باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً تشخیص ایندو آسان نیست. به همین جهت انسان در کنار استغفار برای رفع بلا در مقابل سختیها از خود، ناآرامی نشان نمیدهد به امید آنکه اگر آن سختیها به جهت امتحان است موجب سرافرازی انسان گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً همینطورها است و اگر حالا سراغتان نیاید، در پیری که توان برخورد کمتری دارید، سراغتان میآید و خدا نکند که در برزخ سراغمان بیاید که دیگر امکان بازخوانی و ارادهی مجدد برای عبور از آن نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می دانید که راه های رسیدن به خدا به اندازه ی انفاس خلائق است بنابراین لازم نیست همه از طریق معرفت نفس این راه را طی کنند. از طرفی بعضی از قسمت های کتاب چندان آرام و نرم نیست. بنده به رفقای المیزان عرض کرده بودم قسمت مربوط به نظران حضرت علامه را یا در آخر کتاب بگذارند و یا در پاورقی، که معجزگویی علامه موجب زحمت رفقا در ابتدای امر نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در حال حاضر با توجه به اینکه فرهنگ مدرنیته نیازهایی برای ما ایجاد کرده است که با این علوم برآورده میشود نمیتوانیم این علوم را نادیده بگیریم، ولی به تاریخی فکر کنید که شاید نیازهای ما آنچنان طبیعی باشد که مجبور نباشیم از طریق این علوم اینهمه سر به سرِ طبیعت بگذاریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تجمل و اشرافیگری با روح اسلام و انسانیت نمیخواند هرکجا که باشد. ولی باید بین کاخی که پهلوی برای خودش میسازد و با حرمی که تولیت بنا به نظر خود، برای نشاندادن شکوه شخصیت امام راحل میسازد، فرق گذاشت بهخصوص که توصیه شده است حرم امامان و مساجد با شکوه باشد ولی تجملی نباشد. در مورد حرم حضرت امام تفاوت نظرها در با شکوهبودن این معماری یا تجملیبودن آن است. بنده معتقدم در این موارد که بهراحتی نمیتوان گفت حرم از کدام نوع است، بهتر است سکوت کنیم، زیرا سازندگان آن با نیّت ارائهی شکوه، آن را شکل دادهاند و جای حمل بر صحت در همین جاها است و شاید به همین جهت رهبری نمیتوانند نظر صریح بدهند چون خلاف ِ بیّنی بهحساب نمیآید علاوه بر اینکه این نوع فعالیتها نقشی در تشدید رکود و تحریم ندارد. از طرفی؛ مگر خود حضرت امام در امور شخصیشان این کار را انجام داده اند که نسل چهارم انقلاب در مورد امام دچار دوگانگی شوند؟! موفق باشید
با سلام: این متن ذهنم را درگیر کرد اگر ممکن است جواب کامل و دقیقی بدهید چون شبهه ای است که داخل کانالهای اصلاح طلب کپی میشود، البته نمی دانم واقعا نویسنده اقای حائری هستند یانه. ✍️شهاب الدین حائری شیرازی چند روز پیش رهبر انقلاب به مناسبت آغاز ماه مبارک رمضان با مردم سخن گفتند و از مردم خواستند در ماه مبارک به قرآن توجه ویژه نمایند. در همین ضمن برخی اوامر قرآنی را گوشزد نمودند و از آنجمله این امر را که «از غیر خدا نترسید و فقط از خدا بترسید» سپس به خاطره ای از امام راحل اشاره کردند که محل بحث در این نوشتار است ایشان گفتند: پس از تسخیر سفارت آمریکا فشار بر ما زیاد شد که آنجا تخلیه شود بنده و آقای هاشمی و یک نفر دیگر در قم خدمت امام رسیدیم و قضایا را گفتیم امام از ما پرسید آیا از آمریکا میترسید بنده گفتم نه امام گفتند پس بلند شوید و بروید سفارت را لازم نیست خالی کنید.» برای نگارنده این متن سوال پیش آمد آیا اهل بیت که در برابر سلاطین جور زمان خود تقیه میکردند از این پادشاهان میترسیدند؟ قطعا جواب منفی است. آنچه امامان شیعه را بر آن میداشت که شیعیان را دعوت به تقیه و کتمان عقیده بلکه همراهی ظاهری با نظام جور نمایند تا آنجا که امام معصوم خطاب به خلیفه ای سفاک چون هارون الرشید میگفت : یا امیر المومنین ..... مراعات مصلحت بود و پدید آوردن فرصت برای رشد و نمو تشیع تا خونی بی حاصل ریخته نشود. در ایات و روایات تقیه چنان جایگاهی دارد که ملازم ایمان است و فقدان تقیه به معنی بی ایمانی دانسته شده که معصوم فرمود: «لا دین لمن لا تقیه له _ دین ندارد کسی که تقیه نکند.» البته پیداست آنچه عموم مردم را به حمایت از تسخیر سفارت آمریکا فراخواند. عمری تحقیر و استعمار بود اما آیا بهتر نبود به تبعیت از سیره اهل بیت در مواجهه با فرعون زمان، مسیری مصلحت اندیشانه بکار میبردیم؟ آیا اظهار دشمنی آنهم به شیوه ای کاملا خلاف عرف و معاهدات بین المللی یعنی بالا رفتن از دیوار سفارت و به گروگان گرفتن کارمندان، آمریکای ظالم را در چشم جهانیان، مظلوم جلوه نداد و جای طلبکار و بدهکار را عوض نکرد؟ عایدی مادی و معنوی انقلاب که هزاران خون پاک بپایش ریخته شده از این فتح سفارت و انقلاب دوم، چه بوده و هست؟ بنظر نگارنده مهمترین مانع نوسازی سازه های فرهنگی و سیاسی از پس تخریب نظام شاهنشاهی، توجه افراطی به خارج مرزها و داعیه اصلاحگری در سطح بین الملل بود که با تسخیر سفارت رخ داد و انقلاب را از ساختن خود باز داشت. چرا وضعیت فرهنگی ما روز به روز بدتر میشود چرا صداقت و امانت که شاخصه فرهنگی یک نظام دینی است دائما رو به افول است؟ پاسخ را بایست در وضعیت نابسامان اقتصادی جست که پیامبر (ص) فرمود: «نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد_ کاد الفقر ان یکون کفرا» و از اسباب مهم کاهش رشد اقتصادی و بیکاری و فقر، تحریمهای ظالمانه آمریکاست که آنهم حاصل ۴۰ سال دشمنی و رو یا رویی با هارون الرشید عصر حاضر است. عزیزان اگر میخواهیم این انقلاب بماند بایست بی مجامله و صادقانه آنرا به نقد بکشیم که اصلاح مایه ماندگاریست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به این جملهی امام خمینی فکر کنید که در سال ۴۲ فرمودند امروز تقیه حرام و افشاء ظلم حاکمان واجب است ۲. عرایضی در رابطه با جریان اشغال سفارت آمریکا در آن تاریخ را در جزوهی «ریشههای انقلاب» که بر روی سایت هست، شده. همین اندازه عرض کنم اگر آن روز، سفارت گرفته نمیشد و دولت موقت ادامه مییافت، امروز ما یکی از نوکران آمریکا بودیم با همان خفّتی که بعضیها برای تکهی نان حاضرند چکمههای ژنرالهای آمریکایی را بلیسند و مانند یک سگ سر خود را به زیر آن چکمهها قرار دهند و مانند خانم مسیح علینژاد افتخار کنند که با مایک پومپئو وزیر امور خارجه آمریکا عکس بگیرند. آیا در شرایطی نیستیم که هرکس حسینی نیست، یزیدی است و هرکس آوینی و قاسم سلیمانی نباشد، هرچه باشد هیچ چیز نیست؟! هرچند که در لواسان ویلاییهای آنچنانی داشته باشند؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن فتاوی و نظرات را دیدم. ای کاش آقایانی که بیشتر در فقه ممحض شدهاند و در عرفان و حکمت صاحبنظر نیستند، در چنین مواردی نظر نمیدادند. در این موارد بهتر است امثال رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» و مرحوم شهید مطهری که در کنار فقه و فقاهت، در حکمت و عرفان نیز قدم زدهاند، نظر بدهند. به قول آيت الله انصارى همدانى «رحمةالله عليه» سالك تا آخر عمر به مثنوى مولانا نيازمند است. اخيراً كه مقام معظم رهبرى «حفظه الله تعالى» در جلسه اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مىگويد:
«هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1] و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. موفق باشید
[1] ( 1)- مقام معظم رهبرى« حفظه الله تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه ى دفتر اول مىگويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم به جهت حساسیتی که نسبت به فضای آموزش و پرورش کشور دارم، در این مورد بسیار فکر کردهام و در جریان وضع بدِ فعلی نظام آموزشی کشور هستم. ولی اولاً: معتقدم ذات آموزش و پرورش استعداد خوبی جهت تربیت نسل آیندهی انقلاب دارد و باید بیشترین تلاش را در جهت به فعلیتآوردنِ همین نظام آموزشی کرد که خود، بحث مفصلی را میطلبد. با آموزشهای ضمن خدمت در ابتدای انقلاب، که متأسفانه از طریق آقای هاشمی به انحراف کشیده شد و جنبهی مادی پیدا کرد، کارهایی شد که اگر به همان شکل جلو میرفت، آموزش و پرورش بهخوبی احیاء میگشت و هنوز هم باید به آن فکر کرد. ثانیاً: باز فکر میکنم باید بر روی سخنان مقام معظم رهبری فکر بفرمایید که «کارِ موازی در کنار دستگاههای دولتی، کارِ موفقی نیست». و بر همین اساس باید فکر دیگری کرد. ثالثاً: بالاخره ما باید بدانیم افرادی را که آموزش میدهیم، آموزشِ آنها در این زمانه ربطی تنگاتنگ با شغل آنها دارد و نباید نسبت به مدرک آنها سهلانگاری بشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. در این موارد نه وارد هستم و نه مایلم که وارد شوم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مقام معظم رهبری «حفظهاللّه» در نشست اخیری که با مجلس خبرگان داشتند و فرمودند باید دولت را تقویت کرد و دولت هم باید شبانهروز تلاش کند؛ باید کار را و رفع مشکلات را از همین دولت مطالبه کرد. هرچند به نظر میآید روحیه و توان ادارهی این کشور انقلابی را در چنین تاریخی که هر روز دشمنان مشکلی برای آن ایجاد میکنند، را نداشته باشد. عمده آن است که حداقل مردم بدانند این جریان با این نحوه افکارِ رفاهطلبانه برای ادارهی این کشور مفید نیستند و گویا در برجِ عاجهای خود درکی از واقعیاتهای جامعه ندارند که نمونهی روشناش را در روزهای اخیر ملاحظه کردید که چگونه خواستند پول مردم را در ایران از آنها بگیرند و در سر مرز و یا در داخل کشور عراق به آنها دینار تحویل بدهند که به نظر بنده هر کودک دبستانی که اندکفهمی از شرایط داشت میفهمید که این کار غیر عملی است. مشکلی که بهوجود آورد آن بود که عدهای تنها پولی که برای سفر اربعینی خود به بانکها سپردند تا در مرز تحویل بگیرند و نتوانستند، از ادامهی سفر محروم شدند و از سر مرز با چشمانی گریان، خود و زن و فرزندشان به ایران برگشتند. این است قصهی دولتی که با واقعیات ما آشنا نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عین حرکت یعنی وجودی که در مرتبهی نازلهی وجود است و با تجلیات ممتد از عالم بالا به عالم بالاتر سیر میکند لذا به قیامت خود که برگشت به مرتبهی بالاتر نایل میشود و به خودی خود وجودی مستقل ندارد تا در عین حرکت بودن خود همچنان باقی بماند بلکه با افاضهی دائمی است که این حرکت باقی است و لذا در ازای همین افاضهی دائمی از قوه به فعل و از عالم ماده به عالم تجرد سیر میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در تعالی ابعاد عقلی و قلبی خود، انسان میشود و خودِ جناب ابنعربی نیز در بسیاری موارد عقل ما را مخاطب قرار میدهد و به راحتی مشخص است که مکتب عقلی ابنسینا را میشناسد و میفهمد. آری! هنر ما این است که بین اشاراتِ عقلی و قلبی، خلط نکنیم، نه اینکه یکی را به حاشیه برانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی! همیشه شهود در مظاهر انجام میشود و اینجا است که قوهی خیال آن معانی را صورت میدهد همچنانکه صورت ها را معانی میبخشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکرات خوبی است. همهی ما باید متوجهی چنین اموری باشیم. بالاخره یک شخصیت فکری فرهنگی نباید با نگاه محدودِ حزبی به جریانهای کشور نظر کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به همین صورت که رعایت حجاب یک قانون است و البته این قانون بر اساس حکم خدا است، باید مورد تأکید قرار گیرد. البته به همین صورت که فعلاً هست، که نه چندان سختگیری شود و نه نسبت به بیحجابی کامل بیتفاوت باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت، اگر بتوانیم کار مؤمنین را حمل بر صحت کنیم، کار خوبی است. میماند که باید مواظب بود که خدای ناکرده منکری، معروف جلوه نکند. شاید از آن جهت که آقای هاشمی روحیهی سادهزیستی را در مسئولیت خود به حاشیه برد؛ موجب شد تا برای نظام اسلامی مشکلات وابستگی به غرب تشدید شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این شرایط در هر حال نمیتوان عقل تکنیکی را نادیده گرفت، ولی در بستر حیات دینی باید آن را به کار گرفت.
عقل تکنیکی مثل آزادی، روحیهای است که بشر امروز را فرا گرفته، عقلی که در هر سنتی میتواند خود را به ظهور برساند و معنا کند، هرچند مثل آزادی در سنت غربی به ظهور آمده است ولی عقلی است جدای سنت غربی و با جدیتساختن جهان به همراه است. ساختن جهان در سنت غربی آن شد که ما در روبهرو داریم. عمده نظر به تاریخی است که بشر در آن عزم ساختن جهان را دارد و ساختن جهان تنها منحصر در سنت غربی نیست، مهم عزم ساختن است که نمیتوان نسبت به آن فکر نکرد. حاصل این فکرنکردن خرد جهان توسعهنیافته است و عزم ساختن در سنت انقلاب اسلامی ما را از خرد توسعهنیافتگی نجات میدهد بدون آنکه بخواهیم عقل تکنیکی خود را در سنت غربی جستجو کنیم، که این غیر ممکن است و محرومیت دویستساله را به دنبال دارد، در حالیکه سنت انقلاب اسلامی ظرفیت بهظهورآمدنِ عقل تکنیکی را دارا است، و این حرکتی است ماوراء اصلاحطلبی آروزمند به غرب و اصولگرایی فراری از عقل تکنیکی و بیتفاوت نسبت به آن.
عقل تکنیکی، عقل روزگار ما است چه در سنت غرب باشیم و چه در سنت انقلاب اسلامی، و هر متفکری باید از نو به آن بیندیشد، وگرنه متفکر نیست و در تاریخ خود زندگی نمیکند و از آنچه فراروی او نهاده شده چشم خود را بسته است و از آگاهی جانش به آن گسیخته غفلت کرده.
با نظر به دوپهلویی عقل تکنیکی نباید ما را به فکر بیندازد که یا برای نزدیکی به آن باید غربی شد و یا هرگز به آن دست نمییابیم.
عقل تکنیکی آزادی ما را از ما نمیگیرد، ولی میتواند در عین حضور تاریخی خودمان با انقلاب اسلامی، به ما مربوط شود و ما را با اقتصاد مقاومتی از اسارت عقل تکنیکی غربی برهاند و بدین لحاظ نه اصلاحطلبی و نه اصولگرایی هیچکدام نمیتواند اقتصاد مقاومتی که با عقل تکنیکی انقلاب اسلامی میتواند ظهور کند را درک کنند، فتوت نیاز است.
باید در نسبت عقل تکنیکی و انقلاب اسلامی و فهمی که میتواند این دو را درک کند، فکر کنیم و آن عقل را بگذاریم در بستر انقلاب اسلامی به ظهور آید - این است ندای امروزین انقلاب اسلامی و رخصتدادن به انقلاب اسلامی که به اشارات خود نسبت به آینده ادامه دهد - . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هدف پیامبران هدایت مردم بوده و هدف انسانها عبادتِ خدا. و اینکه میفرماید: «ما خلقت الجنّ و الانس إلاّ لیعبدون» این هدف، هدفِ جنّ و انس است، حال اگر عبادت نکنند از هدف و کمال خود دور میشوند و نه آنکه هدفِ خدا باشد که اگر عبادت نکنند، خدا به هدفش نرسیده باشد.
از طرفی هدف پیامبران، فرهنگسازی است. در این رابطه در نظر بگیرید اگر در همین دنیای آشفته آموزههای پیامبران نبود، چه میشد؟! و بدین جهت میفرمایند در هدایت، تنها آن وجهِ نهایی آن مقصد نیست، هر مرحلهای که بشر قدمی از حیوانیت خود فاصله بگیرد به همان اندازه پیامبران به هدف خود رسیدهاند. بنا نیست همه، امیرالمؤمنین شوند، بناست ابوسفیان هم که هست یک قدم از درندهخویی خود پا پس بکشد. آری! آرمانِ هدایت الهی، تخلّقِ خُلقِ انسانها به الهیشدن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال همهی تلاش ما باید اصلاح مردم از طریق بستری باشد که انقلاب اسلامی فراهم کرده است و با حاکمیت سکولارها به این مقصد نمیرسیم زیرا دنیا، دیگر دنیای 50 سال پیش نیست که هرکس بتواند بهراحتی دین خود را حفظ کند. امروز باید با روحیهی تقابل با کفر و استکبار دینداریِ خود را شکل داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یزید میخواهد بگوید پیامبر«صلواتاللّهعلیهوآله» با آوردنِ دین اسلام و تأکید بر ارزشهای الهی جنگ بین کفر و ایمان را به صحنه آورد. زیرا امثال یزید مثل لیبرالها اعتقادی به مقابلهی حق و باطل ندارند و مفاد سند 2030 به قول خود نویسندگان سند بر همین نکته تأکید دارد. موفق باشید
