بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2673

معاد - قیامتبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم با توجه به نکاتی که در جلسات شرح کتاب معاد فرمودید، نفخه ی صور، تشکیکی است و برای هر کس در هر مرحله ای که قرار دارد، اثری خاص به جا می گذارد. حال سوال این است که آیا این نکته با حشر دسته جمعی انسان ها منافات ندارد؟ یعنی ممکن است تمام انسان ها به آن مرحله که به حشر برسند راه نیافته باشند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نفخه‌ی صور به هر صورتی که باشد افراد را به قیامت منتقل می‌کند و در قیامت همه حاضر می‌شوند و با این حضور دسته‌جمعی حشر آن‌ها جهت حساب شروع می‌شود. موفق باشید
2272
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات در بحث برهان صدیقین، در سوالاتی که در انتهای یکی از جلسات پاسخ دادید اشاره شد که وقتی وجود نازل شد به ماده می رسد. مثلا در مورد حضرت عیسی(ع) وجودشان نازل شد و شد جسم و سپس دوباره خداوند وجود ایشان را از نظر مرتبه بالا برد و و از جسم بودن خارج شدند و دوباره وجودشان می تواند نازل و جسم شود.برای من این اشکال ایجاد شده که در مورد مرگ (مثلا طبیعی انسان) که دیگر من انسان به جسم نیاز ندارد و مرگ اتفاق می افتد علت اینکه جسم رها می شود (و سیر من انسان با تغییر منظر او ایجاد می گردد ) و باقی می ماند این است که ما در لحظه مرگ تنها تغییر منظر داریم و نه تغییر رتبه یعنی در لحظه مرگ وجود ما تغییر رتبه نمیدهد و اگر تغییر رتبه از لحاظ وجود نازله به عالی تر اتفاق می افتاد باید جسم ما هم ناپدید می شد به لازمه آن تغییر رتبه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور است ولی عنایت داشته‌باشید که در مرگ تعلّق روح از بدن قطع می‌شود ولی در مورد حضرت عیسی علیه‌السلام بحث قرآن آن است که او را بالابردیم در حالی که روح حضرت عیسی که بالابود. پس بحث بالابردن جسم در میان است و بالابردن جسم به معنای شدت دادن درجه‌ی وجودی آن است. موفق باشید.
24226
متن پرسش
با سلام: آیا از نظر ملاصدرا تفاوت دو انسان یا دو نفس و یا تفاوت نفسهای متعدد به دلیل تفاوت شدت وجود و شدت حضور آنها می باشد، یعنی تفاوت نفس انسان مومن با انسان کافر یا هر دو انسان دیگری فقط به دلیل تفاوت شدت وجودی آنها و حضور آنهاست که میزان و مقدار آن شدت و جود و حضور هم بستگی به میزان اتصال و ارتباط آن وجود یا نفس به وجود مطلق که همان خداوند است می باشد؟ یعنی از نظر ملاصدرا باید تفاوت دو انسان و یا نفسهای متعدد را فقط در مرتبه وجودی آنها دنبال کرد که آن مرتبه هم میزان ارتباط آن وجود یا نفس با وجود مطلق می باشد که همان شدت وجود و حضور آن نفس است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه سخن جناب ملاصدرا در امری که متذکر شدید بشوند به عظمت این نگاه و به عمق راهبردی آن پی خواهند برد. موفق باشید

22108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: زمان خوندن «رساله الولایه» علامه در سیر مطالعاتی کی است؟ احساس نیاز کردم ولی نمیدونم شروع کنم یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مطالعه‌ی کتاب «معاد» و شرح آن می‌توان سراغ کتاب «رسالة الولایه» و شرحِ 11 جلسه‌ای آن رفت. موفق باشید

21142
متن پرسش
سلام: استاد درباره ی سوال 21108 آیا اونجایی که دولت کم کاری میکنه یا با مفسدان هم دستی میکنه وظیفه ی رهبری نیست که دخالت کنن و عدالت رو اجرا کنن؟ استاد آیا واقعن توی ایران هیچ کس پیدا نمیشه که اصلح تر از صادق لاریجانی برای مقام ریاست قوه قضائیه باشه تا بتونه قوه رو جمع و جور کنه و سرو سامون بده؟ چون حقیقتا خودتونم میدونین که تقریبا به راحتی میشه قسم خورد که تمام دادگستریهای ایران از وجود یک یا چند قاضی ی فاسد رنج میبره که ضربه ای که قاضی های فاسد به نظام وارد میکنن برابری میکنه با ضربه ی تمام دشمنان داخلی خارجی و این که این سخن از کیست که : ای مردم اگه از خدا روی برگردونین خدا هم فاسدترین هاتونو میزاره مسئول تون (امورتون رو به فاسدترینهاتون میسپاره) آیا آیه ی قرآن نیست؟ خدا قوت. ایمیلم یه کم مشکل داره اگه ممکنه روی سایت بزارین. بازم ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودتان را جای رهبری بگذارید و این‌که ایشان می‌خواهند یک کشتی را از این دریای طوفانیِ زمانه به ساحل نجات برسانند، در حالی‌که نباید برای آبادکردنِ یک دهکده، شهری را خراب کرد. ما در حال ساختن تمدنی هستیم در وسعت تاریخیِ امروزمان، و این با حوصله و حکمت ممکن می‌شود. بعضی از رفقای بنده که در جریان نظام قضائی کشور هستند می‌فرمایند آقای لاریجانی تلاش‌های خوبی در امر اصلاح آن قوه داشته‌اند، هرچند ضعف‌های آن قوه هم نباید نادیده گرفته شود. موفق باشید

20377
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام و سپاس از پاسخ ۲۰۳۵۳ در مورد سوال سوم منظور حقیر از سیر ادبیات عرفانی خود کتب شعر بودند یعنی چه کتابهایی علاوه بر مثنوی خوانده شوند و با چه ترتیبی؟ نظرحقیر: مثنوی، فیه مافیه، حافظ، منطق الطیر. ببخشید نتوانستم مقصودم در سوال قبل را خوب برسانم. سپاس بسیار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت کتاب‌های مذکور در دل عرفان نظری به روش محی‌الدین به صورت فرعی مدّ نظر قرار گیرد مگر آن‌که کسی بتواند دستگاه منظمی از امثال مثنوی یا حافظ بیرون بیاورد که هنوز چنین کاری نشده است. در حالی‌که مثنوی چنین ظرفیتی را دارد که عرفانی کامل در اختیار مخاطب بگذارد و این نیاز به استادی خاص دارد، نه این نوع مثنوی‌خوانی‌های عادی. ای کاش روزی و روزگاری پیش آید که با کتاب شریف مثنوی بتوان به طور جدّی برخورد کرد. حداقل به همان جدّیتی که با فصوص‌الحکم محی الدین برخورد می‌شود. موفق باشید

20190
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: دو سوال داشتم. ۱. حضرتعالی از اشعار مولوی در فرمایشاتتون بسیار استفاده می کنید و در بعضی جاها از ایشون تمجید هم می کنید اما از سویی بعضی بزرگان بسیار ایشان را فاسق و منحرف می دانند. لطفا به طور اجمالی بفرمایید مولوی چگونه شخصیتی است؟ ۲. جهت استقامت در معنویت چه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به قول آيت‏الله انصارى همدانى «رحمةالله‏عليه» سالك تا آخر عمر به مثنوى مولانا نيازمند است. اخيراً كه مقام معظم رهبرى «حفظه ‏الله ‏تعالى» در جلسه‏ اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى‏ مى‏ گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1]  و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. 2- معرفت از جنس خودشناسی، اخلاق از جنس کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» و عمل از جنس رساله‌های عملیه. موفق باشید

 


[1] مقام معظم رهبرى« حفظه‏ الله‏ تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه‏ ى دفتر اول مى ‏گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين

20075
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم: سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: در همین ابتدا از شما معذرت می خواهم که جواب ایمیل قبلی را نگرفته، دوباره وقت گرانقدر را شما گرفتم. استاد، بنده ی حقیر در ایمیل های قبلی گفتم که اول راه هستم، برای همین زیاد مسدع اوقات شما می شوم، حلالم کنید. به لطف و توفیق الهی می خواهم قدم در راه بندگی بگذارم همان راهی که گمشده ی ماست هر چند دیر به فکر افتادم اما آمدم، استاد، بنده ی حقیر در دوره ی دانشجویی ارتباط کمی با اطرافیان و مخصوصا اقوام داشتم که روحیه ی خوبی برایم به ارمغان آورده بود، از خیلی از قیل و قال های دنیویی آزاد بودم، مشکل اینجاست که بنده آن دوره دانشجو بودم و به بهانه درس و دانشگاه و دوری راه از رفتن به خیلی از مجالس و حضور در مهمانی ها و جمع شانه خالی می کردم و به صورت خیلی محدود با خانواده و اقوام در ارتباط بودم، اما طی این سه سالی که خانه نشین شدم رنگ دنیایی گرفتم، دو هفته ای می شود که دوباره دلم هوایی شده و بی قرارم، هر چقدر دل و عقلم را کنار هم می گذارم می بینم هر دو تصدیق می کنند که آن دوران، دوران خیلی خوبی بود، سراسر آرامش و.... الان که می خواهم همان رویه را ادامه بدهم با ممانعت خانواده روبه رو می شوم، عروسی نمی روم ناراحت می شوند... در جمع که حاضر می شوم وقتی غیبت می کنند جلوگیری می کنم ناراحت می شوند مجلس را ترک می کنم ناراحت می شوند و... استاد برخی از اقوام و نزدیکانمان از جمله دامادمان مخالف ولایت فقیه است، با نرفتنم به خانه شان راحت ترم ولی مادرم ناراحت می شوند، اتفاقا چند دقیقه قبل وصیت نامه شهید داوود عابدی را مطالعه می کردم که نوشتند با کسانی که ولایت فقیه را قبول ندارند قطع ارتباط کنید. تکلیف بنده چیست؟ اجرکم عندالله. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این زمان، باید با مدارا و احترام به بقیه عمل کرد. انزوا و دوری از بقیه خوب نیست. انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند. محبت به دیگران، انسان را انسان می‌کند. چگونه انسان به خاطر چنین بهانه‌هایی به خانه‌ی خواهرش نرود؟!!  موفق باشید

19599
متن پرسش
استاد عزیزم، سلام علیکم: جنابعالی در اعتکاف رمضان سال گذشته بحثی را مطرح کردید درباره صرف الوجود که به طرز عجيبي قلب و جان ما را اسیر خودش کرد و از آن زمان بارها کل این بحث را مرور کرده ام و هر بار که جرعه ای از این اقیانوس راز آلود می نوشم تشنه تر و تشنه تر می شوم و حسرت می خورم که چرا چنین موضوع بی انتهایی فقط در 6 جلسه ارائه شده است. خودتان در جای جای بحث به مجمل بودن آن و نیاز برای شرح بیشتر اشاره می کنید و انتظار این بود که دوره های بسیار مبسوط تری را به بحث درباره وجود اختصاص دهید اما این انتظار به هر دلیل برآورده نشد و جان ما مدام در حسرت جرعه ای بیشتر می سوزد. مخلص کلام اینکه برای ما بیشتر بگویید، خیلی بیشتر. اگر این بحث صرف بیان دانش و اطلاعات بود اصرار نمی کردم چنانکه اطلاعات از همه جا می ریزد اما این چند جلسه برای بنده حکم نماز را دارد که هر بار تکرار می کنم در ذکر تازه ای فرو می روم و در حین بحث حضور دیگری را تجربه می کنم. استاد عزیزم، برای ما از وجود بیشتر بگویید بگذارید بیش از پیش پرنده جان ما در افقهای تازه ای که در سخنان شما گشوده می شود پرواز کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد اگر بر روی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» تأمل کنید جواب طلب و عطش خود را بیابید. در ضمن از شرح تفسیر سوره‌ی حمد حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» غفلت ننمایید. همان‌طور که متوجه شده‌اید نظر به «وجود» از طریق «دل»، غوغا می‌کنند. موفق باشید  

19568
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: آیا ما وظیفه ای داریم تا امری که وجوب دارد اما واجب نشده است را پیگیری کنیم تا بر ما واجب شود؟ این بحث را از این جهت عرض می کنم که در بحث تشکیل حکومت اسلامی ، در بحث اجرای احکام اجتماعی مثلا اجرای حدود ، بحث وجوب است اما واجب نیست که ما حد را جاری کنیم تا بخواهیم حکومتی تشکیل دهیم تا آن ها را اجرا کنیم و از طرفی طبق حدیثی که می فرماید ،‌ در زمان غیبت بیرون نیایید و الا مثل جوجه ای می شوید که دستخوش بازی کودکان می شود ؛ جه داعیه ای هست تا ما تشکیل حکومت اسلامی بدهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها با تحقق اسلام است که بشر به سعادت می‌رسد و تحقق اسلام به تحقق همه‌ی ابعاد آن از جمله احکام اجتماعی آن معنا دارد و از این جهت، تحقق حکومت اسلامی ضروری است. و آن روایت که فرمودید به گفته‌ی علماء بزرگ مربوط به جریانی است که بخواهد قبل از ظهور حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به‌عنوان مهدیِ امّت حکومت تشکیل دهد. موفق باشید

18494
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در جوابی از شما خواندم که فرموده بودید حدود را خود انسان ها مشخص میکنن برای خودشان و مشکل این است که برای خودشان حدی مشخص می کنند. مثلا جوان بیست ساله یا کودک سقط شده ای همین حد را برای خود انتخاب کرده اند، حال سوال اینکه کودک سقط شده ای که این وضعیت برایش پیش آمده، چطور خودش این قدر وجود را برای خود انتخاب کرده یا هر کودک و.... آیا این قدر وجود را خدا طی حکمتش برای آن جنین سقط شده انتخاب نکرده؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد کودک سقط‌شده، قبل از سقط‌شدن مثل بقیه‌ی انسان‌ها با «خود» روبه‌رو بوده و شخصیت خود را انتخاب کرده. کمی بر روی جواب‌ها دقت بیشتری بنمایید. موفق باشید

17806
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز من کتاب مبانی نظری امامت را مطالعه می کردم که سوالی برایم پیش آمد و آن اینکه شما در جایی فرمودید که ذات اقدس حق، تجلی می کند و آن تجلی می شود مقام الله که جامع اسما است و در جای دیگری فرمودید که خداوند یعنی حضرت الله، مگر مقام الله آفریده ی ذات اقدس حق نیست؟ پس ذات او اصل است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع رابطه‌ی حضرت احد با حضرت اللّه، بحثِ آفریده‌شدنِ حضرت اللّه از حضرت احدیت در میان نیست، بلکه تجلی مقام احدیت در مظهریتِ حضرت اللّه در میان است و حضرت اللّه، رب‌العالمین است که در باطن خود، متصل به حقیقت احدی خود می‌باشد. حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کتاب «مصباح‌الهدایه» به طور نسبتاً مفصل بدین موضوع پرداخته‌اند. موفق باشید

16528
متن پرسش
سلام استاد: من قبلا اکثر یاداشت هام رو روی لب تاب انجام می دادم، اعم از جزوه نویسی و خلاصه نویسی و ... ولی از وقتی با مباحث مدرنیته و فرهنگ مدرنیته شما آشنا شدم و آن روحی که در آن حاکم است و ... و مطالعاتی در این زمینه در آثار شما داشتم، باعث شد نسبت به این عملم که یادداشت ها در سیستم باشد دچار شک و تردید شدم و نمی دانم چی کار کنم آیا به کارم ادامه بدهم یا به کاغذ و قلم روی بیاورم؟ لطفا راهنماییم کنید و اگر امکان دارد هر چه زودتر چرا که وقفه ای در کار مطالعاتی به وجود آورده است. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ما در شرایط تاریخی خاصی قرار داریم که هرچند، ایده‌آل نیست، ولی نمی‌توان از آن فرار کنیم. به همین جهت باید بدون آن‌که شیفته‌ی این ابزارها باشیم در حال حاضر در نسبت به اهداف خود، از آن استفاده‌ی کامل را بنماییم، وگرنه یک‌نوع، بیرون‌افتادگی از تاریخ را به خود تحمیل کرده‌ایم. موفق باشید

16136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در مورد سوال ۱۶۰۷۲در آن قسمت که نویسنده فرموده اند که آیا من هستم که واقعا نگاه می کنم، نه، خداوند از دریچه امکان ما به خود نگاه می کند» را کمی توضیح می فرمایید؟ من کتابهای زیبای شما را مطالعه کرده ام. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نویسنده‌ی آن سؤال از کسانی‌اند که جنبه‌های مختلف وحدت وجود را می‌شناسند. إن‌شاءاللّه در فرصت مناسب با مطالعه‌ی شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام خمینی، این مطالب برایتان روشن خواهد شد. عجله نکنید. موفق باشید

14654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: ضمیر «ه» در «اشهد ان محمدا عبده و رسوله» آیا به هویت غیبیه اشاره دارد؟ اگر چنین است مگر در مصباح اول کتاب مصباح الانس نگفتیم هویت غیبیه معبود هیچ عابد و سالک راه یافته ای نیست. لطفا توضیح فرمایید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در این دنیا در مقابل این‌همه کثرات، تماماً نظر به حق و بندگی او دارند کافی است که ما بندگی او را در همین رابطه و در دنیا مدّ نظر قرار دهیم. موفق باشید

13172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد فایل یکی از سخنرانیهای شما را گوش می دادم در جایی فرمودید ما در امر یه معروف و نهی از منکر در واجبات و محرمات وظیفه داریم ولی در امور دیگر مثلا مستحبات وظیفه نداریم فرمایش شما صحیح و کاملا مطابق شرع است ولی آیا امر به مستحابات و نهی از مواردی که حرام نیست ولی مذموم است کار خوبی است؟ چون ما در زندگی خود بسیاری از مستجاب را بخاطر امر دلسوزانه دیگران انجام داده ایم و همچنین امور نپسندی را هم بخاطر نهی دیگران ترک کرده ایم. بخصوص در پرورش کودکان و نوجوانان که فقط نمی شود به واجبات و محرمات اکتفا کرد. بسیاری از سخنرانی ها و منبرها هم غالبا موارد امر و نهی غیر واجب است. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث واجب‌بودن امر به معروف و نهی از منکر از آن جهت است که ما حق نداریم نسبت به آن کوتاهی کنیم. ولی در امور مستحب و مکروه اگرچه امر و نهی آن واجب نیست، ولی زیبایی فضای جامعه در بین مؤمنین به همین رعایت مستحب و مکروه است. موفق باشید

11171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: سپاس بسیار بابت پاسخ ها. زیرکی از خواص کدامیک از قوا می باشد؟ عاقله؟ می توان گفت که آنان که فهم فلسفی عالی دارند عموما زیرکند مثل فلاسفه بزرگ؟ و به نظر می رسد که یکی از مراتب این قوه است. آیت الله بهجهت(ره)فرموده اند که زیرکی خدادادی است. که ما میان زیرکان شخصیت عظیمی چون حضرت امام را داریم که در ذهن انسان این میزان زیرکی نمی گنجد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به هرکس استعدادهایی را می‌دهد تا او آن استعداد‌ها را در مسیر بندگی خداوند مصرف کند و عقل و زیرکی به آن معنایی که یک نوع هوشیاری است لطف خدا است. موفق باشید
10976
متن پرسش
سلام استاد: 1. آیا فلاسفه در هر تاریخی زبان بشر زمان خود بودند اگر اینطور است پس صدرا چرا در زمان خود شنیده نشد؟ 2. آیا زبان بشر امروز هایدگر است و از ین جهت که غرب ذکر بشر را گرفته است و سخن حقیقت به حجاب رفته و هر چه هم فریاد کند باز به گوش ما نمی رسد آیا باید صدرا را با زبان هایدگر بشنویم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری فلاسفه در هر تاریخی زبان بشری هستند که آن زبان در آن زمان متولد شده و ملاصدرا زبان بشری است که در آن زمان در مقابل فرهنگ مدرنیته برای حفظ معنویت تاریخی شیعه به صحنه آمده و هنوز همان بشر در صحنه است و ملاصدرا از این جهت زبان بشر تاریخ ما است و اگر در آن زمان شنیده نشد زیرا هنوز بسیاری از مردم در زمان گذشته‌ی خود زندگی می‌کردند مثل امروز که بسیاری از اهل علوم رسمی در تاریخی که انقلاب اسلامی ظهور کرده زندگی نمی‌کنند و هایدگر در متن فرهنگ غرب زبان عبور از متافیزیک غربی است و از آن جهت که متذکر عبور غرب است برای هر ملت غرب‌زده‌ای می‌تواند هشدارباش باشد حتی می‌توانیم تفکر صدرایی که تفکر حفظ معنویت تاریخی شیعه است را به کمک زبان هایدگر قوت بخشید و اصالت وجود صدرایی را به نحوی با «دای ذاین» هیدگر همخانه کرد. موفق باشید
10120
متن پرسش
با سلام و احترام: سوال مهمی برای من هست که جنابعالی در تفسیر جلسه شنبه ها، بسیاری از آیات را با انقلاب اسلامی تفسیر می کنید، انگار انقلاب کل اسلام و عین اسلام است و آیات قرآن درباره انقلاب ما نازل شده است هر چند انقلاب ما عزیز است و بسیاری از فرمایشتتان درست است، ولی این مقداری افراط نیست که شما تقریبا همه آیات را با انقلاب تفسیر می کنید؟ بنظر می رسد جلسه جنابعالی تفسیر قرآن برای انقلاب است در صورتی که قرآن تاریخ و ابعاد کلی تری را بیان می کند. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که قرآن حقیقتی است که در هر زمان، مصداقی دارد و وظیفه‌ی من و شما آن است که از طریق قرآن متوجه مصداق‌هایی شویم که قرآن بدان مصداق‌ها نظر دارد، وگرنه قرآن کتاب زندگی امروز ما نخواهد بود. موفق باشید
10063
متن پرسش
سلام: در سوره احزاب آیه ۶۰ در مورد سه دسته منافقین بیمار دلان(فی قلوبهم مرض) و مرجفین صحبت شد. در مورد بیماردلان فرمودید منظور مقدسین ساده لوح هستند. که مسلمانند و نیت پلیدی ندارند و از روی سادگی و خلوص نیت اعمالی را انجام می دهند که شاید درست نباشد، چطور می توان همردیف گروههایی مانند منافقین قرار داد و مجازات آنان را طبق آیه ۶۱ قتل دانست؟ برای مثال در جریان انتخابات دوره قبل که میرحسین موسی شرکت داشت از پیرمردی پرسیدند چرا به میرحسین رای دادی در جواب گفت چون اسمش حسین است. چنین شخصی که از روی سادگی و عشق به خاندان اهل بیت به خاطر نام امام حسین رای داده را می توان در زمره منافقین قرار داد؟ یا جریان شخصی که به دروغ بهش گفتند ما همه برات نجات از آتش جهنم گرفتیم و اون شخص از روی خلوص و سادگی برات واقعی گرفت و .... شاید بنده مرز بین سادگی و خلوص را با احمقی متوجه نمی شوم. لطفا توضیح بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در ابتدای سوره‌ی احزاب یعنی در تبیین آیه‌ی اول آن سوره تا حدّی در مورد منافقین عرایضی داشتم مبنی بر این‌که منافق عهد خود را با نظام قبلی حفظ کرده و تنها ظاهر خود را به صورت ظاهر مؤمنان در آورده و در آیه‌ی 12 آن سوره در مورد آن‌هایی که در قلب‌های آن‌ها مرض است صحبت شد مبنی بر آن‌که اینان دین را پذیرفته‌اند ولی نتوانسته‌اند از ارزش‌های جاهلیت عبور کنند و لذا به سادگی تحت تأثیر منافقین قرار می‌گیرند. حال باید ببینیم افراد مورد نظر ما از این دو نوع فکر هستند و یا به قول شما مصداق را اشتباه می‌کنند. مسلّم کسانی که تنها در مصداق به خطا می‌روند غیر از آن‌هایی هستند که دلشان به سوی ارزش‌های جاهلیت است. موفق باشید
9240
متن پرسش
سلام استاد. من در حال حاضر در حال مطالعه کتاب «آشتی با خدا» هستم. یک سوالی بسیار ذهنم رو مشغول کرده. این که دل بستن به غیر خدا نهایتا انسان را به پوچی می رساند، برایم جا افتاده. اما موضوعی درکش برایم سخت است این است که آن حقیقتی که جان انسان با آن آرامش می یابد چه هست؟ در کتاب فرموده اید که جان انسان می خواهد که به کمال و وجود برتر برسد. اما درون من آنچنان به آن وجود برتر اشتیاقی نشان نمی دهد و اگر ایمان می آورد برای فرار از پوچی است. و سوال دیگرم در همین راستا این است که عرفا عاشق چه می شوند و چه چیزی آنها را آنچنان شیدا می کند؟ آیا همین رسیدن به وجود برتر است؟ آیا دلیل بی تمایلی من احیانا گناه و کدر بودن قلب نیست؟ به نظرتون کسی که در پایین ترین سطح از لحاظ معرفتی قرار دارد، چگونه و طبق چه روندی می تواند وارد بحث عرفان شود؟ اگر امکان داره لطفا با تفصیل بیشتری جواب بدید. ضمنا من دیروز سوالی از شما درباره ی ضعف نفس پرسیدم.من سراغ شرح دعای مکارم الاخلاق رفتم ،ولی ان هم صرفا در مقابل دشمنان اسلام بود و انگار عزت در برابر مومنین معنایی ندارد!!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ وقتی انسان در زیر سایه‌ی شریعت الهی حرکت کرد و از یک طرف عقائد باطل و اخلاق رذیله را پشت سر گذاشت و از طرف دیگر متوجه عقائد حقه گشت و خود را منوّر به اخلاق فاضله نمود، باطن و قلب او به مرور آماده‌ی تجلی نور الهی می‌شود و از این‌جا به بعد گفتنی نیست، بلکه چشیدنی است. با همین مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین و معاد و مباحث قرآنی شروع کنید تا إن‌شاءالله راه، نمایان گردد در ضمن در مورد دعای مکارم‌الأخلاق عجله نکنید؛ پیشنهاد می‌کنم صوتِ شرح آن را از روی سایت بگیرید و با حوصله دنبال کنید، به خوبی به جواب سؤال خود می‌رسید. خداوند این سؤال را در جان شما انداخت تا به این سو حرکت کنید. موفق باشید
7970
متن پرسش
سلام. یه اشکالی برام پیش اومده؛چند وقت پیش از یکی از روحانیون معروف شنیدم تو بحث آداب معاشرت که از زبان پیغمبر(ص)گفتن "من شوخی میکنم اما جز راست نمیگم".همچنین روایت شده امام صادق در مورد یک گروه از دوستداران(که زیاد اهل شوخی نبودن و خشک بودن )فرموده اند که باهم شوخی داشته باشید(بدون اینکه بگن سعی کنید باشوخی کردن، مطلبی رو روشن کنید و از برای شوخی کردن هدفی معین کرده باشن) این مطلب با این قسمت از حدیث اباذر "یا اباذر!الرجل یتکلم بالکلمة فی المجلس لیضحکهم،فهو فی جهنم مابین السماوات والأرض" "ای اباذر!کسی که در مجلسی حرفی بزند که بقیه را بخنداند،در جهنم بین آسمانها وزمین سرگردان است"رو نمیتونم درست جمع کنم.لطفاً کمک کنید.ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در جزوه‌ی «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» عرایضی داشته‌ام. مسلّم حضرت صادق«علیه‌السلام» در همان فضایی که شوخی باید جهت‌دار باشد آن توصیه را فرموده‌اند حتی اگر جهت آن تغییردادن خشکی فضا باشد. آنچه در روایات نهی شده دلقک‌بازی است آن‌طور که آن هنرپیشه گفته بود حاضرم برای خنداندن مردم هر کار غیر اخلاقی انجام دهم. موفق باشید
1533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت ، مقام قرآن کریم بالاتر است یا ائمه علیهم السلام{یا مثلا امام علی انحصارا - یا شخص نبی مکرم اسلام صلوات الله علیهم اجمعین} ؟ لطفا دلایلتان را مستندا ذکر بفرمایید - با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در روایت داریم که قرآن ثقل اکبر است و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» ثقل کبیر هستند که حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» در ابتدای وصیت‌نامه‌ی خود به آن روایت اشاره می‌کنند و واژه‌ی «اکبر» شدیدتر است از «کبیر». موفق باشید
1319

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خداوندمتعال سلام علیکم بنده لیسانسم رادررشته فلسفه وحکمت اسلامی گرفتم چندی مرددبین انتخاب رشته وادامه تحصیل بودموبالاخره تصمیم گرفتم پادراین عرصه پرخطربگذارم غافل ازاینکه دردانشگاههای مافلسفه اسلامی خوب تدریس نمی شود.واحدهای زیاد ،مقالاتی که به دانشجوداده میشودودرسهای فشرده ومتداومی که بدون توجه به ظرفیت دانشجو داده میشود.الغرض شماخودازاین وضعیت اطلاع دارید.فقط سوال من راهنمایی شمادرموردموضوع پایان نامه اینجانب می باشد باتوجه به اینکه علاقه مندبه فلسفه اخلاق وفلسفه دین هستم دنبال یک موضوعی دراین راستامیگردم درسلسله بحث شماپیرامون کتاب چگونه فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود شرکت داشته وازاین کلاس بهره هابردم ازجمله جاهایی که به نقدتفکرغرب درنگرش به دین وکارکردهای آن ولی الان حواستم موضوع پایان نامه هم دراین راستا قراربگیرد منتها بین کدام فیلسوفان مرددم درذهن خودم:کارکردهای اجتماعی دین درمنظرعلامه طباطبایی هست منتها نمیدانم باکدام فیلسوف وازچه نقطه نظری مقایسه کنم.،وآیاانتخاب علامه به جاهست.؟درموردزبان دین هم اطلاعات کمی دارم لطفامراازراهنماییهاونقطه نظرات خودبهره مندسازید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام کار خوبی است اگر بتوانید نگاه دین را در امر اخلاق با نگاه امثال کانت یا اسپنسر مقایسه کنید. در یک کلمه باید متوجه بود زبان دین زبانی است که نظر به دو واقعیت مهم دارد: یکی این‌که ما عبد هستیم و دیگر این‌که خداوند ربّ است و واقعیت هرچیز در راستای این دو موضوع معنی پیدا می‌کند و در هیچ نظرگاهی نباید از این دو نکته غفلت شود. موفق باشید
1128

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد من سوالی در مبحث تقلید ازتون دارم اینکه الان که نوزده سالمه میبینم که بدون هیچ تحقیقی مرجع تقلیدم را از سن نه سالگی انتخاب کردم الان باید چه کار کنم مرجعم را از اول با تحقیقات انتخاب کنم یا همین را ادامه بدم؟لطفا راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی در هرحال باید بازخوانی کنید اگر مرجع تقلیدی که فعلاً از آن تقلید می‌کنید عالِم به احکام الهی و آگاه به مسائل روز است تقلید از او را ادامه دهید وگرنه باید تجدید نظر کنید و به اَعْلم رجوع فرمایید. موفق باشید
نمایش چاپی