باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان به این نکته فکر کرد که حضرت میخواهند ما همواره حتی خارج از عبادات هم آن نحوه احساس در محضر حق را در خود نهادینه کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اگر انسان در مسیر توحید و در بستر و سیرهی اولیاء الهی باشد، ضعفها و خطاهایش هم موجب عبرت میشود. آیا نباید برای مردم معلوم میشد سیاسیون مدعی اصلاحطلبی که عملاً یک باندِ طرفدار ثروت و اشرافیتاند نمیتوانند قدمی در راستای خدمتگذاری به مردم در مسیر اهداف انقلاب اسلامی بردارند؟ مسلّم مردم در انتخابهای آیندهی خود متوجهی این امر خواهند شد و از این جهت میتوان همین مشکلات را هم منشأ خیر دانست، به همان معنایی که حضرت ربّ العالمین میفرماید: «فاعتبروا یا اولی الابصار!». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در نظام احسن عالم وجود میتوانیم خود را پرورش دهیم نه آنکه بتوانیم مقابل نظام الهی قرار گیریم. جزوهی «جبر و اختیار» در این مورد نکاتی برای شما دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در ابتدا بتوان از آمریکا شروع کرد، ولی عنایت داشته باشید مبنایِ روح استکباری اومانیسم است به همان معنایی که آقای دکتر مهدی بنائی در سمینار «فلسفه، جنگ و صلح» آن را مطرح نمودند و روشن کردند کار از کانت شروع شده. آدرس آن سخنرانی عبارت است از: https://t.me/bijanabdolkarimi. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان با انسان، انسان میشود. باید سعی کرد در فضای ایمانی هرکس آینهی دیگری باشد در نشاندادنِ حقایق. امام صادق (عليه السلام) مى فرمايند: «إِنَّ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا يُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ؛ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ، وَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ سَاعَةٌ يُفْضِي بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ وَ سَاعَةٌ يُلَاقِي إِخْوَانَهُ الَّذِينَ يُفَاوِضُهُمْ وَ يُفَاوِضُونَهُ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ، وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ، فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ».[1]در حكمت آل داود چنين است كه شايسته است مسلمانِ عاقل، زمانى از روزِ خود را براى كارهائى كه بين او و خداوند انجام مى گيرد، اختصاص دهد، و زمانى ديگر برادران ايمانى خود را كه با همديگر در امر آخرت مشاركت دارند ملاقات كند، و زمانى نفس خود را با لذائذ و مشتهياتش كه گناه نباشد آزاد بگذارد. زيرا اين زمان؛ آدمى را در انجام وظائف دو امر ديگرش كمك مى كند. حرف بنده توجه به نكته ى آخر است كه مى فرمايند؛ لذت با محرم خود روحيه ى عبادت و ارتباط با مؤمنين را رشد مى دهد و از انحراف ساير ابعاد انسان جلوگيرى مى كند.
ملاحظه میکنید که حضرت قسمتی از روز را برای ارتباط با مؤمنین قرار دادهاند، یعنی با برادران ایمانی. موفق باشید
[1] ( 1)- الكافى، ج 5، ص 87 ..
اسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً عرفا چنین اذنی ندارند که اسرار کسی را فاش کنند و تازه، حضرت حق که ستارالعیوب است به راحتی باطن افراد را برای هر عارفی آشکار نمیکند! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح آقای یزدانپناه را دنبال بفرمایید. مکان: فلکه شهدا، خ کاوه، بعد ترمینال بابلدشت، کوچه شهید مقارزاده، ساختمان سها (سرای هنر و اندیشه). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحثی که بنده و امثال بنده عرض میکنیم بیشتر به جهت آن است که جهتگیریِ افراد در اموراتشان تصحیح شود و لذا لازم نیست که مثلاً جنابعالی رشتهی معماری را دنبال نکنید، بلکه معماری را با روحِ معنیِ لازم میتوانید عرضه نمایید. به عنوان نمونه کانال «ندای اندیشه» دو جلسه از سخنرانی آقای دکتر محمود ارژمند را در رابطه با معماری اسلامی مطرح کردهاند خوب است به آن کانال به آدرس https://t.me/nedayeandishe/284 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همینطور که میفرمایید آن دو بزگوار دو دستگاه دارند، نه آنکه یکی برتر از دیگری باشد 2- حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» بیشتر در دستگاه محیالدین سلوک داشتند 3- نمیشود این را گفت. زیرا هیچ عارفی از مولوی نمیتواند بیبهره باشد ولی دستگاه آقا هم بیشتر تحت تأثیر امام است 4- کار سادهای نیست. بالاخره باید مدتها با مثنوی و دیوان شمس بهسر برد و قصد سلوک داشت و نه تفنن، تا خود به خود در متن این کار، راه گشوده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر! زیرا اگر کسی متوجهی خالق عالم و آن حقیقت یگانه نشده باشد، عقلی برایش پیش نمیآید که به دیگر نکات عقلی بپردازد 2- بالاخره باید هر اندیشهای را بر اساس توحید ارزیابی کرد 3- نباید به راحتی هرکس را پیرو نفس امّاره دانست، ولی هرکس خودش باید مواظب باشد که هر ادعایی را به عنوان تعقل و تفکر پیش نیاورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نقش اهلالبیت«علیهمالسلام» تبیین همان اسلامی است که حضرت حق در خطاب به پیامبر«صلواتاللّهعلیهوآله» میفرماید: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» (28)/سبأ) به آن معنا که پیامبر اسلام برای همهی انسانها به صحنهی تاریخ آمدهاند و این قول رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» است که جانشینان خود را 12 نفر تعیین نمودهاند که با ظهور آخرین حجت خدا، سیرِ حیات این زمین به انتها میرسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که موجودات در عالم مجردات مانند عالم ماده محدود به یک ماهیت نیستند لذا در عین آنکه طرف گرگ است، صدام است 2- آری! در قیامت شکل دست و پا نمایانندهی صفت انسانها است زیرا میفرماید: «نختم علی افواههم» یعنی گفتگوی زبانی در آنجا منتفی است. در این موارد خوب است که کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه و عزم بر ادامهندادنِ گناه، راهِ بسیار کارسازی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما امروز در شرایطی هستیم که هر آنچه ابعاد شخصیتی رهبر انقلاب را در فضای واقعبینی مدّ نظر قرار دهیم، بیشتر متوجه میشویم که حقیقتاً خداوند اراده کرده است تا چرخشی در این تاریخ ایجاد کند و در این راستا انسانی مناسب آن اراده را مدد میرساند و اینهمه حکمت و دلسوزی و بصیرت؛ آینهی نمایش ارادهی خدا است. امید است که ما در پیاله عکس رُخ یار ببینیم تا پیاله را پاس داریم، به همان معنایی که به گفتهی مولوی: «راند حق، این آب را در جوی تو / آفرین بر دست و بر بازوی تو». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم اردو به هر نحوی که جهت یک فعالیت تربیتی و فرهنگی باشد کار خوبی است و موجب رشد روحیهی جمعی و اشتراک در فعالیتها میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر بپذیریم مسئولان کشور در هر حال دلسوز مردماند، بنا به توصیهی اولیاء معصوم، حرکات آنها را حمل بر صحت میکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه نیاز به علم کلام و فلسفه است بالاخره عقل خود انسان و تجزیه و تحلیلی که دارد میتواند به این باور برسد که این موضوعات حق است تا مبتنی بر یک باور درست اعمال خود را انجام دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار خوبی است که انسان وارد دنیای افرادی که میخواهد متذکرشان بشود، بشود. ولی عنایت داشته باشید که هرگز با مطرحکردن هر وجهی از وجوه نفس امّاره جهت اصلاح افراد به بنبست و تحریک نفس امّاره ختم میشود و آثار سوء پنهانی را به بار میآورد. آری! درست گفتهاند که: «چونکه با کودک سر و کارت فتاد / پس زبان کودکی باید گشاد» ولی با حفظ رعایتِ جهتِ الهی موضوع، وگرنه ناخواسته نفس امّارهی متربّی را تحریک کردهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته وقتی به حکم وظیفهی الهی و برای رعایت زنان بیسرپرست و در راستای رعایت یتیمان این کار انجام بگیرد، موضوع فرق میکند شاید هم به مزاح آن جمله را گفتهاند که در آن صورت دیگر انسان از دنیا سیر میشود زیرا آن دو خانم دست به یکی میکنند و دَمار از روزگارِ طرف در میآورند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سورههای قرآن، حقایق وسیع و گستردهای را در مقابل ما قرار میدهند و منحصر به یک موضوع خاص نیستند که بخواهیم هر سورهای را به موضوعی منحصر کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر معنای اومانیسم آن است که ما هیچ ادعایی نداشته باشیم و هیچ اقدامی نکنیم، وگرنه ادعای خدایی کردهایم و به عمیقترین نوعِ اومانیسم دچار میشوی؛ پس نباید تصمیمی در حدّ ساختن یک خانه هم بگیریم. اینجا است که عرض میکنم این بدترین شکل نسبت به فهم سخن هایدگر است که از درکِ مقدرات و عمل بر اساس مقدراتِ تاریخی، آقای عبدالکریمی جبرِ صِرف میفهمد و علتش آن است که متأسفانه بیش از آنکه سخن آن فیلسوف را بفهمد و در تاریخ خود فکر کند، آن سخنان را از حفظ کرده و نمیداند کجا بهکار ببرد. یادت هست که در جواب سؤال شمارهی 13790 که در رابطه با مبانی فکری و مباحث بیژن عبدالکریمی سؤال شد، بنده عرض کردم: باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان در صحبتهایشان از واژههای فنومنولوژی و فلسفهی هایدگر استفاده میکند، بدون آنکه درک حضوری لازم را از نگاه هایدگر داشته باشد. در حالیکه شرطِ فهم فلسفهی هایدگر عبور از متافیزیک بود به معنای واقعی آن و نه در لفظ. لذا آن درک حضوری که امثال دکتر فردید و دکتر داوری از هایدگر بهدست آوردهاند و در تاریخ خود حاضر شدند را در نوشتهها و سخنرانیهای آقای عبدالکریمی نمییابیم و از این جهت میتوان گفت نگاه آقای عبدالکریمی به عالم و آدم سخت، انتزاعی است طوری که هرگز نتوانستهاند تاریخ خود را درک کنند، حتی وقتی که از «وجود» و یا تاریخ و زمان سخن میگویند، نگاه انتزاعی و مفهومی به موضوع دارند و بیشتر واژههای هایدگری را بهعنوان معلومات بهکار میبرند نه آنطور که «وجود» را در زمان حسّ کنند و حادثهها را تاریخی بیابند. کارشان بیشتر شبیه آنکسی است که دید در بازاری که حیوانات را میفروشند وقتی طرف گفت گاو من آبستن است، زودتر و بهتر گاو او را خریدند. لذا وقتی از دختر او خواستگاری کردند، گفت دختر من حامله نیز میباشد. زیرا درک درستی از جایگاه موضوعات نداشت. بنده سراسر تفکر آقای عبدالکریمی را از این نوع میدانم که در یک بیتاریخیِ آزاردهندهای بهسر میبرند و خوانندگان خود را گرفتار بیتاریخی و سرگردانی میکنند. به تجربه نیز معلوم شده افرادی که به ایشان نزدیک شدهاند نسبت به انقلاب اسلامی، این زیباترین حضور تاریخی در این دوران، بیگانه گشتهاند در عین آنکه در تفکر خود مغرور و نسبت به همهی اندیشهها به چشم حقارت مینگرند، همه را متهم به نگاه ایدئولوژیک مینمایند در حالیکه همواره ما باید از راه و امکان رسیدن به مقصد پرسش کنیم و در عین چشمبرنداشتن از ایدهآلها، چگونه رسیدن به آرمانها را مدّ نظر قرار دهیم. پیمودن راه، بدون شناخت و درک جهانِ موجود – جهانی که انقلاب اسلامی نیز به عنوان یک واقعیت در آن وجود دارد - میسر نمیشود. ما در عالمی که هستیم بستگیهایی داریم و هزار بندِ تاریخی به دست و پایمان بسته است. آیا باید اینهمه موانع تاریخی را نادیده گرفت و از انقلاب اسلامی چیزی را مطالبه کرد که بیشتر در خیالِ اتوپیاپردازان پروش یافته است و بعد که نمیتوانیم به آن آرمانها برسیم، ناآگاهانه چشمها را به ادامهی غرب بیندازیم، غافل از اینکه باید زمین را برای شکفتن گل و گیاه آماده کرد و از قدمگذاشتن در کوچههای پر گِل و لایِ واقعیات نهراسیم. 2- در اینکه واقعیت تاریخیِ ما چندان توانایی تحقق کمال تمدن اسلامی را به نحو آرمانی آن ندارد، بحثی نیست. ولی باید متوجه بود آیا تمدن اسلامی به معنای حضور نور رحمت خدا در مناسباتِ اجتماعی یک امر تشکیکی است و اگر وَجه ضعیف آن در صحنه است، افقِ وجهِ شدیدیافتهی آن منتفی نیست. و این باز، غفلتی است که امثال آقای عبدالکریمی به جهت عدم توجه به ذات إشراقیِ انقلاب اسلامی بدان گرفتارند. موفق باشید
