بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22908
متن پرسش
استاد خوبم سلام: پیرو مبحث تربیت صحیح فرزند و کمک به قرار گرفتن آنان در مسیر صحیح تعبد و دور کردن آنها از غفلت ها و عادت دادن شون به تفکر و تحیر در آیات الهی چه پیشنهادات یا کتب و کلاسی را معرفی می فرمائید؟ یه سوال دیگه اینکه آیا از کتاب فرزندم این چنین باید بود خلاصه ای تهیه نشده که بصورت مختصر در خدمت عوام مردم قرار بدهیم؟ عاقبتتون بخیر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خداوند خودش در تربیت انسان نقش اصلی را دارد. ما با حرکات و گفتارمان باید متذکر سیره‌ی پیامبر (ص) و امامان (ع) باشیم. ۲. خیر، متأسفانه چنین کاری صورت نگرفته است. موفق باشید

22545
متن پرسش
سلام: ۱. در کتاب لب الباب علامه برای دفع خواطر دستور به توجه به نفس میدن روزی نیم ساعت یا بیشتر لطفا توضیح بدید دقیقا چه کار باید کنیم؟ معرفت النفس تان رو کار کردم. ۲. در حدیث عنوان بصری اومده که از استاد به خاطر تجربه و امتحان نباید سوال بپرسی. ما که سوال از اساتید می کنیم که سطح علمیشون رو متوجه بشیم تا ببینیم چقدر میتونیم ازشون استفاده کنیم اشکالی داره و مصداق این فقره است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفس را در معرض الطاف الهی قراردادن و به هویت یگانه‌ی او نسبت به خداوند توجه‌کردن راهی است که کتاب ارزشمند «لبّ اللباب» در راستای دفع خواطر پیشنهاد می‌کند 2- اگر انسان استاد ره‌یافته‌ای بیابد دیگر باید سعی کند جان خود را در معرض نسیم هدایت او قرار دهد تا همواره افق‌هایی از طریق آن استاد در مقابلش گشوده شود. موفق باشید

21247
متن پرسش
سلام استاد: تعریف تمدن اسلامی و وجه تمایزش نسبت به کشور اسلامی چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع، موضوع بسیار مفصلی است. به نظر بنده نیاز است کتاب «تمدن‌زایی شیعه» مطالعه شود زیرا در کشور اسلامی تنها سعی بر رعایت دستورات اولیه‌ی دین است ولی در تمدن اسلامی زیرساخت‌هایی جهت تحقق تمام مناسبات مورد نظر اسلام به میان می‌آید در آن حدّ که انسان‌ها در تمام مناسبات اقتصادی و تربیتی و سیاسی، تعریف اصیلی را مدّ نظر دارند و کشور اسلامی مقدمه‌ای است برای ایجاد چنین زیربناهایی. موفق باشید

19764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: دوستانی از حوزه گفتند که خودشان شنیده اند که حاج آقا حسن امامی گفته اند اکنون چون بحث جادو زیاد شده در جامعه افرادی باید تعلیم ببینند که بتوانند در ابطال آنها و رفع گرفتاریهای مردم کمک کنند. خانمی هستند در اصفهان که می گویند من در قم دوره های مربوطه در این خصوص را دیده ام و اکنون هم در حال آموزش هستم. البته خودشان اظهار کرده اند که موکل دارم ولی فقط در راستای حل مشکلات مردم این علم را بکار می گیرم. یکی از دوستان به ایشان مراجعه کرده بود خب هر چی گفته بود درست بود و تا حدی با دعاهایی که داده بودند و اذکار مشکلشان حل شده بود. ایشان گفته پولی رو هم که می گیرم خرج امور خیریه می کنم. دو سوال داشتم: 1. آیا واقعا حاج آقا حسن همچین حرفی زده اند؛ یعنی آیا علما توصیه به یادگیری این علوم برای برخی دارند و آیا اصلا علم است؟ 2. بر فرض که این خانم کارش درست باشد آیا اصلا مراجعه به ایشان برای حل مشکل کار صحیحی است؟ و یا کلا حرام است ولو اینکه مشکل فرد را رفع نماید. 3. آیا اصلا علمی در این رابطه وجود دارد که به صورت علمی آموزش داده بشود و چه کسانی متولی آموزش هستند در آن صورت؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی شریعت الهی جادوگری را و رجوع به آن‌ها را حرام کرده، مگر می‌شود کسی به آن‌ها رجوع کند و کارش ختم به خیر شود؟!  2- در این مورد توصیه می‌شود کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» را مطالعه فرمایید. موفق باشید

18698

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: بنده جوانی دانشجو هستم اغلب اوقاتم را به درس خواندن می گذرانم ولی با این وجود خیلی انرژی دارم و دیر خسته می شوم نمی دانم این همه انرژی را چکار کنم دلم می خواهد آرام بگیرم ولی همیشه یه هیجان و یه ذوق و حالت عدم سکوت درونم هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تخصص ندارم. عرایضی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شده است ممکن است از جهتی راهی در مقابل شما بگشاید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

18149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مشکل این بود که نمیدونم شما این کلمات رو از چه منظر استفاده می کنید؟ مثلا وقتی میگید خیال، عقل، وهم و .... نمیدونم منظورتون از باب فلسفیه، عرفانیه و یا اخلاقی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد اصلی بنده آن است که با حوصله کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را دنبال فرمایید تا به طور اصولی مطالب برایتان روشن شود. موفق باشید

18137
متن پرسش
با سلام: جناب استاد آیا امکان دارد برای حضرتعالی شرح دعای کمیل را شروع کنید. همانطور که خودتان هم اشاره داشتید شرح جامعی برای این دعای عظیم موجود نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای کاش توفیق آن، نصیب این حقیر می‌شد تا مثل ماهی که در آب زلال به رقص در می‌آید بنده نیز از چشمه‌ی زلال دعای آسمانی کمیل سخن می‌گفتم و به شعف می‌آمدم. موفق باشید

17805

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا استغفار ملایک به معنای پوشش گناهان ما است؟ آیا ارتباطی با صفت ستارالعیوبی خدا دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو یکی است زیرا ظهور ستارالعیوبی حضرت حق و غفّاریت او در فرشتگان است که ظاهر می‌شود و به مدد ما می‌آید. موفق باشید

17370
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: الحمدلله رب العالمین بنده حدود 40 درصد از آثار حضرتعالی اعم از کتب و جزوات را یک بار مطالعه نمودم و ان شاءالله تعالی تا آخر این سال امید دارم که آنها را به انتها برسانم اما اکنون چندین سوال پیرامون این موضوع از جنابعالی پرسش می نمایم. 1. خواننده ی کتاب یا جزوه باید با چه «رویکرد» و «هدفی» مطالعه کند؟ 2. «انتظار» حضرتعالی از خوانندگان کتب و جزوات چیست؟ 3. با عنایت به این که مباحث مطروحه در کتب و جزوات «حضوری» هستند آیا «یادداشت برداری» را به کسانی که سیر مطالعاتی حضرتعالی را دنبال می کنند پیشنهاد می دهید؟ 4. آیا آن بحث تفصیل و اجمالی که در کتاب سلوک مطرح نمودید بین ما و حضرتعالی وجود دارد؟ 5. این که بنده نکات و مطالب مشابه ی که در جزوات و کتب تان به طور پراکنده فرمودید را تحت عناوین مختلف و با تدقیق و تحقیق بیشتر تجمیع کنم آیا کار مناسب و سازنده ی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید رویکرد ما همه در مطالعه‌ی این نوع مباحث رجوع إلی اللّه در این تاریخ باشد 2- با تعمق بیشتر سعی شود قصد نویسنده معلوم گردد 3- آری! خود این کار به خودی خود قوت حضور را در پی دارد 4- حتماً در هر موضوعِ وجودی این‌چنین است که دائماً با تفصیلی روبه‌رو هستیم که نسبت به مرتبه‌ی بالاترش حالت اجمال دارد 5- به نظرم کار درستی است بعضی از رفقایتان نیز به طور گسترده این کار را کرده‌اند. موفق باشید

16220
متن پرسش
سلام علیکم: من تا حدودی دلیل و برهان شنیدم برا اینکه نماز خواندن به زبان عربی برای چی هست و اینکه جامعیت و کامل بودن زبان عربی رو هیچ زبانی نداره و برخی اصطلاحات نماز که معادل نداره و ... و مهم ترینشم اینکه خدا گفته و شرط بندگی اینه که بی چون و چرا انجام بدیم، اما من فک کردم دیدم برا توجه نماز که بسیار تاکید میشه، اگه به زبان فارسی یعنی زبون مادری بود خیلی بیشتر میسر بود؛ مثلا الان همش فک میکنم اعراب خیلی با توجه تر از من میتونن نماز بخونن، چون زبان مادریشونه، هر چقدم من زبان عربیم خوب باشه باز زبان مادری نمیشه، ینی اگه عبارات نماز رو به فارسی می گفتیم یه حس متفاوتی داشت، مثلا «خدایا فقط از تو یاری می جویم...»، ادم بهتر و صمیمی تر با خدا ارتباط برقرار میکنه. نظرتون چیه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کمی با حوصله با همان الفاظ عربی، نماز خود را جلو ببریم، نه‌تنها آن احساسی که با واژه‌های فارسی برایمان پیش می‌اید، ظهور می‌کند؛ بلکه با روح زبان عربی که ظرفیت فوق‌العاده‌ای نسبت به زبان فارسی دارد، آشنا خواهیم شد و در نتیجه وارد افق دیگری از تفکر می‌شویم. اشکال مردم ما آن است که عربی‌خواندنِ نماز را سرسری می‌گیرند. موفق باشید

 

15356
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده در مورد مبحث جبر و اختیار از خیلی از اساتید سوال کردم و مطالعاتی نیز داشتم ولی پاسخ مشخص و قانع کننده ای برای خودم پیدا نکردم. مدتی است مباحث شناخت خویشتن، برهان صدیقین و معاد جنابعالی را دنبال کردم و در این مدت این سوال را نیز مد نظر داشته ام. چند وقتی است در عقل ناقص خودم به این نتیجه رسیده ام که بجز بخش «نیت و انتخاب» در بقیه بخشها (خطور یک مطلب به ذهن، شرایط فرد و خانواده و ژنتیک، شرایط محیطی و اجتماعی در انجام و به ثمر رسیدن کارها حتی دین فرد) جبر حاکم است که به نظرم حدیث «العمل هو النیه» می تواند تایید کننده این نظر باشد. می خواستم نظر شما را بدانم که آیا این نظر بنده درست است یا غلط؟ ممنون می شوم توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید ولی به این موضوع، جبری که مقابل آن اختیار باشد، نمی‌گویند. بلکه به آن، «موجبیت» می‌گویند. یعنی ما در نظامی قرار داریم که ما آن را انتخاب نکرده‌ایم ولی می‌توانیم خود را با انتخاب‌های خود در آن نظام شکل دهیم. موفق باشید

14476
متن پرسش
سلام علیکم: آیا این سخن درست است: «حق همان خداست، این حق تشریعی جلوه همان حق تکوینی است و لذا است که هرجا پا روی حق بگذاریم پا روی آن حق تکوینی گذاشته ایم؟»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر درست نیست؛ زیرا حق به معنای خالق هستی در منظر ما به عنوان معبود مطرح است و آثار حضرت حق معبود محسوب نمی‌شوند که این نوع قضاوت‌ها پیش آید. موفق باشید

12743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار جناب طاهرزاده: خوشحال می شوم راجع به دمیده شدن نور علم بیشتر توضیح داده و از کلی گویی بپرهیزید. راستی شما در توفیق یقظه ای که داشتید کدامیک از بزرگوار ها را در عالم خواب زیارت کردید؟ آخر بنده از زبان جناب سعدی شنیده ام که خفته را خفته کی کند بیدار، با این اوصاف عامل بیداری شما چه کسی بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تنها یک معلم معارف هستم و آنچه را که برای سعادت خود و دیگران مفید می‌دانم در اختیار عزیزان قرار می‌دهم. امیدوارم که خداوند از بنده قبول فرماید و از سر کرم خود آبادانی آخرت را از من دریغ ندارد. موفق باشید

8335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده ببخشید استاد دانشگاه معارف اسلامی قم ثبت نام دارد و یکی از گرایشات این دانشگاه گرایش انقلاب اسلامی است ،به نظر شما برای شناخت انقلاب اسلامی خوب است این رشته را به عنوان رشته دانشگاهی خود انتخاب کنم ؟یا اینکه با مطا لعات شخصی هم می توانم این شناخت را بدست اورم و وقتم را صرف رشته دیگری بکنم ؟با تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در هر صورت فرصت و زمینه‌ای است تا از نظر رشته‌ی دانشگاهی هم در این مورد کار کنید وگرنه با مطالعات شخصی هم می‌توانید نتیجه بگیرید. موفق باشید
7995
متن پرسش
سلام علیکم 1.مقام معظم رهبری جمله ای دارند که می فرمایند راهی که یک عارف 100 سال طول می کشد برود با استاد و ریاضت ها و ذکرهای سختی که دارد این جوان 13،14 ساله ما در مدت 15،20 روز در جبهه ها رسید به آنها، یا امام خمینی می فرمایند اینها راه صدساله را یک شبه طی کردن، واقعا سئوال است که آیا مثلا مقام شهید آوینی یا همت ها و باکری ها از این عرفایی که با این خون دل خوردن ها جلو رفتند یکی است یا اینکه بیشتر است، شهادت عرفا تدریجی بود و با آن سختی که ان مع العسر یسری ولی شهدا دفعی به شهادت رسیدند،از این هم که بگذریم برخی از شهدا که عالم نبودند اما عرفای ما اکثرا عارف بودند برخی از شهدا تا دیروز جبهه حتی گناه هم می کردند اما عرفایی مثل علامه حسن زاده و طباطبایی و ... از گناه سالها دوری کردند،لطفا این را روشن بفرمایید؟ 2.حضرت آقا می فرمایند بعد از ائمه معصومین و انبیا کسی را مانند امام خمینی نداریم، ولی آقای حداد می فرمایند بعد از ائمه کسی را مانندآقای قاضی نداریم بالاخره حق یکی است و کدام یک از اینها درست می فرمایند؟ 3.شما در سخنی فرموده بودید ما عارفی مثل آقا نظیری برایش جز امام خمینی نداریم، اشکالی که به این سخن شما می گیرند این است که پس چرا آقا مانند علامه حسن زاده و علامه طهرانی ظهور عرفانی ندارند تا کسانی با آن ظهور و آثار آقا سیر و سلوک کنند، اما علامه طهرانی و ما بقی آداب سیر و سلوک دارند و سالک را مقید به اموری می کنند و ...، و اینکه اگز مقام عرفانی آقا بالاتر از علامه حسن زاده است پس چرا آقا به ایشان فرمودند خداوند ما را با شما در این دنیا و آن دنیا محشور بفرمایند، خلا صه اینکه آیا احساس نمی کنید مکتب های عرفانی علامه طهرانی و حسن زاده و ... بالتر از مقام معظم رهبری است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- مسلّم شهداء با تمام وجود به دنبال حق بودند و در ذیل نور عرفانی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» متوجه اشاراتی شدند که آن مرد بزرگ به صحنه آورد و لذا در جبهه‌ی توحیدی زمانه‌ی خود حضور یافتند و شدند آنچه باید می‌شدند زیرا در همان عزمی قرار داشتند که عرفایی مثل علامه‌ طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» در آن عزم بودند و مطابق آن عزم چون راه فنای فی‌اللّه را گشوده یافتند در ورود به آن راه درنگ نکردند 2- در ارائه‌ی سلوک اجتماعی حضرت امام حرف همانی بودندکه رهبری عزیز فرمودند. و در امور فردی و شاگردپروری مرحوم سید علی آقا قاضی منحصر به فرد بودند 3- همه‌ی عزیزان در جای خود کامل هستند و مورد غبطه‌ی ما، ولی امروز نور جامع حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در حرکات و گفتار حضرت آقا ظهور خاص خود را دارد و حضرت پرچم را به دوش ایشان گذارده‌اند. موفق باشید
991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. پسری 25 ساله هستم . افسردگی گرفتم. چه کنم ؟ نگویید برو دین بیاموز.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی از یک طرف باید ریشه‌یابی کنید علت آن چیست؟ یا فیزیولوژیک است که از رجوع به روان‌پزشک دریغ نفرمایید و یا به خاطر تصورات و آرزوهایی است که دارید. در مورد دوم اولاً؛ برای خود یک برنامه‌ی ورزشی مناسب ترتیب دهید. ثانیاً؛ در یک گروه فرهنگی عضو شوید تا رفقای خوبی را پیدا کنید. ثالثاً؛ کتاب «آشتی با خدا» را با حوصله بخوانید. رابعاً؛ در امورتان از برنامه‌داشتن غافل نباشید. موفق باشید
31259

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت بخیر. صوتی از آیت الله جوادی آملی پخش شده که در مورد استخراج مس و نقره هست و نقل روایتی در این مورد از امام صادق علیه السلام. که نقره وقتی به موقع استخراج نشود تبدیل به مس می شود. توضیح علمی از نظر علم شیمی در این مورد جایی دارید. لطفا آدرس بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید بتوان با نگاه تأویلی به این موضوع نگاه کرد که اگر نقره جان خود را که شفافیت پذیرش انوار الهی را دارد به موقع به کار نگیریم بعداً به حالتی در می‌آید که آن نوع شفافیت را ندارد، مثل مس. موفق باشید

28827

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ارسال پیامک معمولی به کسی که قصد ازدواج با او را داریم اما محرم نیستیم اشکالی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را باید از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. موفق باشید

23771

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در مورد سخن امیر المؤمنين (ع) که فرمودند «اگر پرده از برابرم برداشته شود، چیزی بر یقینم افزوده نگردد» تفسیری از یکی از علمای عرب زبان دیدم که گفتم شاید بد نباشد با شما مطرح کنم؛ ایشان اینطور گفته اند: گمان برده نشود امیرالمؤمنین (ع) از حجاب‌های ملکوتی سخن می‌گوید! چطور چنین چیزی ممکن است در‌حالی‌که او در گورستان‌های کوفه حرکت می‌کرد و با مردگان سخن می‌گفت و متوجّه حبه‌ی عرنی شد در‌حالی‌که به او چنین معنایی را می‌فرماید: «ای حبه، اگر پرده از برابرت برداشته شود آن‌ها را می‌بینی که حلقه‌وار با یکدیگر صحبت می‌کنند» 1 امیرالمؤمنین (ع) از پرده‌هایی که لاهوت را از او محجوب ساخته است سخن می‌گوید، از حجاب‌هایی سخن می‌راند که اگر برای علی (ع) کنار زده شود، علی (ع) باقی نمی‌ماند، و حتی چیزی جز خدای واحد قهار باقی نمی‌ماند. امیرالمؤمنین (ع) باقی ماندن این حجاب را گناهی بزرگ به شمار می‌آورد و می‌فرماید: «إِلَهِي قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِي فِي النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا» (پروردگارا! با گرایشم به خواهش نفسم، بر خود ستم کردم. پس وای بر من اگر بر آن آمرزش نیاوری). و حتی قرآن آن را گناهی ملازم انسان می‌داند که جز با فتح مبین و فنا شدنش در لحظاتی و بازگشت او در لحظاتی دیگر از او جدا نمی‌گردد؛ تا انسان بودن انسان و عبودیت مخلوق بر‌جای بماند. خدای تعالی می‌فرماید: (إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا * لِيَغْفِرَ لَكَ اللهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ) (ما برای تو پيروزی نمايانی را مقدر کرده‌ايم * تا خدا گناه تو را آن‌چه پيش از اين بوده و آن‌چه پس از اين باشد برایت بيامرزد). گناه در این‌جا همان «من» یا شائبه‌ی ظلمت و عدمی است که از بنده جدا نمی‌شود و محمد (ص) به خاطر این فتح، به نوسان درمی‌آید: برای ساعتی محمد (ص) باقی نمی‌ماند و فقط خدای واحد قهار بر جای می‌ماند؛ و ساعتی دیگر محمد (ص) به عبد اول و نور اول و عقل اول و پیروز در مسابقه که سلام و صلوات خداوند بر او باد، بازمی‌گردد. از آن‌جا که علی (ع) باب محمد (ص) است و محمد (ص) صاحب فتح المبین، و در لحظاتی از او هیچ اسمی و هیچ رسمی بر جای نمی‌ماند مگر خداوند واحد قهار، باب یا علی (ع) سرگشته و ممسوس به ذات خداوند و در مقام صاحب فتح مبین می‌گردد و از همین‌رو می‌فرماید: «اگر پرده از برابرم برداشته شود، چیزی بر یقینم افزوده نگردد» (1)- از حبه‌ی عرنی روایت شده است: با امیر مؤمنان به سوی پشت کوفه خارج شدیم. امیر‌المؤمنین (ع) در پشت کوفه در وادی السلام ایستاد و گویی با کسانی سخن می‌گفت. من نیز با او ایستادم تا خسته شدم. پس نشستم تا این‌که ملول شدم. دوباره برخاستم و دوباره مثل مرتبه‌ی اول خسته شدم. سپس نشستم و ملول شدم. سپس ایستادم و ردایم را جمع کردم و گفتم: ای امیر مؤمنان! من بر شما از ایستادن زیاد نگرانم، ساعتی استراحت کن! و ردایم را بر زمین پهن کردم تا بنشیند. فرمودند: «ای حبّه، آنچه دیدی نبود مگر سخن گفتن و انس گرفتن با مؤمن». گفتم: ای امیرالمؤمنین! آن‌ها نیز چنین هستند؟ فرمود: «آری، اگر آن‌چه من می‌بینم برای تو هم کشف می‌شد، می‌دیدی که مؤمنان حلقه‌وار نشسته با هم سخن می‌گویند». عرض کردم: اجسادند یا ارواح؟ فرمودند: «ارواح، و مؤمنی در جایی از زمین نمی‌میرد مگر این‌که به روحش گفته می‌شود: به وادی السلام ملحق شو، که وادی السلام قطعه‌ای از بهشت عدن است»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسّلم رؤیت حضرت، رؤیت فوق ملکوت است. یعنی رؤیت قیامت کبری ولی استناد به آیه ی اول سوره‌ی فتح به نظر بنده نظر علامه طباطبایی صائب تر است مبنی بر این‌که «ذنب» در آیه‌ی فوق به معنای تبعات ذهنیتی است که بت پرستان از حضرت داشتند و می‌فرماید با فتح مکه آن ذهنیت برای همیشه چه در گذشته و چه در آینده بر طرف شد. در این مورد خوب است که به «المیزان» رجوع شود. موفق باشید

23457
متن پرسش
سلام: ۱. فرمودید انسان باید از نظر عقلی کاملا قانع شود که مثلا الان چرا مسلمان است چرا شیعه است. ولی جای دیگر فرموده بودید با این مضمون که لازم نیست حتما با عقل قانع شوید شاید جان انسان و قلب انسان حقیقتی را یافته باشد و به آن راضی باشد و عقلش نتواند دلیل بیاورد. ۲. اگر یهودی یا مسیحی به حقانیت اسلام رسیده باشد و بشارت پیغمبر اسلام را در کتب خود دیده باشد باز هم اگر مسلمان نشود و بر دین خود بماند راه صحیح را طی کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال باید جان انسان بر حقانیت دین‌اش گواهی دهد، حال یا با نور عقل یا با نور قلب ۲. آن‌جایی که اسلام اجازه می‌دهد تا مسیحی یا یهودی بر دین خود باقی باشد و بر توحید باقی بماند و نه بر شرک؛ عملاً او سخن اسلام را پذیرفته است که می‌فرماید: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیّت تعظیم نکنیم. پس اگر از حق روی گردانند بگویید: شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم. موفق باشید

23365
متن پرسش
سلام: ببخشید استاد پیشاپیش از شما عذر خواهی می کنم، چون دسترسی به جایی ندارم مصدع اوقات شدم. در مباحث معرفه النفس بسیار پیش رفتم و انگار از مطالعه ها و گوش دادن سخنرانی ها عالم بزرگی از مفاهیم و اطلاعات بر وجودم افزوده می شود، اما درگیری ذهنی دارم که دایما جلو حرکت مرا می گیرد و چند روز مرا معطل می کند. حوزه را رها کردم، حفظ قرآن را رها کردم و الان نیرویی در درونم دایما به من تلنگر می زند که از مستحبات اضافه ای هم که انجام می دهم رها شوم و وقت خود را بیشتر برای کشف و فهم حقایقی بگذارم که شیرینی فهم آنها چنان مرا محو می کند که از زمان و مکان فارغ می شوم، آرامشی درونم را گرفته، در اخلاق بسیار رشد داشتم، صبر ندارم برای اینکه با برنامه ریزی جلو بروم، اما انگار نیرویی دیگر از درونم می گوید پشیمان می شوی که حفظ و درس را رها کردی، آیا تو نمی دانی می توانی از این طریق چه خدمتی به جامعه داشته باشی در صورتی که اگر مدرک نداشته باشی هر چه هم بفهمی نمی توانی به دیگران منتقل کنی، تو باید برنامه ریزی می کردی و اینها را کنار هم پیش می بردی! ولی از سوی دیگر باز یاد سخنان اهل بیت (ع) می افتم که یک ساعت تفکر بهتر است از هزار رکعت نماز است و این خداوند است که اراده کند تو را مظهر اسم هادی می کند نه مدرک گرایی که هدیه غرب است برای جامعه ما؟ مدرکی که هیچ حکمتی پشت آن نیست و در حال حاضر برای کسب آن مدرک پوچ باید از کسب معرفت حقیقی کم بگذاری. مرا از این برزخ وحشتناک رها کنید کدامیک از این نداها از عقل من است و کدام از وهم من؟ بارها دیده ام که پاسخ داده اید که هر دو را در کنار هم داشته باشند ولی آیا این وقت تلف کردن نیست، توجه به آینده ای نیست که اصلا وجود ندارد که بخواهی برای آن برنامه ریزی کنی؟ آیا امام زمان (عج) این روش حوزه ها و جوامع قرآنی را تایید می کند که همه پوست دین را گرفتند و حقیقت آن را رها کردند که من بخواهم از آن طریق حرکت کنم؟ چرا امثال شما که سخن از حقایق می زنید در هیچ حوزه و دانشگاهی تدریس نمی کنید؟ از خدا می خواهم که ولی حقیقی ما را به ظهور برساند که نفوس مضطرب مانند خود را زیاد در جامعه می بینم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، معنای انسان در ارتباط با سایر انسان‌ها به فعلیت می‌رسد. لذا اگر بستری را فراهم نکنیم که آن‌چه را یافته‌ایم را به سایر انسان‌ها برسانیم و با آن‌ها در میان بگذاریم، انسانیت ما به فعلیت نمی‌رسد. به همین جهت فکر می‌کنم باید در همان بسترِ رسمی دروس حوزه، خود را ادامه دهید. موفق باشید

21305
متن پرسش
@ensanshnasie کانال تلگرامی حقیقت انسان تهیه اسلاید از کتاب شرح معرفت النفس استاد شاید برای دوستان مفید باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است که رفقا انجام داده‌اند. إن‌شاءاللّه موفق باشند. 

20564
متن پرسش
با سلام: حضرتعالی فرمودید از جایی به بعد مسیرتان را از دکتر داوری جدا می کنید نقطه افتراقتان با ایشان کجاست؟ حدس حقیر قبول نداشتن ملاصدرا است. آیا صرفا درین مساله اختلاف دارید یا مسائل دیگری هم هست؟ در پناه حق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! ما از طریق انقلاب اسلامی از توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی خارج می‌شویم، زیرا انقلاب اسلامی را روحِ تاریخی می‌دانیم که در آن هستیم، ولی آن استاد محترم نظرشان آن است که مردم چنین آمادگی‌ها را ندارند و باید با نظر به خردِ توسعه، مشکل توسعه‌نیافتگی را حل کرد. که البته نظر بسیار مهم و قابل توجهی است و باید نسبت به آن تأمل نمود و این آغاز گفتگو با اندیشمندی است که ما را به تفکر نسبت به آنچه ما را در برگرفته است دعوت می کند. موفق باشید

18504
متن پرسش
برخي با استناد به یک سري آيات و روايت و همچنين با استناد به برخي قواعد عقلي مانند قاعده لطف؛ عصمت ولي فقيه را ثابت می كنند. البته نه عصمت مطلق مانند عصمت ائمه (ع) بلكه عصمت در امور مملكت داري و امور سياسي. آن هم نه تمام امور بلكه امور اساسي و حساسي كه اگر در آن امور تصميم اشتباهي گرفته شود ضرر اساسي و جبران ناپذيري به مملكت وارد مي شود. مي گويند در اين امور اگر ولي فقيه بخواهد تصميم اشتباهي بگيرد خدا به يك نحوي او را مطلع مي كند كه اين تصميم اشتباه است يا اينكه كاري مي كند كه از اول ولي فقيه به سمت اتخاذ آن تصميم اشتباه نرود. البته برخي ها پا را از اين هم فراتر گذاشته مي گويند در مطلق امور مربوط به ولايت فقيهي ايشان معصوم است نه فقط در امور حساس و اساسي. مثلا يكي از دلايلي كه اين افراد مي آورند داستان فتواي شيخ مفيد (ره) در مورد زن حامله اي كه مرده بود و فتواي اشتباهش كه خود امام زمان (عج) آمدند فتوا را درست كردند كه پس از فهميدن شيخ (ره) اين واقعه را مدتي از صدور فتوا خودداري كردند كه پس از چندي توقيعي از ناحيه حضرت دريافت مي كنند كه در آنجا حضرت به شيخ (ره) مي فرمايند شما كارتان را انجام دهيد اگر جائي هم اشتباهي رخ داد ما درستش مي كنيم. حال اين عده مي گويند وقتي در يك امر شخصي كه بحث سر مرگ و زندگي يك انسان است خود امام (عج) فتواي اشتباه عالم زمان را درست مي كنند؛ به طريق اولي زماني كه تصميم مربوط به كل امت اسلامي و جامعه اسلامي است و در صورت اشتباه يك امت ضرر مي بينند امام (عج) وارد مي شوند و كارها را درست مي كنند. يا يكي ديگر از ادله حديث زير است: «إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُم‏» مي گويند خود امام (عج) حواسش به اين نظام و اين انقلاب و ولي فقيه است. وقتي ولي فقيه واقعا قصدش خدمت به اسلام است و عادل است و مجتهد است و متقي است اگر جائي هم بخواهد اشتباهي صورت بگيرد خود حضرت به يك طريقي دخالت مي كنند و نمي گذارند اشتباه صورت بگيرد. يا يك سري آيات و رويات و ادله ديگر. حتي بعضا به برخي مكاشفات نيز اين عده استناد مي كنند. حال به نظر شما اين استدلال درست است يا خير؟! در مجموع استدلال را نقد كنيد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این نوع نگاه، نگاه خوبی است و تجربه هم نشان داده است که همین‌طور باید باشد. ولی در یک محفل علمی موضوع این‌طور مطرح می‌شود که چون ولیّ فقیه کارشناسِ رجوع به متون دینی است و مبنای سخن او بر اساس تحقیقی است که در آن متون کرده، نسبت به سایر انسان‌ها در رابطه با هدایت جامعه، کمترین اشتباه را دارد و به اصطلاح، قلیل‌الاشتباه است. مثل متخصص در بیماریِ قلب که نسبت به سایرین در رابطه با درمان بیمار مبتلا به بیماری قلب در اشتباه کمتری است. در این رابطه می‌توانید به قسمت آخر کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» رجوع فرمایید. موفق باشید

17890
متن پرسش
با سلام خدمت مبارک استاد بزرگوار: استاد عزیز حضرتعالی همواره در آثار گوهر بارتان از عبارت «عالم ملکوت» یا «عالم قدس » استفاده می نمایید، خواستم بدانم مقصود شما از این عالم چیست؟ عالم برزخ است؟ یا عالم قیامت است؟ به طور مشخص ذهن شنونده یا خواننده وقتی که این عبارت را می شنود باید به چه کسی یا عالمی معطوف گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عالم ملکوت وجهِ مجرد عالم ماده است مثل نفس ناطقه که وَجهِ مجرد انسان است و عالم قدس یعنی همه‌ی عالم غیب اعم از عرش و کرسی. موفق باشید

نمایش چاپی