بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19100
متن پرسش
عنوان موضوع : در مبحث حدوث یا قدم عالم ، چه جایی برای تکفیر فلاسفه توسط غزالی مانده بود و چگونه صدرالمتالهین آن را جواب داد؟ سوال : با عرض سلام و تشكر فراوان – مشائيون كه عالم را قديم زماني مي دانستند، در عين حال آن را حادث ذاتي هم مي دانستند پس چه جاي تكفيري براي امثال امام محمد غزالي باقي بود؟ اشراقيون هم كه عالم را متأخر از خداوند مي دانستند. يعني اگر عالم آغاز زماني نداشت ولي آغاز علي داشت. با اين وجود چه لزومي داشت كه جناب صدرالمتالهين بخواهد حدوث زماني عالم را اثبات كند؟ سوال بعد: اثبات حدوث زماني عالم كه صدرالمتالهين طرح كرد چه تفاوت و مزيتي بر ديدگاه متكلمين داشت كه با آن توانست فلاسفه را از تكفير تبرئه كند؟ در جایی این سوال را پرسیدم به این جواب قناعت کردند که «حکمت صدرايي ، نظر متکلمين را مبني برتساوي حدوث ذاتي با قديم ِ زماني را تبديل به تغاير اين دو از هم نمود. و تفکيک بين اين دو را تعريف و تبيين نمود.» ولی منظور را درست نفهمیدم - پيشاپيش از پاسخ شما سپاسگذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در تاریخ فلسفه نتوان به این شکل‌ها یک نوع تقابل را دنبال کنیم. جناب صدرالمتألهین موضوع حدوث و قدم را به شکلی دقیق‌تر به این صورت مطرح می‌کند؛ وقتى براساس برهان حركت جوهرى مشخص شد كه زمان، بُعدى از عالم مادّه است و خارج از عالم مادّه، زمان معنى ندارد، نتيجه مى‏ گيريم كه با خلق عالم مادّه، زمان به وجود مى ‏آيد، يعنى همين كه جهان مادّه هست، زمان هست؛ نه ‏اين‏كه اوّل زمان بوده و بعداً جهان مادّه در آن زمان به وجود آمده؛ پس اين‏طور نيست كه عالم مادّه در يكى از مراحل زمان به ‏وجود آمده باشد و يا عالم مادّه از اوّل، همين كه زمان بوده، در كنار آن زمان به‏ وجود آمده و تصور كنيم عالم مادّه يا «حادث زمانى» باشد و در زمان حادث شده باشد و يا «قديم زمانى» باشد، و از ابتداى زمان به ‏وجود آمده باشد. زيرا زمان، موجود مستقلّى نيست كه جهان، در آن و يا همراه آن به ‏وجود آمده باشد، بلكه طبق حركت جوهرى «جهان مادّه» هر لحظه به‏ وجود مى ‏آيد و «زمان» هم پيرو آن، لحظه ‏به ‏لحظه موجود مى ‏شود. پس مى ‏توان گفت: جهان مادّه هر لحظه حادث است و زمانِ مخصوص به آن نيز هر لحظه حادث است. پس كلّ عالم مادّه در بى‏ زمان و بى ‏مكان ايجاد شده است، يعنى همان‏طورى‏كه عالم مادّه در زمانى ايجاد نشده، بلكه همراهِ به ‏وجود آمدن خود، زمان خود را هم به ‏وجود آورده است، همان‏طور كه در مكانى ايجاد نشده، بلكه خودش همان مكان است، و همين كه به‏ وجود آمد، مكان و زمان معنى پيدا كرد. موفق باشید

18676
متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام: منظور از لا الله الا الله و اینکه عارفان در نماز می رسند به جایی که می گویند خود خدا دارد خودش را ستایش می کند. اگر ما همه چیز را از منظر خدا ببینیم آیا مثلا صدام هم که بدی کرد خود خدا بود که می کرد و آیا خدا که می گوید قیام کنید بر ظالم خودش با خودش در گیر می شود و همین است منظور خدا که می گوید من هدایت می کنم و من گمراه می کنم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مواظب باشید بین تکوین و تشریع خلط نشود. آری! در نظام تکوینی و در نسبتی که وجود پدیده‌ها با خدا دارند، همه از نظر وجودی مدّ نظر قرار می‌گیرند و خوب و بدبودن معنا نمی‌دهد. ولی در نظام تشریع و در نسبت با ما و در نسبت با وظیفه‌ای که با افراد و اشیاء داریم؛ بحث خوب و بد مطرح است، و در این راستا وظیفه‌ی ما است که با صدام مقاتله کنیم. موفق باشید

18244
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام: بنده پرسشگر 18234 هستم. با توجه به پاسخ جنابعالی منظور از ذکر معمولی سجده چیست؟ اگر همان سبحان الله است خب این را می توان بدون شماره و به تعداد زیاد گفت؟ چیزی در ذهن دارم بدین منوال که این اذکار بایستی مضرب سه باشند؟ کمی بنده را راهنمایی بفرمایید. از طرفی مگر صلوات ذکر معمولی نیست؟ از طرفی می توان این اشتیاق به سجده طولانی را پس زد؟ بنده مونس حقیقیم خداست خیلی در درون خودم با خدا حرف می زنم. نمی دانم دچار خدای انتزاعی شده ام. لطف کنید بنده را راهنمایی بفرماید. اجرکم عندالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی مونس حقیقی انسان خدا باشد، دیگر خدای انتزاعی در میان نیست! 2- آری! ذکر صلوات از اذکار معمولی است ولی از آن‌جایی که در سجده نظر به مقام جلالی و سبحانی حضرت حق است، بهتر است اذکاری گفته شود که با واژه‌ی «سبحان اللّهی» باشد 3- همان‌طور که متوجه‌اید اذکار سجده‌ی معمولی با مضرب 3 همیشه باید همراه باشد. موفق باشید

18221

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید: من به تازگی از مدرسه راحت شدم و الان دانشجو روانشناسی هستم. از قبل همیشه این فکرو داشتم که وقتی مدرسه ام تموم شه وقت آزاد بیشتری دارم و میتونم خیلی بهتر برای زندگیم وقت بزارم. اما الان واقعا نمیدونم دقیقا باید چه جوری از وقتم استفاده کنم و چه جوری زندگی کنم با توجه به اینکه این سن و جوونی همین چند صباح بیشتر نیست و تا چشم رو هم بزارم پیر خواهم شد همینطورم همیشه تو کتابامون بود که ما باید به کمال برسیم و خودمونو برای زندگی بعد از مرگ آماده کنیم و.... لطفا منو راهنمایی کنید تو این سن چه کاری انجام بدم و چه جوری زندگی کنم که وقتی بعدا برگشتم و به زندگیم نگاه کردم ازش پشیمون نشم و حسرتشو نخورم. تشکر و سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر سری به کتاب «آشتی با خدا» بزنید لااقل جواب اولین سؤال‌های خود را پیدا خواهید کرد. کتاب در قسمت نوشتارهای سایت هست. موفق باشید

17909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد و عرض خسته نباشید: حقیر طلبه ای هستم و می خواستم 1. درباره حوزه انقلابی تحقیق کنم اگر مقدورتون هست چند منبع معرفی فرمایید و 2. بایسته های اصلی حوزه انقلابی در عصر حاضر چیست؟ ممنون. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت جزوات، جزوه‌ی «وظیفه و نحوه سلوک طلبه عصر انقلاب اسلامی» می‌تواند در این مورد کمک کند. موفق باشید

17512
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و تسلیت ایام عاشورا: استاد جان این «بدون عنوان» چه صیغه ای است؟ چند سایت پرسش و پاسخی را که آشنایی دارم همه سوالات عنوان دارند مگر فرق اون سوالات که عنوان می دهید با آنها که عنوان نمی دهید در چیست؟ بالاخره در هر پرسش و پاسخی موضوعی مطرح است همان را عنوان بگذارید خیلی قشنگتر می شود، تازه این کمک می کند کاربر بدون احتیاج به بازکردن سوال از عنوان بفهمد علاقه ای به خواندن دارد یا نه. با تشکر و التماس دعا. خدا بر طول عمر استاد ما بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «بدون عنوان» یعنی موضوع مطرح شده در جواب چندان مهم نیست که به عنوان یک نکته‌ی اساسی بتوان آن را مطرح کرد؛‌ تنها در حدی است که کاربران محترم از آن مطلع شوند و به همین جهت بعد از مدتی از سایت حذف می‌شود. موفق باشید

17448
متن پرسش
بسمه تعالی. با سلام: 1. راجع به ایجاد تمدن اسلامی چرا اینقدر روی تمدن غرب وقت گذاشته می شود؟ بهتر نیست ما روی تربیت انسان صدرایی متمرکز شویم که او خود تمدنی جدید به ارمغان بیاورد؟ 2. کار درست در زمان سازندگی چه باید می بود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صفحات 81 و 82 کتاب «خرد سیاسی در زمانِ توسعه‌نیافتگی» از دکتر داوری رجوع فرمایید تا روشن شود چرا باید به هر دو موضوع پرداخت. چرا که در این تاریخ، نه متوقف‌شدن بر فلسفه‌ی اسلامی، ما را به تفکر تاریخی‌مان می‌رساند، و نه متوقف‌شدن بر فلسفه‌ی غرب. موفق باشید 

16182

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید استاد بزرگوار: همیشه این سوال و ابهام برام بوده که خلقت ما برای چی بوده؟ جدا از وظایف عبودیت پیش خودم می گفتم ما اومدیم تو این دنیا که کاری رو از پیش ببریم و هر انسانی برای انجام وظیفه ای به دنیا اومده ولی هیچ وقت این وظیفه رو پیدا نمی کردم. الان به لطف چند جلسه کلاس معرفت النفس فهمیدم که اون وظیفه ما ساختن تمدن اسلامی هست و وظیفه هر انسانی اینه که یه سنگ از سر راه بزنه کنار و مسیر رو هموار کنه. تو این راه باید اعتقاداتمون محکم باشه که جایی به شک نخوریم و گمراه نشیم. ولی از اینجا به بعدشو دیگه نمیدونم که چیکار باید بکنم؟ و چگونه عمل باید بکنم؟ خواهش می کنم راهنمایی کنید که از این معلق بودن رها بشم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این معرفتی را که شروع کرده‌اید با ادامه‌ی سیر مطالعاتیِ مطرح‌شده بر روی سایت، آرام‌آرام، «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

15361
متن پرسش
سلام و احترام: استاد و حکیم فاضل؛ بنابر تشکیک وجود عرفانی و اینکه ذات خدا قابل فهم نیست، در راز و نیاز با خدا به چه حقیقتی توجه شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به تشکیک وجود، حقیقت وجود از همه‌ی مراتب وجود به جهت شدتی که دارد، به ما نزدیک‌تر است و ما در راز و نیازها با او مرتبط‌ایم. باید سعی کنیم با رفع حجاب‌ها، این نزدیکی را احساس نماییم. موفق باشید

9183
متن پرسش
با سلام: با توجه به پاسخی که به سوال 9094 داده اید آیا همه برخوردهایی که با ما میشود مانند برخورد برادران حضرت یوسف (ع) به مصلحت ماست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظام تکوین همین‌طور است زیرا که حضرت رب‌العالمین دارد عالم را اداره می‌کند، می‌ماند که ما در مقابل آنچه با ما برخورد می‌شود چه وظیفه‌ای داریم. آیا برخوردی بدتر از برخورد یزید با حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» بود؟ دیدید چگونه حضرت با انجام وظیفه موجب غبطه‌ی همه‌ی انبیاء و اولیاء شدند. موفق باشید
8023
متن پرسش
سلام استاد . آیا تمام انسان ها در انتها به لقای خداوند خواهند رسید یا خیر؟ یا اینکه هستند کسانی که در بهشت متنعم باشند و از لقای پروردگار محرم باشند .؟ بطور مثال شخصی یک مومن معمولی باشد و اهل سیر وسلوک نباشد و پس از مرگ نفس اش با توجه به حرکت جوهری کامل شود و به لقاالله برسد. حال اگر جوابتان این است که تمام انسان ها در انتها به لقاالله میرسند آن وقت بین شخصی مثل آقای قاضی که این همه فشار و و سختی و ریاضت را تحمل کرد با کسی که دین داری عادی کرد چه تفاوتی است ؟ خب در انتها هر دو به لقاالله میرسند دیگر.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: یک وقت انسان مؤمن در حدّ روبه‌روشدن با نور اسم رزّاق به لقاء الهی می‌رسد و یک وقت در حدّ روبه‌روشدن با اسم اللّه به لقاء الهی می‌رسد. انسان‌های مؤمن در آن دنیا در حدّ معرفتی که نسبت به خدا پیدا کرده‌اند به لقاء الهی نایل می‌شوند. موفق باشید
7885
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی- می خواستم بپرسم برای شروع خداشناسی از چه راه هایی می توانم کمک بگیرم؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: معرفت نفس و برهان صدیقین راه‌های خوبی است. موفق باشید
7605
متن پرسش
باسلام چرا نام کتاب " ادب خیال و عقل و قلب" گذاشته نشده " راه های ورود به عالَم عالِمان" یا " راهکارهای مطالعه ی مفید"؟ چون آنچه در کتاب است با آنچه ما قبل از خواندن آن تصور میکنیم فرق دارد . تصور ما آن است که چه راهکارهای عملی خیال را تغذیه میکند و کدام راهکار مغذیِ عقل است و کدام قلب.هر چند به شکل کلی اشاراتی دارد ولی به نام کتاب نزدیک نیست و به نظر می رسد میتواند در باب مفصل دیگری به ادب خیال و عقل و قلب پرداخته شود.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بدین جهت عنوان کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» گذاشته شد که خوانندگان کتاب متوجه باشند باید این نوع ابعادشان را ادب کنند بعد از آن بروند در زیر سایه‌ی راه‌کارهایی مثل منازل السائرین خواجه عبداللّه انصاری و به طور جدّی موضوع را دنبال کنند. موفق باشید
7358
متن پرسش
سلام علیکم: جناب حجة الاسلام والمسلمین آقای طاهر زاده ،١- در عصر کنونی که چشمها از جمال دل ربای و آینه تمام نمای صفات حق ، (( حضرت حجة عج )) محروم هست، چگونه می توانیم باحضرت ارتباط علمی،قلبی وحسی ، بدون مفهوم انتزاعی،ذهنی ویامفهوم عقلی داشته باشیم؟ تا اعمال عبادیمان ومحبت مان به خدای محبوب مان واقعی وحقیقی باشد تا دچار بی ثمری و سردرگمی نشویم٠ " وما منا توفیقی الا بالله "
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: عنایت داشته باشید این عنوان که در اول سؤال مرقوم فرمودید برای من زیاد است. من معلم مکلایی هستم ارادتمند شما. ثانیاً: عمده آن است که با نظر وجودی بر مولایمان که واسطه‌ی فیض بین ارض و سماء است نظر کنیم و مظاهر اراده‌ی او را به‌خصوص رهبری عزیز و انقلاب اسلامی را مدّ نظر قرار دهیم تا با نور وجود حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ارتباط قلبی داشته باشیم. پیشنهاد می‌کنم هر وقت دعای «اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّک اَلْحُجَة بْنِ الحَسن» را می‌خوانید وجهی از قلب‌تان به رهبری باشد که خدایا این مرد را کمک کن تا زمین و زمان رام او باشند که نایب حضرت صاحب الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است. موفق باشید
6536
متن پرسش
سلام در مورد سوالم درباره هبوط حضرت آدم،شما گفتید که مهم این است که بین آدمیت و حقیقت آدمیت تفکیک کنیم. آیا حقیقت آدمیت،همون مخلوق اول است که همه مخلوقات دیگه از تجلیات اون هستند؟؟؟ اگه اینطوره خب اول اون بوده و از تجلیات اون ملائکه و دیگر موجودات خلق شدند،پس چطوری خدا آدمیت را خلق کرد؟؟ میشه شما فرق مخلوق اول که در کتاب "انسان ازتنگنای بدن تا قرب الهی" آورده شده که همان نور محمد (ص) است را با حقیقت آدمیت و آدمیت بگید؟؟ آیا اینطوره که خدا مخلوق اول یا همان عقل کل(شرح جنود عقل و جهل) را خلق کرد و تجلی اول مخلوق اول،همان انسان کامل است که مصداقش اهل بیت هستند؟؟ ممنون میشم این مشکل ذهنی را برام حل کنید. یا علی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید بین حقیقت با مصداق حقیقت باید فرق گذاشت. «اول ما خلق اللّه» حقیقتی است که آدمیت به عنوان خلیفة اللّه ظهور و مصداق آن است و از آن جایی که در حقیقت، ملائکه به تسبیح نور محمد و آل محمد تسبیح گفتند، در ظهور آن حقیقت به صورت آدمیت، ملا ئکه به آدم سجده کردند. نتیجه آن‌که روایات گاهی اشاره به حقیقت یک موضوع دارد و یک وقت به ظهور و مصداق آن و همان‌طور که اگر بین مفهوم و مصداق خلط شود عقل متوقف می‌شود، اگر بین حقیقت و مصداق آن خلط شود امکان ادامه‌ی فکر ضعیف می‌شود و لذا باید بین «اول ما خلق‌اللّه» که حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است با حقیقت آدمیت که مقام سجده‌ی ملائکه است خلط نکرد هرچند صورت تعین‌یافته‌ی «اول ما خلق اللّه»، انسان کامل یا حقیقت آدمیت است. موفق باشید
1395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام برای نقد نظریات اقای کدیور در کتاب نظریه های دولت در فقه شیعه چه مطالعاتی باید داشته باشم؟ ایا ایشان از مطرح کردن نظریات مختلف در باره حکومت وولایت فقیه از طرف عالمان دیدگاه خاصی رادنبال میکنند ؟عدهای می گویند منظور ایشان این است که فقط نظریه امام خمینی درباره ولایت فقیه نیست واز نظرات دیگران هم میشود استفاده کرد؟ایا درست است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: آقای کدیور در کتاب «حکومت ولایی» خود نشان می‌دهد به‌کلّی ولایت فقیه را قبول ندارد و بنده در جزوه‌ای که بر روی سایت نیز هست نظریات ایشان را آنالیز کرده و جواب داده‌ام. موفق باشید
891

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم بنده سن 23 سال دارم.قصد ازدواج دارم. چه اطلاعاتی باید در مورد ازدواج داشته باشم؟ لطفا کتبی که لازم است قبل از اقدام به ازدواج مطالعه کنم را معرفی نمایید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در این موارد برادر عزیزمان جناب آقای دکتر بانکی تلاش‌های خوبی کرده‌اند از کتاب‌های ایشان و سایت مربوط به ایشان استفاده کنید. موفق باشید
23837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در سیر مطالعاتی که در سایت قرار داده اید گفتید هفته ای یک جلسه تفسیر قرآن و شرح نهج البلاغه داشته باشید. اما در مورد مباحث دیگر مانند اصول عقاید، اخلاق، غرب شناسی و ...حرفی نزدید. مباحث دیگر را چگونه در هفته بگنجانیم؟ مثلا هر هفته یک جلسه اصول عقاید را کار کنیم وقتی تمام شد سراغ مبحث بعدی برویم؟ پیشنهاد شما چیه؟ متشکرم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با فرض آن‌که «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را کار کرده‌اید، اگر سراغ قرآن و نهج‌البلاغه بروید إن‌شاءاللّه به مرور در عقاید و اخلاق و حتی «غرب‌شناسی» به نکات خوبی می‌رسید. موفق باشید

23699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد جوابی که به سوال ۲۳۶۸۲ دادید درست! ولی من میگویم بهتر نبود که حضرت آقا به جای مجمع البیان، تفسیر المیزان را به طلاب پیشنهاد بکنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش نمی‌دانم منظور حضرت آقا چه بوده؟ شاید فرض کرده‌اند طلاب المیزان را مدّ نظر دارند و از «مجمع‌البیان» که یک دایرة المعارفِ تفسیری به حساب می‌آید، خوب است که غفلت نشود. در حالی‌که حضرت آقا مکرراً از المیزان تعریف نموده‌اند. واللّه اعلم. موفق باشید

23391

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در خصوص سوال ۲۳۳۷۱ که کاربری پرسیده بود فرمودید روایت درست و خوبی است. من اون قسمت که در بهشت زن و مرد رو جدا میکنه و برخی از خصوصیات و اخلاقیات زن در بهشت رو به دنیا مرتبط میدونه رو متوجه نمیشم مگر در بهشت زن و مردی وجود دارد؟ و یا اینکه می گوید عزت زن بیشتر است مگر خداوند در قرآن نفرموده باتقوا ترین افراد نزد خدا عزت بیشتری دارند؟ لطفا مقداری هرچند اندک توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد مطالب ظریف عرفانی در آن روایت نهفته است که اقلاً 100 جلسه درس «فصوص الحکم» آیت اللّه حسن‌زاده را نیاز دارد. آری! ملاک تقواست، ولی صورت تقوا در قیامت، متفاوت است. موفق باشید

22719
متن پرسش
سلام: ۱. آیا مسیر رسیدن به حق و حقیقت و سعادت، ذاتاً پُر از سختی ها و رنج ها و ابهامات و حیرت هاست؟ و یا مشکل از ضعف و نا پاکی ما و حجاب هایی که خودمان ایجاد کرده ایم است؟ و مقصود از روایت امیر المومنین علیه السلام که فرمود: ان امرنا صعب مسعتصب، چیست؟ ۲. چرا عموماً در ترک گناه، موفق نمی شویم و دَرْجا می زنیم؟ مشکل کارمان چیست؟ مخصوصا گناهانی که به آنها عادت کرده ایم و خصوصا گناهان جنسی. حقیر به شخصه چندین سال است که از گناهانم خسته شده ام و تلاش زیادی برای ترک آنها کرده ام زیرا با تمام وجود احساس کرده ام که گناهانم مرا از قافله ی حق و حقیقت، دور کرده است. پس چرا خداوند کمک نمی کند؟ کم کم دارم از همه چیز نا امید می شوم حتی از خدا. یا علی مدد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در آن روایت می‌خواهند ما را متذکر این امر نمایند که ورود به آن ساحتِ متعالی که اولیاء معصوم در آن تنفس می‌کنند، مشکل است. زیرا باید انسان‌ها از ساحتِ حسی و معمولی خود خارج شوند و به یک معنا باید از خود بیرون آیند و این کار آسانی نیست. در مورد عبور از گناه هم می‌توان به این موضوع فکر کرد که حوزه‌ی حضور خود در این عالم را با حضور هرچه بیشتر به حضرت حق تغییر دهیم و این کار با صبر در مقابل امیال نفسانی و با صلات یعنی رجوع به خداوند ممکن می‌شود به همان معنایی که به ما فرمودند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (بقره/153). یعنی: اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، از صبر و نماز کمک بگیرید که خداوند با صابران است و یا در آیه 45 و 46 همین سوره می فرماید: «وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ». یعنی ‏از صبر و نماز کمک بجوئید و آن بسى سنگین است مگر براى خشوع پیشگان. در کافى از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: هر وقت امرى و پیشامدى على (ع) را به وحشت مى ‏انداخت، برمی خاست، و به نماز مى ‏ایستاد، و مى‏ فرمود: (اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ)، از صبر و نماز کمک بگیرید. و نیز در همین کتاب از آن جناب روایت کرده که امام صادق (ع) فرمود: صبر همان روزه است، و فرمود: هر وقت حادثه‏ اى براى کسى پیش آمد، روزه بگیرد، تا خدا آن را بر طرف سازد، چون خداى تعالى فرموده: (وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ)، که منظور از آن روزه است. موفق باشید 

21974

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و رحمت خدا بر شما باد استاد گرامی من جواب سوال ۲۱۹۵۷ را نیافتم به ایمیل هم جواب نیامده من خیلی احتیاج به جواب این دارم لطفا کمی هم بیشتر توضیح بدید خدا از شما راضی باشد. شاید سایت مشکلی دارد که به ایمیل نمی تونه بفرسته
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سایت به طور طبیعی برای ایمیل کاربران جواب‌های شخصی را می‌فرستد و آن‌ها نیز دریافت می‌کنند مشکل مربوط به ایمیل خودتان است. این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که جناب حافظ می‌فرماید: «چه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها» و منظور عارف شیرازی آن است که در ابتدا، شوقی موهبی به سراغ انسان می‌آید تا افق را بگشاید ولی سپس می‌رود تا ما با سیر و سلوک خود به مرور آن را کسب کنیم و از آنِ خود نماییم. لذا باید سعی شود با کسب معارف حقه و رعایت احکام شریعت الهی، خود را جهت اُنس با انوار الهی بپرورانیم. پیشنهاد بنده آن است که به شرح غزل شماره 1 حافظ که بر روی سایت هست، نظری بیندازید و از مباحث «معرفت نفس» نیز غفلت نشود. موفق باشید

21734
متن پرسش
سلام استاد عزیز: با یک طلبه ای بحثمان شد که کدام یک استاد اخلاق واقعی است، بنده یک مطلبی را عرض می کنم و شما استاد عزیز اگر درست بود آن را تایید بفرمایید. و آن اینکه شخصی به عنوان استاد اخلاق معرفی شده ولی ممکن است هیچ صاحب نفس نباشد و در نفوس شاگردانش اثر نگذارد و شنیدیم که شاگردانی داشته که از پیش ایشان رفته اند، استاد اخلاق رفتارش سالکین را مجذوب می کند و با نوری که خدا در او قرار داده است، حقانیتش ثابت می شود نه با تایید چند نفر که معلوم نیست به توحید ذاتی رسیده باشند یا نرسیده باشند؛ کسی که استاد اخلاق است از روی رفتار و هیبتی که خدا در او قرار داده بیشتر می شود او را تشخیص داد تا از روی تایید چند نفر که شاگرد آیت الله ...بوده اند؛ ابتدا جمال و نورانیت و صاحب نفس بودن استاد دلیل بر استاد واقعی بودن است بعد تایید دیگران؛ استاد اخلاق واقعی را باید از نورانیت درونش و موثر بودن در نفوس و قدرت کلامش که نشان می دهد چه مقدار درک کرده است فهمید؟ نه اینکه چند نفر بگویند فلانی استاد اخلاق است برویم بعد چند سال می بینیم تغییر آن چنان حاصل نشد و عمر ما رفت. آیا این صحبت اشتباه است خواهشی که دارم به صراحت جواب دهید که بنده درست می گویم یا غلط؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته که می‌فرمایید، نکته‌ی مهمی است؛ می‌ماند که باید بین استاد اخلاق تکلیفی با اخلاق عرفانی تفاوت قائل شد؛ استاد اخلاق عرفانی نحوه‌ای از حضور ما را در عالَم در ما شکل می‌دهد که خود به خود حال ما خوب می‌شود نه آن‌که توصیه کند تا خوب شویم. موفق باشید

21652
متن پرسش
سلام: در هنگام مطالعه و تعمق در براهینی نظیر وجوب و امکان، به این نتیجه می رسیم که لازم است از رابطه علت و معلولی بیشتر آگاه باشیم. ما معمولاً در خصوص علل معده و خواص آن اطلاع داریم ولی در خصوص علت حقیقی و این که موجودی «وجود» خود را از علتی داشته باشد درک دقیقی نداریم. چگونه و از چه راهی می توان از این رابطه و خواص آن آگاه شد. عده ای رابطه بین نفس و ارده را مثال می زنند، چگونه می توان مطمئن بود که نوع ارتباط بین نفس و اراده (به عنوان علت و معلول) در خصوص سایر علت و معلول ها هم برقرار است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امر بدیهی است که اگر موجودی عین «وجود» نیست، معلول است و به عین وجود ختم می‌شود. تصور این موضوع برای تصدیق آن کافی است. بد نیست در این مورد به بحث «برهان صدیقین» رجوع کنید. موفق باشید

21164

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: می خواستم بدانم چرا روحانیت و بهتر بگویم مراجع مشهور تقلید رویکرد سیاسی ندارند؟ و یا حتی رویکرد اجتماعی و اقتصادی ندارند؟ برای مثال بانکداری اسلامی از ابتدای انقلاب تا همین چند سال قبل بدون اعتراض با رویکرد ربوی در حال اجرا شدن بود و فقط چند سال است که توسط نه همه مورد اعتراض قرار گرفته و ظاهرا به تازگی چند کارشناس با همکاری با دکتر سعید جلیلی توانسته اند سیستمی طراحی کنند به صورت تئوری که دیگر ربوی نیست. (با این که شاید وظیفه ایشان نبوده و علمای دینی باید اینکار را می کرده اند) یا مثلا نظام آموزش و پرورش که خیلی از اصول برایش فکر و برنامه ریزی نشد و از نظام های دیگر تقلید شد؟ یا بدتر از آن نظام دانشگاهی مان. دیگر آن که کار فرهنگی و فرهنگ سازی به قدری ضعیف بوده که مردم از روحانیت فاصله گرفته اند، وضعیت حجاب بدتر شده، درصد جوانان انقلابی الان نسبت به اوایل انقلاب کمتر شده، مردم توان تحلیل سیاسی کمتری دارند و غیره. آیا مشکل از بی برنامگی نظام نیست؟ آیا مشکل از بی برنامگی افرادی که آمدند و انقلاب را به وجود آوردند و آن را به دست گرفتند و پیش بردند نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مراجع تقلید بیشتر در موضوعاتِ فقه فردی رشد کرده‌اند. إن‌شاءاللّه با طرح فقه سیاسی در حوزه‌ها، ورود به این موارد بیشتر و فقهایی از آن سنخ ظهور خواهند کرد. موفق باشید

نمایش چاپی