بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حاج آقا یک طلبه حجره داشته باشه بهتر است یا در خانه درس هایش را بخواند (از همه جهات گفتم.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی‌همرفته حجره، خلوتِ طلبه را و فضای تمرکز بر روی دروس را بهتر فراهم می‌کند. موفق باشید

16821

معرفت النفسبازدید:

متن پرسش
سلام خبری که در لینک زیر آمده را مشاهده بفرمایید: http://www.zoomit.ir/2016/7/16/133320/man-without-90-percent-brain-conscious/ این خبر مربوط به فردی است که ۹۰ درصد مغز خود را از دست داده ولی در هوشیاری کامل به سر می‌برد. این مثال می‌تواند برای جا افتادن برخی مباحث در حوزه معرفت النفس که استاد مطرح کرده‌اند مفید باشد. متن خبر بدین شرح است: «برخلاف آن چیزی که معمولا انتظار داریم، دانسته‌های ما نسبت به هوشیاری و عملکرد مغز ناقص است. به نظر می‌رسد هوشیاری کاملا به مغز مرتبط باشد، اما چطور فردی که ۹۰ درصد از مغز خود را از دست داده به زندگی عادی خود ادامه می‌دهد. برای اولین بار در سال ۲۰۰۷ مطالعه‌ی موردی یک مرد فرانسوی در مجله‌‌ای علمی به چاپ رسید. در زمان چاپ مقاله، این فرد ۴۴ سال داشت و مقاله بیان می‌کند که این فرد بدون دانستن وضعیت خود بدون هیچ مشکلی به زندگی روزمره‌ ادامه می‌دهد. این فرد برای اولین بار به دلیل درد و ضعف در پای سمت چپ به دکتر مراجعه و پزشک معالج نیز برای بررسی بیشتر اسکن‌های مغزی بیمار را مشاهده می‌کند. در عین ناباوری بیشتر حجم مغز فرد از مایع در زیر لایه‌ای از غشای خارجی تشکیل شده بود و همچنین قسمت‌های داخلی آن تقریبا از بین رفته بودند. پزشکان معتقدند مغز بیمار در طول سی سال گذشته از بین رفته و مایع جایگزین آن شده است؛ وضعیتی که در علوم پزشکی هیدروسفالی نامیده می‌شود. در خردسالی بیماری او شناخته و طی یک عمل جراحی یک استنت در بدن وی کار گذاشته می‌شود که در ۱۴ سالگی پزشکان از بدن وی خارج می‌کنند، از همین موقع تا ۴۴ سالگی مغز بیمار رو به تخریب می‌رود. اسکن مغزی با این حال علیرغم تخریب مغز، این فرد ناتوان نیست و با وجود داشتن آی کیو ۷۵ به عنوان خدمتکار رستوران فعالیت می‌کند. همچنین وی متاهل بوده و دو فرزند دارد. مطالعه بر روی این فرد دانشمندان را با سوالی جدید رو‌به‌رو کرده؛ چه عاملی باعث سلامت این فرد شده است؟ تا قبل از این پزشکان معتقد بودند که هوشیاری با ناحیه‌‌هایی از مغز،‌ کلاستروم و لوب پس‌سری، ارتباط دارد. با فرض این ادعا نمی‌توان دلیلی بر هوشیاری بیمار فرانسوی پیدا کرد؛ تئوری‌های هوشیاری باید توانایی پاسخ به مورد مرد فرانسوی را در خود داشته باشند. به نظر می‌رسد که نمی‌توان ناحیه‌ی معینی از مغز را به عنوان مسئول هوشیاری در انسان معرفی کرد. دکتر اکسل کلیرمن از دانشگاه آزاد بروکسل در این مورد می‌گوید: هوشیاری بر پایه‌ی تئوری‌های غیرمفهومی در مورد مغز استوار است. هوشیاری توسط تجربه یعنی تعامل با دنیای اطراف به دست می‌آید و این به معنای یادگیری مداوم است. در نتیجه بخش‌های مختلفی از مغز در سازوکار هوشیاری سهیم هستند. نظریه‌ی دکتر کلیمن به Radical Plasticity Thesis معروف و با تحقیقات جدید در مورد نقش فعال‌تر و منعطف‌تر مغز در برخورد با مسائل و مواجه با نقص‌های فیزیکی سازگار است. در این نظریه برای رسیدن به آگاهی تنها داشتن اطلاعات کفایت نمی‌کند و باید از وجود این اطلاعات نیز باخبر و نسبت به آن حساس بود. کلیرمن ادعا می‌کند که مغز همواره و به صورت ناخود‌اگاه در حال یادگیری است که پایه‌ی هوشیاری فرد را ایجاد می‌کند. ولی در مورد بیمار فرانسوی این نظریه صدق می‌کند؟ کلیرمن ادعا می‌کند که اگرچه درصد زیادی از مغز این فرد تخریب شده، ولی نورون‌های قسمت‌های باقیمانده فرد را به سطح آگاهی می‌رسانند؛ یعنی فرد در انجام اعمال خود هوشیار است. با این حال نظریه‌ی کلیمن در نوع خود جدید به نظر نمی‌رسد و هر روز ما تحقیقات جدیدی را در مورد تطبیق‌پذیری مغز در شرایط مختلف شاهد هستیم. در تازه‌ترین تحقیق دانشمندان با تحریک نورون‌های مغز موش موفق تکثیر و بدست آوردن قدرت بینایی شدند. تمام این تحقیقات نشان می‌دهند که تا چه حد مغز انسان قدرتمند است و می‌تواند حتی با ده درصد از ظرفیت خود فرد را در سطح هوشیاری کامل قرار دهد. همچنین این یافته‌ها امید به درمان بیماری‌هایی که باعث آسیب‌های مغزی و عصبی می‌شوند را در آینده افزایش می‌دهند. منبع SCIENCEALERT»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که منبع اصلی آگاهی انسان، نفس ناطقه‌ی اوست و نفسِ انسان جهت امورات خود اعضایی را برای خود شکل می‌دهد تا بتواند برنامه‌های خود را از طریق آن اعضاء انجام دهد، می‌توان گفت نفس آن فرد توانسته است با حداقل عضو، برنامه‌های خود را پیش ببرد. و همین‌طور که متوجه‌اید این پدیده نشان می‌دهد که اصل آگاهی و منبع شعور انسان، چیزی غیر از بدن اوست. موفق باشید

16795

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: اگر می شود بحث مبسوطی هم در مورد موسیقی داشته باشید. یا کتاب مفیدی در این زمینه معرفی کنید. کتاب علامه جعفری مطالعه شده است. متأسفانه خیلی از جوانان درگیر این موضوع هستند. بحث حلال و حرام آن. اصلا حلال داریم؟ تشکر می کنم اگه در این زمینه هم مطلب داشته باشید. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد افراد شایسته‌ای هستند که فرصت زیادی صرف کرده‌اند، ولی بنده چنین کاری نکرده‌ام. موفق باشید

16433
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: 1. امامان بزرگوار ما با چه نگاهی ادعیه (کمیل، ابوحمزه و مناجات شعبانیه) را بیان کردند؟ آیا خود را در مقام بندگان می گذارند و طلب آنها را می بینند و دعا می کنند یا این ادعیه را با زبان خود و در وصف ذل عبودیت خود می خوانند و شرح حال خودشان است؟ 2. افق ادعیه و مناجات ما تا کجاست و انسان را به کجا سیر می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید ادعیه، زبان حال خود آن بزرگان است 2- تا فنایِ از خود و بقایِ به حقّ. موفق باشید

15597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: در جایی خواندم: «درباره «ياسين» در روايتي از امام باقر يا امام صادق (عليهماالسلام) نقل شده كه فرموده اند: "هَذَا مُحَمَّدٌ قَدْ أُذِنَ لَهُمْ فِي التَّسْمِيَةِ بِهِ، فَمَنْ أُذِنَ لَهُمْ فِي يس"؛ محمد نامي است كه اجازه نامگذاري به آن داده شده، اما چه كسي به آن ها اجازه داده كه به ياسين نام گذاري نمايند؟ (1) اين روايت دلالت بر اين دارد كه ياسين يكي از اسامي پيامبر (ص) است. نام گذاري به نام محمد جايز، و به نام ياسين مكروه است. علامه مجلسي در شرح اين روايت متذكر شده اند: ممكن است گفته شود كه نام گذاري به اسامي انبيا جايز و مستحب، ولي نام گذاري به القاب انبيا كه براي تعظيم و بزرگداشت آن ها اطلاق شده، مانند رسول و نذير و بشير و طه و يس مكروه مي باشد. (2) (1) فروع كافي، ج 6، ص 20. (2) مرآة العقول، ج‌، ص 36.» نظر شما چیه؟ با توجه به اینکه الآن اسم محمدطه خیلی زیاد شده، نظر شما چیه و چقد مطلب فوق رو تأیید می کنید برای کراهت نامگذاری به اسم طه و یسین؟ محمد طه چطور؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درک درست جایگاه این نوع روایات و فهم تخصیص‌داشتنِ آن‌ها توسط دیگر روایات؛ یک کارِ اجتهادی است و به نظر بنده این موارد را باید از مجتهدین سؤال نمود. موفق باشید

15475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد ؛ باید در هر هفته باید مطالبی راجع به شناخت خدا، اهل بیت (ع) ،خود و نحوه ارتباط با خود، ارتباط با خدا، ارتباط با اهل بیت (ع) و ارتباط با دیگران بخوانیم یا مطالعه کنیم؟ منظور این است که که اگر یک ماه فقط در موردخودشناسی مطالعه کنیم یا سخنرانی گوش کنیم. شاید صحیح نباشد. بلکه باید در این ماه علاوه بر خودشناسی، مطالبی راجع به نحوه ارتباط با خدا و اهلبیت (ع) و شناخت آنها و نحوه ارتباط با دیگران مطلعه کنیم یا گوش کنیم. آیا با این مطالب موافقید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این‌طور است. ولی موضوع عنوانِ کتاب و یا سخنرانی ملاک نیست. زیرا در هر متن دینی و یا هر سخنرانی دینی، این اموری که می‌فرمایید نهفته است لازم نیست جداجدا وارد هرکدام بشویم. موفق باشید

15011
متن پرسش
سوال شما پاسخ داده شد سوال شما: سلام و ارادت: استاد گرانقدر و فاضل، فردی که 30 سال غرق در گناه بوده. آیا با تلاش فراوان می تواند در 6 ماه، تمام آثار گناه را از بین ببرد و به درجات عالی برسد؟ پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که با یک تصمیم، جهتِ انسان عوض شد، دیگر این آدم آن آدم نیست، منتها باید از این به بعد در مقابل خطورات ذهنی و صور ذهنیِ دوران قبل از توبه، مقاومت کند تا شخصیتش با هویت جدیدی که پیدا کرده است، تثبیت شود. از این جهت فرموده‌اند «توبه»؛ شخصیت دیگری را به انسان هدیه می‌کند. موفق باشید با سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند لطفا بفرمایید با توجه به مطالب فوق این فرد بعد از توبه و تلاش فراوان چند ماهه می توانند همانند عرفا و فانی فی الله شود و یا باید ناامید باشد که 30 سال عمرش را هدر داده است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، ورود در جاده‌ای است که خدا مدّ نظر انسان قرار گیرد، بقیه را باید به خدا واگذار کرد و اصلِ اُنس مربوط به ابدیت انسان است، ما چه‌کار داریم که چه موقع چه حالتی برایمان پیش می‌آید؟! موفق باشید

14977
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالي: در چند جا ديدم شما از مرحوم ايت الله مشكيني خيلي تعريف مي كنيد و با تعابير بلند از ايشان ياد مي نماييد آيا دليل خاصي دارد چون تا جايي كه بنده اطلاع دارم جايي مطلب خاصي از ايشان بيان نشده مثل بزرگاني مانند آيت الله بهاالديني يا آيت الله بهجت عليهما الرحمه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور انقلاب اسلامی در این تاریخ، راهِ رجوع به خدا مطابق این تاریخ گشوده شد، راهی که ذیل شخصیت الهی حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» از یک‌طرف نظر به حقیقت دین و سیره‌ی اولیاء معصوم می‌افتد – به شکل حقیقی آن و نه اعتباری – و از طرف دیگر مقابله با شیطانی مجسم یعنی استکبار جهانی. و حضرت آیت اللّه مشکینی آن ولیّ الهی، به‌خوبی آن راه را شناخت و طی کرد و راه‌های هفتگانه‌ی آسمان‌های غیب در مقابلش گشوده شد. عرفانی که باید در این تاریخ دنبال فرمایید، در متن این تاریخ ظهور کرده است و باید با عارفانِ این تاریخ راه را ادامه داد. به گفته‌ی حضرت امام: «پيروزى معنوى و مادى مرهون اسلامى بودن انقلاب و مردمى بودن و توجه مردم به اسلام و تحول روحى عظيمى است كه خداوند در اين ملت، معجزه‏ آسا ايجاد فرمود، از آن جمله اين جوانان بسيار عزيز در سطح كشورند كه ناگهان با يك جهش برق‏ آساى معنوى و روحى با دست رحمت حق تعالى از منجلابى كه براى آنان با دست پليد استكبار جهانى كه از آستين امثال رضا خان و محمد رضا خان و ديگر سرسپردگان غرب يا شرق تهيه ديده بودند، نجات يافته و يك شبه ره‏ صد ساله‏ را پيمودند و آنچه عارفان و شاعران عارف پيشه در ساليان دراز آرزوى آن را مى‏ كردند، اينان ناگهان به دست آوردند و عشق به لقاء اللَّه را از حد شعار به عمل رسانده و آرزوى شهادت را با كردار در جبهه‏ هاى دفاع از اسلام عزيز به ثبت رساندند و اين تحول عظيم معنوى با اين سرعت بى‏ سابقه را جز به عنايت پروردگار مهربان و عاشق‏ پرور نتوان توجيه كرد». آری! در متن انقلاب اسلامی کسانی شکوفا شده‌اند که عارفان بزرگ در مسیر فنایِ ذات، سال‌ها به دنبال آن بودند ولی اینان اولین مسئله‌ای که با خود حلّ کرده‌اند از یک طرف، ندیدنِ ابزارهای جهان استکباری بود و از طرف دیگر، زیرِ پاگذاشتن بدن خود در هر شکنجه‌ای که به آن‌ها می‌شد. بدین لحاظ است که معتقدم جناب حاجیه‌خانم مرضیه دباغ راه‌های صدساله را یک‌شبه طی کرده است و در عرفانِ گشوده‌شده توسط امام خمینی، حجاب‌های بین او و آسمان‌های هفتگانه مرتفع شده است. باید در نگاه به عرفان و عرفا در این تاریخ بازخوانی کنیم. موفق باشید

12757

کدام علی؟بازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام و تشکر بابت پاسخگویی به پرسش سابق بنده. استاد عزیز بنده در آخر به جواب قطعی «بله یا خیر» نرسیدم. پرسشم را بنحوی دقیقتر عرض می کنم: آیا مخلوقات این جهان (مانند درخت، دریا و سایر مخلوقات) را امام علی (ع) خلق فرموده اند؟ منظور سوال چیزی فراتر از واسطه فیض بودن است. خواهش می کنم به این شبهه واضح پاسخ دهید. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام علی؟! آن علی‌ای که غذا می‌خورد و می‌خوابد، نه! و آن علی‌ای که در مقام نور عظمت، واسطه‌ی فیض الهی است، آری. پیشنهاد می‌کنم کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت» را که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید

9406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام برشما: بنده دبیر ریاضی در مقاطع راهنمایی و دبیرستان هستم. برای اینکه بتوانم از این فرصت استفاده کرده و دانش آموزان را به سمت خداوند متعال و دین اسلام دعوت کنم راهنمایی میخواستم. اینکه هر جلسه یا هر چند جلسه یکبار چه موضوعاتی را با چه کیفیتی در کلاس عنوان کنم که بچه ها به این سمت به صورت اصولی بیان. تشکر بسیار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود ابتدا کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» را مطالعه کنید تا خود به خود نکاتی که باید تذکر دهید برایتان پیش آید. موفق باشید
8659
متن پرسش
سلام استاد. بنده از جواب سوال 8578 (اگر مقام خلیفه اللهی همان مقام تعلیم اسماء است الف: چرا خداوند ابتدا میفرماید «انی جاعل فی الارض خلیفه» سپس میفرماید «و علم آدم الاسماء کلها» ب: چرا زمان فعل جاعل با علم فرق دارد؟) قانع نشدم لطفا بیشتر توضیح بفرمایید. (البته بنده سوال کننده نبودم)
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سعی بفرمایید کتاب «هدف حیات زمینی آدم» را مطالعه بفرمایید معارف بسیار بلندی در آیات اولیه‌ای که مربوط به بهشت آدم هست برایتان پیش می‌آید. همین اندازه بدانید که حضرت حق به ملکوتیان خبر می‌دهد که بنا است در زمین خلیفه‌ای قرار دهد و سپس آن خلیفه را با تعلیم اسماء به صحنه می‌آورد. موفق باشید
29303
متن پرسش
سلام و عرض ادب: یکی از طلاب حوزه، این پیام را خواهش کردند به شما برسانم و پاسخ شما را جویا شوم. سلام علیکم: اگر میشه لطف کنید این پیام رو به ایشون برسونید. بنده،طلبه پایه نه هستم. به ایشون بگید که الآن ضرورت تلاش در جهت تمدن سازی، برای همه روشن هست و خیلی از طلبه ها و اساتید بزرگوار، دغدغه‌ فعالیتهای تمدنی دارن ولی حقیقت اینه که این راه خیلی سخته و ما باید از تمام دارایی هامون استفاده کنیم الحمدلله،الآن تک ستاره های خیلی خوبی در حوزه هستن که صلاحیت علمی و معنوی و دغدغه زیادی برای تمدن سازی دارن، ولی به نظر می رسه اگر این بزرگواران، دست به دست هم بدن و یک جمعی رو تشکیل بدن و به تبادل افکار و تقسیم وظایف و برنامه ریزی و...بپردازن، مباحث تمدنی خیلی بهتر پیشرفت کنه. باور کنیم که یدالله مع الجماعة، پیشنهاد بنده اینه که اساتید بزرگواری مثل استاد طاهر زاده، استاد امینی نژاد، استاد وکیلی، استاد علی فرحانی، استاد مبشری عارف، دکتر زرشناس و دیگر اساتیدی که صلاحیت و دغدغه لازم رو دارند (بنده چون مباحث این اساتید رو دنبال کردم و ایشان شهرت کافی هم دارن، اسم این اساتید رو گفتم)، با همدیگه جلسات منظمی رو پیرامون مباحث تمدنی داشته باشن ولو اینکه اگر امکان جلسات حضوری نبود، در یک گروه در شبکه های مجازی با هم در ارتباط باشن. این پیام به استاد علی فرحانی داده شد و ایشون گفتن کاملا حاضر به مشارکت هستن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید برای حضور در یک تاریخ، آن‌هم تاریخی که بناست بیرون از روح مدرنیته‌ای باشد که مبتنی بر ریاضیات و سیستم است. به این معناست که افراد هرکس در حوزه‌ی روحی خود مطابق سنتی که پیش آمده باید جلو روند تا خود به خود افق‌ها به صورتی گشوده به همدیگر نزدیک شوند. راه حل، تنظیم یک مرامنامه نیست که دور هم بنشینیم و آن را تنظیم کنیم، راهِ حلّ همین حضوری است که در حال وقوع است و همه در نظر به چشم‌اندازی که از طریق انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده شده، نسبت خود را با آن چشم‌انداز بر اساس روح و روحیه‌ی متنوع خودمان شکل دهیم، به شرطی که هرکس بتواند جایگاه بقیه را درک کند و نسبت به همدیگر سعه‌ی صدر داشته باشد و این از طریق نظر به چشم‌اندازها شکل می‌گیرد، وگرنه هرکس فهم و باور و اطلاعات خود را محور قرار می‌دهد و در نتیجه جزیره‌هایی می‌شویم بیگانه از همدیگر. موفق باشید

23098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: چرا آیت الله شجاعی اجازه چاپ مجدد کتاب انسان و خلافت الهی را ندادند؟ آیا توصیه به مطالعه این کتاب برای طلاب می کنید؟ سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم علت آن چه بوده؟ ولی آن کتاب نکات خوبی دارد. موفق باشید

23077
متن پرسش
سلام: توی دل من چه خبره؟ مقصر این غوغا و آشوب کیه؟ اصلا من کیم؟ چی کارم؟ خاصیتم چیه؟ چرا به جای شور و نشاط جوانی یک پسر 20 ساله (حدودا) باید بار ها و بار ها حتی در حین مطالعه، کارمو قطع کنم و به یه گوشه نگاه کنم و تو فکرهای آزار دهنده غرق بشم و بعدش نتیجش بشه پشیمونی و ناراحتی... باطنی پر از حزن و ظاهری شاد و خندان... اما این حزن، آن «حزنه فی قلبه» نیست و این شادی، «بشهه فی وجه» نیست... اگر این گونه بود که شکایتی نداشتم، از وقتی که یادم میاد مثل بچه ها با من رفتار شد و به قول دوستام شدم مرغ (نه خروس) کار خونه ای! خنده داره، در محله که با پچه های محل بازی می کردیم فوتبال بلد نبودم لذا مجبور بودم در خانه بازی های تیم ها را نگاه کنم تا بعدش خبر بدهم که؛ بچه ها بازی یک دو شد! و آنها بخندند و بگوید منظورت دو یکه؟ (البته هنوزم متنفرم از این که ۹۰ دقیقه وقت با ارزش رو هدر بدم پای یه مسابقه) مجبور بودم تا دوستان رو اجبار کنم که یک بازی بکنیم که من دوست دارم! کمبود های خودمو اونجا جبران می کردم. بزرگتر شدم و همین روال مسخره ادامه داشت. هر چه والدین می گفتند باید اجرا می شد و در غیر این صورت هم من احساس بدی داشتم (چون دیگر با این روش تربیتی خو کرده بودم) و هم آنها ناراحت می شدند و دعوایم می کردند. سوم راهنمایی بودم که متوجه شدم هم کلاسی هایم بعضی شب ها با هم قرار می گذارند و بیرون می روند و خوش می گذرانند، این برایم جالب بود. آخر آنها بدون پدر و مادر چطور بیرون خونه می روند؟ اصلا وقتی می روند چه می کنند؟ یعنی بستنی می خورند بدون مادر؟ چرا من نمی توانم بروم. عادت داشتم (الانم کم و بیش دارم) یک‌کاغذ بر می داشتم و می نوشتم. گاها این کاغذ ها را پیدا می کنم و می خوانم: چرا من نمیتونم برم؟ چرا من اینجا زندانی ام؟ چرا اونها عین یک مرد اند و من مثل یک دختر بچه؟ چرا با آنها مردانه رفتار می شود و با من دخترانه و بچگانه؟ و هزاران حرف دیگر. به دبیرستان آمدم و گاها گوشه گیر و تنها گاها در اشتباه انتخاب دوست، به دنبال مسائل مذهبی و عرفانی بودم و هستم و خودم را سرگرم اینها کردم که الحمد لله خیلی عالیست! و عالمی دارد برای خودش و بهتر از آن نیست اما مسئله این است که پسر 20 ساله دیگر نه دختر است و بچه و نه نوجوان که یک مرد جوان است. حق انتخاب دارد و آزادی عقیده دارد و تعصب و غیرت. آرزو دارد و خیال. انتظار دارد و احترام. اما من «احترامی» که می گذارند فقط به جهت نام بلند خانوادگی ام و عقاید مذهبی ام است و هر چه برایم از جایشان بلند شوند به خاطر دین خداست. «انتظار» دارم گاهی به حرفها و خواسته هایم گوش دهند و احتیاجاتم را فراهم کنند و به نظرم احترام بگذارند، تابستان بعد کنکور لعنتی گفتم کربلا (که نرفته ام) یا مشهد (که سالها پیش رفته ام) برویم اما هر جا که بقیه خانواده گفتند رفتیم و من ماندم و حسرت مشهد که با بسبج مسجد و دوستان مسجد بروم و نشد که نشد یعنی نگذاشتن که بشه. «حق انتخاب و آزادی» اگر زمان ممد رضای پهلوی لعین (معتقدم کلمه شاه براش بی معنیه) بود برای منم هست؟! هر جا والدین گفتن من باید برم و هر چه گفتند بپوشم و هر چه خواستند بکنم. از طعنه های دوستان (حتی مسجدی هایشان) خسته شدم. به شوخی می گویند فلانی باید آن قدر کتکت بزنیم که بدنت محکم شود شاید از مرغ کارخونه ای لوس شدی مرغ خانگی قوی تا بینم کی بشی خروس. شما هم بخند استاد چون خودمم الان لبخند تلخی رو لب دارم که از صد فحش بدتر. حالم بهم میخوره از زندگی ماشینی و تکراری. من حتی نمیتونم با بهترین دوستام هم درست ارتباط برقرار کنم اینقدر بهم محبت میکنن که نگو ولی واقعا انگار لال میشم و نمیتونم جواب محبت هاشونو بدم ولی توی تنهایی خودم هزار بار تمرین می کنم که مثلا فردا به فلانی چی بگم. ولی فردا هم میرسه و من میمونم و محبت های بقیه و زبون خشک خودمو تربیت خونه ما. بیشتر از این ادامه نمیدم ولی حسرتش به دلم موند یکی به حرفام کااااامل گوش بده و آخرش یه جوابی بده که مشکلم حل بشه. استاد عزیزم دوست دارم. میدونم شاید حوصله و وقت خوندن این حرفا رو نداری ولی ترا خدا الان نیایی فقط دو خط جواب بنویسی اونم با یه ادبیات سنگین و ارجاعم بدی به کتاب که من تقریبا کل کتب شما رو تقریبا کامل خوندم. خدا قوت. ممنون. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بد نیست به این فکر کنید که روحیه‌ی خودتان، روحیه‌ای است که نمی‌تواند غیر از این باشد. به همین جهت آن وقتی هم که می‌خواهید مستقلاً تصمیم بگیرید و جواب محبت دوستان را بدهید آن عملی را که انتظار داشتید نمی‌توانید از خود نشان دهید.

به این فکر کنید که خودتان را باید درست پیدا کنید. بالاخره شما نمی‌توانید مثل همکلاسی‌هایتان که آن‌ها هم والدین‌شان مانع آن بودند که شبانه از خانه بیرون بزنند و به قول شما بروند بستنی بخورند؛ یاغی‌گری کنید. شما روحیه‌ی دیگری دارید، خودتان را درست بشناسید و با خودتان کنار بیایید و بالاخره شما این هستید که هستید، و فکر نمی‌کنم چیز بدی باشد. به یاد علامه‌ی طباطبایی افتادم که هرگز نمی‌توانستند امام خمینی باشند، ولی سعی کردند علامه طباطبایی باشند. موفق باشید

22301
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار وقتتون بخیر و خسته نباشید، استاد سوالی در مورد جزوه شرح دستورالعمل های آیت الله بهجت داشتم، اونجا که شما در شرح بند ۱۶ این جزوه می فرمایید: راضی بودن به مشکلات دنیا در راستای عبادت خداوند، موجب قرب الهی خواهد شد. استاد در این مورد و موارد مشابه این بنده خیلی ابهام دارم، آیا راضی بودن مشکلات که باعث رضای خداوند هست، مربوط به مشکلات خارج از اراده ما (قضا و قدر الهی) میشه یا حتی شامل مشکلاتی که در اثر بی تدبیری خود و یا جامعه و اطرافیان ایجاد شده هم میشه؟ مثلا اوضاع و احوال نامساعد کشور و جهان پیرامون، ظلم ها و ستم ها و فساد و مشکلات و مسائل دیگه. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر انسان در مسیر توحید و در بستر و سیره‌ی اولیاء الهی باشد، ضعف‌ها و خطاهایش هم موجب عبرت می‌شود. آیا نباید برای مردم معلوم می‌شد سیاسیون مدعی اصلاح‌طلبی که عملاً یک باندِ طرفدار ثروت و اشرافیت‌اند نمی‌توانند قدمی در راستای خدمت‌گذاری به مردم در مسیر اهداف انقلاب اسلامی بردارند؟ مسلّم مردم در انتخاب‌های آینده‌ی خود متوجه‌ی این امر خواهند شد و از این جهت می‌توان همین مشکلات را هم منشأ خیر دانست، به همان معنایی که حضرت ربّ العالمین می‌فرماید: «فاعتبروا یا اولی الابصار!». موفق باشید  

21233

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا مدیر مدرسه حتی حوزه علمیه بر ما ولایت داره یا یه بحث دیگه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. فقط طبق قانون باید دستور دهند و طبق قانون هم ما باید دستورات آن‌ها را بپذیریم. در زمان حیات حضرت امام در مورد ولایت مسئولان نظام نسبت به زیردستان‌شان سؤال شد و امام فرمودند؛ ولایتی بر آن‌ها نیست، تنها رعایت قانون باید در میان باشد. موفق باشید

21075
متن پرسش
با سلام: حضرتعالی مقدمه اول را سوفسطایی نبودن فرد می دانید لکن به نظر می رسد مشکل سوفسطاییان معرفت شناسانه است نه هستی شناسانه بنابرین آنها در اینکه لااقل خودشان وجود دارند یا این گزاره که وجودی هست و اینگونه نیست که عدم مطلق بر سراسر عالم حاکم باشد تردیدی شاید نداشته باشند، بنابرین برهان انفسی که نمی دانم تقریری از صدیقین است یا نه برای سوفسطایی هم کاربرد دارد و آن اینست که من وجود دارم (یا وجودی هست) این وجود یا عین وجود است یا وابسته به او من عین وجود نیستم پس عین وجودی موجودست حتی اگر فرد سوفسطایی ادعا کند که خود عین وجود یا خدا است باز به مقصود خود که می خواستیم اثبات کنم عین وجودی هست رسیدم منتها او در مصداق اشتباه کرده که باید با متذکر شدن نقصهایش عین وجود نبودنش را ثابت نمود بنابراین حتی در این مورد خاص هم اختلاف کبروی نخواهد بود و صغروی است پس به نظر می رسد این برهان برای همه حتی شکاک ترین افراد هم تام است و نیازی نیست در مقدمه برهان صدیقین سوفسطایی نبودن ذکر شود کما اینکه در تقریر علامه نیز ذکر نشده و حتی سفسطه را نیز با تقریرشان دفع می کنند و هذه هى الواقعیةُ الّتى ندفعُ بها السفسطةُ یا باید پذیرفت که هیچ نیست یا اگر پذیرفتیم که اندک موجودی فارغ از ماهیت اش وجود دارد گریزی از پذیرش عین وجود نداریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید همین اندازه که شما با برهانِ انفسی موضوع «بودن» را مدّ نظر قرار دهید، عملاً باب «کافی است که سوفسطایی نباشیم» به میان آورده‌ایم. فکر می‌کنم در تقریر علامه از برهان صدیقین در اصول فلسفه، علامه با همین جمله، برهان صدیقین را شروع کرده‌اند که کافی است سوفسطایی نباشیم. موفق باشید

21074
متن پرسش
سلام علیکم: با تقدیم احترام سوال بنده این است برای دست یافتن به دلی آرام و قلبی مطمئن در مواجهه با مرگ همچون امام (ره) چه باید کرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تدبّر در قرآن کریم مجید می‌یابیم چه اندازه در همه‌ی صحنه‌ها حضرت محبوب حاضر است. موفق باشید

20773
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمات استاد عزیز: از پاسخ به سوال 20768 چنین برداشت می شود هر کس حتی در هنگام ظهور اسلام، به دین توحیدی قبلی خود واقعا پایبند باشد و اهل ایمان به خدا و قیامت و پیامبرش و کتاب آسمانی اش باشد و اهل خیرات باشد رستگار است. آیا این مطلب با آیات متعدد دیگر در تناقض نیست که با شدت و حدت از اهل کتاب می خواهد به پیامبر اسلام ایمان بیاورند؟ آیا واقعا می شود گفت خدا از آن دسته که شما عنوان فرمودید دیگر انتظار ندارد که به اسلام بگروند چون از صالحین هستند؟ و یا حداقل فقط از آنها می خواهد اگر توحید بیشتری می خواهید به اسلام بیائید و الا با دین خودتان هم از صالحین هستید؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نکته‌ی آخری که فرموده‌اید، درست باشد. بد نیست در این مورد به تفسیر سوره مبارکه آل عمران آیه ۶۴ در المیزان رجوع فرمایید که می‌فرماید: «قُل يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا وَلا يَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوا فَقولُوا اشهَدوا بِأَنّا مُسلِمونَ» بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را - غیر از خدای یگانه - به خدایی نپذیرد.» هرگاه از این دعوت، سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم». موفق باشید

17650

علم منطقبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم. جایگاه منطق در دستگاه معرفتی چیست؟ لطفا منابعی معرفی کنید که آیا منطق عقل را در یه جایگاهی خاص محدود می کند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم منطق علمِ نظم‌دادن به قضایا می‌باشد و ربطی به معارف ندارد. و از طرفی نظم مورد نظر در علم حصولی است. لذا نباید نظم منطقی قضایا را در همه‌جا سرایت داد و از این جهت گفته می‌شود منطق، انسان را در فهم بعضی از مطالب محدود می‌کند. زیرا بعضی از افراد می‌خواهند همه‌چیز را در نظمِ منطقِ حصولی جستجو کنند. موفق باشید

17540

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا شکل عزاداری هم نباید مثل روح آن لطیف باشد؟ شکل گریه کردن بزرگانی چون حضرت امام، آیت الله بهجت و.. شباهتی با ما دارد؟ اینکه مکرر در جلسات هیات گفته می شود بلند فریاد بزن، محکم به سینه بزن، به سر و صورتت بزن. حاوی مقداری خشونت و بی لطافتی نیست؟ آیت الله بهجت رحمه الله علیه به خادمین حرم حضرت معصومه سلام الله علیها فرموده بودند به این مضمون که مواظب باشید در حرم صدا بلند نشود که این کار باعث اذیت ملائکی است که آنجا هستند، در مورد هیات نیز این فرمایش جا دارد؟ با عرض پوزش و تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم در حرم اولیاء الهی و حتی در مساجد نباید صداها، به طور غیر عادی بلند باشد و کار مداح‌هایی که اصرار بر بلندکردنِ غیر معمولی صدا دارند خوب نیست. موفق باشید

15947
متن پرسش
با سلام: استاد در مورد حضرت موسی (ع) و داستان درخواست رویت خدا، شما فرمودید که حضرت در مقام رویت نبوده و در مقام تکلم با حق بوده، با درخواست رویت و تجلی بر کوه و قسمت آخر آیه که می فرماید «خر موسی و صعقا» آیا در اینجا در بیخودی رویت صورت گرفت؟ آیا پیام لن ترانی و نفی رویت برای حالت عادی موسی (ع) بوده و در حالت صعق شدن حضرت موسی (ع)، لن ترانی نیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً رؤیت برای حضرت موسی«علیه‌السلام» بعد از صعقه هم پیش نیامد لذا حضرت چون به هوش آمدند عرضه داشتند: «تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ» پروردگارا! به سوی تو توبه کردم و من اولین مؤمن در قوم خود هستم که دیگر، تقاضای رؤیت ننمایم. موفق باشید

15201

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر، ببخشید یه مساله ای خیلی اذیتم میکنه، وقتی درگیر زندگی و دنیا و اطرافیان میشم غفلت میاد سراغم، نه اینکه خدای ناکرده گناهی انجام بدم، نه، خیلی به لطف خدا حواسم به اینکه معصیتی نکنم هست اما عفلت از محضر خدا می کنم اینکه مدام یادم باشه که در محضر خدا هستم و ذکر خاصی که میگم و فراموش می کنم. لطفا بفرمایین برای تذکر اینکه در محضر خداییم و زندگی دنیا سرگرممون نکنه چیکار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بنده سخن خاصی ندارم. زیرا هرکس خودش می‌داند در صحنه‌هایی که موجب غفلت او از حضرت حق می‌شود، وارد نگردد. موفق باشید

8446
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی علامه در تفسیر آیه 21 نور می فرمایند و اینکه فرموده : ((و لکن اللّه یزکى من یشاء و اللّه سمیع علیم )) اعراض از مطالب قبلى است ، و حاصلش این است که خداى تعالى هر که را بخواهد تزکیه مى کند. پس امر منوط به مشیت او است ، و مشیت او تنها به تزکیه کسى تعلق مى گیرد که استعداد آن را داشته ، و به زبان استعداد آن را درخواست کند، که جمله ((و اللّه سمیع علیم )) اشاره به همین درخواست به زبان استعداد است ، یعنى ، خدا شنواى خواسته کسى است که تزکیه را به زبان استعداد درخواست کند، و دانا به حال کسى است که استعداد تزکیه را دارد. ما در فرمایش علما داریم که توبه همان بازگشت قلبی به خداست ونیاز حتمی به گفتن ذکر استتفار نیست ولی اینکه الان علامه فرمودند تزکیه کسى تعلق مى گیرد که استعداد آن را داشته ، و به زبان استعداد آن را درخواست کند. با آن مطلب چگونه قابل جمع است ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: زبان استعداد یعنی این‌که انسان شخصیتاً از گناه منصرف شود و به حضرت حق رجوع نماید. موفق باشید
نمایش چاپی