بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: بنده آگه بخواهم فلسفه بخوانم از طریق کدام اساتید فلسفه در ایران می توانم سیر فلسفی خودم رو شروع کنم؟ تا به الان کتابای شما و دکتر داوری و دکتر دینانی را دنبال کرده ام. اگه امکان دارد یک سیر فلسفی با ذکر اساتید مربوطه برای بنده حقیر معرفی نمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان اساتید امروز فلسفه‌ی اسلامی نیستم. شنیده‌ام امثال آقای امینی‌نژاد از اساتید محترم حوزه‌ی علمیه‌ی قم در این امر موفق بوده‌اند. موفق باشید

21974

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و رحمت خدا بر شما باد استاد گرامی من جواب سوال ۲۱۹۵۷ را نیافتم به ایمیل هم جواب نیامده من خیلی احتیاج به جواب این دارم لطفا کمی هم بیشتر توضیح بدید خدا از شما راضی باشد. شاید سایت مشکلی دارد که به ایمیل نمی تونه بفرسته
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سایت به طور طبیعی برای ایمیل کاربران جواب‌های شخصی را می‌فرستد و آن‌ها نیز دریافت می‌کنند مشکل مربوط به ایمیل خودتان است. این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که جناب حافظ می‌فرماید: «چه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها» و منظور عارف شیرازی آن است که در ابتدا، شوقی موهبی به سراغ انسان می‌آید تا افق را بگشاید ولی سپس می‌رود تا ما با سیر و سلوک خود به مرور آن را کسب کنیم و از آنِ خود نماییم. لذا باید سعی شود با کسب معارف حقه و رعایت احکام شریعت الهی، خود را جهت اُنس با انوار الهی بپرورانیم. پیشنهاد بنده آن است که به شرح غزل شماره 1 حافظ که بر روی سایت هست، نظری بیندازید و از مباحث «معرفت نفس» نیز غفلت نشود. موفق باشید

21810
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ ۚ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» [سوره البقرة : 29] طبق این آیه اگر زمین رو همین زمینی که روش زندگی می کنیم در نظر بگیریم و هفت آسمان رو آسمان های معنوی و مراتب وجودی و قدسی؛ احساس می کنم این نظریه که تقریبا تحت عنوان عقل اول و... مطرح میشه و خلقت رو دارای مراتبی میدونه که عالم ملکوت و ملائکه مجرد قبل از عالم ماده و طبیعت هست و علت اون، دارای اشکال باشه. چون در این آیه صراحتا بیان میکنه که اول خداوند همین مادیات رو خلق کرده و سپس آسمان های معنوی و مراتب قدسی عالم رو. یعنی به عبارتی اون مراتب قدسی و عوالم وجودی ملکوتی علت های عالم ماده و طبیعت نیستند. ممنون میشم نظرتون رو در این باره بیان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که در روایت از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» داریم که می‌فرمایند: «اولُ ما خلق‌اللّه العقل» می‌توان این‌طور فکر کرد که آیه‌ی مذکور می‌فرماید پس از آن‌که آخرین مرحله‌ی نظام خلقت یعنی زمین را حضرت پروردگار را خلق نمودند جهت تدبیر عالم به آسمان‌ها پرداختند زیرا «استوی إلی السماء» غیر از خلقت آسمان است. شبیه آن‌که پس از خلقت انسان و نفخه‌ی روح، تازه تدبیر و هدایت آن را انجام می‌دهد. موفق باشید

21239
متن پرسش
سلام علیکم: خسته نباشید. در کتاب «مکیال المکارم» ذکر شده است که؛ ثواب خونخواهى امام حسين عليه السلام از جمله امورى كه با دعا كردن براى تعجيل فرج مولايمان صاحب الزمان عليه السلام حاصل مى شود: ثواب خونخواهى مولاى مظلوم غريب شهيدمان حضرت سيدالشهداء حسين بن على عليه السلام است، و اين امرى است كه احدى جز خدا ثواب آن را نمى تواند شماره كند. زيرا كه عظمت شأن خون به مقدار عظمت صاحب آن است، پس همانطور كه كسى جز خدا نمى تواند بر شئون حسينى احاطه يابد، همچنين كسى غير او نمى تواند ثواب خونخواهيش را احصا نمايد. زيرا كه حسين عليه السلام همان است كه در زيارتش آمده: السَّلامُ عَليكَ يا ثارَ اللَّهِ و ابن ثاره؛ سلام بر تو اى آنكه خونخواه او خداوند است، و فرزند كسى كه خونخواهش خدا است. بنده خیلی فکر کردم که از این دو یک نتیجه ای گرفته و برمبناى آن عمل کنم اما نشد. ما باید از امام حسین به امام زمان برسیم و یا ثواب خون خواهی امام حسین از برکات و آثار معرفت امام زمان است؟ از شما خواهشمندم که بنده حقیر را از پاسخ مطلق و مفصل خود بهره مند سازید. تا شاید که این وادی را به سلامت بگذرانیم. و اگر امکانش هست آیا عمل بر مبنای روایات کتاب «مکیال المکارم» می تواند ما را از تیه نجات دهد؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو فرض ممکن است. در هر حال اگر بخواهید توفیق خون‌خواهیِ مولایمان امام حسین«علیه‌السلام» را داشته باشید باید تلاش کنید آن امام غایب «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» به ظهور آیند و او با معرفت ما به مقامش امیدوار ظهور می‌شوند. که در این مورد عرایضی در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» شده است. کتاب در قسمت نوشتارها بر روی سایت هست. موفق باشید

20491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این سوال را می خواستم بپرسم دیدم قبلا یکی پرسیده ممنون میشم جواب بدید با سلام به محضر استاد عزیز: خواستم استاد نظرشان را راجع به آقای حاج منصور ارضی از مداحان اهل بیت بفرمایند راستیش من به ایشان علاقه زیادی دارم و صدای ایشان در بین مداحان اهل بیت از سوز خاصی برخوردار است ولی بعضی ها از اینکه ایشان بعضا در مجالس اهل بیت مواضع سیاسی اتخاذ می کنند از ایشان دلخور اند خواستم نظر شما را راجع به این موضوع که اصولا مداحان به عنوان بخشی از جامعه دینی و مذهی ما می توانند موضع سیاسی داشته باشند یا نه؟ ضمن اینکه حضرت امام فرموده بودند که ما ملت گریه سیاسی هستیم خواستم نظر استاد را راجعه به این موضوع بدانم البته دوست دارم استاد در مورد شخص حاج منصور هم مطلبی و یا توصیه ای دارند بفرمایند خواستم بدونم اینکه می فرمایند آیت الله بهجت در مورد حاج منصور ارضی فرمودند: «به ایشان نگید ارضی بگید عرشی» صحت داره یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از مداحان حقیقتاً شخصیت‌شان مطابق اسم‌شان که مرشد گفته می‌شود، مرشدند و برای خود سالکی هستند، از جمله جناب حاج منضور ارضی از این جنس است هرچند ممکن است در مواضع جزئی سیاسی با بعضی‌ها تفاوت نظر داشته باشند. بحث در کلّیتِ شخصیت این افراد است. موفق باشید

19135

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تشکر فراوان: از قول عین القضات همدانی گفته شده که «اگر خدا آینه را خلق نمی‌کرد، معنای وحدت وجود و رابطه خالق و مخلوق دانسته نمی‌شد.» او قبل از محی الدین بوده و در زمان او وحدت وجود به این مفهوم هنوز تعریف نشده بود. پس آیا این نقل قول اشتباه است؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این را از قول محی‌الدین دیده‌ام. ولی با توجه به سخنان عرفای قرن چهارم و پنجم و به‌خصوص با نظر به «منازل‌السائرین» پیر هرات، «وحدت وجود» موضوعِ روشنی در آن دوران بوده است. جناب محی‌الدین به صورتی از عقلانیت او را مطرح نمود. موفق باشید

18781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آقای طاهرزاده تصمیم گرفتم که با تفکرات فلسفی هایدگر، کانت، هگل آشنا بشم ولی نمیدونم کدوم یک از کتابهاشون رو و با چه ترتیبی مطالعه کنم؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه چند کتابی که از هایدگر ترجمه شده به راحتی قابل درک نیست. پیشنهاد بنده آن است که با کتاب‌های دکتر داوری شروع کنید و مباحث شرح کتاب «خِرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» از دکتر داوری را که بر روی سایت هست دنبال کنید. کتاب «حقیقت انسان» که بررسی نظرات محی‌الدین با هایدگر است به تألیف آقای دکتر مصلح نکات قابل توجهی را با شما در میان می‌گذارد. موفق باشید

18730
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان گفت همه اسماء خدا قبل از اینکه به دنیا برسند جمالیند اما به اقتضای طهور اسم رب الهی در دنیا اسماء جلالی هم به تبع اسماء جمال ظهور می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. حضرت حق به جهت علوّ ذاتش در مقام جلال است و به جهت تجلیات انوارش در مقام جمال است. موفق باشید

17909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد و عرض خسته نباشید: حقیر طلبه ای هستم و می خواستم 1. درباره حوزه انقلابی تحقیق کنم اگر مقدورتون هست چند منبع معرفی فرمایید و 2. بایسته های اصلی حوزه انقلابی در عصر حاضر چیست؟ ممنون. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت جزوات، جزوه‌ی «وظیفه و نحوه سلوک طلبه عصر انقلاب اسلامی» می‌تواند در این مورد کمک کند. موفق باشید

17595

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد در پاسخ یکی از عزیزان که در مورد مقام سلوکی پرسیده بودند فرمودید این مقام عموما از منزل 50 به بعد اتفاق می افتد. منظورتان از این عدد برای این مقام چیست؟ (لطفا منبعی برای مطالعه معرفی بفرمایید) با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن جواب، نظر به کتاب «منازل‌السائرین» خواجه عبداللّه بود که 100 منزل را مدّ نظر سالک قرار می‌دهد. موفق باشید

16901
متن پرسش
سلام استاد: عرض ارادت و خداقوت وقتی می گوییم در عالم برزخ زمان وجود ندارد، و یا می گوییم در خواب زمان وجود ندارد، وقتی مثلا ما در برزخ راه برویم و یک قدم جلو بگذاریم این خودش ایجاد زمان نمی کند؟ یعنی قدمی که ما گذاشتیم گذشته شد، و الان دوباره حال است، و قدمی هم می توانیم برداریم که آینده می شود. مباحث معاد را کار کرده ام، ولی کامل حل نشده. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالي: سلام عليكم: در نسبت افعال، اگر در عین عملی عملِ دیگر از منظر ما خارج نشود، عملاً گذشته و حال در نزد ما است. بدین معنا ما همیشه در «حال» زندگی می‌کنیم و قدمِ گذشته در همین زمان حال، حاضر است و لذا نمی‌توان نوعِ زمانی که ما در دنیا داریم که قبلیت و بعدیت دارد را در برزخ داشته باشیم. موفق باشید

16825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با عرض معذرت از شما استاد گرامی، بنده خیلی گشت زدم و دیدم قمه زنی به صورت خیلی رسمی توسط مراجع حرام نشده و آیت الله وحید حتی می گویند در عزای امام حسین خون هم بریزید اشکال ندارد. اینکه می گویند موجب وهن می شود یعنی چه؟ خوب قصاص هم در بین مردم جهان باعث وهن می شود. اگر قرار به وهن است خیلی از احکام باید تعطیل شود. آیا غیر از این است که قمه زنی باعث قدرت نمایی شیعه می شود؟ سوال بعدی که داشتم اینکه مگر حدیث نداریم هر قیامی قبل ظهور مشکل دارد، پس انقلاب اسلامی مشکل دارد؟ و اینکه علما برای حکمیت که معنای قضاوت دارد منصوب شده اند نه حاکمیت. خیلی عذر می خواهم استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حکم قصاص حکم مستقیم حضرت حق است و پشتوانه‌ی آن، نظام تکوینی الهی است و این با قمه‌زنی که یک کارِ من‌درآوری با سابقه‌ی 200 ساله است و هیچ پایه‌ی شرعی ندارد؛ فرق می‌کند 2- آن روایت که می‌فرماید هر قیامی قبل از قیام حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» محکوم به شکست است؛ نظر به آن دارد که قیامی با ادعای مهدی‌بودنِ امت اگر به صحنه بیاید محکوم به شکست است. و این غیر از انقلاب اسلامی است که صاحب آن حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» است و به ظهور آن حضرت ختم می‌شود. موفق باشید

16035
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: جایگاه اعیان ثابته کجاست؟ در مقام احدیت یا واحدیت؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح کتاب مصباح الهدایه عرض شد که مقام علمی اعیان ثابته مقام احدیت است ولی مقام عینی آن که با تجلی اسماء الهی ظهور می کند مقام واحدیت است. موفق باشید

15712
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز حفظه الله: جناب استاد از یک طرف گفته می شود بهترین دعا دعایی است که برای دیگران باشد یا حداقل جمعی باشد «الجار ثم الدار» از طرفی روایت پیامبر صلی الله علیه و اله می فرماید: «افضل الدعا دعاء المرءلنفسه» (نهج الفصاحه) این دو چگونه با هم جمع می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جان و نفس خود دعاکردن، یعنی از حضرت حق بخواهیم تا جان و روح و قلب‌مان را منوّر کنند و این با دعا برای همگان قابل جمع است از آن جهت که چنین آرزویی را برای اجتماع طلب کنیم. موفق باشید  

15347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و ارجمند. ولی در نگاه غربی بحث، بحث تغییر طبیعت است تا آن حدّی که انسان‌ها به امیال خود جواب دهند و طبیعتِ خدا را عوض ‌کنند تا مطابق امیال آن‌ها شود، این آن چیزی است که امروز در علوم انسانیِ غربی مدّ نظر است. این مطلب از حضرتعالی است. لطفا منظورتان از تغییر طبیعت را بیان کنید. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطالب را در کتاب‌های «شیعه و تمدن‌زایی» و «مدرنیته و توهّم» دنبال بفرمایید. موفق باشید

14074
متن پرسش
سلام استاد: زیارتتون قبول چه کنم، دیگه خسته شدم از دست خودم. کربلا میرم، به همه عبادات اهمیت میدم، سخنرانی های شما را گوش می دم، سحر پا میشم، اما خیال آلودم رهام نمی کنه، شاید بخاطر اون تصاویریه که از فیلم و عکسای قدیم توشه. مدام می کشونم پای فیلم های بد. اصن نمی دونم چرا انقد به اینا میل دارم هرکاری هم می کنم درست نمیشه گاهی فکر می کنم آخرش به خاطر همینا بدعاقبت می میرم. همه راه هایی هم که شما دادید را بلدم ولی بازم از پس وهم و خیالم و نفس امارم برنمیام. نمیدونم دعام کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «آب گِل خواهد که در دریا رود / گِل گرفته پای او را می‌کشد». وقتی کسی بخواهد از ذهنیات قلبی و جزئیات امور دنیایی به سوی دریای حقیقت سیر کند طبیعی است که ذهنیات قبلی، تازه رُخ می‌نمایانند و برجسته می‌شوند و سعی می‌کنند با درخشش هرچه بیشتر ما را به خود بخوانند. ولی دیگر کار آن‌ها تمام است و اگر می‌توانستند ما را در خود نگه داشته بودند. پس دلواپس نباشید و امیدوارانه در راهی که انتخاب کرده‌اید، قدم بگذارید و اگر هم بعضاً پاپیچ‌ شما می‌شوند، مأیوس نگردید. همان نوری که شما انتخاب کرده‌اید نمی‌گذارد میل‌های قبلی شما را در بر بگیرد. روز به روز آن صورت های باطل ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود تا آن‌جایی که نه‌تنها دیگر از آن‌ها خوشتان نمی‌آید، بلکه از آن‌ها متنفر هم می‌شوید و باطل‌بودنِ آن‌ها را حسّ می‌کنید در آن حدّ که به نگاه اهل‌البیت«علیهم‌السلام» منوّر می‌گردید. موفق باشید

13892
متن پرسش
در مورد حرکت جوهری می دانیم که حرکتی هست که در جوهر جسم به صورت اشتدادی و تکاملی هست.. آیا میتونیم بر این اساس این طور بگیم که این حرکت جوهری به تدریج موجب قدرت عقلانی انسان در دوره های زمانی بعد از خلقت انسان میشه و تکامل عقلی زیر سر حرکت جوهری هست و اگر در زمان ظهور عقول مردم کامل شده قابل توجیه با حرکت جوهری باشه؟ و آیا میتونیم بر اساس حرکت در جوهر قائل به تکامل انواع بشیم؟ که البته با توجه به بحث وحدت صنع این نوع از تکامل به تدریج و مطابق قوانین ماده صورت میگیره؟ به این معنا که یکی از لوازم این بحث قدرت عقلانی و جسمانی مردم در زمان ظهور باشه؟ یا در روایات می بینیم که ائمه دارای سایه نیستند قابل توجیه با این مسئله باشه که در اثر حرکت جوهری اولیا به نوعی لطافت در جسم رسیدن که البته عامل سرعت بخشیدن و جهت دهی به حرکت در جوهر ریاضت های شرعیه باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید حرکت جوهری تنها در عالم ماده معنا دارد و تکامل عقلی مربوط به سلوک نفس ناطقه است در صورتی‌که حجاب‌های بین خود و عالم را برطرف کنیم به همین جهت می‌بینید در عین این‌که همه‌ی انسان‌ها مشمول حرکت جوهری از نظر ابعاد مادی هستند، تکامل عقلی پیدا نمی‌کنند 2- حرکت جوهری وقتی مربوط به ذات عالم ماده بود دیگر برای قسمت خاصی از عالم مثل انواع موجودات زنده کمالی را در بر ندارد. تکامل انواع بر فرض صحت که بسیار بعید است، مربوط به تجلیات صوَر مختلف است در زمینه‌ی مادی مستعد 3- در زمان ظهور نیز با رفع حجب، کمالات خاصی به عالم می‌رسد در حالی‌که حرکت جوهری عالم ماده تا آخر با هویت مادی عالم ادامه دارد نه آن‌که مثلاً اگر پنجاه در صد قوه‌های عالم تبایل به فعل شد عالم ماده پنجاه درصد از هویت مادی خارج شود. موفق باشید

13818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: اگر ممکن است توصیه هایی در قالب صوت یا مکتوب برای سلوک اربعینی بیان بفرمایید. تشکر از توجهتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه عرایض مکتوبی پیش خواهد آمد. موفق باشید

13535
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: ایراد دیگری که بر نظام ولایت فقیه گرفته می شود این است که فقهای شورای نگهبان که صلاحیت خبرگان رهبری را باید تعیین کنند بعضا خودشان کاندیدای مجلس خبرگان هستند و در اینجا تایید کننده با تایید شونده یکی می شوند. به نظر شما آیا این ایراد وارد است و در این صورت چگونه بر طرف می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب به سؤال‌هایی که در این مورد عرض شد روشن گردید که شورای نگهبان در این موارد تنها باید توانایی نامزدها را نسبت به اجتهادشان معلوم کند. مثل آن‌که یک معلم ریاضی اطلاعات ریاضی یک کس را مشخص می‌کند و این‌طور نیست که شورای نگهبان بخواهد در انتخاب آن‌ها دخالتی داشته باشد. موفق باشید

11967
متن پرسش
با سلام: 1. چگونه و با چه روشی به جایی برسیم که به جای اینکه با مفهوم خدا زندگی کنیم با خود خدا زندگی کنیم؟ 2. با چه روشی به جای مفهوم خود موضوع را درک کنیم؟ مثل معرفت النفس، چگونه خود نفس را با مفهوم نفس اشتباه نگیریم و از مفهوم بیرون بیایم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را به همین نیّت نوشته شده و بعد هم بیش از هفتاد جلسه روی آن بحث شده. وارد شوید تا پیدا کنید. موفق باشید

8537
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در سوره بقره که می فرماید هیزم جهنم مردم و سنگ هست منظور از سنگ چیست؟ با تشکر از جنابعالی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: خدا در آیه‌ی 24 سوره‌ی بقره می‌فرماید:«فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی‏ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ» بترسید از آتشی که عامل شعله‌ورشدنش، خودِ انسان است و تعلقات دنیای مادی او، که برای کافران آماده شده. وَقود نار، خودِ انسان است و تعلقات او که از درونش شعله می‌کشد چون خود انسان آن را افروخته است. این آیه به زیبایی تمام ماهیت آتش جهنم را روشن می‌کند. موفق باشید
8023
متن پرسش
سلام استاد . آیا تمام انسان ها در انتها به لقای خداوند خواهند رسید یا خیر؟ یا اینکه هستند کسانی که در بهشت متنعم باشند و از لقای پروردگار محرم باشند .؟ بطور مثال شخصی یک مومن معمولی باشد و اهل سیر وسلوک نباشد و پس از مرگ نفس اش با توجه به حرکت جوهری کامل شود و به لقاالله برسد. حال اگر جوابتان این است که تمام انسان ها در انتها به لقاالله میرسند آن وقت بین شخصی مثل آقای قاضی که این همه فشار و و سختی و ریاضت را تحمل کرد با کسی که دین داری عادی کرد چه تفاوتی است ؟ خب در انتها هر دو به لقاالله میرسند دیگر.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: یک وقت انسان مؤمن در حدّ روبه‌روشدن با نور اسم رزّاق به لقاء الهی می‌رسد و یک وقت در حدّ روبه‌روشدن با اسم اللّه به لقاء الهی می‌رسد. انسان‌های مؤمن در آن دنیا در حدّ معرفتی که نسبت به خدا پیدا کرده‌اند به لقاء الهی نایل می‌شوند. موفق باشید
1549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام لطفا به سه سوال زیر پاسخ دهید می توانیم بگوییم نفس ظهور روح است وجسم و تن ظهور نفس؟ .من یک جایی شنیدم که انسان 3 بخشی است 1.روح 2. نفس(یا جان) 3.جسم در مورد روح که اطلاعاتی به ما داده نشده بنا به فرموده قران. نفس یا جان مراتبی دارند از جمله نفس اماره، مزینه، مسوله، لوامه،مطمئنه و... ایا این تحلیل درست است؟ ومنظور شما از مفاهیم نفس و من در کتاب هایتان همین نفس است یا منظورتان روح آدمی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: منظور فلاسفه از نفس ناطقه همان روح است که ما در مکالماتمان به‌کار می‌بریم ولی در مباحث اخلاقی نفس را به امّاره یا مطمئنه و لوّامه و غیره تقسیم می‌کنند که مربوط به علم اخلاق است و همه‌ی آن ها از حالات نفس ناطقه است. ولی در روایات نیز نفس ناطقه را بر اساس مراتبی که دارد تقسیم می‌کنند که باید هرکدام روایات را جداگانه بررسی کرد و نمی‌توان یک قاعده‌ی کلی برای آن در نظر گرفت. موفق باشید
1514

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام حضور استاد محترم: ضمن قدردانی و تشکر درخواست بازبینی و اصلاحات در این جزوات را داشتم: چه نیاز به نبی : این جزوه دارای مطالب مستدل کافی نیست و مساله نیاز به نبی در آن به خوبی طرح نگردیده و منبع آیات و روایات نقل شده ذکر نشده. همچنین بسیار خوب است که استاد محترم ارتباط بهتری بین این جزوه و جزوه بعدی (فلسفه تقلید) برقرار نمایند تا سلسله مباحث از دست نرود. کتاب جوان و انتخاب بزرگ : بسیاری از اساتید ترتیب فصول را به صورت 2 - 1 - 3 تدریس می کنند و سوالات بسیاری برای نوجوانان و جوانان حین بحث ایجاد می شود. بهتر است استاد محترم از مثال های بیشتر استفاده کنند و مساله انتخاب را که فرمودند در کتاب فرزندم این چنین باید بود شرح داده شده به این کتاب اضافه نمایند. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ضمن تشکر فراوان از پیشنهادتان، به عرض می‌رسانم جزوه‌ی «چه نیاز به نبی» در حدّ زیادی تغییر کرده و به نظر می‌آید پیشنهاد شما در آن رعایت شده، إن‌شاءالله سایر پیشنهادات نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. موفق باشید
860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و خسته نباشید. استاد گرامی امام حسین علیه السلام تشنه شهید شدند و یا در آخرین لحظات عمر شریفشان توانستند به شریعه راه یابند؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: حضرت عطش را پذیرفته بودند و دوست داشتند با همین حالت به ملاقات خدا بروند، این دشمن کافر بود که فکر می‌کرد دارد حضرت سید شهداء«علیه‌السلام» را به زحمت می‌اندازد. ولی اولیاء الهی را از این نوع سختی‌ها چه باک و لذا در رسیدن به قله‌ی عطش مسابقه می‌گذاشتند و وقتی حضرت علی اکبر«علیه‌السلام» حکایت عطش خود را به اطلاع امام رساند، امام با قرار دادن زبان علی در دهان خود به او نشان دادند از او تشنه‌ترند و قلّه‌ی عطش‌مندبودن را به حضرت علی اکبر نشان دادند تا او برای هرچه بیشتر به عطش نهایی ‌رسیدن جنگ با دشمن را ادامه دهد و جایگزین آن عطش، سیراب‌شدن از آب جاری از چشمه‌ی نبوت شود. حسین«علیه‌السلام» را چه به دنبال آب ‌بودن؟! موفق باشید
نمایش چاپی