بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14841

رزقبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مقصود اینکه خداوند رزق همه بندگان را می دهد و روزی را تعهد کرده با فقر و گرسنگی که حتی منجر به مرگ می شود چیست؟ و سوال دیگر اینکه در بعضی روایات گفته شده است که اگر این کار یا این ذکر یا این اداب را رعایت کنید رزق زیاد می شود. چگونه می شود فهمید منظور رزق مادی است یا معنوی یا اینکه بر هر دو صادق است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با موضوع به شکل خاص روبه‌رو می‌شویم متوجه می‌گردیم خداوند حقیقتاً در دادنِ رزق به هیچ‌کس کوتاهی نکرده است. 2- هرکس مطابق نیّتی که دارد با انجام آن دستورات، رزق مادی یا معنوی نصیب خود می‌کند. موفق باشید

14617
متن پرسش
با سلام: آیا امام خمینی (ره) قبل از حمله عراق به ایران مردم عراق را با سخنرانی تحریک و تشویق برای مبارزه و قیام بر ضد صدام می کردند؟برخی ضد انقلاب می گویند دلیل حمله عراق به ایران سخنرانی های امام برای قیام بر ضد صدام خطاب به مردم عراق بوده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این‌طور نبود. ولی صدام به قول خودش متوجه بود که مردم عراق از ایران در حالِ الگوگرفتن هستند و خواست با حمله به ایران، الگو را بزند. موفق باشید

11907

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظرحضرتعالی راجع به استاد پناهیان چیست؟ و اینکه صراحتا میگن سید خراسانی روایات، حضرت آقا هستند؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خدا را شکر می‌کنم به جهت  نورانیتی که خداوند به جناب حجت‌الاسلام و المسلمین استاد پناهیان داده‌اند،  ولی در مورد این موضوع که می‌فرمایید باید عین سخن را بشنوم. آدرس صوت ایشان را بدهید تا دنبال کنم. موفق باشید

10441
متن پرسش
سلام استاد. معنی این اشعار چیست؟شد محمد الپ الغ خوارزمشاه در قتال سبزوار پر پناه تنگشان آورد لشکرهای او اسپهش افتاد در قتل عدو سجده آوردند پیشش کالامان حلقه‌مان در گوش کن وا بخش جان هر خراج و صلتی که بایدت آن ز ما هر موسمی افزایدت جان ما آن توست ای شیرخو پیش ما چندی امانت باش گو گفت نرهانید از من جان خویش تا نیاریدم ابوبکری به پیش تا مرا بوبکر نام از شهرتان هدیه نارید ای رمیده امتان بدرومتان هم‌چو کشت ای قوم دون نه خراج استانم و نه هم فسون بس جوال زر کشیدندش به راه کز چنین شهری ابوبکری مخواه کی بود بوبکر اندر سبزوار یا کلوخ خشک اندر جویبار رو بتابید از زر و گفت ای مغان تا نیاریدم ابوبکر ارمغان هیچ سودی نیست کودک نیستم تا به زر و سیم حیران بیستم تا نیاری سجده نرهی ای زبون گر بپیمایی تو مسجد را به کون منهیان انگیختند از چپ و راست که اندرین ویرانه بوبکری کجاست بعد سه روز و سه شب که اشتافتند یک ابوبکری نزاری یافتند ره گذر بود و بمانده از مرض در یکی گوشهٔ خرابه پر حرض خفته بود او در یکی کنجی خراب چون بدیدندش بگفتندش شتاب خیز که سلطان ترا طالب شدست کز تو خواهد شهر ما از قتل رست گفت اگر پایم بدی یا مقدمی خود به راه خود به مقصد رفتمی اندرین دشمن‌کده کی ماندمی سوی شهر دوستان می‌راندمی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً داستان آن مردی را شنیده‌ای که به آرایشگرگفت موهای سفید مرا از سر من خارج کن - در حالی‌که نیمی از موهای او سفید بود و لازمه‌ی این کار، یک عمر فرصت نیاز داشت- آرایشگرِ با هوش تمام موهای او را تراشید و در دامن او گذاشت و گفت حقیقتاً من کار و زندگی دارم خودت که بیکاری به جداکردن آن‌ها اقدام کن. آدم حسابی! شرح و معنای این‌ اشعار دمِ دستی برای آدمی که نمی‌داند وقتش را چطوری تمام کند، پیشنهاد خوبی است یکی را پیدا کن تا این کار را برای شما انجام دهد. موفق باشید
8035
متن پرسش
باسلام خدمت استاد. تمدن به چه معناست؟ آیا شهر و کشوری که دین در آن راه یافته را باید متمدن خواند یا هر شهری را؟ آیا اصلا غربی که دین در کار آن نیست دارای تمدن هست که ما بخواهیم نقد کنیم؟آیا بجای نقد تمدن غرب نباید گفت نقد فرهنگ یا رویه یا رویکرد غرب؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در حقیقت حرف درستی می‌فرمایید زیرا اگر تمدن را به نحوه‌ای از نزدیکی مجموعه‌ی انسان‌ها بدانیم، قلب‌هایی که به عالم کثرات مشغول‌اند حقیقتاً نزدیک نیستند تا بتوانند تمدنی صورت دهند. موفق باشید
5539
متن پرسش
سلام استاد گرامی، عذرخواهم که باز هم مصدع میشوم. پیرو پاسختان به سوال 5493 این جانب به نظر من یک سری مفروضات غلط در این جا وجود دارد. اخوان المسلمین حداقل در زمان محمد مرسی علیه وهابی ها نبود بلکه کاملا به عربستان، قطر و گروه های سلفی تکفیری گرایش داشت. مرسی به شیمون پرز نامه فدایت شوم نوشت و سفارت سوریه را تعطیل کرد و سفارت اسرائیل را باز گذاشت. مسیرهای انتقال سلاح به حماس را قطع کرد. و گذرگاه رفح را نیز باز نکرد و به پیمان کمپ دیوید نیز پایبند ماند. گرایش تمامیت خواهانه مرسی که به دنبال حاکم کردن حزب خود و ایدئولوژی سلفی گری بر جامعه مصر بود نهایتا منجر به شکل گیری اعتراضات شد. تحلیل ها ضد و نقیض است اما آن چه که با واقعیات منطبق است این است که روی کار آوردن یک اخوانی تحصیل کرده امریکا در مصر توطئه امریکا برای حاکمیت اسلام امریکایی-صهیونیستی بر منطقه خاورمیانه بود مانند آنچه در عربستان و ترکیه شاهد آن هستیم. با این حال برای بنده هنوز معنای بیداری اسلامی که رهبری گفتند مبهم است مگر همان طور که گفتم حمایت گروه های مذهبی در مصر از یک اخوانی سلفی-امریکایی را مصداق بیداری اسلامی نگیریم بلکه آن را یک فرایند وسیع تر و با قدمت تر در نظر بگیریم که قرار است به تدریج با کنار زدن گروه های سلفی و بیدار کردن اهل تسنن نسبت به انحراف اسلام خلافتی زمینه را برای گرایش آن ها به اسلام حقیقی که در ایران متجلی است فراهم کند. به نظرم اشتباهی که بعضی ها میکنند این است که دقیقا عین آن چه که در مصر و شمال افریقا اتفاق افتاد را بیداری اسلامی در نظر میگیرند در حالی که هنوز تا بیداری اسلامی حقیقی که به نظرم مورد نظر رهبری است فاصله زیادی داریم و تحولات فعلی فقط زمینه ای است برای گرایش تدریجی اهل تسنن به اسلام واقعی.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه به خوبی متوجه جریان‌های جاری در غرب آسیا هستید. آنچه انتظار دارم از نظر دور ندارید تفاوت بین اشتباه راهبردی است که اخوانی‌ها از دو جهت کردند با ذات اخوان المسلمین. ذات اخوانی‌ها بسیار به انقلاب اسلامی و حرکت حضرت امام نزدیک است به همین جهت ملاحظه می‌کنید در فرصت‌هایی که موقعیت اقتضا کند به انقلاب اسلامی و حضرت امام نزدیک می‌شوند چه در اخوانی‌های تونس از طریق آقای قنوشی و چه اخوانی‌های غزه و از طریق آقای اسماعیل هنیه و چه از طریق اخوانی‌های ترکیه در ابتدای کار حزب توسعه و عدالت و آقای اردوغان و چه اخوانی‌های مصر قبل از گرفتن دولت توسط سخن‌گوی اخوانی‌های مصر. اما اشتباهات راهبردی آن‌ها یکی آن بود که گمان می‌کردند می‌توانند با سیاست عدم تعارض با استکبار جهانی حکومت اسلامی مدّ نظرشان را ادامه دهند که این اشتباه را هم اردوغان و هم مرسی و تا حدّی قنوشی دارند و در همین راستا مرسی در مصر تا حدّی با سلفی‌ها کنار آمد و هم در مورد کمپ‌دیوید کوتاهی کرد، و اشتباه دوم که مخصوص اخوانی‌های مصر بود به قبضه‌درآوردن دولت از طریق صرفاً اخوانی‌ها، ولی بعد از جریان های اخیر مصر همه‌ی اخوانی‌های منطقه به شکل‌های مختلف در حال بازخوانی اشتباه راهبردی اولشان هستند و از این جهت ملاحظه می‌کنید که پرچم‌های آمریکا و اسرائیل و سعودی توسط اخوانی‌ها در مصر آتش زده می‌شود و شعار مرگ بر آمریکا سر داده می‌شود و سران اخوانی مصر کودتای ارتش را آمریکایی اسرائیلی می‌دانند و اردوغان می‌گوید کودتای ارتش در مصر با برنامه‌ریزی اسرائیل انجام شد. این نشان می‌دهد که آینده، اخوانی‌ها با تحلیل دیگری در سراسر منطقه به صحنه می‌آیند. موفق باشید
1557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام این که ارسطو می گوید جوانی یک کودک در جهان غیب موجود است یعنی چی؟ و آیا حرف درستی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: این را در کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض کرده‌ام به آنجا رجوع فرمائید. موفق باشید
23830
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. پرسیدم استاد صمدی در یکی از سخنرانیهاشون در توضیح تنزل روح گفته اند روح در نهایت تنزلاتش می شود جسم. نظر شما چیست؟ فرمودید، بر مبنای برهان صدیقین می‌توان گفت که عالم ماده نازل شده‌ی عالم مجردات است. این که فرموده اید درسته و مشکلی در این رابطه نداشتم. سوالم راجع به نفس و بدن بود نه عالم ماده و عوالم بالاترش. اینکه به واسطه مرگ جسم و روح از هم جدا می شوند نشان دهنده این نیست که این دو حقیقت جدا از هم هستند و اگر جسم نازله روح بود در واقع نباید از هم جدا می شدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این جهت آن باب خدمتتان باز شد تا از این زاویه به موضوع بنگرید که بدنِ نازله از روح، همان بدنِ برزخی است نه بدنِ ابزاری. و لذا همان‌طور که متوجه شده‌اید آن بدن است که همیشه با ما است و ما با اعمال خود آن را می‌سازیم و با خود به برزخ و قیامت می‌بریم و صورت عقاید و ملکات ما می‌باشد. موفق باشید 

22734

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب: ببخشید استاد بنده معرفت النفس را تا نکته ۴ خوانده ام و سوالاتی برایم پیش آمده که حل نمی شود و به همین دلیل توفیق پیدا نمی کنم ادامه دهم: ۱. چگونه باید بین مسائل معرفت النفس و اخلاقی تمایز قائل شویم؟ ۲. چگونه هستی بین شویم؟ (الان بنده هر چی می بینم همش با خودم میگم هستی اش کجاس؟ اصلا هستی اش چی هست چه جوری؟ هستی که حق بد نمیشه پس چرا الان داره بد رفتاری میکنه) ۳. اگر درست بگویم بالاترین صفت خدا مرید، و ما باید مثل خدا شویم و تا جایی که توفیق به ما می دهند صفات خدا را در خود ایجاد کنیم، در مورد اراده چگونه باید این کار را انجام دهیم؟(منظورم این است چگونه این صفت را در خود تقویت کنیم که مثل خدا باشد) ۴. به شخص خودم به شدت اراده ضعیفی دارم و بی برنامه هستم چه توصیه ای دارید برای تقویت این دو مورد؟ (چگونه باید برنامه ریزی کرد که قابل عمل کردن باشد) ۵. احساس می کنم در معرفت النفس دچار استدلال شده ام و به شدت فکرم درگیر هست چه کار کنم که از استدلال عبور کنم و به حضور برسم؟ ۶. به شخص خودم خیلی فکرم درگیر هست و گاهی بعد از چند دقیق می بینم از یک فکر رسیدم به خیالات و رویا پردازی. چگونه باید بین خیال پردازی و وهم و فکر تمایز قائل شویم؟ و چه کنیم خیالمان پاک شود؟ ۷. الان باید چه کار کنم که بتوانم توفیق پیدا کنم ادامه بدهم این راه را؟ (خواندن معرفت النفس و ان شا الله ادامه اش). التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال به ما گفته‌اند: «تو پای در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد».

حداقل ده نکته را تا آخر بروید بعد ببینید آیا افقی در مقابل‌تان گشوده نمی‌شود تا برای یافتن سؤال‌های بعدی به بحث برهان صدیقین رجوع کنید؟

رفع ضعفِ اراده هم در آن است که لااقل یک راه را بگیریم و تا آخر برویم. موفق باشید

22092
متن پرسش
سلام استاد: آیا فاعلیت محض خدا در اسماء بسته به وجود انسان کامل است؟ یعنی لازم و ملزوم هم هستند؟ یا حتی اگر معصوم (ع) نبود به عنوان جامع الاسماء خدا باز هم فاعل محض بود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا فاعل محض است و تمام عالم مظهرِ فاعلیت اوست. آری! از آن جهت که انسان کامل واسطه‌ی فیض است، آن فاعلیت از طریق انسان کامل انجام می‌شود. موفق باشید

21014
متن پرسش
با سلام: استاد دو سوال از محضر شما داشتم اولی راجع به مدل حکومت داری ما، من راجع به ولایت فقیه نظر مثبتی دارم چه اینکه یک شخص فقیه مدیر مدبر آگاه به مسائل به خوبی می تواند عدالت را در زمان غیبت امام معصوم اجرا کند. من مشکلم با کارایی و عملکرد ولی فقیه است. الان در کشور ما طوری شده که نیروی نظامی تحت اشراف مستقیم رهبری است که الحمدالله شاهد قدرت نظامی هستیم. از آن سو چون بخش اقتصاد و فرهنگ و سیاست داخلی و خارجی در مقام اجرا توسط دولت ها اجرا می شود و رهبری خطوط کلی را مشخص می کند ما به خاطر خودخواهی دولت مردان و اینکه هر دولتی آمد سعی داشت نظرات خود را پیش ببرد شاهد پسرفت در این حوزه ها هستیم. واقعا اگر از همان روز اول همه چیر تحت اشراف مستقیم رهبر در مقام اجرا می بود و خود رهبری در مسائل اقتصاد و فرهنگ به صورت مستقیم وارد می شدند بهتر نبود تا شاهد این اوضاع نباشیم؟ از نظر شما بهترین مدل حکومت داری چه مدلی است؟ اما سوال دوم راجع به خود شخص رهبری امام خامنه ای تعابیری از بزرگان و عرفای نامی راجع به رهبری می بینیم که شخصیت رهبری را دست نیافتنی جلوه می دهند و ایشان را تا مقام عصمت بالا می برند مثلا در یک جایی حضرت آيت‌الله حسن‌زاده آملي جلوي حضرت آقا دو زانو نشسته و ايشان را مولا خطاب مي‌كنند حضرت آقا ناراحت شده و به علامه مي‌فرمايند اين كار را نكنيد. علامه حسن‌زاده مي‌فرمايند اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم اين كار را نمي‌كردم یا تعبیری از استاد عبدالقائم شوشتری هست که می فرمایند حضرت آیت الله خامنه ای از جنس أنبیا هستند، از مُرسلین هستند در افق بسیار بالایی هستند من از فدائیان رهبری هستم این به نظر من اغراق و غلو ها راه را برای سوال و پاسخ گویی رهبری در حوزه هایی که تحت اشراف مستقیم رهبری است مسدود کرده به طور مثال در زمینه حصر موسوی و کروبی که توسط شورای امنیت ملی تصمیم گیری شد اعضای آن را رهبری انتخاب و مصوبات آن باید به تایید رهبری برسد. پس رهبری دخالت مستقیم در حصر آقایان دارند. اما سوال اینجاست ایا بعد از هفت سال زمان آن نیست که عدالت به طور کامل درباره آنها اجرا شود و فرقی بین کسانی که مسوولیت در نظام داشته و شهروند عادی نباشد حتی این عدم برخورد باعث شده تا کسانی مثل محمود احمدی‌نژاد با وجود داشتن پرونده با تمام توان علیه ارکان نظام سخن پراکنی کنند این اشتباه ایشان در دخالت مستقیم درباره حصر موسوی کروبی و عدم پاسخ گویی شفاف ایشان باعث شده در این نظام کسانی مثل محمود احمدی‌نژاد که از امکانات نظام استفاده کردند امروز در یک مصونیتی باشند و اینگونه سخن بگویند پس جایگاه عدالت کجاست؟ حال آیا شما حدی از خطا و اشتباه را برای رهبری قائلید و اینکه چطور نسبت خود را با ولایت فقیه تنظیم کنیم که از جاده حق و انصاف خارج نشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا ساختارهای نظام اداری ما در هر سه قوه تغییر نکند، اگر هم آن امور همه مستقیماً زیر نظری مقام معظم رهبری باشد، مشکل باقی خواهد بود. مدیریت ایشان از آن جهت با ارزش است که تحت عناوینی مثل آتش به اختیار و یا رشددادن جریان‌های خودجوشِ مردمی، جامعه را از ساختارهای غربی عبور دهد 2- چون خداوند در سوره‌ی نساء آیه‌ی 113 به پیامبر خود به عنوان رهبر دینی جامعه می‌فرماید: « وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيماً»، اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهى از آنان تصميم داشتند تو را گمراه كنند؛ اما جز خودشان را گمراه نمى ‏كنند؛ و هيچ گونه زيانى به تو نمى ‏رسانند. و خداوند، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد؛ و آنچه را نمى‏ دانستى، به تو آموخت؛ و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است. رهبر دینی امروز ما نیز توانایی‌هایی دارند که امثال حضرت آیت اللّه حسن‌زاده با نظر به این توانایی‌های خدادادی آن‌چنان تواضع‌هایی را انجام می‌دهند، در عین آن‌که همواره حرکات رهبری را در نسبت با سیره‌ی امامان معصوم می‌سنجند و جای نقد را محفوظ می‌دارند. 3- تصمیم‌گیری‌های مربوط به شورای امنیت ملی را به عهده‌ی اعضای آن گذاشته‌اند که رئیس آن از طرف رئیس دولت انتخاب می‌شود. موفق باشید

20174

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد شرح منازل السائرین شما را چه طور می توان تهیه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح آقای یزدان‌پناه را دنبال بفرمایید. مکان: فلکه شهدا، خ کاوه، بعد ترمینال بابلدشت، کوچه شهید مقارزاده، ساختمان سها (سرای هنر و اندیشه). موفق باشید

19990

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و وقت بخیر خدمت شما استاد بزرگوار: در پاسخ به سوالات در مورد چند همسری فرموده بودید معتقدید با تک همسری، روح انسان بهتر می تواند به وحدت برسد. نظرتان را در مورد این سخن امام رضوان الله علیه بفرمایید: امام خمینی (قدّس سرّه) : يكى از مشايخ عظام ما [آیت الله شاه آبادی] دام ظلّه، می ‏فرمود كه در تعدد زوجات، كه انسان گمان می ‏كند ورود در دنيا و توجه به آن است، وقتى كه انسان به آن مبتلا شد، می ‏يابد كه اين يكى از «شاهكارهاى بزرگى» است كه انسان را در عين ورود در دنيا از دنيا خارج می ‏كند و از آن منصرف می ‏نمايد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته وقتی به حکم وظیفه‌ی الهی و برای رعایت زنان بی‌سرپرست و در راستای رعایت یتیمان این کار انجام بگیرد، موضوع فرق می‌کند شاید هم به مزاح آن جمله را گفته‌اند که در آن صورت دیگر انسان از دنیا سیر می‌شود زیرا آن دو خانم دست به یکی می‌کنند و دَمار از روزگارِ طرف در می‌آورند. موفق باشید

19925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در مورد تفاسیری که ارائه فرمودین یه مشکلی برام پیش اومده، اینکه نمیدونم چطور استفاده کنم ازشون؟ یعنی نمیدونم کدوم سوره درباب چه موضوعی هست؟ مثلا الان که توی مباحث خودشناسی و کتاب برهان و معرفت نفس هستم، کدوم تفسیر به بحث کمک میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سوره‌های قرآن، حقایق وسیع و گسترده‌ای را در مقابل ما قرار می‌دهند و منحصر به یک موضوع خاص نیستند که بخواهیم هر سوره‌ای را به موضوعی منحصر کنیم. موفق باشید

19735
متن پرسش
1. تطبیق اخلاق زدایی از همه عرصه ها با مخالفت ورود شهود در فلسفه با عرض سلام و تشکر فراوان گروهی از پیروان حکمت متعالیه با ورود شهود به فلسفه مخالفند و تنها به برهان عقلی پایبندند و معتقد به حفظ مرزهای علومند. آیا می توان این گرایش را مقایسه کرد با آن دسته از نظریه پردازان فلسفه و کلام جدید در غرب (سکولارها) که معتقدند اخلاق از سیاست جداست. اخلاق از اقتصاد جداست و ... آیا به نظر نمی رسد که عرفان در همه استدلالهای علمی همه علوم باید ورود پیدا کند؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شهود، حقیقتِ عالم را در جلوه‌ای روشن‌تر و همه‌جانبه در مقابل ما قرار می‌دهد و برعکسِ نگاه انتزاعی عقل، که عملاً «ما به الاشتراک» را از «ما به الامتیاز»ِ موضوع جدا می‌کند و در مقابل ما قرار می‌دهد آن‌هم به صورت مفهومی. و از این جهت حکمت متعالیه برعکسِ حکمت مشاء، سعی دارد این دو را جمع کند. موفق باشید

19545

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: از بین مباحث سلوکی مثل ای اباذر، حدیث عنوان بصری، جنود عقل و جهل، از کدام یک شروع کنیم جهت عمل کردن در زندگی و سیر کردن؟ موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از بحث «ده نکته در معرفت نفس» اگر بخواهیم با سادگی موضوع سلوک اخلاقی را دنبال کنیم؛ مباحث «ای اباذر» کارساز است و اگر بخواهیم کمی با شدت بیشتر، کار را شروع کنیم مباحث «یابن جندب» کمک می‌کند. موفق باشید

18220
متن پرسش
سلام: آیا می شود گفت حرکت انسان از دنیا بسمت برزخ و معاد در واقع برگشت انسان به مبدا هستی و یا بعبارت دیگر وجود خود انسان است و در واقع در مراحل پس از مرگ سیر زمان در کار نیست عمیق شدن انسان در وجود خوداست ، اگر درست است سوال بنده اینجاست که این وسط کلمه بعث انسان در اول روز حشر به چه معنی است چرا از نظر لغوی برانگیختگی بکار برده شده ، و نه نزدیک شدن، معنای بعث چیست و چه چیزی منبعث می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ»(29)/اعراف) همچنان‌که شروع شدید، برمی‌گردید. از این جهت انسان به اصلی که از آن جدا شده برگشت می‌کند. منتها در این مسیر برگشت باید مراحلی را پشت سر بگذارد که حساس‌ترین آن انتقال از برزخ به قیامت است که تحت عنوان «بعث» یا «برانگیختن» نام برده می‌شود، زیرا با تحولی عظیم همراه است. موفق باشید

17430

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرانقدر و بزرگوار خسته نباشید: امیدوارم در پناه حق و توجهات ائمه علیهم السلام بخصوص امام عصر سلامت و موفق باشین و عاقبت بخیر، ببخشید استاد چرا گفته میشه که مراقبت بدون استاد هم نمیشه و اینم جزیی از عرفان هستش؟ مگر مراقبه جز مراعات محضر و معیت حق کردن است؟ استاد ببخشید یه سوال دیگه، اینکه باید سکوت رو سرلوحه خودمون قرار بدیم بنده رو دچار سردرگمی کرده چون مثلا الان بنده مهمون داداشم هستم برای مدتی و زن داداشم تنهاست و دوس داره همصحبتش شم و نمیشه سکوت کرد چون حمل بر بی توجهی و سردی میشه، از یه طرفم خودم حس میکنم که وقتی کمتر صحبت میکنم توجهم به در محضر خداوند بودن بیشتر میشه،موندم چیکار کنم و تکلیفم چیه. تشکر استاد پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ایده‌ی واقعی که در مراقبه باید مدّ نظر باشد را در شخصیت‌های سلوکی مثل حضرت امام، بهتر می‌توان مدّ نظر قرار داد 2- آن‌چه در متون دینی ما نهی شده است «فضول الکلام» است. یعنی حرفی که لازم نیست بزنیم، را نزنیم. موفق باشید سلام استاد بزرگوار وقتتون بخیر، امیدوارم خوب و سلامت باشین و خداوند بهتون طول عمر بده که ما از وجود پربرکتتون بهرهمند بشیم، استاد ببخشید متن بالا سوالی بود که بنده از شما بزرگوار پرسیدم و شما هم لطف کردین جواب فرمودین، ولی بنده متاسفانه بند اول از جوابتون که در مورد مراقبه بود رو متوجه نشدم، ممنون میشم توضیح بفرمایید و بازترش کنین استاد. تشکر، یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استادی که در امر مراقبه باید مدّ نظر باشد به این معناست که شخصی را به عنوان الگو مدّ نظر داشته باشیم ولی لازم نیست که کسی باشد تا از او دستورالعمل بگیریم. موفق باشید

17240
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خدا قوت متن زیر بخشی از بیانات رهبرانقلاب با دانشجویان در ماه مبارک رمضان است که البته بنده خلاصه ترکردم: «خب فرض کنید فلان خبرنگار اروپایی یا آمریکایی می‌آید ایران، بعد هم می رود به جان کری گزارش می دهد، او هم می گوید که بله، کسانی که از ایران می‌آیند، به من خبر می دهند که جوانهای ایرانی در کافی‌شاپ‌ها می‌نشینند، قهوه می خورند و راجع به آینده‌ی کشورشان حرف می زنند؛ دلش خوش است!(۲۲) حالا [اینکه] چند تا کافی‌شاپ را رفته‌اند دیده‌اند، بنده خبر ندارم؛ حالا گیرم بیست تا، سی تا، پنجاه تا کافی‌شاپ [را هم دیده‌اند] حالا چند تا جوان هم رفته‌اند در قهوه‌خانه نشسته‌اند، فرض کنید از نظام و از رهبری و از امام و از انقلاب هم بدگویی کرده‌اند و آرزو کرده‌اند که یک روزی این نظام تغییر پیدا کند. مجموعاً در این ده بیست قهوه‌خانه‌ای که این آقایان رفته‌اند و [بعد] رفته‌اند به این آقای وزیر خارجه اطّلاع داده‌اند، مثلاً ۱۰۰ نفر، ۱۵۰ نفر آدمِ این‌جوری بوده‌اند.» سوال: 1. در اینجا رهبری به 100 یا 150نفر آدم مخالف نظام اشاره داشته اند. نمی دانم آیا ایشان از نظرات مردم در مورد نظام اطلاع ندارند و یا اینکه اطرافیان نفوذی به ایشان اخبار ناصحیح از جامعه می رسانند؟ (بااینکه گفته می شود رهبری از مجرا های مختلف خبر می گیرند.) بنده هرچه در دیدارهای رهبری با مردم از اصناف و طبقات مختلف که از صدا وسیما پخش می شود دقت می کنم اگر افرادی هم بیایند و پشت تریبون قرار گیرند طوری به رهبری گزارش می دهند که گویا داریم در مدینه فاضله زندگی می کنیم. استاد! من دانشجوی دانشگاه فرهنگیان ( تربیت معلم) همین شهر اصفهان خودمان هستم. آن چیزی که از معلم و معلمی در یک نظام اسلامی انتظار می رود، در این مجموعه که خاص تربیت معلمان است دیده نمی شود چه اخلاقی و دینی و چه علمی. تازه ما با مصاحبه استخدام شدیم. هر وقت هم رهبری با فرهنگیان دیدار داشته اند کسانی که دغدغه دارند خبردار نمی شوند که این حرف ها را به ایشان برسانند. استاد! نمی دانم آنچه گفتم ناشی از بی بصیرتی است یا خیر اما به هر حال اگر کمی با مردم، (نه افراد پیرامونتان) سر و کله بزنید به صدق گفتارم خواهید رسید. 2. آیا راهی می شناسید که بتوان با رهبر انقلاب مستقیماً به طور خصوصی گفتگو یا دیدار کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که ملاحظه فرموده‌اید در لایه‌ای از لایه‌های جامعه، قضیه همین‌طور است که می‌فرمایید و مردم ناراضی و نگران‌اند. ولی در لایه‌ی دیگر به نام حضور انقلاب اسلامی در مقابل استکبار در این تاریخ قضیه فرق می‌کند و قصه‌ی اصلی این تاریخ در این لایه جریان دارد و رهبری انقلاب متوجه‌ی چنین حضوری هستند و نظر به مردمی دارند که خود را در این حضور معنا کرده‌اند، نه مردمی که به یک معنا با بادی می‌آیند و با بادی می‌روند. واقعیت جامعه و تاریخ ما چیز دیگری است و ما باید به جای حضور در سقیفه، حضور خود را در غدیر معنا کرده باشیم تا هیاهوی سقیفه را روح اصلی جامعه و تاریخ نپنداریم. موفق باشید

16300
متن پرسش
سلام: حدیثی از امام علی هست که می فرمایند: «بايد نياز به مردم و بى نيازى از آنان، در دلت گردآيند، تا نيازت به آنان، سبب نرمى در گفتار و خوش رويى ات شود و بى نيازى ات، سبب آبرودارى و عزّتت باشد.» من هر چه فکر می کنم نمی توانم این دو را با هم جمع کنم و قسمت اول حدیث را نمی توانم برای خودم هضم نمایم. مگر نرم خویی و خوش رویی از مردم باید بخاطر نیاز به آنها باشد! مگر انسان نباید به جایی برسد که چون خداوند با مردم با رحمت برخورد می کند ما نیز چون خلیفه خدا هستیم اینگونه باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای مولایمان علی ابن ابیطالب«علیه‌السلام» شوم که چگونه در عین توجه‌دادن به این قاعده‌ی بزرگ که انسان‌ها باید با انسان‌ها زندگی کنند و کمال خود را در کنار هم جستجو نمایند، ما را متوجه می‌کنند که در متن چنین قاعده‌ای راهِ ارتباط با خدا را گم نکنیم و از استغنایی که باید با اُنس با خدا به‌دست آوریم، غفلت نماییم. حقیقتاً این نوع روایات، معنای زندگی طبیعی را که بشر باید داشته باشد متذکر می‌شود. موفق باشید

14315
متن پرسش
سلام استاد: امثال امام و آقا را که نگاه می کنم تعجب می کنم. وقتی در مورد فلسفه صحبت میکنن انگار کل عمر فلسفه خوندند. وقتی در مورد فقه صحبت میکنن انگار کل عمر فقه خوندن و .... اینها چطور می شود که این همه جامع الابعاد هستند؟ مگر چقدر وقت دارند؟ آیا مساله برکت در وقت واقعیت دارد؟ خداوند به ما طلاب این برکت را می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی عقل خود را درست پرورش بدهد و مواظب صفای باطن خود باشد که آرزوهای دنیایی آن را مکدّر نکند، همواره سعی می‌کند با حقیقتِ هر علمی مرتبط شود. موفق باشید

5216
متن پرسش
چگونه و با طرح چه مباحثی می توان دولت را در مسیر ایجاد تمدن اسلامی هدایت کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان روشی که رهبری عزیز انجام می‌دهند و سعی می‌کنند هدف اصلی مورد غفلت قرار نگیرد وظیفه‌ی ما است آنچه رهبری متذکر می‌شوند را نگذاریم در جامعه مورد غفلت قرار گیرد و گرفتار حاشیه‌ها بشویم. موفق باشید
2292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام.استاد سوالی درمورد نوشیدن آب داشتم.آیا همانگونه که برای باز شدن قلب و پر دادن به روح ما باید تا میتوانیم کم بخوریم نیاز است آب نیز کم مصرف کنیم.چون در جایی خواندم مصرف زیاد آب باعث لاغری و سلامت میشود و جلوی گرسنگی را نیز میگیرد.نظرتان در مورد مصرف میوه چیست..
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در این مورد بنده اطلاع کافی ندارم. موفق باشید.
959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز چرا آیت الله خامنه ای را ولی امر مسلمین می نامیم در حالی که اکثر مسلمانان اهل سنت هستند؟ برخورد امام زمان در هنگام حکومت با پیروان مذاهب دیگر یا کسانی که نخواهند به اسلام روی آورند چگونه خواهند بود؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» در زمان غیبت، فقیه جامع شرایط را حاکم بر امور مسلمین کرده‌اند. خوب است که برادران اهل سنت به این موضوع فکر کنند آیا بهتر از این جهت امور جوامع اسلامی ممکن است؟ همین طور که بنا به سخنگوی اخوان‌المسلمین سخنان مقام معظم رهبری«حفظه‌الله‌« که به مردم مصر به زبان عربی ایراد کردند در تصمیم مردم مصر بسیار کارساز بود. موفق باشید
24928
متن پرسش
سلام علیکم: استاد آیا به نظر شما این سخنان حجت الاسلام محمد تقی سبحانی صحیح است: متاسفانه فلسفه ما مجموعه ای از معارف حقه و مدعیات ناسفته فراوانی است که به دلیل سایه سنگین تعبد و تقدس از سوی اصحاب فلسفه و حربه تکفیر و تهجیر از سوی مخالفان آن، هنوز به صحنه اندیشه ورزی اجتهادی نیامده است و چه بسا مدعیاتی که در طول قرنها بدون تامل و تحقیق تکرار شده است. بر اصحاب فلسفه است که بدون تعصب و با اندیشه ای باز و سینه ای فراخ و بدون تجهیل دیگران و سخن ار موضع عالی و متعالی گفتن، حاضر شوند که نظریه های فلسفی به مصاف نقد دیگران برود و دیدگاه های نو و افق های جدید فراروی حوزه تفکر اسلامی قرار گیرد. به گمان بنده تنها سرگذشت تفکر فلسفی ما و نیز وضعیت آموزش و پژوهش فلسفه در روزگار ما بهترین دلیل بر حاکمیت نگاه تعبدگرایانه و شخصیت زدگی بر محافل فلسفی ماست، چنان که با ورود در عرصه نقد اندیشه های فلسفی، چماق تجهیل و حربه مخالفت با شخصیت های محترم، بر سر شما فرود می آید. متاسفانه این رویه حتی شامل اساتید صاحب نام فلسفه نیز می شود و شخصی چون استاد فیاضی تنها به جرم این که برخی اسرار فلسفی را فاش می گوید، از سوی شاگردان خود به فلسفه نادانی متهم می شود و کم له من نظیر. از این رو بر این باورم که اصحاب فلسفه که از حربه تکفیر آزرده اند، بهتر است چماق تجهیل را بیاندازند و بدون هیچ دلواپسی، دل به دریای اجتهاد فلسفی بسپارند که این روش، تعقل فلسفی را سودمند تر است از چسبیدن به داشته های موجود. فلسفه معاصر اسلامی با تاملات ژرف علامه طباطبائی و فکر صافی و روحیه منصفانه استاد مطهری و سپس نقادی های موردی استاد مصباح در استانه یک تحول جدی قرارگرفت اما تلاش های گسترده، پرحجم و پرهزینه ای که زان پس در دهه های اخیر صورت گرفت (با همه ارزش های والای آن) بازگشتی است به عرفانی سازی فلسفه که به تدریج سلاح عقلانیت را از حوزه تشیع بازمی ستاند و باب تاویل و باطن گرایی را بر معرفت دینی می گشاید و هزاران آسیب تصوف زدگی و خواب نمایی و قدسی سازی را در فرهنگ دینی ما تشدید و تاکید می کند. ایشان نیز در سلسله نشست هایی تحت عنوان توسعه و تکامل فلسفه (که علت برگزاری آن به گفته خود ایشان تحول در فلسفه و تکامل آن با سوالات امروزه که فلسفه از آن، سال ها غافل بوده و هیچ تحولی نداشته، است) نیز گفته اند که فلسفه اسلامی حاضر نتوانسته در ۱۴ یا ۱۵ مورد که خود ایشان استقراء کرده (در موضوعات اخلاق، انسان شناسی و معرفت شناسی) پاسخگو باشد: ۱. مسئله تعریف هویت انسان با توجه به اراده و فاعلیت. ایشان بعد به این نتیجه می رسند که (فلسفه باید مسئولیت اخلاقی انسان به فعلش را با توجه به اراده و آزادی ثابت کند ولی با توجه به مسئله حاکمیت علیت آن را به دوش علت تامه می گذارد در نتیجه مسئولیت از انسان سلب می شود) ۲. در مسئله تاثیر و تاثر طبیعی. ایشان می گویند طبق قواعد فلسفی محال بودن انتقال عرض و کل ما بالعرض ینتهی ما بالذات، رطوبت و سیالیت آب عرض است در کاغذ نیز خشکی هست طبق قاعده فلسفی تری آب نباید به کاغذ منتقل شود که اینگونه نیست و فلسفه در این مورد بی پاسخ است. ۳. مسئله تجرد نفس. ایشان می گویند فلسفه غافل از بعد مادی انسان و تعلق نفس به آن است و نفس تحت تاثیر ماده تغییر می پذیرد و فلسفه فقط تفسیر تک نگاری از انسان می کند (که به نظر ایشان باید دو انگاری باشد) و این بر خلاف قرآن است که انسان را از نطفه بودن تا روح او می نگرد و به او انسان می گوید و فلسفه با این توضیحات در تعریف تجرد نفس ناقص بوده ۴. مسئله نسبت کل و جزء. به نظر ایشان در فلسفه فقط در مورد کلی و جزئی بحث شده نه از نسبت کل به جزء. ۵. مسئله صور ذهنی. ایشان می گویند بر صور ذهنی فلسفه به خاطر فقدان دلیل برای آن و اینکه فلاسفه گفته اند صور ذهنی از نظر ماهیت با واقع یکی اند ولی از نظر وجود تفاوت دارند اشکال وارد است چرا که چگونه یک ماهیت با دو وجود متباین می تواند وجود پیدا کند؟ و مسئله مشکل تطابق آن با واقع و عدم ادراک وجود ذهنی و چگونگی تحقق صورت در نفس بر نظر فلاسفه اشکال کرده و می گویند باید اساسا منکر صور ذهنی شویم و به قول خودشان (اسطوره صورت در فلسفه را بیخیال شویم) تا به این مشکلات بر نخوریم. با عرض پوزش نمی شد متن اصلی را کپی کنم و کمی طولانی شد این ها مربوط به ۴ جلسه از نشست ها بود متن کامل آن در آدرس http://www.morsalat.ir/Portal/home/?news/181408/205795/585758/توسعه-و-تکامل-فلسفه؛-افق-ها-و-راهکارها--حجت-الاسلام-و-المسلمین-محمدتقی-سبحانی--جلسات-مستمر موجود است. استاد آیا واقعا فلسفه اسلامی از این جور مسائل ناتوان است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم حرف درستی است که باید نگاه فلسفیِ ما نقد و بررسی شود. ولی در این مسیر باید با همان روحیه‌ی فلسفی، فلسفه نقد شود و نه با پیش‌فرض‌های کلامی و یا با فهم اولیه‌ای که از یک موضوعِ فلسفی داریم. مثل این‌که می‌گویند فلسفه غافل از بُعدِ مادی انسان و تعلق نفس به آن است. این جمله نشان می‌دهد که گوینده یک حرف از فلسفه‌ی صدرایی نسبت به نفس نمی‌داند و این نوع ندانستن‌ها، حجابی خواهد شد که به‌کلّی از فهم فلسفی محروم شویم. موفق باشید

نمایش چاپی