بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بنده آن مزاحم و آزاردهنده جنابعالی هستم که دو بار از جنابتان سئوال پرسیدم اما جوابی نشنیدم و به تبع آن از کاربران گله فراوان کردید! استاد بنده وقتی که پاسختان را در آرشیو پرسش و پاسخ دیدم سریعا از مختصص نرم افزار این مشکل را جویا شدم و عدم دریافت ایمیل هایم را پیگیری کردم که ایشون گفت بعضی از ایمیل ها به دلیل مسائل امنیتی در جایی به نام bulk milارسال می شوند که متاسفانه بنده چنین مطلبی را اصلانمی دانستم و باعث متکدر شدن خاطر مبارک تان شدم، لذا خوب است که کاربران دیگر هم این نکته را بدانند تا دیگر چنین مشکلی پیش نیاید و سبب آزار و اذیت حضرتعالی نشویم. استاد حلالم کنید، ببخشید واقعا!!! اما در مورد اصل سئوال و پاسخ جنابتان ان شاءالله ایمیل دیگری خدمت مبارکتان ارسال می نمایم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: من که قابل این حرف‌ها نیستم. عرض بنده آن است که کاربران عزیز کاری نکنند که بنده مجبور شوم یک سؤال را چند بار جواب دهم. موفق باشید

17830
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: این که جنابعالی مکررا در آثارتان فرمودیدکه نظام سازی بر اساس حکم الهی با قوانین یا بخش نامه صورت نمی گیرد چند سئوال از محضر مبارک دارم. 1. اگر با بخش نامه یا قوانین نظام سازی صورت نمی پذیرد پس با چه ابزاری صورت می گیرد؟ 2. بنده قبول دارم که با بخش نامه صورت نمی گیرد ولی وقتی دولت ما با تقدیم لایحه ای که مبتنی بر احکام قرآنی است به مجلس آن را تصویب کرد و به قانون تبدیل شد پس عملا می شود با قانون نظام سازی کرد؟ 3. مقصود از دولت اسلامی چیست؟ 4. البته الان که بیشتر فکر کردم می شود با بخش نامه هم کار را شروع کرد. فرض کنید وزیر علوم آیین نامه ی تدوین کند که منابع آموزشی و تربیتی ما تماما منبطق با شریعت الهی باشد، نظر مبارک چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید روح یک ملت متوجه آن امر بشود 2- اگر روح مردم آماده شده باشد و قوانین را در راستای معنایِ زندگی خود بفهمند، قوانین در مناسبات جامعه سریان می‌یابد 3- حتماً وزیر علوم باید این کار را بکند ولی لازم است به بستر سریان‌یافتنِ آن نیز فکر کرد. خوب است در این مورد به مقاله‌ی «نسبت‌ها و تمایزات «انقلاب اسلامی» با «دولت اسلامی» توجه شود. موفق باشید

15492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: انسان ضمن رعایت حدود الهی برای تقرب الی الله و نایل شدن به مقامات عرفانی چه اقدامات یا بسترسازی های را باید در وجود خویش صورت دهد تا «سریع تر» و «بیشتر» به او کمالات و مقامات دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش معرفت نفس روش قابل اعتمادی است. اگر بعد از مباحث ده نکته و برهان صدیقین به «رسالة الولایة» رجوع فرمایید، إن‌شاءاللّه نتایج خوبی خواهید گرفت. هر سه بحث، همراه با شرح صوتی آن بر روی سایت هست. موفق باشید

15471

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد می بخشید شما واقعا خودتون به سوالات جواب میدید. آخه من دو سوال پرسیدم یکیش جواب داده شده. کد سوال 15446
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خودم جواب سؤال‌ها را می‌دهم و در جواب سؤال مذکور عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده علم تعبیر خواب ندارم. هرچه هست تنها در محدوده‌ی وظیفه‌ی شرعی حرکت کنید و متذکر شعر مولوی باشید که می‌فرماید: «همچو موری اندر این خرمن خوشم / که فزون از خویش، باری می‌کشم». احتمالاً ایمیل‌تان مشکل دارد. موفق باشید

14491
متن پرسش
سلام عليکم: آيه 46 سوره سبا قسمت اول و قسمت دوم «مثنی و فردی» منظور باطنی چيست؟ آيه 78 و 79 سوره ص «يوم الدين» و «يوم يبعثون» چه فرقی دارد؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی 46 سوره‌ی سبأ می‌فرماید: در راستای حرکت توحیدی اگر بتوانید با داشتن همراه، سلوک خود را ادامه دهید ولی اگر نشد، تنهایی این کار را بکنید 2- در «یوم الدین» نظر به اصل قیامت دارد و در «یوم یبعثون» نظر به زمانی دارد که انسان‌ها آماده‌ی حساب می‌شوند. موفق باشید

14287
متن پرسش
سلام استاد: شما ناراحت می شوید کسی مثل من زیاد از شما سوال می کند؟ وقتتان را می گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سؤالات کاربران محترم سؤالات علمی و عقیدتی باشد که با روحیه‌ی معلمی و تخصص بنده هماهنگی داشته باشد؛ هزار سؤال هم که بشود برای بنده مغتنم است. مشکل مربوط به کاربرانی است که از بنده انتظار مشاوره دارند و به جای سؤال جدّی، درد و دل می‌کنند. موفق باشید

13579
متن پرسش
با سلام: استاد محترم، وظیفه شیعه در دهه اول محرم طبق سخنان امام رضا (ع) به ابن شبیب عزاداری برای امام حسین (ع) است ولی با توجه به نیاز به تدارکات در مراسمات و برقراری نظم اینگونه جلسات و... عمدتا توفیق عزاداری از بنده صلب شده است. لطفا راهنمایی فرمائید تا از قافله عزاداران حسینی عقب نمانیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تلاش‌های جنابعالی در بستر تحقق عزاداری واقعی و ارائه‌ی معارف حقه‌ی اهل‌البیت توسط سخنرانان باشد، ثواب کار شما کم‌تر از عزاداری نیست. ولی اگر تلاش شما در بستر پذیرایی‌های غیر مفید مثل شام‌دادن به عزاداران است، بهتر است که این‌کار را نکنید. موفق باشید

12575
متن پرسش
با سلام و احترام: بنده با مطالعه ی کتب شما الحمدلله تا حدودی در خصوص اینکه غرب حجاب ظلمانی خاصی به بشریت عرضه کرده و خیلی هم استحقاق حلوا حلوا کردن ندارد مطالبی به دست آوردم ولی یک فردی به من گفت همان نویسنده ی محترم اگر (خدای نکرده) شبی احساس قلب درد کنند ابتدا با تکنولوژی غربی (تلفن) تماس می گیرند با اورژانس و سپس با همان تکنولوژی غربی (آمبولانس) به بیمارستان منتقل شده و دوباره با همان تکنولوژی غربی تحت عمل جراحی قرار می گیرند و... و ایشان نتیجه گرفت راه غرب خدمت به بشریت است و اتفاقا تا کسی نفس نداشته باشد نمی تواند ابداعات و مصنوعات به آن منظمی بسازد. البته ظالم و مستکبر نیز که تکلیفش معلوم است. بنده ماندم چه جوابی به ایشان بگویم هرچند قلبا مطالب شما را پذیرفته ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در همان کتاب‌های مربوط به نقد غرب این تذکر داده شده است که ما در شرایطی نیستیم که از گرفتاری‌هایی که تکنولوژی برای ما ایجاد کرده است، خود را آزاد کنیم. عمده آن است که متوجه باشیم این تکنولوژی نسبت ما را با طبیعت به‌هم زده است و مسلّم در این راستا آن نوع زندگی که ما می‌توانستیم بدون این تکنولوژی داشته باشیم را، دیگر نداریم. آری اگر بنا است به خاطر تکنولوژی فاصله‌ها زیاد باشد و بیماری‌ها از جمله بیماری قلب به روش غربی و با جراحی‌هایی که غرب در تصرف در بدن به میدان آورده است، استفاده کنیم حتماً همان آمبولانس را می خواهیم با همه‌ی تجهیزات. اما آیا نمی‌توانستیم به روش طبّ سنتی و در بستر رشددادنِ تدبیر نفس ناطقه اگر قلب‌مان قابل درمان بود، درمان کنیم؟ و اگر هم نفس بنای درمان‌کردنِ قلب را نداشت، شرایط را فراهم کنیم تا با آرامش کامل بدن را ترک کند؟ این‌ها مباحثی است که در مجموعه‌ کتاب‌های نقد غرب و کتاب «هنر مردن» به آن پرداخته شده است. موفق باشید

10518
متن پرسش
چرا حضرت عباس با دیگر برادرانشان تفاوت دارند؟ با اینکه پدر هر چهار نفرشان امام علی (ع) و مادرشان ام البنین بود و شیوه تربیتی یکی بوده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آن حضرت زندگی خود را به آن وسعتی که مدّ نظر خود داشت شکل داد. تربیت، زمینه است، خود انسان باید آرمان‌های زندگی خود را متعالی انتخاب کند. موفق باشید
6699
متن پرسش
سلام می خواستم بدانم نیاز مهم امروزه فلسفه های مضاف بیشتر از فلسفه نیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کدام دیگری را نفی نمی‌کند. باز در نگاه به فلسفه سایر علوم نگاه فلسفی است که کار ساز است.موفق باشید
4064
متن پرسش
باعرض سلام ما در روایات و در تاریخ در مورد برخی از ائمه علیهم السلام داریم که از لحاظ جسمی دارای شرایط خاصی بوده اند مثلا حضرت باقر سلام الله علیه که ایشان بسیار چاق بودند که حتی برخی برای کمک به ایشان زیر بازوان مبارک حضرت را میگرفتند و یا... آیا با توجه به اینکه جسم انسان مرتبه ای از وجود او و نفس او میباشد نباید ایشان در بهترین شکل و حالت جسمانی قرارداشته باشند و آیا این موارد اینچنینی العیاذ بالله برای ایشان نقص به شمار نمی آید باتوجه به اینکه حضرت عالی فرموده بودید که خداوند تبارک و تعالی پیامبرش را از ساده ترین مسایلی که مردم آن را بد بپندارند مبرا کرده تا هدایت به طور تمام و کمال انجام شود آیا این فقط شامل نبی به جهت مقام اجمال ایشان است و در مقام تفصیل نیاز به این موارد نیست ؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً نمی‌دانم این قضیه که تاریخ در اختیار ما گذارده در چه شرایطی بوده، چون در این روایت بحث بر سر آن است که حضرت باقر«علیه‌السلام» کار و تلاش داشتند حتی با داشتن چنین موقعیتی که از بقیه کمک می‌گرفتند، از تلاش باز نمی‌ایستادند ولی این چه موقعیتی بوده که در این موقعیت هم از کار و تلاش باز نمی‌ایستادند، چیزی در اختیار ما نگذاشته‌اند. معلوم است یک شرایط استثنایی بوده. موفق باشید
23963
متن پرسش
سلام: با شروع نمایشگاه در تهران، لطفاً بفرمایید کتاب‌های استاد طاهرزاده را در کدام غرفه از نمایشگاه می‌توانیم خریداری کنیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توانید به  سالن شبستان- راهرو  11/2 – غرفه10 - نشر معارف  آقای موسوی 09365636270 رجوع فرمایید.

و یا رجوع شود به  راهروی 4- غرفه‌ی 34- غرفه‌ی واژه‌پردازان اندیشه. موفق باشید  

21523
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به سئوال 21500 شاید این ابهام پیش آید که اگر ارواح قبل از حدوث جسم در علم خداوند بوده اند پس عهد گرفتن خداوند و دیگر مسایل چگونه توجیه شود. و مسایلی که در مورد روح قبل از جسم مطرح شده است (در روایات) چگونه قبل از وجود عینی روح که فرموده اید می توان پاسخ گفت؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در مقام انسانی، قبل از آن‌که برای خود جسمی بسازد و اراده‌های خود را در آن جسم و بر آن جسم إعمال کند، مختار است که بحث آن در موضوع «اعیان ثابته»ی انسان‌ها شده است و به لحاظ همان اختیار ذاتی‌اش مطابق فطرتش، عهد توحیدی خود را در آن عالَم اظهار کرده است. موفق باشید

21063
متن پرسش
با سلام: در کتاب از برهان تا عرفان چنین ذکر شده: «واژه تشکیک در فلسفه جایی استفاده می شود که صفات وجود و یا خود وجود در ذات خود دارای شدت و ضعف باشد و شدت و ضعفش به جهت عامل خارجی نباشد.» حال این که در خصوص موجودات محدود گفته می شود محدود بودن آن ها نشان از معلولیت است، و در واقع «نقص» نشان از این است که یک عامل خارجی آن را محدود کرده است. پس ضعف و نقص نمی تواند به جهت عامل خارجی نباشد. این تناقض چگونه توجیه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نقص، نشانه‌ی معلولیت است و معلولیت، ذاتیِ هر ممکن‌الوجودی است و تنها واجب‌الوجود است که نه معلول است و نه محدود. در حالی‌که همین‌که موجود، ممکن‌الوجود باشد محدودیتِ ذاتی دارد پس نیاز نیست که محدودیت و معلولیتِ آن از خارج بر آن وارد شده باشد. موفق باشید

20942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام الله استاد طاهرزاده سلام: در سوال 20919 من به معنای معجزه کار نداشتم بلکه بحث معرفت شناسی بود و ارتباط معجزه و شکاکیت مدنظر بود. امید که این مسئله را برایمان حل نمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه شوید پیامبر خدا با معجزه ما را به این نتیجه می‌رساند که او از طرف خداوند برای ما راه‌کار آورده است، دیگر نسبت ما با خدا روشن می‌شود و جایی برای شک و شکاکیت نمی‌ماند. موفق باشید

20518
متن پرسش
سلام استاد عزیز: در مساله جبر و اختیار گفته میشه که مثلا ابولهب به اختیار خود کافر می شود و خدا هم می داند که او به اختیار خود کافر خواهد شد. حال سوال اینه که پس چرا خلقش کرد؟ احساس می کنم این همون جبره منتها اسم و کلمات عوض شده. چون باز هم خدا در نهایت میدونه که مثلا من یا ابوجهل در آینده چه چیزی رو انتخاب خواهیم کرد و عاقبتمون چی میشه. حالا من اگر گزینه دیگه ای رو انتخاب کنم که غیر از اون چیزی بود که تو علم خدا بود (یعنی انتخاب اختیاری فعل روبروی این چیزی که من می خواهم انتخاب کنم) در این صورت دیگه خدا علم نداره و نداشته به این مساله و اگر علم داشته باز هم همین اشکال دوباره پیش میاد. ممنون میشم روشن بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم خداوند و این‌که ما در آینده چه می‌کنیم، چه ربطی به این دارد که ما تا چیزی را انتخاب نکنیم شخصیت ما و فعلیتِ ما ظهور نمی‌کند. و نظام الهی بستر امتحان انسان نخواهد بود تا هرکس آن‌چه باید بشود، بشود. موفق باشید  

19901

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و تحیت خدمت استاد عزیزم: دو سئوال از محضر منور دارم: 1. استاد می توانیم بگوییم که «غیرت» مرد نسبت به ناموس خود یک مقوله ی «طبیعی» و «فطری» است فارق از «دین»! بدین معنا که اگر یک انسانی که دین هم نداشته باشد، اما «طبیعت» وی تحت عوامل درونی و برونی دستخوش تغییرات قرار نگرفته باشد، باید نسبت به ناموس اش از خود غیرت نشان دهد؟ 2. اگر جوابتان مثبت هست، بفرمایید چه عوامل درونی و بیرونی سبب گشته که برخی از مردان نسبت به ناموس خود غیرت نداشته باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی جهت فطری انسان‌ها به خاطر حبّ دنیا و مشغولیت بیش از حدّ به دنیا، به حاشیه رفت دیگر ایده‌ها و پیام‌های فطرت کارساز نخواهد بود. موفق باشید

19834
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد جان! در مورد «تفکر» بشر که در جای جای آثار گرانسنگ تان متذکر شدید، سئوالاتی دارم: 1. شما در تعریف تفکر در کتابچه «رمضان دریچه روءیت» فرمودید: تفکر دینی یعنی توجه و حضور قلبی نسبت به حقایق عالم و نسبت به اوامر و نواهی الهی، خواستم بدونم این تعریف کامل و جامع هست یا خیر؟ 2. چرا آنقدر به بازگشت تفکر به جامعه تأکید دارید؟ 3. فرق تفکر، ذهن، عقل در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکر به همان معنایی که عرض شد همانی است که دین از ما انتظار دارد و بسیار کارساز است و این تفکر است که انسان را از انواع گناهان نجات می‌دهد زیرا وقتی او مرتکب گناهی شد متوجه‌ی تیره‌شدن رابطه‌ی قلبش نسبت به حقایق می‌شود 3- ذهن، محلِ صُوَر محسوسه می‌باشد و عقل، قدرتِ جمع‌بندی‌کردنِ محفوظات است و کاری به تفکر ندارد. موفق باشید

19382
متن پرسش
سلام علیکم: استاد خدا شما را حفظ کند من نمی دانم چه باید می کردم اگر مقام معظم رهبری نبود و سربازانش مانند شما. و اگر خداوند قسمت من نمی کرد با ایشان و سربازانش آشنا باشم. خدای را سپاس. استاد بزرگوارم سوالی از دیشب تاکنون ذهنم را بخود مشغول کرده و بهتر از شما کسی را ندیدم که برایش مطرح کنم. استاد: شناختی که من از جبهه تدبیر و امید دارم اینگونه است که اینها بسیار متکی بر سیاستهای پوپولیسمی هستند. و سیاست یکی بر نعل و یکی بر میخ زدن و هرکجا اقتضا کند نوعی حرف زدن. مثلا نزد علما یکجور در جمع اصلاح طلبان جور دیگر. در یزد یک مدل در قم طور دیگر. و این موضوع در ایام انتخابات گویا به شکل برنامه ریزی شده تشدید می شود و می بینیم مثلا در مناظرات از جبهه اصلاحات و محمدخاتمی دفاع می کنند - بدون اینکه حرفش پیش بیاید - یعنی از قبل مشخص می کنند انگار که این مباحث باید مطرح شود و در شهرهایی مثل تبریز و اردبیل و... حرفهای عجیب و شورآفرین. که البته دیدگاه من این است این جریان اعتدالی هیچ دلبستگی نه به خاتمی دارد نه به میرحسین موسوی، نه دغدغه شکستن حصر را دارد و نه خروج خاتمی از انزوا. صرفا قدرت را می خواهد و اگر از این افراد نام می برد به مقتضای هدفش است. و البته شاید روزی هدفش ایجاب کند که خاتمی از مهجوریت درآید آن موقع این کار را می کند. اما ابتدا به ساکن پول را می شناسد و قدرت را. من اینطور فکر می کنم. استاد اصلا این نگرش من درست است؟ اما با فرض درستی این فکر، این مساله مهم نیست. موضوع مهمتر این است که استاد ما در ایام انتخابات می بینیم که رهبری عزیز از آحاد ملت می خواهند در انتخابات شرکت کنند حتی کسانی که نظام را نمی خواهند. بعد می بینیم شور عجیب انتخاباتی و داغ شدن تنور انتخابات و تقابل دو جبهه و دو نگاه... و در نهایت هر جبهه ای که پیروز شود حضرت آقا بابت حضور مردم اعلام خشنودی می کنند و این موضوع را مایع عظمت نظام می دانند و....حال آنکه آیا خیزش مردم در انتخاب کسی که در برخی مواقع شخصیت نظام و خود رهبری را در سخنرانیهای انتخاباتی زیر سوال می برد و مخدوش می کند خوشحالی دارد؟ اینکه سطح تحلیل مردم ما طوری است که اندک تبلیغ عوام فریبانه خیل کثیری از ایشان را به هرطرف بخواهد می کشد جشن و تبریک دارد؟ حال سوال اینجاست: آیا کلیت نظام و در رأس آن حضرت آقا، حفظ نظام را در گرو شرکت آحاد جامعه در انتخابات می دانند فلذا برنامه ریزی می کنند و با کاندیدها صحبت می کنند که هرکدام در جبهه ای باشند تا شور انتخاباتی به پا شود و اکثریت حضور یابند؟ یعنی مثل نظام آفرینش که مولوی می گوید حضرت حق سخت ترین نقش را به شیطان دادند و شیطان هم پیرو رسالتش ایفای نقش می کند؛ رهبری هم به دو جبهه نکات لازم را گوشزد می کنند و خلاصه این خیمه شب بازی را راه اندازی می کنند تا نظام اسلامی حفظ شود؟ استاد طیفی از جامعه طرز فکرشان همین است که این آقایان پشت صحنه با هم رفیقند ولی در صحنه نقش بازی می کنند. من هیچ وقت این فکر را قبول نداشتم. اما الان شک کردم البته نه به این صورتی که مردم می گویند. من فکر می کنم شاید رهبری در عین اینکه دایما و هر کجا آرمانهای نظام را گوشزد می کنند و واقعا به آنها عقیده دارند و پای بند هستند اما به اصلاح طلبان هم تاجایی که ساز و کار نظام مخدوش نشود این ماموریت را داده اند که اینطور موضوعات را تبیین کنید. به اصولگرا ها هم طور دیگر. یه جورایی مثل نظام عالم که خداوند متعال به شیطان هم اجازه فعالیت داد در عین حال همیشه راه مستقیم را گوشزد می کند عده ای به راه حق می روند و عده ای باطل. و این موضوع به خدایی خدا ضربه ای نمی زند. استاد جان ببخشید که صریح پرسیدم اما دلم می خواست هر چه ذهنم را درگیر کرده بگویم. استاد من بیچاره مشکلی دارم از دیشب تابحال که راجع به رهبری اینطوری فکر می کنم نمازهام هم به دلم نمی نشیند! استاد جان کمکم کنید. لطفا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً عنایت داشته باشید این تاریخ، تاریخی است که آزادی غذای جان انسان‌ها است، بیش از آن‌که عدالت را دوست داشته باشند. و رهبر بصیر انقلاب به‌خوبی متوجه‌ی این امر هستند تا با حضور مردم در انتخابات، آن‌ها به خوبی احساس کنند که در انتخاب نامزد مورد نظرشان آزادند و از این طریق آزادی را با جان خود بچشند. ثانیاً: وقتی متوجه باشیم انقلاب اسلامی شروع تاریخی است که روح اصلی آن توحید است مسلّم مسیر آن آزادی به سوی توحید منجر خواهد شد. می‌ماند که هنوز عهد کهنه‌ی سکولارزده‌ی تاریخ گذشته‌ی ما از مذاقِ ما به طور کامل برطرف نشده است. ولی آینده، آینده‌ی آزادیِ همراه با توحید است. موفق باشید

19257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما استاد گرامی: حضرت استاد بنده قصد دارم جهت آشنایی و استفاده بیشتر از مفاهیم قرآن کریم شروع به خواندن تفسیر المیزان کنم. می خواستم بدانم از نظر شما کدوم ترجمه مناسبتر است؟ بنده 24 سال دارم و دانشجوی رشته ی مهندسی هستم. اگه به نظرتان از کتابهای خلاصه شده دو یا چهار جلدی موجود در بازار نیز مانند: 1. برگزیده تفسیر المیزان محمدحسین طباطبایی (ره) (دوره دو جلدی) مولف: سید محمد حسین طباطبایی مترجم: سید محمد باقر موسوی همدانی 2. برگزیده المیزان فی تفسیر القرآن (دوره دو جلدی) مولف: سید محمد حسین طباطبایی مترجم: علی نریمانی 3. ترجمه خلاصه تفسیر المیزان علامه طباطبایی (ره) (دوره چهار جلدی) مولف: سید محمدحسین طباطبایی مترجم: فاطمه مشایخ تلخیص: کمال مصطفی شاکر و غیره برایم مناسب است، هر کدام که بنظرتان در اولویت قرار دارد بهم معرفی نمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید از اصل تفسیر المیزان با ترجمه‌ی آقای موسوی همدانی که مورد تأیید مرحوم علامه بود، استفاده کنید. روش کار با تفسیر المیزان را در جزوه‌ای با همین عنوان بر روی سایت می‌توانید دنبال بفرمایدد. موفق باشید

18398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله النور با سلام و تقدیم احترام: 1. حقیر 21 ساله هستم و دانشجوی کارشناسی. تا بحال بعلت علاقه زیاد به حوزه علمیه لمعه و منطق و.. را خوانده ام. از طرفی مباحث استاد پناهیان و استاد میرباقری را پیگیری کرده ام. از سویی غالب آثار حضرت امام را خوانده و یا دارم و مراجعه می کنم و با بیانات مقام معظم رهبری مانوسم. و علاقه زیادی به کتب حدیثی دارم و مستقیما رجوع کرده و بهره ها می برم. حقیر در طول هفته به جهت استعدادی که خداوند مرحمت فرموده 6 یا 7 جلسه در خوابگاه ها ارائه مطلب دارم و مباحثم را ذیل نگاه امام خمینی (روحی فداه) عرض می کنم. از آنجایی که بورسیه قضایی هستم نمی توانم رسما به حوزه علمیه بروم ولی علاقه بسیاری به تلبس و تبلیغ دین و ادامه مسیر حوزه تا اجتهاد دارم. سختی زیادی را برای مطالعه معارف اسلامی در دانشگاه متحمل شده ام البته در راه خدا، یقینا اینها هیچ نیست ولی عرضم این است که حاضرم جان در گرو کار بگذارم. ولی یک مسئله ای هست و آن اینکه در متون عرفانی متعدد از علامه طهرانی، علامه طباطبایی، آیت الله سعادت پرور، علامه حسن زاده و سایر آقایان بزرگوار، لزوم رجوع به استاد کامل را دیده ام. ولی هر استاد عرفانی که آثارش را مطالعه کرده ام خلا تمدن سازی و جامعه پردازی و سلوک اجتماعی را در آن دیده ام و اکنون فقط و فقط یک شخصیت را ذیل معارف اسلامی می توانم قبول کنم و لا غیر و ایشان، حضرت امام خمینی است. اما هیچ استاد را نمی یابم که بتوانم دسترسی مطلوبی به ایشان داشته باشم و خودشان با سیر امام حرکت کنند غیر شما. سر شما نیز بحمدالله شلوغ است و وقتی برای امثال ما نیست. حال باید چه کرد؟ نه استاد در دسترس برای سلوک خود دارم و نه از بین آقایان فعلی، کسی را در حد و اندازه امام و حتی در اندازه شاگردی سلوکی اجتماعی و فردی ایشان نمی بینم. مرحمت بفرمایید بگویید که آیا همین رویه را ادامه بدهم و آن رویه این است مطالعه آثار علما و عرفا و تطبیق آن با متون امام و پیروی از امام یا باید پای درس استاد زانو بزنم و بر اساس سیر ایشان پیش بروم؟ سپاس و پوزش بابت اطاله کلام. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده می‌توان با نظر به افقی که حضرت امام و رهبر انقلاب در مقابل ما قرار داده‌اند، عبادات خود و معارف خود را جهت داد. در این رابطه که امروزه بنا به فرمایش آیت اللّه بهجت؛ «علم تو استاد توست»، عرایضی در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت است، شده است. موفق باشید

17993
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: لطفا در خصوص این حدیث و نسبت آن با اراده انسان توضیح بفرمایید با تشکر. امام رضا عليه السلام فرمودند: اِذا اَرادَ اللّه ُ اَمْرا سَلَبَ الْعِبادَ عُقولَهُمْ فَاَنْفَذَ اَمْرَهُ وَ تَمَّتْ اِرادَتُهُ فَاِذااَنْفَذَ اَمْرَهُ رَدَّ اِلى كُلِّ ذى عَقْلٍ عَقْلَهُ فَيَقولُ كَيْفَ ذا؟ وَ مِنْ اَيْنَ ذا؟ هرگاه خداوند اراده‌ی امرى را بنمايد عقل را از مردم مى ‏گيرد و كار خود را اجرا مي‌نمايد و اراده ‏اش به‌اتمام مي‌رسد، وقتى تمام شد هوش و عقل آن‌ها را برمي‌گرداند، آن وقت اظهار نظر مي‌كنند كه چه شد؟ و از كجا به‌وجود آمد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  اراده و اختیار انسان تنها در آن حدّ است که وقتی خداوند به حکم آیه‌ی «کلّ یومٍ هو فی شأن» تاریخی را به صحنه آورد – مثل حضور اسلام در تاریخ – شخصیت خود را شکل دهد ولی به این معنا نیست که انسان‌ها در هر جایی بتوانند هرطور خواستند عمل کنند. حدیث ارزشمند مذکور نشان می‌دهد بعضی از وقایع را خداوند ماورای عقل انسان‌ها محقق می‌کند و چون آن حادثه واقع شد، انسان‌ها تعجب می‌کنند که چگونه چنین شد؟ موفق باشید    

17807
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در کتابی از یکی از علما که دقیقا نامش در خاطرم نیست می خواندم که گفته بودند صادر اول با اولین مخلوق متفاوت است و صادر اول نمی تواند مخلوق اول باشد و شما در کتاب مبانی نظری امامت این دو را یکی در نظر گرفتید اگر امکان دارد کمی راهنمایی فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در روایت از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» داریم که: «اولُ ما خلَقَ اللّه نوری» یا می‌فرمایند: «اولُ ما خلق‌اللّه العقل»؛ و واژه‌ی «خلق» را برای اولین مخلوق به‌کار برده‌اند، دیگر جایی نمی‌ماند که ما موضوع دیگری را مطرح کنیم! مگر لازم می‌آید اولین مخلوق، پدیده‌ی مادی باشد؟ و اگر صادره‌ی اول را حضرت اللّه از مقام احدی بگیریم کار درست و صحیحی نکرده‌ایم، زیرا اصطلاحِ صادره‌ی اول به اولین مخلوق به اعتبارِ موجودی که در ذات خود ممکن‌الوجود است اطلاق می‌شود، در حالی‌که حضرت اللّه به طور مطلق بدون هرگونه محدودیتِ امکانی، مظهرِ مقام احدی هستند. موفق باشید  

16743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با توجه به آیه «الله نور السماوات و الارض» و تشبیه مشکات و زجاج و مصباح و.... اینکه انسان صحبت می کند، و با صحبت خود روشنگری می کند، آیا می توان صحبت کردن انسان را وجه چراغ بودن او در نظر گرفت؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز سخن قابل قبولی می‌تواند باشد، در صورتی که وجودی و حضوری به آن بنگریم. موفق باشید

16687
متن پرسش
سلام: اگه اینطور که من فک می کنم باشه؛ یه حساب سر انگشتی که بکنیم می بینیم این خلقت خدا (خلقت بشر و زمین و اسمونا و ...) چقدر خلقت غم انگیزی بوده، چرا که اکثرا جهنمی شدن، و این اکثرا خیلی اکثرنه، خیلی به اون صورت که شاید یک میلیونیم درصد انسان ها رستگار شدن و اکثرا حتی حرف خدا رو نشنیدن چه برسه بخوان عمل کنن یا نه، اون از زمان پیامبران، و این از زمان پیامبر خاتم (سلام الله علیه و آله) که وقتی با زهر شهیدش کردن چهل نفر آدم نبود با امیرالمومنین (علیه السلام) بمونه و این از زمان ائمه ( علیهم السلام) که بیشتر در حصر و زندان بودن و این هم از زمان غیبت که دیگه هیچی، هزار سال گذشته تازه یه کشور بالاخره اومده میگه یا مهدی ... و تو این مدت خلقت میلیارد ها میلیارد مردن و اونجور که معلومه اکثرا باید برن جهنم، همین الانم یه نگاه بندازیم، شاید یه میلیون تو ایران چند هزار نفر از کشورای دور و ور ادمای بهشتی باشن... جهنم چقدر شلوغ تر خواهد بود از بهشت!!!! غم انگیزه. هر چند پایان قطعا بسیار بسیار خوشی خواهد داشت، ولی این خوشی نهایت به هدایت چند نفر می انجامه؟! در مقابل اون تقریبا هیچ نیست؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع را می‌توان از زاویه‌ی دیگری که خداوند «هادی» است نگاه کرد و این‌که حضرت حق چگونه نور هدایت خود را در طول تاریخ به صورت‌های مختلف ظهور داد تا انسان‌هایی که طالب هدایت الهی هستند، محروم نباشند و هرکس به هر اندازه‌ای که طالب هدایت است از هدایت الهی بهره‌مند گردد. در این صورت معلوم نیست خیلی‌ها جهنمی باشند. در همین تاریخ خودمان چند نفرند که واقعاً اراده کرده‌اند در مقابل حق بایستند؟ اکثراً جاهل‌اند و نه مغرض. موفق باشید

نمایش چاپی