با سلام خدمت استاد گرامی: برای انجام کاری امروز یکشنبه ٢٧ آذر بعد از نماز صبح استخاره از قران گرفتم و نیتم آیه اول صفحه بود که این آیه امد سوره طه آیه ۹۹ «كَذَٰلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ مَا قَدْ سَبَقَ ۚ وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْرًا» ترجمه: و ما اخبار گذشتگان دیگر را این چنین بر تو حکایت خواهیم کرد و از نزد خود این ذکر (یعنی کتاب عظیم الشأن قرآن) را به تو عطا کردیم. استخاره سوره طه آیه ۹۹ در سایتی چنین آورده بود. جواب استخاره صفحه ۳۱۹ ✜ جواب استخاره با قرآن شما نتیجه استخاره: انجام بده نتیجه کلی: خوب است این قدر این پا و آن پا نکنید انجام بدهید و گرنه وقتی متوجه می شوید که پشیمانی سودی ندارد. نتیجه ازدواج: مورد مناسبی است دل دل نکنید که بعدا پشیمان می شوید که ای کاش… نتیجه معامله: اقدام کنید خداوند برکتش را خواهد داد. سوره: طه آیه: 99 آیا این تعبیری که آمده درسته؟ یعنی مفهوم آیه بر خوب بودن و انجام کار است؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با عرض معذرت بنا نیست که در حوزه سؤال و جوابها به این موارد ورود شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمانشناسی و زمانشناسی زیرا که وقتی میدانی اینچنین گسترده در این تاریخ به ظهور آمده، امر فوقالعاده مهمی است. با شناخت شرایط است که میتوانیم بفهمیم چه کاری باید کرد و چگونه و با چه چهرهای باید اسلام را نشان دهیم که معلوم شود توان جایگزینی در مقابل فرهنگ مدرنیته را دارا میباشد. از یک طرف باید بدانیم با پدیدهی جدیدی به نام شهر، روبهروئیم که روحِ حاکم بر آن، تعارضِ منافع است و ابداً نمیتوان با زیستجهانِ دورانهای گذشته که شهر به عنوان یک جامعهی انسانی، امکانِ زندگانی هرکس را جدای ارتباط با بقیه به انسان داده بود. حال در این شهرِ جدید و یا به اصطلاح جامعهی مدنی، چه باید کرد وقتی نمیتوان در زیستجهانِ گذشته زندگی کرد؟ اگر اسلام با همان هویتی که حضرت امام و مقام معظم رهبری نشان دادند، به ظهور نیاید، با چیزی روبهرو خواهیم بود که امروز در جامعهی خود با آن روبهروئیم و فکر میکنیم با این کنترلهای اداری و بخشنامهای و یا توصیههای سادهی اخلاقی، میتوان جامعهی مدرن را به مدینة النّبی تبدیل کرد. آری! مسلّم امکان مدینة النّبی فراهم است ولی نه با جریان اصلاحطلبی که دل در گرو جامعهی مدرن دارد، و نه با جریان اصولگرایی که هنوز در زیستجهانِ گذشته میخواهد شهر را اداره کند. همّتی به همّت حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» و مقاومتی به پشتکار رهبر معظم انقلاب«حفظهاللّه»، و آرامشی به آرامش حاج قاسم و دغدغهای برای مؤثربودن در این تاریخ به دغدغهی شهید حججی، و کلامی فاخر به کلام شهید آوینی در میان میآید. ما باید مواظب باشیم از این تاریخ بیرون نیفتیم وگرنه یا اصلاحطلبِ اصطلاحی و یا اصولگرایِ اصطلاحی هستیم که در آن صورت، خودمان نخواهیم بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عموماً احادیثی که محدثین بزرگ ما در کتابهای مهم روایی جمع کردهاند، احادیثی است که بیشتر برای فقها و متکلمین مهم بوده است. ۲. اشکال میکنند که خط کوفی نقطه نداشته است، در حالیکه در این مورد هم میتوان فکر کرد که ظاهراً خط، با نقطه شروع میشود و احتمالاً اصل حدیث این بوده که حضرت میفرمایند: «أنا نقطة باءُ بسم اللّه» یعنی شروع بسم اللّه همان شخصیت حضرت است. و سپس راویان، روایت را به صورت «أنا نقطة تحت باء بسم اللّه» مطرح کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام عبادات باید با انگیزهی اُنس با حضرت ربّ العالمین انجام گیرد و با پشتکار و صبر إنشاءاللّه حجابهای بین «عبد» و «ربّ» برطرف میشود. آری! نماز شب یکی از بهترین راههای اُنس عبد با ربّ است. پیشنهاد میشود سه جلسهی صوت «همدمی ربّ و عبد» را را که بر روی سایت هست، دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: راز توبه به آن معنا است که نظام الهی آنچنان گشوده است که خطاهای ما عالم هستی را بر سر ما خراب نمیکند و کافی است که بخواهیم از آن خطا عبور کنیم با عالمی روبهرو میشویم که سراسر گشودگی و استقبال است. لذا فرمودهاند: «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»(زمر/53) اى پیامبر به بندگانم كه زياده بر خويشتن ستم روا داشته اند، بگو از رحمت الهى نوميد مباشيد، چرا كه خداوند همهی گناهان را مى بخشد، كه او آمرزندهی مهربان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده اینطور جواب دادم: باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آقای نبویان در سایت «رجاء نیوز» برداشت اشتباه آقای روحانی از آیهی مذکور را به خوبی نشان دادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- متأسفانه شرح جامعی از دیوان حافظ نمیشناسم شاید هم انتظار بیجایی باشد که یک شرح با یک نگاه خاص بتواند حافظ را بیان کند. شرح سودی از نظر فهم واژهها بد نیست. شرح دکتر دینانی هم از جهت توجه به بعضی از اشارات حافظ خوب است. نرمافزار «عرفان» و نرمافزار حافظ مرکز کامپیوتری شرحهای قابل توجهی دارد 2- میفرمایند چون شعر در حدّ خیال است، هرچند خیالِ پاک را مدّنظر قرار دهد و شب، بسترِ صعود به عالم بالاتر است؛ خود را در حدّ خیال متوقف نکنید. 3- به طور مستمر با دیوان جناب فیض مرتبط نبودهام، ولی در همان حدّ هم که رجوع داشتهام صفایی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نباید به ظاهر این روایات توجه کرد. عموماً جنبهی تأویلی و باطنی دارند. انسان معلول، جسمش معلول است و اگر کسی به نیت کمک به او زندگی را با او شروع کند، برکات خاص خود را خواهد داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در جواب سؤال 16295 عرض شد معارفی که زیربنایِ تأثیر این اذکار است باید مدّ نظر ظاهر باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد کار درستی نباشد، مگر آنکه قصد برتری نسبت به خنداندن در دلِ این نوع برنامهها در میان باشد. در این مورد عرایضی در جزوهی «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» شده است. حضرت مولى الموحدين (ع) مى فرمايند: «كَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَنْ يَضْحَكَ مِنْ غَيْرِ عَجَبٍ»[1]در جاهل بودن انسان همين بس كه بدون دليل بخندد. آنچه قوه ى وَهميه انسان را در كنترل مى آورد تا با اندك بهانه اى به خنده نيفتد قوه ى عاقله است و لذا انسانهايى كه عقل خود را رشد نداده اند توان كنترل خود را در خنديدن ندارند و اين را نبايد حمل بر گشاده رويى كرد. و اگر انسان متوجه چنين نقيصه اى در خود شد بايد با تدبّر در امور حِكمى آن را جبران كند. آن حضرت در راستاى آنكه انسان بايد زيادخنديدن خود را درمان كند، مى فرمايند: «كَثْرَةُ ضَحِكِ الرَّجُلِ تُفْسِدُ وَقَارَه»[2]
بسيارىِ خنده وقار مرد را از بين مى برد. پس اينطور نيست كه تصور كنيم دامن زدن به خنده ى زياد عمل بى ضررى است. موفق باشید
[1] ( 1)- تصنيف غرر الحكم و دُرر الكلم، ص 222.
[2] ( 2)- تصنيف غرر الحكم و دُرر الكلم، ص 222.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه این موضوع نیز در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بحث شده مبنی بر آنکه ساحران آنچنان مختار نیستند که در سرنوشت ما تأثیر بگذارند، مگر آنکه ما خودمان زمینهی تأثیر کار آنها را با ضعف عقیده فراهم کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که علامهی طباطبایی میفرمایند امتهایی که مسخ میشوند پس از مسخشدن میمیرند، نه اینکه این حیوانات، همان امتهای مسخشده میباشند. آری! آنهایی که مسخ میشوند به همان صورتی که روایت میفرماید، مسخ میشوند ولی بعداً میمیرند. این حیوانات که در طبیعت هستند از مادری از جنس خودشان متولد شدهاند.
اشکال ندارد که آیهی مذکور صورتِ غالب مسخِ آن قوم را متذکر شود، ولی نحوههای دیگری هم که در میان آن قوم بودهاند، به شکلهای دیگر مسخ شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که ممکن است در این موارد با طرفین صحبت شود. باید به آن مرد تذکر داد علاوه بر احکام الهی که به ما اجازهی این نوع محدودکردنها را به همسرمان نمیدهد، دنیا، دنیای دیگری شده است و این زمان، حقوقی خاص برای زنان قائل است که نادیدهگرفتن آن زیر پاگذاشتنِ حقی است که خداوند و جامعهی انسانی به زنان داده است. اگر متذکر این امور نشد، میتوانید آنچه را که نتیجه گرفتهاید به آن خانم بگویید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: طلب عفو و استغفار، وجوه مختلفی دارد در آن حدّ که حتی فرمودهاند: «وجودک ذنب لایقاس به ذنب»؛ هستی تو گناهی است که هیچ گناهی به پایهاش نمیرسد. لذا بسیاری موارد، استغفار و طلب عفو در راستای آن است که خداوند حجابی که مانع بین ما و اوست را برطرف نماید که این از اصیلترین نحوهی استغفار است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن سخنرانی آقای حقیقت را مطالعه کردم. به نظر میاید یک نوع تقسیمبندیِ انتزاعی است که برای راحتکردنِ فکر و درستفکرنکردن خوب است، وگرنه این نوع تقسیمبندیها با واقعیتِ پدیدارهایی که ایشان مدّ نظر مخاطب خود قرار میدهند؛ فاصلهی بسیار دارد که بحث آن در اینجا نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انقلاب اسلامی نفحهای الهی است جهت عبور از استکبار، استکباری که حجاب توحید است و این روح بر قلب حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» اشراق شد و رهنمودهای ایشان موجب شد تا بنده و امثال بنده در نقد فلسفهی غرب و تفکر غربی به نوشتههای امثال دکتر داوری و هایدگر رجوع نماییم که عملاً تفصیل رهنمودهای حضرت امام بود. این حضرت امام بودند که در ابتدا، ما را متوجهی ظلمات غرب کردند. در این رابطه معتقدم اگر نیروهای انقلاب نتوانند زبان فلسفیِ فرهنگی که حضرت روح اللّه به صحنه آوردند را، به میان آورند؛ عملاً مسئولیت خود را نسبت به انقلاب اسلامی درست انجام ندادهاند. در آخر گفتگوی خود را با یکی از اساتید تفکر غرب خدمتتان ارسال میدارم. موفق باشید
سؤال: به نظر شما، کدام فلسفه می تواند مرا را به امام خمینی نزدیک و شبیه کند؟ کدام فلسفه می تواند مرا تا ابتدای راه نجات ببرد؟ کدام فلسفه دست مرا در دست خمینی می تواند بگذارد؟
جواب: با سلام: شما خودتان میدانید که خردمندانِ هر تاریخ کسانیاند که متوجهی ظرفیت زمانهی خود میباشند، ظرفیتی که در زمانی دیگر غایب میشود[1] و تفاوت «شهادت» با «انتحار» در همین جا است. در انتحار، احساساتی کور و بیآینده در میان است ولی در شهادت، خردمندی خاصی در راستایِ فهم ظرفیت تاریخی به میان آمده است و به همین جهت شهادت، تاریخساز است. زیرا شهید، خردمندترین انسان روزگار خود میباشد و بیش از همه به مسائل روزگار خود فکر کرده است. از این جهت آن صوت را برای جنابعالی ارسال داشتم، چون میدانستم در فهم تفکر تاریخی به کمک میآیید و قصهی آن روز که عرض کردم باید با ملکوتِ هگل مرتبط شد، عطش فهم کشف تاریخیِ خودمان را باید به کمک آن معلم بزرگ به همان معنایی که هایدگر از او تعلیم گرفت و ابتدا خواست «وجود» را در «زمان» بیابد و هگل افقِ عمیقتری را در مقابل او گذاشت که آن آینه، تاریخ است و نه «زمان». زیرا با نظر به «زمان» هنوز در چمبرهی مفاهیم گرفتاریم. وای! اگر ما با ادعایِ فهمِ هگل و هایدگر، فهمِ تاریخی را از آنِ خود نکنیم و در این روز و روزگار، در راستای جستجوی «وجود» به چیزی جز آینهی انقلاب اسلامی نظر داشته باشیم. آیا وقت آن نیست که از طریق انقلاب اسلامی، تفکر را، آری تفکر در «وجود» را به خود و جامعهی خود برگردانیم؟
میگویی: به نظر شما، کدام فلسفه می تواند مرا را به امام خمینی نزدیک و شبیه کند؟ کدام فلسفه می تواند مرا تا ابتدای راه نجات ببرد؟ کدام فلسفه دست مرا در دست خمینی می تواند بگذارد؟ به من بگو: فلسفه را که رجوع به «وجود» است باید در کجا جستجو کرد تا مثل بعضیها، تازه نخواهیم هگل و هایدگر را در یک غالب متافیزیکی جدید قرائت کنیم؟
درکِ آیندهی تاریخی که همان نظر به بیکرانهی وجودی است که در مقابل ما گشوده شده است، با درکِ ظرفیتی رخ میدهد که خداوند برای آن ملت تقدیر کرده، اگرچه هنوز همهی ملت متوجهی آن نباشند ولی با اقدامی مناسب، عالمِ انسانیِ خاص آن ملت ظهور میکند و آن ملت بر خلاف باور نظام سلطه جای خود را در آن تاریخ باز مییابد و این نکته، هم در کربلا معلوم شد و هم در دفاع مقدس و هم در دفاع از حرم حضرت زینب کبری«سلامالله علیها». آیا در جای دیگری باید تفکر را و یا بگو فلسفهای که از آنِ امروزِ تاریخ ما است، باید جستجو نماییم؟
آنچه آیندهنگری و تدبیر را به یک ملت برمیگرداند توانایی برای قدمگذاشتن در راه آینده است و این با شناخت ظرفیت تاریخی پیش میآید. در این مسیر، نه خوشبینیِ بیجا کار را جلو میبرد و نه بدبینیِ بیدلیل. تنها با درکِ درست امکاناتی که خداوند در مقابل آن ملت قرار داده کار جلو میرود که آن امکانات مخصوص آن ملت و مربوط به تقدیر تاریخیِ آن ملت است و شهدا در طول تاریخ هرکدام متوجهی چنین تقدیری در تاریخ خود هستند و از این جهت نه کار را آسان میدانند و نه غیر ممکن، هرچند آن تقدیر به قیمت شهادت آنها محقق شود.
بنده از دکتر داوری بزرگ استفادههای فراوانی بردهام و او بود که معنای فهم هایدگری را به بنده آموزش داد، ولی معلم من، یعنی معلم تفکر این دوران، روح اللّه خمینی است. کافی است که به اشارات او نظر کنیم در آن حال، آینهای که آینهی نظر به «وجود» است، در مقابل ما گشوده میشود. به همین جهت معتقدم سؤال و جواب بین ما و شما در حدّ تذکر معنای حقیقی گفتمان را به ما برمیگرداند، بدون آنکه بخواهیم برای همدیگر استدلال بتراشیم. دوران، دورانِ تذکر و اشارت است به چیزی که میخواهد اسیر متافیزیک منجمدِ سردِ آزاردهنده نباشد.
[1]- این همان غفلتی است که امثال توابین بعد از نهضت کربلا داشتند که دیگر آن ظرفیت که شهدا کربلا متوجه آن بودند برای آنها غایب شد و عملا به اسم شهادت، دست به خودکشی زدند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شده بود: 19914- باسمه تعالی: سلام علیکم: در دو حوزه باید تلاش بفرمایید: یکی آنکه خیال خود را مشغول کنید تا خیالات شما، شما را مشغول نکند و به اشاراتِ غیر قابل پذیرش شما را بکشاند که در این رابطه بعد از مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» مباحث معرفت نفسی را از کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن دنبال شود و ورزش هم فراموش نگردد. و در حوزهی دوم در حین نوع فعالیت اول، به روانپزشک نیز رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» عرض شد خداوند مطابق دغدغههای سالک انوار خود را بر قلب سالک متجلی میکند. دیگر موضوع مربوط به نسبت خود سالک با حضرت ربّ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- قضیه از این قرار است که راه توحید بدون امتحان و ابتلا نیست و برای عبور از استکبار، بیهزینه ممکن نمیباشد و این غیر از آن است که انسان از خدا بخواهد فقر و مصیبتهایی که عموم انسانها بدان گرفتارند چه مؤمن و چه غیر مؤمن، از او رفع کنند 2- طلب عافیت، طلب نحوهای از زندگی است که اهل دنیا با آن روبهرو نیستند. موفق باشید
