بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16239
متن پرسش
با سلام: در آیه ۴۸ سوره مبارکه نساء که آمده خداوند گناه شرک را نمی بخشد آیا این شرک شامل شرک خفی هم می شود؟ و در ادامه می فرمایند که گناه کمتر از شرک را برای هر کس که بخواهد می بخشد. لطفا کمی توضیح دهید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطابق آیه‌ی فوق، هر گناهی بدون توبه و صرفاً با عدم تکرار آن، بخشیده می‌شود مگر شرک، آن‌هم شرک جلی، شرک خفی را که اکثراً گرفتارش هستند! موفق باشید

15882

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: یه سوال داشتم از خدمتتان و آن اینکه در مسیر اصلاح عقاید و رفتار و اخلاق، برای ملکه سازی عقاید صحیح, از کجا بفهمیم که عقیده ای یا اخلاقی ملکه مان شده است؟ مثلا در مورد اخلاقی یا عقیده ای یا رفتاری گاهی شده است که در طول روز بر اثر سعی به ملکه کردن عقیده ای برای خود در شب خواب می بینم که بر آن عقیده پافشاری می کنم یا آن اخلاق را در صحنه ی خواب دارم. لطفا کمی توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند در رعایت دستورات الهی «تصبروا و تتقوا» پایداری کنید و تقوا پیشه نمایید. دغدغه‌ی ما باید تلاش در این دو امر باشد تا ملکات لازم را به‌دست آوریم، در عین آن‌که همواره در فضای خوف و رجاء به‌سر ببریم تا مُعْجَب نباشیم. موفق باشید

14960
متن پرسش
با سلام و عرض ادب محضر استاد بزرگوار: مطلبی که می خواهم با شما در میان بگذارم در واقع یک پیشنهاد برآمده از نقد عملکرد گروه مخلص لب المیزان و از عملکرد حضرتعالی به عنوان راهبر گروه، در این چند سال اخیر است که البته روی گشاده شما دلمایه جسارت ابراز آن است. مایه امتنان است که بنده را به عنوان کوچکترین عضو همکار گروه لب المیزان بخاطر آورید که ما بین سالهای 88 تا 90 افتخار نمونه خوانی برخی از کتابهای شما را قبل از تایید نهایی حضرتعالی داشتم و تحت نظر استادم جناب آقا مرتضی توکلی عزیز خدمتی ناچیز داشتم. آن ایام در ناحیه آماده سازی و نشر وزین مطالب ایفاد شده شما در سالهای گذشته شور و شوقی هم در گروه و افراد متصل به آن و هم در مخاطبان منتظر کتاب احساس می شد که به نظرم یکی از معدات آن شور و اشتیاق، اهتمام خود شما به این امر بود اما به نظر می رسد در این چند سال اخیر آن اهتمام که موتور اصلی حرکت مخلصانه دوستان بود، از تکاپو افتاده و امیدوارم این تحلیل مطابق با واقع نباشد که به نوعی روزمرگی در رسیدگی به پرسش و پاسخهای معمول و مکرر رسیده ایم که وقت ارزشمند شما را بیش از اندازه گرفته و در مقایسه با پدیده مبارک و موثر «کتاب» از تاثیر کمتری برخوردار است و مخاطبان اندیشه های بلندی که شما مروج آن هستید، از فوائد مترتب بر کتاب که منجر به خلوت و تفکر ریشه ای و نفوذ فکری و فرهنگی همه جانبه و راسخ در دلهایشان هست، محروم می مانند و آفت دیگر اینکه با عادت کردن به رفع نیازهای موردی و مقطعی با پرسش و پاسخ، آن حوصله مطالعه همه جانبه موضوعات لابلای کتاب ها و استماع نوارها یا شرکت در جلسات را از دست می دهند و به آن نتیجه مطلوب در فعالیت فرهنگی عرضه شده بارنمی یابند. البته منکر اقتضا و ضرورت حداقلی شیوه پرسش و پاسخ در سابت و برخی فوائد آن نیستم اما این اندازه را هم زیاده ارزیابی می کنم. بنابراین ضمن عذرخواهی از تاکید بر کاستی هایی که به نظر قاصر رسیده، پیشنهاد می کنم از بار زمان بر اموراتی چون رسیدگی به پرسش و پاسخها بکاهید و بر اهتمام به تدوین کتاب بیفزایید. بنده هم به عنوان کوچکترین خادم در کنار دوستان بزرگوار گروه، آماده همکاری هستم. وفقکم الله فی طریق السداد گوشه چشم بــگردان و مـــــــــــقدر گردان ما که هـــــــــستیم در این دایره ی سرگردان؟! دور گـــــــردید و به ما جرات مستی نرسید چه بگـــــــوییم به این ساقی ساغر گردان این دعاییست که رندی به من آموخته است بار مــــــــــــا را نه بیفزا ! نه سبکتر گردان! غنچه ای را که به پژمرده شدن محکومست تا شــــــــــــکوفا نشده بشکن و پرپر گردان من کــجا بیشتر از حق خودم خواسته ام؟ مرگ حـــــــــق است به من حق مرا برگردان! یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم که چه دلسوزانه متذکر نکات اساسی شده‌اید! آری! آن‌چه از طریق کتاب می‌توان ظهور داد، هرگز از طریق سؤال و جواب نمی‌توان ارائه کرد و همین‌طور که به درستی فرموده‌اید این عادت خطرناکی است که افراد بخواهند با پرسش و پاسخ‌ها جواب نیاز عمیق معرفتی خود را بدهند. ولی فراموش نشود که ما در مقطعی قرار داریم که باید فرهنگ‌سازی کنیم و از طریق جواب‌دادن به سؤال‌ها، افقی که افراد در پیش رو دارند را متذکر شویم. از طرفی در آخرین کتابی که تحت عنوان «امام خميني«رضوان‌اللّه‌تعالي‌عليه» و سلوک در تقدير توحيدي زمانه» در قسمت آخر کتاب تحت عنوان «انقلاب اسلامی و وظيفه‌ای که در پيش رو داريم» عرایضی برای تفکر درازمدت، خدمت عزیزان شده است با این فکر که إن‌شاءاللّه عزیزانِ طالبِ مسائل عمیق معرفتی بتوانند مدتی تغذیه شوند. و کتابی نیز در تبیین همان مطالب در دست تهیه هست که إن‌شاءاللّه عرضه خواهد شد. این جدای از مباحث قرآنی و شرح نگاه عرفانیِ حضرت امام خمینی است که نیاز امروز جامعه‌ی ما است. موفق باشید        

13096
متن پرسش
سلام استاد: منی که میدونم گاهی در کارهایی که انجام می دهم ریا هست و اخلاص نیست و میدونم که وقتی نماز یا توسلی که دارم معرفتی نیست اما دلم می خواهد که این عیب ها رو باهاش بجنگم، خوب تا وقتی که به این اخلاص نرسیدم تکلیف چیه؟ چطور به این اخلاص برسم و اصلا بی ادبی نیست که در مقابل پروردگار اظهار علاقه ای بکنیم و هدایت بطلبیم؟ یعنی در قلب اخلاصی نیست اما زبونن بخواهیم این دروغ به ذات اقدس اللهی نمیشه؟ و چطور به اعمالمون امید نبندیم و مطمئن نباشیم به آنها؟ یعنی همان عجب. ممنون که سریع پاسخ می دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! مگر اخلاص چیزی است که یک‌شبه به‌دست آید؟! به قول خواجه سعید ابوالخیر: «تو آمد رفته رفته/ رفت من، آهسته‌آهسته». آرام‌آرام خداوند خود را و تأثیرات مطلق خود را به ما نشان می‌دهد و ما نیز به لطف الهی آرام‌آرام خود را کم‌تر می‌بینیم و او را بیشتر. موفق باشید

3551

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عیکم.آیا امام زمان به صورت غیر مستقیم در انتخاب ولی فقیه نقش دارند؟اینکه می گویند ولایت فقیه انتصابی است به جز اینکه به معنی نصب با صفات و ویژگی هایی که خدا مشخص کرده آیا به معنی نصب از طرف امام هم هست؟در زمانی که افراد زیادی باشند که شرایط ولی فقیه شدن را داشته باشند چگونه می شود یکی را انتخاب کرد؟آنوقت با کوچک ترین خطای مدیریتی افرادی می گویند فلانی بهتر میتواند این نقش را داشته باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- اگر خداوند بخواهد مدد خاصی به ملت بکند قلب خبرگان را به نور امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» متمایل به انتخاب کسی می‌کند که مصلحت آن ملت است 2- در زمان غیبت امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» راهی که کمترین خطا در آن باشد همین راهی است که فعلاً نظام جمهوری اسلامی دارد که خبرگان مجتهدشناس عمل می‌کنند. موفق باشید
23991
متن پرسش
با سلام: در جایی از برهان صدیقین می خوانیم که: «صفاتي مثل امكان و حاجت و معلوليت كه به وجود نسبت داده مي شود به جهت اصل و حقيقت وجود نيست، بلكه به جهت نقص هايي است كه خارج از اصل و حقيقت وجود است». منظور از نقص های که خارج از اصل و حقیقت وجود است چیست؟! در حالی که به سبب تشکیکی بودن وجود، شدت و ضعفش از خودش است نه اینکه امر عدمی از بیرون در آن وارد شده باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان، ذاتیِ ممکن‌الوجود است که نسبت به وجود، لا اقتضاء است و معلولیت نیز نسبت به علت معنا دارد و ذات وجود، خارج از معلولیت است. موفق باشید

22219
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: با عرض تبریک عید سعید فطر. طلبه ی پایه پنجم هستم. سوالات متعددی راجع به نظام حوزه و روحانیت از شما پرسیده شده است ولی به نظر می رسد که شما زیادی به حوزه و روحانیت کنونی، خوشبین هستید و از اوضاع آشفته آن خبر ندارید. نمی دانم شما چه چیزی در حوزه و روحانیت فعلی می بینید که به ما طلبه ها امید می دهید و ما را به صبر فرا می خوانید و ما را توصیه می کنید به خوب درس خواندن! نمی دانم وصف پریشان حالی ام را چطور توصیف کنم. خیلی از رفقایم از حوزه دل کندند و رفتند ولی چه کنم که انگار کسی دلم را به طلبگی - آن هم با این اوضاع آشفته ای که دارد - گره زده است. اگر حوزه و روحانیت به همین منوال پیش برود، باید به فکر مراسم فاتحه خوانی برایش باشیم. استاد! نمی دانی که در دلم چه خبر است. گویی قلبم می خواهد از شدت غصه از جا کنده بشود و از هم فرو بپاشد. حوزه ای که باید مظهر توحید و وحدت باشد، به کثرتی گرفتار شده که اگر نگوییم بیشتر از کثرت غرب است، ولی کمتر از آن نیست. استاد! از کجای این کثرت ها برایت بگویم؟! از مسئولینی که بیانات حضرت آقا، حتی تکانشان هم نمی دهد. از پنجاه درصد مسجد هایمان که بدون روحانی مانده. از اینکه حوزه ای که باید اول جایی باشد که به فکر حل معضلات اجتماعی باشد، حالا خودش آنقدر دچار معضلات است که حتی نمی تواند راجع به حل معضلات جامعه اش فکر هم بکند، چه رسد به اقدام. از اینکه ساختمان سازی در حوزه زیاد شده ولی آدم سازی نه؛ در حالی که حضرت امام فرمود: در حوزه هر چه پول و ساختمان زیاد گردد، درس و معنویت کم می گردد. از اینکه روحانیتی که باید بیشترین انس را با مردم جامعه داشته باشد، حالا آنقدر منزوی شده که فقط می توان آنها را در گوشه ی مساجد و حوزه ها یافت. از اینکه اسلام و قرآن و ولایت در حوزه غریب مانده اند. از ده سال عمری که برای خواندن این قیل و قال ها از طلبه ها صرف می کنند. از اینکه استاد در کلاس، نه خودش می فهمد که چه می گوید و نه ما، از طلابی که پس از ده سال درس خواندن، برای گذراندن معیشت خود، به کارگری و مسافر کشی روی آورده اند. از اینکه حداقل پنجاه درصد طلبه ها در آخر، طلبگی را رها می کنند. این درد ها و زخم های عمیق حوزه، چطور باید درمان بشود؟ روحانیت فعلی به سه دسته تقسیم شده است: دسته ی اول مسئولان متحجری هستند که با تحجر و مقدس مآبیشان دارند تیشه به ریشه ی دین می زنند و ضد ولایت تر از آنها تا به حال زاده نشده است؛ سخنان رهبری را به طور کامل گوش می دهند تا دقیقا برعکس و مخالفش را عمل کنند؛ به عبارت دیگر دسته ی اول، منافقینی هستند که مستقیما از طرف شیطان ماموریت دارند که چهره ی دین را کریه و زشت نشان بدهند. دسته ی دوم کسانی هستند که بی طرفند! بلکه آنجایی هستند که نانشان بیشتر در روغن باشد، این دسته از آخوند هایی هستند که دغدغه ی خاصی برای اسلام و مسلمین ندارند بلکه فقط به این دلخوشند که با نماز و روضه و منبری، اموراتشان سپری بشود. دسته ی سوم کسانی هستند که مثل من بی چاره درد را از عمق وجود احساس می کنند ولی نمی دانند که چه باید کرد برای دل خون امام زمان و رهبری. این بود آمال و افق های حوزه؟ استاد! ما را به چه امید می دهی و به چه فرا می خوانی؟ سوال نهایی ام از خدمت شما این است: با این آشفته بازاری که در حوزه و روحانیت هست، من به عنوان یک طلبه که خودم را مدیون امام و شهدا و رهبری می دانم، برای اینکه بتوانم رسالت تاریخی ام را به خوبی ادا کنم و بتوانم باری را از روی دوش رهبری بردارم و غمی از غم هایش بکاهم، واضح و روشن بفرمایید که دقیقا باید چه کار کنم؟ چه در روند تحصیلی و مطالعه و چه در روند عملی و تبلیغ. با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به این موضوع فکر کرده‌باشید که قوام فرهنگ غرب در حال فروریختن است و تمدّن غربی خواسته یا ناخواسته توسط سیاست‌ مداران آن مقابله‌ی با همه‌ی مردم جهان را پیشه کرده‌است و این است راز آن که این تمدّن فروخواهد ریخت و فرایند رجوع به انقلاب اسلامی به عنوان طلایه دار دفاع از مردم در مقابل استکبار، روز به روز بهتر و بهتر و بیشتر و بیشتر شروع خواهد شد و این رجوع، رجوع به فرهنگ معنویِ انقلاب اسلامی یعنی تشیّع است که حوزه باید جواب‌گوی این رجوع در آینده باشد و اگر طلاب جوان امروز خود را برای چنین آینده‌ای آماده نکنند در عین آن‌که خدمت شایانی به اسلام نکرده‌اند، گرفتار نوعی بی معنایی خواهند شد. آری طلبه باید هم فقه خوبی را داشته باشد و هم حکمت و عرفان و قرآن را خوب تبیین کند و چنین آینده‌ ای را برای خود شکل دهد. موفق باشید

22006
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت جنابعالی: نظر جنابعالی در مورد این مطلب را بفرمایید: نفحات الانس جامی: از شیخ مؤیّد الدّین جَندی سؤال کردندکه: «خدمت شیخ صدر الـدّین در شـأن خـدمت مولـوی چـه مـی گفـت؟» گفت: «واللّه! روزی با خواص یاران مثل شمس الدّین ایکی و فخرالدّین عراقی و شرف الـدّین موصـلی و شـیخ سعید فرغانی و غيرهم نشسته بودند. سخن از سيرت و سریرت مولانا بيرون آمد. حضرت شیخ فرمود: اگر بایزیـد و جنید در این عهد بودندی، غاشیۀ این مرد مردانـه برگرفتنـدی و منـت بـر جـان خـود نهادنـدی. خوانسـالار فقـرمحمدی او است. ما به طفیل وی ذوق می کنیم.» همۀ اصحاب انصاف دادنـد و آفـرین کردنـد. بعـد از آن شـیخ مُوّید گفت: «من نیز از جملۀ نیازمندان آن سلطانم.» و این بیت را بخواند: َٔکْنــــــــــی وَلا أتَــــــــــرَدَّدُ ُٔلوُهَــــــــةِ صُــــــــورَةٌ هِــــــــــیَ أنــــــــــتَ ا لَــــــــوْکــــــــانَ
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌ دانم مسأله‌ی شما در این موضوع از چه جهت است. زیرا که عارف سالک حقیقی جایگاه عارف سالک حقیقی را می‌شناسد و بدین لحاظ جناب صدرالدین قونوی متذکّر جایگاه مولانا می‌گردد و در محفلی در قونیه عکس این صحنه نیز اتفاق افتاد به آن معنا که جناب مولانا اکرامی تامّ از جناب صدرالدین نمود. بالاخره «المومن مرآة المومن». موفق باشید

21725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: معنی انسان کامل و قطب عالم امکان را با توجه به مقام معنی و واسطه فیض فهمیدم چیه. ممنون از راهنمایی که می کنید. ببخشید این وسط قرآن چیه و چه کاره است؟ آیا از انسان کامل صادر شده است؟ یا نه مقام ما بین خدا و انسان کامل هست؟ در کل لطف بفرمایید بگید که اصلا قرآن چیست و مقام آن چیست؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «جایگاه واسطه‌ی فیض در هستی» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. زیرا نکاتی که به دنبال آن هستید نیاز به آن دارد مطالعه‌ی جامعی در این مورد بکنید. موفق باشید

21470
متن پرسش
سلام: استاد در قصه موسی سلام الله علیه چه سری است و ما را متوجه چه حقیقتی می کند که خداوند ۱۳۶ بار نام این بزرگوار را در قرآن ذکر کرده و به تفصیل در سوره ها به داستان ایشان اشاره شده؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پيغمبر (ص) مى ‏فرمايند: «سَيَكُونُ فِي أُمَّتِي كُلُّ مَا كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ حَتَّى لَوْ أَنَّ أَحَدَهُمْ دَخَلَ جُحْرَ ضَبٍّ لَدَخَلْتُمُوه»[1] به‏ زودى در امت من آن‏چه كه در بنى ‏اسرائيل واقع شد واقع مى ‏شود حتى اگر يكى از آن‏ها در سوراخ‏ سوسمارى رفته باشد امت من نيز همان كار را مى‏ كنند. اين به جهت آن است كه حضرت پيش ‏بينى مى‏ كنند روحيه‏ ى يهودى‏ گرى بر جامعه‏ ى اسلامى سرايت مى ‏كند و با توجه به همين روحيه كه در قرآن تبيين شده مى‏ توانيم بفهميم چرا حضرت روحيه ‏ى آن گروه از امت خود را به يهود تشبيه مى‏ كنند. موفق باشید  


[1] ( 1)- بحار الأنوار، ج 53، ص 127.

21082
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیزمان: جناب استاد در رابطه با سوال 21079 و نگرانی از شورشهای اخیر، شما فرمودید بصیرت مردم در حد ارزشمندی است، استاد جان کدام مردم را می گوئید ما که هر چه در کوی برزن می گردیم اکثریت ناراضی اند، بد و بیرا می گن، قصه جوانها که نگفتنی است. نمی دونی چه ذوقی می کنن و می گن آخ جون نظام آخوندی سرنگون می شه راحت و آزاد می شیم. استاد ببینید حدود 15 ملیون در انتخابات رای ندادند از مجموع آنهایی که رای دادند هم حجم عظیمی به خاطر انقلاب نبود بلکه به جهت این بود که رئیسی رای نیاره این چیزیه که ما داریم تو جامعه حس می کنیم چرا تهران حدود 45 درصد رای، این بار میره نزدیک 70 درصد؟ خیلی خیلی از کسائی که اصلا نظام رو قبول ندارن فقط به خاطر این که فکر می کردن رئیسی نیروی نظامه و تندرو و انقلابیه اومدن به روحانی رای دادند. استاد وقتی به اطراف حتی نزدیکانم نگاه می کنم تعداد زیادی رو می بینم که اصلا اهل رای دادن نبودن و فقط برای همین که رئیسی که اون رو نماینده انقلاب می دونستن نیاد خانواده رو پا صندوق بردن آنچه من در جامعه در بین کوچه و بازار می فههم اگر درست باشد 15 ملیون رای روحانی، نه به رئیسی بود، نه این که برای نظام باشه این تعداد رو اضافه کن به رای ندادها، استاد جان من خودم عاشق انقلاب و رهبرم اما 26 ساله معلمم بر اساس مشاهدات و درک من از مردم و جامعه خصوصا نسل 18 تا 25 سال اگر رفراندوم نه آری به جمهوری اسلامی برگزار بشه بیش از 50 در صد رای می دهند نه، حالا دیگه هم که با شرایط فضاحت بار موجود بعضی از کسانی که یه جورایی به روحانی در داخل نظام رای دادن از اصل رای دادن اظهار پشیمانی می کنن. استاد جان اون بصیرتی که شما می فرمائید ما تو کوچه و بازار نمی بینیم، چرا؟ آیا کجای تحلیل و درک من غلطه؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع مهم‌تر از آن است که بتوان در یک سؤال و جواب بحث کرد. به نظر بنده بیشترین بحث را می‌توانید در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» و شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. عنایت داشته باشید آن‌چه روحِ مردم را در بنیادِ ناخودآگاه آن‌ها فراگرفته و از آن جهت پای انقلاب ایستاده‌اند؛ غیر از گله و شکایتی است که از وضع موضوع به جهت انتظاری که از جمهوری اسلامی دارند؛ مطرح می‌کنند. حداقل روی این موضوع فکر کنید که 15 میلیون رأیِ جدّی در آن فضای تبلیغاتیِ منفی به آقای رئیسی نشان از آن نمی‌دهد که عزمی ماوراء فرهنگ مدرنیته در مردم موجود است و برای عبور از تمدنی به سوی تمدنی دیگر، فرایندی در پیش است. موفق باشید

20737
متن پرسش
با عرض سلام محضر استاد عزیز و آرزوی قبولی زیارات: پیشاپیش عذر خواهی می کنم که وقت حضرت عالی را می گیرم. بنده از نو جوانی مقید به نماز اول وقت و جماعت بودم و حساسیت خاصی نسبت به آن داشتم و بحمد الله از برکات آن نیز بهره بردم اما الان که چندین سال می گذرد و مشغله کاری و متاهل شدن و فرزندان به سراغم آمده گاهی اوقات از نماز اول وقت یا جماعت باز می مانم و با اینکه می دانم مستحب است اما غم بزرگی دلم را می گیرد و به حدی شدید است که شروع به پرخاش و عصبانیت می کنم و بعد از آن با خود می گویم هر چه تا حالا مقید بوده ای فایده نداشته والا تا کنون اخلاق خود را اصلاح کرده بودی و همین طور است وقتی که به زیارتی می روم بعد از بازگشت به جای اینکه بهتر شوم بدتر می شوم و اصلا دست خودم نیست. مثلا همین امثال بعد از اربعین اصلا انگار نه انگار زیارتی رفتم نه حضور قلبی و نه تقوای بهتری. واقعا از این حالات نفس خودم خسته شده ام و وقتی همه تلاشهایم را بی نتیجه می بینم بسیار ناامید و عصبی می شوم و رفتارم با اطرافیان بدتر می شود انگار آن بیچاره ها مقصرند. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به سعه‌ی رحمت الهی فکر کنید که او با اندک نیّت ما نظر لطفش را می‌گشاید و از این طریق مواظب خواهید بود که شیطان شما را مأیوس نکند. آری! شیطان با ایجاد یک غضب می‌خواهد القاء کند که زحمات ما بی‌نتیجه بوده است، در حالی‌که ما باید به سعه‌ی رحمت الهی فکر کنیم که مگر می‌شود او بر اساس نیّت ما با ما برخورد نکند. موفق باشید

19380
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد تحلیلی از انتخابات دارم لطف بفرمائید ببینید آیا درست است: به نظر من باید خدا را خیلی شکر کنیم که آقای رئیسی رای نیاورد چرا که کشور در رکود عجیبی به سر می برد قیمت واقعی دلار خیلی بیشتر از آنی است که فعلا با لطایف الحیل نگه داشته شده است، اختلاس و حقوقهای نجومی قاچاق کالا و ... به وفور رواج دارد. اگر آقای رئیسی می آمد و می خواست از این رکود عبور کند بازار کسب و کار را رونق دهد حتی اگر توانائیش را هم داشت شاهد تورمی زیاد و انفجار قیمت دلاری که در این چند سال با رکود و شیوه های دیگر حفظ شده بود روبرو می شدیم از طرفی صاحبان حقوقهای نجومی، اختلاسگران، قاچاقچیان کالا با تمام توان به میدان می آمدند برای مقابله و زمین زدن دولت، در این میان فشار دولتهای استکباری خصوصا آمریکا بر ایران به خاطر عدم تمکین ایشان در مقابل خواسته های ایشان چند برابر می شد و چه بسا منجر به تحریمهای شدید دیگر و این نیز مزید علت می شد برای شرایطی سخت برای مردم، همه اینها در آخر به نفع تفکر روحانی و به ضرر نیروهای انقلاب که مدافع رئیسی بودند همچون طلاب و بسیجیان و نیروهای ارزشی می شد و شکست سختی پس از انحراف احمدی نژاد بر پیکر رهبر و نیروهای انقلاب می آمد و عملا نیروهای انقلاب نا کارآمدیشان ثابت می شد و از طرفی کار به شدت به نفع اصلاح طلبان و روحانی تمام می شد چرا که ماهیت آنها روشن نشده بود قرار داد 2030 و امثالهم در پرده ابهام بود و آنها با قدرت ادعا می کردند ما چهار سال کشور را در آرامش نگه داشتیم و اشکالاتش از قبل بوده و اگر دوباره آمده بودیم کشور را گل و بلبل می کردیم و کاملا با اقبال گسترده مردم روبرو می شد و نیروهای انقلاب برای سالهای متمادی به محاق می رفتتند بگذاریم ارث این دولت برای خودش بماند تا ماهیت آنها روشن شود و از طرفی ادعای دولت قبل هم از آنها گرفته شود. پس خدا رو شکر که آقای رئیسی رای نیاورد. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده از آن‌جایی که انقلاب اسلامی حضور نور توحید الهی در این تاریخ در مقابل ظلمات استکبار است و هرگز هیچ مانعی در مقابل حضور نور خدا توانایی استقامت ندارد، انقلاب اسلامی در هر مرحله‌ای از حیات خود با برکتی روبه‌رو است و در این راستا هر روز در پایداریِ بیشتری قرار می‌گیرد و یقیناً روز به روز رجوع به رهبری انقلاب بیشتر خواهد بود و از این جهت سخن جنابعالی قابل توجه می‌باشد. موفق باشید

18968

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: مصدع اوقات نمی شوم. در طی یک جریان که تطویلش مایه ملالت است، با یکی از پسرهای همکلاسم وارد ارتباط شدم که به مرور علقه ای ایجاد شد و حتی حرف از رسیدن به ازدواج هم مطرح شد ولی ظاهرا فی الحال میسر نیست. و این میان بنده مانده ام و حجم اذییت کننده ای از احساسات. عقل عرفی می گوید ادامه ندادنش اولی است. ولی به این امر موفق نمی شوم. از توسلات و اربعین گرفتن هم در حد فهم و بضاعت خودم کمک گرفته ام تا هرچه خیر است بشود. ولی خب آنچه مدنظر فهم من بود نشد و البته که یقینا خاندان کرم صلوات الله علیهم اجمعین کسی را ناامید نمی کنند. حال شما اگر محبت کنید و بنده را راهنمایی کنید از این دل مشغولی رها شوم، حق را شاکر خواهم بود که تا هرچه باشد با آرامش و حکم عقل پذیرفته شود. از دانشجویان فلسفه هستم. اگر نصیحتی در باب وصول به معارف حقه مرحمت کنید مایه ابتهاج است. تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد. والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی در رابطه با این موضوع با شما در میان می‌گذارد. مطمئن باشید اگر کسی در مقابل خیال مقاومت کند و وقتی آن به سراغ انسان می‌آید، آن را دنبال ننماید پس از مدتی متوجه قدرت عظیم عبور از خیال می‌شود و این، یکی از پیروزی‌های سالکان در مسیر سلوک بوده و خواهد بود. موفق باشید

17092
متن پرسش
با عرض سلام: بعضی مواقع هست که ما در اثر عبادت و تقوی حال خوب معنوی داریم و خدا را نزدیکتر احساس می کنیم و بعضی مواقع در اثر معاصی دل را از خدا خالی می بینیم حال اگر در همین لحظه مرگ به سراغمان بیاید در چه حالتی خود را در برزخ و قیامت می یابیم؟ آیا کیفیت نفسی که بسته به اعمال ما مرتب در تغیر نوسان است با رسیدن به لحظه مرگ هر چه در آن لحظه است حفظ می شود و یا اینکه همه اعمال و حال و هوای قلبی ما در تمام طول عمرمان برزخیت ما را بوجود می آورد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در برزخ و قیامت با ملکات خود که جمع‌بندیِ شخصیتش می‌باشد، روبه‌روست و از این جهت اهلِ دل سعی می‌کنند همواره در حالت معنوی خود را نگه دارند تا در آخرین قدم‌های حیات خود، با عالی‌ترین ملکات در برزخ و قیامت خود روبه‌رو شوند. موفق باشید

16931
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد وقتی انسان تجارب در آستانه مرگ را چه از خارجی ها و چه از داخلی ها که اخیرا تعدادی از آنها هم منتشر شده می خواند عموما از حال خوش و دیدن تونل نور و..... سخن می گویند این مطلب با بحث سکرات و سختی جان کندن که در روایات ما آمده چگونه قابل جمع است؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در این مورد عرض شد که این گزارش‌ها مربوط به روبه‌روشدن انسان است با حالت مجرد خود و این مربوط به قبل از روبه‌روشدن با ملکین نکیر و منکر است که انسان‌ها در محاسبه‌ای خاص قرار می‌گیرند و نسبت به جهت فطری و شرعی خود ارزیابی می‌شوند. موفق باشید

15402
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: بنده در خواب دیدم که یکی از دوستان که از مشهد مقدس برای بنده قرآنی هدیه آورده بود که به تعارف زیاد به من هدیه شد وقتی قرآن را باز کردم در صفحه باز شده فقط بعضی از کلمات مشخص بود که فکر کنم حرف جلاله بودند. و مابقی آیه ها با چسب قرمز رنگی پوشیده بود. که می گفتم بگذار وقتی خلوت شد چسب ها رو بکنم و بفهمم ولی متاسفانه با دو قرآن دیگر جابجا شد و گمش کردم. استاد ببخشید قبلا سوال اینجوری پرسیده بودم و شما فرمودید که تعبیر خواب نمی دانم لطفا این خواب را برای بنده بگویید. اگر بشود روی ایمیل خودم. یا علی
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض کردم خواب به همین شکلی که می‌فرمایید قواعدی دارد که بنده از آن بی‌اطلاع‌ام. موفق باشید

15287
متن پرسش
سلام استاد: در جلسه پیش در شرح جامع السعادات فرمودید: هرکسی خودش جای خودش است و بستر خود را داراست و.... با توجه به صحبت شما، استاد اگر کسی انتخاب هایش و رویکردش به شدت عرفانی شود و تمامی اعمال را با همان رویکرد به فعلیت برساند و وارد عالَم عرفان شود، این بسترش بیشتر می شود؟ ظرف وجودی اش بیشتر می شود؟ به میزان بستر معنویتش افزوده می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. عنصر صبر، غوغا می‌کند. فرمود: «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»(186/آل‌عمران). موفق باشید

14119
متن پرسش
سلام: خدا قوت. 1. استاد بحث عالم ذر را در کدام کتابتان پیدا کنم؟ بحث ازلی و ابدی بودن انسان؟ 2. در اول سوره حمد، در آیه دوم، الحمد لله.. ال را حضرت امام چه الف و لامی گرفته اند؟ تعریف گرفتند؟ معنی این آیه یعنی می شود: (هر حمدی در هر زمانی در هر مکانی در هر شرایطی که باشد مختص الله است که پرورنده عالمین است.) یعنی بقول حضرت امام (ره) گمان می کنند که فلانی را ستایش می کنند. گمان می کنند بت را ستایش می کنند. همه او را حمد و ستایش می کنند. حقیقت همه چیز اوست. سوالم اینجاست که حقیقت همه چیز اوست؟ یا پرتویی از اوست؟ اگر اوست، پس حقیقت هرچیز می شود هستی مطلق؟ این که جور در نمیاید حضرت استاد؟ راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» در تفسیر آیه‌ی 173 سوره‌ی اعراف در این رابطه بحث مبسوط و مفیدی داشتند که سی‌دی آن در مراکز مربوطه جهت فروش موجود است 2- اگر از نظر وجودی و شهودی بنگریم عالم همه مظهر وجود حضرت حق است و حضرت حق از طریق آن مخلوقات در صحنه می‌باشد به همان معنایی که قرآن فرمود: «اللّه نور السموات و الأرض». و یا مولی الموحدین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما رأیت شیئا إلا و رأیت اللّه قبله و معه و بعده». موفق باشید

7911
متن پرسش
سلام ایا می شود با دعا و توصل انسان تقدیر خود را عوض کند؟ چگونه می توان با رهبری مرتبط شد؟ ایا ارتباط روحی کفیست؟ برای رسیدن به مقصد التماس دعای مخصوص.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- با دعا و توسل می‌توانیم تقدیری که حضرت رب العالمین برای ما مقدر فرموده است را شکوفا کنیم 2- نمی‌دانم. این چه سؤالی است؟ موفق باشید
7179
متن پرسش
با سلام با توجه به اینکه فرشتگان موجوداتی مجرد هستند و جسمی برای آنها تصور نمیشود تا بالی هم داشته باشند،الف)منظور از بال داشتن فرشتگان چیست؟ب)منظور از حدیثی که میفرماید برای طالبان علم بالشان را پهن میکنند،چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر موجود مجردی وقتی در موطن مثال نازل شود صورتی مناسب حقیقتش دارد و برای طالبان علم، فرشتگان صورتی در قوه‌ی خیال آن‌ها ایجاد می‌کنند که راه را بهتر طی کنند و به همین جهت طلاب، دارای تصورات معنوی خوبی هستند و با همان تصورات، انگیزه‌ی ادامه‌ی تحقیق دینی در آن‌ها شدت دارد. موفق باشید
6673
متن پرسش
سلام استاد گرامی خسته نباشید1-صرف نظر از مزاجها چرا فهم ریاضیات مشکل تر از سایر علوم است؟2-اینکه در عقل غیر خدا هم جای میگیرد یعنی چه؟والسلام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شاید از آن جهت ریاضیات برای اکثر عقل‌ها مشکل‌تر است که باید از کثرت صِرف، نظر به قواعد کثرت‌ها شود و یک نحوه سیر از ظاهر به باطن است هرچند آن باطن چندان متعالی نیست 2- یعنی انسان به چیزهایی که معلول‌اند و نقش اساسی در عالم ندارند، اصالت می‌دهد که در واقع در این موارد آن عقل، عقل نیست بلکه وَهم است. موفق باشید
1067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده بنده در دوران اوج جوانی که روحیات مذهبی هم داشتم دائم دنبال ملاک مهم برای شخصیت بالای انسانی بودم و هر شخص از هر گروهی را نمونه باشخصیتی فرض می کردم مثلا بازیگران و انسانهای متدین و....... با اینکه به اهل البیت ارادت قلبی داشتم زیاد به این مسئله توجه نکرده بودم که باید به چنین شخصیتهایی رجوع تام در همه زمینه ها کرد تا اینکه یک روز نزدیک صبح بود که من خواب بودم و احساس کردم صدای پای شخصی به در اتاق خورد و من در حالت خواب وبیداری بودم که دریافتم شخصی در ابتدای اتاق تشریف دارند و من بیدار نشدم که بروم نزدشان و بین حالت خواب وبیداری بودم که آن شخص فرمود شخصیت حقیقی ماییم به لطف خدا تقریبا از آن زمان به بعد در منظر عقل و قلبا با شخصیت ترین اشخاص عالم یعنی اهل البیت قرار گرفتند حال سوالم از محضر شما این است که آن شخص حقیقتا حضرت مهدی بودند یا جلوه نظر و لطف ایشان به این صورت تجلی کرده است یامورد دیگر؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به جهت آن نورانیتی که بحمدالله نسبت به حبّ آل محمد«علیهم‌السلام» در شما ایجاد شده چرا موضوع را حمل بر صحت نکنیم و شاکر چنین لطفی از طرف خدا نباشیم؟ موفق باشید
25283
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: از وقتی سیر مطالعاتی استاد پناهیان به خصوص مباحث «تنها مسیر» و «تعیین کننده ترین عامل در مقدرات بشر» را گوش دادم، زندگیم متحول شده. از طرفی، چند وقته که مباحث «ده نکته از معرفت نفس» و «برهان صدیقین» شما را گوش دادم. این مباحث هم تحولات تازه ای در من ایجاد کرد. الان به جایی رسیدم که نه خوشم میاد تلویزیون ببینم، نه دوس دارم مثل سابق، هندزفری به گوش بزنم و آهنگ گوش بدم، حتی آهنگ سنتی و حلال، و نه دوس دارم توی فضای مجازی بگردم و کلیپ ها و مستندها و فیلم های سینمایی جذاب و جالب را ببینم (هرچند حلال). احساس می کنم اگه وقتم را صرف فیلم و سریال و آهنگ و امثالهم بکنم، عمرم بیهوده تلف شده و بعدش عذاب وجدان می گیرم. قبلا اینطور نبودم، قبلا فیلم می دیدم خیلی مهم نبود که چندین ساعت وقتم صرف آهنگ و فیلم صرف میشه. الان دیگه از نظر روحی، به جایی رسیدم که اگه فرضا نیم ساعت فیلم سینمایی بخوام ببینم، عذاب وجدان می گیرم. البته تمام این تغییرات روحی را مثبت ارزیابی می کنم و تازه دارم می فهمم که واسه چی اومدم به این دنیا و ماموریتم در دنیا چیه. لذا پدید اومدن این روحیات در خودم را بد نمیدونم. ولی مشکل اینجاست که دیگه خیلی جاها نمیتونم برم، در روابطم دچار تعارض میشم، منظورم اینه که فرضا قبلا دوستم می گفت بیا بریم بیرون بتابیم، می رفتم. ولی الان کنکاش می کنم در درون خودم که دقیقا این تابیدن در بیرون چقدر من رو به خدا نزدیک میکنه، از طرفی چون دوستم توی ماشینش آهنگ میذاره، در مجموع پاسخ منفی به دوستم میدم و باهاش بیرون نمیرم. یا مثلا قبلا با آهنگ که مشکلی نداشتم، گوش دادن به آهنگ های شاد و مجاز تلویزیون را بلامانع میدونستم، ولی بعد از تکمیل سیرهای مطالعاتی آقای پناهیان و شما، به این نتیجه رسیدم که حتی همین آهنگهای مجاز هم باعث افزایش کثرت و دوری از وحدت نفس می شود و لذا از هرگونه آهنگی دوری می کنم (حتی دلیلی نمی بینم که چون آهنگ گوش نمیدم، پس به جاش مداحی گوش بدم). خدا رو شکر با این تحولات روحی که در من پدید اومده، هیچ گونه افسردگی هم ندارم (آخه خیلی ها خیال می کنند اگه آدم آهنگ شاد گوش نده، غمگین میشه، ولی من برعکس هستم، و معتقدم شادی باید از درون و اعماق دل بجوشه و در ظاهر و چهره نمایان بشه و برای شاد بودن نیازی به مطلب، آهنگ یا حرف شاد کننده نیست). خلاصه اش رو بخوام بگم، قبلا شادیهام سطحی بود، ولی الان با چیزهای الکی شاد نمیشم و نیاز به چیزی ندارم که شاد بشم. استاد! از چند چیز می ترسم: ۱. پس فردا اگه ازدواج کنم، همسرم قطعا شبیه به من نیست، دلش میخواد بره سیرک، بره سینما، بره کنسرت های موسیقی، انواع و اقسام فیلم های جذاب و مستند و عاشقانه را ببینه، انواع آهنگ های به روز را گوش بده. خب با این احوالات و روحیاتی که بنده حقیر پیدا کردم، همه آدمهای اطرافم (از جمله همسر آیندم) فکر می کنند من یه آدم افسرده هستم که مثل آدمهای معمولی نیستم، نه آهنگ گوش میدم، نه اهل کنسرت و سیرک هستم، نه اهل رفتن به سینما. فکر می کنم این باعث میشه آدمها ازم فراری بشند، یا اینکه روابطشون را باهام کمرنگ کنند، و اینکه همسرم از بودن با من لذت نبره (چون طبیعتا من باهاش به سیرک و سینما و اینجور جاهایی که چیزی جز افزایش کثرات به همراه نمیاره، نمیرم). چطور با این دغدغه که در آینده ممکنه رخ بده، کنار بیام؟ (فکر می کنم که خدا یه همسری روزیم میکنه که در مواردی، دقیقا مخالف عقاید من هست تا بدین وسیله امتحان بشم، به همین خاطر این سوال را ازتون می پرسم) ۲. جاده ای که توش هستم، درسته؟ با همین دست فرمون برم جلو؟ پیشنهاد خاصی ندارید؟ ۲. درک و فهم من از خودم و زندگیم اینه که ما به این دنیا نیومدیم که خودمون را به آب و آتیش بزنیم تا دنیا ازمون سواری بگیره (حب دنیا)، بلکه باید خودمون را به آب و آتیش بزنیم تا از دنیا سواری بگیریم (نگاه ابزاری به دنیا). حتی اینجا نیومدیم که به قول روانشناسان غربی با بکارگیری استعدادهامون به موفقیت برسیم. رسیدن به موفقیت موضوعیت نداره، بلکه سنخیت پیدا کردن و تناسبی نسبت به خدا پیدا کردن، موضوعیت داره. همه شئونات زندگی باید در خدمت این هدف و ماموریت (سنخیت یافتن با خدا برای لیاقت پیدا کردن جهت ملاقات با خدا) باشه. آیا برداشت بنده حقیر از زندگی، منطبق با حقیقت است؟ یا جایی دچار کج فهمی شده ام؟ در پایان از شما استاد عزیز و محترم خواهش می کنم که به همه کسانی که سیر مطالعاتی شما را تکمیل کرده اند، توصیه بفرمایید که سیر مطالعاتی استاد پناهیان (تنها مسیر و تعیین کننده ترین عامل در مقدرات بشر) را هم دنبال کنند. چون به نظر من سیر مطالعاتی استاد پناهیان و سیر مطالعاتی جنابعالی، مکمل همدیگه هستند. سیر مطالعاتی شما، عقلی است و سیر مطالعاتی استاد پناهیان، اخلاقی. هر دو در جایگاه خود، ارزشمند هستند. هر سیر مطالعاتی عقلی، فرد را وادار به تفکر و تدبر در خودش و جهان میکنه و چون تعقل و تفکر، هم به تمرکز و زمان مقتضی نیاز داره هم به حوصله، معمولا مباحث عقلی، خشک به نظر میرسه و حوصله طرف سر میره. مباحث اخلاقی، این خشکی را برطرف میکنه. از طرفی، از نظر بنده ناچیز، فقط تکیه کردن به مباحث اخلاقی هرچند ظاهرا شیرین و جذابه و نیازی به فکر کردن زیاد نداره، ولی باعث میشه که انسان در یک حدی متوقف بشه و درکش از خودش و خدا و دنیا، عمیق نباشه و صرفا در همون حد متوقف بشه و بعد از مدتی سست و کسل بشه. مباحث عقلی این مشکل را رفع میکنه. خداوند شما استاد عزیز را از یاران حضرت صاحب الزمان (عج) قرار دهد. پیشاپیش از پاسخگویی شما ممنونم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! إن‌شاءاللّه خداوند همسر مناسب روح و روحیه‌ی خودتان را برایتان مقدّر می‌فرماید. ۲. نه! خوب است ولی مواظب باشید در افراط و تفریط نیفتید. آری! بنا نیست ما در هر چیز مباحی وارد شویم، ولی نباید طوری باشد که بقیه را از امور مباح محروم یا برایشان نفی کنیم. ۳. خیلی خوب است. رویهمرفته راهی خوب و پیشنهاد خوبی را مطرح می‌فرمایید. موفق باشید

20930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای افزایش هوش (نه حافظه) چه راهکارهای علمی و نقلی و عقلی و تجربی پیشنهاد می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً «هوش» یک امر موهبی است که به بعضی داده می‌شود. آری! اگر انسان ذهن خود را مشغول امور بیهوده نکند، از هوشی که دارد می‌تواند بهره ببرد، وگرنه همان اندک هوشِ موهبی را هم بی‌نتیجه می‌گذارد. موفق باشید

نمایش چاپی