بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19201
متن پرسش
سلام علیکم: متن زیر گزارشی اجمالی از دیدگاه‌های یکی از متفکرین معاصر نسبت به امکان تاسیس تمدن اسلامی است که خدمتتان تقدیم می گردد. حاشیه نگاری شما به این نظرات البته برای علاقمندان به مباحث حضرتعالی مایه امتنان است. عبدالکریمی معتقد است که ادعای تاسیس تمدن اسلامی از توهم انسان در نشناختن حد و حدود خود برمی خیزد و ایشان معتقد است انسان در این دیدگاه خود را خدایی می داند که می تواند مقدرات آینده را تغییر دهد و این عمیق ترین نوع امانیسم است. نکته دیگری که عبدالکریمی مطرح می کند این است که طرح چیزی به نام تمدن اسلامی حاصل یک عقل انتزاعی است و نه یک عقل انضمامی یعنی اگرچه تمدن اسلامی امکان منطقی دارد اما هرگز امکان وجودی در شرایط حاضر را ندارد. طرح امکان تمدن اسلامی مثل این است که بگویی عبدالکریمی می تواند فوتبالیست شود این اگرچه در ذهن ممکن است اما واقعیت های تاریخی از امکان وجودی آن جلوگیری می کند. به گفته عبدالکریمی واقعیت های امروز جامعه ما و این بی نظمی حاکم بر آن ما را در موقعیتی قرار داده است که حتی امکان طرح تمدن اسلامی هم برای این جامعه به مقدار فوتبالیست شدن یک فرد شصت ساله خنده دار باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر معنای اومانیسم آن است که ما هیچ ادعایی نداشته باشیم و هیچ اقدامی نکنیم، وگرنه ادعای خدایی کرده‌ایم و به عمیق‌ترین نوعِ اومانیسم دچار می‌شوی؛ پس نباید تصمیمی در حدّ ساختن یک خانه هم بگیریم. این‌جا است که عرض می‌کنم این بدترین شکل نسبت به فهم سخن هایدگر است که از درکِ مقدرات و عمل بر اساس مقدراتِ تاریخی، آقای عبدالکریمی جبرِ صِرف می‌فهمد و علتش آن است که متأسفانه بیش از آن‌که سخن آن فیلسوف را بفهمد و در تاریخ خود فکر کند، آن سخنان را از حفظ کرده و نمی‌داند کجا به‌کار ببرد. یادت هست که در جواب سؤال شماره‌ی 13790 که در رابطه با مبانی فکری و مباحث بیژن عبدالکریمی سؤال شد، بنده عرض کردم:  باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان در صحبت‌هایشان از واژه‌های فنومنولوژی و فلسفه‌ی هایدگر استفاده می‌کند، بدون آن‌که درک حضوری لازم را از نگاه هایدگر داشته باشد. در حالی‌که شرطِ فهم فلسفه‌ی هایدگر عبور از متافیزیک بود به معنای واقعی آن و نه در لفظ. لذا آن درک حضوری که امثال دکتر فردید و دکتر داوری از هایدگر به‌دست آورده‌اند و در تاریخ خود حاضر شدند را در نوشته‌ها و سخنرانی‌های آقای عبدالکریمی نمی‌یابیم و از این جهت می‌توان گفت نگاه آقای عبدالکریمی به عالم و آدم سخت، انتزاعی است طوری که هرگز نتوانسته‌اند تاریخ خود را درک کنند، حتی وقتی که از «وجود» و یا تاریخ و زمان سخن می‌گویند، نگاه انتزاعی و مفهومی به موضوع دارند و بیشتر واژه‌های هایدگری را به‌عنوان معلومات به‌کار می‌برند نه آن‌طور که «وجود» را در زمان حسّ کنند و حادثه‌ها را تاریخی بیابند. کارشان بیشتر شبیه آن‌کسی است که دید در بازاری که حیوانات را می‌فروشند وقتی طرف گفت گاو من آبستن است، زودتر و بهتر گاو او را خریدند. لذا وقتی از دختر او خواستگاری کردند، گفت دختر من حامله نیز می‌باشد. زیرا درک درستی از جایگاه موضوعات نداشت. بنده سراسر تفکر آقای عبدالکریمی را از این نوع می‌دانم که در یک بی‌تاریخیِ آزاردهنده‌ای به‌سر می‌برند و خوانندگان خود را گرفتار بی‌تاریخی و سرگردانی می‌کنند. به تجربه نیز معلوم شده افرادی که به ایشان نزدیک شده‌اند نسبت به انقلاب اسلامی، این زیباترین حضور تاریخی در این دوران،‌ بیگانه گشته‌اند در عین آن‌که در تفکر خود مغرور و نسبت به همه‌ی اندیشه‌ها به چشم حقارت می‌نگرند، همه را متهم به نگاه ایدئولوژیک می‌نمایند در حالی‌که همواره ما باید از راه و امکان رسیدن به مقصد پرسش کنیم و در عین چشم‌برنداشتن از ایده‌آل‌ها، چگونه رسیدن به آرمان‌ها را مدّ نظر قرار دهیم. پیمودن راه، بدون شناخت و درک جهانِ موجود – جهانی که انقلاب اسلامی نیز به عنوان یک واقعیت در آن وجود دارد - میسر نمی‌شود. ما در عالمی که هستیم بستگی‌هایی داریم و هزار بندِ تاریخی به دست و پایمان بسته است. آیا باید این‌همه موانع تاریخی را نادیده گرفت و از انقلاب اسلامی چیزی را مطالبه کرد که بیشتر در خیالِ اتوپیاپردازان پروش یافته است و بعد که نمی‌توانیم به آن آرمان‌ها برسیم، ناآگاهانه چشم‌ها را به ادامه‌ی غرب بیندازیم، غافل از این‌که باید زمین را برای شکفتن گل و گیاه آماده کرد و از قدم‌گذاشتن در کوچه‌های پر گِل و لایِ واقعیات نهراسیم. 2- در این‌که واقعیت تاریخیِ ما چندان توانایی تحقق کمال تمدن اسلامی را به نحو آرمانی آن ندارد، بحثی نیست. ولی باید متوجه بود آیا تمدن اسلامی به معنای حضور نور رحمت خدا در مناسباتِ اجتماعی یک امر تشکیکی است و اگر وَجه ضعیف آن در صحنه است، افقِ وجهِ شدیدیافته‌ی آن منتفی نیست. و این باز، غفلتی است که امثال آقای عبدالکریمی به جهت عدم توجه به ذات إشراقیِ انقلاب اسلامی بدان گرفتارند. موفق باشید  

18354

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در مورد داستان حضرت نوح آن قسمتی که زمان شروع نزول بلا و عذاب الهی را خداوند این گونه می فرمایند که آن وقتی که آب از درون تنور جوشیدن گرفت زمان شروع بلا است، می خواستم لطف کنید بفرمایید علت اینکه خداوند زمان شروع نزول بلا را اینگونه وصف می کنند و زمان جوشش آب از تنور می فرمایند چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید خواستند بفرمایند مسیر ظهور آن بلا به صورت عادی نخواهد بود، زیرا جوشش آب از تنور غیر معمول نیست. موفق باشید

14635
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل همانطور که مستحضرید بهترین راه خوسازی راه معرفت نفس است. آیا یک مبلغ دینی و طلبه در فعالیتهای تبلیغی خود می تواند این راه را به همه ارایه دهد؟ آیا ممکن است برخی از مردم این راه را به دلیل سختی آن قبول نکنند؟ آیا ممکن است فردی کتبی مانند خویشتن پنهان را دوست نداشته باشند؟ البته این کتاب یکی از بهترین کتب است. منظورم این است که با توجه به تفاوتهای سنی و فرهنگی و علمی افراد، راه معرفت نفسی برای خودسازی همه مفید است؟ برخی ممکن است فقط از طریق ذکر و عبادت و خواندت قران و حدیث و زیارت حرم هاو کتابهای کلامی و تفسیری بخواهند خودسازی کنند. چطوری می توان آنها را عاشق راه معرفت نفسی کرد؟ معمولا آن افراد راه معرفت نفسی را دوست ندارند. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می دانید که راه های رسیدن به خدا به اندازه ی انفاس خلائق است بنابراین لازم نیست همه از طریق معرفت نفس این راه را طی کنند. از طرفی بعضی از قسمت های کتاب چندان آرام و نرم نیست. بنده به رفقای المیزان عرض کرده بودم قسمت مربوط به نظران حضرت علامه را یا در آخر کتاب بگذارند و یا در پاورقی، که معجزگویی علامه موجب زحمت رفقا در ابتدای امر نشود. موفق باشید

13959
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به اينكه فرموديد منظور از قبر در روايات همان برزخ است، آيا گذاشتن تربت امام حسين عليه السلام در قبر براي ميت فايده اي دارد؟ با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زیرا نظر مبارک حضرت به محل دفن‌شان نیز می‌باشد و لذا آن تربت در شرایط خاصی قرار خواهد داشت. موفق باشید

13777

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد دو سوال داشتم اولیش مربوط به آقای علی اکبری که در ماهواره ادعای انرژی درمانی میکنه تو جواب قبل گفتین فقط با خیالات بازی می کند ولی قبلا که ایران بود خانه ی یکی از اقوام ما آمد و واقعا قدرت داشت با دست با فاصله چنگال را خم کرد و تقریبا داشتن انرژی قطعی هست از آن طرف این بنده خدا به ظاهر متدین است. می خواستم ببنم اگر انرژی داشته باشد می تواند از تلویزیون و آن طرف دنیا تاثیر بگذارد؟ ادعا می کند تو ساعت خاص با تلپاتی انرژی می فرسد اکثر هم جواب می گیرند و درد و مریضی شان خوب می شود درباره ی این مرد کمی توضیح دهید چون فوق العاده مشهور شده و همه جا حرف از قدرت اوست می شود با توضیح و ادله بیاوردید که بتوانیم دیگران را هم متقاعد کنیم. با تشکر فراوان التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که انسان با تمرکز روی پدیده‌ها تأثیر بگذارد، بحث دیگری است که به قدرت نفس بستگی دارد. عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و ملک» شده است که می‌تواند مبنای تحلیل این امور قرار گیرد. در ضمن عرایضی در شرح فیلم «سفر به ماوراء» در این مورد شده است. موفق باشید

8689
متن پرسش
با سلام: در جواب سوالی فرموده اید: "آدم به جهت آدمیت‌اش به شجره نزدیک شد نه از جنبه‌ی نبوتش که مافوق دنیا و مافیها است." چطور آدمیت و نبوت که دو جنبه متفاوتند و به ظاهر متضادند (چون فرموده اید که جنبه نبوت از دنیا و مافیها بالاتر است) در یک شخص واحد جمع میشود و او شخصیت واحدی دارد؟ واقعا مساله پیچیده ای است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مثل آن‌که فطرت و غریزه در یک نفر جمع می‌شود و یا خدا می‌فرماید: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» که فجور و تقوای نفس را در نفس ناطقه‌ی انسان جمع کرد. موفق باشید
7446
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد عزیز از اوایل آشناییم با شما و دنبال کردن مباحث یه چیزی همیشه ذهنمو مشغول کرده:و اون جامعیت شخصیت بعضی افراد است. استاد عزیز من درباره خودم کاملاپراکندگی را حس میکنم و اینکه وقتی یکی از مباحث شما را دنبال میکنم یا کتابی را میخونم بقیه مباحث از دستم در میره ونمیتونم همه رو باهم داشته باشم و دلیلشم درست نمیدونم.لطفا کمکم کنید دلیلشو بفهمم و بتونم به جامعیتی که برای شخصیت هر انسانی لازمه برسم. فراوان ازتون ممنونم و برامون دعا کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرام‌ارام با روح توحیدی که در ادامه‌ی کار برایتان پیش می‌آید که به لطف الهی هر مطلبی را در مطلب دیگر می‌یابید. علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» فرموده بودند من همه‌ی قرآن را می‌توانم در یک سوره بیابم. موفق باشید
7138
متن پرسش
باسلام خدمت حضرت استاد طاهرزاده قبل از دوران مدرنینه عناصر اصلی رهبری و مدیریت جامعه و یا جوامع کوچک چه بوده ؟ آیا فقط با استعدادهای شخصی مجموعه های انسانی را هدایت و جهت دهی می کردند ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر آموزه‌های دینی حاکم بوده است و سال‌های سال بشریت روی این زمین با بحران‌های مقطعی زودگذر،زندگی می‌کرده حتی در قرون وسطی وضع بشر بهتر از امروز بوده. موفق باشید
4227

رفع غضببازدید:

متن پرسش
باعرض سلام وخسته نباشید محضر استاد گرانقدر. اینجانب خیلی زیاد بدخلق وعصبی هستم وباکمترین چیزی غضب وپرخاشگری می کنم وخیلی ازاین قضیه رنج میبرم. احادیث و گفته های زیادی در رابطه با غضب مطالعه کرده ام ولی نمی توانم با توجه به این که این بیماری ارثی وخانوادگی می باشدودرکل همه اعضاء مبتلا هستند راه درمان قطعی چیست
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر هم ارثی باشد می توانید آن را رفع کنید پیشنهاد می کنم کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» حضرت امام خمینی«رضوان‌الهح‌تعالی‌علیه» را مطالعه بفرمایید. موفق باشید
1322

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام ازبحثهای به روز سبک زندگی است که درغرب خیلی موردتوجه قرارگرفته ونقدهایی هم توسط متفکران ماانجام شده خواستم بدانم که درفیلسوفان معاصراسلامی چه کسی به این بحث پرداخته ؟واصلامیشه درتفکرات امام خمینی چنین بحثهایی راپیداکرد؟اساسا سبک زندگی ماکه امروزه روبه استحاله فرهنگی ومدرن شدن است رامتفکران مادرموردش کاری ازپیش برده اند؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام کافی است ما متوجه شویم می‌توانیم به سبکی غیر از سبک غربی زندگی کنیم در آن صورت در و دیوار دین و سیره‌ی ائمه«علیهم‌السلام» و علماء دین راهنما خواهند بود. شاید در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» بتوانید موضوع خود را تا حدّی دنبال کنید. موفق باشید
24337
متن پرسش

سلام: الحمدلله به همراه تعدادی معلم انقلابی جوان اهل بحث و کتابخوانی می خوایم ان شاءالله یک دوره مقالات و کتب شهید آوینی رو مطالعه کنیم و هر هفته روی مطالب خوانده شده با هم تبادل نظر انجام بدیم. ان شاءالله. ولی هرچی دنبال سیر مطالعاتی کتب شهید آوینی می گردیم چیزی پیدا نمی کنیم. چون مقالات و کتب شهید در زمینه های مختلف اعم از هنر، غرب شناسی، انقلاب و ... هستند. لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه باید هر موضوع رو شروع کنیم و چه سیر و ترتیبی توی مطالعات داشته باشیم؟ اصلا از کدام موضوع شروع کنیم بهتره؟ با تشکر فراوان

متن پاسخ

 

24337- باسمه تعالی: سلام علیکم: از هر کجا که شروع کنید همان‌جا اول کار است. برکات خوبی حاصل می شود. رفقا کارهایی کرده اند از این قبیل:

عصر جدید

گزین گویه هایی از سید شهیدان اهل قلم

شهید سید مرتضی آوینی

۱. موعد سرنگونی فرارسیده است...

غرب ذاتی پارادوکسیکال دارد و این پارادوکس های پایانه ای، سرنوشت محتومی هستند که تمدن امروز به سوی آن راه می سپرده است. انفجار اطلاعات از همین ترمینال هایی است که تناقض نهفته در باطن تمدن امروز را آشکار خواهد کرد. وقتی حصارهای اطلاعاتی فرو بریزد مردم جهان خواهند دید که این دژ ظاهراً مستحکم بنیان هایی بسیار پوسیده دارد که به تلنگری فرو خواهد ریخت.  قدرت غرب، قدرتی بنیان گرفته بر جهل است و آگاهی های جمعی که انقلاب زا هستند به یکباره روی می آورند؛ همچون انفجار نور. شوروی نیز تا آن گاه که فصل فروپاشی اش آغاز نشده بود خود را قدرتمند و یکپارچه نشان می داد و غرب نیز آن را همچون دشمنی بزرگ در برابر خویش می انگاشت. تنها بعد از فروپاشی بود که باطن پوسیده و از هم گسیخته شوروی آشکار شد. اکنون در غرب، همه چیز با سال های دهه ۱۹۳۰ تفاوت یافته است. مردم با اضطرابی که از یک عدم اطمینان همگانی برمی آید به فردا می نگرند. آنها هر لحظه انتظار می کشند تا آن دژ اطلاعاتی که موجودیت سیاسی غرب بر آن بنیان گرفته است با یک انفجار مهیب فرو بریزد و آن روی پنهان تمدن آشکار شود. برای آنکه ردیف منظم آجرهایی که متکی بر یکدیگر هستند فرو ریزد، کافی است که همان آجر نخستین سرنگون شود. تمدن ها هم پیر می شوند و می میرند و از بطن ویرانه هاشان تمدنی دیگر سر بر می آورد. در آغاز، تمدن با یک اعتماد مطلق به قدرت خویش پا می گیرد و هنگامی که این احساس جای خود را به عدم اعتماد بخشید، باید دانست که موعد سرنگونی فرارسیده است. «انفجار اطلاعات»

۲. او این عالم را در درون خویش باز خواهد یافت...

تحولاتی که این روزها در کره زمین روی می دهد نوید عصر دیگری را می دهد که در آن ابوالهول از اریکه قدرت به زیر خواهد افتاد و غرب از هم فرو خواهد پاشید و تمدنی دیگر ، نه از شرق و نه از غرب ، که از خاورمیانه بر خواهد خاست. همین که دهکده جهانی آقای مک لوهان انکار شود و «وضع موجود» در خطر افتد به منفعت همه انقلابیونی است که عصر دیگری را انتظار می کشند. و مردم جهان هم اگر ترس از مرگ و عدم آرامش بر تفکر اتشان سایه نمی انداخت، در می یافتند که چقدر از وضع موجود خسته اند. کره زمین خسته است . بشر بعد از قرن ها زمین گرایی و خود پرستی احساس می کند که نیازمند عالم معنا است . او این عالم را در درون خویش باز خواهد یافت و به آن باز خواهد گشت، اما نه «بی رنج» بلکه «با رنجی بسیار» این دوران رنج اکنون سر رسیده است. «ايمان منجی جهان فردا»

۳. یک تحول انفسی به سوی قبله ای جدید...

روشنفکران سرگردان که دریافته اند منع مردم از راه دین تنها با ایجاد شک در بنیان های شریعت به قصد آشتی دادن دین مردمان با دنیای جدید و استحاله فرهنگ سنتی در فرهنگ غرب و انحلال عقل دینی در خرافه های علم نمای این روزگار میسّر است، در جست و جوی ترفندهایی برای عُرفی کردن احکام منطقی و اعتباری و اخلاقی غرب هستند، غافل که این تبدیل و تحول در فرهنگ متعارف، همواره سیری از درون به سوی بیرون دارد و تا یک رویکرد باطنی به تبع یک تحول انفسی به سوی قبله ای جدید ایجاد نشود، عُرف یک جامعه متحول نخواهد شد. پس اینان به تجدید نظری پروتستانتیستی در دین اسلام امید بسته اند، حال آنکه این عصر که باید آن را «عصر توبه انسان » نام نهاد، متناظر معکوس نهضتی است که در رُنسانس اتفاق افتاد. بشر یک بار دیگر – و این بار در سطح تمامی سیاره زمین – متوجه قبله معنویت شده است و این توجه به زودی همه معادلات و مناسبات را به هم خواهد ریخت و زمین از این وضع تعادل ناپایداری که در آن واقع شده است بیرون خواهد آمد. «آزادی قلم»

۴. زلزله ای که تمدن غرب را از بنیان ویران خواهد ساخت...

اضطرابی که بشر امروز را فرا گرفته است نشان از یک زلزله قریب الوقوع دارد، زلزله ای که تمدن غرب را از بنیان ویران خواهد ساخت و نسبت انسان را با خویشتن خویش و عالم دیگرگون خواهد کرد. از آنجا که تمدن امروز جهان را در تسخیر دارد، انقلاب فردا نیز یک واقعه جهانی خواهد بود و به یکباره همه عالم را خواهد بلعید. حتی اگر هیچ برهان دیگری در دست نداشتم، ظهور انقلاب اسلامی _ و بهتر بگویم، بعثت تاریخی انسان در وجود مردی چون حضرت امام خمینی(س) برای من کافی بود تا باور کنم که عصر تمدن غرب سپری شده است و تا آن وضع موعود که انسان در انتظار اوست فاصله ای چندان باقی نمانده است. حقیقت دین را باید نه در عوالم انتزاعی، که در وجود انسان هایی جست که به خلیفه اللهی مبعوث شده اند. فصل الخطاب با انسان کامل است و لا غیر.آغازی بر یک پایان

5 این تحول بار دیگر بشر را متوجه آسمان خواهد کرد...

عالم در گیر حادثه عظیم تحولی است که همه چیز را دگرگون خواهد کرد و این تحول، خلاف این دو قرن گذشته، نه از درون تکنو لوژی، که از عمق روح مجرد انسان بر خاسته است، استمرار این تحول هرگز موکول به آن نیست که تجربه تشکیل نظام حکومتی اسلام در  ایران به توفیق کامل بینجامد؛ این امری است که به مرزهای محدود نمی ماند و اگر رنسانس توجه بشر را از آسمان به زمین باز گرداند، این تحول بار دیگر بشر را متوجه آسمان خواهد کرد . این راهی است که انسان فردا خواهد پیمود و چه بخواهد چه نخواهد، لاییسم و اوما نیسم در همه صورت های آن محکوم به شکست هستند.پروسترویکای اسلامی وجود ندارد

6 فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه...

غرب نیز دوران تاریخی خویش را طی کرده است و اکنون رو به سوی اضمحلال و فروپاشی دارد . غرب و شرق سیاسی هر دو مظاهر تاریخی اومانیسم بوده اند و اکنون دوران اومانیسم به سر رسیده. رفع تباین ایدئولوژیک شرق و غرب سیاسی نیز از نشانه های تاریخی این حقیقت است. اکنون انسان بار دیگر از زمین و نفس خویش روی گردانده است و به عالم معنا و آسمان توجه یافته و این مستلزم انقلاب و تحولی دیگر است خلاف آنچه در رنسانس روی داد. انسان یک بار دیگر تولد یافته است و عصری دیگر آغاز شده و کره زمین پای در آخرین مرحله تاریخ پیش از پایان نهاده است. " فتلقی ادم من ربه کلمات فتاب علیه...." پروسترویکای اسلامی وجود ندارد

عصر تمدن غرب و سیطره روح سرمایه داری بر بشر به پایان رسیده و عالم در محاصره حقیقت است ....آدم فریب خورده و از بهشت حقیقت وجود خویش هبوط کرده ، اما دیگر توبه اش مقبول افتاده است و زود است که باز گردد: "فتلقی ادم من ربه کلمات فتاب علیه ." ...وفاق اجتماعي

 

7 خورشیدی تازه را در آسمان تاریخ...

انقلاب اسلامی ایران آغاز عصر جدیدی در كره‌ی زمین است كه دیر یا زود آثار تحقق آن را در جهان آینده خواهیم دید. این انقلاب صرفاً با وجه سیاسی تمدن غربی یعنی امپریالیسم رو در رو نیست. همان طور كه پیش از این عرض شد، مثل این سخن، مثل آن است كه بگوییم: «ما فقط با دندان‌های غول می‌جنگیم و به بقیه‌ی اعضایش كاری نداریم.» آیا می‌توان فقط با دندان‌های غول جنگید و با مغز آن كاری نداشت؟ انقلاب اسلامی ایران آغاز عصر فرهنگی جدیدی در عالم و سرمنشأ تحولی فرهنگی است كه در آینده بنیان همه چیز را، از اقتصاد و هنر گرفته تا سیاست و تمدن، زیر و رو خواهد كرد و طرحی نو در خواهد افكند. ریشه‌ی همه‌ی تحولات ظاهری فردی و اجتماعی در تحولات اعتقادی است و به‌همین علت است كه حقیر با یقین كامل و با اطمینانی اینچنین، درباره‌ی آینده‌ی جهان سخن می‌گویم، چرا كه اكنون امت مسلمان بار دیگر به پیمان نخستین خویش با آفریدگار جهان بازگشته است، به عهد الست:« ألست بربكم قالوا بلی» و این عهد الست، خورشیدی تازه را در آسمان تاریخ متولد ساخته است كه نور آن سراسر جهان را در خواهد نوردید و بنیان همه چیز را دیگرگون خواهد ساخت. ترقی یا تکامل؟

8 عصر توبه انسان در حیثیت کلی وجود آغاز شده است...

پیامبران بزرگ همواره در اعصار جاهلی مبعوث گشته اند واین نه فقط به آن علت است که در عصر جاهلیت ، بشر مستغرق در ظلمات بیش تر نیاز به هدایت دارد، بلکه به این علت است که در صیرورت تاریخی حیات بشر این قاعده کلی وجود دارد که انسان تا گرفتار عصری از جاهلیت نشود قابلیت هدایت نمی یابد و اصلآ حکمت وجود شیطان در قصه آفرییش آدم در همین جاست که اگر شیطان نمی بود که انسان را از بهشت حقیقت مثالی وجود خویش به زیر آورد ، او قابلیت «تلقی کلمات» و «توبه» پیدا نمی کرد. " انا لله و انا الیه راجعون " «دایره کاملی» است که عالم هستی را معنا می کند. تلاشی که این انسان بر مهبط خویش برای رجعت به حقیقت وجود خود می کند مجموع تحولات تاریخی است که از حجت اول تا حجت آخر روی می دهد.از رنسانس به این سو که آخرین عصر جاهلیت بشر آغاز شده، حیات تاریخی اقوام انسانی در سراسر سیاره به یکدیگر ارتباط پیدا کرده است تا بشر در حیثیت کلی خویش مصداق محقق بیابد و اگر تحولی روی می دهد برای همه بشریت یکجا اتفاق بیفتد. تعبیر «دهکده جهانی» نشان می دهد که آخر الزمان و عصر ظهور موعود رسیده است، چرا که آن تحول عظیم که بشر در انتظار آن است باید همه بشریت را شامل شود _که خواهد شد. در این آخرین عصر جاهلیت است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش از آسمان معنویت هبوط خواهد کرد _ که کرده است _ و در همین عصر است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش «توبه» خواهد کرد، که با پیروزی انقلاب اسلامی درایران _ که ام القرای معنوی سیاره زمین است _ این عصر نیز آغاز شده و می رود تا بالتمام همه زمین و همه بشریت را فراگیرد. .. عصر توبه انسان در حیثیت کلی وجود آغاز شده است و او می رود تا خود را باز یابد. آن که حقیقت را فراموش کند ، به مصداق "نسوا الله فانسیهم  انفسهم " خود را گم خواهد کرد و انسان امروز در یک رویکرد دیگر باره به حقیقت ، می رود تا خود را باز یابد.دولت پایدار حق

9 این سیاره به مرحله‏اى جدید از صیرورت خویش وارد شده...

عصر ما، عصر احیاء مجدّد اسلام و تمهید آن مقدّمات علمى و اجتماعى است كه مبناى تمدّن آینده بشریت در كره ارض قرار خواهد گرفت. براى ما مسلمانان، و خاصّه مسلمانان ایران، هیچ تردیدى در این زمینه وجود ندارد كه از این پس، تاریخ این سیاره به مرحله‏اى جدید از صیرورت خویش وارد شده كه مى‏توان آنرا «عصر توبه بشریت» نامید. این «توبه» كه آثار آن اكنون به روشنى در سراسر كره زمین تشخیص‏پذیر است، به سرعت به انحطاط تمدّن كنونى بشر كه ریشه در «استكبار شیطان» دارد خواهد انجامید و اهل زمین، اهلیت ولایت آل محمد(ص) را خواهند یافت و ظهور موعود اوّلین و آخرین را ادراك خواهند كرد ؛ چرا كه او عینِ ظهور و حضور است و این مائیم كه در غیبتیم و محجوب، و اینچنین بر ماست كه حجاب‏هاى ظلمت را به یكسو زنیم و اهلیتِ حضور بیابیم و زمینه‏هاى رجعت به مبانى اسلام را در همه ابعاد فراهم كنیم.رأى اكثریت

10 و او روایت تازه ای از چگونه بودن خویش باز خواهد گفت...

در اعصار جدید، وضع بشر در برابر جهان، یعنی « چگونه بودن »اش ، تغییر کرده است ...اکنون در سراسر جهان، همه ارواح منتظر دریافته اند که عصر تازه ای آغاز شده است. با این عصر تازه انسان تازه ای متولد خواهد شد – که شده است – و او روایت تازه ای از چگونه بودن خویش باز خواهد گفت... روح زمین عصر تازه ای را انتظار می برده است ...و انقلاب اسلامی طلیعه فردایی دیگر است؛ چشمه آب حیاتی است در دل این وادی ظلمات... انسان با تحولی که به تبع انقلاب معنوی اسلام در جهان ایجاد شده است وضع تازه ای در برابر هستی خواهد یافت. « من »، یعنی « کیفیت حضور انسان در عالم وجود » است که دیگرگون خواهد شد ...رمان و انقلاب اسلامی

11 هر دوره از تاریخ با عهد جدیدی آغاز می شود...

انسان در آغاز عصر تاریخی جدیدی است ... مشخصه اصلی انسان اختیار و آزادی اوست و همین اختیار است که تاریخ را بر اساس قواعدی ثابت و لایتغیر شکل می دهد. اگر انسان هایی که مأمور به ایجاد تحول در تاریخ هستند خود از معیارهای عصر خویش تبعیت کنند، دیگر هیچ تحولی در تاریخ اتفاق نخواهد افتاد. هر دوره از تاریخ با عهد جدیدی آغاز می شود که متضمن شکستن عهد پیشین است و لذا، در آغاز این تحول عظیم تاریخ، ما را نمی توان با توّهم امروزی بودن یا نبودن فریفت. اگر بنا بود ما معیارهای روز را بپذیریم، دیگر چه داعیه ای بود که خود را به رنج انقلاب و جنگ دچار کنیم؟ جنگ را بر ما تحمیل کردند تا این فکر تازه را به بند کشند و نتوانستند. روشنفکران و معاصر بودن

 

12 عصر آینده بلاشك از ‎آن اسلام است...

نظریه ترقی، تاریخ را در یك سیر ارتقایی خطی معنا می كند و بر این اساس، انسان این عصر را از همه اعصار گذشته كامل تر می بیند. آنها می گویند كه امروزه دیگر علم جانشین شریعت شده است و دانشمندان جانشین پیامبران، حال آنكه اصلاً تاریخ سیری « خطی» ندارد و صیرورت آن « ادواری» است... و همواره در پایان هر یك از دوران های جاهلی، انسان از طریق یك نهضت دینی به دورانی دیگر پا می گذارد كه عصر شكوفایی معنوی و روحانی است. ما اكنون در كشاكش یك چنین دوران انتقالی هستیم و عصر آینده بلاشك از ‎آن اسلام است. آیا شواهد تاریخی در سراسر جهان، و مخصوصاً در جهان اسلام، با صراحت این مدعا را تأیید نمی كنند؟ در جهان امروز كسی جز ما حرفی برای گفتن ندارد و این شجره نورسته مبارك انقلاب، تنها نهال سبزی است كه در این برهوت خشك و تشنه روییده است. این عصر جاهلی از همه آن اعصار جاهلی دیگر در تمامی قرون پلید تر است و شیطانی تر. عار و ثمود و فراعنه، اشراعیت و نژادپرستی یونان و روم باستان، بربریت مغول ها و... همه و همه در این دوران جمع آمده اند، اما با نقاب های موجه آداب دانی و تكنولوژی و رفاه و حقوق بشر... و الفاظی تهی از معنا، از همین نوع. و در این دار المجانین بزرگ، صاحبان عقل و دل دیوانه می نمایند و باید هم كه اینچنین باشد. ..و راستش اگر خدا با ما، و روح خدا در میان ما نبود، اكنون از انقلاب اسلامی هیچ چیز، حتی یاد و نام و خاطره ای نیز باقی نمانده بود. اما آن آتش بر ما گلستان شد... و از این بیش باز هم خواهند دید و خواهیم دید كه چگونه سخن ما كه آوای اصیل فطرت الهی انسان است، قلب ها را و فردای جهان را تسخیر خواهد كرد و علم عدالت را بر فراز این ظلم آباد بر خواهد افراشت.

فرزندان انقلاب در برابر عرصه هاي تجربه نشده سينما

 

13 عصر ما عصر تجدید میثاق با خداست...

عصر ما عصر تجدید میثاق با خداست... اگر خدا انسان را به خویش واگذارد ظلمیتی جاودان زمین را یکسره تسخیر خواهد کرد. اما در هر عصری کسی می آید از خیل منذران و هادیان، تا آن عهدی را که انسان در عمق باطن خویش با خدای دارد تازه کند؛ میثاق فطرت را. و اگر نبودند اینان، تاریخ شاهد است که بشر روی از بت پرستی هرگز بر نمی تافت. و کاش بتها تنها همان اصنام سنگی لات و هبل بودند؛ بت خود را می پرستید و متعلقات و نیازهای خود را ، شیطان را و هر فرعونی را که داعیه ی  «أنا ربکم الاعلی» سر دهد؛ آمریکا را ؛ اهوای کج افتاده ی نفس اماره را، و بت هایی دیگر راجلوه های رنگارنگ طاووس دنیا را، بی شمار....تاریخ دین تاریخ تجدید عهد فطرت است ، عهدی که میان ناس و رب الناس بسته شده و امام امت (ره) برای این تجدید میثاق آمده بود، برای شکستن بت ها و آزاد ساختن انسان از قید اغلالی که بر جسم و جانش غلبه یافته بود. تحول تاریخی عظیمی نیز که از وجود او در جهان ظهور یافت، تنها با تحولات و انقلاب هایی قابل قیاس است که از وجود انبیای اولوالعزم جلوه کرده است.امام امت و انقلاب اسلامی را اینچنین باید شناخت: از طریق معرفتی که با تامل در تاریخ حاصل می آید؛ تاریخ انبیاء و نه تواریخ رسمی.هنر ، تاریخ و میثاق ولایت

14 تنها تحولی که خارج از عهد فرهنگی رنسانس روی می دهد...

جهان امروز در دوران انتقال از یک عصر به عصری دیگر قرار دارد و تا آنگاه که این انتقال به انجام رسد دیگر روی ثبات را به خود نخواهد دید. این دوران با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران آغاز شده است و به این لحاظ، دهه شصت را باید اولین دهه از تجدید عهد محسوب داشت. غرب با شاخک های حسی خویش، فراتر از عوالم درک کامپیوتری، این حقیقت را در یافته است و بنابراین، می کوشد تا با اثبات سیادت خویش بر جهان راه را بر تصوراتی از این دست – که دوران تمدن غرب را پایان گرفته می دانند – ببندد. ... غرب با هر تحولی که منتهی به غایات او نگردد مخالفت خواهد کرد، اما میزان این مخالفت فی نفسه می تواند حکایتگر اهمیت مسئله حاضر در نگاه غرب باشد. بعد از چهار پنج قرن از رنسانس، انقلاب اسلامی ایران تنها تحولی است که خارج از عهد فرهنگی رنسانس روی می دهد، و لذا برای اَ حراری که حُریت را در استقلال از غرب می بینند، دهه شصت درخشانترین برهه تاریخ معاصر جهان است. بر همین قیاس، همه همت غرب نیز مصروف آن است که انقلاب اسلامی را در نظام گسترده و سیستماتیک فرهنگ خویش ببلعد. غرب انقلاب اسلامی را مبتنی بر تفکر سنتی ایران بعد از اسلام می بیند و لذا رودر رویی انقلاب را با خویش همچون مقابله « سنت و تجدد » یافته است و می داند که تهاجم خویش را باید متوجه نقاطی سازد که سنت و تجدد – به زعم او – به یکدیگر می رسند. يك هشدار

به کانال @gnoe_ir

سری بزنید صوت  میز گردی در باره اوینی در ان جا هست
موفق باشید

22897
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: زیارتتون قبول باشه. استاد ۲ تا سوال داشتم خدمتتون، آیا این دولت و شخص روحانی توان اداره کشور رو ندارن یا نمیخوان کشور رو سامان بدهند؟ استاد تا وارد بحث سیاسی میشم خیلی ترس دارم از اینکه نکند حرفهای بنده غیبت باشه، لطفا بفرمایید با چه راهکاری اظهار نظر سیاسی بدون غیبت انجام بدیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» در نشست اخیری که با مجلس خبرگان داشتند و فرمودند باید دولت را تقویت کرد و دولت هم باید شبانه‌روز تلاش کند؛ باید کار را و رفع مشکلات را از همین دولت مطالبه کرد. هرچند به نظر می‌آید روحیه و توان اداره‌ی این کشور انقلابی را در چنین تاریخی که هر روز دشمنان مشکلی برای آن ایجاد می‌کنند، را نداشته باشد. عمده آن است که حداقل مردم بدانند این جریان با این نحوه افکارِ رفاه‌طلبانه برای اداره‌ی این کشور مفید نیستند و گویا در برجِ عاج‌های خود درکی از واقعیات‌های جامعه ندارند که نمونه‌ی روشن‌اش را در روزهای اخیر ملاحظه کردید که چگونه خواستند پول مردم را در ایران از آن‌ها بگیرند و در سر مرز و یا در داخل کشور عراق به آن‌ها دینار تحویل بدهند که به نظر بنده هر کودک دبستانی که اندک‌فهمی از شرایط داشت می‌فهمید که این کار غیر عملی است. مشکلی که به‌وجود آورد آن بود که عده‌ای تنها پولی که برای سفر اربعینی خود به بانک‌ها سپردند تا در مرز تحویل بگیرند و نتوانستند، از ادامه‌ی سفر محروم شدند و از سر مرز با چشمانی گریان، خود و زن و فرزندشان به ایران برگشتند. این است قصه‌ی دولتی که با واقعیات ما آشنا نیست. موفق باشید

22250
متن پرسش
با سلام: استاد بزرگوار چرا اینقدر اصطلاحات رمزگونه می گذارند روی اعمال؟ مثلا نماز با مراقبه چه فرقی داره؟ آیا اشکال داره یک اسم دیگر بهش بدیم؟ دوم اینکه من با اینکه فهمیده ام که نماز مراقبه ایست که ما را به حضور میرسونه، بیرون رفتن از توهم و تک افتادگی و یک سیر درونی دارد، اما هر از گاهی لای الفاظ و مفاهیم ذهنی گم میشم و مثلا الله اکبر گفتن ها و صحبت کردن با یک موجود برتر، به گونه ای برای یک فرد معمولی گمراه کننده هم میتونه باشه، حتی در حد مریضی که من می بینم برخی از افراد به نوعی درگیر این تصورات هستن. منظورم این هست که میتونه بر توهمات ما بیفزاید. مثلا من خودم گاهی وقتها که اذکار و سوره ها را قرائت می کنم در صورت می مانم و نمیتوم فراتر برم و ناراحت میشم. یک آن به خود میایم و می بینم فقط دارم به معنی این اعمال و اذکار فکر می کنم که این خم و راست شدن منو به کی میرسونه و آیا بجز این الله گفتن نمیشه راهی بود؟ و اصلا من مگه چقدر احمق باشم که کسی رو بپرستم که نامش رو هم الله گذاشته ام و دارم می پرستمش ولی نمیدونم کجاست؟ و چطوری میشه ارتباط برقرار کرد و این دست افکار ماورایی داشتن و تصور موجودات خیالی که از ما برتر هستن. ببینید استاد این افکار درسته ساده لوحانه و مال یک آدم بی دانش و مبتدی هست ولی حقیقت این هست که من گاهی یادم میره اصلا حس و حال واقعی و همینطور بدم میاد از این حماقت که میدونم حال خوبه نیست و نمازم یکجور بازی با الفاظ هست و ذهن خودم هست و حتی وقتی یک مرتبه به خودم میام می بینم اصلا حضور ندارم و صداهای اطرافم و نشنیدم و یکجور دارم تو ذهنم غرق میشم و غرق خودم و افکار هستم. در صورتیکه یک مراقبه واقعی این هست که در همان مکانی که هستیم حضور موثر داریم و غرق در خود نیستیم و اگر صداها را نشنویم یا مثل حضرت علی علیه سلام که درد را حس نکرد وقتی شئ را از پای ایشون خارج کردند و متوجه نشد به این معنی که آمد نیست. بلکه ایشان در حال حضور داشتن و از این بابت بود. اما من گاهی در نماز آنقدر توی خودم و عالم ذهنی ام گیر هستم که اطرافم رو نمی بینم و گویی دارم خدای ذهنیم رو و اون تصویر ذهنیم رو که شاید بیشتر همون ترس های من هستند رو می پرستم. خیلی نگرانم کمکم کنید. من فکر می کنم خیلی دچار توهم هستم. استاد با عرض معذرت، شاید حرفم خام بنظر برسه ولی پرسیدن عیب نیست. اگر من حالم با نماز خوب نشه و بدتر بشم. آیا کسی هست واقعا جواب این و بده. همونقدر که ما رو از بی نمازی ترساندن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: گفت «ای برادر عقل یک دم با خود آر/ دم به دم در تو خزان است و بهار»

آری فطرت انسان‌ها خداگرایی لازم را همراه با معرفت فطری دارد ولی همواره با ادامه‌ی عبادات است که بعضا این فطرت ظهور می‌کند و آرام آرام به فعلیّت لازم می‌رسد؛ به همین جهت شریعت الهی با توجه به چنین احوالاتی که ما انسان‌ها داریم عبادات ما را می‌پذیرد در عین این‌که همه‌ی آن‌ها با حضور قلب همراه نیست زیرا در کلیت، آن عبادات جواب‌گویی به فطرت است و آن‌چه در نهایت پیش می‌آید برایند آن رجوعی است که در طول زندگی نسبت به حضرت پروردگار برای انسان پیش می‌آید و به همین جهت نباید آن عباداتی که به ظاهر با حضور قلب همراه نیست را بی بها دانست هر چند که باید تلاش کرد شرایط غفلت نسبت به حضور قلب را به حد اقل رساند. موفق باشید

21124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان جانم: بنده سخن حضرت آیت الله جوادی حفظه الله، در مورد آقای هاشمی را این طور تفسیر می کنم: با توجه به این مطلب که روح وقتی وسیع می شود همه را دوست دارد حتی می خواهم بگویم که امام حسین علیه السّلام شمر را از خود شمر بیشتر دوست داشت و این شعر سعدی علیه الرحمه که می فرمایند: «عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست» مؤید این مطلب می باشد و شما در پاسخ به پرسش دوستان در این موضوع که به آقای جوادی املی اعتراض داشتند از گفتنن این حقیقت معذور بودید و فکر می کنم حضرت استاد جوادی در راستای سلوک انقلاب، موظّف به حمایت از آقای هاشمی شده اند. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست نمی‌توان عظمت استاد بزرگی مثل آیت اللّه جوادی را نادیده گرفت. بنده سعی کردم رفقا را لااقل متوجه‌ی این امر بگردانم که از علم ایشان خود را منقطع ننمایند که حقیقتاً از بعضی جهات بی‌نظیرند. موفق باشید

21012
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: ببخشید که از وقت گرانبهای شما می گیرم. بدون مقدمه بگویم، اول : تفکر در خود و زندگی خودم که می کنم و کنکاش در امورات خود چه دینی چه اعتقادی ، احساس می کنم اون چیزی که باید باشد نیست و حقیقتا برای خدا کم گذاشتم چه در اخلاق برای خانواده چه عبادت و بندگی خدا و چه و چه چه... پس اول ایراد به خودم می گیرم. استاد سوالی دارم که ذهنم را درگیر کرده ، این را بگم که برای پرسش این سوال مجبورم چند جمله ای بنویسم. در این شب جمعه که مصادف بود با شب یلدا ، نمی دانم چه شد که رفتیم قم زیارت و شب رفتیم جمکران و خلاصه تصمیم بر آن شد که شب یلدا آنجا باشیم قبل رفتن در قم خبر زلزله تهران بود و ذهنم در این موضوع کنکاش می کرد خلاصه قبل دعای کمیل، سخنران مطالبی گفت که مرا به فکر فرو برد مثلا اینکه زمین و آسمان بخیل نیست که بارانی نیاید و خشک سالی بشود و خدا رحمتش از بین نرفته و عده ای از خمس و ذکات دورند و امر به معروف ضعیف شده و خلاصه رنگ ایمان در جامعه کم شده و ... و اشاره کرد که بحث صله رحم بجا ولی چرا اینقدر یلدا مهم است که بر ما اثر گذاشته که یک دقیقه بیشتر بودن شب یلدا مهم است ولی یلدای هزار و صد و اندی سال غیبت امام زمان برایمان کم رنگ است و اولویت ندارد و چرا این هجران به پایان نرسیده و امان از غربت امام زمان ...... بعد دعا تا این لحظه فکرم زیاد سمت این سوالی که دارم می رود. استاد اول بگویم همه مسئولین و همه مردم بد نیستند خدا همه جور بنده دارد مثلا آن دکتری که زیر میزی بگیرد تا عملی انجام دهد و آن دکتری که زندگی را رها کند و در مناطق محروم رایگان ویزیت کند و غیره، انسان خداشناس و پاک و کسی که برای خدا کار می کند و جز او نمی بیند و دنیا را بر آخرت ترجیح نمی دهد در همه اقشار وجود دارد، من اینطور برداشت می کنم که اگر دو کفه ترازو باشد کفه ای مسئولین و کفه ای مردم ، وقتی بعضی مسئولین خالصانه نیاندشند و واقعا کاری که برای مردم می شود کرد و از عهده آن برمی آیند نکنن مردم بدبین می شوند و از طرفی وقتی بعضی مردم اعتقادات و توکل را ندیده بگیرند و گناهی پیش آید مثلا بدحجابی، گرانفروشی، سرهم کلاه گذاشتن، دوری از دین یا همان خمس و ذکات ندادن یا درگیر شبکات اجتماعی از نوع دوری از خدا و ... باعث ایجاد مشکلاتی می شود. حالا با این تفاسیر سوالم این است که: با توجه به اثبات وجود خدا در حرکت جوهری و برهان صدیقین و طبق معاد چه خوب و چه بد چه بخاهیم چه نخاهیم باید سیر الی الله کنیم و بازگشت بسوی خدای یکتا و قدرتمند است و همه هستی و امور در ید قدرت اوست. استاد نظر و تحلیل شما در مورد زلزله های اخیر که هر شب شده اخبار روز و نیز کم شدن نزولات و برکات آسمانی مثل باران و زیاد شدن خشکسالی چیست؟ آیا به اعمال خودمان برنمی گردد آیا درست است که حقیقتا مثلا خودم ، وقتی در برخورد و اخلاق با زن بچه ام کم بزارم ، در عبادتم کم بزارم مثال نماز رو بخوانم که بگویم خواندم و رفع تکلیف کنم یا فلان سریال از نماز اول وقت اولویت داشته باشد یا سر کارم موقع کار از آن کم بزارم و با گوشی مشغول شوم و غیره ، پس نباید منتظر این باشم که روزی چرخ زندگیم لنگ نزند.... یا فکر کنیم وقتی معلم به شاگردان سفارش به درس کرد و آنها بیخیال بودند چاره ای جز جریمه نیست؟ آیا این زلزله ها جریمه ما مردم است که از یاد خدا غافلیم و هشداری برای عموم نیست که «اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ» خدايا! بيامرز براي من آن گناهاني را كه پرده حرمتم مي درد، «اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ» خدايا! بيامرز براي من آن گناهاني را كه كيفرها را فرو مي بارند، «اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُالنِّعَمَ» خدايا! بيامرز برايم گناهاني را كه نعمتها را دگرگونمي سازند، «اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ» خدايا! بيامرز برايم آن گناهاني را كه دعا را باز مي دارند، «اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاَءَ» خدايا! بيامرز برايم گناهاني كه بلا را نازل مي كند، یا طبق علم روز می گوید گسل فلان جا فعال شده یا دود ماشینها زیاده بارون نمیاد آیا برای خدا کاری داره که با وجود مثلا میلیاردها ماشین اراده کند که ابرها ببارید که قدرتش فراتر از این حرفهاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به راحتی نمی‌توان راز حکمت و مصلحت حضرت ربّ العالمین را به‌دست آورد. ولی این طرف قضیه روشن است که هراندازه ما در مسیر اطاعت الهی قدم برداریم، به همان اندازه به فلاح و رستگاری و سعادت می‌رسیم. لذا در هر موقعیتی باید تا آن‌جا که ممکن است جوانب مختلف بندگی را همراه با سعه‌ی صدر رعایت کنیم. موفق باشید

20844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد معزز: چند صباحی است در بسیج مدرسه علمیه معصومیه قم در خصوص تحول ریشه ای فضای مجازی در جهت نفی حاکمیت طاغوت از فضای مجازی و استقرار حاکمیت الهی فعالیت می کنیم که اخیرا به یک طرح تحول بنیادین فضای مجازی رسیده ایم که مبتنی بر الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت و مستظهر بر مبانی و منابع اسلام ناب و ریشه دار در هویت ملی، زمینه ساز تحقق تمدن نوین اسلامی خواهد بود ان شاالله. منتها سوالی که برای بنده در این بین وجود دارد این است که دشمن را چه تعریف کنیم. آیا دشمن را تمدن غرب لحاظ کنیم یا دشمن را راس استکبار (آمریکا) فرض کنیم. از آنجا که هرآنچه دشمن را فرض کنیم برنامه ریزی ها و راهکارها تفاوت های جدی پیدا می کند، این بحث اهمیت دارد. آنچه از اول مد نظر داشتیم این بود که دشمن تمدن غرب است. تمدن غرب به لحاظ اینکه توانسته بر اساس مبانی مادی خود، سبک زندگی خاصی ارائه دهد و نیازهای جامعه را در سطح مطلوبی مبتنی بر همان اندیشه مادی، پاسخگو باشد در نوع خود بسیار موفق بوده و توانسته سراسر عالم را فتح کند و خود را به عنوان الگوی برتر تفکر و زندگی به تمام فرهنگ ها غالب نماید. اما بعد از مشورت با یکی از اساتید متوجه شدم که قلب تپنده و موتور محرک این تمدن همان استکبار جهانی و آمریکاست بطوریکه اگر حاکمیت و تسلط آمریکایی از مناسبات بین المللی و در ما نحن فیه (فضای مجازی) رفع شود، خود تمدن به لحاظ تئوریک و ابزار، دشمن اساسی محسوب نمی شود، بلکه این نظام ایالات متحده است که این بذر شوم (تمدن غرب) را بارور کرده و موجب انحرافات و نشر مفاسد در عالم شده است، فلذا راهکار درست، مقابله و نفی حاکمیت آمریکاست که در این صورت دعوا یک دعوای سیاسی البته با مبانی اسلام ناب خواهد بود تا مقابله گفتمانی و بسط نظریات تئوریک در مواجهه با تمدن غرب. به دیگر سخن مبتنی با نظر دوم اگر تمدن غرب را امروز دشمن قلمداد می کنیم بواسطه حاکمیت شرربار آمریکاست که موتور محرک آن است والا خود تمدن غرب مانند مرداری است که باید دیگری آن را حرکت دهد. ضمن اینکه بیشترین توجه حضرت آقا در خصوص نقش شرربار آمریکا در مفاسد و دشمنی هاست و بسیار کمتر سخنی از تمدن غرب به میان می آورند. نظر حضرتعالی در این خصوص چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در ابتدا بتوان از آمریکا شروع کرد، ولی عنایت داشته باشید مبنایِ روح استکباری اومانیسم است به همان معنایی که آقای دکتر مهدی بنائی در سمینار «فلسفه، جنگ و صلح» آن را مطرح نمودند و روشن کردند کار از کانت شروع شده. آدرس آن سخنرانی عبارت است از: https://t.me/bijanabdolkarimi. موفق باشید

20705
متن پرسش
سلام علیکم: غذای نفسانی انسان حشر و نشر است. حشر و نشر چیست و اگر انسان به این نیاز نفسانی خود از ابتدا پاسخ نداده باشد چه مشکلاتی در انتظار اوست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان با انسان، انسان می‌شود. باید سعی کرد در فضای ایمانی هرکس آینه‌ی دیگری باشد در نشان‌دادنِ حقایق. امام صادق (عليه السلام) مى ‏فرمايند: «إِنَّ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا يُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ؛ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ، وَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ سَاعَةٌ يُفْضِي بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ سَاعَةٌ يُلَاقِي إِخْوَانَهُ الَّذِينَ يُفَاوِضُهُمْ وَ يُفَاوِضُونَهُ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ، وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ، فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ».[1]در حكمت آل داود چنين است كه شايسته است مسلمانِ عاقل، زمانى از روزِ خود را براى كارهائى كه بين او و خداوند انجام مى‏ گيرد، اختصاص دهد، و زمانى ديگر برادران ايمانى خود را كه با همديگر در امر آخرت مشاركت دارند ملاقات كند، و زمانى نفس خود را با لذائذ و مشتهياتش كه گناه نباشد آزاد بگذارد. زيرا اين زمان؛ آدمى را در انجام وظائف دو امر ديگرش كمك مى ‏كند. حرف بنده توجه به نكته‏ ى آخر است كه مى ‏فرمايند؛ لذت‏ با محرم خود روحيه‏ ى عبادت و ارتباط با مؤمنين را رشد مى ‏دهد و از انحراف ساير ابعاد انسان جلوگيرى مى‏ كند.

ملاحظه می‌کنید که حضرت قسمتی از روز را برای ارتباط با مؤمنین قرار داده‌اند، یعنی با برادران ایمانی. موفق باشید


[1] ( 1)- الكافى، ج 5، ص 87 ..

20626
متن پرسش
سلام علیکم: استاد شما در کتاب تمدن زایی تان فرمودیده اید که علم از قطع واقعیات با حقیقت هاست که به دینی و غیردینی تقسیم می شود. این سوال پیش می آید که روش بدست آوردن آن حقیقتِ مطابق با واقعیت مورد نظر چیست؟ و اینکه از کجا بدانیم این واقعیت پیش روی ما، نظر به همان بُعدی از حقیقت دارد که مدنظر ماست؟ سوال دیگر اینکه مطالبی که ما در فلسفه اسلامی تحت عنوان معرفت شناسی مطرح می کنیم اشتراکاتی با فلسفه علم دارد ولی علی الظاهر نظری در این باره اظهار نشده. اگر شما بخواهید نظریه ای در بین مکاتب فلسفه علم به میان بگذارید کدام را انتخاب و یا اساساً چه نظری می دهید؟ باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همواره با نظر به «وجود» است که می‌توان واقعیات را، مظاهر وجود دید. و آن‌جا که موضوعِ «وجود» در میان نباشد متوجه بود که اعتباریات در صحنه است که ربطی به حقیقت ندارد 2- منظور شما از اشتراکاتِ معرفت‌شناسی با فلسفه‌ی علم را متوجه نشدم. موفق باشید

20575

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در رساله «تذکره طبقات الصفویه» خواجه عبدالله انصاری مطلبی خواندم که به شدت نگرانم کرد. ایشان می فرماید: ابو عمرو محمدبن ابراهیم الزجاج گوید: «هر که سخن گوید از مقامی و حالتی که او بدان مقام و حالت نرسیده باشد، سخن وی فتنه باشد مستمعان را و دعوی باشد که از دل می زاید و خدای عزوجل حرام گرداند بر وی رسیدن به آن مقام.» حال ما در جلساتمان احوال بزرگان عرفا و سخنان آنان مثل علامه حسن زاده، آیت الله بهجت و غیره را می گوییم و از آن مقامات سخن می گوییم تا هم برای خودمان یاد آوری باشد هم برای مستمعان ایجاد شوق و انگیره کند حالا نگرانم به این مطلب خواجه عبدالله گرفتار شویم و محروم گردیم؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب مهمی است ولی، شما که ادعا نمی‌کنید در آن مقامات هستید، بلکه احوالات بزرگان را متذکر می‌شوید و این کار خوبی است. موفق باشید

20229
متن پرسش
با سلام و تبریک اعیاد: بنده از بعضی از نزدیکان شما شنیده ام که حضرتعالی، نظر گرانقدرتان این است که سالی بیشتر از دو بار به زیارت امام هشتم علیه السلام نرویم. آیا با توجه به این که ارتباط قلبی افراد با ائمه اطهار (ع) متفاوت بوده و این مقدار زیارت برای بعضی، موجب دلتنگی و مشکلات روحی ناشی از آن است آیا شما چنین توصیه ای را به صورت عمومی در نظر دارید یا به صورت فردی دستور فرموده اید؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این پیشنهاد عمومی نیست. ولی به گفته‌ی یکی از اساتید، امام رضا «علیه‌السلام» بیش از آن‌که زائر بخواهند، یاور می‌خواهند. به این معنا که سعی کنیم اهداف امام را در زندگیِ فردی و اجتماعی خود محقق کنیم. موفق باشید

18713
متن پرسش
سلام علیکم: منبع اطلاعات و حجیت اعتبار علوم غریبه ای مانند علم الاشکال و علم الاعداد از کجاست؟ با توجه با اینکه بزرگانی همچون علامه حسن زاده (در حاشیه خزائن مرحوم نراقی)، شیخ بهایی و ... به مطالب این علم اشاراتی داشته اند، آیا ضرورتی برای توجه به این قسم علوم وحود دارد؟ به عبارت دیگر اینکه این دانش ها جایی در مسیر تحقق تمدن اسلامی دارند یا خیر؟ و دیگر اینکه در رویارویی با علوم و تکنیک غربی رسالتی برای این دانش ها مفروض است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده ورودی جدّی که عمر بر روی آن گذاشته باشم، در این امور نداشته و ندارم. و با نظر به سیره‌ی حضرت روح اللّه ظاهراً راه تمدن اسلامی نیاز به این امور ندارد. راه همانی است که حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به آقای گورباچف معرفی کردند. موفق باشید

17970

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا منظور از شجره ملعونه که در آیه شصت سوره اسرا آمده نقطه مقابل کلمه طیبه است؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است. زیرا شجره‌ی ملعونه مصداق بنی‌امیه و کلمه‌ی طیبه مصداق اهل‌البیت«علیهم‌السلام» است. موفق باشید

14939

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. خوبیِ خوندنِ منطق قبل از فلسفه چیه استاد؟ تاثیری داره تو فلسفه؟ ۲. کدوم کتاب ها رو بخونم؟ البته عربی نباشه ترجمه. من طلبه نیستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منطق را در حدّی باید خواند که اصطلاحات آن را بدانیم بدون آن‌که زیاد روی آن وقت بگذاریم. به نظرم «منطقِ مظفر» ترجمه شده است. موفق باشید

14728
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی من نتوانسته ام درست منظور شما را متوجه بشوم چطور اخلاق کانت به دلیل اینکه رویکرد قدسی ندارد علت بروز دو تا جنگ جهانی شده است؟ ثانیا مگر سیاستمدارانی که این جنگها را به راه انداختند متعهد به اخلاق کانت بودند؟ ثالثا اگر متعهد نبودند همین حرف را هم می توان در مورد اخلاق اسلامی و فساد داخل کشورمان بزنیم در صورتی که می دانیم اگر مردم ما به اخلاق اسلامی عمل کنند دیگر فسادی نخواهد بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش اخلاقی کانت چون نسبت اخلاق را با قیامت و عدم رعایت آن را با عذاب قیامتی منقطع کرده است، عملاً وقتی نفس امّاره در میان آید، چیزی در میان نیست که میل نفس امّاره را کنترل کند و بدین لحاظ این‌همه فساد تاریخی در فضای فرهنگی که پایه‌گذارش، نگاهِ کانت به عالم و آدم است، ظهور می‌کند. عنایت داشته باشید که غرب با تفکر فلسفی خود بعد از رنسانس جلو می‌رود. ولی در مورد انسان‌هایی که نظر به معاد دارند، اگر هم نفس امّاره به صحنه آید در همان حال به اندازه‌ای که تحت تأثیر دین باشند و تحت تأثیر فرهنگ غربی نباشند، به نحوی نفس امّاره کنترل می‌شود. موفق باشید

11287
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و با تشکر از کتاب خیلی خوب و مفیدتان بنام «خویشتن پنهان» سوال بنده این است که چطور می توان راه درست و صحیح را در این زمانه و با مشغله زیاد و با فساد اجتماعی موجود در جامعه که جناب عالی مستحضر هستید به معرفت نفس و شناخت صحیح از خود دست یافت. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به نگاهی که در معرفت نفس یافتید و پیگیری آن مطالب از طریق کتاب «معاد» همراه با شرح صوتی آن، آرام‌آرام با قرآن عزیز از طریق تفسیر قیّم المیزان رفیق می‌شوید و خدا با شما حرف می‌زند و راهنمایی می‌کند. موفق باشید
نمایش چاپی