انسان در «قبض» است و گاهی در «بسط». به گفته‌ی مولوی:

ای برادر عقل یک‌دم با خود آر

دمبدم در تو خزان است و بهار

عمده آن است که بدانیم در حال بسطِ بهاری شکر پیشه کنیم و در حالت بسطِ پاییزی صبر. موفق باشید

16132
متن پرسش
سلام استاد جان: خوبید؟ استاد گرانقدر در خصوص معصومیت انبیا و رسل آیا این در خصوص تمام انبیا و اولیا است؟ چرا اگر اینگونه است حضرت موسی علیه السلام دچار قتل نفس شد و بعد می ترسید وارد آن قوم شود؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عصمت در مورد همه‌ی انبیاء صدق می‌کند، مشروط بر آن‌که موضوع را درست دنبال کنیم. به عنوان مثال قرآن در مورد برخوردحضرت موسی با آن قبطی مستکبر که تلاش داشت آن بنی‌اسرائیلیِ مستضعف را اذیت کند، حضرت برای دفع تجاوز او فقط یک کف دست به او زدند و اتفاقاً مُرد. و این به معنای آن نیست که حضرت، اراده‌ی کشتن او را داشته باشند و از آن طرف چون حضرت می‌دانستند در هیئت حاکمه، ایشان را به عنوان قاتل قلمداد کرده‌اند، به حضرت حق عرض کردند چنین شرایطی برای من در مصر هست. و حضرت حق گفتند آن‌چه گفتند. برای مطالعه‌ی بیشتر این موضوع، به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» به قسمت «ضرورت عصمت انبیاء» ص 28 رجوع فرمایید. موفق باشید

15299

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
موضوع:‌ پديده احمدي نژاد چنان چه شهامت داريد سوال و پاسخ خودتان را درج نماييد. سوال من از حضرتعالي اينست كه كساني از بلند پايه ترين مقامات آمدند و از احمدي نژاد حمايت كردند. در مقابل بي خردي هايش سكوت كردند. چنان بر سر مملكت آمد كه در دوران جنگ هم نيامده بود. هفتصد ميليارد پول نفت گم شد. اختلاس آن چناني صورت گرفت. معاون اول به زندان رفت. كشور به روز سياه نشانده شد و.... آيا روز قيامت اين افراد نبايد جواب بدند كه چقدر خانواده ها كه در اثر بي تدبيري و گراني كالا و اعتياد متلاشي شدند. اخلاق سقوط كرد جوانان از دين زده شدند. تفرقه و دودستگي بين مردم افتاد. آن وقت آدمهايي مثل شما كه عرفان درس مي دهند حمايت مي كنيد و عده اي را مثل آقاي مصباح كه از همين احمدي نژاد حمايت كرد تقديس مي كنيد. واقعا استاد از شما كه زماني الگوي ما بودي بعيده!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بهتر است در قضاوت، این‌چنین به صراحت عجله نکنید. این احتمال را بدهید که موضوعات، غیر از این‌ها باشد. شاید پس از آزمون و خطاهایی به این‌جا برسید که آقای احمدی‌نژاد نشان داد این انقلاب ظرفیت‌هایی دارد که تنها با آن روحیه ظهور می‌کند و کشور از انجمادِ تاریخی‌اش نجات می‌یابد. البته این بدان معنا نیست که باید آقای احمدی‌نژاد برگردد و رئیس جمهور شود، بلکه بدین معنا است که آقای احمدی‌‌نژاد یک اشاره‌ای بود به ما و به تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شد. فکر نمی‌کنید دفاعِ تمام‌قد و به صورت خاصِ مقام معظم رهبری تا آن‌جا که فرمودند: «من در مواردِ گوناگون با آقای هاشمی اختلاف نظر دارم و به آقای رئیس جمهور - آقای احمدی‌نژاد - نزدیک‌ترم»؛ نکته‌هایی برای ما و آیندگان دارد؟!! موفق باشید  

14850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: احساس می کنم در مواجهه با دیگران تعادل ذهنی خودم رو از دست دادم و برای درس خواندن تمرکز کافی را ندارم ممنون میشم نظرتونو ببینم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک می‌کند. کتاب بر روی سایت است. موفق باشید

14717
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فرزانه و فاضل روش احراقی عرفا که برای رفع رذایل اخلاقی منیت سوزانده می شود چگونه است؟ آیا اینگونه است که در این روش فقط مباحث معرفت نفسی و توحیدی بیان می شود؟ آیا اینگونه است که مورد به مورد برای رفع هر رذیله اخلاقی راهکار جدا داه نمی شود و برای دفع تمام رذایل مطالب معرفت نفسی و توحیدی بیان می شود؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر گفتنی بود که روش احراقی نبود!! «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس». رسالة الولایة علامه طباطبایی متذکر این راه است. موفق باشید

14638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فرزانه لطفا بفرمایید برای یک طلبه خدمت به دیگران ثوابش بیشتر است یا مطالعه؟ البته منظورم این است که که به کدام یک باید بیشتر عمل کرذ؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلِ کار طلبه درس خواندن است. هر کار مستحب دیگری که او را از این کار باز دارد و دروس او ملکه ی او نگردد، خدمت به اسلام که بعداً برای او و برای جامعه برکات زیادی دارد، مختل می شود. موفق باشید

13990
متن پرسش
سلام و احترام استاد مهربان: آثارتان بیشتر معرفتی و عقیدتی است و کمتر اخلاقی هست. آیا علتش آن است که آثار معرفتی و عقیدتی شما ما را از مطالب اخلاقی بی نیاز می کند؟ چو صد آید نود هم پیش ما است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد وقتی قلب نظر به خدا کرد موانع اُنس را که در اخلاق بدان رذائل گویند و موجب حجاب بین قلب و حضرت حق می‌شود؛ می‌شناسد. موفق باشید

9433
متن پرسش
سلام علیکم: آیا لغاتی مانند طوبی و زقوم که نازله حقیقتشان در مقام لفظ است، اعتباری اند یا نه؟ مثلا امکان داشت به جای لغت طوبی، لغت دیگری (مثل جحیم) در قرآن به کار برده شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر لغتی و هر لفظی اعتباری است و خداوند در قالب الفاظی که بشر اعتبار کرده حرف خود را می‌زند منتها آنچنان با قدرت خود آن الفاظ را به صورت جمله یعنی آیه و سپس به صورت سوره در می‌آورد و شکل می‌دهد که می‌فرماید: «وَ إِنْ کُنْتُمْ فی‏ رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ»، و اگر در باره‌ی آنچه بر بنده‌ی خود[ پیامبر] نازل کرده‏ایم شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را - غیر خدا - براى این کار، فرا خوانید اگر راست مى‏گویید! موفق باشید
9332
متن پرسش
سلام علیکم: 1) اینکه خداوند میفرماید ما یک اراده بیشتر نکرده ایم، به این معنا است که بنده که الان دارم این سوال را مینویسم، خداوند تحقق این را، روز خلقت عالم ارده کرده بود و میدانست در فلان سال و فلان ساعت شخصی این سوال را برای شما میفرستد و این را اراده کرد؟! 2) اگر خدا اراده های متفاوت داشته باشد، مشکلی بوجود میآید؟ با تشکر
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که متوجه شده‌اید. خداوند با یک اراده همه‌ی عالم را خلق کرد و عالم طوری است که تا مرحله‌ی اول آن ظهور نکند، زمینه‌ برای ظهور مرحله‌ی بعدی فراهم نمی‌شود ولی برای خداوند که عین کمال است معنا نمی‌دهد تغییر حالت دهد و اراده‌های متقاوت بکند. آری چون مخلوق او عین ربط به اوست همواره در حال همان یک اراده است نه این‌که مخلوق را خلق کرده و فعلاً در حال استراحت می‌باشد. اراده حق از ذات او جدا نیست. موفق باشید
7406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. شما خودتان چه برداشتی دارید از پاسخ حضرت ابراهیم علیه السلام که ابتدا نگاه به نجوم کردند و بعد پاسخ دادند من بیمارم فنظر نظره فی النجوم فقال انی سقیم؟.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید حضرت خواسته باشند با طرح موضوعی مبهم با آن‌ها همراهی نکنند و برنامه‌ی خود را که شکستن بت‌ها بود، اجرا نمایند. موفق باشید
6422
متن پرسش
با سلام آیا حضرت علی(ع)سرانجام با دومی بیعت کردند؟در چه منابعی این مطلب آمده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نمی‌شود امام معصوم با خلیفه‌ی غاصب خلافت به اختیار خود بیعت کنند. موفق باشید
3697
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام استاد.عذر میخوام که با سوالاتم وقت شما را میگیرم. در صوت جلسات ده نکته از معرفت نفس شما میگویید: مرگ طبیعی انسانی و حیوانی: مگراین دو بعد دارای کمال هست که نفس بعد از رسیدن به مقصودش آن را رها کند؟ مثلا یک فرد کاملا پاک طینت چرا نفسش تن اورا چند هزار سال زنده نگه نمیدارد تا هر روز و هر روز به خدا نزدیک تر شود؟(اصلا اگر کمال باشد که باید تا قیامت زنده باشد چون همیشه نزدیک تر شدن امکان دارد)یا در مورد مرگ طبیعی حیوانی هم همینطور! در مورد بحث اینکه نفس آینده نگر است : اول اینکه بحث اینکه مژه هایش و.. را میسازد! پس ژنتیک این وسط چه میشود؟یعنی بحث ژن ها و... چه دخلی دارند؟و دوم اینکه چرا نفس تن خود را پایدار تر تشکیل نمیدهد؟مثلا با آینده نگری بفهمد فلان عضوش ممکن است در شرایط آلودگی های کنونی جهان زودتر خراب شود و آن را کاملا پایدار بسازد!یا مدلی دیگر بسازد!مگر آینده نگر نیست؟آیا این نشان از این ندارد که تن بر اساس ژنتیک ساخته میشود و روح فقط در آن دمیده میشود و نقشی در ساختن تنش ندارد؟ مورد سوم اینکه : شما میگویید نفس مایوس میشود، نفس که مجرد است و زمان و مکان نمیشناسد چرا این آینده نگری و بی نتیجه بودنش در کمال را همان ابتدای جوانی متوجه نشد؟و آن موقع ترک کردنش را عملی نکرد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر نفسی دارای قوه‌های محدودی در جنبه‌ی انسانی یا حیوانی است. در هرکدام از مسیرها که قرار گرفت وقتی مابالقوه‌های آن به فعلیت رسید بدن را رها می‌کند 2- ژنتیک ربطی به ساختن بدن ندارد ما در مباحث فیزیولوژیک به تجربه می‌بینیم که سلول‌های جنینی هر دم آمادگی خاصی برای دمیدن روح خاصی را دارند و همچنان این آمادگی ادامه می‌یابد تا شرایط نفخه‌ی روح انسانی در آن دمیده شود. ژنتیک مثل بستری است که روحِ دمیده‌شده در آن بستر حالات خاصی به خود می‌گیرد 3- نفس ناطقه بر اساس نظام عالم ماده و ظرفیتی که عالم ماده دارد می‌تواند بدن خود را بسازد و مدیریت کند با توجه به این امر نمی‌تواند بدنی بسازد که خراب نشود چون عالم ماده چنین ظرفیتی را ندارد 4- نفس در شرایط مختلف سعی می‌کند از ابزارها استفاده کند تا مابالقوه‌ی خود را به فعلیت در آورد بر این اساس به زودی مأیوس نمی‌شود چون امکاناتی را می‌شناسد که امکان استفاده از آن‌ها را تجربه نکرده است. آینده‌نگری او در امور کلی غیر از استفاده از امکاناتی است که هنوز تجربه نکرده. موفق باشید
2093
متن پرسش
سلام علیکم 1- در کتاب معرفت النفس گفتید که زن و مرد بودن مربوط به تن است نه من پس تفاوتهای انها مثل احساساتی بودن زن اقتدار مرد و نیازهای روحی متفاوت آنها مربوط به کجاست؟2-هنگام خواب گاهی انسان اراده میکند که بخوابد و خوابش میبرد پس این چه جان گرفتنی است؟3-نظر کردن یعنی چه؟ و فرقش با نگاه کردن چیست؟4-فرق عقل عملی و عقل نظری چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ از آن‌جایی که هر کس بدون بدنش خودش است و بدن انسان زن یا مرد است،‌ پس زن و مرد بودن مربوط به بدن است اما این بدین معنی نیست که روح او گرایشی به زن بودن و یا مرد بودن نداشته. از آن‌جایی که روح او بدنی را برای خود شکل داده که یا زن و یا مرد است پس از این جهت نمی‌توان گفت که روح زن و مرد نسبت به هر بدنی بی‌تفاوت است که در کتاب «خویشتن پنهان» به این نکته اشاره شده. 2ـ انسان اراده می‌کند که بخوابد و دراز می‌کشد تا زمینه‌ی خوابیدن را فراهم کند و از این به بعد نفس انسان از طریق عالم بالا جذب می‌شود، زیرا اگر در این حالت هم اراده‌ای داشته باشد، هنوز بیدار است. 3ـ نظر کردن در این نوع مباحث مربوط به توجه قلب است به موضوعاتی که به صورت وجودی می‌خواهیم مورد توجه قراردهیم. 4ـ عقل نظری توجه به هست‌ها و نیست‌ها دارد و عقل عملی نظر به باید‌ها ونباید‌ها دارد. مفصل آن‌را باید در کتاب‌های فلسفی بخوانید. موفق باشید.
1337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی نظر شما در مورد کتابهای "غورباغه را قورت بده""چه کسی پنیر مرا برداشت""مدیریت زمان"" و ... از نویسندگانی به نام برایان ترسی و آنتونی رابینز و ... (که بیشتر در جهت بدست آوردن مال ، ثروت ، مدرک ، مقام و ... میباشد) چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به سوال شماره: 1275 رجوع فرمائیدموفق باشید
24835
متن پرسش
سلام علیکم: نظر مبارک تون در مورد مطلب ذیل چیست؟ آقای شبیری زنجانی همین طور که فرمودید در سند شناسی قهارند، تشخیصِ قائلِ ذیلِ دعایِ عرفه آیت الله سید موسی شبیری زنجانی: شناخت متن حديث و اینکه از عبارات يك متن بتوان آن را به معصوم علیه السلام استناد داد، كار بسیار مشكلى است و شخصى مثل مرحوم مجلسى مى تواند در اين ميدان اظهار نظر كند.  آقاى خمينى چون با عرفان سر و كار داشت و مضامين ذيل دعاى عرفه را بلند و والا يافته بود، معتقد بود كه اين ذيل حتماً از حضرت سيدالشهداء علیه السلام است و می فرمود اگر غیر معصوم بخواهد چنین دعائی را انشاء کند چانه اش می چلّد! ولى بعداً معلوم شد كه اين ذيل از منشآت ابن عطاءالله اسكندرانى از بزرگان صوفيه در قرن هفتم و اوائل قرن هشتم است كه شروح بسيارى بر كتابش نوشته‌اند. اين را مرحوم جلال همايى در مولوى نامه‌اش تذكّر داده است. مرحوم مجلسى در بحارالأنوار تصريح كرده است كه اين عبارات از امامان نيست و با نوشته هاى صوفيه مسانخ است. البته مجلسى اطلاع نداشت كه قائل اين عبارات كيست ولى آن را از صوفيه مى دانست. جرعه ای از دریا، ج۳، ص۲۵۶
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان این امر هستم. حتی شرح آن‌ها را هم با همان عنوان دارم ولی آن‌چه را نباید از آن غفلت کرد، ارتباطِ عرفای مصر با فاطمیون هست که بر معارف اهل‌البیت تأکید داشته‌اند و از این جهت باید نظر عزیزانی که آن قسمت از دعا را به امام حسین «علیه‌السلام» منسوب می‌کنند؛ مدّ نظر قرار داد زیرا در هر حال معارفی در آن قسمت از دعا هست که نمی‌شود منشأ آن جز ائمه باشند. آیت اللّه جوادی نیز نکاتی در قسمت آخر دعای عرفه و تأیید آن در منسوب‌بودنش به امام دارند. موفق باشید

نمایش چاپی