بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20565
متن پرسش
استاد گرامی سلام: با توجه به جواب جنابعالی به سوال بنده به شماره ۲۰۵۵۸ که البته جوابتان یقینی و قانع کننده نبود، سوال بنده این است که چرا باید بپذیریم که خداوند در حین خواب اطلاعات و خاطرات ما و نفس ما را تغییر نمی دهد که صبح که بیدار می شویم کس دیگری با خاطرات و اطلاعات دیگری باشیم، خداوند که قدرتش را دارد و با کن فیکون توانش را دارد و این کار نشدنی نیست، با کدام صفت خداوند این امر به اصطلاح شدنی منافات دارد که نشدنی می شود و محال؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! به این امر بدیهی که هرکس احساس می‌کند، باید شک کرد؟! در حالی‌که به قول دکارت، خدایِ مهربان خدایی است که می‌خواهد ما حقیقت را بدانیم. مگر خدای عالم فریب‌کار است؟ معلوم است که او اصدق است و جز حق و راستی در او نیست. موفق باشید

20319
متن پرسش
با عرض سلام: استاد گرامی نظر جنابعالی در مورد اوضاع فعلی کشور چیست؟ در کل وضعیت خوبی نداریم علی رغم اینکه رهبر بی نظیر ی داریم. ولی من به عنوان یک دانشجو وقتی از اوضاع نابسامان کشور حرف می زنم میگن ایران تازه بعد از انقلاب شروع کرده قبول ولی این اختلاس ها یا بی تدبیری ها و حقوق های نجومی و.... دیگه ارتباطی نداره تازه بعد از انقلاب باید کمتر بشه به راستی چرا مردم مثلا ژاپن به دین اسلام رفتار میکنن در حالی که مسلمان و یا بعضا خداپرست هم نیستند. و در کل چرا بسیاری از قانون های کشور ما پر از اشکال است و کشورهای غربی از بسیاری از مسائلی که ما درگيرش هستیم سالهاست عبور کردن مثل پرکاری، تعهد، مطالعه بالا، دقیق کار کردن. به نظر بنده ما الان هر موفقیتی که تو کشورمون داریم صدقه سر آ قاي خامنه ای هست و اگر نه بقیه ....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. ما نه با آموزه‌های غربی به سامانی مثل غرب رسیده‌ایم، و نه با آموزه‌های اسلامی و با اطاعت از رهبری به نتایجی که فکر و فرهنگ ما اقتضای آن را داشت؛ دست یافتیم. در این شرایط تاریخی باید به این فکر کنیم حال که 200 سال است نتوانستیم غربی شویم لااقل برای دنیای خودمان هم که هست، در بستر رهبریِ اسلامی و با فرهنگِ خودی به سر و سامانِ لازم فکر کنیم. عرایض نسبتاً مفصلی در این رابطه در شرح آیه‌ی 59 سوره‌ی نساء شد. موفق باشید

19472
متن پرسش
سلام و عرض ادب و ارادت خدمت جان دلم: از هنگامی که بارقه ی بی وصف آن وجود نازنین به قلب این حقیر سراپا فقر رسیده نمی توانم مطالعه ای انجام بدم اصلا انگار دیگر سوالی ندارم چه بگویم حضرت استاد که حال غریبی دارم و چه بگویم که هرچی می نگرم اوست این چه حالی است که اینگونه قالی را علت است چه کنم یا صاحب الزمان روحی فداک.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی جناب مولانا جلال‌الدین رومی:

عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور.... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی.... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد.... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

در خانقه سینه غوغاست فقیران را.... ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد

این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد.... دریاش همی‌ گوید دریات مبارک باد

ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد.... ای طالب بالایی بالات مبارک باد

ای جان پسندیده جوییده و کوشیده.... پرهات بروییده پرهات مبارک باد

خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی.... کالای عجب بردی کالات مبارک باد

موفق باشید

19291
متن پرسش
با سلام: آنچه در درونم می گذرد را نمی توانم بدرستی بیان کنم امیدوارم از خلال کلمات منظورم را متوجه شوید: 1. صوت های مقدماتی سیر مطالعاتی شما را گوش دادم. ولی بدتر ناامیدیم به خدا بیشتر شد! چرا که برداشتم از من و بدن و حرکت جوهری برنامه ای از پیش تعیین شده و غیرقابل انعطاف می باشد. وقتی ملکاتی که انسان دارد بهشت و دوزخ را می سازد و در این بهشت و دوزخ خود ساخته جاودان است پس جایگاه شفاعت و بخشش روز قیامت کجاست؟ 2. از روزی که انسان خلق می شود من او همه کاره است ولی تصور می کند که تن در صحنه است انسان با اختیاری که دارد می تواند تن را بکشد ولی اختیاری در خصوص من ندارد زیرا من را نمی تواند از بین ببرد آیا این جبر نیست؟ 3. مگر من انسان که نفس اوست خلقت خدا نیست و مگر خدا نمی تواند آن را از بین ببرد پس چرا می گویید این کار شدنی نیست. درخواست من از خدا اینست که نباشم نه تنم نه نفسم هیچ کدام نباشیم. اگر این کار با دعا کردن امکان دارد خواهش دارم این دعا را برایم بکنید. 4. هر کار می کنم نمی توانم خدا را دوست داشته باشم با این جبر بودن (بقای نفس) و این همه عذاب روحی چطور می توان او را دوست داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مسیر حیات دینی وقتی انسان‌های معصوم مدّ نظر انسان باشد، همان‌طور که در دنیا نظر به انسان‌های معصوم جهت‌گیری ما را به طور صحیح شکل می‌دهد، در قیامت که شرایط ظهور ابعاد اصلی انسان است، این جهت‌گیری نسبت به انسان‌های معصوم، شرایطِ رجوع به حق را برای انسان هموارتر می‌کند و معنی شفاعت از این نوع می‌باشد 2- آری! ما در خلق‌شدنِ خود اختیار نداریم، ولی در متعالی‌کردنِ خلقت خود می‌توانیم با هدایت‌های الهی به نتایج خوبی برسیم 3- انسان در دعاهایی موفق است که مصلحت او باشد، چنین دعاهایی مصلحت او نیست که اجابت شود 4- حضرت حق کمال مطلق است و تنها با نزدیکی به او می‌توان به خوبی‌ها و کمالات دست یافت. چرا نباید خوبی‌ها را دوست داشت؟ موفق باشید 

18747
متن پرسش
سلام: ببخشید. نظر شما را در مورد جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی چیست؟ آیا می تواند موثر باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان‌های قابل اعتمادی به صحنه آمده‌اند باید جهت موفقیت‌شان دعا کرد. موفق باشید

18180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1.درباره اعتقادات چه کتاب هایی به صورت اجتهادی بخوانیم؟ 2. اینکه احساس کنیم غرق در گناه هستیم این را چه طور می توان بر طرف کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سیر مطالعاتی بر روی سایت جهت این امر می‌تواند کمک‌کننده باشد 2- با امید به رحمت خدا نگرانی خود را برطرف نمایید. مطالعه‌ی کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» همراه با شرح صوتی آن پیشنهاد می‌شود. موفق باشید

18101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقتتون بخیر بنده از رصدخانه فرهنگی اصفهان «مهران» مزاحمتون میشم. چه حوزه های دانشی برای مدیریت جامع فرهنگ نیاز هست و باید در گیر شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در جواب سؤال شماره‌ی 18045 جواب داده شد. موفق باشید

17836
متن پرسش
با سلام: فرق نفس و روح چیست و رابطه ی روح و نفس و جسم به چه شکل است؟ لطفا توضیحات مفصلی بفرمایید. بنده کتاب های «جوان و انتخاب بزرگ»، «آشتی با خدا»، «ده نکته از معرفت نفس»، «خویشتن پنهان»، «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قبر» را خوانده ام البته کتاب آخر را تمام نکرده ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در محاورات معمولی، روح و نفس به یک معنا است ولی در اصطلاح قرآن، نفس به معنای روحِ مدبّرِ بدن است. ولی روح، بیشتر به منظور روح الأمین و یا جبرائیل به‌کار می‌رود و نفس ناطقه با تعلقی که به بدن دارد بدن را تدبیر می‌کند مگر آن‌که آن تعلق از بین برود که در آن صورت بدن را رها می‌کند. موفق باشید

17478

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
هوالجميل: با سلام و تسليت ايام سوگواري حضرت سيد الشهدا خواهشمندم تفاوت لذت نفساني با مطلوب نفساني را با مثال روشن سازيد. زيرا استاد شجاعي در كتاب مقالات جلد سوم تاكيد دارند كه سالك بايد تفاوت بين اين دو موضوع را بداند. در پناه خدا باشيد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس انسان به عنوان نفس ناطقه طالب قرب الهی است. ولی نفس امّاره طالب لذّاتِ دنیایی می‌باشد و از این جهت باید مطلوب این دو را یکی نپنداشت زیرا لذّات دنیایی وقتی به صورت افراطی در میان باشد، لذّات نفس امّاره در میان است. موفق باشید

17429
متن پرسش
سلام: من يك سال هست كه يك گناهي را ترك كردم چون خدا انجام آن را دوست نداشته است. و از انجام آن پشيمان هستم. اما هر وقت به آن گناه فكر مي كنم مي بينم هنوز لذت آن گناه با من هست. و من فقط براي رضاي خدا آن را ديگر انجام نمي دهم و ترس از اين دارم چون لذت آن گناه با من هست نكند دوباره به آن گناه برگردم؟ استاد محترم لطفا بفرماييد كه من و قتي يك گناه را ترك مي كنم و از انجام آن هم پشيمان هستم، چه كنم تا لذت آن گناه را در دلم از بين ببرم. تا توبه من يك توبه واقعي بشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهت همین سابقه‌ی ذهنی لذتِ گناه است که به ما فرموده‌اند صبر بر ترک معصیت حتی از صبر بر طاعت برکاتش برای انسان بیشتر است. تنها با صبر بر ترک معصیت است که بعد از مدتی نورِ درکِ زشتی معصیت ظهور می‌کند. موفق باشید

16777
متن پرسش
سلام استاد منظور از آیه 25 سوره روم (و یکی از آیات قدرت خدا آنکه آسمان ها و زمین را به فرمان خود بر پا داشته است سپس که در محشر شما را از خاک برخواند و زنده گرداند همگی سر از قبرها بیرون می آورید) چیست؟ در اینجا هم منظور از قبر همان برزخ است و منظور این آیه انتقال از برزخ به قیامت است؟ یا اینکه روز قیامت همین بدنی که داریم ولی از جنس قیامتی حاضر می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن قیامتی از جنس اخلاق و عقاید است و نسبتی با این بدن دنیایی ندارد. در این مورد می‌توانید به کتاب «معاد از دیدگاه امام خمینی» از انتشارات مرکز نشر آثار امام رجوع فرمایید. موفق باشید

16244

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده از حدود یک سال پیش به دنبال یادگیری تاریخ فلسفه رفتم و مدام علاقه مندتر شدم. چند ماه پیش هم به فایل های صوتی «از برهان تا عرفان» شما استاد عزیز گوش می دادم اما تصمیم گرفتم که کتابش را خریداری کرده و بخوانم و اکنون مشغول خواندن آن هستم. مشکلی که برایم پیش آمده این است که تعدادی از دوستانم نسبت به دین و حتی وجود خدا شک کرده اند و عده ای نماز و اعمال واجب را هم کنار گذاشته اند. بنده هم کمی دچار تردید شده ام و حتی گاهی در اصول دین، حتی در وجود خدا که برایم جای سوال نبود، دچار تردید می شوم و این مسئله من را از نظر ذهنی می آزارد و می ترسم که این تردیدها ادامه یابد و همانند بعضی از دوستانم به انکار دین و خدا و پرداختن به محرمات منجر شود. حتی احساس می کنم که در نمازم هم گاهی آن نشاط سابق نیست و همه چیز عوض شده است. به نظر جنابعالی چه کاری باید برای بیرون آمدن از بحران فعلی انجام دهم؟ چه کنم که ایمان و لذت آن به بنده برگردد؟ آیا ادامه ی مطالعه ی برهان های وجود خدا نظیر برهان صدیقین در این برهه می تواند برایم مفید باشد؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مباحث صوتی «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را خوب کار کنید، می‌توانید به دوستان خود نیز کمک کنید تا إن‌شاءاللّه با مباحث صوتی «معاد» به رشد کاملی در این مسائل دست یابید. موفق باشید

15846
متن پرسش
سلام استاد عزیز: چندی پیش کتابی می خواندم که در واقع پرسش و پاسخ بود از دکتر دینانی. ایشان مطلبی فرموده بودند به این عبارت که نبوت مقام نیست بلکه اصل ولایت است و نبوت ظهور ولایت است و نبوت برای مردم است بعد در ذهن بنده سوالی پیش آمد با توجه به کتاب مبانی نظری نبوت و امامت شما نبوت ظهور ولایت است. آیا ولی مقام عصمت را دارا می شود؟ یا اگر خداوند او را نبی کند معصوم می شود؟ چه فرقی بین مثلا آیت الله قاضی و بر فرض حضرت موسی (ع) وجود دارد؟ آیا عارف می تواند معصوم شود همچون پیامبر؟ اگر نه باید نبوت را یک مقام حساب آورد چون علاوه بر مقام قرب و ولایت مقام عصمت را داراست. ضمنا فرق بین رسول و نبی در چیست؟ متاسفانه احتمالا شما این را در کتابتان نیاوردید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که استاد فرموده‌اند تا مقام قرب و ولایت برای نبی خدا پیش نیاید، مأموریت شریعت به او واگذار نمی‌شود. ولی فراموش نفرمایید وقتی شریعت وارد تاریخ شد، مسیر قرب الهی برای بقیه فراهم می‌شود و هرکس به اندازه‌ی رعایت ظاهر و باطن شریعت، منوّر به عصمت اکتسابی می‌گردد. موفق باشید

13131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت حاج آقای عزیز: استاد اگر در این دنیا کسی یک چیزهایی را در عالم حضور درک کرد و بعدا آن ها را از دست داد، آن ها را در آخرت با خود دارد یا خیر؟ با تشکر التماس دعای بسیار داریم از استاد برای شاگرداشون چون می دانیم این دعا بعضی موقع ها از دعای یک پدر برای فرزندش بالاتر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً جنس این عالم این‌چنین است که اگر کشفی آمد برای آمدن کشف بعدی، آن از منظر سالک پنهان می‌شود تا إن‌شاءاللّه در آخر عمر و به‌خصوص در یوم‌التلاق که شدت توحیدی انسان بیشتر است، همه یک‌جا جمع می‌شود. موفق باشید

8442
متن پرسش
سلام علیکم ...عالم همه در تجلی است ونور حضور در همه جا پرتو افکنی می کند.ما تازمانی که به عبادات فردی خود وبه حالات روحانی خود توجه داریم نمی توانیم طلب حضور نور قدس را در کل عالم طلب کنیم وقتی به فسادهای جهان فکر می کنیم ونظاره گر مشکلات می شویم امید از قلب ها بیرون می رود ...جناب استاد انقلاب کبیر حضرت روح الله هدیه ای بود برای امید بخشیدن به دل های مردمان جهان برای رسیدن به نور و رهایی از ظلمت کفرومطمئنا ایت الله خامنه ای نیز همان راه ومسیر راه می روند وبه قول حضرتعالی تفصیل حضرت امام می باشند...در روایت داریم که اگر انسان کامل نبودند جهان کن فیکون می شد .بنابراین امام زمان یا بقیه الله کسی که به نور الله زنده است لحظه ای از یاد انسانهایی که رجوع به حضرت الله دارند نمی باشد ...اتحاد است دیگر!و ما اعتقاد داریم که حضرت امام خمینی با اتحاد کاملی که با آن مقام روحانی پیدا کرده بودند توانستند تجلی گر آن عالم قدس در حد خود بوده باشند ولی مطلبی که در این جا مطرح می شود اینکه آیا در این زمان فقط انقلاب اسلامی ایران می باشد که منادی آن عالم یعنی عالم حضرت مهدی خواهند بودیعنی اینکه امام کشور ایران را کشور اسلام می دانند را ما باید یک اصل در عالم تلقی کنیم یا غیر از این است ؟از کجا معلوم که در آینده در گوشه ای از جهان دوباره یک انقلابی بزرگتر از انقلاب امام خمینی اتفاق نیفتد ؟البته با شواهد موجود در جهان جایی از جهان در حال حاضر نیست که توان ظهور آن نور را داشته باشد ولی این هم موضوعی است .استاد یک مشکل دیگری که برای ما مذهبی ها پیش میاد اینکه در این سیر وسلوک عرفانی که همه اش در درون اتفاق می افتد بعد از مدتی می گوییم که برای چه ؟و یک نیست انگاری که شاید این هم نعمتی از طرف خدا بوده باشد برایمان پیش می آید با آمدن این حس وحال چه کنیم ؟استاد این دل نپخته ونرسیده امان به کدامین راه بسپاریم؟ خدا برای چه شیطان را آفرید؟برای تعالی؟استاد بعضی وقت ها در خواب هایمان یک بشارت هایی به ما ها می دهند این را چگونه ارزیابی کنیم ؟مثلا دائم در حال پروازیم در آسمان ها !استاد نظر دکنر داوری در مورد جریان دکتر احمدی نژاد چیست ؟چرا شما با تفکر امثال آقای هاشمی مخالفید؟آخرش ایشون از انقلابیون است .از پراکندگی سوالات ببخشید.ما شاگرد خوبی نیستیم .
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- امیدواریم در گوشه‌ی دیگر جهان نیز بانکی از توحید به گوش برسد و موجب تقویت نظام اسلامی در مقابل نظام استکباری باشد 2- سلوک عرفانی درونی است ولی اولاً: ما را از انجام اعمال خلاف کنترل می‌کند. ثانیاً: شخصیت ما را آماده می‌نماید که هرجا زمینه‌ی عمل به حق بود در میدان باشیم 3- جناب آقای دکتر داوری سعی دارند طوری موضع نگیرند که تقابلی با جریان های دیگر پیش آید 4- این حرف‌ها چیست پای ما می‌گذارید؟! ملاک دوستی و دشمنی ما نسبت به اشخاص در نسبت آن‌ها با اهداف انقلاب معنا پیدا می‌کند و جای هر کس را در رابطه با انقلاب تعیین می کنیم.موفق باشید
7630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام حضرت رسول یک نفس ناطقه دارند و یک حقیقت نوری و فرموده اید از جنبه نفس ناطقه است که وحی را از جبرائیل دریافت میکنند و روحشان توسط عزرائیل قبض میشود.استاد گرانقدر آیا مقام نوری ونفس ناطقه حضرت رسول از یکدیگر جدایی دارند؟این موضوع را متوجه نمیشوم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: دو مقام است که در شخص رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» جمع است و حضرت با عبادات خود با مقام نوری خود متحدند. موفق باشید
23422

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسنه تعالی. سلام علیکم: سوالی دارم و اون اینکه چرا با این نگاه مکانیستی به عالم و آدم در غرب و اصالت لذت و عدم وجود هر گونه وجود معنویت متعالی در غرب چرا در ظاهر جامعه غرب هرج و مرج نیست انگار با یک نظم دقیق کارها رو پیش می برند. انگار قانون کار خودش را می کند در غرب؟ البته زیر پوست شهر اتفاقات دیگری در حال وقوع است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان غربی پس از مدتی به این نتیجه رسیده است که برای اداره‌ی جامعه‌ی مدرن، عقل خاصی نیاز است و این در جای خود یک نوع خودآگاهیِ تاریخی است هرچند هدف آن متعالی نباشد. ولی متأسفانه ما هم شهر مدرن می‌خواهیم و هم هیچ توجهی به عقلی که برای اداره‌ی شهر مدرن نیاز است، نمی‌کنیم. جناب آقای دکتر رضا داوری اردکانی در کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» به‌خوبی به این موضوع می‌پردازند. موفق باشید

23247
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: پرسشگر سوال 23111 هستم که سوالاتم مربوط به عدل الهی و فلسفه‌ی خلقت بود. متاسفانه قانع نشدم. مباحثی که راجع به امکان ذاتی مطرح کردید، اصلا قانع کننده نیست. خصوصا که یک آیه از قرآن با این امکان و طلب ذاتی در تضاد است. در جواب سوال یکی از کاربران فرموده بودید که شأن خداوند اجل از این است که قبل از جنایت، قصاص بکند؛ یعنی کسی را که علم دارد اهل جهنم است، قبل از به فعلیت رسیدنش، او را خلق نکند. ولی این با آیه‌ از قرآن تطابق ندارد که حضرت خضر پس از کشتن آن نوجوان، در جواب اعتراض حضرت موسی به او گفت: «و اما الغلام فکان ابواه مومنین فخشینا ان یرهقهما طغیانا و کفرا.» من کاری به این بحث ندارم که حضرت حضر مأمور به باطن است یا ظاهر، ولی ایشان به هر حال مأمور الهی بود و دلیل کارش را هم اینگونه بیان می‌کند که او اگر زنده بماند، پدر و مادرش را به طغیان و کفر می کشاند. مسلما آن نوجوان الآن در بهشت است‌‌. ولی آیا تمام کسانی که عاقبت به شر شدند و اهل آتش، نمی توانند به این آیه استدلال کنند که خدایا تو که می دانستی ما اهل آتش می شویم پس چرا ما را خلق کردی و اگر هم خلق کردی پس چرا مثل همان نوجوان، ما را قبل از تکلیف از این دنیا نبردی؟ این آیه را دیگر چطور با بحث طلب و امکان ذاتی جمع می کنید؟ استاد! من نه فیلسوفم نه عارفم و نه متکلم؛ بلکه یکی از همین جوانان گناه آلود دوره‌ی آخرالزمان هستم که حالم از خلقت و آفرینش و این بدبختی‌ها و فلاکت‌ها به هم می خورد. ظاهراً خلقت به نام انسان است و به کام خدا! ما باید بدبختی و فلاکت و رنج بکشیم تا جناب خدا اسمائشان به ظهور برسد! آن وقت جالبش هم اینجاست که باید صبر و استقامت هم داشته باشیم و راضی هم باشیم به رضای خدا و دم نزنیم! چه حکمتی در خلقت این کمیت شگفت آور از انسانها وجود دارد با اینکه اکثر آنها - از جمله خودم - مانند حیوانات زندگی می‌کنند و اصلا نمی‌دانند برای چه آفریده شده‌اند؟ و در آخر هم اکثرشان باید به جهنم بروند تا جایی که خود قرآن می گوید: «یوم نقول لجهنم هل امتلأت و تقول هل من مزید؟!» استاد عزیز! ما که اهل مناجات و نماز شب و راز و نیاز با خدا نیستیم ولی اگه شما هستی حتما و حتما یه سوالی رو از طرف من از خدا بپرس: «خدایا راستی اگه خودت جای ما بودی با این همه غرائز و هوا و هوس های رنگارنگ، بهشتی می‌شدی یا جهنمی؟» حتما این سوال رو‌ در خلوتتون از خدا بپرسید و اگه جوابی شنیدید بهم بگید. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بد نیست ابتدا به این نکته فکر کنید که بالاخره مائیم و چنین حضوری در این عالَم و ابدیتی که در پیش رو داریم و باید تلاش کنیم آن را برای خود آباد نماییم، آن‌هم در نظامی و عالَمی که خداوند درمقابل ما قرار داده و ما را در آن خلق کرده. انسانِ عاقل در چنین شرایطی چگونه عمل می‌کند تا ابدیت خود را آباد نگه دارد؟ در رابطه با این نگاه است که شاعر می‌گوید: «در کف شیر نرِ خونخواره‌ای / غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای» وگرنه، نه خدا شیرِ خونخواره است و نه ما راههایی در این‌دنیا به سوی سعادت نداریم. البته از طرف دیگر خداوند به ما خواهد گفت اگر من جای شما بودم، نوعی خود را به عنوان انسان تعریف می‌کردم که علی «علیه‌السلام» در نامه به فرزندشان، انسان را تعریف کردند و در آن نحوه تعریف، بسیاری از این اعتراضات فرو می‌نشست. ۲. در روایت داریم آن فردی که حضرت خضر «علیه‌السلام» مأمور به قتل‌رساندن او بودند، شخصی بود که موجب آزار بسیاری می‌شد و در روایت، نحوه‌ی آزارهای او را نیز آورده‌اند. موفق باشید

22708
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: عزاداری ها قبول. سوالی از محضرتان داشتم. ذیل جلد ششم اسفار بعد از اثبات برهان صدیقین توسط ملاصدرا، علامه طباطبایی (ره) حاشیه ای دارند، که مضمون را اینطور برداشت کردم که: مبنا را بدیهیات هم که قرار دهیم، باز هم قبل از آن بدیهی حق در میان است، نه بدیهی، یعنی اگر بگوییم اجتماع نقیضین محال است، اگر کسی پرسید حقا محال است یا باطلا، می گوییم حقا، پس حقیّت حق را قبل از آن بدیهیات پذیرفته ایم. آنطور که ظاهر است و بنده استقرا کردم، علامه این نگاه را از فرهنگ کلی قرآن می دانند و اگر طبق این نظر علامه طباطبایی به موضوعات بنگریم، پس در واقع برای بصیران عالم حتی نفس هم نمی تواند بدیهی ترین باشد، بلکه خود حضرت حق بدیهی ترین بدیهیات می باشد و «بک عرفتک» اینجا معنا میابد. آیا برداشتم صحیح است؟ التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان حق را این‌جا به معنای آن‌چه واقعاً محقق و واقع است در نظر بگیریم. لذا دیگر اجتماع نقیضین علمی نیست که پذیرفته باشیم، بلکه یافتی است از حقیقت که در مقابلش تصوری نیست که آن تصور باطل باشد بلکه صرفاً حق است و لاغیر. واللّه اعلم. موفق باشید

22694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا در قرآن از توبه لواط نگفته؟ غیر آمرزش است باید حد خورد و اعدام شوی تا خدا ببخشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قرآن می‌فرماید: «اطیعوا اللّه و اطیعوا الرسول» یعنی علاوه بر آن‌چه خدا دستور داده است، احکام بعضی موارد را خداوند مستقیماً اعلام می‌فرماید و احکام بعضی موارد را به قلب رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» القاء می‌کند و رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» به ما می‌رسانند مثل تعداد رکعات نماز. شاید این به جهت آن باشد که مردم در کنار قرآن متوجه‌ی اهمیت سیره و سخن پیامبر نیز باشند. پیامبری که به تعبیر قرآن از میل و فهم شخصی خود چیزی نمی‌گوید. موفق باشید

22565
متن پرسش
سخنی درباره سوال 22560 سلام استاد عزیز: امروز به معنای واقعی کلمه در خود شکستم وقتی پاسخ استاد چندین ساله ام را به یکی از شاگردانش خواندم! شاگرد از استدلالات و علم یک مدعی سخن می گوید و استادی که سالها آزاد اندیشی را در گوش جان شاگردانش خوانده و آنها را تشویق به عقلانیت کرده در بحثی جذمی هرکس را که حرفی خلاف آنچه هست می زند متصف به حماقت و بلاهت می کند! بزرگوار! نه شما معصوم هستید و نه امام و رهبری عزیز! چرا برای خدا تعیین تکلیف می کنید؟ (کاری که معصوم هم نمی کند!) آن شاگرد متواضعانه درخواست کرده احتمال بدهید خدا بخواهد امر خود را به طریقی غیر از آنچه شما و ما تحلیل می کنیم ظاهر کند! شما می فرمایید نستجیر بالله خدا چنین حقی ندارد؟ مگر می شود استدلال یک طرف را به صرف اینکه در مقابل مفهومی که ما بعنوان حقیقت قبول کرده ایم قرار دارد رد کنیم؟ مفهوم در مقابل استدلال؟ اگر معصوم هم بودیم چنین روشی محلی از اعراب نداشت چه برسد به آنکه ممکن است آن چیزی که ما و بزرگان مان بعنوان حقیقت قبول کرده ایم شبهاتی داشته باشد! پناه بر خدا از اینکه روزی خدا بخواهد امر خود را از راهی غیر از آنچه ما با فهم خود تحلیل می کنیم ظاهر کند و مایی که که عمری در راه دین او سپری کردیم در مقابل حجت اش بایستیم.
متن پاسخ

مه تعالی: سلام علیکم: آیا می‌توان وقتی تا این حدّ مطلب روشن است که عمرسعدی با ظاهرِ مذهبی در مقابل حضرت امام حسین«علیه‌السلام» قرار می‌گیرد، باز هم به بهانه‌ی آن‌که حقیقت در اختیار ما نیست اظهار نظر نکرد؟ مطمئن باشید احمدالحسن کاملاً به جای عمرسعد و یزید نشسته است و واقعاً تعجب می‌کنم که دشمن این اندازه به فهمِ بعضی‌ها توهین می‌کند و تا این اندازه به بلاهت و حماقت آن‌ها امیدوار است!!! جلّ الخالق! موفق باشید

21972
متن پرسش
سلام: وقتی شما می شنوید یا متوجه می شوید کسی بد شما را می خواهد یا علیه شما دسیسه ای می کند و در حالی که شما دسترسی به چیزی دارید که می توانید شرش را رفع کنید و یا این که مقابله به مثل یا بیشتر برایش مشکل درست کنید کدام گزینه را انجام خواهید داد؟ آیا جواب طبیعی و بزرگوارانه این نیست که بگویید شرش را رفع می کنم و ممکن است هم بگویید خدا هم من و هم ایشان را هدایت کند. بر اساس فرض صحت چنین سوال و جوابی، این عبارت دعای کمیل: «اَللّهُمَّ وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوَّءٍ فَاَرِدْهُ وَ مَنْ كادَنى فَكِدْهُ» چرا در اینجا حضرت امیرالمومنین علیه السلام با دسترسیشان به اسم جامع الله از داشته ی شان چنین استفاده ای می کنند؟ البته شاید در بخشی از جوابتان چنین مضمونی باشد که ایشان چون خیر مطلق هستند کسی که سوء ایشان را می خواهد یا مورد دسیسه ای می کند طیبی در وجودش نیست که رحمتی از اسم جامع الله شاملش شود یا مصداق رحمت برای فرد کاملا خبیث همین خواسته حضرت علیه السلام است. در این صورت اولا این دعایی است که حضرتشان به کمیل یاد داده بودند دعای مخصوص معصومین نبوده است آیا کمیل هم به مقام جامع اسم الله رسیده بود؟ ثانیا، در این صورت، برای امثال بنده تکلیف خواندن این فراز دعا جه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به اشارات تاریخی که آن فراز از دعا بدان نظر دارد، توجه کنیم که حضرت به جناب کمیل یاد داداه‌اند که از خدا بخواهند آن شخص و شخصیتی که مانع رسالت تاریخیِ او می‌شود و یا نقشه‌ها و مکرهایی را شکل می‌دهد که مانع به‌ثمررسیدنِ اهداف الهی اوست را از میان بردارد. مثل همان نحوه نیایشی که رزمندگان ما در شب‌های حمله از طریق دعای کمیل از حضرت معبود تقاضا می‌کردند. موفق باشید

21748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: سال نوتون مبارک. استاد من تقریبا سه ساله که مسیر زندگیم عوض شده تو این سه سال با انرژی تمام و شادی و اعتماد به نفس پیش اومدم و به جاهای خیلی خوبی رسیدم و ایمان زیادی داشتم اما بعد تصادف پدرم اتفاقات بد پشت سر هم افتاد و شادی رو از ما گرفت. اشتباهات پشت سر هم اتفاق افتاد نتونستم درست تصمیم بگیرم اعتماد به نفسم رو از دست دادم ایمانم کم رنگ شد دیگه حرف کسی رو گوش نمیدم ادم شکاکی شدم به ایمانم هم حتی شک کردم و افسرده شدم. اما الان عزم جدیدی دارم و می خوام دوباره شروع کنم اما یه مسئله ای مدام باعث حجاب بین من و حقیقت میشه باعث ناامیدیم میشه اونم اینه که نگاهم به تصورات دیگران نسبت به حرفام و اعمالمه چون اونا هم اشتباهاتم رو دیدن و دیدشون نسبت بهم بد شده حالا انگار یه جوری شده که وقتی می خوام یه قدم بردارم در خیالم نگاهم به اونا میفته و میگم اگه من فلان کارو بکنم میگن... بدترین برداشت مزخرفی که میشه از عملم داشت میاد تو ذهنم و ناامید میشم دیگه نمی تونم درست تصمیم بگیرم دیگه نمیدونم چی خوبه چی بده. من خواهرم و عده ای از اقوام نزدیکم و تقریبا تمام مردان خانواده و خویشانم ضد ولایت فقیه هستن و همش در حال حرف زدن در این موردند من همیشه امیدوار بودم که آنها رو برمیگردونم ولی الان با دیدن این اشتباه از من دیگه هیچ امیدی نه من دارم و اونها هم با نا امیدی به من نگاه میکنن و با یه حالت مسخرگی اصلا نسبت به حرف من حساس شدن و تا صدای من میاد هیشکی نمیشنوه اصلا تمایلی به شنیدن حرف من ندارن و من هم موقع حرف زدن با اونا به شدت دچار ترس و استرس میشم من رشتم فیزیکه و دانشگاه صنعتی اصفهان درس می خونم فضای دانشکدمون هم طوریه که آدما پشت سر هم حرف میزنن از این اتفاق می ترسم. آدم عصبی ای شدم و سمت هر کاری میرم یا افراط می کنم یا تفریط. آدم پر استرسی هستم از کارهامم عقب افتادم با این منفی نگری ای که دچارش شدم همیشه وقتی می خوام یه کاری رو شروع کنم نگاهم میره به سمت مسائلی که مشکلات راهم هستن و بعد بیخیال میشم یا اصلا دیگه مثل قبل که فکر می کردم فلان کارو بکنم خیلی خوبه حالا میگم که چی این کارو بکنم یا اون کارو که چی؟ به شدت دلم می خواد به خدا نزدیک بشم ولی با اولین مشکل با اولین غفلت سریع به هم میریزم و ناامید میشم و عصبی و افسرده و ذهنی پر از خیال و وهم بیخود من خدامو میخوام ولی نمیدونم چطوری می تونم به خدا نزدیک بشم. تو ذهنم پر از راه حله ولی اونقدر شکست خوردم که به سمت هیچ کدومشون نمی رم. اراده ام ضعیف شده من قبلا ایمان داشتم که روی خانوادم اثر میذارم و تغییرشون میدم ولی الان نا امید شدم و تا وقتی این ذهنیتم درست نشه نمیتونم به آدم های دیگه فک کنم احساس می کنم دارم نقش بازی می کنم و دروغ میگم به خاطر همین دچار بن بست شدم و نمیتونم ادامه بدم من دانشجویی پرتلاش و ناامیدم. قبلا هدفم این بود میرم فلسفه و فیزیک می خونم و بعد فیزیک رو به فلسفه ربط میدم و به دیگران زیباییشو نشون میدم اما آنقدر تو دانشگاه سرعت تدریس بالاست که شما در حد پاس کردن نمره فرصت می کنید مطالعه داشته باشید و کلا دانشگاه کل زندگیتون رو به هم میریزه و تمام وقت شما رو در اختیار خودش میخواد و یهو یه جا متوجه میشی که دیگه خودت نیستی و فراموش می کنی کی بودی و فقط اونی که دانشگاه میخواد میشی این وضعیت منه. من قبلا والیبال حرفه ای کار می کردم و درسم هم در دبیرستان عالی بود ولی دانشگاه هر دوش رو ازم گرفته. توی یه بینهایت علم غرقم کرده و وقتی هم برام نگذاشته که به علاقه های دیگم برسم و کلا آدم ناارامی شدم. استاد الان با دوستام تصمیم گرفتیم سیر مطالعاتی شهید مطهری رو شروع کنیم. میشه شما یکم روشنم کنید که کجام و چی کار باید بکنم؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که رهبر معظم«حفظه‌اللّه» تأکید دارند فعلاً باید خوب درس بخوانید تا روح آن مطالب علمی را به‌خوبی بشناسید. در کنار آن اگر فرصت شد پیشنهاد بنده یا دنبال‌کردنِ شرح تفسیر حمد حضرت امام است، و یا شرح مقالات آیت اللّه شجاعی. 2- فعلاً سرتان به کار خودتان باشد، با حترام به اطرافیان، خیلی وارد بحث و جدّل با آن‌ها نشوید. به شخصیت‌شان احترام بگذارید 3- از ورزش غافل نشوید. موفق باشید

21579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد لطف بفرمایید نظر فقها راجع به اِعمال حجاب یا همان عنوان حجاب اجباری را بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار فقیه در این مورد ارائه‌ی حکم خدا است که حجاب را واجب می‌داند و بر این مبنا نظام اسلامی قانون رعایت حجاب را مدوّن کرده است. موفق باشید

20532
متن پرسش
سلام: استاد بنظر حضرتعالی حوزه های علمیه سکولار اند؟ لطفا دلیل بیاورید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که از طریق اسلام به نظام‌سازی و حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی فکر نشود و تنها از اسلام، عبادات فردی مدّ نظر باشد، یک نوع سکولاریسم است. زیرا سکولاریسم چیزی جز جدایی دین از دنیا نیست. موفق باشید

نمایش چاپی